niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 18 آذر ماه ، 1388 17:28:27 موضوع مطلب: تمدن های پیرامون کرکس
به نام خداوند جان و خرد
بدون شک ، قومی که از شمال فلات قاره ایران به سمت جنوب مهاجرت کرده از نژاد آریائی بوده اند که در سرزمین گسترده و پهن ایران پراکنده شده ، قسمتی به سمت نواحی مرکزی جلگه فعلی ایران رفته و بسته به محل جغرافیائی در نواحی مستعد کشاورزی سکوتت گزیده اند و قسمتی نیز به سمت غرب جلگه فعلی ایران با همان مشخصات جغرافیائی ، مهاجرت و سکونت گزیده اند .
قومی که در ناحیه مرکزی ایران پراکنده شده اند در کتب تاریخی به همین نام یعنی قوم ناحیه مرکزی خوانده می شوند . ناحیه مرکزی ، ناحیه نسبتاً وسیعی است که در اطراف رشته کوه کرکس و به ویژه در قسمت غربی آن و در حاشیه کویر مرکزی ایران واقع است . در شمال از شهرستان دلیجان گرفته تا جنوب به یزد و نواحی اطراف آن منتهی می شود . گر چه مهاجران غربی جلگه فعلی ایران با افراد ناحیه مرکزی مشترکات بسیاری دارند ولی روشن است که از همان نخست مسیرهای مهاجرت این قوم تازه وارد در کنار رشته کوههای بزرگ و نسبتاً بزرگ از هم فاصله گرفته و پراکنده شده و از استان کردستان ، کرمانشاه ، لرستان ، ایلام تا نواحی چهارمحال و بختیاری سکنا گزیده اند . ناحیه مرکزی ، شامل شهرها و روستاهای متعددی می شود که از شمال به جنوب می توان از نواحی زیر نام برد . شهرستان دلیجان ، روستاهای قالهر ، جاسب ، ویدوجا ، ویدوج ، نراق ، ازوار ، برزک ، تجره ، پنداس ، ورکان ، آزران ، آرنجن ، میمه ، جوشقان قالی ، کامو ، کلوخ ، قهرورد ، گلستانه ، کج گون ، وزوان ، رباط آغا کمال ، چغاده ، مراوند ، حمزاوه ، ازون ، زیاد آباد ، ونداده ، ابیانه ، الزگ ، جوینان ، چوکان بعضی روستاهای گز و برخوار ، جوشقان ورزنه ، نائین ، ورزنه گاو خونی ، اژیه ، بافران ، زواره ، مهاباد ، بادرود ، کوهپایه ، اردکان ، اردستان ، نطنز و روستاهای تابعه .
زبان مردم تمام این مناطق و زردشتیان استان یزد ریشه مشترک دارد و از زبان اوستائی و فارسی باستان نشات گرفته است . در گذشته منطقه ای که اکنون میمه نامیده می شود ( در فلات مرکزی ایران ، بین استان اصفهان و استان مرکزی ) چون در دامنه شرقی کوههای زاگرس و دامنه غربی رشته کوه کرکس قرار داشت ناحیه آب خیز و جلگه ، حاصلخیزی بوده و در بسیاری از نقاط این منطقه بخصوص در قسمت شرق آن رودها و چشمه های بسیاری جاری بوده است که هم اکنون نیز بعضی از آنها در مناطق کوهستانی نظیر چشمه کامو جاری است .1
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 18 آذر ماه ، 1388 17:37:54 موضوع مطلب:
روستای میمه
این روستا از یک طرف به لحاظ موقعیت نسبتاً مسطح منطقه ، حاصلخیزی دشتهای گوناگون آن و وجود چشمه سارها و از طرف دیگر به خاطر سوق الجیشی بودن منطقه که گذرگاهی چهار سویه به سمت شمال ، جنوب ، شرق و غرب داشته ( راههای موجود در سطح منطقه این نکته را تائید می کند ) عده ای از افراد قوم مذکور در این منطقه سکنا گزیده اند .
در گذشته سطح ایستایی آبهای زیرزمینی در دشت میمه در بعضی نقاط آنقدر سطحی و بالا بود که کودکان با کندن خاک زمین که برای تفریح و بازی انجام می شد چشمه می یافتند و در عالم کودکانه خود مالک می شدند و این یکی از بازیهای مرسوم و موجود این منطقه بشمار می رفت .
1– چشمه کامو ، چشمه بزرگ جوشقان قالی ، چشمه های حمزاوه ، ابیانه و غیره
2 – در گذشته های دور و نزدیک این منطقه در حکم گلوگاه ارتباطی بین شمال و جنوب ، شرق و غرب فلات ایران بوده و آثار راههای موجود در گذشته هنوز هم در منطقه باقیست . از جمله راه معروف به درشکه که شمال کشور را به جنوب متصل می کرده ، از شمال منطقه میمه می گذشته ، راه فریدون به گلپایگان ( از فارس تا همدان ) ، راه اصفهان به کاشان و نواحی حاشیه کویر تا استان خراسان ، راه اصفهان به قم ، شاهراه صفویه * ( راه ارتباطی بین شمال و جنوب کشور ) همچنین راه های مال رو فراوان که از مهمترین آنها راهی بوده که جاده معروف ابریشم را از طریق سمنان به کاشان ، میمه و به سمت غرب کشور تا مرز عراق وصل می کرده است و تا شهر کربلا ادامه داشته است . برای اطلاع کافی از راههای منطقه به فصل راه باستانی منطقه میمه مراجعه شود.
*( شاهراه صفویه از اصفهان به چال سیاه ، علویجه ، علی آباد ، ونداد ، رباط آغا کمال ، روستای سه ، قهرود ، گبرآباد و کاشان و تا )... آستارا می رسید
* ( راه فریدون به گلپایگان : از همدان به اراک ، گلپایگان ، میمه ، ازون ، علی آباد ، عربستان ، علویجه و ... فریدن تا تخت جمشید ادامه داشته است . راهی که اسکندر از آن گذشته است . )
طبق بررسیهای انجام یافته نخستین فردی که در این منطقه نامی از وی به ما رسیده فردی بنام بهمن بوده که از سرداران سپاه هخامنشی است .
ساکنان اولیه این ناحیه همان سپاهیان هخامنشی بوده اند که برای ارتباط بین جنوب و غرب ( فارس و بیستون ) از این ناحیه بعنوان پست حفاظت دولتی استفاده می کرده اند . بعدها این منطقه بصورت یک اردوگاه بزرگ دولتی در آمده که قسمتی از سپاهیان بهمن ابن اسفندیار در آن بطور دائم اقامت یافته اند . وجود سطح وسیعی از دشتهای جلگه ای و مرغوبیت خاک کشاورزی منطقه از یک سو عدم کفایت چشمه سارهای منطقه و خشکسالی احتمالی ، سپاهیان بهمن را بر آن واداشته تا بخاطر جبران کمبود آب و افزایش مقدار بازدهی آب ، متفکرانه قناتی به طول چندین کیلومتر در دامنه غربی رشته کوه کرکس حفر نمایند که در نوع خود بی نظیر و کاریزهای دو طبقه و دریاچه سد آن در جهان منحصر بفرد است . هنوز هم بعد از گذشت دو هزار و پانصد و اندی سال آب آن همچنان جاری است . قنات مذکور به یمن و مبارکی و بنابر اعتقادات دینی زردشتیان آن زمان ( مزدا آباد ) یا ( اهورامزدا آباد ) نامیده شده است . هم اکنون نیز با اندکی تحریف به همین نام خوانده می شود .2
1 - حکمدار خاورستان ، در زمان کوروش پادشاه هخامنشی بهمن ابن اسفندیار ، بهمن پسر اسفندیار پسر گشتاسب پسر سهراسب بوده ( سال حکومت بهمن 533-602 ق - م ) حدود ( 2595 تا 2526 سال قبل ) نام بهمن در کتب عهد عتیق بنام ( احشویروش ) ذکر شده و یونانیان آنرا ( آرتاگزرسس ) می گویند . گشتاسب او را به جنگ خاندان رستم فرستاد و در آنجا کشته شد . قلمرو حکومت بهمن از هند تا حبشه بوده و مرکز حکومت او شهر شوش قرار داده شده بود . بهمن بر 127 ولایت حکومت داشته است وی به عدل و حکمت موصوف و قوانین موضوعه او در تنظیم امور کشوری معروف است ، در عهد بهمن ، بنی اسرائیل خوشحال و در عین رفاه بوده اند . مادر بهمن از بنی اسرائیل خواهر دانیال پیامبر بوده است . ( نقل از کتاب مروج الذهب جلد دوم صفحه 82 و 83 ) ( سفرنامه سرجان ملکم جلد اول صفحه 31 ) ( روضه الصفا صفحه 228 )
2 – مزدا در شرق آسیا علاوه بر دین زردشتی در دینهای دیگر نیز دارای مرتبه والائی است ، نظیر دینهای موجود در هند ، ژاپن ، مزداآباد یعنی آبادانی و عمرانی که به کمک نیروی ایزدی انجام گرفته است و مزدآباد کوتاه شده واژه مزداآباد است .
از این رو نام اولیه شمالی ترین روستای منطقه ای که ذکر آن رفت مزداآباد یا اهورامزدا آباد بوده است . با وجود چنین نعمت عظیمی بالطبع کشاورزی رونق بیشتری یافته تا کفایت مواد غذائی اردوگاه را فراهم سازد . از جمله موارد مورد احتیاج و شاید تا حدی لازم و ضروری وقت " می " و شراب بوده که علاوه بر مصرف آن در نزد سرداران و لشگریان بصورت تفرج آمیز ، در مراسم دینی زردشتیان نیز اهمیت ویژه ای داشته است . از این طریق با کاشتن درختان " مو " و حاصلخیزی عجیب آن ، تاکستانهای فر اوانی در منطقه ایجاد شده و انگورهای منحصر بفردی بعمل آمده که امروزه نیز منطقه بخاطر محصول انگور آن ، در اکثر نقاط کشور هنوز شهرت دارد . " می " حاصله از انگور که در مراسم مذهبی و عبادی مصرف می شه به ذائقه سرداران و لشگریان بهترین آمده و از آن پس منطقه و میم را میمه ( مرکب از می و مه ) یعنی بهترین " می " نامیدند و این عجیب نیست چون کلمه " مه " بصورت ترکیبی در بسیاری از واژه های فارسی مشاهده می شود و این نکته در نام محلهای جغرافیائی نیز صدق می کند . نظیر مهاباد و مهیار بدینصورت قدمت تاریخی آبادانی در منطقه میمه به بیش از 2550 سال می رسد ( عصر هخامنشی ) به همین علت ریشه زبان مردم میمه زبان عصر هخامنشی یعنی زبان فارسی باستان متاثر از زبان اوستائی است . دین قبلی مردم این خطه نیز زردشتی بوده است . هنوز بعد از گذشت 2550 سال بسیاری از اعتقادات سنتی و مراسم بومی موجود در منطقه بر گرفته شده از عقاید زردشتیان است . لباس سنتی که تقریباً در حال منسوخ شدن است ، ساختار و بافت زمان هخامنشی و ساسانیان را حفظ کرده ، همچنین نژاد مردم منطقه اکثراً هنوز آریائی غیر مختلط است .2
– به بخش اول قسمت وجه تسمیه میمه مراجعه شود .
2 – زبان مردم منطقه میمه و بعضی از شهرستانهای استان فارس نظیر جهرم ریشه مشترک دارد و بسیاری از لغات عامیانه این دو شهر شبیه بهم هستند . به همین دلیل برای تهیه لغات میمه ای یکی از کتبی که مورد استفاده قرا رگرفته تاریخ جهرم است که لغات فراوانی به زبان میمه ای دارد . برای آشنائی بیشتر باتاریخچه منطقه میمه بجاست به معرفی مختصری از تاریخچه شهر جهرم که ریشه مشترک زبانی ، فرهنگی ، سنتی و دینی با مردم این منطقه دارد و در زمان هخامنشی ایجاد گردیده بپردازیم .
در شاهنامه فردوسی برای اولین بار ضمن داستانهای جنگ دارا با اسکندر از جهرم نامی به میان آمده ، فردوسی می گوید پس از آنکه اسکندر به قشون ایران در نزدیکی فرات حمله کرد ، ایرانیان شکست خورده و دارا فرار می کند و از آنجا به جهرم می رود
تا سالهای اخیر نیز اصالتاً ازدواجها و اختلاط نژاد در آن مشاهده نشده و گرچه مهاجرتهای اندکی به منطقه شده ولی ازدواجهای درون گروهی اصل بوده و هنوز هم اعتقاد بر همین اصل ، استوار است ، بهره هوشی افراد منطقه در جمع به سمت عالی است و به خاطر همین نکته عموماً افراد منطقه خود را با تمدن جدید وفق داده و از سطح فرهنگی بسیار بالائی برخوردار بوده و نکات مثبت و منطقی فرهنگهای مختلف را احیاناً " مهاجر " را بذیر فته و از آن استفاده کرده و از نکات منفی و بی منطق پرهیز کرده اند . همین امر موجب شده تا اولاً مردم منطقه با توجه به فرهنگ قبلی شان دیرتر از نواحی دیگر جلگه ایران به اسلام بگروند و بعدها بهترین نوع آن را که اسلام شیعی اثنا عشری است بپذیرند و منطقاً از آن پاسداری نمایند .
جهاندار دارا به جهرم رسید که آنجا بدی گنجها را کلید
همه مهتران پیشواز آمدند پس از درد و گرم و گداز آمدند
خروشان پدر چون پسر را ندید پسر همچنین کو پدر را ندید
همه شهر ایران پر از ناله بود بچشم اندران آب چون ژاله بود
ز جهرم بیامد بهشر استخر که آزادگان ران بدان بود فخر
بطوریکه از داستان فوق بر می آید دارا یعنی داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی در دومین جنگ خود با اسکندر ، پس از شکست به جهرم که گویا دژ مطمئنی بوده پناه می برد و بعداً از آنجا به پایتخت خود استخر می رود . همچنین حمدالله مستوفی در نزهه القلوب می نویسد .
جهرم شهری متوسط و از بناهای بهمن ابن اسفندیار است . پس اینگونه می توان استنباط کرد که در زمان هخامنیشی ( بهمن ابن اسفندیار ) جهرم مرکز تهیه خرما و دژ سپاهیان و میمه نیز مرکز تهیه انگور و تهیه ( می ) درباریان و ازون که در لغت نامه های مختلف بنام انبار و محل ذخیره آذوقه آمده دژ و محل ذخیره آذوقه سپاهیان بهمن بوده است . وجود دژها و قلعه های سنگی در کوه کهرو ، کوه سنجیه و کوه کرج که در زمانهای قدیم با مشقات فراوانی در نقاط صعب العبور احداث گردیده همچنین اشاره ای که حمزه اصفهانی در مورد قریه ازون در زمان دختر اسکندر دارد ( شواهدی بر تائید تاریخچه میمه و ازون است ) .
موقعیت شهر میمه بعنوان مرکز اتکاء در بستر تحولات تاریخی این منطقه
شهر زیبای میمه با پس نهادن بیش از حدود بیست قرن حوادث روزگار ، اکنون در شمار یکی از شهرهای استان اصفهان است که به لحاظ ترکیب جمعیت و آداب و عادات و سیر و سنن کمتر دست نخو رده است و به جای خود البته که غنیمت پر قیمتی است .
به نظر می رسد که در میان شهرهای استان اصفهان این شهر است که بیش از هر شهر دیگر دچار تطور و تنوع و تحیر نام شده است . بر اساس متون باقی مانده از صاحبان دواوین و تواریخ و مسالک و ممالک بر این منطقه ، بالغ بر پنج نام ذکر کرده اند .1
شهر میمه را با هر نامی که بخوانیم به هر حال شهریست که هزارها سال را پشت سر نهاده است و بنای این شهر را به بهمن پسر اسفندیار و نوه گشتاسب نسبت داده اند . آری تاریخ شهر میمه با زردتشت و گشتاسب پیوند خورده است . در طی قرون این شهر با تقدیم نمودن شخصیتهای مختلف خود ، تاریخ سازی نموده و شاهد سیر تاریخی بوده که هویت آنرا شکل داده است .
هر گاه در تاریخ به این سرزمین اشاراتی شده می توان به این باور رسید که این سرزمین یکی از مراکز علمی ، فرهنگی و دینی مورد توجه زمانه خود در این منطقه بوده است . بعنوان مثال بذیرش دین زرتشت در محل گواهی است بر پذیرش خاص اهالی که متکی بر حق جوئی فطری آنهاست .
پذیرش اسلام و بالندگی این دین با عنایت به سخت کوشی اهالی در طی ادوار مختلف و مقاومت اهالی در مقابل بیگانگان و مهاجمان خود دلیل و گواه دیگری است بر این مدعا .
با تمام این ادله می توان به این مهم رسید که شهر میمه قدیم ، بازمانده قبل از اسلام و شهر میمه فعلی بالنده بعد از آن ، از ستونهای استوار فرهنگ ناب ملی و اسلامی ما در این نقطه از کشور است. شهر میمه جمعیتی کمتر از 6 هزار نفر دارد که شاید به تعداد ساکنین یکی از کوچه های شهر تهران نیز نباشد . ولی مسجدی دارد که درست 25 تا 24 قرن از عمرش می گذرد " یعنی درست پنج برابر عمر کشور ایالت متحده آمریکا " و حمامی دارد که طی چند صد سال عمر دارد و هنوز هم تونش ، همچون دم پیران گرم و چانه اش پر توان و گرم است .
1 – از نامهای قدیمی شهر میمه می توان نامهای اهورامزدا آباد ، مزدا آباد ، می می و میم و میمه را نام برد
هنوز سنگ قبرهای گورستانهایش موزه ای است خاموش از هنرهای ظریفه با قدمتی همپای عمر خاک ، کوچه و پس کوچه هایش بوی عشق می دهد و پنجره دیوارهای کاهگی اش تصویر دخترکان سبد به دوش در تاکستانهای انگورش را قاب می گیرد ، و کوچه باغهای پر طراوتش صدای محبت را از دوردستها به گوش می رساند .
نگاهی به روستاهای تابعه شهر میمه در بستر تحولات تاریخی
با دیدن محله های نوساز اطراف شهر میمه و بعضی از روستاهای تابعه که همچون غدد متورم و خودجوشی در طی چند و یا چند ده سال پدید می آیند ، آدمی را به این اندیشه رهنمون می سازد که شاید همه روستاها به همین ترتیب بوجود آمده اند . یعنی با اتکا به یک پدر خواند ای بنام شهر و تحت سرپرستی وزیر نفوذ آن و از سر ناچاری ، ولی گاهی نیز در گشت و گذاری به زوایای دیر سال و ناشناخته بعضی از روستاهای منطقه آدمی به آبادیهائی می رسد که همچون قطعه فرش زمردینی بر سینه کهربا رنگ دشت ، گسترده شده اند و تار و پودشان را هزاران سال است که دست طبیعت تنیده و سر انگشت ضرورت انسانی بافته است .
بعضی از روستاها واقعاً قدیمی بوده و عمر نوح دارند . و سینه به سینه تاریخ تمدن بشری می سایند از گذشت روزگار با تمام فراز و فرودش کسب هویت کرده و تاریخ دارند و فرهنگ هستی این روستاها طفیلی بزرگ شهر همسایه نبوده و سیاست و حکومت ، آنها را در یک مقطع خاص زمانی به وجود نیاورده است . بلکه موقعیت و هویت مکانی در طول زمانی به بلندای تاریخ در ایجادشان دست داشته اند . و ضرورت نیاز به زندگی باعث عمران و آبادانی آنها شده است . آن زمانی این روستاها پدید آمده که آب مایه آبادانی بوده ، نه همچون امروز که مردمانی به رغم اینکه می دانند ، جرعه ای از آب بند شهر گذر نکرده ، و به آنها نخواهد رسید ، باز هم به ضرورت و استیصال ، آبادیهائی در نزدیکی شهرها بر پا می کنند .
جالب اینکه در طی چند هزار سال همیشه دخل و خرج این روستاها تقریباً یکی بوده ، نه آنچنان بزرگ شده اند و گسترش جغرافیائی یافته اند و از خود بیخود شده که در خویشتن نگنجند و نه چنان رکود و سکون یافته اند که رشته هستی اشان گسیخته گردد . ( همچون دهها روستا که امروزه دیار فراموشانند و وادی خاموشان و خالی از سکنه ) .
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 19 آذر ماه ، 1388 11:28:43 موضوع مطلب:
ادامه ی نوشتار میمه :
سیمای ظاهری شهر میمه
وقتی از ارتفاعات شما لی ، به شهر میمه می نگریم . چنین به نظر می رسد که شهر، در میان باغ بزرگی قرار دارد . چند گنبد بزرگ در تابش خورشید می درخشند و رو به شمال جلوه می فروشند . شهر میمه یکی از شهرهای نادر ایران است که حاصل تطابق معماری سنتی با نیازهای زندگی مادی مردم است . ساخت کلی شهر بخصوص محلات قدیمی آن محیط هندسی منظم و محیط های پیچاپیچ غیر منظم ، اجزاء سرپوشیده و قسمت های سرباز آن همه و همه در به وجود آوردن یک رشته روابط فضائی سهیمند که در آن مردم معانی مختلف زندگی خود را باز می یابند .
شهر میمه و روستاهای جلگه ای آن به لحاظ موقعیت جغرافیائی و استراتژیکی ویژه ای که دارند همواره در طول تاریخ مورد توجه حکام و نیروهای نظامی بوده است . از مهمترین ویژگیهای این منطقه می توان ، قرار گرفتن شهرهای میمه و وزوان و بعضی روستاهای منطقه در مسیر جاده مرکزی ایران ، ( جاده ارتباطی جنوب به شمال کشور ) قرار گرفتن مابین دو استان بزرگ پایتخت ( تهران ) و دومین شهر کشور ( اصفهان ) ، داشتن معادن فراوان ، داشتن بزرگترین مجتمع سنگ تزئینی کشور ( معادن لایبید ) ، داشتن بزرگترین معادن طلای کشور . معادن طلای موته و تنها کارخانه تغلیظ و استحصال طلا در خاورمیانه ، داشتن معادن گوناگون کانی های معدنی و صنعتی ، ترکیب مناسب خاک به سبب اختلاط رسوبات کوهستانی با تهنشست های دشتی ، داشتن آب و هوای متعدل و خنک در تابستان و بهار ، محل دسترسی به نقاط شمالی و جنوبی کویر و مناطق حاشیه کویر مرکزی ایران ، دور بودن از کمربند زلزله ، داشتن ویژگیهای نژادی که بدست آورده های طبیعت متکی است ، محدودیت وسعت مکانی و تنوع طبیعی ، وجود ترکیبی مناسب و امکانات طبیعی برای اجرا کشت های متنوع ، دور بودن از همجواری قومیت های مختلف ، یکسان بودن آئین و مراسم مذهبی ، داشتن استعدادهای فراوان صنعتی و کشاورزی ، داشتن فرهنگی غنی علمی و سنتی ، مذهبی و اجتماعی ، سابقه قدمت تاریخی حدود چند هزار ساله ، همچنین دارا بودن آثار باستانی و دیدنی پرارزش نظیر ، ( شگفت انگیزترین قنات جهان ) ، وجود چشم اندازهای طبیعی زیبا و نادر ، وجود صنعت پرشکوه فرشهای دست بافت (( که نمایشگر قدرت و اعتبار هنرمندان محلی است که ابتکار و خلاقیتهای آنها بر سینه تاریخ ثبت است و دراکثر موزه های مشهور جهان در کنار تابلوهای پرآوازه نقاشی ، فرش های اعجاب انگیز پر از شگفتی ایرانی از جمله فرشهای نقش زیبا و هنرمندانه جوشقان دستبافت زنان سخت کوش میمه را می بینیم )) .
این زیبائیها و نعمات خدادادی همگی در خلق و ابداع این محیط ویژه نقش دارند و در صورتی که به این منطقه زیبا توجه و لطفی شود . این منطقه می تواند یکی از نقاط مهم در فلات مرکزی ایران باشد که الگوئی زیبا و دیدنی ، و مکانی تفرجگاهی و علمی ، برای کشور و مرکزی برای جذب توریست باشد .
اما افسوس که این منطقه دلسوخته در چند دهه اخیر در هاله ای از بی مهری مسئولین استان قرار گرفته و مردم آن با مشکلات و کمبودهای فراوانی روبرو می باشند .
(( در حقیقت زندگی و مرگ در این منطقه هر دو به صورت یک حماسه درآمده است )) .
به راستی آدمی از 8 فرسنگ راه1در عمق 82 متری زیرزمین کاریزی2 ، را حفر کرده تا آب به روی زمین آورد تا توبره ای گندم و انبانی جو بکارد و بردارد . آیا زندگی او حماسه نیست . در این منطقه حیات اقتصادی ما همیشه و شکوه بیابانهای بی انتهائی که اکثریت زمینهای منطقه را پوشانده و ریگهای داغ و تفتیده و خشک و بی حاصل آن یک واقعیت بی امان است . یک حماسه ساز است . در برابر آن ، حیات و دلبستگی آدمیزادگان این منطقه به حفظ این ودیعه ، یک حقیقت انکار ناپذیر دیگر است . مبارزه این دو عامل بی امان و پیروزی یکی بر دیگری خود یک حادثه است . حادثه ای حماسه آفرین و نتیجه آن گاهی پیروزی ، شور و حیات و شوق زندگی و گاهی مرگ و هلاکت است. در این بیابانهای شوق سوز و کفه های طبیعت بی زینهار ، زندگی با مرگ درگیر است .
گاهی مرگ پیروز شده ، اما یک جای دیگر زندگی حیات یافته و هنرها شکوفا شده که نتیجه آن کندن قنوات در همین بیابانها بوده و حاصل آن سبزه بوده و باغهای رنگارنگ ، آبادی و آبادانی ، زندگی و حیات ، شوق و شعف ، زیبائی و هنر ، در این منطقه دل سوخته از بی مهری مسئولین و اربابان قدرت .
1 – 48 کیلومتر 2 – قنات
مناطق ( شهری یا روستایی ) واقع شده در ایران بنام میمه
اگر به نقشه سیاسی ایران نگاه کنیم در چهار نقطه کلمه (( میمه )) به چشم می خورد .
1 – میمه اصفهان
این منطقه در( "24 و 9 و 51 ) به طول شرقی ، نسبت به نصف النهار گرینویچ و عرض شمالی (28 و 33 ) تا ( 10 و 33 ) نسبت به خط استوار قرار گرفته است .
2 – میمه ایلام :
روستائی است در استان ایلام ، بخش زرین آباد ما بین دو استان خوزستان و ایلام ، در قسمت جنوب غربی شهر دهلران با موقعیت جغرافیائی ( 58 و 26 ) طول شرقی و ( 13 و 33 ) عرض شمالی در کنار رودخانه میمه ، این روستا 500 نفر سکنه دارد و در 21000 گزی شمال روستای ( پهله ) واقع گردیده است . آب آن از رودخانه و راه دسترسی به آن ماشین رو است .
3 – میمه ساوه :
این روستا در منطقه نوبران ساوه قم ، در موقعیت جغرافیائی ( 44 و 49 ) طول شرقی و ( 11 و 35 ) عرض شمالی نسبت به خط استوا در ارتفاع 1815 متری از سطح دریا قرار گرفته است . فاصله این روستا تا شهر ساوه 6000 گز و دارای 273 نفر سکنه است . آب آن از رودخانه مراغه و راه دسترسی به آن ماشین رو است .
4 – میمه شاهرود :
به دنبال اصطلاح میمه ، لفظ دویه نیز می آِید ( میمه دویه ) این روستا در موقعیت جغرافیائی ( 45 و 40 ) طول جغرافیائی و ( 36 و 22 ) عرض شمالی نسبت به خط استوا قرار گرفته است . این دیه ، روستایی است از دهستان زیر استاق ، بخش مرکزی شهرستان شاهرود واقع در 42000 گزی باختر شاهرود با 400 نفر سکنه ، آب از قنات دارد و راه آن مال رو است .
5 – می می :
این روستا در طول جغرافیائی ( 53 و 33 ) و عرض جغرافیائی ( 7 و 47 ) در ارتفاع 1150 متری از سطح دریا در استان باختران قرار گرفته است .
وجه تسمیه شهر میمه
مردم نام این منطقه را با لفظ میمه یا ( میمی و مئی مئی ) ادا می کنند و هر کس در نوشته های خویش به یکی از این کلمات ، این منطقه را مشخص می سازد ولی امروزه در مراسلات اداری و تابلوهای داخل شهر ، روزنامه ها و نقشه های توپوگرافی و جغرافیائی بیشتر کلمه میمه را بکار می برند . برای روشن شدن و بدست آوردن مناسب ترین نام باید به فرهنگهای مختلف رجوع شود . تا هر کدام با اوضاع و احوال این محل مغایرت دارد از نام حقیقی تفکیک گردد . برای رسیدن به این منظور ابتدا به فرهنگ نفیس مراجعه می کنیم .
در این فرهنگ کلمه میمه اینگونه توصیف شده ( میمه Meyme(H) ) یا Meime(H) نام قریه1 است از مضافات اصفهان واقع در بلوک جوشقان قالی و در مقابل کلمه مئی مئی نوشته شده است . مئی مئی Mei-Mei) ) بانک بره آهو است که پیوسته و دراز باشد .
در این فرهنگنامه لغت میمی ( MEIMEY ) اینگونه معنی شده ، میمی ماخوذ از تازی منسوب به حرف میم . در آنندراج برای لغت میمی که دو حرف ( م ) و ( ی ) می باشد و در اصل ریشه آن محسوب میشود . چنین معنی شده با کسره بپای مجهول ( ف ) علم استمرار بر فعل دارد مانند چون می آید ، می رود وهر گاه در میان لفظ مرکب آید افاده معنی اسم فاعل کند و در صورتی که می با فتحه باشد معنی شراب و گلاب می دهد .
در فرهنگنامه بابا فقانی اصطلاح میمه به صورت ذیل معنی شده است . میمه با ریشه ( می مه ) به معنی جام بیغش ، حرف ناب ممزوج ، نیمرش نارس ، جوانه رسیده ، یکدست ، سرکش ، پرزور ، روشن ، صبح فروغ ، آینه فام ، خوش گوار ، جان بخش ، جان سرشت ، روح پرور ، لاله گون ، گل رنگ ، خون رنگ ، شفقی ، آذرگون ، دنیارگون ، شیرین طبع ، غالیه پرور ، پرده سوز ، شبان دو ساله ، دیر ساله ، نوشین ، برق خورشید ، چشم زاغ ، چشم زاغ کن ، چشم کبوتر ، خون کبوتر
1 – الفبای فونیک لفظ میمه اینگونه است Mei-Mei,Mey Me(h),Meime(h) ولی اگر در قیاس انگلیسی ساخته شود به صورت اصطلاح Mayme(h) یا Meyme(h) می باشد
در کتاب السیاحه لفظ ( می ) به معنی برکت آمده المیمه = برکت فراوان ، در این فرهنگ اصطلاح مئی مئی به صورت ذیل معنی گردیده است .
مئی مئی یعنی چشم زاغ کن ، خوردن و نوشیدن ، کشیدن و چشیدن ، بر گرفتن و ستاردن ، دادن و سوختن ، افسردن ، ریختن ، افسردن و کردن در چیزی ، کشاندن از چیزی و نهادن مستعمل و پسین که کنایه از حاضر کردن است .1
میرزا بلال اسیری در مورد میمه می گوید : قبلاً در این محل در حوضها انگور می ریختند چون جو خورد ( یعنی گندید ) تنگهای گلی سربسته را در آن حوض مدتی رها می کردند تا خلاصه آن خود به خود در مسافات آن تنگها رود و تنگها برگشته ته نشین شوند و از میان حوض بر می گرفتند و سرباز کرده و ( می ناب ) می ستاندند .
حسن بن محمد بن حسن قمی درکتاب تاریخ قم که در سال 378 قمری تالیف نموده است آورده است.
" راوی می گوید که این دیه را بدان سبب ( میم ) نام نهادند که یکی از اکاسره بفرمود تا که از مواضع متفرقه چند خروار خمربه جهت او بیاورند و بر او عرض کردند و او از هر جائی مقداری بیاشامید . خمر (میم) را پسند کرد و گفت به زبان عجم ( می ام ) یعنی خمر اینست پس بدین سبب این دیه بدین اسم نهادند".
در صفحه 247 همین منبع 2آمده است " ... ا حوص در بازگشت مهمان خود خربنداد ، بعضی از ریسمانهای گوشت قدید مبرزه ( قرمه شده ) با چند هدیه و تحفه دیگر با او روانه کرد و خر بنداد در عقب آن ایضاء با احوص هدیه ها و حلوا و شراب قریه " میم " فرستاد و شراب " میم " در آن زمان بس مرغوب الیه بوده است . “
به هر صورت از معانی فوق که توسط لغت نامه های گوناگون بدست آمده و همچنین از قول مردم کنجکاو شهر میمه چنین بر می آیـد که قبـل از ظـهور اسلام ، بر اسـاس عقاید دینـی مـردم و وفور
1 – از دست نوشته های مرحوم حاج قیصر خان گرانمایه
2 – کتاب تاریخ قم که در سال 378 قمری بعربی توسط مرحوم حسن بن محمد بن حسن قمی تالیف گردیده و در سال 805 تا 806 قمری توسط مرحوم حسن بن علی بن حسن بن عبدالملک قمی به فارسی ترجمه شده است
تاکستانها و باغهای انگور مردم به تولید شراب و ( می ) می پرداختند . عده ای از اهالی عقیده دارند شهر میمه در زمان بهمن ابن اسفندیار و خسرو پرویز باغستان و میخانه درباریان بوده و ( می ) مصرفی در باریان هخامنشی و ساسانیان از تاکستانهای این منطقه تهیه می گردید ، مرغوبیت و خوش طعمی ( می ) حاصله از انگور باغات میمه باعث گردیده که نام قبلی این منطقه از ( اهورامزداآباد ) به ( می می ) محل تولید ( می خوب ) ( می ماه ) تغییر نام دهد . پس از گذشت زمان کم کم اصطلاح ( می می ) به میمه تبدیل گردیده است .2 " دو مرتبه ادا کردن ( می ) با تشدید می رساند که اینجا شراب و ( می ) زیاد بوده است . " پس کلمه ( میی می ) برای نامگذاری آن شاید مناسب تر و با مفهوم تر باشد .
در لغت نامه نفیسی و مرآت البلدان اصطلاح میمه به معنی صدای کشیده بره آهو بکار رفته و معنی شده است . وجود بره آهوی زیاد در دشتهای جلگه ای منطقه میمه که محل چرای گله گوسفندان ، مخصوصاً گله های اهالی جوشقان قالی و کاشان بوده است . باعث گردیده که همیشه صدای بره آهو به گوش برسد . پس بی دلیل نیست که بیشتر لفظ ( می می ) برای نامیدن دشتهای جلگه ای میمه بکار می رود . از طرف دیگر چون ( هاء ) غیر ملفوظ ندارد کلمه ( می می ) آسانتر اداء می گردد . در زمان فعلی مردم عامی که زبانشان کمتر با الفاظ نامانوس آشنائی دارد آنرا بکار می برند . پس دومین معنی بر ریشه یابی کلمه میمه را می توان در وجود و وفور آهو و بره آهو در منطقه ذکر کرد .
1 – قبل از اسلام تولید شراب و ( می ) بسیار مورد تقدس و علاقه مردم بخصوص زردتشتیان بوده است . در زمانهای قدیم در این منطقه که یکی از اماکن تولیده کننده ( می ) بوده ، این مواد نوشیدنی توسط اهالی زردتشتی مذهب تهیه و به سایر نقاط کشور بخصوص به دربار حاکمان وقت ارسال می گردیده است . در سالهای اخیر محل تقطیر و ظروف سفالین مخصوص حمل و نقل این مواد در منطقه چاه ملی به مقدار زیاد پیدا شده است .
2 – دلیل ، وجود سه روستای دیگر بنام میمه در ایلام ، ساوه و شاهرود است که محصول عمده هر سه روستا انگور است .
3 – به زبان زردشتی صدای بره آهو را بخاطر صوت ( می می ) میمه می گویند .
سومین معنی بر ریشه یابی کلمه میمه را بر اساس عقاید و نظرات عده ای از اهالی می توان اینگونه توجیه و تفسیر کرد . چون در زمانهای قدیم منطقه میمه یکی از مزارع قریه جوشقان بوده و در اطراف و حریم مزرعه گیاه درمنه ( هیزم ) به مقدار فراوان می روئید اهالی جوشقان برای تهیه هیزم به این منطقه می آمدند و این منطقه را منطقه ( هیمه ) 1می نامیدند . بعد از گذشت زمان در کنار مزرعه روستائی بنا شده که بخاطر قرار گرفتن در کنار مزرعه ( هیمه ) روستای مذکور را نیز روستای ( هیمه ) نامگذاری گرده اند . در طی زمان کم کم نام ( هیمه ) به ( میمه ) تبدیل شده است2.
چهارمین معنی بر ریشه یابی نام میمه را در سفرنامه ابن بطوطه می توان دید . در سفرنامه ابن بطوطه جهانگرد معروف مراکشی ( میمه ، میمن ، و میمند ) به معنی محل برف و باران و محل سرد و ییلاقی 3که حاکمان شیراز ، اصفهان ، کاشان و قم تابستان را در این محلهای ییلاقی می گذرندهاند4 معنی شده است .
1 – اهالی جوشقان قالی هیزم را ( هیمه ) می نامند .
2 – از نقطه نظر زبان شناسی چنانچه قرار بود لفظ ( هیمه ) به ( میمه) تبدیل شود . باید اهالی فعلی جوشقان آنرا Mime بر وزن بیمه می خواندند ولی اینطور نیست و علاوه بر آن تبدیل حروف یا صدای b به M یا بر عکس هنوز در هیچ یک از زبانهای مطالعه شده دنیا آنهم در اول کلمه دیده نشده است . اگر این تبدیل انجام گرفته باشد در وسط کلمه بوده و در آخر کلمه ، اتفاقاً بر عکس گاهی هر دو با هم می آیند و گاهی یکی جا نشین دیگری می گردد . و اینهم با حذف یکی از آنها ولی نه در اول کلمه مقال : در فارسی کلمات دهب = دم ، سم = سب و در انگلیسی کلمه comb به kavm گویای این نظریه است . پس با توجه به توضیحات بالا این نظر و عقیده که ( هیمه ) به ( میمه ) تبدیل شده صد در صد اشتباه و بی معنی است و ساخته افکار عامیانه و تعصبهای بی مورد است .
3 – میمه ، میمن و میمند دارای معنی یکسان هستند . ضمناً میمند از اسماء زنان است به معنی نیکبختی که از آن گرفته شده باش.
4 – شاید سرد بودن هوا و بارش برف در منطقه میمه و جوشقان را بتوان دلیل این نامگذاری دانست . اما از این نامگذاری اینگونه استنباط می گردد که فقط تشابه معانی باعث این نظریه گردیده است . زیرا هیچگاه منطقه میمه پربرف و باران تر از منطقه خود جوشقان ، کامو و قهرود نبوده و نیست . بنابراین فرض ، باید مناطق فوق را ( میمه ) یا ( میمند ) می نامیدند نه این محل را ، از طرف دیگر حکام کاشان تا آنجا که تاریخ نشان می دهد به مناطق شرقی کوه کرکس برای استراحتگاه و ییلاق و امثالهم پناه میبرده اند نه به غرب آن
با توجه به اینکه در منطقه سردسیر ساوه قم ، روستای میمه و در منطقه سردسیر استان اصفهان در کنار شهرستان کاشان شهر میمه قرار دارد می توان اصطلاح ( میمه ) را به معنی منطقه ای سرد و ییلاقی معنی کرد . ولی انتخاب نام میمه و میمند بر روستای میمه در منطقه ایلام مابین استان ایلام و استان خوزستان در منطقه ای کاملاً گرمسیری و روستای میمند در منطقه گرمسیری استان فارس نمی تواند بدلیل وجود برف و سردسیر بودن این مناطق باشد .
نتیجه گیری
صریحتر از لفظ خود " میمه " نمی توان آنرا معنی و تفسیر نمود . چون خود لفظ نمایانگر معنی آن است و تنها معنائی که از آن مستفاد می گردد همان بهترین ( می ) است . تاریخ گذشته محل و آثار باقی مانده از کارگاههای تقطیر و ظروف سفالین جهت نگهداری و حمل و نقل ( می ) گویای همین مفهوم است . همانطور که قبلاً توضیح داده شد تهیه ( می ) در این منطقه قبل از ظهور اسلام بوده، زمانی که تهیه و مصرف ( می ) حرام نگشته و امری مقدس بخصوص برای زردشتیان بوده است .
یکی از مدارک موجود دیگر که می توان برای نامگذاری میمه به آن استناد نمود و سابقه تاریخی منطقه میمه را بدست آورد . همان زبان مردم منطقه است .
زبان مردم منطقه میمه از زبانهای مرکزی ایران است که از دوره هخامنشی در سطح وسیعی پراکندگی پیدا کرده است . از شمال از دلیجان و روستاهای آن تا اطراف کاشان ، حومه گلپایگان ، خوانسار ، منطقه برخوار ، نائین ، کوهپایه و یزد این زبان و لهجه پراکندگی دارد .
از این لحاظ همانقدر که اشتراک زبانی مردم منطقه میمه با اهالی جوشقان و مردم ابیانه باعث اهمیت است . باستانی بودن فرهنگ ، سنت و رسوم این مناطق نیز دارای اهمیت زیاد است . مطالعه زبان میمه ای و ابیانه ای و رسوم دیگر موجود که در منطقه ابیانه وجود دارد و متاسفانه در منطقه میمه منسوخ گردیده است اهمیت موضوع را صدها برابر می کند .
بنابراین ساده لوحانه است که لفظ میمه را لفظ نوین پنداشته و ریشه گرفته از معانی دیگر ، در نزد زردشتیان یکی از مراسم مهم و سالانه که چیزی نظیر مراسم حج مسلمانان است ، مراسم عید چک چک است این مراسم سالیانه در ( 25 مرداد تا 10 شهریور ) برگزار می شود . بطوری که می توان آنرا کنگره جهانی زردشتیان نامید زیرا از تمامی کشورهای جهان پیروان آئین زردشت در محلی بنام " چک چک " در شهر یزد ، گرد هم می آیند و مراسم ویژه ای را برگزار می کنند در این مراسم مذهبی یکی از اتفاقات مهم برای قبولی طاعات ، همان نوشیدن ( می مه ) است یعنی از بهترین ( می ) در مراسم استفاده می کنند و چیزی نظیر غسل تعسیر مسیحیان به قرب الله در نزد زردشتیان نوشیدن ( می ) است تا به قرب (اله) خود برسند پس وجه تسمیه کلمه ( میمه ) با آنچه تاریخ ایران و آئین زردشت نشان می دهد مشخص می گردد . _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 19 آذر ماه ، 1388 11:38:19 موضوع مطلب:
موقعیت جغرا فیایی بخش میمه
بخش میمه با مساحتی حدود 3637 کیلومتر مربع بین ( 24 و 9 و 51) طول شرقی نسبت به نصف النهار گرینویچ و بین ( 28 و 33 ) تا ( 10 و 33 ) عرض شمالی از خط استوا در 1975 متر ارتفاع از سطح آزاد دریا قرار گرفته است .
این بخش در شمالی ترین قسمت استان اصفهان در فاصله 85 کیلومتری از مرکز استان اصفهان در کنار اتوبان اصفهان به تهران ، در 310 کیلومتری مرکز سیاسی کشور ( تهران ) واقع شده است . افق شهر میمه با شهر تهران حداقل یک دقیقه و دو ثانیه و حداکثر چهار دقیقه اختلاف دارد . طلوع آفتاب در میمه دیرتر و غروب آفتاب زودتر از تهران است . 1
1 – طول جغرافیائی تهران ( 57 و 24 و °51 ) شرقی است و با در نظر گرفتن اینکه هر ساعت 15 درجه است
15 × 60
*****
بخش میمه از سمت شمال و شمال غرب به سری ارتفاعات شمالی روستای موته با حداکثر ارتفاع 2720 متر و روستاهای رباط ترک ، گچشمه و یکه چاه از توابع شهرستانهای دلیجان و محلات ، از سمت غرب به رشته کوههای صالح پیغمبر و هفتاد قله با حداکثر 3011 متر ارتفاع از سطح دریا ، و روستاهای کنجد جان ، تیکن و ورزنه از توابع شهرستان گلپایگان ، از مشرق به رشته کوههای آهکی رباط ، چغاده ، حمزاوه و جوشقان قالی با حداکثر 3160 متر ارتفاع از سطح دریاهای آزاد و روستاهای کلهرود ، سه ، بیدشگ از توابع بخش نطنز ، روستاهای جوشقان قالی و ورکان از توابع شهرستان کاشان و از جنوب به سری ارتفاعات آهکی کوههای کلمبه سنگ با حداکثر 2420 متر ارتفاع از سطح دریا و روستای مورچه خورت از توابع بخش برخوار و روستاهای میرآباد و حسین آباد و شهر های دهق و علویجه از توابع شهرستان نجف آباد محدود می گردد .
وسعت بخش میمه 3637 کیلومتر مربع است که حدود 1700 کیلومتر مربع آن را دشت و مابقی را مناطق کوهستانی تشکیل می دهد .
موقعیت سیاسی اجتماعی شهر میمه در ادوار مختلف
تقسیمات سیاسی شهرستان میمه در قرون مختلفه :
در زمانهای قدیم حوزه آبخیز میمه از نظر سکونت و آبادانی به 5 قسمت یا کوره به شرح ذیل تقسیم می گردید .
الف – کوره جوشقان قالی
ب – کوره ورکان
ج – کوره میمه
د – کوره ازون
هـ - کوره ونداده یا وندیداد
کوره میمه :
این کوره در زمان ایران باستان جزء سرزمین مادها بحساب می آمده بطوریکه علمای جغرافیائی دوره های بعد هم آنرا جزئی از بلاد جبل خوانده اند . منطقه میمه از زمان هخامنشی تا ساسانیان به علت آبادانی و اهمیتی که از نظر باغات انگور و تولید ( می ) مصرفی درباریان داشته ، اغلب بطور مستقیم تحت نظر نماینده سلاطین وقت اداره می شده است . تا اینکه در زمان ساسانیان کوره میمه در سیطره حکومت جوشقان قالی قرار می گیرد .
اوضاع تاریخی و تحولات اجتماعی آن در قرون اولیه اسلامی به اقتضای حوادث زمان و وضع متشنج عمومی ایران در حال تغییر و تحول پی در پی بوده است . از آغاز استیلای تازیان ، در قلمرو امیر نشین اصفهان در آمده و در زمان خلافت هارون الرشید قم و کاشان از حوزه وسیع اصفهان جدا گشته و ( این منطقه نیز چون در قلمرو قم و کاشان بود ، از سلطه اصفهان جدا شد ). تا اینکه در دوره مغولی مدتی این دو شهر زیر فرمان حکمرانان واحدی قرار گرفته و گاه نیز برای هر یک از دو شهر قم ، و کاشان فرمانروای مستقلی گماشته شده است . بر اساس آثار مستند از جمله کتاب تاریخ قم که در( سال 378 قمری نو شته شده) قریه میمه از جبال قم بوده تا اینکه با جدا شدن دو شهر قم و کاشان ، شهر میمه بخاطر نزدیکی باشهر کاشان از شهر قم جدا و در محدوده جغرا فیا یی و سیاسی شهر کاشان قرار گرفته است . از عهد صفویان به بعد در تقسیمات کشوری ایران ولایات کاشان یکی از مناطق مرکزی ایالت عراق عجم ( اراک فعلی ) بشمار می رفته و به دارالمومنین ملقب گشته است . منطقه میمه نیز در عهد صفویان یکی از دهات تابعه دارالمومنین بوده است .
در زمانهای مختلفه تا زمان حکومت صفویان تقسیمات حوزه آبخیز تغییرات چندانی نداشته است . در زمان صفویان بخاطر نزدیکی منطقه میمه به مرکز حکومت و پایتخت ، مورد توجه وابستگان حکومت قرار گرفته و در مزایده و بخش هائیکه از طرف امراء وقت به عمل می آمده ، بین تعدادی از وابستگان دربار تقسیم گردیده است .
مالکان در قبال مبلغی بلوکات خود را به اشخاص واگذار نموده اند . بالتبع حوزه آبخیز از نظر سکونت و آبادانی به واحدهای کوچکتری تقسیم گردیده است و روستاهای خسروآباد ، سعید آباد، قاسم آباد ، سلیمانیه و ... در این زمان بوجود آمده اند .
این تغییرات در دوره قاجاریه و پهلوی بیشتر شده و این منطقه فلکزده گاهی ضمیمه کاشان ، گاهی ضمیمه عراق عجم ( اراک ) و سالی چند تابع بلوک جوشقان قالی بود تا اینکه در سال 1140 با تلاش و پیگیری مرحوم حاج علی اکبر جد مرحوم قیصر خان گرانمایه یکی از صاحب منصبان و بزرگان منطقه میمه ، بخاطر اخذ مالیات زیاد توسط حاکم جوشقان از رعیت و کشاورزان اهل میمه ، منطقه میمه از بلوک جوشقان جدا و دارای حکومتی مستقل می گردد . بعد از گذشت زمان بخاطر رونق و آبادانی منطقه میمه ، قریه جوشقان و روستاهای تابعه ضمیمه حکومتی میمه می گردد و اهالی جوشقان ولایت و حکومتی میمه را می بزیرند و منطقه میمه و منطقه جوشقان تحت عنوان بلوک جوشقان با مرکزیت میمه بعنوان یکی از بلوک شهرستان کاشان باقی می ماند تا اینکه در سال 1336 بر اثر اختلافات محلی و پیگیریهای اهالی شهر میمه بخصوص تنی چند از صاحب منصبان ، مناطق میمه و جوشقان از یکدیگر جدا شده ، منطقه میمه ضمیمه استان اصفهان می شود و روستای جوشقان قالی همچنان در سیطره حکومت نشین کاشان باقی می ماند .
به هر حال این تغییر و تبدیلات از لحاظ ضمیمه بودن منطقه میمه به شهرستانها و استانهای مجاور ادامه داشته تا اینکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به پیشنهاد استاندار وقت استان اصفهان و تصویب وزارت کشور و پیگیریهای تعدادی از اهالی شهر میمه ، در سال 1368 بخش میمه به انضمام بخش گز و برخوار با کلیه روستاهای تابعه به فرمانداری برخوار و میمه تبدیل گردید .1
1 – برای آشنائی با کوره های ازون و ونداده به بخش روستاهای تابعه مراجعه شود .
********
حوزه آبخیز بخش میمه
بخش میمه کلاً به دو حوزه آبخیز تقسیم می گرد :
الف – حوزه آبخیز دستکن
این حوزه ، دشتی جلگه ای و کم شیبی است به وسعت 1700 کیلومتر مربع در دامنه های غربی رشته کوه کرکس ، از بلندیهای مرکزی ایران که از چهار طرف بوسیله رشته های کوههای کم ارتفاع و بهم پیوسته کوههای شیخیه ، دو سیاه کلنگ و نداده ، کوه کهدود ، تخت چاه دینار ، کلنگهای قرقچی و زارومان محدود گردیده است . شهر میمه ، شهر وزوان و اکثر روستاهای بخش میمه در این حوزه آبخیز قرار دارند . این حوزه از سطح آزاد دریا بطور متوسط 1965 متر ارتفاع دارد و بعنوان بلندترین دشت جلگه ای استان اصفهان شناخته شده است .
ب – حوزه آبخیز سد پانزده خرداد
این حوزه با حوزه آبخیز گلپایگان سرانجام به سد 15 خرداد ختم می شود . حوزه مذکور از گذار حسن رباط شروع و به سمت روستاهای حسن رباط ، لوشاب ، لایبید ، دشت موته ، شور رباط ترک ، رودخانه رباط ترک و سرانجام به سد 15 خرداد ختم می شود .
این حوزه از شمال توسط ارتفاعات شمالی روستای موته (کوههای قلعه سیاه ، یوخلو ، بید و شیخ احمد ) و از جنوب توسط ارتفاعات کوه سوخته ، پیسه کوه ، از مشرق توسط ارتفاعات چهل دختران ، کوه بید و ارتفاعات قرقچی و از مغرب توسط کوه سرخ ، کوه گدار سرخ و کوه گرگ محدود می شود . روستاهای لایبید ، لوشاب ، حسن رباط و موته در این حوزه آبخیز قرار دارند . _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 19 آذر ماه ، 1388 11:42:03 موضوع مطلب:
ابواسحاق ابراهیم بن محمد قمی در کتاب قراء خمسه کاشان آورده است
قریه میمه همزمان با قراء اردستان و زواره در زمان انوشیروان آباد بوده است . " در میمه مانند شهرهای زواره و اردستان در زمان یاقوت خرابه های عهد ساسانی موجود بوده که تماماً محو گردیده است . در عهد سلجوقیان این محل مانند دو محل اردستان و زواره شهر ثروتمندی گردیده است و ابنیه های مهمی از آن دوره در این محل بنا شده است " .
در حال حاضر اردستان و زواره دارای قدیمی ترین مسجد کوشک مانند می باشند که تبدیل به مسجد چهار ایوانی گردیده و شاید دارای قدیمی ترین سردری باشند که دو منار بر فراز آن ساخته اند . شهر میمه و روستای ونداده مساجدی دارند که با مشخصات مساجد این دو شهر ، بنا شده است . این شباهات و توازن عجیبی که در مقدرات این سه شهر مشاهده می شود منحصر و محدود بتاریخ عمومی این سه شهر است .
در کتاب قراء خمسه کاشان در ادامه آمده است .
" قریه میمه یکی از قراء خمسه کاشان است که در پهنه دشتی وسیع قرار گرفته است . مردمان آنجا سفید چهره و مردانه باشند و اکثراً سنی و حنبلی مذهب و در طاعت درجه تمام دارند اما بیشتر اوقات با هم در محاربه و نزاع باشند و رسم دو هوائی هر گز از آنجا بر نیفتد و همه خوشیهای آن منطقه در هنگام اظهار دو هوائی با ناخوشی آن فتنه ، مقابل نتواند کرد . به حقیقت این ناحیت همچون باغی است از پیوستگی باغستان و دیهمهای متصل بهم ، در این ناحیت قلعه ا ئی است که آنرا در کنار مسجد بنا نهاده ( گفته اند این مسجد آتشکده بوده که در زمان بهمن ابن اسفندیار در آن آتش خانه ساخته بودند ) .
ابوعلی محمد بن ابی عبدالله بن الرضا در کتاب البارع در مورد قریه میمه آورده است .
" در زمان اشکانیان و ساسانیان این منطقه آباد بوده و بعنوان یک قطب کشاورزی و دامداری محسوب می شده است . "
حافظ ابو نعیم در کتاب خود ( ذکر اخبار اصفهان ) از روستای مزدآباد نام می برد که بعد از تصرف شهر اصفهان و قراء تابعه توسط اعراب 1، " اهل آن پیش نماینده خلیفه رفتند و تظلم نمودند از بسیاری آفات و دواین عجم به استشهاد و دستور " .2
" در صفحات 67 ، 136 و 247 کتاب تاریخ قم که حدود 996 سال پیش تالیف گردیده از قریه میمه یاد شده که آباد و مردمان آن به شغل کشاورزی و سفالگری مشغول بودند . "
در کتاب الاعلاق النفسیه آمده است .
چون اردشیر ابن بابک در مسیر بازگشت از اصفهان به سمت قم در این قریه نزول کردند راوی می گوید چون مطبخها بهنبر بودند و سفره ها رنگین ، اردشیر از هر کدام تناول کرد و چون " می " آن بنوشید ، دستور دارد در آن آتشکده بنا نهادند و در آن آتش برافروختند و چهل تن از اسیران ( جود ) را بیاوردند و ایشان را مجوس کردند و مجاور این آتشکده گردانیدند و د راین ناحیه سکنا دادند .
" آبروز هیثم روایت کند از عمر کسری که او گفت این دیه را ویروزین یزد جرد بنا کرده است".
در کتاب تاریخ اجتماعی کاشان ( مراه القاسان ) آمده است
" کوه کرکس کوهی است که آن طرفش خاک قراء خمسه کاشان است و همه جا در قریتین قالهر و درب جوقا که بیست فرسخ است این طرفش خاک کاشان و آن طرفش خاک قراء خمسه می باشد . قراء خمسه عبارتست از قریه ( میمه ) ، قریه ( زیادآباد ) ، قریه ( ازون ) ، قریه ( وزوان ) و قریه ( ون ) که جزء جمع قصبه جوشقان قالی و در اداره حکومت جوشقان است . "
1 – کشور ایران در زمان خلیفه دوم توسط اعراب تصرف گردید .
2- با توجه به اینکه در این منطقه قناتی بنام قنات مزدآباد قرار دارد احتمالاً ، روستای مزدآباد نام قدیمی شهر میمه بود ه است پیدا شدن سکه های زمان خلافت عمر در محل مسجد جامع شهر میمه و محل باغات بلقادی نشان می دهد که در زمان خلافت عمر ( خلیفه دوم مسلمین ) این منطقه آباد بوده و در آن داد و ستد و خرید و فروش با پولهای رایج مرسوم یوده است .
نویسنده کتاب بستان السیاهه در مورد منطقه میمه می نویسد .
" قصبه کوچک میمه که قدری از جاده بکنار افتاده نزدیک رودخانه ایکه معمولاً خشک شده واقع شده ولی چون این رودخانه ، آب منبعی را که در ده کیلومتری آن قرار گرفته می کشد گاهی تجـدید
حیات ویران کننده ای دارد . این وضع آب چاههای قنوات متعددی را نیز تامین می کند که بدین وسیله باغستانهای آن سیراب می شود . در نزدیکی جاده یک مسجد به سبک دوره مغولی و خرابه های یک رباط سلجوقی که متاسفانه با گل بنا شده ، نظر ناظرین کنجکاو را بخود جلب می کند که سکنه روستا در آنجا نشمین گزیده اند . در پیچ و خم کوچه ها و با درهم و برهمی طبقاتی که رویهم قرارگرفته تقریباً غیر ممکن است که در ساختمان اصلی تشخیص و باز شناخته شود . هنگام هجوم بزرگ موریانه ( بین سالهای 1850 تا 1700 ) بنا کاملاً نقب زده شده لذا برای بازدید باقیمانده های جالب بنا باید بسیار با احتیاط بود".
خانم لامتن انگلیسی : در کتاب خاطرات خود به نقل از اهالی ، در مورد تاریخ بنای اولیه شهر میمه می نویسد :
" در گورهائی که در اطراف مسجد جامع و داخل بعضی از خانه ، بعضی مواقع پیدا می شود آثاری از ظروف سفالین و مجسمه های سفالین به اشکال مختلف بچشم می خورد . مورخین ایرانی عقیده دارند که قبل از ظهور مذهب یکتا پرستی در فلات مرکزی ایران قومی ساکن بودند که اجرام آسمانی و ارواح را می پرستیدند . آنها بر اساس اعتقادات خود برای حفاظت و نگهداری و ادامه بقاء و حیات مردگان ، همراه آنها اشیای گرانبها و ظروف غذا دفن می کردند ".
در فرهنگ مرحوم دکتر معین که در سال 1342 بچاپ رسیده در صفحه 2080 این فرهنگنامه آمده است " میمه Mey(ay)ma نام یکی از بخشهای شهرستان کاشان ، استان مرکزی است این بخش در قسمت باختری کاشان در طول و طرفین راه شوسه تهران به اصفهان واقع است . این بخش دو دهستان و 22 آبادی و 17 هزار تن سکنه دارد . مرکز آن قصبه میمه در 100 کیلومتری اصفهان و 316 کیلومتری تهران ، سر راه شوسه تهران به اصفهان واقع شده است و 2300 تن سکنه دارد . محصولاتش غلات ، سیب زمینی ، میوه و لبنیات است . صنایع دستی آن قالی و کرباس بافی است . "
مسعود میرزا پسر ارشد ناصر الدین شاه در خاطرات خود می نویسد .
" صاحب دیوان حضور پدر تاجدارم ، عرض کرد به طهران احضار شدیم . این سفر هم چون دماغ سوختگی کلی داشتیم کمتر بشکار می رفتیم چون از راه قم و کاشان مکرر بطهران رفته بودم میل کردم این سفر ، از راه جوشقان و محلات به طهران بروم . همدم السلطنه را با بچه هایش در اصفهان گذاشته ، فقط جریده از راه جوشقان ( میمه ) به طرف طهران رفتم . بلوک جوشقان بلوکی است در جلگه وسیعی افتاده ، قصبه ایست ( بنام جوشقان ) که این بلوک به آن مسمی می شود . "
در کتاب جغرافیای مفصل ایران صفحه 297 در مورد میمه آمده است .
" در حوالی کاشان ( فین ) و خصوصاً در منطقه میمه گلاب فراوان تهیه می نمایند که مقدار زیادی از آن به هند و جاوه فرستاده می شود . "
قدیمی ترین اثر باقی مانده در منطقه میمه که بعنوان یک سند زنده می تواند مورد بررسی و تحقیق قرار گیرد قنات مزدآباد است . " دکتر بهمن بهنیا " نویسنده کتاب قنوات ایران ، عقیده دارد که بخاطر شباهت این قنات با قنات ابوزید آباد کاشان و قنات معروف اردستان احتمالاً این قنات در زمان ساسانیان حفاری گردیده است . 1
نویسنده کتاب آثار باستانی اصفهان در مورد منطقه میمه آورده است .
" بر اساس تحقیقات باستانشناسی که در تپه های شمالی شهر میمه انجام گردیده ، و بر اساس سفالهای مکشوفه (ظروف سفالین ) درمنطقه ، توسط استاد مهریار ، قدمت اشیاء مکشوفه به زمان هارون الرشید می رسد . "
ر کتاب معجم البلدان در مورد میمه آمده است .
" میمه ولایتی است از نواحی اصفهان ، شامل قراء و قصبات زیادی که ابوعلی حسن میمی (میمه ای) و ابوالفتوح مسعود بن علی المصعی المسلمین دو نفر از دانشمندان و محققان و محدثان (در سال 574 هـ.ش) که در بغداد کرسی تدریس و مدرسی داشتند منسوب به این محل می باشند".
سسیل اواردز تاجر و جهانگرد انگلیسی که در سال 1352 از میمه دیدن کرده است در مورد شهر میمه در کتاب قالی های ایران آورده است .
" در حدود 100 دستگاه قالی در میمه ، روستائی واقع در جاده مهمی که کوره راهی از آن جا به جوشقان منشعب می شود موجود است . این قریه منزلی است بر سر راه اصفهان – تهران در فاصله 11 میل از قریه جوشقان " .
در کتاب فرهنگ جغرافیای ایران ج ( 3 ) آمده است :
میمه ( م ی م ) ( اخ ) قصبه است از توابع شهرستان کاشان با 2300 تن سکنه واقع در 100 هزارگزی اصفهان و 316 هزارگزی تهران سر راه شوسه تهران به اصفهان ، مختصات آن بشرح ذیل است :
طول 51 درجه و 50 دقیقه ، عرض 33 درجه و 26 دقیقه و 30 ثانیه ارتفاع از سطح آزاد دریا 2012 گز
همه ادارات و حدود 30 باب دکان – پمپ بنزین و یک قلعه خرابه از آثار قدیم دارد . در فصل زمستان عده ای از مردم آن برای کارگری به تهران می روند .
در ناظم الاطباء در مورد میمه آمده است :
نام قریه ای از مضافات اصفهان واقع در بلوک جوشقان ، در تداول عامه ( م ی ) به معنی شراب یا ظرف شراب نیز ابهام دارد . پس میمه استناد از میخانه دارد .
در لغت نامه مرحوم دهخدا در مورد میمه آمده است .
میمه ( م ی م ) ( اخ ) نام یکی از بخشهای شهرستان کاشان واقع در باختر آن در طول و طرفین راه شوسه تهران به اصفهان ، هوای آن سردسیر و آب آن از قنوات و محصولات عمده آن غلات و لبنیات است . این بخش از دو دهستان به نام دهستان مرکزی میمه و دهستان جوشقالی قالی تشکیل شده و دارای 22 آبادی و حدود 17 هزار سکنه است ودیه های مهم آن عبارتند از وزوان ، ونداده ، آزان ، زیادآباد و خسرو آباد .
علاوه بر کتب که ذکر شد در کتب و آثار جهانگردان ، میسیو گدار ، تاورنیه ، ابن بطوطه ، ماکسیم سیرو ، کتب دانشمندان ومورخان ایرانی ، مطالبی در مورد منطقه میمه آمده است . که در بخشهای مختلف این مجموعه بر اساس موقعیت و موضوعیت مطلب ، آورده شده است .
قابل ذکر است ، بخاطر اینکه تا سال 1336 قریه " میمه " و قریه " جوشقان قالی " تحت عنوان بلوک جوشقان با یک مرکز سیاسی اداری واحد و یک نائب الحکومه اداره می شد . در اکثر کتب تاریخی از میمه یادی نشده و بیشتر نام بلوک جوشقان آمده یا در کنار نام روستای جوشقان ، نام قریه میمه ذکر شده است . برای مثال :
ابوالحسن عفاری کاشانی در کتاب گلشن مراد آورده است .
1 – دهستان جوشقان از طرف شمال به کاشان از جنوب به مورچه خورت و از مشرق به نظنز و از مغرب به گلپایان محدود است " .1
در کتاب خاطرات مسعود میرزا ( ظل السلطان ) نیز آمده است .
" بلوک جوشقان بلوکی است در جلگه وسیعی افتاده ، قصبه ایست که این بلوک به آن مسمی می شود" .
همچنین در کتاب مراه البلدان آمده است .
" از کرج تا برج دوازده فرسنگ و از برج تا جوشقان یک منزل و ده فرسنگ و از جوشقان تا اصفهان سی فرسخ است " .
در کتاب نصف جهان فی تعریف الاصفهان آمده است :
" دهستان جوشقان محلی است در دامنه کوهی واقع شده ، روی به اصفهان و آن کوه سرحد اصفهان و کاشان ممتد و متصل است از طرف شمال به جبال قهرود و این جوشقان چند دیه تابع دارد . از جمله دهات مشهور آن که به جانب اصفهان است " میمه " است که از جوشقان آبادتر و هوای آن سردتر از اصفهان ، اکثر آن زراعت و آب از قنات دارد باغستان که اکثر آن انگور است و ( می ) در آن یافت می شود " .
با اندکی توجه و دقت از مفهوم این چهار پاراگراف نتیجه می گیریم که منظور از جوشقان روستای جوشقان نیست . بلکه دهستان یا بلوک جوشقان بوده که از مغرب به گلپایگان و از جنوب به مورچه خورت محدود و د رکنار جاده ارتباطی ناحیه مرکزی ایران قرار داشته است و میمه مرکز سیاسی اداری و محل حکومت نشین آن بوده و از روستای جوشقان بسیار آبادتر و بزرگتر بوده است .
ارتباط بین میمه و جوشقان قالی که کدام اصل و کدام مهاجر بوده اند .
می توان گفت که افراد هر دو منطقه عضو ، گروه مهاجری بوده اند که عده ای در کوهستانها حل اقامت افکنده اند و عده ای در نواحی پست و جلگه ای ، چه بسا که موقعیت استراتژیکی منطقه میمه نشان می دهد که این محل اصل واقع شده و مورد لطف سپاهیان و درباریان قرار گرفته است .
علاوه بر آن وجود روستای ونداده که نام آن بر گرفته شده از قسمتی از کتاب اوستا بنام وندیداد است 1و نیز آثار قبور زردشتیان در شرق شهر میمه و سکه های یافت شده در مسجد جامع و شکل اولیه مسجد جامع که شباهتهای معماری فراوانی به آتشکده های زردشتیان دارد. 2وجود سکه های مکشوفه در نقاط مختلف اطراف شهر میمه ( سکه های یافت شده در مسجد قدیمی میمه و اذان و کاروانسرای اسکندری اذان که همگی در مراکز فرهنگی نگهداری می شوند ) موئد این مسئله است که میمه اصل بوده و نواحی اطراف ( نظیر جوشقان قالی ) فرع بر آن ( از طرفی تاکنون نیز هیچ آثار و مدارک مستدلی در مناطق کوهستانی شرق میمه ( منطقه جوشقان ) که حائز اهمیت تاریخی باشند یافت نشده است ) .3
اصل و کهنه تر ماندن زبان جوشقان و توسعه یافتن و ساده تر شدن زبان میمه نیز دلیل بر قدمت زبان جوشقان نیست . چون مناطق کوهستانی عموماً بخاطر عدم ارتباط با دیگر مناطق و یا ارتباط کمتر ، اصولاً توسعه نیافته تلقی شده و بیشتر شکل اولیه خود را حفظ می کنند . ولی وجود بزرگراه سراسری کشور از شمال به جنوب کما فی السابق منطقه میمه را در حکم گذرگاهی چند سویه4 قرار داده و همین نکته در رشد فرهنگی ، سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی افراد منطقه میمه تاثیر بسزائی داشته است و باعث تغییراتی در زبان و فرهنگ مردم منطقه میمه نسبت به جوشقان قالی گردیده است .5
1 – رجوع شود به بخش تاریخچه روستای ونداده 2 – برای اطلاع بیشتر به تاریخچه مسجد میمه رجوع شود .
3- عده ای عقیده دارند وقتی انوشیروان پادشاه ساسانی که از اهالی اردستان بود به سلطنت رسید 80 نفر از دوستان دوران کودکی خود را که از اهالی اردستان ، محل زادگاهش بودند و در دوران کودکی با هم به مکتب می رفتند مورد احترام و اکرام و بزرگواری قرار داده و دستور می دهد برای هر یک از آنها قصری شبیه قصر پادشاهان در ولایت مختلف بسازند و آنها را به حکومت ولایات منسوب می کند . از جمله قصرهائی که بدستور وی ساخته شده می توان قصرهای هرزاوند ، برخوار ، جوشقان و کوشکه* را نام برد . بخاطر نزدیکی بلوک جوشقان به اردستان وی یکی از دوستان خود را به حکومت جوشقان منسوب می کند ( در آنزمان میمه در سیطره حکومتی جوشقان قرارداشته است . )
* معنی لغوی کلمه جوشقان = دو قصر ، دو کاخ
4 – برای اطلاع بیشتر به قسمت راههای باستانی منطقه مراجعه شود .
5 – بعضی عقیده دارند که شهر میمه بخاطر جریان آب چشمه کامو که قبلا تا منطقه دشت میمه جریان داشت در حاشیه رودخانه و مسیر این آب احداث و اولین شغل مردم کشاورزی در دشت میمه از آب چشمه و رودخانه مذکور بوده ، بعدها خوانین در دامنه ارتفاعات شرقی منطقه د رحاشیه رودخانه ، اقدام به احداث باغات و تفریگاههائی نموده که هسته اولیه روستاهای کامو و جوشقان قالی گردیده است . این افراد عقیده دارند که علت سکونت اولیه در دشت میمه و ادامه حیات قوم بنیانگذار ، به احتمال یقین وجود آب چشمه و رودخانه کامو بوده است که در این دشت جریان داشته است .
با سپاس فراوان از تلاش های این نویسنده ی سخت کوش ازتبار شهر قديميان ميمه دراصفهان .دانش آموخته کارشناسي ارشد علوم سياسي و فعال در عرصه خبر _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 19 آذر ماه ، 1388 20:37:05 موضوع مطلب:
حال میخواهیم به شهر کاشان بپردازیم . از دانشنامه ی آزاد ,ویکی پدیا
شهر کاشان مرکز شهرستان کاشان است. و در فاصله 270 كيلومتري از جنوب تهران ،پايتخت ايران، ودر بین دامنه کوه کرکس نطنز و دشت کویر سکنی دارند.این شهرستان از شمال به استان قم، از جنوب به نطنزو اردستان، از غرب به کوه کرکس و سیاه کوه و شهرستان محلات و اراک و از شرق به کویر مرکزی ایران محدود است.
شوند نام گذاری :
به عقیده دانشمندان زبان شناس، کاشان به خانههای تابستانی گفته میشود که از چوب و نی ساخته شده باشد. [۱] درمورد وجه تسمیه کاشان سخن بسیار است.( همین شوند را هم برای قم گفته اند
قاسان و کاس رود
بر طبق حکایت تاریخ قم[کدام صفحه؟] قاسان نام دو تن از پادشاهان داستانی (پسران خراسان) بوده، قاسان اصغر پسر آفریدون است که نام او را به رودخانه (که به فارسی کاسه میگویند) نهادهاند؛ و قاسان دریا بوده که آن را کاس رود خواندهاند. [۲]
چهل حصاران و کاه فشان
برخی از نویسندگان دورههای اسلامی گفتهاند که کاشان در اصل چهل حصاران بوده، (چهل حصاران در زمان کیخسرو شاهنامه بوده ! و مرز گسترده ای داشته چه پیوندی با کاشان دارد ) در زمان هارون الرشید عباسی به خواهش مردم آنجا، زبیده خاتون همسر خلیفه دستور ساختن شهر و برج و باروی آن چون کاه افشانی کردهاند و به تدریج کاشان نامیده شدهاست. [۳]
کی آشیان
این توجیه برخی از متاخرین، از آن نظر پیدا شد، که چون نخستین جایگاه آبادانی این ناحیه به امر پادشاهان داستانی ایران و در کنار چشمه فین برافراشته شدهاست، آن را کیاشیان (یعنی جایگاه ونشیمن پادشاه گفتهاند) [۴]
کاشان و کاشانه
منظور، مصداق و معنی لغوی آن است. چنانکه ملکالشعرای بهار میگوید:
لفظ کاشان و کاشانه به لغتهای قدیم معبد و جایگه جشن و دلاسائی بود
و در جای دیگر نیز چنین میگوید: کاش و کاشان و کاشانه نیز که از اسامی بتخانهها است به معنی نوعی از مسکن شد، و نیز اسم خاص شهرها گردید.[۵]
به رای من بیشتر کاشان با قوم کاشی ها در پیوند است .خدای من !
تاریخ شکل گیری شهر
در دوران بارانی بین آخرین دورههای یخچالی (زمین شناسی) به نظر میرسد در مرکز ایران دریای پهناوری گسترده بود. این دریا با شروع عهد خشکی به تدریج کوچک و خشک شد که اکنون در محل آن کویر بزرگ مرکزی برجاست و بشر در دوره استقرار در روستاها در اطراف این محل اسکان یافتهاست چنان که قدیمی ترین تمدنها را میتوان در حاشیه هلالی شکل کویر یافت. یکی از قدیمی ترین تمدنهای این حاشیه تمدن سیلک است. تپههای موسوم به سیلک واقع در ۲ کیلومتری جنوب غربی کاشان یکی از کهن ترین مراکز استقرار بشر در فلات مرکزی ایران به شمار میآید. حدود هفت هزار سال پیش مردم سیلک پایه و اساس تمدنی را بنیان نهادند که در دورههای مختلف پیشرفت شایانی را بدست آورد. نشانههایی از این پیشرفت و ترقی را میتوان در آثار سفالین و اشیاء مسی و مفرغی بدست آمده از این تپهها (تپههای شمالی و جنوبی سیلک) که امروزه زینت بخش اکثر موزههای معتبر ایران و جهان است، مشاهده کرد. اقوام سیلک که دارای ابداعات و نوآوریهای فراوانی در صنایع آن دوران بودهاند، با تمدن بین النهرین و مناطق دیگر ایران ارتباطات فرهنگی و اقتصادی داشتهاند. تمدن سیلک به عنوان یکی از نخستین تمدنهای دشت نشین برای باستان شناسان از اهمیت قابل توجهی برخوردار میباشد. خاصه آنکه در کوزه گری و نگارگری و استفاده از آجر پخته در بنای ساختمانها و موارد متعدد دیگر به پیشرفتهای قابل ملاحظهای رسیده بودند. گرچه ردپای این تمدن ناگهان در تاریخ گم میشود و مردم سیلک بر اثر هجوم اقوام تار و مار و گریزان میشوند، اما برخی بر این عقیدهاند که ساکنان سیلک پس از ویرانی شهر و دیارشان به چشمه ساران به ویژه نیاسر و نوش آباد پناه برده و آبادیهایی را بوجود آوردهاند. با توجه به اینکه در منطقه کاشان آثاری از دوره هخامنشی و اشکانی وجود ندارد و پژوهشهای باستان شناسی نیز در این منطقه بسیار محدود بودهاست از تمدن این دوره در کاشان اطلاعات زیادی در دست نیست لیکن کشف سکههای نقره متعلق به دوران هخامنشی و اشکانی در این منطقه نشان از ردپای تاریخ دوره هخامنشی و سلوکی دارد. کشف گنجینهای متعلق به اواخر هزاره اول قبل از میلاد در روستای مرق گواهی بر امتداد مدنیت در منطقه کاشان تا اواخر دوره هخامنشی است. گرچه اخبار و مدارکی از دوره اشکانیان در این منطقه بدست نیامدهاست اما قراین متعدد تاریخی خبر از آبادانی و رونق کاشان در دوره ساسانیان میدهد. وجود آتشکدههای نیاسر ، خرمدشت و نطنز، اشارات مولف تاریخ قم به مناطق باستانی چون نیاسر و نوش آباد ، اخباری مربوط به یک شهرک دوره ساسانی به نام سارویه درمنطقه کاشان که به گزارش تاریخ نویسان تا دوره اولیه اسلامی نیز آثاری از آن برجای بودهاست همگی گواهی بر این مدعاست.
مورخان و سفرنامه نویسان اوایل دوران اسلامی از عقربهای فراوان(این عقربها داستان دارد و تحفه ی عربستان است و اعراب آنها را از عربستان به کاشان آوردند و با منجنیق پرتاب میکردند بنام عقرب جراره کاشانی اینجا نیست ) در کاشان و شیعه بودن مردمانشان به عنوان اصلی ترین ویژگی آن یاد کردهاند و کاشان را به عنوان شهر کوچکی معرفی نمودهاند. کاشان در نخستین دهههای قرن اول هجری با هجوم عربها روبرو شد و پس از مقاومتهای بسیار با از دست دادن استحکامات خود، تسلیم شده به تاراج رفت، حمداب مستوفی در »نزهه القلوب« بنای شهر کاشان را در دوران اسلامی به »زبیده خاتون« همسر هارون الرشید نسبت داده و در این مورد مینویسد: در قرن دوم هجری مسلمانان در جایی به نام چهل حصاران زندگی میکردند. کاشان در دوران آل بویه از رونق و آبادی خاصی برخوردار بود و صنعت سفالگری و فلزکاری آن شهرت فراوان داشت چنان که مقدسی در این زمان از کاشان چنین یاد میکند: «کاشان شهری آباد و روستاهای نیکو دارد، کشتزارهای بسیار ، گرمابه نیکو و نعمت فراوان و دارای دژ و خندقی است.» کاشان در دوران آل بویه بواسطه ظهور سلاطین شیعی و نفوذ آنان بر خلیفه بغداد مورد توجه بیشتری قرار گرفت و به همراه قم از عنایت آل بویه و وزیر دانشمند آنان صاحب بن عباد بی نصیب نماند. با آغاز قرن پنجم و روی کار آمدن حکومت سلجوقیان ، کاشان اهمیت و اعتبار روز افزونی یافت و در این زمان مردان بزرگ و نام آوری از این شهر به خدمت حکومت درآمده و به مدارج عالی رسیدند. چنان که راوندی مینویسد: «اغلب وزارء و مستوفیان و دبیران دربار، کاشانی بودند، هنر و علم در این زمان کمال یافت و کاشان محل و منشاء فضل و ادب شد. در این دوره ، شهر توسعه یافت و بناهای عمومی فراوان و گوناگونی مانند مسجد، مدرسه، خانقاه، دارالشفاء و کتابخانه ساخته شد.» بیشتر بناهایی که در دوره سلجوقیان بنا شدهاست به دلیل زلزلههای پی در پی ویران شده و از میان رفته اند، لیکن آنچه باقی مانده، نشانی از توسعه و آبادی کاشان در این عصر میباشد. مهمترین آثار بجای مانده از این بناها مسجد جامع است که در این دوران (سلجوقیان) بازسازی شده و دارای گنبدی آجری و منارهای مزین به خط کوفی با تاریخ ۴۶۶ هـ . ق است. علاوه بر آن مناره »پنجه شاه « »برج و باروی شهر« » بند قمصر« و »قلعه جلالی« از دیگر بناهای معروف این عصر به شمار میروند. در دوران سلجوقیان کاشان به ترقی و آبادانی قابل ملاحظهای رسید. کثرت آثار تاریخی در این دوره و وجود مدارس متعددی که در این دوره در کاشان تاسیس شد و نیز ظهور دهها دانشمند کاشانی در این مقطع گواهی بر مدنیت و پیشرفت این شهر بودهاست. کاشان دراین دوره آنچنان که در کتاب راحه الصدور و دیوان ابوالرضا راوندی آمدهاست دوبار توسط میاجیق یکی از سرداران خوارزمشاهی و ملک سلجوق بن محمد بن ملکشاه سلجوقی مورد هجوم قرار گرفتهاست. در هر دو هجوم شهر کاشان به واسطه برج و بارو و پایمردی و جوانمردی اهالی در امان ماندهاست. اما روستاهای بی دفاع مورد قتل و غارت واقع شدهاند.
ادامه دارد ... _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: جمعه، 20 آذر ماه ، 1388 01:27:24 موضوع مطلب:
بیشتر سطح ایران را کوهستان و سرزمینهای مرتفع در بر گرفته و بیشتر این کوهستانها در بخشهای شمالی، غربی و جنوبی کشور قرار دارند و قسمت عمدهای از نیمه شرقی ایران را سرزمینهای پست و کوههای جدا از هم به وجود آوردهاند و حواشی باریکی از زمینهای پست در شمال و جنوب کشور نواحی کوهستانی را از دریاهای مجاور جدا میسازند. هرگاه 3 نقطه ایرانشهر، قم و سبزوار را به هم متصل کنیم، مثلثی خواهیم داشت به وسعت بیش از 300 هزار کیلومتر مربع که با یکی دو استثنا نواحی پست داخلی مخصوصاً دو بیابان عظیم دشت کویر در شمال و کویر لوت در جنوب را در بر خواهد داشت.
از دیدگاه نگارنده مهر زمین روزگاری این کویر ها به زیر آب بوده و تنها در ساحل این دریای بزرگ تمدنهای امروزی کویری جای داشتند . به رای من ایرانیان به خاطر همین تنگی جا از ایران کوچ کردند . و این کوچ ها بار ها و بارها انجام گرفته هنگامیکه که آب پس رفت کرده دوباره به ایران بازگشتند _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: شنبه، 21 آذر ماه ، 1388 12:50:56 موضوع مطلب:
دریای تتیس دریای بزرگ و گسترده ای بود که تمام فلات مرکزی ایران و افغانستان را در بر گرفته بود . و شاید با خشک شدن آرام دریا و پدید آمدن خشکی های حاصلخیز انسانهایی که شاید در بلندیها زندگی میکردند به سوی خود کشانید . از جمله تمدنهای قم - کاشان - ری - دامغان
جالب اینجاست که قدمت برخی از این تمدنها به بیش از 7000 سال میرسد .
من گمان دارن که تمدنها ابتدا بر روی بلندیهای کرکس بودند و سپس با پس رفت آب از بلندیها به سوی کناره ی دریا آمدند .
و تمدنهایی به مانند وشنوه از سیلک کاشان هم کهن تر باشد و گواهان باستان شناسی هم ,همین را نشان میدهد . _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: شنبه، 21 آذر ماه ، 1388 17:15:58 موضوع مطلب:
نیاسر در 35 کیلومتری شمال غربی شهر کاشان استوار است و در سرزمینی کوهستانی در بلندیهای کرکس می باشد. چشمه ای باستانی به نام چشمه اسکندر نیز در آنجا هست. در نیاسر غاری که وابسته به دوره پارتیان بوده است نیز دیده می شود. به گمان بسیار این غار پرستشگاه میترایی بوده است .
همچنانکه میبینید در روستای نیاسر کاشان رد چای مهرپرستان و اشکانیان به مانند قم دیده میشود . _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: شنبه، 21 آذر ماه ، 1388 17:30:11 موضوع مطلب:
شهر زیرزمینی نوش آباد
شهر زیر زمینی(اویی)که در زیر بافت شهر نوش آباد بصورت دست کن ایجاد شده و چندین هزار متر وسعت دارد از عمق 4متری تا عمق 18متری زمین فضاهای متعددی از جمله اطاق راهرو و چاهها و کانالهای زیادی برای در امان ماندن از دست اشرار کنده شده است.این معماری بی نظیر با این شکل ساختاری در جهان منحصر به فرد بوده و تاکنون با توجه به آثار به دست آمده در کاوش های باستان شناسی قدمت آن به قبل از اسلام بر می گردد که در دوره های مختلف تاریخی کاربرد نظامی و دفاعی داشته است.این مجموعه به لحاظ سیستم دفاعی و پناهگاهی آن تا سال 1381 هیچ اطلاعات مستندی از آن در دست نبود و به دخمه های اسرار آمیز شهرت داشت.
راههای ورود به داخل این مجموعه از طرق مختلف و به شکل مخفی در منازل یا داخل قلعه خشتی در مجاور شهر و یا محلهای پر جمعیت و داخل کانالهای پایاب هایی که از زیر خانه ها و برای گذر آب قنوات ایجاد شده،چاههای داخل مساجد و باغها و بازارها و هر جایی که در زمان حمله دشمن امکان دسترسی سریع و فرار ساکنین را فراهم می نموده ،ایجاد شده است.در بعضی منازل قدیمی که در قسمت مطبخ خانه آن چاهی برای ورود به این فضاها حفر نموده و در دهانه چاه را با تنور به طرز ماهرانه ای پوشانده و انتهای تنور که در دهانه چاه قرار گرفته را با تابه گلی مسدود و روی تابه را خاکستر ریخته ودر مواقع اضطراری افراد از داخل تنور وارد شهر زیر زمینی شده و دوباره انتهای تنور را مسدود به شکلی که هیچ اثری از ورودی به اویی ها معلوم نمی شود.در طول مسیر شهر زیر زمینی اطاقهایی به ابعاد مختلف برای اسکان موقت حفاری کرده اند.
در بدنه اطاقها تعدادی تاقچه مشاهده می شود.هر اطاق 180سانتی متر ارتفاع دارد.افراد داخل اویی برای استراحت و در امان ماندن از دست دشمن تمهیدات زیادی را به کار بسته اند تا حتی در عمق 18 متری زیر زمین هم مورد حمله دشمنان قرار نگیرند. اطاقها به شکل تو در تو و با راهروهای زاویه دار که دید مستقیم را با فضای بعدی از بین می برد،ساخته شده است. در 20سانتی متری زیر سقف و به فاصله 1متر در تمام بدنه اطاقها حفره هایی برای قرار دادن چراغهای پیه سوز جهت تامین روشنایی فضاها تعبیه گردیده است.چندین پیه سوز به دست آمده با قدمت 700سال حکایت از این ماجرا دارد.
در زیر سقف راهرو ها و اتاقها آثار لبه تیز کلنگها به خوبی مشاهده می شود. به لحاظ سختی زمین منطقه ،این فرضیه را تقویت می کند که وسایلی که برای حفاری استفاده می کردند،سر آنها از جنس الماس باشد. در بدنه دیوار اطاقها و در بعضی از آنها چاهکهایی مشاهده می شود که به سختی می توان وارد آن شد ،که ارتفاع این چاهکها 3تا 5 متر می باشد که راه ارتباطی به طبقات بعدی است.
در دهانه هر چاهک تعدادی قلوه سنگ و یک تحته سنگ به اندازه دریچه چاهک قابل رویت است که در مواقع احساس خطر یا ورود هوای آلوده یا دود به طبقات با تخته سنگ دریچه را مسدود و یا اگر دشمن قصد ورود به فضاها را داشته با سنگها که حکم وسایل و ابراز دفاعی را می کرده بر سر مهاجمین می کوبیدند.راههای ورودی به طبقات بعدی طوری حفاری شده که هر کس قصد ورود به فضاها را دارد ناگزیر باید از پایین به بالا حرکت کند که قدرت دفاعی افراد مهاجم را به صفر می رساند و این ساختار دفاعی به گونه ای است که تسلط کافی را برای مقابله با دشمن فراهم می کند.هر فضا شامل چندین اطاق و راهرو و توالت می باشد که راهروی ورودی به این فضاها که برای پناه حداقل 10نفر می باشد و در وسط راهرو اصلی درست در قسمت پیچ راهرو،سکویی کنده شده که محل نشستن نگهبان می باشد.کار نگهبان کنترل خروج و ورود افراد و اعلام خطر و شناسایی دشمن می باشد .
در زمانی که نگهبان در این قسمت قرار می گیرد دیگر افراد داخل مجموعه با خاطری آسوده به استراحت می پردازند تا اینکه اعلام خطری از سوی نگهبان داده شود.که باز در انتهای این مجموعه راهی از طریق چاهکی مخفی برای فرار به طبقات بعدی اندیشیده شده است.برای معطل نگه داشتن دشمن و ایجاد ترس و وحشت بر دل دشمنان تله های فیزیکی زیادی بر سر راهشان ایجاد می کردند از جمله اینکه در وسط اطاقها چاههای بسیار عمیقی وجود دارد که با تخته سنگی که در وسط آن دستکهایی قرار دارد و روی آن را با خاک می پوشاندند و به لحاظ تاریک بودن فضا و عدم دید کافی با قرار گرقتن دشمن روی تخته سنگ ،سنگ دوران شده و دشمن را به قعر چاه می فرستاده.یا اینکه راههای گریز زیادی را به صورت راهرو پیچ در پیچ ایجاد کرده که به محض ورود به آن وارد فضاهای تو در تو شده و دور خود دور زده دیگر مسیر اصلی به لحاظ همشکل بودن راهرو ها قابل تشخیص نمی باشد و دشمن را سرگردان می کردند.
با توجه به تو در تو بودن فضاها هیچ گونه مشکل تنفسی احساس نمی شود و این یکی از شگفتی های داخل این مجموعه می باشد.افراد تا زمانی داخل اویی ها می ماندند که از برقراری امنیت داخل شهر اطمینان حاصل می کردند.هوای داخل از طریق چاهایی که به صورت غیر مستقیم به سطح زمین مرتبط بوده تامین می شود.خمره ایی که هم از داخل هم از بیرون لعاب داده شده و به صورت گلهای بر جسته و منقوش می باشد در داخل فضاها کشف شده نشان از آن دارد برای نگهداری روغن چراغ و یا آذوقه کاربرد داشته است.آب مصرفی و شرب ساکنین داخل شهر زیر زمینی توسط راههای مخفی که به پایابهای مرتبط به رشته قنات ها بوده و از زیر زمین می گذرد تامین می کردند.این فضاها نه تنها در سطح زیرین شهر گسترده شده تا حصار بیرون شهر و حتی شهر تاریخی و تالار نیاسر راه دارد.راههای مختلف دیگری به برون شهرنوش آباد از زیر زمین مشاهده شده که به چاههای داخل قلاع اطراف شهر مرتبط می باشد. _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: شنبه، 21 آذر ماه ، 1388 17:30:28 موضوع مطلب:
شهر زیرزمینی نوش آباد
شهر زیر زمینی(اویی)که در زیر بافت شهر نوش آباد بصورت دست کن ایجاد شده و چندین هزار متر وسعت دارد از عمق 4متری تا عمق 18متری زمین فضاهای متعددی از جمله اطاق راهرو و چاهها و کانالهای زیادی برای در امان ماندن از دست اشرار کنده شده است.این معماری بی نظیر با این شکل ساختاری در جهان منحصر به فرد بوده و تاکنون با توجه به آثار به دست آمده در کاوش های باستان شناسی قدمت آن به قبل از اسلام بر می گردد که در دوره های مختلف تاریخی کاربرد نظامی و دفاعی داشته است.این مجموعه به لحاظ سیستم دفاعی و پناهگاهی آن تا سال 1381 هیچ اطلاعات مستندی از آن در دست نبود و به دخمه های اسرار آمیز شهرت داشت.
راههای ورود به داخل این مجموعه از طرق مختلف و به شکل مخفی در منازل یا داخل قلعه خشتی در مجاور شهر و یا محلهای پر جمعیت و داخل کانالهای پایاب هایی که از زیر خانه ها و برای گذر آب قنوات ایجاد شده،چاههای داخل مساجد و باغها و بازارها و هر جایی که در زمان حمله دشمن امکان دسترسی سریع و فرار ساکنین را فراهم می نموده ،ایجاد شده است.در بعضی منازل قدیمی که در قسمت مطبخ خانه آن چاهی برای ورود به این فضاها حفر نموده و در دهانه چاه را با تنور به طرز ماهرانه ای پوشانده و انتهای تنور که در دهانه چاه قرار گرفته را با تابه گلی مسدود و روی تابه را خاکستر ریخته ودر مواقع اضطراری افراد از داخل تنور وارد شهر زیر زمینی شده و دوباره انتهای تنور را مسدود به شکلی که هیچ اثری از ورودی به اویی ها معلوم نمی شود.در طول مسیر شهر زیر زمینی اطاقهایی به ابعاد مختلف برای اسکان موقت حفاری کرده اند.
در بدنه اطاقها تعدادی تاقچه مشاهده می شود.هر اطاق 180سانتی متر ارتفاع دارد.افراد داخل اویی برای استراحت و در امان ماندن از دست دشمن تمهیدات زیادی را به کار بسته اند تا حتی در عمق 18 متری زیر زمین هم مورد حمله دشمنان قرار نگیرند. اطاقها به شکل تو در تو و با راهروهای زاویه دار که دید مستقیم را با فضای بعدی از بین می برد،ساخته شده است. در 20سانتی متری زیر سقف و به فاصله 1متر در تمام بدنه اطاقها حفره هایی برای قرار دادن چراغهای پیه سوز جهت تامین روشنایی فضاها تعبیه گردیده است.چندین پیه سوز به دست آمده با قدمت 700سال حکایت از این ماجرا دارد.
در زیر سقف راهرو ها و اتاقها آثار لبه تیز کلنگها به خوبی مشاهده می شود. به لحاظ سختی زمین منطقه ،این فرضیه را تقویت می کند که وسایلی که برای حفاری استفاده می کردند،سر آنها از جنس الماس باشد. در بدنه دیوار اطاقها و در بعضی از آنها چاهکهایی مشاهده می شود که به سختی می توان وارد آن شد ،که ارتفاع این چاهکها 3تا 5 متر می باشد که راه ارتباطی به طبقات بعدی است.
در دهانه هر چاهک تعدادی قلوه سنگ و یک تحته سنگ به اندازه دریچه چاهک قابل رویت است که در مواقع احساس خطر یا ورود هوای آلوده یا دود به طبقات با تخته سنگ دریچه را مسدود و یا اگر دشمن قصد ورود به فضاها را داشته با سنگها که حکم وسایل و ابراز دفاعی را می کرده بر سر مهاجمین می کوبیدند.راههای ورودی به طبقات بعدی طوری حفاری شده که هر کس قصد ورود به فضاها را دارد ناگزیر باید از پایین به بالا حرکت کند که قدرت دفاعی افراد مهاجم را به صفر می رساند و این ساختار دفاعی به گونه ای است که تسلط کافی را برای مقابله با دشمن فراهم می کند.هر فضا شامل چندین اطاق و راهرو و توالت می باشد که راهروی ورودی به این فضاها که برای پناه حداقل 10نفر می باشد و در وسط راهرو اصلی درست در قسمت پیچ راهرو،سکویی کنده شده که محل نشستن نگهبان می باشد.کار نگهبان کنترل خروج و ورود افراد و اعلام خطر و شناسایی دشمن می باشد .
در زمانی که نگهبان در این قسمت قرار می گیرد دیگر افراد داخل مجموعه با خاطری آسوده به استراحت می پردازند تا اینکه اعلام خطری از سوی نگهبان داده شود.که باز در انتهای این مجموعه راهی از طریق چاهکی مخفی برای فرار به طبقات بعدی اندیشیده شده است.برای معطل نگه داشتن دشمن و ایجاد ترس و وحشت بر دل دشمنان تله های فیزیکی زیادی بر سر راهشان ایجاد می کردند از جمله اینکه در وسط اطاقها چاههای بسیار عمیقی وجود دارد که با تخته سنگی که در وسط آن دستکهایی قرار دارد و روی آن را با خاک می پوشاندند و به لحاظ تاریک بودن فضا و عدم دید کافی با قرار گرقتن دشمن روی تخته سنگ ،سنگ دوران شده و دشمن را به قعر چاه می فرستاده.یا اینکه راههای گریز زیادی را به صورت راهرو پیچ در پیچ ایجاد کرده که به محض ورود به آن وارد فضاهای تو در تو شده و دور خود دور زده دیگر مسیر اصلی به لحاظ همشکل بودن راهرو ها قابل تشخیص نمی باشد و دشمن را سرگردان می کردند.
با توجه به تو در تو بودن فضاها هیچ گونه مشکل تنفسی احساس نمی شود و این یکی از شگفتی های داخل این مجموعه می باشد.افراد تا زمانی داخل اویی ها می ماندند که از برقراری امنیت داخل شهر اطمینان حاصل می کردند.هوای داخل از طریق چاهایی که به صورت غیر مستقیم به سطح زمین مرتبط بوده تامین می شود.خمره ایی که هم از داخل هم از بیرون لعاب داده شده و به صورت گلهای بر جسته و منقوش می باشد در داخل فضاها کشف شده نشان از آن دارد برای نگهداری روغن چراغ و یا آذوقه کاربرد داشته است.آب مصرفی و شرب ساکنین داخل شهر زیر زمینی توسط راههای مخفی که به پایابهای مرتبط به رشته قنات ها بوده و از زیر زمین می گذرد تامین می کردند.این فضاها نه تنها در سطح زیرین شهر گسترده شده تا حصار بیرون شهر و حتی شهر تاریخی و تالار نیاسر راه دارد.راههای مختلف دیگری به برون شهرنوش آباد از زیر زمین مشاهده شده که به چاههای داخل قلاع اطراف شهر مرتبط می باشد.
برای دیدن فرتورها را اینجا را کلیک کنبد:http://ugcn.blogfa.com/
نوشتار از اینجا :http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=94724
زمینه : در بخش فرسوده قم نیز راه گذری برای مسیر کاروانها وجود داشت تا از راهزنان بگریزند و خیلی اسانتر به مرکز شهر برسند اما اکنون کسی از ورودی آن آگاهی ندارد . _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: شنبه، 21 آذر ماه ، 1388 18:08:51 موضوع مطلب:
آیا این شهر زیر زمینی نمادی از شهر ورجمکرد جمشید نیست و اینکه نیاکانمان دانش آن را از مانوهای پیشدادی به میراث نبرده اند _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !