farzad555 هموند عادی وضعيت: آفلاين 12 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 26 امتياز: 80 تشکر کرده: 0 تشکر شده 20 بار در 11 پست
ارسال شده در: شنبه، 24 اسفند ماه ، 1387 22:23:04 موضوع مطلب: ديوار مرگ
آیا تا کنون به مردن فکر کرده اید ؟ تا چه اندازه از آن هراس دارید ؟ جدا شدن روح از کالبد جسم به چه مفهوم است ؟ سرنوشت روح چه خواهد شد؟
روح و روان با وهم و خیال چه تفاوتی دارند ؟ از عالم باقی چه تصوری دارید ؟ آیا بعد از مرگ همه چیز تمام می شود ؟ آیا حساب و کتابی در کاراست ؟
آیا می توان مرگ را با خواب مقایسه کرد ؟ چه تفاوتی دارند ؟ گاهی اتفاق می افتد مکان و یا واقعه ای را در خواب می بینید و مشابه آن در روزهای بعد اتفاق مي افتد و يا در عالم بیداری به عینیت مشاهده مي كنيد . این ارتباط را چگونه توجیه می کنيد ؟
به راستی در عالم دیگر و در پشت دیوار مرگ چه خبر است ؟ از فردوسی بشنویم :
اگر مرگ داد است بی داد چیست .
زداد این همه بانک و فریاد چیست .
و خيام
کَس نا مد از آن جهان که پرسم از او .
احوال مسافران ِ عالم چون شد
و سخن حافظ این است .
زكجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
به كجا مي روم آخر ننمائي وطنم
این مدعیان در طلبش بی خبرانند
آن را که خبر شد خبری باز نیآورد .
کس ندانست که منزلگه مقصود کجاست
آنقدر هست که بانک جرسی می آید .
حديث از مطرب و مي گوي و راز دهر كمتر جو
كه كس نگشود و نگشايد به حكمت اين معما را
وسعدی نظری دیگر دارد .
سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکوئی نبرند
نیک و بد چون همه بباید مرد
خنک آنکس که نام نیکی برد
و شاعران ديگر
مرگ اگر مرد است گو نزد من آی
تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ
ترسم اي مرگ نيآئي تو و من پير شوم
آنقدر زنده بمانم كه ز جان سير شوم
کسانی به حسب ظاهر می میرند . اما به نام زنده اند . و کسانی نفس می کشند اما مرده متحرک اند .
ای بسا آدمیانی بودند با باورها و فرهنگهای مختلف که از میان رفتند و اثری از آنان برجای نماند . و کسانی که درگذشتند اما تاریخ ساز شدند و نام و نشان و سرگذشت آنان پايدار ماند و شهره آفاق شد .
تعاریف و مفاهیم متعددی برای مرگ داریم . و اصطلاحاتی مرسوم است . از جمله اینکه : مرگ حق است . و یا مرگ نعمت است که خداوند به خاطر این نعمت بر بندگان منت نهاده .
مرگ رها شدن روح است از کالبد جسم . مرگ جبر زمان است . مرگ سفر آخرت است . مرگ حیاتی دیگر است . و اینکه دنیا مزرعه آخرت است .
آدمی اگر چه صاحب خرد است و به باور خودش اشرف مخلوقات . و در فهم و شعور از سایر جانداران برتر . اما هنوز قادر به درک رمز و راز مرگ نبوده و نیست .
از نظر علمی می توان گفت فرآیند مرگ مرحله ای است از تحول و دگرگونی . و این مسیر سرنوشت است که بشر در چرخه (تولد - مرگ – تبديل به خاک ). تا ابد سرگردان بماند .
همان طورکه آب در چرخه طبیعت (دریا – بخار – ابر – باران –دریا) . دچار تحول است و این تکرار تکرار است .
دراین مقایسه آب ماهیت خود را از دست نمی دهد و در همه حال آب است . در حالیکه جسم آدمی ماهیت خود را از دست می دهد و پیچیدگی درآن بسیار .
تبدیل خون به سلول جنسی ( اسپرم و اوول ) و تشکیل تخمک . ورشد و تکامل نطفه در مراحل جنین و طی دوران کودکی . جوانی و پیری و سپس تحلیل رفتن جسم وتوقف مرگ و متلاشي شدن جسم . مجموعه ای است که مسیر سرنوشت بشر را رقم مي زند .
جسد آدمی در هر حال چه در هوای آزاد و چه در گور به تدریج پوسیده و به وسیله جانداران ریز مثل ویروس . باکتری . قارچ و کرمها تجزیه و متلاشی میگردد .
به گفته خیام ممکن است گل کوزه گری شود و یا خشتی از خشتهای یک ساختمان .
این کوزه چو من عاشق زاری بوده است
در بند سر زلف نگاری بوده است .
این دسته که بر گردن او می بینی
دستی است که بر گردن یاری بوده است
و یا توسط ریشه درختان جذب شده به شاخ و برگ و میوه تبدیل گردد. که دوباره وارد بدن موجود زنده دیگرخواهد شد و عضوی از اعضا آن را مي سازد . و این یک چرخه بسته در طبیعت است .
روند اضمحلال و واپاشی جسم را می دانیم ؟ اما تکلیف جان چه خواهد شد ؟ برای فهم بهتر تشابهی جستجو کنیم .
کاربرانی که برای این ارسال از farzad555 تشکر کرده اند human, Souren
محل سكونت: iran
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: يكشنبه، 25 اسفند ماه ، 1387 10:47:05 موضوع مطلب:
با درود بر فرزاد ژرفانگر
از ديد من پيری و مرگ برأی کالبد مادی است که آغاز يا زايش دارد .
جايگاه روان آکرانه است و بی آغاز بنابر اين پيری نميپذيرد تا سزاوار مرگ باشد .
من بر اين باورم که نمايشهای اين جهان مادی فناپذير همه و همه در خدمت آموزش و پالايش روان ميباشد و بس .
فرجام کار ,جهان مادی پس از به پايان رساندن اين خويشکاری ناگزير به فنا کشيده خواهد شد .
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: يكشنبه، 25 اسفند ماه ، 1387 23:52:08 موضوع مطلب:
تا آنجا که من ميدانم همه کيشهای ويدايی به ناميرايی روان باور دارند .
بر پايه داده هايی که تا کنون به دست آورده ام تا پذيرش بايسته قانون آشا کار روان انسان با اين جهان مادی پايان نميگيرد .
به ديگر سخن روان مردمان تنها پس از پذيرش فراگير قانون آشا يا عشق به رستگاری از اين جهان مادی دست مييابد .
در باره جهان ديگر ،متا فيزيک يا فرا ماده هر چند هستی آنرا باور دارم ،اما چيز چندانی نميدانم .