کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 19 بهمن ماه ، 1390
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - شاهنامه و شاهنامه سرايان

شاهنامه و شاهنامه سرايان

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> شاهنامه فردوسی بزرگ

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام


yazdan
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
23 فروردين ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 685
امتياز: 1851
تشکر کرده: 974
تشکر شده 700 بار در 418 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 13 تير ماه ، 1388 13:06:11    موضوع مطلب: شاهنامه و شاهنامه سرايان پاسخ همراه با اعلان

به نام یزدان پاک

ابراهيم صفائي

سرودن (( شاهنامه )) در ايران دوران اسلامي نشانة روح مليت و پيوند نا گسستني با آين شاهنشاهي است . از قرن سوم هجري كه آرمانهاي ملي ايرانيان براي بازيافتن فر و شكوه باستاني در اين سرزمين ايزدي تجلي كرد و بزرگاني از گوشه و كنار اين مرز و بوم برخاستند و براي بازگشت وحدت ملي و كسب استقلال و بزرگي ديرين ميهن خود مردانه پيكار كردند ، يك نوع احساس پاك ملي و ميهني در مردم اين كشور شكفته شد و چون ايانيان از آغاز تاريخ خود (( شاه )) را رهبر ملي و اجتماعي و پاسدار استقلال مملكت و مظهر فره ايزدي ميدانستند ، از اين رو پيوسته بازگشت به دوران استقلال و بزرگي و ظهور شاهنشاهي دادگر را آرزو ميكردند ، مبارزة پي‌گير ايرانيان در قرن سوم و چهارم هجري برضد حكومت بيگانگان روشنگر اين آرمان ملي ميباشد .

در اثر نهضت هاي ملي و احساسات ميهني و استقلال طلبانة ايرانيان در چنان روزگاري ، شاعران و سخنوران كه بيان كنندة احساسات توده‌هاي مردم بودند بسرودن شاهنامه آغاز كردند و در اين كار چند هدف داشتند .

نخستين هدفشان بيان احساسات ملي و برانگيختن افكار عمومي ايرانيان بود براي بازگشت به دورة استقلال و فر و شكوه شاهنشاهي .

دومين هدف اين بود كه پيوند معنوي و رابطة ناگسستني مردم ايرانزمين را با آيين شاهنشاهي بيان كنند و با شرح آيين كشورداري و جنگ‌ها و كشورگشائي ها و حماسه‌هاي پادشاهان ، اين انديشه را در افكار عمومي بيدار سازند و مردم را در راه كسب استقلال ملي سوق دهند .

سومين هدف ، يادآوري قهرماني‌ها و پهلواني‌ها و سرافرازيهاي ايران باستان بود و بمنظور برانگيختن روح پهلواني مردم براي پاس ميهن و پيكار با بيگانگان پرستان و نگهداشت پرچم و ديهيم شاهنشاهي ايران.

در چهارمين هدف هم ثبت رويدادهاي تاريخي و نكوهش بيدادگران و ستايش دادگران را براي عبرت آيندگان در نظر داشته‌اند .

سرودن شاهنامه در ايران با اين هدف‌ها آغاز گرديد و چون اين هدف‌هاي جاويدان ملي در هر زمان پايندان شكوه و آرامش كشور و آسايش مردم بوده است ، مي‌بينيم انديشة سخنوران در پيروي از احساس شاهدوستي و ملي برپاية بايستگي‌هاي زمان ، در مدت يازده قرن اين آرمان را در ادبيات ايران جلوه‌گر ساخته است . از اينرو از قرن سوم هجري تا قرني كه ما اكنون در آن زندگي مي‌كنيم ، يعني قرن چهاردهم هجري ، شاعران بسيار بسرودن شاهنامه پرداخته‌اند .

اين ادامة شاهنامه سرائي در يازده قرن آيينه‌ئي است كه استمرار آرمان ها و انديشه‌هاي ملي را نشان ميدهد و گواه برآن است كه ايمان به آيين شاهنشاهي در هر عصر رنگ و جلوة تازه بخود گرفته و جالب اين است كه شاهنامه سرايان همه در هنگامي كه احساسات ملي ايرانيان برانگيخته مي‌شده يعني در هنگامة يك رستاخيز ملي و تحول تاريخي بسرودن پرداخته‌اند .

در حقيقت شاهنامه سرائي فصل حماسي و ملي لدبيات ما را تشكيل ميدهد و با ويژگي‌هائي كه دارد ميتوان گفت يكي از شيوه‌هاي خاص شعر و ادبيات ايران است .

با آنكه شاهنامه سرائي در ايران از لحاظ آرمانهاي ملي و ادبيات حماسي اهميت بسيار دارد تا آنجا كه من بياد دارم پژوهش كلي در اين باره نشده و بسياري از شاهنامه‌ها و شاهنامه سرايان ما ناشناخته مانده‌اند ، از اينرو برآن شدم در طي اين مقاله سخني كوتاه از شاهنامه‌سرائي و شاهنامه سرايان بازگويم و گروهي از شاعران ملي و مناديان ميهنخواهي را كه به ادبيات حماسي ما شكوه بخشيده‌اند بكوتاهي معرفي كنم .

در اينجا من نيازي به نقل شعر شاهنامه‌ها و تفصيل سخن نمي‌بينم چون در اين زمينه بتفصيل سخن راندن درحد يك كتاب است و آن هم از حوصله مقاله و مجله بيرون ميباشد .

تنها از چهارده شاهنامه و شاهنامه سرا به اجمال سخن ميگويم .

1 – شاهنامة مسعودي : چنانكه پژوهشگران تاريخ ادبيات ايران نوشته‌اند ، نخستين شاعري كه به نظم شاهنامه همت گماشته (( مسعودي مروزي )) بوده كه در نيمة دوم قرن سوم هجري شاعري ميزيسته است . شاهنامة مسعودي در (( بحر هزج شش تائي ناسالم )) ( وزن دوبيتي‌هاي باباطاهر ) سروده شده و مسعودي اين منظومه را از داستان (( كيومرث )) آغاز كرده ولي شاهنامة او برجاي نمانده و تنها در برخي از متن هاي كهن از جمله در كتاب (( غرر اخبار الملوك )) ثعالبي از شعرهاي شاهنامه مسعودي نقل شده است .

2 – دومين شاهنامه سرا ، ابومنصور محمد دقيقي است كه نخست در دربار (( ابوالمظفر امير چغانيان )) بوده و به كيش زردتشتي گرايش داشته و بخواست ابومنصور عبدالرزاق حكمران طوس و نيشابور بنظم شاهنامه پرداخته ولي روزگار فرصت انجام اين خدمت را به او نداده و در جواني كشته شده است .

شاهنامة دقيقي در (( بحر تقارب هشت ركني نا سالم )) سروده شده و تنها هزار بيت از آن برجاي مانده كه در آغاز شاهنامة فردوسي جاي گرفته و ارزش هنري شعر او خوب است و فردوسي را بر دقيقي حقي است كه هزار بيت بازماندة شاهنامة او را در كتاب خود آورده و اين اثر را پاس داشته است .

3 – شاهنامة (( حكيم ابوالقاسم فردوسي )) معروف ترين و پر ارج ترين شاهنامه‌ها و گرامي‌ترين منظومة ملي و حماسي ادبيات فارسي ميباشد و از فراواني شهرت بي‌نياز و بلكه برتر از آن است كه سخني دربارة آن گفته شود .

اين اثر بزرگ به تشويق ابو منصور عبدالرزاق حكمران طوس در سال 365 ه – ق آغاز و در سال 400 ه – ق در زمان سلطان محمود غزنوي پايان يافته و شامل متجاوز از پنجاه و چند هزار بيت ميباشد .

فردوسي از ابو منصور عبدالرزاق مشوق خود در آغاز شاهنامه چنين ياد كرده است :

بدين نامه چون دست كردم دراز يكي مهتري بود گردن فراز

جوان بود و از گوهر پهلوان خردمند و بيدار و روشن روان

بچشمش همان خاك و هم سيم و زر بزرگي ازو يافته زيب و فر

مرا گفت كز من چه آيد همي ؟ كه جانب سخن بر گرايد همي

بچيزي كه باشد مرا دسترس بكوشم نيازت نمانم به كس

به كيوان رسيدم ز خاك نژند ازان نيكدل نامدار ارجمند

اين گفتار چنين مي‌نمايد كه ابو منصور وسايل آسايش فردوسي را تكفل كرده ولي بغداد مرگ ابو منصور هم فردوسي بكار نظم شاهنامه اشتغال داشته و پس از گرفتاري و پريشانروزگاري همراه (( علي ديلمي )) و (( ابودلف )) كاتب و راوي اشعار خود به دربار سلطان محمود غزنوي شتافته و بگفتة (( ادوارد براون )) همينكه به دربار محمد درآمده مقدمه‌ئي در ستايش سلطان بر شاهنامه افزوده است ( تاريخ ادبيات ايران – از ادوارد براون ترجمه مجتبائي ص 190 )

فردوسي تاريخ ايران را از آغاز سلسلة داستاني پيشدادي تا انقراض پادشاهي ساسانيان و چيرگي اعراب بر اين بنظم كشيده و مآخذ او بيشتر شاهنامه منثور ابو منصوري و متن خداينامه و اوستا و تاجنامه و نقل شفاهي مؤبدان و سالخوردگان و آگاهان بوده و تنها دورة اشكانيان را بواسطة نداشتن مأخذ با آوردن ابياتي معدود مبهم گذاشته است .

شاهنامه فردوسي چنانكه ميدانيم هموزن شاهنامة دقيقي و در بحر تقارب هشت ركني ناسالم ( فعولن فعولن فعولن فعول ) ميباشد .

بعقيدة گروهي از محققان و فردوسي شناسان ، قريب يك دهم از اشعار شاهنامه الحاقي ميباشد و از فردوسي نيست .

شاهنامه در نسخه‌هاي فراوان و خطي و چاپي منتشر شده معروفترين و گرانبها ترين نسخة شاهنامه ، شاهنامة بايسنقري است كه در قرن هشتم هجري به دستور و كوشش (( بايسنقر )) نوة امير تيمور از روي نسخه‌هاي مختلف گرد آوري شده و با يك مقدمة جامع و مينياتورها و تذهيب و نقاشي زيبا آراسته گرديده و در سال 1350 ( زمان جشن دو هزار و پانصدمين سال شاهنشاهي ايران ) از روي ابن نسخة بسيار ظريف و نفيس تعدادي كتاب چاپ شد و در ميان ايرانشناسان توزيع گرديد ، شاهنامة سلطنتي ميباشد .

4 – شاهنامه اسدي طوسي : اين شاهنامه بنام گدشاسپ نامه ميباشد و در قرن پنجم ه . ق سروده شده است .

(( گرشاسپ )) آخرين پادشاه سلسلة افسانه‌ئي پيشدادي است .

اسدي شاهنامة خود را به وزن شاهنامة فردوسي سروده و از پادشاهي و دلاوريهاي گرشاسپ سخن رانده و كتاب او از حيث ارزش ادبي ئ هنري همپاية شاهنامة دقيقي و در پايگاه فرودين شاهنامة فردوسي قرار دارد . اسدي پهلوان داستان خود را از پهلوان شاهنامة فردوسي برتر دانسته و گفته است :

گراز جنگ (( گرشاسپ )) ياد آيد همه جنگ (( رستم )) بياد آيدت

5 – شاهنامة هاتفي جامي : در نيمة اول قرن دهم بوسيلة هاتفي جامي شاعر خراسان شاهنامه‌ئي در بحر تقارب دربارة جنگ ها و پيروزي هاي شاه اسمعيل صفوي سروده شده ولي هاتفي هم مانند دقيقي زود در گذشته و بيشتر از 1200 بيت از اشعارش برجاي نمانده است .

اشعار شاهنامة هاتفي از لحاظ ارزش هنري و ادبي كمتر از شاهنامه دقيقي و اسدي ميباشد .

6 – شاهنامة قاسمي : اين شاهنامه از طرف شاعري بنام قاسمي جنابدي بفاصلة كوتاهي پس از شاهنامة هاتفي سروده شده و تاريخ تأسيس پادشاهي صفويه و سلطنت و جنگ‌هاي شاه اسمعيل و شاه طهماسب را دربر دارد و مشتمل بر 6300 بيت است و در حقيقت (( قاسمي )) كار (( هاتفي )) را تكميل كرده و از حيث ارزش ادبي و هنري با شاهنامة هاتفي برابر ميباشد .

7 – شاهنامه حيرتي : اسم كوچك اين شاعر نيز دانسته نشد ، اما ميدانيم كه از سخنوران معاصر شاه طهماسب اول بوده و شاهنامه‌ئي در چند هزار بيت در بحر هزج مسدس ناسالم ( وزن منظومة خسرو و شيرين حكيم نظامي ) پرداخته كه بيشتر شرح غزوات بزرگ اسلام و قسمتي نيز شامل ستايش شاه طهماسب و شرح دلاوريهاي او است :

اين شاهنامه از لحاظ ارزش هنري و ادبي متوسط ميباشد وابيات ضعيف هم دارد .

8 – شاهنامة بهشتي : شاعر ديگر بنام بهشتي ( كه نميدانم همان بهشتي گيلاني است كه معاصره شاه سليمان و سلطان محمد خدابنده بوده و صاحب تذكرة نصر آبادي از او نام برده ، يا كسي ديگر است ) در سال 985 ه – ق شرح جنگ سلطان محمد خدابنده را با سلطان مراد پادشاه عثماني بنظم كشيده و دليري سلطان محمد و سپاهيانش را ستوده است .

اصل اين شاهنامه را نديده ام اما از اشاراتي كه در چند مأخذ رفته است چنين برميآيد كه در بحر سريع سروده شده ( هم وزن منظومه مخزن الاسراسر حكيم نظامي ) و قريب دو هزار بيت بوده و ارزش متوسطي داشته است .

9 – شاهنامة فردوسي : اين شاهنامه از شاعري است بنام (( آقاي صادق تفرشي )) كه در قرن دهم هجري ميزيسته و شاهنامة خود را در ده هزار بيت مبني بر خلاصة تاريخ ايران از پادشاهي كيومرث تا خلافت و آغاز نهضت ملي ايران سروده و ارزش ادبي آن در پاية متوسط است و وزن آن در (( بحر سريع )) ميباشد .

10 – شهنامة نادري : شاعري بنام (( نظام الدين در سال 1162 ه – ق شرح پيروزي نادر را در هندوستان در بحر تقارب و در سه هزار بيت بنظم آورده كه چند نشخة خطي از آن برجاست و شعرش ارزش متوسط دارد و گاهي ضعيف است .

11 – شاهنامة نادري : اين شاهنامه از شاعري است بنام (( محمد علي طوسي )) كه نسب خود را به فردوسي رسانيده و از اينرو خود را (( فردوسي ثاني )) ناميده است ! و از سال 1162 تا 1164 ه – ق شاهنامة نادري را در 5300 بيت در بحر تقارب ( با ارزش متوسط هنري و ادبي ) دربارة زندگي و جنگ هاي نادرشاه تا پايان كار او بنظم كشيده است . اين شاهنامه بسعي انجمن آثار ملي و با مقدمة سهيلي خوانساري به چاپ رسيده است .

13 – شاهنامة صبا : اين منظومه را (( فتحعليخان صبا )) ( ملك الشعراي دربار فتحعليشاه قاجار ) در شش هزار بيت سروده و در آن از جنگ هاي ايران با روس و عثماني سخن رفته و در هندوستان با چاپ سنگين بطبع رسيده و ارزش هنري و ادبي آن در عرض شاهنامه اسدي و دقيقي شتاخته شده و گاهي بتقريب شاهنامة فردوسي تك بيت هائي دارد و از تمثيل و پند نيز خالي نيست يك تمثيل از شاهنامة صبا :

به ديلم مرا بود وقتي سفر بفرمان داراي جمشيد فر

ز خاك سيه فام و آب سپيد بجان گشتم از زندگي نااميد

به دانگي دوسيم از گذرگاه رود كشاورز آن مرز را هم نمود

ستم پيشه مردي ندادش درم به دشنام و چوبش بيازرد هم

من از آب آسان گذشتم چو برق ستم پيشه مسكين به گرداب غرق

رهائي ز كشتي بود با خداي و ليكن مرنجان دل ناخداي

14 – شاهنامة نوبخت يا (( پهلوي نامه )) : اين شاهنامه سرودة دانشمند معاصر آقاي حبيب الله نوبخت و مشتمل بر تاريخ ايران از پايان عصر ساساني و دوران حكمراني اعراب تا آغاز عصر پهلوي و شروع اصلاحات بنيادي بنيانگذار ايران نوين ( اعليحضرت فقيد رضا شاه كبير ) مي باشد و در حقيقت ادامة مطلب شاهنامة فردوسي دربارة ايران است .

شاهنامة نوبخت طولاني ترين منظومة فارسي و مشتمل بر يكصد هزار بيت مي باشد و در ده جلد تنظيم شده ، جلد اول آن شامل قريب بيست هزار بيت در قطع بزرگ بسال 1307 شمسي در چاپخانة مجلس بطبع رسيده است . اين اثر از لحاظ احساس ملي و از لحاظ اينكه طولاني ترين منظومة زبان فارسي است در خور توجه ميباشد .

بجز آثار ياد شده منظومه هاي بسيار بتقليد شاهنامه سروده شده ولي نامهاي ديگر دارند و از نظر هنري و ادبي در حد متوسط و گاهي پائين تر از متوسط و ضعيف قرار گرفته اند .

در تركيه و هندوستان نيز چند شاعر فارسي گوي بتقليد شاهنامه دربارة فتوحات سلطان بايزيد دوم ( پادشاه عثماني ) و اكبر شاه هندي ( پادشاه معروف سلسلة بابري هند ) منظومه هائي بنام شاهنامه و اكبر شاه سروده اند كه چون مربوط بتاريخ ايران نيست از يادآوري آنها چشم پوشي شد .

مطلبي را كه نبايد در اين مقال مسكوت گذاشت ، يادآوري از دو منظومة ديگر است كه هر دو در بحر تقارب سروده شده و با آنكه عنوان شاهنامه ندارد چون تقليدي از وزن و شيوه شاهنامة فردوسي است نبايد اين دو اثر را ناديده گرفت .

يكي از دو اثر اسكندر نامة حكيم نظامي گنجوي است ، گرچه اين اثر از حيث احساس ملي و ميهني با شاهنامه قابل قياس نيست ولي از لحاظ هنر شعر و احساس شاعرانه و ظرافت ادبي بعقيدة بسياري از مستشرقان و سخن شناسان در بسياري از موارد براشعار فردوسي برتري دارد و روي هم از شاهكارهاي شعر فارسي شمرده مي شود .

اثر ديگر (( قيصر نامة )) اديب پيشاوري است كه مشمتل بر بيست هزار بيت است و در بحر تقارب سروده شده و حاوي اشعار حماسي و ميهني و تمثيل و اندرز ميباشد و چون كتاب را بنام قيصر و يلهلم دوم امپراتور آلمان آراسته آن را به (( قيصر نامه )) موسوم ساخته است .

اين توضيح بايسته است كه در هنگام نخستين جنگ جهاني افكار عمومي ملت ايران صميمانه خواستار پيروزي آلمان بود و بهمين مناسبت مليون ايران به همكاري با آلمان و عثماني ( متحد آلمان ) و پيكار با روس و انگليس برخاستند و حكومت ملي به رهبري رضا قليخان نظام السلطنه در كرمانشاه تشكيل شد و در سراسر ايران اين احساسات وجود داشت .

اديب پيشاوري ( با پايه بلند علمي كه داشت ) در آن هنگامه جنگ جهاني مانند يك شاعر متعهد ملي به پيروي از احساسات عمومي منظومة خود را (( قيصر نامه )) ناميد و به (( قيصر ويلهلم دوم امپراتور آلمان )) تقديم كرد .

اين كتاب هنوز به چاپ نرسيده ولي از منظومه هاي حماسي و ارزندة شعر فارسي و بجز شاهنامة فردوسي و اسكندر نامه نظامي كه در اوج قرار دارند از ديگر آثاري كه برشمرديم كمتر نيست و بلكه در زمرة بهترين آنها است ، نقطة ضعف قيصرنامه آن است كه اديب واژه‌هاي نا مأنوس زياد بكار برده و اين واژه‌ها از فصاحت بعضي از ابيات كاسته است .

از بوستان سعدي كه در بحر تقارب سروده شده و از شاهكارهاي شعر فارسي ميباشد ، سخني نميگوييم ، چون يك اثر ابتكاري است و با شيوة شاهنامه سرائي ارتباط ندارد و مجموعه‌ئي از انديشه‌هاي اجتماعي و احساسات عاطفي سعدي است كه با زبان شيرين و تعبيرات و اصطلاحات دلنشين عارفانه و شاعرانة سعدي بيان شده است .
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> شاهنامه فردوسی بزرگ

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir