| نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي |
| نويسنده |
پيغام |

sharifi
جانشین گرداننده تالار

 وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 20 آذر ماه ، 1388 14:03:33 موضوع مطلب: تخته نرد و شترنگ |
|
|
با درود
برگرفته از اینترنت
با چنين تخته و اين مهره و ايـن كهنه حريف
چشـم بردن بودت،عقـل تو بیبـنياد اسـت
بـخت در آمد كار اسـت، نـه دانـسـتـن كـــار
طاس اگر نيک نـشيند همه كس نـراد است
در جزوه ي كوچكی به زبان پهلوی یكی از داستانهای مربوط به پیدایش تخته نرد را میتوان خواند :
در زمان پادشاهی انوشیروان خسرو پسرقباد، پادشاه هند «دیورسام بزرگ» برای سنجش خرد و دانایی ایرانیان و اثبات برتری خود شطرنجی را که مهره های آن از زمرد و یاقوت سرخ بود، به همراه هدایایی نفیس به دربار ایران فرستاد و «تخت ریتوس» دانا را نیز گماردهء انجام این کار ساخت. او درنامهای به پادشاه ایران نوشت: «از آنجا که شما شاهنشاه ما هستید، دانایان شما نیزباید از دانایان ما برتر باشند. پس یا روش و شیوهء آنچه را که به نزد شمافرستادهایم (شطرنج) بازگویید و یا پس از این ساو و باج برای ما بفرستید». شاه ایران پس از خواندن نامه چهل روز زمان خواست و هیچ یک از دانایان در این چند روزچاره و روش آن را نیافت، تا اینکه روز چهلم بزرگمهر كه جوانترین وزیر انوشیروان بودبه پا خاست و گفت: «این شطرنج را چون میدان جنگ ساختهاند كه دو طرف با مهره های خود با هم میجنگند و هر كدام خرد و دوراندیشی بیشتری داشته باشد، پیروز میشود.» ورازهای کامل بازی شطرنج و روش چیدن مهره ها را گفت. شاهنشاه سه بار بر او درودفرستاد و دوازده هزار سکه به او پاداش داد. پس از آن «تخت ریتوس» با بزرگمهر به بازی پرداخت. بزرگمهر سه بار بر تخت ریتوس پیروز شد. روز بعد بزرگمهر تخت ریتوس رابه نزد خود خواند و وسیلهء بازی دیگری را نشان داد و گفت: اگر شما این را پاسخ دادید ما باجگزار شما می شویم و اگر نتوانستید باید باجگزار ما باشید.» دیورسام چهل روز زمان خواست، اما هیچ یک از دانایان آن سرزمین نتوانستند «وین اردشیر» را چاره گشایی کنند و به این ترتیب شاه هندوستان پذیرفت كه باجگزار ایران باشد. اين بازی نوتخته نرد بود.
اين داستان در عين اينکه مقابله تفکر ايرانی با تفکر بيگانه را نشان میدهد، يعنی دخالت تقدير و سرنوشت (نرد) و يا احاطهء کامل تدبير و عقل انسان بر زندگی (شطرنج)، احتمالاً حقيقت ندارد و تخته نرد به يک باره و توسط يک نفراختراع نشده است. اما در اينکه تخته نرد يکی از قديميترين بازيهای جهان است، شکی نيست.
__________________ _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند |
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از sharifi تشکر کرده اند nedaafarid |
|
 |

sharifi
جانشین گرداننده تالار

 وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 20 آذر ماه ، 1388 14:04:23 موضوع مطلب: |
|
|
تا چندی پيش تصور میشد که خاستگاه تخته نرد در حدود پنج هزار سال پيش در بينالنهرين بوده است. در دهه بيستم ميلادی باستانشناس انگليسی سر لئوناردوولی (Sir Leonard Woolley) در خرابههای آرامگاه سلطنتی اور (عراق کنونی) يک بازی تخته نرد يافت که با بازيهای کنونی تفاوت چندانی ندارد. چند سال بعد در مقبرهء توتانخآمون در دلتای نيل تخته نردهای ديگری کشف شدند که قدمت آنها به ۱۵۰۰ سال قبل از تولد مسيح میرسد. بسياری از نقاشيهای ديواری مقبره حکايت از محبوبيت اينبازی دارند که هم بين توانگران و هم بين مردم عادی رواج داشته است.
امااکنون کهن ترين تخته نرد جهان در شهر سوخته به همراه ۶۰ مهره يافت شده که بسيارقديميتر از تخته نرد گورستان سلطنتى اور در بين النهرين میباشد. اين كشف بزرگ،باستان شناسان را به اين نتيجه رسانده كه بازى تخته نرد از شهر سوخته به تمدن بين النهرين رفته است. «منصور سجادى» باستان شناس و سرپرست هيات كاوش در شهر سوخته میگويد: «اين تخته از چوب آبنوس و به شكل مستطيل است. روى اين تختهء بازى نقش يكمار حكاكى شده كه اين مار با پيچش به دور خود، ۲۰ حلقه ايجاد كرده است. اين ۲۰دايره در واقع ۲۰ خانهء بازى هستند. نقش مار روى تخته به گونهاى است كه در نهايت دم مار در دهان او جاى گرفته است.» به گفتهء سجادى ۶۰ مهرهء يافت شده در يك ظرف سفالى در كنار تخته قرار داشته اند. جنس اين سنگ ها از جنس سنگهاى رايج در شهرسوخته از جمله لاجورد، عقيق و فيروزه است.
چندی پيش در جيرفت نيز پنج تخته بازی با قدمت حدوداً پنج هزار سال يافت شد که به گفته دكتر «يوسف مجيدزاده»، سرپرست گروه باستان شناسی جيرفت و حوزه هليلرود، اين تختهها مانند بازی تخته نرد به نظرمیرسند.
تخته نرد در جنوب اروپا به تدريج گسترش پيدا کرد. افلاطون، هومر ومشاهير يونانی ديگر آن را در نوشتههای خود توصيف کردهاند. به جفت شش «آفروديت» میگفتند و رقمهای پايينتر تاس را «سگ» میناميدهاند. در بين روميان قديم بازیبيش از پيش محبوبيت و گسترش يافت. آنها با سه تاس بازی میکردند و سه نام مختلف برای تخته نرد داشتند: Alea (ريختن تاس)، Tabulae (تخته، ميز) يا Ludusduodecim scriptorum (بازی دوازدهخطی). در پمپئی يک نقاشی ديواری عظيم کشف شد که صحنهء اولآن دو رومی را هنگام بازی نشان میداد. در صحنهء دوم صاحب مسافرخانه دو بازيگر رابا خشم بيرون میاندازد.
با اين حال تخته نرد ديرتر، يعنی بعد از جنگهای صليبی در بقيه اروپا رواج پيدا کرد. به آن نرد، Tric Trac ،Puff، Tables يا Plakoto میگفتند و با دو تاس بازی میکردند. Tabula، نوع رومی بازی، در تمام اروپاگسترش يافت. در ابتدا بازی اشرافيان بود، اما به تدريج بين مردم عادی نيز محبوب شد. کليسا قرنها سعی کرد که جلوی اين نوع قمار را بگيرد و موفق نشد.
اما تخته نرد در هيچ نقطه جهان غرب مانند انگلستان رواج و محبوبيت نداشته است. طبق گزارشهای شفاهی ريچارد شيردل به خاطر علاقه سربازانش به اين بازی مرتب دچار دردسر میشده است، به همين دليل دستور داده بود که هيچ فردی با درجهء پايينتر از شواليه اجازهءبازی به شرط برد و باخت پول ندارد.
اولين مسابقهء بينالمللی تخته نرد به همت شاهزاده Alexis Obolensky در سال ۱۹۶۴ در جزاير باهاما انجام شد و از آن زمانبه بعد سالانه تکرار میگشت. در دهه ۷۰ اولين کتابهای قوانين بازی نوشته شدند وباعث گسترش بيش از پيش تخته نرد گشتند. شخصيتهای مشهوری مانند کريستينا اوناسيس (Christina Onassis) دختر ميلياردر معروف يونانی آريستوتلس اوناسيس، گونتر ساکس (Gunther Sachs) وارث کارخانه اوپل و شوهر سابق بريژيت باردو، يو هفنر (Hugh Hefner) ناشر مجله پلیبوی و غيره به رواج بيشتر اين بازی در جهان غرب دامن زدند. _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند |
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از sharifi تشکر کرده اند nedaafarid |
|
 |

sharifi
جانشین گرداننده تالار

 وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 20 آذر ماه ، 1388 14:05:05 موضوع مطلب: |
|
|
در ايران اين بازی با وجود مخالفتهای متعصبان مذهبی که با هرگونه تفريح وشادی و هيجان بیآزار دشمن هستند کماکان محبوبيت خود را حفظ کرده است. از محمدپيامبر مسلمانان نقل شده که «هر كس نرد بازى كند مثل اين است كه دستش را در گوشت وخون خوک رنگ كرده است» و «هر كس نرد بازى كند به راستى كه از خدا و رسولش نافرمانىكرده است». طبق اين گفته و حديثهای ديگر در اسلام بازی با نرد ولو بدون برد و باخت حرام شناخته شده است. با اين حال پير و جوان بدون توجه به اينگونه فرمانها و فتواهااين بازی زيبا و مهيج را تا امروز زنده نگه داشتهاند.
تخته نرد از يک تخته دو قسمتی و دو تاس تشکيل گشته که در هر طرف تاسها، اعداد يک تا شش با ستارهها ياخالهايى ريز نشان داده شده است.
باختم با پاكبازان، عالم خاكى به خاک
وزپى آن عالم اينک در قمارى ديگرمبردم
از نراد گيتى يک دو داو اندر سه زخم
گرچه از چار آخشيج و پنج حس در شش درم
توجه کنيد به ظرافت خاقانى که چگونه اعداد يک تا شش را در يک بيت جا داده است. واژهء «داو» در مصرع سوم يکی ازاصطلاحات رايج تخته نرد است، يعنى اينكه يكى از دو حريف ادعا كند كه بازى را خواهدبرد و از ديگری بخواهد كه تسليم شود. «آخشيج» به معنای عنصر میباشد، چار آخشيج يعنی عناصر چهارگانه.
· ستارهها يا خالهاى روى تاس (کعبه) نشانه ستارههاى آسمان هستند كه گردش و وضعيت آنها سرنوشت انسانها را رقم میزنند و کاسه کوچک چرمينی که در آن تاسها میغلتند و واژگونه روی تخته گذاشته میشود حکم ظرف آسمان رادارد که روی زمين (تخته) قرار گرفته است.
· اگر عدد يک طرف تاس را با عدد طرف مقابل آن جمع كنيم عدد ۷ را به دست میآوريم كه نشانهء هفت روز هفته است.
· تختهء اين بازى دو خانهء دوازدهگانه دارد، به نيت ۲۴ ساعت شبانهروز.
· ۳۰ مهره روزهای ماه رانشان میدهند، با پانزده مهره سفيد به نشانهء پانزده شب مهتابى و پانزده مهره سياه به نشانه پانزده شب تاريک.
· تخته نرد به چهار قسمت تقسيم شده است كه نمايانگر چهارفصل سال يا چهار عنصر باد و آب و خاک و آتش است.
· 30مهره: نشان گر 30 شبانه روز یک ماه
· 24خانه: نشان گر 24 ساعت شبانه روز
· 4قسمت زمین: 4 فصل سال
· 5 دست بازی: 5 وقت یک شبانه روز
· 2رنگ سیاه و سپید: شب و روز
· هر طرف زمین 12 خانه دارد: 12 ماه سال
· تخته نرد: کره زمین
· زمین بازی: آسمان
· تاس: ستاره بخت و اقبال
· گردش تاسها: گردش ایام
· مهرهها: انسانها
· گردش مهره در زمین: حرکت انسانها ( زندگی)
· برداشتن مهره در پایان هر بازی: مرگ انسانها
اعداد تاس
1 :یکتایی و خداپرستی
: 2 آسمان و زمین
3 : پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک
: 4 شمال، جنوب، شرق، غرب
5 :خورشید، ماه، ستاره، اتش، رعد
6 :شش روز افرینش _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند |
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از sharifi تشکر کرده اند nedaafarid |
|
 |

sharifi
جانشین گرداننده تالار

 وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 20 آذر ماه ، 1388 14:05:21 موضوع مطلب: |
|
|
يکی از نخستين كتابهاى ايرانى درباره ي بازى تخته نرد «رساله ي قمارخانه» نوشتهء محمد امين ميرزا قاجار پسرفتحعلى شاه میباشد. نويسنده در اين كتاب به ۹ بازى رايج و مرسوم عصر خود پرداخته است، از جمله تخته نرد. محمدعلى جمالزاده در مقاله ي«بازى نرد قبل از سامانيان» درباره ي گذشته تاريخی اين بازی نوشته است. اخيراً نيز کتابی با عنوان تخته نردتقدير يا تدبير نوشته ابوالقاسم تفضلی منتشر گشته که در آن به تاريخچه تخته نرد وتأثير آن بر ادبيات فارسى پرداخته شده است (آقای ابوالقاسم تفضلی برادر مرحوم محمودتفضلی است که آثار جواهر لعل نهرو را به فارسی برگردانده. جالب اینکه پسرِ آقای محمود تفضلی، دکتر شیوا تفضلی، نفر دوم مسابقات جهانی تخته نرد است و ریاست عالیه مسابقات تخته نرد اروپای غربی را به عهده دارد!) . كتاب شامل بسياری از حكايات خواندنى و تاريخی، اشعار شاعران قديمى و تعبيرها و اصطلاحات پيرامون تخته نرد میباشد.
همچنين میتوان به كتاب «تخته نرد از ديدگاه تاريخ و ادبيات» نوشتهء عزيز نقدیوند اشاره کرد كه توسط انتشارات كليدر به چاپ رسيده است. اين كتاب شامل اولين لغتنامه ي تخته نرد میباشد و در عين حال پژوهشی است در مورد سابقه ي تخته نرد. مطالب ديگر از جمله قوانين و حركات مهرهها، اصطلاحات رايج در اين بازی، اشعار مربوط، كركریخوانی، انواع بازيهای از ياد رفته ي تخته نردو مقالات تحقيقی جالبي را نيز مي توان در آن جست. _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند |
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از sharifi تشکر کرده اند nedaafarid |
|
 |

sharifi
جانشین گرداننده تالار

 وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 20 آذر ماه ، 1388 14:10:54 موضوع مطلب: |
|
|
30 مهره : نشان گر 30 شبانه روز یک ماه
٢۴خانه : نشان گر 24 ساعت شبانه روز
4 قسمت زمین : 4 فصل سال
5 دست بازی : 5 وقت یک شبانه روز
2 رنگ سیاه و سپید : شب و روز
هر طرف زمین 12 خانه دارد : 12 ماه سال
-------------------------------------------------
تخته نرد : کره زمین
زمین بازی : اسمان
تاس : ستاره بخت و اقبال
گردش تاس ها : گردش ایام
مهره ها: انسان ها
گردش مهره در زمین: حرکت انسان ها (زندگی )
برداشتن مهره در پایان هر بازی : مرگ انسان ها
-----------------------------------------------------------
اعداد تاس :
1 : یکتایی و خداپرستی
2 : اسمان و زمین
3 : پندار نیک ؛ گفتار نیک ، کردار نیک
4 : شمال ، جنوب، شرق، غرب
5: خورشید ؛ ماه ، ستاره ، اتش ، رعد
6 : شش روز افرینش _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

sharifi
جانشین گرداننده تالار

 وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 20 آذر ماه ، 1388 14:11:34 موضوع مطلب: |
|
|
بزودی در ادامه داستان چگونگی پیدایش تخته نرد و شترنگ را می آورم... _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند |
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از sharifi تشکر کرده اند farahvashi |
|
 |

farahvashi
هموند بسیار کوشا

 وضعيت: آفلاين 5 آذر ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 76 امتياز: 163 تشکر کرده: 41 تشکر شده 34 بار در 27 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 20 آذر ماه ، 1388 15:17:34 موضوع مطلب: |
|
|
درود بر شریفی عزیز
دوست من پس راست است که گویند شترنگ را هندیان و تخته نرد را ساکنان شهر سوخته پدید آوردند؟ _________________ نادر شاه افشار : میدان جنگ می تواند میدان دوستی نیز باشد اگر نیروهای دو طرف میدان به حقوق خویش اکتفا کنند .
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

sharifi
جانشین گرداننده تالار

 وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
|
ارسال شده در: شنبه، 21 آذر ماه ، 1388 19:49:06 موضوع مطلب: |
|
|
درود گران-جان
یعقوبى, این گفت آورد که در پی می آید (که برخی از داناهای هند آورده اند) را استوار مى داند و داستان دیگرى كه در باره پیدایش شطرنج, تاریخ نویسان آورده اند , نمی پذیرد
برخى از دانایان هند, گویند:
مرگ بر كشور هند, فزونى یافت. دانشمند ان مردند و حكومت, ناتوان شد. مرد خردمندى, به نام (قفلان), نزد پادشاه رفت و گفت: (انسانها جزئى از حیوانات هستند و حیوانات كوچك و ناچیزترند از آن كه خالقى امور آنها را تدبیر كند, بلكه امور آنها, به فلك مربوط است.
مسعودى در باره پیدایش شطرنج مى نویسد:
(شطرنج در زمان بلهیت اختراع شد و این بازى بر بازى با (نرد) چیره گشت. مهره هاى شطرنج, بر اساس صورت انسان و حیوانات ساخته شده اند كه داراى مراتب هستد و تدبیر به شاه و پس از او, برحسب مراتب, به افراد دیگر سپرده شده است. این, نمودى است از اجرام علوى آسمانى هفت و دوازده. اساس اداره كشور, بر همین گونه تدبیر نهاده شده است و این كه دشمن از كجا و چگونه و چه زمانى مى آید براى هند, در بازى شطرنج, اسرارى است كه در دو چندان ساختن حساب خانه ها, نهفته است. حسابها بالا مى روند, تا به علت اولیه منتهى مى شوند و هرچه از یكى دورتر شویم, تأثیر گذاردن عالم بیشتر مى شوند.)
بر حسب این نظریه, اهل هند, شطرنج را رمز جهان خلقت و چگونگى كثرت و وحدت و نقش هركدام در تدبیر امور جهان مى دانند كه كثرت به وحدت, منتهى مى شود و در نهایت, خالق و مدبر جهان, یكى بیشتر نیست.
پادشاه از او خواست, تا تصویر و دلیل این سخن را بیاورد.
وى, (نرد) را طراحى كرد كه بر اساس گردش زمان, كه یك سال است, مطابق با دوازده ماه در دوازده برج و سى روز درسى در جه و ایّام هفته و سیّارات هفتگانه ساخته شده است.
براى این (بازى), تخته اى قرار داد شبیه سال و در آن, 24 خانه در نظر گرفت, به عدد ساعات شب و روز كه در هر طرف دوازده خانه مى باشد و در آن خانه ها سى نگهبان, قرار دارد, تشبیه به قرار گرفتن روزها در برجها و دو مهره, تشبیه به شب و روز, كه شش جهت دارد.
عدد شش, كامل ترین عدد است كه نصف و یك سوم و یك ششم دارد. و در هرمهره, نقطه هایى تعبیه كرد كه چگونگى قرار گرفتن این مهره بر روى تخته, وضعیت بازى را تعیین مى كند.
وقتى (قفلان), این بازى را اختراع كرد و به شاه ارائه داد, وى خوشحال شد. و امور اهل هند, به گونه اى گذشت كه گویى, گردش ایّام و افلاك, آن را تعیین و تدبیر مى كنند و آدمى در سرنوشت خود, دخالتى ندارد. زمان به همین منوال گذشت و مردم, امورشان را مربوط به فلك مى دانستند, تا (بلهیت) زمام كشور را به دست گرفت. وى , از چنین شیوه اى, خوشش نیامد. پرسید: از دین (برهمن) كسى باقى مانده است؟
مردم, شخصى را كه دین و خرد داشت, به وى معرفى كردند و (بلهیت) او را خواست و موضوع را در میان گذاشت.
او گفت: من دلیلى ارائه مى دهم كه به وسیله آن, خردمند و ناتوان و دانا و جاهل و... شناخته شوند.
وى, شطرنج را ساخت كه در فارسى, هشت رنج گویند. هشت یعنى ثمانیه و رنج یعنى صفحه. این صفحه را هشت در هشت قرار داد كه حاصل ضرب آنها, شصت و چهار خانه مى شود. و جمعاً, سى و دو مهره قرار داد, كه بین دو رنگ تقسیم مى شوند و شانزده را بر شش صورت تقسیم كرد: شاه و وزیر (در هركدام یك عدد) دو رأس فیل, دو عدد رخ, دو رأس اسب و دیگر سربازان.
حكیم گفت: چیزى ارجمندتر از جنگ نیست; چرا كه در جنگ, برترى صاحب اراده و خردمند و... دانسته مى شود.پادشاه, بسیار خوشحال شد و مردم را جمع كرد و گفت: در جهان, اندیشمند و عاقل تر از انسان نیست و جهان, بر مدار انسان مى چرخد. خداوند, فلك و آنچه در آن است, براى انسان آفریده است.
انسان, مالك همه چیز و همه در تصرف انسان هستند و برترى انسانها بر یكدیگر, به دانایى و عقل است.) _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

farahvashi
هموند بسیار کوشا

 وضعيت: آفلاين 5 آذر ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 76 امتياز: 163 تشکر کرده: 41 تشکر شده 34 بار در 27 پست
|
ارسال شده در: شنبه، 21 آذر ماه ، 1388 22:35:31 موضوع مطلب: |
|
|
درود بر شریفی عزیز
سپاس از جستارت.اینها نمایانگر ذهن باز "آن حکیم" ست. باور هایی که اگر مردمان در درازای تاریخ به آن بیشتر پرداخته بودند اکنون در قلمرو دانش و بینش بسیار بسیار فراتر از اینی که هستیم پای گذاشته بودیم _________________ نادر شاه افشار : میدان جنگ می تواند میدان دوستی نیز باشد اگر نیروهای دو طرف میدان به حقوق خویش اکتفا کنند .
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

sharifi
جانشین گرداننده تالار

 وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
|
ارسال شده در: سه شنبه، 24 آذر ماه ، 1388 16:51:25 موضوع مطلب: |
|
|
درود
نوشته ی زیر برگردان "CHESS; Iranian or Indian Invention" از تارنمای کانون پژوهشهای ایران باستان به نوشته ی "علیرضا سپهرآرا" می باشد :
خاستگاه شطرنج
شطرنج یکی از سرگرمی های همگی پسند آدمی است و این بازی نه تنها به فرنام(عنوان) یک بازی بلکه به فرنام یک هنز و دانش و ورزش از آن سخن رفته است.شطرنج را در برخی زمان ها مانند بازی یا هنر جنگ-پنداری نیز به آن نگاه شده است و یادگیری و بازی کردن شطرنج را راهی برای بالابردن و توانمند کردن نیروی ذهنی آدمی شناخته شده است.
دیدگاهی که شطرنج نزدیک به همان شکلی که اکنون بازی میکنیم به گونه ناگهانی پدید آمده یا نوآوری تنها یک کس باشد خردمندانه نیست.دیدگاهی که شطرنج آمیخته ای از دیگر بازی های تخته ای باشد درست و شایسته به چشم می آید.اگرچه نویسنده این نوشته دیدگاه آمدن همه جوهره های بازی شطرنج از بازی های دیگر می آید ولی در برابر آن دارای زمینه دینی با جوهره های ستاره شناسی نزدیک به همه بازی های تخته ای را که میشناسیم نیز شدنی است.ایران برای یکی از خاستگاه های شطرنج بسیار شدنی است به ویژه به انگیزه دو مهره از سده دوم پس از زایش مسیح که میتوانند مهره های شطرنج باشند که در گستره ایران فرهنگی یافت شدند.
به هر شکل, "شطرنج یک بازی کهن است که نخستین باری که از آن در سند و دستک ها یاد شده به سالهای نخست سده هفتم پس از زایش مسیح برمیگردد و شطرنج وابسته به اپاخترباختری(شمال غربی) هند و پارس(Persia) است." -- فیسکه, مردم (Fiske, the Nation)
خواستاری شکوه
پژوهشگرهای گوناگون خاستگاه های گوناگون را برای شطرنج بیان کردند: بیدو(Bidev) میگوید که "شطرنج از چین می آید" در هنگامیکه سمسین(Samsin) پیشنهاد میدهد که پدید آمدن شطرنج از پیوندزده شدن میان بازی های خاوری و باختری در پادشاهی پس از اسکندر در افغانستان کنونی در هنگامه ۵۰ سال پ.م - ۱۸۰ پس از زایش مسیح بوده است.جاستن(Josten) دیدگاهی میان آنها دارد و پدید آمدن شطرنج در پادشاهی کوشان در ۵۰ سال پ.م - ۲۰۰ سال پس از اسلام پشتیبانی میکند.
به هرگون, نیرومند ترین یا شاید بر سر و سداترین دیدگاه ها از آنهایی آمده باشد که می اندیشیدند که شطرنج از شبه قاره هند در پیرامون 600 سال پس از زایش مسیح پدید آمده است. این دیدگاه بدست موری(Murray) و ون در لینده(van der Linde) در پایان سده نوزدهم و آغازه سده بیستم رواج یافت و سپس آوربک(Averbak) از آن پشتیبانی کرد.
این نوشته کوتاه به بازرسی چند گواه بر خاستگاه ایرانی بودند پدیدآیی شطرنج از راه ریشه جویی, ادبیات و دیرینه شناسی میردازد و همچنین پیشنهاد میکند که پرسش خاستگاه شطرنج همچنان بی پاسخ مانده است.
گواهی ریشه واژگان
نامهای گوناگونی چه در گذشته و اکنون برای بازی های شطرنج-مانند به کار برده شده است.برای نمونه چاتورنگا(Chaturanga) یک بازی شطرنج-مانند است ولی بر تخته ۸ در ۸ بازی میشود(همستار(مخالف) شطرنج امروزی که بر تخته ۱۲ در ۱۲ است) و در این بازی مهره ها و دادستانی(قانونی) با کمی گوناگونی از آنچه در شطرنج امروزی هست به کار میرود. این بازی به فرنام(عنوان) نیای بازی شطرنج از خاستگاه هندی آن پیشنهاد شده است.
واژه "چاتورنگا" به چم(معنی) "سربازهای چهاربخش یا گونه" است.این واژه بازتاب دهنده چهار گروه بودن ارتش ودایی است که این چهار گروه خود در گونه مهره های بکاربرده شده در آن بازی بازتاب یافته اند. ریچارد کلوو(Richard Calvo) یاداشت برمیدارد که نخستین اشاره بی تردید به بازی چاتورنگا در هرسچسچریتا (Harschascharita) بدست بینا(Bina) شاعر درباری بوده است که در میان ۶۲۵ تا ۶۴۰ سال پس از زایش مسیح نوشته شده است.نخستین کاربرد ادبی این واژه و خاستگاه ان از زبان سانسکریت پیشنهاد شده است تا پشتیبانی گواهی خاستگاه هندی شطرنج را فراهم آورد. به ویژه موری(Murray) پیشنهاد داده است که واژه پهلوی چترنگ که هم چم(معنی) بازی کنونی شطرنج است از چتورانگا سرچشمه گرفته شده است.
به هرگون, یکی از بزرگترین گواهی های ریشه جویی را میتوان در واژگان فرازبانی(اصطلاحی) مهره های شطرنج است که پارسی هستند که نمونه آن رخ است.
روک(Rook) که باختریان(غربیان) از رخ گرفته اند نام دیگر پرنده افسانه ای ایرانیان سیمرغ است.در ادبیات ایرانی-اوستایی سیمرغ به نام هما شناخته و به عربی به نام رخ شناسانده شده است.سیمرغ یا رخ بهگونه جانور بزرگ بالداری به شکل پرنده نمایش شده است که میتواند یک فیل یا یک شتر را بلند کند. کارایی مهره رخ در بازی شطرنج و پیکرنگار آن در جهان ایرانیان بسیار پربار و ارزشمند است.پرنده ای که ایرانیان باور داشتند که بخش جدایی ناپذیری با باروری زمین و همچنین پیوستگی میان زمین و آسمان دارد. در هند این مهره را هاثی(haathi) به چم فیل بیشتر مورد پسند است.
اشاره دیگر در زبانزد(اصطلاح) مهره ها است که به گونه پایا و ماندگار به جانوران گوناگون پیوستگی دارد تا بخشهای یک ارتش. برای نمونه در "گرنده آسدرکس Grande Acedrex" شاه الفنسوی کستایل(King Alfoso of Castile) در سال ۱۲۸۳ ترسایی شیرها و سوسمارها و زرافه ها و دیگر آمده است. بازی بر روی تخته ۱۲ در ۱۲ با پرشهای ویژه هر مهره و نوآوری آن به همان زمان دوردستی در هند با شطرنج ساده پیوند دارد. اینها در هر زمینه ای که به هند اشاره شود بسیار بی قاعده هستند.(ده گرویتر De Gruyter)
یکی دیگر از زبانزدهای شطرنج که ریشه ای بسیار ژرف(عمیق) با زبان پارسی دارد کیش مات ( "Checkmate" بازگردان انگلیسی از واژه "شاه مات" به چم "شاه بی جنبش شده است" است) و همچنین فیل و وزیر هستند.
بیشاپ (Bishop) که مهره شطرنجی از نوآوری باختریان است از مهره فیل شاید در سده ۱۵ ترسایی سرچشمه گرفته شده است. در اروپا و بخش باختری جهان اسلام, مردم کمی یا هیچ چیزی درباره فیل نمیدانستند و نام این مهره از راه زبان لاتین "الفینوس" (Alfinus) که واژه ای بدون چم(معنی) دیگر و زبانهای مانند آن به درون اروپای باختری رفته است.
این واژه "الفیل" براستی وامواژه عربی از پارسی "پیل<فیل" است و به وارون واژه اسپانیایی "الفیل alfil" به گمان بسیار زیاد از زبان عربی گرفته شده است. شطرنج در اسپانیا بدست علی ابن نفی(همچنین به نام زریاب شناخته شده است) شاعر و آهنگ ساز و خواننده بلند آوازه پارسی در سده نهم ترسایی شناسانده شده است.این داستان در لیبرو ده لوس جوئگوس(Libro de los juegos) بلندآوازه که کتاب خطی سده ۱۳ ترسایی است که شطرنج و تخته نرد و تاس در سرپوش ان است.
برخی دلیل می آورند که از آنجایی که مهره ها به فیل اشاره میکنند پس باید خاستگاه هندی داشته باشد ولی دیگر روی فیلها تنها دربست هند نیستند().به هر شکل, ایرانیان نخستین مردمی بودند که سواره نظام را بکاربردند و ایرانیان همچنین دارای سربازهای پیاده و ارابه و فیل بودند به همان شکل که دارای رودخانه و کشتی های جنگی بودند. در مصر, شاهان دوره بطلمیوس به گونه پی در پی فیلها را از سومالی فراهم می آوردند.استرابو (۱۶و ۴ و ۵) از شالوده شهرهای بسیاری در آفریقا نام می برد که انگیزه بنیادین آنها شکار فیل بود.(گوورز Gowers رویه ۱۷۳ و والبنک Walbank رویه ۲۰۵-۶) نام انگلیسی "بیشاپ" دوباره نامگذاری فیل است که از شکل قراردادی آن الهام گرفته شده است.
مهره شطرنجی که به نام "ملکه" شناخته شده در پارسی فرزین(farzin) همچنین وزیر است. عربی شده آن فیرزان(firzan) به زبانهای اروپای باختری به گونه هایی مانند الفرزا(alfferza) و فرس(fers) راه یافت و سپس دیرتر نام این مهره با "ملکه" جابجا شده و از آنجایی که هم چم هندی برای واژه ملکه "رانی rani" است, شاید انگلیسی ها آن را در زمان فرمانروایی انگلیسی ها بر هند به هند رفته است.
گواهی های تاریخی و ادبی
نوشته های پیش از اسلام به شطرنج یا پدیدآیی آن به ویژه دو نوشته پارسی در ۶۰۰ سال پس از مسیح همه به خاستگاه ایرانی آن اشاره میکنند.این نوشته ها یک پارچه شطرنج را به پایان دوره فرمانروایی ساسانیان در ایران(۲۲۴ - ۶۵۱ پس از مسیح) پیوند میدهند.
در "کارنامک اردشیر پاپکان" که رساله ای حماسی درباره بنیانگذار پادشاهی ساسانیان است از بازی شترنگ به فرنام یکی از هنرهای فرهنگی اردشیر در زمان شاهزادگی بوده است.این نیروی روشن کننده ای است که یک بازی با نام شترنگ در زمان ویرایش نوشته به گمانی در زمان فرمانروایی خسرو دوم پرویز (۵۹۰-۶۲۸ پس از زایش) همگان پسند بوده است.این نوشته میتواند به دیرینی ۲۶۰ سال پس از زایش ساخته شده باشد.
سومین و نوشته پهلوی پایانی به نام "خسرو و ریتک(شاگرد) Khowsrow and the Page" شناخته میشود. در آن همراه با بازی های دیگر در بخش پانزدهم آن آمده است که "و در بازی شطرنج و تخته نرد و هشت پای من از همراهانم برتر بودم"(انوالا (Unvala) رویه ۱۶ و منشی زاده ۱۹۸۲ ره ۶۵ و پاناینو (Panaino) رویه ۵۱). اینگونه به چشم می آید که داستان در دربار خسروی یکم انوشیروان(جاودان روان)(۴۸۸-۵۳۱ پس از زایش) جای گرفته است و بیان میدارد که شطرنج یکی از کارهای فرهنگی است که یک نجیب باید آن را بیآموزد.
فردوسی بزرگترین رزم (حماسه) سرای ایرانیان همچنین دراینباره در سده ۱۰ ترسایی مینویسد ولی بنمایه های او یک پارچه هستند و یک زنجیره به یکدیگر پیوسته از گواهی ها تا به میانه سده ششم ترسایی در ایران میسازد. او بیان میکند که شطرنج از هندوها آمده است. پایه بر بنمایه های تاریخی ایرانیان نام "هندو" برای هند تا پس از سده ۱۱ ترسایی بکاربرده نشده است. در اینجا "هند" به چم خاور گستره فرمانروایی ایرانیان دربردارنده سیستان و بلوچستان کنونی است و در زمان هخامنشیان هند تا استان خوزستان گسترش یافت.
مانند بیدو(Bidev), تاریخ شطرنج شناس روسی اشاره کرد که هیچ کس که بتواند داد(قانون)های شطرنج را تنها با بررسی جایگاه رژه در آغاز بازی بسازد. از آن سو دستیابی به چنین کاری میتوانست از نگاه کردن به تخته نرد که یکی دیگر از نوآوری ایرانیان است(تاس نیز خاستگاهی ایرانی دارد) شدنی شده باشد.کهنترین تاس ها در جهان در "دهان غلامان" در خاورنیمروزی استان ایرانی سیستان یافت شده است که به دوران هخامنشیان بازمیگردد.
گواهی های دیرینه شناسی
کهنترین مهره های شطرنج که به روشنی شناخته میشوند در افراسیاب(سمرقند) کهن که گستره ایران فرهنگی از خاک بیرون آمده است.هم سنج با آن چنین مهره هایی در هند نیست.افراسیاب زیر فرمان اسلامی از ۷۱۲ ترسایی بوده است ولی در ریشه سرزمینی و چپیره ای(جامعه ای) پارسی است. چند مهره کهن دیگر که میتوانند مهره های شطرنج باشند گهگاه مهره های فیل و گاو کوهان دار شطرنج خوانده شدند را در تشکنت نگهداری میشد. آنها در سال ۱۹۷۲ ترسایی در دلورزین تپه(Dalverzin tepe) که دژ کهنی در نیمروز(جنوب) ازبکستان یافت شده اند و زمان برآورد شده آنها سده دوم ترسایی است. تاریخ شطرنج شناس کارشناس لیندر(Linder) گمان میکند که آنها مهره های شطرنج نیستند ولی برای نیای بازی شطرنج بوده است.آن مهره ها میتوانند به چم کهنتر بودن شطرنج پیش از زمانی که برای آن گفته شده باشد.
به هرگون, هیچ مهره ای از نخستین دوره های آن در هند نیست و تنها در سده دهم ترسایی یک اشاره کوتاه از المسعودی پدیدار میشود که " کاربرد دندان فیل(در هند) بیشتر برای تراشیدن مهره های شطرنج و تخته نرد است." برخی کارشناسان باور دارند که مهره های کهن شطرنج هندی ممکن است روزی یافت شوند. تاکنون این تنها یک مرداب پنهان شده است.
گروه دیگر مهره های شطرنج(۳ مهره) از نیشابور می آید. در نیشابور یک چینش از دندان فیل دیگر یافت شده است که برمیگردد به سده نهم یا دهم ترسایی.اینها دیگر پیکره نیستند و با الگوی خیالی تراشیده شده اند که با زبان عربی نشان داده شده اند.
آشناسازی شطرنج در هند بدست مسلمانان
نویسنده های مسلمان پی در پی بیان داشته اند که آنها بازی "شطرنج/ش" را از ایرانیان گرفتند که آنرا "شترنگ" میخوانند.این در میان انقلاب سیاسی و فرهنگی رخ میدهد که نوشته های تاریخی فرگشایی(تشریح) شده است.
فرمانروایی امویه ها بدست ابوالعباس پایان یافت که او دوره ای تازه ای را نزدیک ۷۵۰ پس از زایش آغاز کرد که پایتخت سیاسی اسلام را از دمشق به بغداد جابجا کرد که گستره پیشین ایرانیان و هنوز زیر تاثیر فرهنگی ایرانیان بود. فرمانروایی عباسیان به گونه نژادی و فرهنگی دارای خاستگاه ایرانی بودند, به همین انگیزه تاثیر ایرانیان به روشنی در رستاخیز فرهنگی که در درون تنه عربان رخ دارد چیره بودند. شمار بسیاری از آگاهی های گذشته از شهرنشینی(تمدن)های ایران و یونان و بیزانس و مصر و میانرودان گردآوری و به عربی برگردان شد.آگاهی های تازه در بدنه دانش جذب شد که در دنباله آن به باختر رفت. شطرنج تنهای یکی بخشی از این آگاهی ها بود که همراه دانشهای ریاضی و ستاره شناسی و فلسفه و یا پزشکی بسته بندی شد.
به هرگون,ما میدانیم که شطرنج در بغداد در سده نهم ترسایی شکوفا شد ولی تنها سند معتبر از بازی کردن شطرنج در هند به سده ۱۱ ترسایی برمیگردد. _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

sharifi
جانشین گرداننده تالار

 وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
|
ارسال شده در: سه شنبه، 24 آذر ماه ، 1388 16:58:04 موضوع مطلب: |
|
|
فرتورهای زیر ، وابسته به نوشتار بالاست _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

sharifi
جانشین گرداننده تالار

 وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
|
ارسال شده در: سه شنبه، 24 آذر ماه ، 1388 17:01:07 موضوع مطلب: |
|
|
فرتورهای زیر وابسته به نوشتار بالاست _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

sharifi
جانشین گرداننده تالار

 وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
|
ارسال شده در: سه شنبه، 24 آذر ماه ، 1388 17:05:27 موضوع مطلب: |
|
|
فرتورهای زیر وابسته به نوشتار بالاست _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

yazdan
جانشین گرداننده تالار

 وضعيت: آفلاين 23 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 685 امتياز: 1851 تشکر کرده: 974 تشکر شده 700 بار در 418 پست
|
ارسال شده در: سه شنبه، 24 آذر ماه ، 1388 17:12:39 موضوع مطلب: فرضیه ای دربارۀ پیدایش شطرنج و ار |
|
|
به نام یزدان پاک
فرضیه ای دربارۀ پیدایش شطرنج و ارتباط میان رخ و قلعه
ابوالفضل خطیبی
در شاهنامه داستان پیدایش شطرنج در ضمن داستانی با عنوان « گو و طلخند» در بخش پادشاهی نوشینروان(خسرو انوشیروان) آمده است. داستان از این قرار است که پادشاهی به نام جمهور در هند بر هندوان از کشمیر تا مرز چین فرمانروایی میکرد. او در حالی که پسر خردسالی به نام گَو داشت، بمرد و پس از او بزرگان کشور برادرِ جمهور به نام مای را که از سوی برادر بر دَنبَر حکمرانی داشت، به پادشاهی برداشتند و او بیوۀ جمهور را نیز به زنی گرفت. پس از مدتی مای نیز در حالی که پسر خردسالی به نام طلخند داشت، درگذشت و بزرگان، ادارۀ کشور را به مادر فرزندان جمهور و مای سپردند تا پسران به سنّی برسند که لایق پادشاهی باشند. گو و طلخند بزرگ شدند و هریک جداگانه نزد مادر میآمدند که پادشاهی از آنِ کیست و:
بدین مام گفتی که تخت آنِ تست/خردمندی و رای و بخت آنِ تست
به دیگر پسر هم برینسان سَخُن/ همیراندی تا سَخُن شد کَهُن1
گو و طلخند هر کدام گمان میکردند مادر میخواهد آن دیگری را پادشاهی دهد و هر یک خود را سزاوار پادشاهی میدانست: گو بدان سبب که بزرگتر و پسر پادشاه اول است و طلخند بدان سبب که پسر بلافصلِ فرمانروای پیشین است. سرانجام اختلاف بالا گرفت و پسران هریک برای خود وزیری برگزیدند و در ایوان شاهی دو تخت نهادند و بر آن بنشستند. بزرگان کشور که در انتخاب یکی از پسران ناتوان بودند، گروهی به گو و گروهی دیگر به طلخند پیوستند. در نتیجه بین گو و طلخند جنگ درگرفت. هریک بر پیلی نشسته جنگ را فرماندهی میکرد. سرانجام طلخند چون بسیاری از یارانش را از دست داد واز پیروزی خود ناامید گشت، بر زینِ پیل بمرد. مادر چون خبر یافت، آتشی برفروخت تا خود را بسوزاند، ولی گو سر رسید و مادرش را در آغوش گرفت و بدو گفت که مرا به برادرکشی متهم مکن! طلخند خودش مرد. من برای تو شرح میدهم که طلخند چگونه مرد و چنانچه نپذیرفتی، در پیشِ تو خود را به آتش میافکنم. پس مادر از گو خواست تا بگوید که طلخند چگونه بر پیل جان داد. گو، موبدان و دانشمندان را از سراسر هند به سندلی، پایتخت خود فراخواند و صحنۀ جنگ و چگونگی مردن طلخند را برای آنان شرح داد و از آنان خواست تا به او بگویند که این ماجرا را چگونه برای مادرش وصف کند که او آرام گیرد.موبدان و دانشمندان تختی چهارگوش از آبنوس ساختند و آن را به صد خانه تقسیم کردند و طبق توصیف گو پیادگان و سواران و پیلان و وزیران هر دو سپاه را که صورتکهای آنها را از ساج و عاج ساخته بودند، بر روی تخت آرایش دادند.بقۀ ماجرا را از روی شاهنامه بخوانیم:
زمیدان چو برخاست آوازِ کوس/جهاندیدگان خواستند آبنوس
3350یکی تخت کردند ازو چارسوی/دو مردِ گرانمایه و نیکخوی
همانند آن کنده و رزمگاه/ به روي اندرآورده رويِ سپاه
بر آن تخت صد خانه کرده نگار/ خراميدنِ لشکر و شهريار
پس آنگه دو لشکر زِ ساج و زِ عاج/ دو شاه سرافراز با فرّ و تاج
پياده پديد اندر او با سوار/ صفت کرده آرايشِ کارزار
3355از اسپان و پيلان و دستورِ شاه/ مبارز که اسپ افگند بر سپاه
همه کرده پيکر بهآيينِ جنگ/ يکي تيز و جنبان، يکي با درنگ
بياراسته شاه قلبِ سپاه/ زِ يك دست فرزانة نيكخواه
اَبَر دست شاه از دورويه دو پيل/ زِ پيلان شده گَرد همرنگِ نيل
دو اشتر برِ پيل كرده بهپاي/ نشانده بر ايشان دو پاكيزهراي
3360به زير شتر در دو اسپ و دو مرد/ كه پرخاش جويند روزِ نبرد
مبارز دو رخ بر دو روي دو صف/ زِ خونِجگر بر لب آورده كف
پياده برفتي زِپيش و زِپس/ كجا بود در جنگ فريادرس
چو بگذاشتي تا سر آوردگاه/ نشستي چو فرزانه بر دستِ شاه
همان نیز فرزانه یک خانه بیش/نرفتی، نبودی ازین شاه پیش
3365سه خانه برفتي سرافراز پيل/ بديدي همه رزمگه از دو ميل
سه خانه برفتی شتر همچنان/بر آوردگاه بر دمان و دنان
همان رفتن اسپ سه خانه بود/ به رفتن يكي خانه بيگانه بود
نرفتي كسي پيشِ رخ كينهخواه/ هميتاختي او همه رزمگاه
هميراند هريك به ميدانِ خويش/ به رفتن نكردي كسي كمّوبيش
3370چو ديدي کسي شاه را در نبرد/ به آواز گفتي که اي شاهْ بَرد
[شه از خانة خويش برتر شدي/ همي تا بر او جايْ تنگ آمدي]
وُزآنپس ببستند بر شاه راه/ رخ و اسپ و فرزين و پيل و سپاه
نگه کرد شاه اندر آن چارسوي/ سپه ديد افگنده پُر چين به روي
از آب و زِ کنده بر او بسته راه/ چپوراست و پيشوپس اندر سپاه
3375شد از رنج و از تشنگي شاه مات/ چنين يافت از چرخِ گردان برات
زِ شطرنجِ طلخند بُد آرزوي/ گَوْ آن شاه آزاده و نيکخوي
هميکرد مادر به بازي نگاه/ پُر از خون دل ازبهرِ طلخند شاه
همه کام و رايش به شطرنج بود/ زِ طلخند جانش پُر از رنج بود
3380هميشه هميريخت خونين سرشک/ بر آن درد، شطرنج بودش بزشک2
بدینسان شطرنج اختراع شد. خوانندگان علاقهمند برای شرح هریک از بیتهای بالا و نیز کل بیتهای داستان، میتوانند به یادداشتهای بنده مراجعه کنند3. نگارنده هنگامی که یادداشتهای این بخش از شاهنامه را می نوشتم، ساعتهای بسیار به تحقیق دربارۀ پیشینۀ تاریخی آن سپری کردم و به ویژه از طریق اینترنت به همه جا سرک کشیدم تا شاید سرنخی به دست آورم. البته به گمانم از این همه کوشش و گشت و گذار دست خالی بازنگشتهام. اجازه بدهید نخست این نکته را یادآور شوم که این داستان به واقع یک تراژدی است. نبرد بین دو برادر که هردو خود را سزاوار پادشاهی میدانند و در این ادعا به نوعی محق هم هستند. ماجرایی چون مرگ جمهور، جانشینی برادرش مای و مرگ زودهنگام مای و خردسال بودن گو و طلخند، پسران جمهور و مای، البته بسیار نادر است و کمتر روی میدهد. در این شرایط خاص منشأ تراﮊدی تقابل دو گونه مشروعیت پادشاهی است. از بین دو پسر از یک مادر، یکی بزرگتر (گو)، پسر پادشاه ماقبل آخر (جمهور) و دیگری کهتر (طلخند)، پسر پادشاه آخر (مای) کدام یک دارای مشروعیت بیشتری است؟
1- گو مدعی است که چون برادر بزرگتر و پسر پادشاه ماقبل آخر است، به پادشاهی سزاوارتر است. به ویژه بر این نکته تأکید میکند که اگر او در زمان مرگ پادشاه ماقبل آخر، بالغ بود، خود جانشین پدرش میشد و هرگز پادشاهی به مای نمیرسید.
2- طلخند مدعی است که پسر بزرگتر بودن مشروعیت نمیآورد و شایستگی معیار گزینش، جانشین مای است و چون خود پسر پادشاه آخر است، طبق اصل معمول جانشینی در نظام پادشاهی، اوست که سزاوار پادشاهی است. البته طلخند بر نکته اخیر آشکارا تأکید نمیکند، از همین رو خواننده طی خواندن داستان نخست حق را به گو میدهد، به ویژه آنکه طلخند برخلاف گو به یارانش فرمان میدهد تیغهای کینه را برکشند، ولی درنهایت کشته شدن جوان ناکام داستان حس ترحم را در خواننده سخت برمیانگیزد.
اکنون میرسیم به پیشینۀ تاریخی داستان. پیش از طرح فرضۀ خود، شایسته است این نکته را خاطرنشان سازم که چنانچه واژۀ فرضیه نشان میدهد، نگارنده خود نظر طرحشده را به هیچ روی قطعی نمیدانم، ولی از آنجا که تا کنون برای اصل و منشأ این داستان هیچ نشانهای به دست داده نشده است، شاید این فرضیه روزنۀ کوچکی باشد که از آن در آینده با مشارکت پژوهندگان بر ابهامهای این داستان پرتو افکنده شود.
در حدود سال 80 پیش از میلاد یکی از جنگجویان اسکیتها (سکاها) به نام مهاراجه مهاته موگا، معروف به مائوئس(Maues)پس از برانداختن سلسلۀ هندی- باکتریائی در شمال غربی هند، و فتح گندهاره و تاکسیلا، سلسلۀ هندی- اسکیتی را در بخشی از پاکستان امروزی پایهگذاری کرد.پس از مرگ او(58 ق.م) که ظاهراً جانشین یا فرزند ذکور بالغی نداشت، سکاها از رهبری که آنها را باهم متّحد کند محروم شدند و به ناچار، ملکهاش به نام Machene که نام ایرانی ماهین(māhēn = مهین؟) را فرایاد میآورد، به پادشاهی رسید. پس از آن دورۀ فترتی آغاز میشود که دو یونانی به نامهای آپولودوتوس و هیپوستراتوس به ترتیب به حکومت میرسند و سپس دوباره حکومت آنجا به دست یکی از اعضای خاندان مائوئس به نام آزِس یکم میافتد(4) (Biwar,PP.337-338). به گفتۀ بیوار نام مائوئس بیگمان مأخوذ است از واژۀ ایرانی میانۀ Moga(مغ). در این ماجرا نام مائوئس و رویدادهای زندگی او، و نداشتن پسر بالغ برای جانشینی و جانشین شدن ملکهاش با شرح احوال مای و همسرش در داستان گو و طلخند، همخوانی شگفتی دارد. آیا میتوان نامجایهای تاکسیلا و سگال، پایتختهای این حکومت را با سندلی، تختگاه مای مربوط دانست؟ نمیدانیم. بهطور کلّی شاید جنگ و جدال بر سر جانشینی مای در داستان گو و طلخند، بازتابی از آشوب و کشمکش پس از مرگ مائوئس باشد.
اگر این همسانانگاری درست باشد، حلقۀ مفقودۀ پیدایش شطرنج هویدا میشود. بسیاری را گمان بر این است که چون اصل واژۀ شطرنج هندی است، این بازی را هندیان اختراع کردهاند. امّا مسئلۀ اساسی برای محققان این بوده و هست که پس چرا اصطلاحات شطرنج ایرانی است؟ باز هم تأکید میکنیم اگر این همسانانگاری درست باشد، این بازی در محیطی اختراع شد که سکاها که خود از جمله اقوام ایرانی تباربودند، بر آنجا فرمانروایی داشتند و در قلمرو این دودمان، گذشته از سکاها، بودائیان، هندوها، ایرانیان زردشتی و یونانیان نیز زندگی میکردند. از این رو شاید این بازی را ایرانیان ساکن در آن سرزمین اختراع کرده باشند یا دست کم در اختراع آن مشارکت داشتند؛ یعنی در زمرۀ همان موبدان یا دانشورانی بودند که آنان را گو از سراسر مملکت خود به پایتخت فرا خواند. به بیتهای زیر بنگرید:
سواران به هر سو برافگند گَو/به جایی که بد موبدی پیشرو
سراسر به درگاه شاه آمدند/بدان نامور بارگاه آمدند(هفتم 353/3342-3344)
نکتۀ دیگری که احتمال یادشده را تقویت میکند، این است که، چنانکه بیوار گفته است، نام مادر پسران(Machene، ماهین/مهین) احتمالاَ یک نام ایرانی است و از این رو احتمال حضور ایرانیان در دربار و کشور مائوئس(مای) وجود داشته است. شاید به همین دلایل اصطلاحات شطرنج ایرانی است و چون در محیطی هندی اختراع شده، اصل هندی نام بازی، یعنی واژۀ Čatrang رواج یافته است.
نکتۀ دیگر دربارۀ شطرنج مهرۀ رخ یا قلعه است. آیا تا کنون اندیشیدهاید که چرا این مهره دو نام دارد؟ این مهره در شکل کنونی شبیه قلعه است، اما چه ارتباطی با رخ دارد؟
آرایش مهرهها در این نوع بازی شطرنج همان است که امروزه بازی میکنند، مگر اینکه در هر سوی، دو شتر در کنار پیل اضافه دارد. راوندی ( راحة الصدور، 412-414) در قرن ششم هجری چند گونه بازی شطرنج را شرح میدهد که در یکی ازآنها («باب دوم که رومیان نهادند») به مهرۀ اضافی، اسد یا شتر اشاره دارد؛ منتها در این نوع بازی اسد یا شیر در کنارهها در کنار رخ قرار گرفته و حرکت و زدن(سیر و ضرب) آن با اختلاف اندکی مانند پیل است. این نوع بازی شطرنج به« شطرنج کبیر» معروف بود و نوعی که امروزه بازی میکنند، به شطرنج صغیر(← نفائس الفنون،567). در اینجا این پرسش را میتوان پیش کشید که چرا امروزه مهرۀ کناری شطرنج را هم رخ مینامند و هم قلعه؟ پاسخ: چنانکه در بیت3361 در بالا آمده، مهرۀ کناری چنین توصیف شده است:« مبارز دو رخ بر دو روی دو صف» و در جای دیگر شاهنامه که از آمدن شطرنج به ایران سخن رفته، این مهره چنین وصف شده است:
مبارز که اسپ افکند بر دو روی/به دستِ چپش پیلِ پرخاشجوی5
چنانکه ملاحظه میشود، در این بخش از شاهنامه توصیف آرایش مهرهها در شطرنج مانند امروز است و در آن از مهرۀ شتر سخنی نیست و مهرۀ کناری مبارز نامیده شده است، ولی در بیت 3361، مبارز صفت رخ است. بنابر این، مهرۀ مذکور دو نام داشته: رخ و مبارز و بعدها قلعه هم به آنها اضافه شده است. پس رخ در صفحۀ شطرنج شخصی مبارز بوده که بنا بر بیت 3368 «همیتاختی او همه رزمگاه»(رخ در معنی یا معادل مبارز در عنوانِ «داستان دوازده رخ» در شاهنامه نیز تأیید میشود). در باب پیشگفتۀ رومیان در کتاب راوندی، گفته شده است که در این نوع بازی در چهار زاویۀ صفحۀ شطرنج، بیرون از صفحۀ اصلی، چهار حصن(قلعه) قرار داشته است که شاه در مواقع خطر میتوانست بدآنجا پناه ببرد. به نظر نگارنده، رفته رفته در نتیجۀ سادهتر شدن این نوع بازی، یا تلفیق دو نوع بازی شطرنج، قلعه وارد صفحۀ شطرنج شد، در خانۀ رخ یا مبارز جا خوش کرد و نام رخ را نیز از آنِ خود کرد. به ویژه آنکه در چهار گوشۀ شطرنج قلعه و شکل آن بسی مناسبتر از رخ یا مبارز است.
15 شهریورماه 1388
1. تصحیح نگارنده و جلال خالقی مطلق، بنیاد میراث ایران، نیویورک 1387/2008؛ تهران، مرکز دایرۀ المعارف بزرگ اسلامی 1387، ص323، ب2905-2906.
2 .همان، ص358-360
3. جلال خالقی مطلق، یادداشتهای شاهنامه، بخش سوم و چهارم، بنیاد میراث ایران، نیویورک،2008/1387.
4. Bivar, A. D. H., “The Kuṣāṇ Trilingual”, Bulletin of the School of Oriental and African Studies, University of London, Vol. 39, No. 2. (1976), pp. 333-340.
5 .ج7،ص310، ب2739. |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|