کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 4 خرداد ماه ، 1391
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - منشور کورش بزرگ

منشور کورش بزرگ

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> بزرگان ایران زمین

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام
محل سكونت: تهران

seyghaly
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
8 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 931
امتياز: 2934
تشکر کرده: 373
تشکر شده 1071 بار در 606 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 20 آذر ماه ، 1387 17:19:06    موضوع مطلب: منشور کورش بزرگ پاسخ همراه با اعلان

منشور كورُش بزرگ
نخستین اطلاعیه ی حقوق بشر در جهان
1. «كورش» (در متن بابلی: ‹كو- رَ – آش›)، شاه جهان، شاه بزرگ ، شاه توانمند، شاه « بـابِـل » ‹ با- بی- لیم›، شاه «سـومـر» ‹شو- مـِ- ری› و « اَكَّـد » ‹اَ‌ك- كـَ- دی- ای›، …
2. ... همه جهان
(از اینجا تا پایان سطر نوزدهم، نه از زبان كورش ، بلكه به روایت ناظری ناشناخته كه می‌تواند نظر اهالی و بزرگان بابل باشد، بازگو می‌شود).
3. ... مرد ناشایستی به فرمانروایی كشورش رسیده بود.
4. او آیین‌های كهن را از میان برد و چیزهای ساختگی بجای آن گذاشت.
5. معبدی بَدلی از نیایشگاه «اِسَـگیلَـه» ‹اِ- سَگ- ایلَـه› برای شهر «اور» ‹او- ریم› و دیگر شهرها ساخت.
(«اِسَـگیـلَـه/ اِزاگیلا» نام نیایشگاه بزرگ «مردوك» یا خدای بزرگ است. این نام شباهت فراوانی با نام نیایشگاه ایرانی «اِزَگین» در «اَرَتَـه» دارد كه در حماسه سومری «اِنمِـركار و فرمانروای اَرَته» بازگو شده است. آقای جهانشاه درخشانی در آریاییان، مردم كاشی و دیگر ایرانیان (تهران، 1382، ص 507)، «اِزَگین» را به معنای «سنگ لاجورد» می‌داند. از سوی دیگر «كاسیان» نیز رنگ آبی را رنگ خداوند بشمار می‌آوردند و «كاشّـو/ كاسّـو»، نام خدای بزرگ آنان به معنای «رنگ آبی» است. امروزه همچنان واژه «كاس» برای رنگ آبی در گویش‌های محلی بكار می‌رود. برای نمونه در گیلان، مردان با چشم آبی را «كـاس آقا» خطاب می‌كنند. همچنین برای آگاهی از پیوند اَرَتَـه با نواحی باستانیِ حاشیه هلیل‌رود در جنوب جیرفت بنگرید به: مجیدزاده، یوسف، جیرفت كهن‌ترین تمدن شرق، تهران، 1382).
6. او كار ناشایست قربانی كردن را رواج داد كه پیش از آن نبود ... هر روز كارهایی ناپسند می‌كرد، خشونت و بد‌كرداری.
7. او كارهای ... روزمره را دشوار ساخت. او با مقررات نامناسب در زنـدگی مـردم دخالت می‌كرد. اندوه و غم را در شهرها پراكند. او از پرستش «مَــردوك» ‹اَمَـر- اوتو› خدای بزرگ روی برگرداند.
(گمان می‌رود نام «مردوك» با واژه آریایی و اوستایی «اَمِـرِتات» به معنای «جاودانگی/ بی‌مرگی» در پیوند باشد. اما ویژگی‌های دیگر مردوك شباهت‌هایی با «اهورامزدا» دارد و همچون او در سیاره «مشتری» متجلی می‌شده است. همانگونه كه مردوك را با نام «اَمَـر- اوتو‌» می‌شناخته‌اند؛ از او با نام آریایی و كاسیِ «شوگورو» نیز یاد می‌كرده‌اند كه به معنای «بزرگترین سرور» بوده و با معنای اهورامزدا (سرور دانا/ سرور خردمند) در پیوند است).
8. او مردم را به سختی معاش دچار كرد. هر روز به شیوه‌ای ساكنان شهر را آزار می‌داد. او با كارهای خشنِ خود مردم را نابود می‌كرد ... همه مردم را.
9. از ناله و دادخواهی مردم، «اِنـلیل/ ایـلّیل» خدای بزرگ (= مردوك) ناراحت شد ... دیگر ایزدان آن سرزمین را ترك كرده بودند. (منظور آبادانی و فراوانی و آرامش)
10. مردم از خدای بزرگ می‌خواستند تا به وضع همه باشندگان روی زمین كه زندگی و كاشانه‌اشان رو به ویرانی می‌رفت، توجه كند. مردوك خدای بزرگ اراده كرد تا ایزدان به «بابِـل» بازگردند.
11. ساكنان سرزمین «سـومِـر» و «اَكَّـد» مانند مردگان شده بودند. مردوك بسوی آنان متوجه شد و بر آنان رحمت آورد.
12. مردوك به دنبال فرمانروایی دادگر در سراسر همه كشورها به جستجو پرداخت. به جستجوی شاهی خوب كه او را یاری دهد. آنگاه او نام «كورش» پادشاه «اَنْـشان» ‹اَن- شـَ- اَن› را برخواند. از او بنام پادشاه جهان یاد كرد.
13. او تمام سرزمین «گوتی» ‹كو- تی- ای› را به فرمانبرداری كورش در آورد. همچنین همه مردمان «ماد» ‹اوم- مـان‌مَـن- دَه› را. كـورش با هر « سیاه سر» (همه انـسان‌ها) دادگرانه رفتار كرد.
(در تداول، نامِ بابلی «اومان‌منده» را با «ماد» برابر می‌دانند. اما به نظر می‌آید كه این نام بر همه یا یكی از اقوام آریایی كه در هزاره دوم پیش از میلاد به میاندورود مهاجرت كرده‌ بوده‌اند؛ اطلاق می‌شده است).
14. كورش با راستی و عدالت كشور را اداره می‌كرد. مردوك، خدای بزرگ، با شادی از كردار نیك و اندیشه نیكِ این پشتیبان مردم خرسند بود.
15. او كورش را برانگیخت تا راه بابل را در پیش گیرد؛ در حالی كه خودش همچون یاوری راستین دوشادوش او گام برمی‌داشت.
(ممكن است منظور دیده شدن سیاره مشتری بوده باشد. در باورهای ایرانی، سیاره مشتری نماد آسمانیِ اهورامزدا/ مردوك بوده است. نك به: بارتل ل. واندروردن، پیدایش دانش نجوم، ترجمه همایون صنعتی‌زاده، 1372. او حتی منظور از «سپاه پر شمار او» را نیز ستارگان آسمان می‌داند).
16. لشكر پر شمار او كه همچون آب رودخانه شمارش ناپذیر بود، آراسته به انواع جنگ‌افزارها در كنار او ره می‌سپردند.
17. مردوك مقدر كرد تا كورش بدون جنگ و خونریزی به شهر بابل وارد شود. او بابل را از هر بلایی ایمن داشت. او «نَـبـونـید» ‹نـَ- بو- نـَ- اید› شاه را به دست كورش سپرد.
18. مردم بابل، سراسر سرزمین سومر و اَكَّـد و همه فرمانروایان محلی فرمان كورش را پذیرفتند. از پادشاهی او شادمان شدند و با چهره‌های درخشان او را بوسیدند.
19. مردم سروری را شادباش گفتند كه به یاری او از چنگال مرگ و غم رهایی یافتند و به زندگی بازگشتند. همه ایزدان او را ستودند و نامش را گرامی داشتند.
20. منم « كـورش »، شاه جهان ، شاه بزرگ ، شاه توانمند ، شاه بابِـل ، شاه سومر و اَكَّـد ، شاه چهار گوشه جهان.
(از اینجا روایت به صیغه اول شخص و از زبان كورش بازگو می‌شود. استرابو نقل می‌كند كه « كورش » نامی است كه او پس از پادشاهی و با الهام از رود « كُـر » در جنوب پاسارگاد بر خود نهاد. پیش از این ، نام او «اَگـرَداتوس Agradatus» (اَگـرَداد/ اَگـراداد) بوده است. نك به: جغرافیای استرابو، ترجمه هـ. صنعتی‌زاده، 1382، ص. 319).
21. پسر «كمبوجیه» ‹كـَ- اَم- بو- زی- یَه›، شاه بزرگ، شاه «اَنْـشان»، نـوه «كـورش» (كـورش یكم)، شاه بزرگ، شاه اَنشان، نبیره «چیش‌پیش» ‹شی- ایش- بی- ایش›، شاه بزرگ، شاه اَنشان.
22. از دودمـانی ‌كـه ‌همیشه شـاه بـوده‌اند و فـرمانـروایی‌اش را «بِل/ بعل» ‹بـِ- لو› (خداوند/ = مردوك) و «نَـبـو» ‹نـَ- بو› گرامی می‌دارند و با خرسندی قلبی پادشاهی او را خواهانند. آنگاه كه بدون جنگ و پیكار وارد بابل شدم؛
(«نَـبـو» ایزد نویسندگی و دبیـری بـوده ، و نیایشگاه او به نـام « اِزیـدَه » خوانده می‌شده است. ورود كورش «بدون جنگ و پیكار» به بابل، نه تنها در گزارش او، بلكه در متون بابلی همچون «سالنامه نبونید» و نیز در «تواریخ هرودوت» (كتاب یكم) تأیید شده است. برای آگاهی از سالنامه نبونید نگاه كنید به: Hinnz, W., Darios und die Perser, I, 1976, p. 106.).
23. همه مـردم گام‌های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بـابـل بر تخت شهریاری نشستم. مَردوك دل‌های پاك مردم بابل را متوجه من‌كرد، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.
(پذیرش كورش توسط مردم، در «كورش‌نامه/ سیروپدی» (Curou Paideia) نوشته گزنفون نیز تأیید شده است. گزنفون اظهار می‌دارد كه مردمان همه كشورها با رضایت خودشان پادشاهی و اقتدار كورش را پذیرفته بودند (سیروپدی، كتاب یكم)).
24. ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.
25. وضع داخلی بابل و جایگاه‌های مقدسش قلب مرا تكان داد ... من برای صلح كوشیدم. نَـبونید، مردم درمانده بابل را به بردگی كشیده بود، كاری كه در خور شأن آنان نبود.
26. من برده‌داری را برانداختم. به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم كه هیچكس اهالی شهر را از هستی ساقط نكند. مردوك از كردار نیك من خشنود شد.
27. او بر من، كورش، كه ستایشگر او هستم، بر پسر من «كمبوجیه» و همچنین بر همه سپاهیان من،
28. بركت و مهربانی‌اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم. به فرمان مَردوك همه شاهانی كه بر اورنگ پادشاهی نشسته‌اند؛
29. و همه پادشاهان سرزمین‌های جهان، از «دریای بالا» تا «دریای پایین» (دریای مدیترانه تا خلیج فارس)، همه مردم سرزمین‌های دوردست، همه پادشاهان «آموری» ‹اَ- مور- ری- ای›، همه چادرنشینان،
30. مـرا خـراج گذاردند و در بـابـل بر من بـوسـه زدنـد. از ... تا «آشـــور» ‹اَش- شور› و «شوش» ‹شو- شَن›.
31. من شهرهای «آگادِه» ‹اَ- گـَ- دِه›، «اِشنونا» ‹اِش- نو- نَك›، «زَمبان» ‹زَ- اَم- بـَ- اَن›، «مِتورنو» ‹مـِ- تور- نو›، «دیر» ‹دِ- ایر›، سرزمین «گوتیان» و شهرهای كهن آنسوی «دجله» ‹ای- دیك- لَت› كه ویران شده بود را از نو ساختم.
32. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی كه بسته شده بود را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه‌ها را به جاهای خود بازگرداندم. همه مردمانی كه پراكنده و آواره شده بودند را به جایگاه‌های خود برگرداندم. خانه‌های ویران آنان را آباد كردم. همه مردم را به همبستگی فرا خواندم.
(با اینكه هیچ دلیل قاطعی در زرتشتی بودنِ كورش بزرگ در دست نیست؛ اما او همچون زرتشت به این باور كهن ایرانی پایبند بوده است كه هر كس در پرستش خدای خود و انتخاب دین خود آزاد است. افسوس كه موبدان زرتشتیِ عصر ساسانی با سختگیری‌ و خشونت‌های بی‌شمار و اعمال سلیقه‌های شخصی در تحریف آیین زرتشت، به این دستاورد با ارزش فرهنگ ایرانی آسیب زدند).
33. همچنین پیكره خدایان سومر و اَكَّـد را كه نَـبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود؛ به خشنودی مَردوك به شادی و خرمی،
34. به نیایشگاه‌های خودشان بازگرداندم، بشود كه دل‌ها شاد گردد. بشود، خدایانی كه آنان را به جایگاه‌های مقدس نخستین‌شان بازگرداندم،
(گشایش و بازسازی نیایشگاه‌ها به فرمان كورش، دستكم در یك متن دیگر شناخته شده است. بر این لوح چهار سطری كه از «اَرَخ» در میاندورود كشف شده، آمده است: “منم كورش، پسر كمبوجیه، شاه توانمند، آنكه «اِسَـگیلَـه» و «اِزیـدَه» را باز ساخت.” برای آگاهی بیشتر نگاه كنید به صفحه 156 مقاله W. Eilers در كتاب‌شناسی).
35. هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگانی بلند باشند. بشود كه سخنان پر بركت و نیكخواهانه برایم بیابند. بشود كه آنان به خدای من مَردوك بگویند: ‘‘به كورش شاه، پادشاهی كه ترا گرامی می‌دارد و پسرش كمبوجیه جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار.’’
(در باورهای ایرانی، «سرای سپند» یا «اَنَـغْـرَه رَئُـچَـنْـگْـه» (اَنَـغران/ اَنارام) به معنای «روشناییِ بی‌پایان و جایگاه خدای بزرگ یا اهورامزدا و بهشت برین است).
36. بی‌گمان در روزهای سازندگی، همگیِ مردم بابل، پادشاه را گرامی داشتند و من برای همه مردم جامعه‌ای آرام فراهم ساختم. (صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا كردم). . . . .
37. … غاز، دو اردك، ده كبوتر. برای غازها، اردك‌ها و كبوتران…
(از سطر 37 تا 45 بخش نویافته‌ای است كه در مقاله « در باره منشور كورش » به آن اشاره شد. این نُه سطر دنباله بلافصل سطرهای پیشین نیست).
38. ... باروی بزرگ شهر بابل بنام «ایمگور- اِنـلیل» ‹ایم- گور- اِن- لیل› را استوار گردانیدم ...
39. ... دیوار آجری خندق شهر را،
40. ... كه هیچیك از شاهان پیشین با بردگانِ به بیگاری گرفته شده به پایان نرسانیده بودند؛
41. ... به انجام رسانیدم.
42. دروازه‌هایی بزرگ برای آنها گذاشتم با درهایی از چوب «سِدر» و روكشی از مفرغ ...
43. ...كتیبه‌ای از پـادشاهی پیش از من بنام «آشور بانیپال» ‹آش- شور- با- نی- اَپ- لی›
44. ...
45. ... برای همیشه!

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

پایگاه پژوهشی هخامنشیان
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

_________________
دبیر پایگاه پژوهشی هخامنشیان، رسول صیقلی

پاینده ایران زمین
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت


آخرين ويرايش توسط seyghaly در تاريخ يكشنبه، 12 دي ماه ، 1389 00:59:28; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از seyghaly تشکر کرده اند mahnaz, Elahe, arya, Ariyadokht


mahnaz
کاربر تازه وارد

وضعيت: آفلاين
21 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 3
امتياز: 13
تشکر کرده: 29
تشکر شده 7 بار در 1 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 21 آذر ماه ، 1387 17:01:57    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

سپاس از پست این مطلب
_________________
اگر ایران بجز ویران سرا نیست
من آن ویران سرا را دوست دارم

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از mahnaz تشکر کرده اند artabaz, hoomanak, arya
محل سكونت: شیراز

arya
هموند بسیار کوشا
هموند بسیار کوشا

وضعيت: آفلاين
7 فروردين ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 87
امتياز: 463
تشکر کرده: 2532
تشکر شده 145 بار در 60 پست

محل سكونت: شیراز

ارسالارسال شده در: سه شنبه، 6 مهر ماه ، 1389 14:19:41    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

چه کسانی منشور کوروش را ترجمه کردند؟

اولین بار دکتر عبدالمجید ارفعی، استاد فرهنگ و زبان‌های خاور نزدیک باستان منشور کوروش را به زبان فارسی ترجمه کرد.
اما این اولین ترجمه از منشور کوروش نبود.


این منشور که تا به حال بارها توسط دانشمندان غربی ترجمه شده، در سال 1880 میلادی برای اولین بار توسط «راولینسون» به زبان انگلیسی ترجمه شد. حدود 10 سال بعد، «ویسباخ» این منشور را ترجمه کرد و بعد از آن، تا 60 سال کسی سراغ ترجمه متن منشور کوروش نرفت، تا این که بالاخره «ریختر» در سال 1952 ، «اوپنهایم» در سال1955 و «لوکوک» در سال 1990 آن را به زبان های فرانسوی، آلمانی، اسپانیائی، ایتالیائی و روسی ترجمه کردند.



چیزی که در تمام این ترجمه ها مشترک بود، جای خالی چند جمله و کلمه در بخشی از منشور بود که به دلیل آسیب دیدگی استوانه قابل خواندن نیست. همین مساله باعث شده است که در خواندن برخی از سطرهای منشور اختلاف نظر به وجود بیاید.

لوحی که کامل شد


اما در سال 1375 بخشی از لوحی که تا پیش از آن تصور می شد به نبونئید تعلق دارد، توسط باستان شناسی به نام پل ریچارد برگر مورد مطالعه قرار گرفت و مشخص شد که این تکه لوح، بخش گم شده ای از استوانه کوروش است.

به این ترتیب، مشکل در فهم سطرهای 36 تا 43 منشور تا حدود زیادی حل شد. بعد از آن، این تکه لوح که تا آن دوره در دانشگاه ییل آمریکا نگهداری می‌شد، به موزه بریتانیا منتقل و روی منشور فعلی سوار شد.

در این زمان دکتر ارفعی به پیشنهاد بنیاد فرهنگ ایران به انگلستان رفت تا عکسی از متن استوانه که در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود، تهیه کند.

اما در همان زمان یک نسخه کپی از استوانه را تهیه کرد و به ایران آورد و به این ترتیب کار ترجمه این منشور را آغاز کرد.

ترجمه به فارسی


دکتر ارفعی ابتدا قطعات را شکل‌نویسی و سپس با زیباسازی شکل‌ها، آنها را چاپ کرد. او با کمک نسخه کپی که از استوانه داشت، نکته‌هایی را که از نظر شکل مشکوک بود‌ند، بازسازی کرد و سطرهایی را که واضح نبودند، با وضوح بیشتری نوشت تا در نهایت متن منشور را که همراه با توضیحاتی درباره زندگی و زمانه کوروش بود، با ویراستاری مهین صدیقیان به چاپ رساند.
چندی بعد، یعنی در سال 1377 هم ترجمه دیگری از منشور کوروش توسط رضا مرادی غیاث‌آبادی منتشر شد.

_________________
چو ایران نباشد تن من مباد
بر این بوم بر زنده یک تن مباد

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي شناسه Yahoo
محل سكونت: شیراز

arya
هموند بسیار کوشا
هموند بسیار کوشا

وضعيت: آفلاين
7 فروردين ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 87
امتياز: 463
تشکر کرده: 2532
تشکر شده 145 بار در 60 پست

محل سكونت: شیراز

ارسالارسال شده در: سه شنبه، 6 مهر ماه ، 1389 14:53:31    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

چه کسی منشور کوروش را پیدا کرد؟

نام منشور کوروش، با نام هرمزد رسام گره خورده است.
باستان شناس آشوری تباری که در عراق بزرگ شد و بعدها تابعیت بریتانیا را گرفت.

او که از 19 سالگی کار حفاری در بناهای تاریخی عراق و به خصوص بابل را شروع کرده بود، در جوانی راهی بریتانیا شد تا تحصیلاتش را در این کشور ادامه دهد اما در همین مدت به استخدام موسسه باستان شناسی بریتانیا در آمد و از این موسسه ماموریت گرفت تا به کشورش برگردد و تحقیقات باستان شناسی خود را در بابل ادامه دهد.

راز کوروش

سال 1879 میلادی (1258 خورشیدی) بود که هرمزد رسام، در حین کاوش‌ هایش در شهر بابل و نیایشگاه «اسگلیه» به لوحی گلی برخورد که بعدها منشور کوروش هخامنشی نام گرفت.

او بعد از تحقیق روی این منشور گِلی 2500 ساله دریافت که این اثر از زمان تصرف بابل و شکست دادن «نبونید» پادشاه بابلیان به جا مانده و کوروش بعد از ورود به شهر بابل، برای آزادی ملت‌های مختلف از اسارت بابلیان، فرمان مکتوبی صادر کرده که بر پایه آن 40 هزار نفر از بند اسارت آزاد شده اند و به سرزمین‌های خود بازگشته اند.


سنگ بنای حکومت


باستان شناسان پیش بینی می کردند که این فرمان توسط کوروش در زیر یکی از دیوارهای معبد خاک شده باشد که به نوعی نشان دهنده اهمیت منشور به عنوان پایه و اساس و سنگ بنای حکومت او بوده است.

رسام بعد از کشف این منشور آن را به موزه بریتانیا تقدیم کرد که از آن زمان تاکنون در در بخش «ایران باستان» همین موزه نگهداری می شود.

منشور 45 سطری کوروش که به اعلامیه کوروش و منشور آزادی معروف است، شرحی از ورود بدون خونریزی او به شهر بابل و معرفی مقام و منصب کوروش است.

کوروش در دو بخش از منشور خود تکرار می‌کند که او و ارتش ایران، به صورتی آشتی‌جویانه وارد بابل شده‌اند.

او می‌گوید:

«من برای همه انسان‌ها آزادی پرستش خدایانشان را برقرار کردم و فرمان دادم که هیچ کس حق ندارد به این دلیل مورد بدرفتاری قرار بگیرد. من فرمان دادم که هیچ خانه‌ای ویران نشود. من صلح و آسایش را برای تمام انسان‌ها تضمین کردم».

برادران منشور


بعدها، آثار دیگری به دست آمد که نشان می داد نسخه های گوناگونی از روی این فرمان نوشته و به نواحی امپراتوری هخامنشی ارسال شده است. در حال حاضر یک نسخه بدل از منشور کوروش به عنوان نشانه‌ای از همزیستی و تفاهم میان ملت‌ها در سازمان ملل متحد نگهداری می‌شود.

_________________
چو ایران نباشد تن من مباد
بر این بوم بر زنده یک تن مباد

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي شناسه Yahoo
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> بزرگان ایران زمین

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir