کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 4 خرداد ماه ، 1391
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - از تيس تا چابهار

از تيس تا چابهار

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> گروه گردشگری

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام


yazdan
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
23 فروردين ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 700
امتياز: 1894
تشکر کرده: 981
تشکر شده 720 بار در 430 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 29 فروردين ماه ، 1388 22:06:15    موضوع مطلب: از تيس تا چابهار پاسخ همراه با اعلان

به نام خدا

و اين بار سفر مي‌کنيم به چابهار، سرزمين هميشه بهار، بندر قديمي هخامنشيان با نام «تيس» که دو هزار سال پيش سکوي مهمي در امر بازرگاني و دريايي به شمار مي‌آمد و کالاهاي تجاري از چين و هند و آسياي جنوب شرقي از طريق اين بندر به بازارهاي خاورميانه فرستاده مي‌شد.


خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گردشگري_ چابهار جنوبي‌ترين نقطه سرزمين سيستان و بلوچستان است، سرزميني با تمدن کهن شهر سوخته زابل، با مرداني همچون زال و رستم، قهرمانان شاهنامه که همگي از اين سرزمين برخاسته‌اند، روزگاري اسکندر در مسير برگشت خود از هندوستان از اين‌جا عبور کرد و امروز چابهار به گذرگاه شرق معروف شده و جزء 10 نقطه استراتژيک جهان و هم عرض جغرافيايي بندر «ميامي» در شبه جزيره فلوريداي آمريکا و با شرايط آب و هوايي مشابه بندر ميامي است. حداکثر دماي سالانه 34 و حداقل 10 درجه بوده و از اين نظر يکي از خوش آب‌وهواترين بنادر جنوبي ايران محسوب مي‌شود.

فاصله زميني چابهار تا تهران نزديک 2000 کيلومتر و اگر با هواپيما سفر کنيم 1456 کيلومتر را خواهيم پيمود. زاهدان مرکز استان سيستان و بلوچستان تا چابهار بيش از 700 کيلومتر فاصله دارد و مي‌توان گفت دورترين نقطه ايران از تهران چابهار است و اين در صورتي است که بندر کراچي پاکستان با فاصله دريايي 330 مايل دريايي به چابهار نزديک تر است. از چابهار با طي فاصله 100 کيلومتر به خليج گواتر و مرز پاکستان مي‌رسيم. چابهار نزديک به 000/300 نفر جمعيت دارد که بيشتر بلوچ و اهل سنت هستند.

طي سال‌هاي اخير و با شکل‌گيري منطقه آزاد چابهار، دانشگاه چابهار و ساير فعاليت‌هاي اقتصادي، مهاجرين از ساير شهرها و استان‌ها به اينجا آمده‌اند تا کار کنند.

شما مي‌توانيد خوشمزه‌ترين ماهي‌هاي حلوا و شير جنوب را در چابهار ميل کنيد، شايد هر غواصي بخواهد تا يک بار در خليج چابهار غواصي کند و انواع ماهي‌هاي خوراکي حلوا سفيد، قبا، هامور، ساردين، شير، سارم، سرخو، سنگسر، شوريده و ماهيان غيرخوراکي مرکب، اره ماهي، فانوس ماهي، سفره ماهي که داراي ارزش صنعتي مي‌باشند و سخت پوستاني از قبيل شاه ميگو، ميگو، خرچنگ، صدف و ستاره دريايي را از نزديک ببيند.

بادهاى غربى در فصل زمستان در اين منطقه موجب ريزش پراكنده باران مى‏شوند و هوايي معتدل به وجود مي‌آورد.

سفر ما از فرودگاه مهرآباد تهران شروع مي‌شود، از تهران به چابهار هر روز فقط يک پرواز مستقيم وجود دارد و اين پرواز را فقط هواپيمايي «ايران اير» انجام مي‌دهد و يک هواپيماي کوچک فوکر 100 مسيري را که از دوبي و چند مسير خارجي ديگر دورتر است را طي مدت 30/2 ساعت انجام مي‌دهد. به فرودگاه کنارک مي‌رسيم، يک فرودگاه نظامي از سال‌هاي دور که وقتي منطقه آزاد چابهار تاسيس شد، يک ترمينال مسافري براي اين منظور راه اندازي شد تا مسافرين بتوانند از طريق پرواز دسترسي راحت‌تري داشته باشند.

تا سال 82 چند پرواز و از اير لاين‌هاي مختلف به چابهار انجام مي‌ شد و رونق گردشگري خيلي خوب بود،آن روزها به اندازه‌اي از چابهار استقبال مي‌شد که حتي خوابگاه‌هاي دانشگاه هم مورد استفاده مسافران بود و مي‌توانستند کالاهاي خوب را باقيمت مناسب تهيه کنند. اما چابهار امروز نسبت به 4 سال پيش خيلي ضعيف شده است.

با اتوبوس‌هايي که در انتظارمان هست فاصله 45 کيلومتري کنارک تا چابهار را از ضلع شمالي خليج طي مي‌کنيم تا به دروازه‌هاي منطقه آزاد مي‌رسيم، منطقه‌اي که در سال 71 راه‌اندازي شد و پس از عبور از بلواري طولاني وارد محوطه تنها هتل 4ستاره و خوب چابهار مي‌شويم، البته هتل لاله و ساير مهمانسراها هم وجود دارد که از ميان آن‌ها ما اين هتل را به خاطر چشم‌انداز زيبايش انتخاب کرده‌ايم. هتل در 4 طبقه و در کنار خليج فارس ساخته شده.

پس از تحويل اتاق‌ها و صرف ناهار در رستوران هتل به گشت شهر مي‌رويم، گشت شهر را از آرامگاه «غلام رسولي» آغاز مي‌کنيم، قدمت اين بنا متعلق به 465 هجري قمري است و در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است.

مقبره‌اي با ديواره‌هاي سفيد رنگ به سبك معماري هندي كه دروازه ورودي آن در ضلع غربي بنــا واقــع شده است، پس از درب ورودي صحن بزرگ حياط مشاهده مي‌شود. امام زاده در ضلع غربي حيــــــاط قرار دارد.

بر پيشاني ورودي بنا تزئينات نقاشي الوان با طرح‌هاي نقوش سـتـــاره‌هاي مشــــبك وجود ديده مي‌شوند. ظاهرا نماي دور تا دور داخل ساختمان داراي نقاشي‌هاي جالبي است و كلمـات لا اله الا الله، يا محمد و يا علي و نقاشي از گل در ديوارها جلب توجه مي‌كند و فرم آن طوري است كــه نشــــان مي‌دهد؛ اين اثر در روزگار سلجوقي احداث شده و در دوره صفويه نيز طرح‌هــاي نقاشي بــا اصــالـــت خاصي بر روي ديوارها تعبيه گرديده است.

درخصوص شرح حال غلام رسولي روايات مختلفي نقل شده كه به آن‌ها اشاره مي‌شود: نام اصلي ايشـــــــان سيدنا محمد و مردي صالح، شيعه مذهب بوده و در گذشته مورد توجه مسلمانان هنـــــدي بوده و ايــن توجه باعث شده كه بنا در دوره‌هاي بعدي تحت تاثير معماري هندي قرار گيرد. طبـــــق روايات، سيـــدنا محمد مسلمان هند بوده است و در سفري به چابهار تصميم داشته كه زن چابهاري اختيـــار كنـــــد. براي تدارك چنين منظوري مشغول مي‌شود. اما در شب عروسي دچار كسالت مي‌شود به طوريكه در بســــــتر مرگ مي‌افتد و چون مورد توجه مردم بوده، در دم مرگ به آن‌ها وصيــت مي‌كنـد كه پـــس از مــرگ سوگواري نكنند و در عوض مدت 10 شبانه روز بر سر قبرش شادي كنند تا روحش شاد شود.

اين مراسم هر ساله از 15 ذي القعده به مدت 10 روز بر پا مي‌شود. در اين مراســـم عــده زيـــادي از اهالي چابهار و مناطق همجوار شركت مي‌كردند (در حال حاضر چنين مراسمي برگزار نمي‌شود). در مراسم جشن و پاي‌كوبي مردم چابهار و خصوصا بوميان آفريقايي (سياهپوســتان) در صبــــــــح روز اول و دوم حياط آرامگاه به وسيله زنان جارو زده مي‌شود و مردها با لباس پاكيزه به فراهم كردن بســــاط جشن مي‌پرداختند، و هنگامي كه آفتاب طلوع مي‌كرد ساز و دهل مي‌نواختنـــــد، قــــوالان پاكستـــاني، رقاصان هنـــدي و خوانندگان سياه و مهمان نوازان بلوچ به هر طريقي در اين شادي خدمت مي‌كردند و اين مراسم به مدت 10 روز در 3 نوبت صبح، عصر و شامگاه اجرا مي‌شد. زنان مسن به داخل آرامگاه مي‌رفتند تا شفا دردمندان و نيــات ديگران را بخواهند، درحاليكـــه در ايـــن زمان مردان در بيرون محوطه پيشخوان به ساز و دهل مشغول بودنــــد و زنان مسن در داخل حـــرم به دعا مشغول مي‌شدند و شفـــــا مي‌يافتند و پس از 10 روز حــرم را ترك مي‌كردند تا سال ديگر در مراسم جشن عروسي سيد غلام رسول شركت كنند.

پس از ديدار از آرامگاه غلام رسولي به سوي سواحل صخره‌اي يا به قول محلي‌ها دريا بزرگ مي‌‌رويم، در اينجا به دليل پيش‌روي آب دريا و فرسايش سنگ‌هاي رسوبي در ساحل، مناظر بسيار زيبايي را مي‌بينيم، امواج دريا بسيار بلند مي‌شوند، حتي بعضي مواقع در مرداد ماه تا ارتفاع 15 متري هم مي‌رسد.

در امتداد اين ساحل حوضچه‌هايي ايجاد شده که دسته‌هاي ماهي‌ها بر اثر جزر و مد آب داخل آن‌ها جاي گرفته‌اند و مي‌توانيم تلاش براي بقاي خرچنگ‌ها را به نظاره بنشينيم و زيباترين غروب را در اولين نقطه‌اي که در کشور ايران آفتاب غروب مي‌کند، ببينيم.

به سوي منطقه آزاد و مراکز خريد پر زرق و برق امروزي مي‌رويم، پرديس، صالحيار، تيس، صدف و فردوس ازجمله اين مراکز خريد هستند. البته تا چند سال پيش سيتي‌سنتر هم جزء بهترين مراکز خريد منطقه بود که امروزه ديگر آن شکوه و عظمت را نمي‌بينيم،‌ بيشتر اجناس بازار هم طبق معمول چيني هستند و خريداران را مردم شهر چابهار و شهرهاي اطراف تشکيل مي‌دهند. گاهي مي‌شود کالاهاي مناسب و به درد بخوري را هم پيدا کرد و اين بستگي به حوصله ما دارد که چقدر در اين بازارها بگرديم.

روز دوم سفر خود را به خاطر آب و هواي خوب صبح زود آغاز مي‌کنيم و لذت قدم زدن در ساحل هتل را از دست نمي‌دهيم و سپس همراه گروه به سوي اسکله ماهيگيري «رمين» حرکت مي‌کنيم. ‌تماشاي لنج‌ها و قايق‌هاي ماهيگيري و صيادان دريا دل و صيد‌هـاي گونـاگون ماهي و شاه ميگوها - كه از محصولات درياي منحصر به فرد منطقه است - ديدني و خاطره انگيزند.

بعد از گذشت فاصله حدود 10 کيلومتر به اسکله رمين مي‌رسيم، از سطح جاده به پائين مي‌رويم و به اسکله مي‌رسيم، لنج‌هايي را مي‌بينيم که با رنگ آميزي زيبا و نقاشي‌هاي محلي تزئين شده‌اند. از کنار اين لنج‌ها گذر مي‌کنيم، داخلش همه چيز هست، از توالت گرفته تا سردخانه‌هاي بزرگ. اگر سردخانه با برق کار کند نيازي به يخ نيست، و در غير اين صورت، مقدار زيادي يخ در سردخانه پر مي‌کنند و به مدت 30 تا 50 روز به دريا مي‌روند. اين ماهيگيران که بعضي‌هاشان از اتباع پاکستان هستند، در اين مدت روي دريا مي‌مانند و هيچ تماسي با خشکي ندراند و کليه مايحتاج خود را همراه خود مي‌برند. صيادان پس از صيد ماهي به ساحل برمي‌گردند و دستمزد خود را از ناخدا مي‌گيرند و براي مدتي نزد خانواده خود در روستا يا دهکده خود مي‌روند تا به استراحت بپردازند. در چابهار علاوه بر «رمين» چند اسکله ماهيگيري ديگر نيز وجود دارد.

تالاب صورتي، مقصد بعدي ما در مسير خليج گواتر و پسابندر است. اين جاده از چابهار تا پسابندر در ساحل درياي عمان ادامه دارد،جاده‌اي زيبا با سواحل جذاب و ارتفاعات ديدني. به تالاب صورتي مي‌رسيم که درکنار دريا قرار گرفته است و در تنگه‌اي صخره‌هاي مشـرف به دره‌اي سبز و زيبا قرار دارد كه از بالاي آن روستــاي «ليــپار» در ميان سبزه‌زارها پيداست.

در ميان دو كوه كه فاصــله چـــنداني با هم ندارند آب‌بندي ايجاد شده كه آب‌هاي سـرگردان اطراف را در خود جمع نموده است و به آبگيــــري به طول 14 كيلومتر تبديل شده است. در اين آبگيــر چشم‌نواز انواع بوته‌ها و درختچه‌ها از نوع گز و كلير و چش، منطقه‌اي بــكر با اكو سيستم خاصي را به وجود آورده است. پرندگاني چون چنگر، فلامينگو،كشيم، انواع حواصيـــــل، طاووس كن، باقرقره، تيهو، عقاب دشتي، خوتكا، منظره زايـــد‌الـوصفي را به وجـود آورده‌‌اند. در اين تالاب در طول روز هاله‌هاي مختلفي از رنگ صورتي را مي‌بينيم که از طلوع تا غروب خورشيد متفاوت است.

در اينجا به قدم زدن در کنار تالاب مي‌پردازيم و از چشم‌انداز آن لذت مي‌بريم و سپس به سوي کوه‌هاي مريخي حرکت مي‌کنيم. در اين جاده، اتومبيل‌ها با سرعت زيادي عبور مي‌کنند و حتما بايد احتياط در رانندگي را رعايت کنيم. در اين مسير درخت‌هايي را مي‌‌بينيم که به درخت انجير معابد يا لور يا لول و يا به زبان محلي کرگ معروف است، درختاني بزرگ كه در نوار ساحلي چابهار مي‌رويند و در تمام اعضاي آن شيره سـفيــــد رنــگي جريان دارد و از درختان تيره كائو چــــوئي به شمار مي‌آيند. تاج اين درخت بزرگ و پهـن و از انشـــعابات آن ريشه‌هاي نابجا مي‌رويد. پوست درخت صاف و خاكستري، برگ‌هايش بيضي شــــكل ساده و درشــت است، ميوه‌هايش نارنجي رنگ و به درشتي فندق و قابل خـــوردن است.

عمـومـــا اين درختـان داراي قدمتي بالاي صد سال هستند و اكثرا در نزديكي زيارتگاه‌ها قرار دارند يا قبلا زيارتگاه بوده‌اند. درحــال حاضر در روستاهاي رمين، تيس كوپان، ماشي، ليپار، كوپان سر و ... از اين درختان وجود دارد.

در مسير به محلي مي‌رسيم که جاده ارتفاع کم مي‌کند و چشم‌انداز زيبايي از دريا و اقيانوس هند را در دور دست‌ها مي‌بينيم. از اين به بعد در سمت راست جاده بهترين ساحل دريا و در سمت چپ کوه‌هاي مينياتوري را مي‌‌بينيم، به اين کوه‌ها بدلند، مريخي و آريايي هم مي‌گويند که از منـاظر بديع و سحرانگيزي هستند كه به موازات ســـاحل از منطقــهً كچــو تا طرف‌هاي خليج گواتر كشيده شده‌اند و از پديده‌هاي ژئومورفولوژي اين ناحيه هستند.

ما تقريبا 40 تا 50 کيلومتر از چابهار دور شده‌ايم و اينجا توقف مي‌کنيم تا پياده شويم و از نزديک کوه‌هاي مريخي را لمس کنيم. اين‌گونه برايمان تداعي مي‌شود كه به کره ديگري قدم گذاشته‌ايم. جنس اين کوه‌ها رسوبي و فرسايش باعث ايجاد شيارها و تراش‌هاي زيبايي شده است. اين کوه‌ها چاک چاکند و با شکل‌هاي نامانوس و فاقد پوشش گياهي، ‌رنگ کوهها مابين سفيد و طوسي است که به دليل گرما و حرارت و شرجي هوا و رطوبت نسبتا بالا و نزديکي به دريا و بادهاي موسمي داراي فرسايش بسياري است و واريزه‌هاي زيادي در پاي آن ريخته است. ارتفاع اين کوهها بين 5 تا 100 متر متغير است و ما در پهنه‌اي بين درياي عمان و کوه‌هاي مريخي لحضات زيبايي را سپري مي‌کنيم.

قدم زدن با پاي برهنه در کنار ساحل ماسه‌اي خالي از لطف نخواهد بود، اگر اين جاده را تا خليج گواتر ادامه دهيم به منطقه‌اي مي‌رسيم که جنگل‌هاي زيبا و قابل توجه «حرا» در آن واقع شده است، حرا درختــــچه‌اي است كه در مرداب‌هاي نواحي گرم كرانه‌هاي عربــستان، مصـــــر و جنــــــــوب ايــــــران از جمله شهـــــــرستان چابهار مي‌رويد. از مشخصات حرا اين است كه دانه‌اش بر روي درخــــت مادر، رشد اوليه را طي كرده و سپس نهال جوان حاصل از درخت جدا شده و به مرداب مي‌افتــــــد. برگ‌هاي حرا با دوام است و ظاهر بيضوي شكل و منتهي به يك خامه باريك مي‌شود. قسمت مورد اســـتفاده پوســته شاخه آن مي‌باشد.

ما در سفر به قشم مي‌توانيم گشت بهتري را بر روي جنگل‌هاي حرا داشته باشيم، اما ديدن حرا در «گواتر» هم خالي از لطف نخواهد بود.

بعد از ظهر، به طرف بازارهاي دکه‌اي و بازار قديم شهر مي‌رويم. چابهار بزرگ نيست و پس از دقايقي به ورودي بازارهاي دکه چوبي مي‌رسيم. فضاي بازار به اين شکل است که افراد با چوب و فلز دکه‌هايي را در يک مسير ساخته و فضاي مياني آن را سرپوشيده کرده‌اند و خود فروشنده وسط دکه نشسته و جلوي خود را پر کرده از اجناس.

در اينجا عطر و ادکلن، وسايل برقي و خرده‌ريزهاي زيادي را مي‌توانيد پيدا کنيد. پس از ديدن اين بازار به طرف بازار قديمي شهر مي‌رويم، قسمت طلا فروشان کارهاي زيبايي دارد و در فضاي مياني بازار لباس‌هاي محلي بلوچي به چشم مي‌خورد با آن تزئينات زيبا و جذابش.

مردم محلي را با لباس‌هاي قشنگشان مي‌بينيم و پس از ديدار از بازار به سوي مراکز خريد منطقه آزاد مي‌رويم. براي شام مي‌توانيم از رستوران دريايي روبروي هتل استفاده کنيم و از چشم انداز زيباي خليج آرام چابهار را نظاره کنيم.

روز سوم سفر شروع مي‌شود، ما در تجربه‌هاي گذشته به سوي سرباز و حوالي رودخانه باهوکلات رفته بوديم تا تمساح پوزه کوتاه را ببينيم. اين گونه منحصر به فرد به طور طبيعي در اين منطقه زندگي مي‌کند. زيستگاه اصلي اين تمساح كه به نام محلي گانـدو خوانده مي‌شـــود حدود 380 هزار هكتار مســاحت دارد كه بخشـــي از آن در چابــهار و بخــش ديگر آن در شهرســتان ايرانشهر قرار دارد. بيشتر اين تمساح‌ها در بركه‌هاي ميان راســك و باهوكلات و باتلاقـ‌ـهاي دلــگان و كلاني متمركــــز هستند. اين تمســـاح تنـها تمســـاح ايـــران اســت و داراي ارزش ملي و بيـــن‌المللي است. طول اين جانور تا چهار متر و حدود نيمي از كل بدن آن‌را دم قوي اين حيـــوان تشــــــكيل مي‌دهد. اين بزرگترين خزنده ايران بازماندهُ خزندگاني است كه حدود 265 ميليون سال پيـــش مي‌زيســــته‌اند و درطول 65 ميليون سال گذشته تغييرات اندكي يافته‌اند. آن‌ها داراي پوزه‌اي پهن بـــــوده كه طرفيـــن فـــك بالايي 19 دندان و طرفين فك پاييني 15 دندان دارد و در قسمت پشت سر و در ناحيــه گردن دو جفــت صفحـات شاخي بزرگ ديده مي‌شود. داراي پاهاي كوتاه بوده و پنج انگشت منتـهي به ناخنــ‌ـهاي بلنـــد در پاهـاي جلوئي و چهار انگشت منتهي به ناخن‌هاي كوتاه‌تر در پاهاي عقبي ديده مي‌شود. رنگ عمــومي بدنــش زيتوني تا قهوه‌اي بوده و شكمي بدون فلس و به رنگ سفيد متمايل به زرد دارد. تمساح حيواني بســـيار خجالتي، محتاط و ترسوست و به سختي مي‌توان آن را مشاهده كرد. در اين حال حيواني باهــــــوش و زيرك است و به محض احساس خطر و با حضور مزاحم در آب فرو رفته و مخفي مي‌شــود ولي براي تنفس بايد سريعاٌ به سطح آب برگردد. غذايش را عموماٌ ماهيان، پرندگان و پســتانداران تشــكيل مـــي‌دهند و عموما شب‌ها شكار مي‌كند. ديدن اين تمساح خيلي سخت است.

آخرين باري که با تور براي ديدن تمساح رفته بوديم، چند ساعت طول کشيد تا يک تمساح را از فاصله خيلي دور ديديم و بچه‌هاي روستاي همجوار رود دورمان جمع شده بودند و کلي سرگرمي برايمان درست کردند.

باهوکلات زيستگاه تمساح يكي از پر آب‌ترين رودخانه‌هاي استان و عامل اصلي حيات و زندگي در جنوب بلوچستان به حساب مـــــي‌آيد. اين رودخانه آب‌هاي مناطق وسيعي از صفحات جنوبي شهرستان ايرانشـــهر و شهرستان چابــــــهار را جمع‌آوري و به درياي عمان سرازير مي‌كند. رودخانه باهوكلات در 90 كيلومتـــري شرق چابـــهـار به خليج گواتر درياي عمان سرازير مي‌شود و به دليل زيستگاه تمســـاح ايرانــي از نـظر گردشگري اهميــت فراواني دارد و مي‌تــوان گفــت در اين‌جــا زيستگاه آبي به نوعي با زيستگاه خاكي در هم آميخته است.

از آن‌جا كه ديدن تمساح خيلي سخت است ما ديدار از پديده «گل‌فشان» را انتخاب کرديم تا بتوانيم از وقتمان استفاده بهتري کنيم.

در مسير بلوار اصلي منطقه آزاد قرار مي‌گيريم تا از دروازه‌ها خارج شويم، در مسير شترهايي را مي‌بينيم که به چرا مشغول هستند و درختاني که به دليل بي‌حاصلي به آن بي‌عار مي‌گويند. نزديک يک ساعت و نيم راه داريم تا به «کهير» و پديده گل‌فشان برسيم. از سواحل شمالي خليج مي‌گذريم، بندر کنارک در نزديکي مسيرمان است، کنارک يک بندر ماهيگيري و تجاري است و قدمت زيادي دارد و در غرب خليج واقع است، ابزاري از دوران پارينه سنگي مياني در اينجا به دســـت آمده كه شبيه ابزار شمال غربي ايران است.

در کنارک فروشگاه‌هايي هست که به «تاناکورا» معروف است، در اينجا لباس‌هاي نيمه سالم و بعضا سالم را با قيمت مناسب مي‌توانيد پيدا کنيد. کارگاه‌هاي لنج سازي در کنار بندرگاه وجود دارد، اهالي تمام اين مناطق بلوچ هستند، از دير باز سيستان و بلوچستان پل ارتباطي شرق و غرب بوده است و به همين دليل ترکيب قومي آن نيز همواره درمعرض تغيير و تحول بوده و از ديد کلي ساکنان استان به دو بخش سيستاني در قسمت شمالي و بلوچ در قسمت مرکزي و جنوب تقسيم مي‌شوند.

عشاير بلوچ علاقه‌اي به کشت و زرع ندارند و بيشتر به دامپروري مي‌پردازند. اما امروزه اکثرا يکجا نشين شده‌اند و فقط در برخي مناطق کپر نشين‌ها را مي‌بينيم. در نزديکي‌هاي کنارک از جاده اصلي جدا مي‌شويم و در يک جاده فرعي به سوي مقصد مي‌رويم. از جاده بياباني گذر مي‌کنيم و به دهستان کهير مي‌رسيم، اين جاده به سوي بندر تنک و سپس تا جاسک مي‌رود، اما باز هم از جاده اصلي خارج مي‌شويم و مي‌رويم تا تپه گل‌فشان را که 20 کيلومتري از روستاي کهير فاصله دارد ببينيم.

در اينجا سه تپــه كــوچك گل‌فشان به ارتفاع 10-20 متر وجود دارد كه دو تـاي آن‌هـا هماننــــــد تپه بوده و از چندين سال پيش غيـــر فعـال شده اســت و سومي به شكل يك آتشــفشان در حال حاضـــــر فعـاليت است كه يــك پديــده منحصـــر به فرد طبيعي محسوب مي شود و نظير آن فقط در چند نقطه ديگر جهان گزارش شده است. همواره از دهانه آن گل سرد طوسي رنگي تراوش مي‌كند.

درکنار جاده و با فاصله 100 متري از تپه پياده مي‌شويم تا قدم زنان به بالاي تپه برويم، زير پايمان گدازه‌هاي گلين و سرد شده ناشي از فوران گل‌فشان را حس مي‌کنيم. بعد از بالا رفتن از تپه به دهانه آن مي‌رسيم که در وسط آن چاله‌اي است که در اثر اکسيداسيون و ترکيب خاک با هوا در رطوبت صد در صد گل سرد از زمين مي‌جوشد و به پائين تپه روان مي‌شود.

برخي محلي‌ها اعتقاد دارند اين گل در درمان بعضي از بيماري‌هاي پوستي موثر است. پس از گشت و گذار در گل‌افشان، بر ميگرديم تا به تيس برسيم، همان بندر معروف باستاني در زمان‌هاي کهن که درحال حاضر در فاصله چند دقيقه‌اي از چابهار قرار دارد.

به گذشته سفر مي‌کنيم. زماني اين‌جا مهم‌ترين بندر جنوب شرق ايران بوده و مرکز خريد و فروش شکر و گندم ايالت مکران بوده و اسکندر نيز در اين مسير تردد کرده است. در شاهنامه آمده که جمشيد براي اولين بار کشتي ساخت و بر درياها گذر کرد و از کجا معلوم که تيس در چند هزار سال پيش ماواي دريانوردان ايراني نبوده باشد. اما امروز از تيس جز روستايي کوچک در ميان حصار ارتفاعات چيزي باقي نمانده است. قدمت زندگى در تيس كه در سال‌هاى اخير در بافت منطقه آزاد چابهار قرار گرفته است، به بيش از چندهزار سال قبل مى‌رسد. يكى از ويژگى‌هاى تيس، مساجد زيباى آن و اهتمام مردمش به نماز جماعت و اول وقت است. در روستاى تيس مساجد زيبا و آباد وجود دارد. علاوه بر آن يك مكتب‌خانه هم در روستا داير است كه به دختران و پسران خردسال، قرآن آموزش مى‌دهد. يکي از مساجد تيس که در سر راهمان هست را مي‌بينيم، چراکه معماري زيبايش نمي‌گذارد تا به راحتي از آن عبور کنيم.

سپس به سوي غارهاي «بان مسيتي» مي‌رويم که در دل کوه «شهباز بند» است. يك غار طبيعي و دو غار مصنوعي در كنار هم قرار دارند و مجمـــوعه اين غارهــــا را مردم محل بنام بان مسيتي مي‌شناسند. غار اول طبيعي و به صورت نيم دايــره اســـت و با استفــــاده از روش تراشكاري داخل غار و دهانهً آن توسعه پيدا كرده است. يك مقبره كوچك از گچ به صـــــــورت دو سطح افقي كه بر روي يكديگر قرار دارند و فاقد آثاري از قبيل سنگ نوشته، خط و لوحه است، در عمـــــق يك متر از سطح غار ديده مي‌شود كه در گرد آن يك فضاي كوچك نيز وجود دارد. از سطح غار تا مقبــــــره به اندازه يك پله گودي دارد. مكعبي از سنگ و گچ بر فراز مقبره ساخته شده كه زير بناي يك گنبــــــــــد كوچك است. بدنه‌هاي اطراف اين مكعب را با گچ به رنگ سفيد درآورده‌انــــــد. در ورودي مقبره رو بــه دره تيس و به موازات دهانه ورودي غار واقع شده است. بر روي ديواره‌هاي مكعب مقبره گچكاري و با جوهر قرمز و بنفش خطوط و علاماتي نقش گرديــــــده كه شبيه به خط گجراتي و هندي هستند. طول و عرض غار 180×240 متر و ارتفاع آن نيز 240 مــتر اســـت. يك غار مصنوعي سمت راست غار طبيعي به فاصله هفت قدم قرار دارد كه آثار تراش به خوبــــــي در آن آشكار است. دهانه آن هشتاد سانتيمتر ارتفاع دارد و سقف آن كوتاه است و اكنون به علـــــت خرابـــــي يك آدم متوسط به زحمت در آن به طور خميده مي‌تواند بايستد و در انتها مسدود است و احتمــــــال دارد حفره‌ها يا روزنه‌هايي طبيعي يا مصنوعي در قسمت انحناء خلفي كوه اين غار را با غار ســـوم وصـــــل كرده باشد، يا به چاه‌هاي زير زميني كه محلي براي دفن اموات در معابد قديمي است، برساند. همچنين ســـــكويي كه از سنگ وگچ ساخته شده است ديده مي‌شود، دهانه ورودي آن 80 ســانتيمتر و ســــقفي كوتــــاه دارد. به فاصله 50 متر در سمت چپ غار اصلي، غار سوم كه طول دهانه قوسي آن حــــدود 20 مـــــتر است، قرار دارد. ظاهرا اين غارها جزو يك واحد تاسيساتي ساختماني بوده و به منزلــه حجـــــره‌هــــا و توقف‌گاه‌هاي معبد يا پرستشگاهي بوده است. در سطح زمين تا ورود به دهانه غار، پلكاني وجــود دارد كه آثار آن باقي است .

باغ گياهشناسي تيس از ساير ديدني‌ها است و از اين‌که در اين آب و هوا به پرورش اين گياهان پراخته‌اند شگفت زده مي‌شويم. قلعه «پيروز گت» متعلق به دوره اشکانيان و ساسانيان در مرکز تيس قرار دارد. در مقابل کوه شهباز بند، کوهي است با نام «پيل بند» که مردم محلي بر اين باورند كه بر فراز سطح نزديك خط الراس اين رشته كوه محل نگهداري فيل‌هاي شــاه بــوده و فيـــل بـانـان در آن جا فيل تربيت مي‌كرده‌اند. درحال حاضر در طول رشته كوه پيل بند آثار پــــــي‌ها، بندها و حفــره‌ها و چا‌ههايي وجود دارد كه احتمال مي‌رود شهر قديمي تيس، تأسيسات ساختماني، بازرگاني، شهري، انبارها و سراهاي مشهورش در قسمت قديمي و بر فراز ارتفاعات سراسري دره تيــس قرار داشـــته و دره تيس محل زراعت و دامنه آن محل دفن اموات بوده است.


درکنار ميدان تيس قلعه‌اي به نام قلعه پرتغالي‌ها وجود دارد و از دريا فاصله کمي دارد و در کنارش اسکله صيادي تيس قرار گرفته است. قلعه پرتغالي‌ها يادگار دوره استعماري دريانوردان پرتغالي است که دلشان مي‌خواست همه بنادر دنيا را در دست خود داشته باشند.

ساحل تيس فضاي مناسبي براي شنا دارد. با ديدن اينجا به ياد چند سال گذشته مي‌افتم که برنامه‌هاي شبانه و کنسرت در ساحل تيس برپا بود و مردمان زيادي از همه جا در اينجا گرد هم مي‌آمدند، اما امروز جز يادگاري از آن چيزي باقي نمانده است و حتي به دليل ضربه‌هاي اقتصادي که بر پيکر چابهار فرود آمده است، سرپا کردن مجدد اين منطقه آزاد تجاري اقتصادي کار سختي است.

گشت‌هاي ما کم‌کم به پايان مي‌رسد و علاقمندان به غواصي مي‌توانند از مدرسه غواصي چابهار که شعبه‌اي از انجمن سلطنتي غواصي بريتانياست استفاده کنند. کلبه‌اي در کنار هتل ليپار قرار دارد و مربي غواصي ما را مي‌برد تا به اعماق درياي عمان برويم. غواصي تفريحي کار سختي نيست، يک ساعت آموزش تئوري و بعد پوشيدن لباس‌هاي مخصوص و تجهيزاتي مثل کپسول هوا و...

با قايق به دريا مي‌زنيم و در نقطه‌اي مناسب قايق توقف مي‌کند و به زير آب مي‌رويم تا لحضات آخر سفر را با ديدن عجايب زير آب به پايان ببريم.

روز آخر است و بايد از سرزمين رستم و زال خداحافظي کنيم و با يعقوب ليث صفاري وداع کنيم. اگر با سليقه باشيم در چمدان خود از صنايع دستي، چيزي همراهمان خواهد بود، سوزن دوزي، آئينه دوزي، سکه دوزي و يا حصير بافي.

اميرحسين جعفری
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از yazdan تشکر کرده اند seyghaly
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> گروه گردشگری

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir