omidataeifard جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 679 امتياز: 1747 تشکر کرده: 114 تشکر شده 812 بار در 424 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 18 مهر ماه ، 1389 16:09:36 موضوع مطلب: فرهنگ بان: استاد احمد عطایی
داستان نشر و كتابفروشي براي هر باسوادي ميتواند قصه اي شنيدني باشد، گرچه مشكلات چاپ، پايين بودن تعداد خوانندگان و نبود عادت به كتابخواني، كار نشر را دشوار كرده، اما در عين حال و در خلال اين پيچ و خمها، برخي ناشران قديمي بدون ترس از مخاطرات و نوع استقبال از كتاب، به فعاليت هاي فرهنگي خود در جامعه ادامه داده اند. يكي از اين افراد آقاي احمد عطايي است كه در سال ۱۳۱۵ بنگاه انتشارات عطايي را پايه گذاري كرد. وي كه براي نگاهباني از فروغ فرهنگ ايراني در سطح جهان قد برافراشت، از نور چشمان و زور بازوان خود دريغ نورزيد و در راه دانش گستري همت گماشت. او در سال ۱۲۹۸ در يكي از محلات جنوبي تهران در حوالي ميدان مولوي پا به عرصه وجود گذاشت. آقاي عطايي در قسمتي از خاطرات دوران كودكي خود مي گويد:
روزي از روزها براي انجام كاري به انتهاي ناصرخسرو رفته بودم كه حراجي كتابها توجهم را جلب كرد. در ميان كتابها يك كتاب خطي تاريخي كه جلد خوشرنگي داشت را انتخاب كردم و آن را ورق زدم. در پايان كتاب شعري از نويسنده نوشته شده بود كه با خواندن آن اندوه سنگيني بر دلم نشست. شاعر با سادگي عوام گونه خود نوشته بود:
كتابي نوشتم به صد سوز و ساز
به عهد جـواني و عـمر دراز
ولي دانم از بعد مرگـم كـسان
فروشـند آن را به نرخ پياز!
اين شعر تأثير زيادي بر من گذاشت بطوري كه پس از آن نتوانستم با هر نويسنده و اهل قلمي به دور از مروت و انصاف رفتار كنم و به همين دليل است كه كتابهاي گوناگوني را به چاپ رسانده ام تا پاسخگوي سليقه هاي متفاوت اقشار جامعه باشد. /
از ويژگيهاي كاري آقاي عطايي، پشتيباني او از نويسندگان و پژوهشگران گمنام، اما پرمايه ای بود كه با چاپ آثارشان به شهرت رسيدند. او همچنين با تشويق مترجمان براي بازگرداني آثار سودمند و معتبر جهان دريچه اي به روي خوانندگان ايراني گشود و آنها را با ادبيات خارج از كشور بيشتر آشنا كرد. از سوي ديگر باور به گفتگوي فرهنگها و تمدنها در كارنامه اين ناشر به چشم ميخورد و اقليتهاي قومي و مذهبي همواره از نشر آثار فرهنگي و تاريخي از سوي عطايي شادمان بوده اند. _________________ به سوی ایران بزرگ بر پایه میهنسالاری آریایی
omidataeifard.blogspot.com
omidataeifard جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 679 امتياز: 1747 تشکر کرده: 114 تشکر شده 812 بار در 424 پست
ارسال شده در: سه شنبه، 20 مهر ماه ، 1389 22:50:36 موضوع مطلب:
بگذار سرودي بسازم
يادداشت: استاد بيژن ترقي ترانه سراي نامور مانند بسياري از ديگر هنرمندان و اديبان، از دوستان پدرم به شمار ميرفت. در اينجا سروده اي را كه با خط خوش خويش، به پدرم پيشكش كرده درج ميكنم، هرچند كه پدرم تمايلي به اين بازتاب نداشت... آنها اهل فرهنگ و بي بهره و بي چشمداشت از براي گنجي براي دسترنج خود بودند. آنها نسلي خودساخته و ميهن دوست بودند كه جايشان را به دشواري ميتوان پر كرد. (اميد)
.........................................................................
تقديم به شريفترين و عزيزترين دوست زندگيم:
جناب احمد عطايي
بگذار سرودي بسازم
به جاودانگي عشق. به وسعت آسمان. به تداوم ابديت
و به بلنداي قامت تو
بگذار سرودي بسازم
غم انگيز و جان شكار.
به تيرگي شب. به وحشت دوزخ. به افسردگي سپيدار
و بر شكسته قامت تو
كه مرا با خدايگان زمين عداوتي است آسماني
تو اي صبور ستم كش
تو اي نشسته در آتش
كه همچو گلي در كوير روييدي
و همچو ماه تراويدي و درخشيدي
تو پاك تريني. بهشت روي زميني
حكايت من و تو، كفتر است و كفتاران
غزالكي چه كند در كمند صيادان
به حيرتم، به كدامين چاه ناله بايد كرد
به كدامين سنگ، سر ببايد كوفت
به كدامين راه، ديده بايد دوخت
بيا به دوش من اي كه از خيال نازكتر
اي از بهشت رنگينتر
از هر غريب، غمگينتر
بيا كزين تعصب سوزان، رهانمت شايد
بيژن ترقي
فروردين 1378 _________________ به سوی ایران بزرگ بر پایه میهنسالاری آریایی
omidataeifard.blogspot.com