کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 18 ، 1389
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - نژاد ترک

نژاد ترک

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> علوم اجتماعی -> جامعه شناسی

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام


atrin
هموند کوشا

وضعيت: آفلاين
29 ، 1388
تعداد ارسالها: 38
امتياز: 111
تشکر کرده: 39
تشکر شده 66 بار در 31 پست


ارسالارسال شده در: ، 24 ، 1388 23:26:05    موضوع مطلب: نژاد ترک پاسخ همراه با اعلان

فارسی زبان های امروز، و نیز آذربایجانی ها، به لحاظ نژادی تاثیر خاصی از نژاد زرد ترک نپذیرفته اند و مطالعات ژنتیکی تاکنون چنین تاثیر و ارتباطی را آشکار نساخته است. امروزه ایرانیانی که هویت ایرانی دارند هویت شان به آریایی ها، یعنی پارس ها و مادها باز می گردد. همان ایرانیانی که دین زردشتی و اسطوره ها و آیین ها و زبان مشترک داشته اند. بنابراین هویت ایرانیان کاملا روشن و پایدار است، اما برخلاف این، پان ترک ها خود را به صدها قوم مختلف غیر ترک می چسبانند چه را که ریشه و خاستگاه خود را نمی شناسند! زبان هایی مانند فارسی، کردی، و... همگی ریشه در زبان های کهن تر ایرانی (پهلوی وپارسی باستان) دارند و پارسی زبانان امروزی همراه با سایر ایرانیان برخوردار از میراث اقوام آریایی پیشین هستند. اما از لحاظ نژادی پارسیان باستان هم با اقوام دیگر آمیخته اند و لذا ما اینک قوم ایرانی (آریایی) داریم ولی نژاد خالص آریایی نداریم اما نژاد غالب داریم. زردشتیان ایران هم هیچ فرقی از لحاظ تبار با سایر ایرانیان ندارند. اما مساله ترک ها کاملا متفاوت است و نژاد اصلی آنان کاملا دچار دگرگونی شده است. کافی است فقط به یک آزمایش گسترده ژنتیکی و نتایج آن توجه کرد:
این هم منبع:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

پژوهش ژنتيكي گسترده اي كه در سطح تركيه انجام شده است، به وضوح نشان مي دهد كه بيشينه مردم تركيه داراي مخزن ژنتيكی ای هستند كه بزرگترين بخش آن، يعنی ۹۴.۱٪، با مردم مجاور آن در بالكان و خاورميانه مشترك است:
The major components (haplogroups E3b, G, J, I, L, N, K2, and R1; 94.1%) are shared with European and neighboring Near Eastern populationsو اين در حالي است كه تبار پدري تركي آناتوليايي ها به کم تر از ۹٪ مي رسد!:
high resolution SNP analysis provides evidence of a detectable yet weak signal (<9%) of recent paternal gene flow from Central Asia

گمان مي كنم پان ترکیسم ترکیه تنها مسلکی در جهان باشد كه به تباری که فقط ۹٪ مردم شان دارند افتخار مي كند!



در مقاله دیگر درباره آرانی های ترکزبان و ارمنی ها می خوانیم که این دوم قوم از لحاظ جنیتیکی با هم بقدری نزدیک هستند که حتی آرانی ها به ارمنی ها بسیار به ارمنی ها نزدیکترند تا ترکهای ترکیه. نقل قول:



The presence, in the Caucasus, of groups who geographic neighbors are not their linguistic neighbors aloows us to address the question as to which better explains the genetic relationships of these groups: geography or language? In particular, Azerbaijananians speak a Turkic language but are surrounded by non-Turkic speakers, and Armenians speak an Indo-European language but are surrounded by non-Indo-European Speakers. Previous mtDNA analyses have shown that both Azerbaijanians and Armenians are more closely related genetically to other Caucasus groups than to their linguistic neighbors (Nasizde and Stoneking 2001), which indicates that the Azerbaijanian and Armenian languages were introduced via replacements. .. Indo-European-speaking Armenians and Turkic-speaking Azerbaijanians are genetically more closely related to their geographic neighbors in the Caucasus than to their linguistic neighbors elsewhere… Thus, all of the genetic evidence agrees that the Armenian and Azerbaijanian languages reflect language replacements, which occurred without any detectable genetic contribution of the original Indo-European and Turkic groups, respectively. This may still reflect an “elite dominance” scenario, a presumably the original Indo-European/Turkic migrant groups were very small and/or did not mix exensively with the resident groups. In any event, the migrant groups had a negligible genetic impact on the resident groups.



Hum Genet. 2003 Mar;112(3):255-61. Epub 2002 Dec 14

Testing hypotheses of language replacement in the Caucasus: evidence from the Y-chromosome.
Nasidze I, Sarkisian T, Kerimov A, Stoneking M.
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت


نتیجه این مقاله اینست که ارمنی ها و آرانی ها از لحاظ د-ن-آ با سایر مردم قفقازی زبان نزدیکترند تا هندو اروپایی ها و ترکزبانان برون از قفقاز.



در کتاب دیگری می خوانیم:

“Another important replacement occurred in Turkey at the end of the eleventh century, when Turks began attacking the Byzantine Empire. They finally conqured Constantinopole (modern Istanbul) in 1453. The replacement of Greek with Turkish was especially significant because this language belongs to a different family—Altaic. Again the genetic effects of invasion were modest in Turkey. Their armies had few soldiers and even if they sometimes traveled with their families, the invading populations would be small relative to the subject populations that had along civilization and history of economic development. After many generations of protection by the Roman Empire, however, the old settles had become complacent and lost their ability to resit the dangerous invaders”

(Luigi Luca Cavalli-Sforza , in “Genes, People and Languages”, 2000, pg 152).

و باز به طور مختصر این محقق والامقام ژنتیک شناسی می گوید که نژاد مردم ترکیه با حمله های ترکان سلجوقی بسیار اندک تغییر کرد اما روند ترکی زبان شدن جمعیت بخاطر برتر شدن حاکمان ترک و مسلمان اتفاق افتاد.



اما چون نژاد اصلي ترکها زرد بوده است امروزه پان ترک ها بيشتر دچار بی هويتی هستند و کوشش می کنند که ديگران را ترک تبار نشان دهند وقوام غیر ترکی مانند ایلامی ها را تصاحب کنند. چون آذربایجانی از لحاظ تاریخی و نژاد و فرهنگ ایرانی و غیر ترک هستند و چون قوم ترک دارای فرهنگ ناچیزی است٬ پان ترک ها به ناچار باید برای قوم ترک دروغ بنویسند و تاریخ اختراع کنند. آشکار است که ايرانيان در طول زمان با اقوام دیگر آميخته اند (پارسها با ایلامی ها، و مادها با ماناها و...) اما عنصر نژاد ترک/ مغول زرد در میان ایرانیان بسيار کم است و اغلب مردم ایرانی کمتر اثری از ترکها/مغولها گرفته اند و کما اینکه ترکهایی هم که به ایران هجوم اوردند اغلب خالص نبودند بلکه از منطقه های ایرانی زبان آلانی/سکایی/سغدی.. گذر کرده اند. تركان براي نخستين بار در نيمه ي دوم سده ششم ميلادي به ماوراء النهر راه يافتند و در جوار مرزهاي ايران ساساني قرار گرفتند. تا پيش از آن، ايران ارتباطي با تركان نداشته است. رچارد فراي استاد دانشگاه هاروارد می نویسد: «مردم ايران را مي توان روي هم رفته جزو قفقازيان يا هندواروپاييان به شمار آورد كه در ميان شان از هر سه شعبه اين نژاد، يعني شمالي Nordic و آلپي و مديترانه اي يافت مي شود. آلپي ها يا جمجمه گردها اكثريت را دارند … ولي بي شك دست كم تا هزاره اول پيش از ميلاد اين مردم خلوط شده بودند و بنابراين ما بايد توجه خود را به جاي نژاد به زبان و گروه هاي شبان و كشاورز معطوف كنيم» (ميراث باستاني ايران، ترجمه مسعود رجب نيا، انتشارات علمي و فرهنگي، 1368، ص 17). پان عربیست ها نیز در حالی سخت از یکپارچگی قومی عرب زبانان ایران می گویند که خود عرب ها نیز دچار چندگانگی قومی و دارای تفاوت های فاحشی هستند. مصر و لبنان و سوریه و عراق تا آن جا که تحقیق شده است با عرب های ساکن عربستان تفاوت هایی دارند. همچنین عرب های سودان و الجزایر و... در هر جای جهان هم آنانی که خود را از نسل پیغمبر می دانند مانند مردم کشور خود هستند و نه مردم عربستان. یعنی در نژاد غالب حل شده اند.

در کتاب:
Cavalli-Sforza, Menozzi and Piazza, The History and Geography of Human Gene
تصاویری هستند که نشان می دهد که نژاد غالب ایرانیان از ترک ها و مغول ها کم تر اثر پذیرفته است. در این کتاب نژاد غالب مردم ایران و افغانستان و مردم کردستان همانند است. به این نکته هم بایست توجه کرد که با وجود اینکه زبان ترکیه و آران و بخش هایی از ایران ترکزبان شدند، اما تغییر نژادی و جنتیکی این منطقه ها بسیار اندک بوده است و کمتر آثاری از نژاد اصلی ترک در این منطقه ها می شود یافت. در حالیکه پارسی زبانان و اغلب ایرانیان زبانهای ایرانی خود را نگه داشتند و ناچار به این نتیجه می رسیم که تاثیر نژادی ترکها بر بیشینه مردم بسیار اندک بوده است.
در پایان نکته قابل ذکر دیگر این است که پان ترک ها به شاهان ساسانی و اشکانی و شاهان بزرگ هخامنشی و اقوامی با تاریخ و تمدن کهن تر و برتر از خویش با بهانه ای کودکانه می تازند. اگر شاهان ساسانی را نمونه ی افرادی بدانیم که خود را زردشتیان مؤمنی و برجسته ای می دانستند، به یقین، ازدواج با خویشان هم خون در میان آنان بسیار اندک بوده است. اگر به تاریخ این سه سلسله نگاه کنیم نمونه های اندکی از رسم خویدوده یافت می شود و همانطور که گفتیم این رسم در میان ایلامیان و کاسیان و مصریان و اعراب پیش از اسلام هم رواج داشته است و چیز غیر عادی در زمان خود نبوده است. همچنین در تورات نمونه های واضحی آمده است مانند ابراهیم و سارا، لوط و دخترانش ، یعقوب و دخترانش leah و Rachel و... همچنین پان ترک ها به سبب نداشتن قهرمانان تاریخی به ربودن مصادره کردن قهرمانان ایرانی روی آورده اند که یکی از این قهرمانان همان بابک خرمدین است. چنان که همه می دانند بابک خرمدین یک آریایی بود و زبان اش هم ایرانی و غیر ترکی بود زیرا در آن زمان، اساسا زبان ترکی در ایران وجود نداشت. « ابن الندیم» در جایی که از خرم دینان٬ پیروان بابک٬ سخن می گوید، چنین اظهار می کند: اینان با نزدیکترین خویشاوندان خودشان معاشرت و مخالطت دارند و نزدیکترین رابطه ها را در میان همخونها و زنان همخون حرام نمی دانند ( ولهم مشارکه فی الحرام والاهل ولا یمتنع الواحد منهم من حرمه الاخر ولایمنعه لا با حتهم المحرمات و المحارم). در رابطه با رسم آیین خویدوده هنوز بحث هایی است که خود مقاله دیگر می طلبد. اما معلوم نیست پان ترک ها چگونه این روایت را در مورد بابک خرمدین که دینش شاخه ای از دین زردشت بوده است را برای خود توجیه می کنند! کما اینکه ازدواج میان پسرعمو و دختر عمو در بعضی اقوام و ملل ناپسندیده و در حکم ازدواج با محارم است؛ در حالی که در میان ملل شرق میانه این مزاوجت شاید مستحب نیز به شمار آید. یا ازدواج های دیگر که مقدس ترین اشخاص شرق به عمل آورده اند ولی امروز بسیاری که دیدگاه سنجیدن مسئله های تاریخی در زمان و مکان خود را ندارند، ان را قبیح شمرده اند.

جمع بندی:

دروغ بافی و جعل تاریخ و ادعاهای یاوه و بی سند و دلیل پان ترک ها تنها و تنها نشان دهنده عقده های تسکین ناپذیر آنان نسبت به تمدن ایرانیان و دولت بزرگ ساسانی است. به نظر داشته باشیم که سه دولت بزرگ هخامنشی و اشکانی و ساسانی ابرقدرت های زمانه خود بودند و ایرانیان همواره جلال و شکوه این سه دولت را در نظر داشته اند.
همانطور که قطران تبریزی در مدح یکی از فرمانروایان ایرانی به نام لشکری می گوید:

این جهان بودست دایم ملک ساسانیان خواست سالارش خدا در ملک ساسان کند نیست کست در گوهر ساسانیان چون لشکری تا پس آن چون نیاکان شاهی ایران کند
همچو افريدون بگيرد ملك عالم سر بسر و آنگهي تدبير ملك خيل فرزندان كند
روم و گرجستان به فرمان منوچهر آورد هند و تركستان بزير حكم نوشروان آورد
او بتخت ملک ايران بر نشيند در سطخر کهترين فرزند خود را مهتر آران کند
تا همی فرمان داور خاک را ساکن کند تا همی تقدير يزدان چرخ را گردان کند
ملک او را از زوال ايمن همی گردون کند جان او را از فنا ایمن همی یزدان کند
شاد بنشيند بکام دل بر ايوان شهی وز فروغ روی خويش آراسته فرمان کند

و خاقانی نیز درباره یکی از شروانشاهان (که تبار خود را به ساسانیان می رساندند) می سراید:

شاه عجم اخستان که دین را//پیرایه ز عدل پروری ساخت فرمان ده اسلامیان ، دارای دوران اخستان//عادلتر از بهرامیان ، پرویز ایران اخستان


و نظامی گنجوی دو تا از پنج گنجش را درباره ساسانیان سراییده است. محبوبیت و ارجمندی ساسانیان تا به حدی بود که غزنویان با جعل شجره نامه جعلی نسب خود را به ساسانیان می رساندند. «بعدها تبارنامه نویسان چاپلوس تبارنامه ای برساخته اند که نسب سبکتگین را به یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی می رساند» (تاریخ ایران کمبریج، جلد چهارم، انتشارات امیرکبیر، 1379، ص 145.) و سلطان محمود چنان در فرهنگ برتر ایرانی ذوب شده بود که چامه سرایی به نام فرخی در وصف محمود می گوید:

زهی اندر جهانداری و بیداری چو افریدون//

زهی اندر نکوکاری و هشیاری چو نوشروان//

و در دوران صفویان نسب سیادت را از سوی مادر به پادشاهان ساسانیان باز می بردند و حتا کار به جایی رسید که واپسین پادشاه ایلخانی (نوادگان چنگیز مغول) انوشیروان عادل نام داشت. جالب آن که او را ملک اشرف برادر شیخ حسن چوپانی به ایل خانی برگزید و گویا در آن دوران شایع بوده است که او از نژاد کاویانی است (البته برخی نیز او را قبچاقی و برخی از نوادگان هولاکو دانسته اند). با توجه به نام او که انوشیروان است و شایعه نژاد کاویانی اش می توان حدس زد که مردم ایران حتی در دوره سلطه مغولان نیز پادشاهانی را که به نوعی (به راستی ویا به دروغ) به گذشته پرشکوه ایران مربوط می شدند به شاهی می پذیرفتند. وگرنه چه ضرورتی داشت که ملک اشرف پس از به قتل رساندن هر دو عمویش و از میان بردن همه رقیبان داخلی و خارجی خود بر تخت ننشیند و کسی را به مقام ایلخانی برساند که نه نام اش مغولی است و نه نسب اش؟ در دوران اسلامی بسياری از فرمانروايان تلاش داشتند با ساختن نسب نامه تبار خود را به شاهان باستانی ايران برسانند. اين نشان دهنده آن است که گذشته شکوهمند ايران برای عامه مردم مهم بوده و به فرمانروايان محلی اعتبار و مشروعیت می بخشيده است. تاريخ ساختگي و جعلي ترك‌ها، بر مشتي اوهام و تخيلات روان‌پريشانه و جاهلانه استوار است؛ قومي كه در طول تاريخ بشريت، جز خون‌ريزي و ويران‌گري، نام و نشان ديگري نداشته و ندارد و اينك، اين تكاپو و هياهوي مذبوحانه‌ي اعقاب چنگيز و تيمور، فقط براي پنهان داشتن و پوشاندن همين سابقه‌ي اسف‌بار و مفتضح است.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از atrin تشکر کرده اند niloofarmehrzamin, arya
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> علوم اجتماعی -> جامعه شناسی

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir