seyghaly مدیر سایت وضعيت: آفلاين 8 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 931 امتياز: 2934 تشکر کرده: 373 تشکر شده 1071 بار در 606 پست
محل سكونت: تهران
ارسال شده در: يكشنبه، 8 خرداد ماه ، 1390 00:56:53 موضوع مطلب: گزارش بزرگداشت فردوسی
خبرنگار امرداد - شهداد حیدری :
چهارمين دوره ي همايش بزرگداشت فردوسي در پسين پنجشنبه 5 خورداد در مجموعه ي فرهنگي- تاريخي نياوران برگزار شد. در اين همايش، افزونبر سخنراني شماري از دانشوران ادب پارسي، دستنويس كهني از شاهنامه، بازمانده از روزگار صفويان، رونمايي شد.
فرح زاهدي، استاد فرهنگ و زبانهاي باستاني، نخستين سخنران همايش بود. او كه دربارهي تصوير رستم در كتيبههاي يافته شده در «پنجكند» سغد، سخن ميگفت، در آغاز آگاهيهايي دربارهي سرزمين سغد و نام آن در كتيبهي داريوش بزرگ، بهدست داد و سغد را جايي در سمرقند و بخاراي كنوني و در گسترهي رود زرافشان شناساند و افزود: «در سدههاي 6 تا 8 ميلادي، دولتهاي هپتالي، سلسلهي تانگ چين و پس از آن خلفاي تازي و همتايان ترك آنها، بر سغد فرمانروايي ميكردند. با اينهمه دولت- شهرهاي سغدي تا مدت ها با بهرهگيري از فرهنگ نياكاني، استقلال خويش را نگهداشتند.»
زاهدي «پنجكند» را يكي از شهرهاي مهم سغد دانست كه بازماندههاي كنوني آن، بيش از هر چيز ديگر، نمايانگر هنر سغدي است؛ به ويژه ديوار نگارهايي كه باستانشناسان از اين شهر يافتهاند، جهاننگري و ادبيات مردمان سغد را نشان ميدهد. به گفتهي زاهدي، ديوارنگارهاي سغدي دربردارندهي نقاشيهايي است كه از باورهاي ديني و ملي مردم آنجا سرچشمه گرفته است. در يكي از اين نگارهها، ايزدبانويي نقاشي شده است كه با چهار دست گشوده، بر روي تخت نشسته است و در نقشهايي ديگر، پهلواناني رزمجو نشان داده شدهاند كه سرگرم نبرد با دشمنان خود هستند. زاهدي اين نگارهها را به سه دستهي: نقاشيهايي در ستايش ايزدان سغدي؛ نقشهايي حماسي و پهلواني؛ و سرانجام تصويرهايي دربارهي زندگي روزمرهي سغديان، بخشبندي كرد و آنها را برگرفته از آرمان و آرزوهاي مردمان آن سرزمين كهن برشمرد.
ديوارنگارههاي سغد، ديرينهتر از شاهنامه
زاهدي در ادامه افزود: «نگارههاي ديواري سغد، در سدهي هشتم ميلادي پديد آمدهاند، يعني سدهها پيش از سرايش شاهنامه. با اين همه يكي از اتاقهاي تالار شهر پنجكند، "اتاق رستم" نام دارد. نگارهي اين اتاق، كه در سال 75- 1956 يافت شده است، مبارزهي رستم با ديوان را نشان ميدهد. در يكي از نقشها، رستم در حالي با هماوردش ميجنگد، كه سوار بر رخش است. كمي دورتر، پرندهاي كشيده شده است كه باز گمان بردهاند سيمرغ است. ديوارنگارهاي از "بانوگشسب"، دختر رستم، نيز ديده ميشود كه سوار بر اسب است.»
زاهدي در پايان افزود: «اين ديوارنگارهها نشان ميدهد كه سدهها پيش از آن كه فردوسي به سرايش شاهنامه بپردازد، سغديان، رستم و ديگر پهلوانان شاهنامه را ميشناختند و نگارههايي از آنها را بر روي ديوار اتاقها و تالارهاي خود نقاشي ميكردند. آنها با چنين نقشهايي، حماسهي ملي سرزمين خود را زنده نگه ميداشتند.»
جهانيان، بيش از ايرانيان، شاهنامه را ميشناسند
علي دهباشي، مدير و سردبير مجلهي فرهنگي «بخارا»، نيز پيش از پخش فيلم كوتاهي از سخنان مجتبا مينوي، به يادكرد كارهاي علمي اين استاد شاهنامهشناس پرداخت و مينوي را دلبستهي شاهنامه و فرهنگ ايران خواند و گفت: «دلبستگي مينوي به ايران، از عشق او به شاهنامه سرچشمه ميگرفت. همين نيز ريشه در آشنايي او با فرهنگ ايران باستان داشت. مينوي در روزگار جواني و پس از آن كه زبان پهلوي را همراه با بهار و ديگر دانشوران آن روز ايران، در نزد "هرتسفلد" فراگرفت، چند كتاب دربارهي ايران باستان به فارسي برگرداند. جلد نخست شاهنامهي بروخيم را نيز ويرايش كرد و در چاپ چكيدهي شاهنامه كوششها بهكار برد. اما رنج مينوي از اين بود كه ميديد جهانيان بيش از مردم ايران، ارج و بهاي شاهنامه را ميشناسند. از اين رو همواره پافشاري ميكرد كه خود ايرانيان بايد به ويرايش و چاپ شاهنامه بپردازند. دستنويسهايي از شاهنامه نيز فراهم آورده بود و چند داستان از اين كتاب را ويرايش كرده بود.»
تنها دلخوشيم به خياباني به نام فردوسي
به گفتهي دهباشي هنگامي كه وزارت فرهنگ و هنر در سال 1348 خورشيدي پيشنهاد سرپرستي «بنياد شاهنامه» را به مينوي داد، او با دلبستگي بسيار درخواست آنها را پذيرفت و نوشت كه نبايد تنها به اين دلخوش باشيم كه خياباني به نام فردوسي باشد و گاه گاهي از او و شاهنامهاش ياد بشود؛ بلكه بايد بكوشيم تا ويرايشي درست و دانشورانه از شاهنامه فراهم كنيم. از آن پس بود كه در بنياد شاهنامه دست به كار بزرگ ويرايش شاهنامه زد. نخستين ثمرهي كوشش او هم چاپ ويراستهي «داستان رستم و سهراب» در آبان 1352 خورشيدي بود.
دهباشي در پايان افزود: «آرزوي دوستداران زبان و ادب فارسي اين بود كه همهي شاهنامه به دستياري مينوي ويرايش و چاپ شود. اما مرگ اين استاد در بهمن 1355 خورشيدي ويرايش شاهنامه را ناتمام گذاشت.»
در ادامهي همايش، مصطفا آقاميري، هنرمند نگارگر، به بايستگي(:ضرورت) پرداختن به ميراث كهن ايران اشاره كرد و گفت كه بايد آموزههاي ادبي پيشينيان ما، كه برخاسته از فرهنگ كهن ايران است، در كتابهاي درسي آموزش و پرورش آورده شود. آقاميري آگاهيهايي نيز دربارهي برگزاري نمايشگاه «نگارگري ايراني» در نيويورك، در اختيار باشندگان همايش گذاشت. اين نمايشگاه در 20 آوريل 2011 از سوي يونسكو برگزار شده است.
رسول صيقلي، دبير پايگاه پژوهشي هخامنشيان، پيام استاد حجت شكيبا، نقاش پرآوازهي ايراني، را خواند. شكيبا در پيام خود اشاره كرده بود: «از زماني كه خود را در هنر نقاشي شناختم، آرزوي پيوند دادن هنرم با شاهنامه را در دل ميپروردم. تا آن كه توانستم 40 تابلو نقاشي بيافرينم كه نقشهاي آن برگرفته از داستانهاي شاهنامه است و با اين كار به آرزوي ديرينهام دست يابم.» يكي از تابلوهاي شاهنامهاي استاد شكيبا كه نگارهاي خيالي از چهرهي فردوسي بود، در برابر ديد باشندگان همايش بود.
چكامهخواني نيز از برنامههاي پيشبيني شدهي همايش بزرگداشت فردوسي بود. افشين مارابي، دبير بخش ادبيات پايگاه پژوهشي هخامنشيان، سرودههاي از دفتر «مزديسنا»ي خود خواند و شمس خلخالي دو غزل در ستايش فردوسي و يادمانهاي كهن ايران، پيشكش باشندگان كرد. ايران طبيب نيز يكي از سرودههاي خود را در يادكرد از جايگاه بلند فردوسي و شاهنامهي او خواند.
فرزين طاهري، نمايش تك نفرهي خود را دربارهي سرگذشت «سياوش» اجرا كرد. اين نمايش، برداشتي نو از داستان زندگي سياوش در شاهنامه بود.
ياسمن اسدي، كه تنها 5 سال دارد، از بابل آمده بود تا با زبان كودكانهي خود «داستان رستم و سهراب» را براي باشندگان نشست بازگو كند.
دو نوازي تنبور و دف، كاري از نيما افتخار شاهرودي و شوان نور موسا بود.
در آغاز همايش نيز امين محمودي، از همهي آنهايي كه در برپايي چهارمين همايش بزرگداشت فردوسي، دست اندركار بوده اند و زمينهاي فراهم آوردهاند تا همايشي ديگر براي بزرگداشت حماسهسراي بزرگ ايران برگزار شود، سپاسگزاري كرد.
در آغاز همايش فيلم مستند «از يادمان تا خاطره»، ساختهي فرشيد فرجي، پخش شد. اين فيلم دربارهي از ميان رفتن ميراث فرهنگي كشور بود و ديدگاه شماري از باستانشناسان و كارشناسان آثار باستاني را بازتاب ميداد.
برنامهي پاياني همايش رونمايي از شاهنامهاي بود كه از روزگار صفويان(سدهي يازدهم) بازمانده است و در سال 1008 مهي بهدست هنرمندي به نام «محمد مومن» و به فرمان «حسين خان شاملو»، از درباريان صفوي، به خط نستعليق نگاشته شده است. اين شاهنامه كه تاكنون در مخزن كتابخانهي كاخ نياوران نگهداري ميشد، از ارزش هنري بسياري برخوردار است و نمونهاي برجسته از هنر نگارگري ايراني بهشمار ميرود. همهي رويههاي شاهنامهي ياد شده با آب طلا جدولكشي شده است. اين شاهنامه تا يك هفته در كاخ نياوران در برابر ديد بازديدكنندگان خواهد بود.
همخواني سرود «اي ايران» پايان بخش آيين بزرگداشت فردوسي و شاهنامه بود.
چهارمين همايش بزرگداشت فردوسي با همكاري انجمن فرهنگي بيستون، كميسيون ملي يونسكو در ايران، هفته نامهي امرداد، مجلهي بخارا، بنياد فرهنگي جمشيد جاماسيان، انجمن جوانان سپيد پارس، گنجينهي نقش جهان، پايگاه پژوهشي هخامنشيان، انجمن ايلامشناسي و مجموعهي فرهنگي- تاريخي نياوران، برگزار شد. «ويژه نامهي شاهنامه» نيز از سوي هفتهنامهي امرداد، در 8 رويه، در دسترس باشندگان همايش گذاشته شد.