کاربرانی که برای این ارسال از erfan69 تشکر کرده اند korosh
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 4 شهريور ماه ، 1388 15:51:44 موضوع مطلب:
جناب عرفان درود بر شما
شما یک موجود شگفت انگیز هستید . چه چقدر زیبا احساسات درونی انسانها را بیان می کنید . شما آینده ی درخشانی دارید . اگر این چکامه ها تراوشات ذهنی شما باشد . و اینکه چه فشرده و روان بغض فرو برده ی پنهان ما را نشانمان می دهی .گاهی اوقات یادمان می رود این بغض هنوز در گلویمان ست . من این تاریکی را خوب می شناسم این هاله تاریکی از کوچه ها گذشته و در همه جا پخش شده .چون ستم از مرز گذشته و به بیداد رسیده برای همین مردمان کمتر درباره اش سخن می گویند چون آن را با چشم می بینند و بوی تعفن آن را استشمام می کنند اما به بوی بد آن هم خو کرده اند . چشمها از گریستن بر این بیداد سفید شده برای همین شاید می اندیشیم آن را نمی ببینیم . گرچه شیران بیشه ی ایران پشم و یالشان ریخته اما همچنان چون یک شکارگر ماهر در کمین نشسته اند تا در زمانی بر آن یورش برند و آن را بدرند ما فقط چشم می دوزیم و می بینیم می بینیم و می بینیم و می بینیم و در یادمان می سپاریم هر ایرانی یک شاهد و یک گواه بر این ننگ بزرگ تاریخ است .
آنگاه که سر از خاک برآوردیم
و زیستن را در سرزمین ابدیت آغاز نمودیم
روح تاریخ در کالبد انسان دمید
و زمان پیش رفت تا به مارسید
حال ماییم و تاریخی بس عجیب
و در پس این تاریخ نشان روح هایی بس بزرگ
پس انسان اهورایی تا بی انتها جاودان است
شاعر : گمنام _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند erfan69, korosh
محل سكونت: MARKAZE MAHDE KUROUSH
ASHKAN هموند کوشا وضعيت: آفلاين 1 اسفند ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 39 امتياز: 91 تشکر کرده: 13 تشکر شده 31 بار در 18 پست
محل سكونت: MARKAZE MAHDE KUROUSH
ارسال شده در: پنجشنبه، 5 شهريور ماه ، 1388 01:22:14 موضوع مطلب:
درود بر احساس زیبای شما دوست عزیز ...
در ادامه می خواهم سخنی هم با عشق فراوان خودم بگویم ...
باشد که بر دل نشیند ...
من بودم تو بودی شاد بودیم ...
من بودم تو بودی ما بودیم ...
من بودم تو بودی ما باهم بودیم ...
اما گویی در کمتر از ثانیه و لحظه ای ...
من بودم تو نبودی و من دیگر شاد نبودم ...
من بودم و تو نبودی و من فقط من بودم و بس ...
من بودم و تو نبودی ... پس من بی تو بودم ...
حالا که دیر زمانی می گذرد ... هنوز هم من تنها هستم ...
هستم ولی بی تو کاش من هم نبودم ...
من نباشم و تو نباشی شاید این گونه بهتر باشد ...
من نباشم تو نباشی ... این گونه آزاری هم نیست ...
کاش می شد ... کاش می گذاشتند ... کاش می گذاشت ...
ولی ...[b] _________________ وبسایت سرزمین ابدی ... برای دیدن نمودن از این وبسایت به لینک زیر مراجعه فرمایید ...
atrin هموند کوشا وضعيت: آفلاين 29 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 38 امتياز: 111 تشکر کرده: 39 تشکر شده 66 بار در 31 پست
ارسال شده در: جمعه، 24 مهر ماه ، 1388 01:29:35 موضوع مطلب:
چه بس مردان
که رفتند
در سردی شب ها
و در تاریکی خیابان ها
و در سیاهی چراغ ها
بیاموزند از هوس دانستن
ولی ای آدم ها چه آموخته اید؟
یا چه می دانید؟
یا چه قرار است بدانید؟
نمی خواهم در بی کرانه افق ها
برسم به خویشتن
و
افسوس خورم
نمی خواهم که.........