human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 443 امتياز: 972 تشکر کرده: 311 تشکر شده 488 بار در 305 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: دوشنبه، 26 اسفند ماه ، 1387 11:41:13 موضوع مطلب: روان يا کالبد ؟
با درود بر ياران فرازجو
پرسشی که اين روزها بسيار پر رنگ شده اينستکه ،آيا انسان همان کامپيوتر بسيار پيشرفته است ؟
در پاسخ بايد بگويم که آنچه انسان را از کامپيوتر دگر ميکند روان يا بخش تصميم کيری و گزينش است .
همه پاره های کامپيوتر پير ميشود ،چون از ماده ساخته شده اند ،اما روان انسان پيری ندارد .
اراده انسان يا روان در يک ماشين ،نقش راننده را دارد ،ماشين کهنه ميشود ،اما راننده نه .
برأی آنکه ماشين دوباره به کار بيافتد بايسته است که بخشهای نا کار آمد را جايگزين نماييم تا ماشين دوباره به کار بيافتد ،اما راننده نيازی به جايگزين ندارد .
اگر با يک پير سد و پنجاه ساله بتوانيم سخن بگوييم در ميابيم جوهره يا من جوان است و تنها ابزار کالبد مانند حافظه ،قلب ،گوش ،چشم يا ... پاسخگو نيستند .
برأی روشنتر شدن جستار برميگرديم به گذشته های نه چندان دور .
در گذشته اگر کسی گوشش سنگين ميشد يا با آب مرواريد کور ميشد و يا حافظه خود را از دست ميداد از ديد ديگران پير و از کار افتاده به حساب می آمد .
اما امروزه با درمان يا جايگزين کردن بخشهای از کار افتاده ميتوان تا اندازه زيادی شخص را به کار روزانه برگرداند و آنچه هيچگاه نيازی به جايگزين ندارد روان يا اراده من است .
پس از مرگ مغزی و پرواز روح ديگر جايگزين کردن اندامها سودی ندارد و اگر هم جايگزين کنيم دستاورد تنها يک ماشين بدون روح خواهد بود .
برأی نمونه شايد فيلم روبوکاپ راديده باشيد .
روبوکاپ بر پايه برنامه ريزی کار ميکرد و تا اندازه اي حافظه پيشين را هم داشت اما شخصيت يا من پيشين را نه .
روبوکاپ يک ماشين بود که در فيلم نا آگاهانه کوشش ميشد او را هم سنگ انسان جا بزنند .
از ديدگاه پيران فرزانه ،مردم تا زمانی که بدنبال خواسته های اهريمنی من هستند ،ناگزير از بازگشت به جهان مادی هستند ،چرا که خواسته های اهريمنی همواره مادی هستند .
روان زمانی به وارستگی از جهان مادی دست مييابد که قانون آشا يا عشق را به خوبی دريافته و از آن پيروی کرده باشد .
به ديگر سخن انسان زمانی توانای آکرانه ميگردد که اراده اش با اراده او يکی شود و فراگير و نآب از قانون آشا پيروی نمايد .
دير زيويد به کام
farzad55 هموند عادی وضعيت: آفلاين 25 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 21 امتياز: 56 تشکر کرده: 1 تشکر شده 25 بار در 14 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 26 اسفند ماه ، 1389 22:48:19 موضوع مطلب:
رابطه روح با مغز
برخلاف نظر عده اي كه مي پندارند روح مانند هاله اي است كه كالبد انسان را در بر گرفته و همچون سايه جسم تن را همراهي مي كند .و بهنگام مرگ از قالب بدن به عالم بالا پر مي كشد . تصور اينجانب خلاف اين باور است .
به نظر اينجانب پديده روح نتيجه كنش و واكنش و ارتباط متقابل بين سلولهاي مغز است . اين ارتباط به صورت مكانيكي . شيميائي . الكتريكي و يا مغناطيسي برقرار مي شود . شكل گيري اين فرآيندها مدام درحال تغير است . لذا هرلحظه يك حالت روحي را شاهد هستيم .
ازجمله سكوت و خاموشي . خروش و جوشش . تلاش و كوشش . آرامش و تفكر . غم و شادي . كسالت و سلامت . گرفتگي و دلمردگي . شوق و اشتياق . شور و حال و سرخوشي حاصل يك حالت شكل گيري سلولهاي مغز است .
حواس پنج گانه . حوادث . شرايط محيطي . موقعيت زماني و فصلي به سرعت بر شكل گيري سلولهاي مغز اثر مي گذارند و حالت روحي را تغيير مي دهند . بعلاوه اين شكل گيري مي تواند به صورت خودبخودي نيز تغيير كند . و خاطراتي را از گذشته در ذهن و ضمير زنده نمايد . كه مايه تاثرخاطر . افسوس . حسرت و يا رضايت حاطر شود .
در نظر بگيريد يك استخرآب را كه انبوهي بچه ماهي با رنگهاي مختلف در آن حركت و جست و خيز نمايند . لحظه به لحظه از وضعيت آنان عكس بگيريد . احتمال اينكه موقعيت مكاني ماهي ها در دو لحظه متفاوت مشابه باشد بسيار اندك و نزديك به صفر است .
با همين قياس وضعيت ارتباطي سلولهاي مغز نيزثابت و همسان نخواهد بود . انگار سلولهاي مغز حركتي كاتوره اي و برخوردي اتفاقي انجام مي دهند . اين است كه حالات روحي انسان با گذشت زمان تغيير مي كند .
به هنگام خواب تنها حس بينائي غيرفعال مي ماند . درحاليكه بقيه حواس در معرض تغيير شرايط محيط ممكن است متاثر شوند . حتي چشم نيز در زير پوست پلك به نور حساس مي ماند . به طور كلي عملكرد مغز را مي توان به گونه اي فرضي به سه قسمت تقسيم نمود .
1- قسمت دريافت اطلاعات (A ) . اين قسمت آنچه را حواس پنج گانه به مغز ارسال مي دارد دريافت مي دارد .كه به آن هوش يا فراست گويند .
2- قسمت نگهداري و بايگاني اطلاعات (B) . اين قسمت مشتمل است بر آموخته ها . باورها( علمي – خرافي) و انديشه ها . كه به آن حافظه يا ذهنيت گويند .
3- قسمت تجزيه و تحليل (C) . اين قسمت مشتمل است برانديشه . تفكر . تدبير . خرد . تخيل . خلاقيت . نوآوري . ابتكار . بينش و تعمق . كه منجر به تصميم گيري و اجرا مي شود .
قسمت ( C ) بر دو قسمت ديگر نظارت دارد . اندوخته هاي قسمت (B) را به هنگام فراغت مرور مي كند . زنده شدن خاطرات تلخ و شيرين گذشته در اثر همين فرآيند است .
سلولهاي مغز تاوقتي فعال مي مانند كه بوسيله جريان خون تغذيه شوند . هرگاه قلب از حركت بازايستد و جريان خون قطع شود . سلولها پس از اندك زماني از حركت باز مي ايستند . اين به معناي رفتن روح است .