niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 12 اسفند ماه ، 1389 21:06:15 موضوع مطلب: برگردان واژه به واژه ی نوشتار ارد
این نوشتار کهن به زبان پهلوی ساسانی , گویش جنوب غربی , استان فارس نوشته شده است . به ساختار دستوری جمله ها نیک بنگرید !
به کارنامه ی ادرشیر بابکان ایدون نوشته بود که پس از مرگ اسکندر رومی , ایران شهر دو سد و چهل کدخدا بود .
- سپاهان و پارس و کسته های بهش کدخدا بود .
- اردوان سردار بود .
- پاپک مرزبان {و} شهردار پارس بود و از گمارده ی اردوان بود .
- اردوان به استخر می نشست .
- و پاپک را هیچ فرزندی نبود .
- و ساسان شبان پاپک بود و همواره با گوسپندان بود و از تخمه ی دارای دارایان بود .
- اندر دوش خدایی اسکندر نیاکان {او} به گریز و نهان روشی بودند و با کُرد شبانان میرفتند.
- پاپک ندانست که ساسان از تخمه ی دارای دارایان زاده است .
- پاپک شبی بخواب دید چونان که خورشید از سر ساسان بتافت و همه جهان روشنی گرفت .
- دیگر شب ایدون دید چونان که ساسان به پیلی آراسته ی سپید نشسته است و هر که اندر کشور پیرامون ساسان اند , نماز بهش برند و ستایش و آفرین همی کنند .
- دیگر شب همانگونه ایدون دید چونان که آذرفرنبغ و گشسپ و برزین مهر به خانه ی ساسان همی وخشند .
- افد سهست و دانایان و خواب گزاران به پیش خواند و آن هر سه شب خواب چونان دیده بود پیش ایشان گفت .
- خواب گزاران گفتند که آن که این خواب بهش دیدی , او یا از فرزندان آن مرد کسی به پادشاهی گیهان رسد .
- چه خورشید و پیل سپید آراسته چیزی و توانایی و پیروزی , و آذر فرنبغ دین دانایی مَه مردان ِ مُغ مردان و آذرگشسپ ارتشتار و سپاهبدان و آذربرزین مهر واستریوشان و ورزکرداران گیهان و همگی این پادشاهی به آن مرد یا فرزندان آن مرد رسد .
ادامه دارد...
در آینده به بررسی ساختار دستوری جمله خمله ها خواهم پرداخت
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند yazdan, arya
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: شنبه، 14 اسفند ماه ، 1389 15:08:11 موضوع مطلب:
درود به همگی
در این نوشتار به روش حکومت داری ملوک الطوایفی اشاره دارد و نام آن فرمانروایان محلی در نوشتار kadagxowaَy آمده که همان کدخدای امروزی است . کد به معنای خانه و خدا به معنی سرور است و مربوط به زمانی میشده یک پدر سرپرست یک خانه بوده است و سپس کم کم معنای آن گسترش می یابد و بعد دوباره معنای کدخدا به چند خانوار کوچک میرسد .
واژه ی دیگری که کتیبه های ایران باستان با نام سرزمین آمده واژه ی پر بسامد dahu- است که امروز دایره ی معنایی آن کوچک شده و به نام ده میشناسیم . ده کوچکترین واحد سیاسی کشور در زمان هخامنشیان بوده است . اما هرگز برابر ده امروزی نبوده است . _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
که ساسان به پیل زیان برنشست
یکی تیغ هندی گرفته بدست
هر آنکس که آمد بر او بر فراز
بر و آفرین کرد و بردش نماز
بدیگر شب اندر چوبابک بخفت
همی بود با مغزش اندیشه جفت
چنان دید در خواب کاتش پرست
سه آتش ببردی فروزان بدست
چو آذر گشسپ و چو خرداد و مهر
فروزان بکردار گردون سپهر
همه پیش ساسان فروزان بدی
بهر آتشی عود سوزان بدی
هر آنکس که در خواب دانا بدند
بهر دانشی بر توانا بودند
به ایوان بابک شدند انجمن
بزرگان فرزانه و رای زن
چو بابک سخن برگشاد از نهفت
همه خواب یکسر بدیشان بگفت
سرانجام گفت ای سرافراز شاه
بتاویل این کرد باید نگاه
کسی را که بینند زینسان بخواب
بشاهی برآرد سر از آفتاب
ور ایدونک این خواب زو بگذرد
پسر باشدش کز جهان برخورد
همین گونه که دریافتید کارنامه ی اردشیر بابکان میبایست بخشی از خدای نامه باشد که در زمان ساسانیان پیرامون سرگذشت شاهان گردآوری شده بود است _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 15 اسفند ماه ، 1389 00:50:06 موضوع مطلب:
پاپک کَش این سخن شنود , کس فرستاد و ساسان به پیش ساخت و پرسید که تو از کدام تخمه و دوده ای ؟
کَش در اینجا تنها به معنای اوست . یک ساختار شگفتی در دوره ی میانه بوده که بجای کاربرد ضمیر منفصل به جای فاعل میامدند ضمیر متصل را به حرف ربط (و) که به پهلوی ud میشود و یا به حرف ربط( که) که نمونه ی پر کاربرد آن ka بوده میچسباندند و آن را به جای فاعل میگذاشتند
برای نمونه
ka -ش یعنی او ka هیچ معنی ندارد
یا u-m یعنی من یعنی از ترکیب ud که d حذف شده افزون بر م ضمیر متصل
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: سه شنبه، 17 اسفند ماه ، 1389 21:37:45 موضوع مطلب:
درود بر همگی
اکنون میخواهم پیشوند دوش را برای شما روشن کنم
در دوره ی باستان و میانه پیشوندی بوده به نام دوش در گویش جنوب غربی و دوژ در گویش پارتی
که به معنی بد است
برای نمونه دشمن از پیوند دوش + من به هستی آمده با چم بداندیش چون من در زبان اوستایی و باستان با چم اندیشه است
یا واژه ی دوژ خیم
الان معنی خیم را نمیدانم اما در یک نوشتار پهلوی فرنامی با نام خیم و خرد فرخ مرد داریم
یا در کتیبه های فارسی باستان وازه ی dushyaَr را داریم به معنی سال بد " یار " که در year انگلیسی که از جمله زبانهای هند و اروپایی است آمده .
دوش خدایی که در اینجا خدا به معنی سرور و سرپرست و بزرگ است به معنی پادشاه بد است . _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !