
sharifi
جانشین گرداننده تالار

 وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
|
ارسال شده در: يكشنبه، 27 دي ماه ، 1388 23:17:07 موضوع مطلب: میغ ِ دریغ |
|
|
درود
استاد میر جلال الدین کزازی ، دُر ِ ژرف-دریای ادب پارسی راست :
فرهیخته ی فرمند ، ایرانی نژاده ی آزاده!
درود بر تو باد که ایران را فرزندی برازنده و بَرومندی! نامه ی دومینت که به خامه ی شکرین پارسی نوشته بود ، رسید. دست مریزاد! دریغ دردآمیغت میغی بود که آتش بر کشته ی جان می بارید. بارانش که از خارخاری خارایی مایه می گرفت ، کِشتزاران ِ امید را به دشت ِ خاران دیگر می کرد و جهان ِ جان را زیر و زبر. لیک این همه را فرو گذار و بیش ، بیم مدار. گرم ِ فرهنگ باش و در پی فر و هنگ. زیرا گذران ِ روز دیگر است و داستان ِ سوز دیگر. روز ، هرچند تلخ و تیره ، به فرجام می آید. آنچه می پاید و دم به دم از نو می زاید ، سوز است. ایران را که سرزمین هزاره هاست ، سوز پاس داشته است ، سوز ایرانیان ؛ همین سوز است که جهان افروز شده است. دل به پایا باید بست که بایا آن است. هر سپنج مگر کان و کاون ِ رنج نیست. بیاهنج گنج را ، گنج امید که نوید ِ روزی نو و دلافروزی نو در آن نهفته است. زیرا که در خفتن ، مژده ی بیداری هست و در آشفتن ، نوید ِ شکفتن. مَپَزمُر که بهار فراز خواهد آمد ، هرچند دیر و بناز ، ایدون باد!
(از اخگر تا اختر ، سروادهای بی سرود) _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند |
|