farzad555 هموند عادی وضعيت: آفلاين 12 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 26 امتياز: 80 تشکر کرده: 0 تشکر شده 20 بار در 11 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 25 اسفند ماه ، 1387 23:37:56 موضوع مطلب: ديوارمرگ قسمت 2
مغز کامپیوتر اگرچه ساخته فكر بشر اما به گستردگی دنیای دانش و اطلاعات ودارای هوش و حافظه است . خیلی از فاکتورهای روح و روان را داراست . به ویژه برنامه نرم افزاری آن را میتوان به منزله جان کامپیوتر دانست .
اندیشه می کند . سئوال می کند . پاسخ می دهد . فرمان می دهد و فرمان می برد . هشدار میدهد . و اعلام خطر می کند . دقیق و منظبط عمل مي كند . و خيلي از كارهاي ديگر . با اين همه بين مغز انسان و مغز كامپيوتر تفاوت و تشابهي وجود دارد .
تفاوت آن كه بعضي از ابعاد رواني مثل محبت . عاطفه . شور شادي و يا احساس ترحم و خيلي از صفات و خصائل انسان را ندارد .
نقطه تشابه این که . مغز کامپیوتر تاوقتی فعال است که بوسیله جریان برق سلولهای آن تغذیه شود . و سلولهای مغز انسان نیز تا وقتی فعال است که با جریان خون تغذیه شود .
يافته هاي علمي ثابت كرده كه مغز آدمی منشا تمام فرامین و تصمیم گیری و ارتباط روح و روان و احساس با دنیای بیرون است .
این همه یاد و خاطره . اندیشه و تفکر . و بازتاب خصائل ذاتی فطری ارثی و تربیتی و خواب و خیال که در روح و روان به منصه ظهور می رسد ثمره تغذیه سلولهای مغز از جریان خون است .
حال اگر جریان خون قطع گردد . سلولهای مغز راکد و بی جان شده از فعاليت بازمي ماند. و با گذشت زمان تجزيه و به موادی دیگر تبدیل می گردد .
آيا مي توان گفت برخلاف آنچه تصور می شود . روح از کالبد جسم خارج نمی گردد . بلکه سلولهای مغز از حرکت باز می ایستند ؟
گفته اند خواب برادر مرگ است . اما تفاوتهاي اساسی بین اين دو می توان یافت . يك تفاوت اين كه در عالم خواب گرچه چشم انسان بسته می ماند و هوش و حواس در سكون و آرامش است . اما سلولهای مغز همچنان زنده و فعالند .
ضربان قلب و عمل دم و باز دم همچنان كار مي كند . حس شنوائی . لامسه و حتي بويائي هرچند ضعیف اما تاثیر گذارند .
ولي در لحظه مرگ ضربان قلب و دم و بازدم به طوركامل از کار مي افتد . حواس پنج گانه ديگر کار نمي کند . همه سلولها از جمله سلولهای مغز می میرند . بنابراین امکان فعالیت در زمینه روح و روان چنانكه در خواب هست . برای مرده وجود ندارد .
صرف نظر كه اين فرآیند بر اثر پارگی رگ باشد . یا طناب دار و یا پیری و فرسودگی . و اگر خوش شانس باشد از طریق سکته قلبی .
البته بعضی عوامل طبیعی مثل سیل و زلزله و امراض هرکدام پیام آور مرگند . که همه روش ها را باهم می آورند .
در قدیم شیوع یک بیماری در آوردن مرگ نقش اول را داشته . چنانکه با شیوع وبا و یا حصبه و طاعون گاه نصف جمعیت یک شهر تلف می شدند . و عوام آن را بلای آسمانی می پنداشتند .
بارها اتفاق افتاده که فردی در سردخانه بیمارستان و یا حتی درگورستان و در قبر پس از چند روز دوباره زنده شده . به خانه و کاشانه بر گشته . و مدتها به حیات طبیعی خود ادامه داده است .
این وقایع نشان می دهد که اولا قلب انسان پس از ایست کامل ممكن است تحت شرایط خاص ودر اثر محرکی دوباره به کار افتد .
ثانیا سلولهای بدن پس از توقف قلب مدتها زنده باقي می مانند . کما اینکه عمل پیوند قلب و کلیه و سایر اعضا بدن با توجه به همین قابلیت است .
گفته مي شود موي بدن نيز مدتها پس از مرگ همچمان به رشد و رويش خود ادامه مي دهد .
اگر قرار باشد روح آدمي گرفتار پيري و فرسودگي و اضمحلال نشود . احتمالا بعد از مرگ هم همان وضعی خواهد داشت که قبل از انعقاد نطفه و تشکیل جنین .
اما اين طور نيست . روان شناسان معتقدند . اصولا هوش و حواس و ياد و خاطرات آدمي از سن 3 تا 4 سالگي پديد مي آيد و بتدريج قوام مي گيرد . از اين رو هيچكس خاطرات دوران نوزادي خود را نمي تواند كه بياد آورد .
در پاسخ به این پرسش که جسم شما هزاران سال پیش چه وضعی داشت کجا بود و در چه حالتی ؟ و يا هر ذره بدنتان در کجا پراکنده بود ؟
روان شما در چه عالمی سیر می کرد و چه خاطراتی به یاد می آورید ؟ و بعد از مرگ چگونه خواهید بود ؟ چه جوابي داريد ؟
اين درست است كه هسته اوليه جسم آدمي قسمتی از خون بدن والدين بوده و سپس با تغذيه شير مادر و ميوه گیاه و گوشت حيوان پرورش يافته .
اما روان انسان هم در واقع جزئی از روان والدین است که از طريق ژن هاي وراثتي به او منتقل مي شود . چرا که همه ویژگی ها ریشه در عامل وراثت دارد .
در نگرشي دقيق تر مي بينيم كه نوع تغذيه . موقعيت مكاني و آب و هواي محيط نيز بر روحيه آدمي اثر مي گذارد .
به تجربه ثابت شده افراد گياه خوار طبيعت رام و آرام تري دارند . تا افراد گوشت خوار . و نيز آنها كه گوشت ماهي . مرغ . گوسفند گاو شتر خوك مي خورند خلقيات متفاوتي دارند .
اين پديده نشان مي دهد خصوصيات آدمي وابسته به سلولهائي است كه در بدن او ساخته مي شود و به نوع تغذيه و ماهيت آن بستگي دارد . لذا در روان آدمي اثري متناسب بر جاي مي گذارد .
نتيجه اينكه روح در هیئت خلقیات توسط عامل ژن در نهاد انسان بالفطره نهفته است . لاكن شرایط زيست محیطي . نوع تغذيه و تعلیم و تربیت متفاوت می تواند بعضی را بارز و بارور کند . يا احتمالا تغيير دهد . و بعضی را پنهان و خفته نگه دارد .
بنابراين روح ما در گذشته های دور در کالبد نیاکان بوده و هر بار از طریق ژن وراثت همچون دانه های زنجیر از نسلي به نسل ديگر در کالبد شجره دمیده و به ما منتقل شده .
ما نیز اين خصوصيات را به نسل آينده انتقال خواهیم داد . و تنها از این طريق است كه مي توان به ادامه حضور ارواح نياكان واقعيت بخشيد .
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 28 اسفند ماه ، 1387 22:14:59 موضوع مطلب:
درود برشما
جناب فرزاد من در آینده در نوشتاری با نام جمهوری/ jamhoori / یا شراب جمشیدی
و دیگری با نام پاسداران آفتاب خدا در باره ی ویژه گیهای روان سخن خواهم راند . _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !