niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 18 تير ماه ، 1388 18:40:43 موضوع مطلب: معابد آب
گرمابه یا معابد آب
در بررسی تمدن های کهن فاکتور های دینی و آیینی کارکرد بس فراتر از فاکتور های خرورزانه و سودمند گرایانه دارد . دور از ذهن است که بگوییم که انسان باستانی گرمابه های عمومی را برای پیروی از اصول بهداشتی ساخته باشد چنانکه حتی در قرون وسطی نیز در اروپا گرمابه نبود .انسان کهن برای شتشوی خود از سرچشمه های آب طبیعی چون آب باران و رودخانه بهره می جست . گمان می رود گرمابه های باستانی یک بنای آیینی یا به سخن دیگر معبد آب بود و شاید در آغاز در کنار رودخانه ها یا در کوهستانها بر فراز آب های گرم کانی ور بنا می شد .کارگران گرمابه روحانیون معابد آب بودند که مردم را غسل می دادند . و غسل تعمید امروزی در دیانت عیسی را می توان یادگاری از آن دوره دانست.
در کشقیات باستان شناسی گرمابه های بسیار بزرگ و باشکوهی پیدا شده که نمی توان آنها را تنها گرمابه انگاشت . از جمله در پنجاب گرمابه ایی چهار یا پنج هزار ساله پیدا شده که بسیار شگفت انگیز است . از آنجا که هم امروز از آب های کانی ور و گرم در درمان بیماری ها بهره می جویند می توان چنین انگاشت که گرمابه های کهن که معابد آب بود کارگران حمام یعنی روحانیون اب نیز دست به درمان بیماریها می زدند . هوای بخار آلود گرمابه تاق های ضربی نگاره های دهشت ناک و شگفت انگیز بیمار را در حالتی وهم گونه و خلسه ای آرامش انگیز فرو می برد . اتا ق درمان به گمان زیاد خزینه های گرمانه بود چون غوطه وری در آب موجب سستی و بی حالی می شد .
اسفندیار پس از آزادی از زندان پدر به گرمابه می رود تا تن دردمند خود را سلامتی بخشد :
به گرمابه شد با تن دردمند
ز زنجیر فرسوده و مستمند
چو آمد به در پس گو نامدار
رخش بود همچو گل اندر بهار
پس از این که دیانت آب پرستی به فراموشی سپرده شد روحانیون معابد آب که مردمانی درویش و بی چیز بودند در جرگه ی کارگران تهی دست گرمابه درآمدند و فدیه بردن برایروحانیون معابد آب به گونه ی نذورات به کارگزاران گرمابه در آمد .
در چهار مقاله عروضی آمده است که فردوسی صله ی سلطان محمود را بین کارگزاران گرمابه پخش کرد چرا ؟!!!!
لابد به این سبب که کارگران گرمابه از فرودستان جامعه بودند و به همین روی برای خوار کردن شاه این کار را کرد . اما در ژرف ساخت این کار کنشی آیینی می توان یافت
بخوانیم :
در جمله 20000 هزار درهم به فردوسی رسید به غایت رنجور شد و به گرمابه رفت و بر آمد فقاعی بخورد و آن سیم میان حمامی و فقاعی قسم فرمود ...(شمیسا - 13769)
فقاع: تازی فوگان - آب جو :شرابی خام که از جو و مویز گیرند (دهخدا)
فقاعی :آب جو فروش