seyghaly مدیر سایت وضعيت: آفلاين 8 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 920 امتياز: 2903 تشکر کرده: 372 تشکر شده 1053 بار در 598 پست
محل سكونت: تهران
ارسال شده در: جمعه، 15 آذر ماه ، 1387 00:41:34 موضوع مطلب: شب چله
جشن شب چله
ايرانيان از دیر باز شادي و شادمانی را از دهش های( نعمتهای ) نیک پروردگار و اندوه و تيره دلي را از پديده هاي اهريمني وگناهی بزرگ مي شمردند. جشن های نوروز، مهرگان، سده، چهارشنبه سوري ، شب چله و جشن های ویژه هر ماه از سال بيانگر فرهنگ شاد زیستی و آیین های کهن آن نزد ايرانيان است وهمچنین این جشن ها بر پایه پدیده های آفرینش و دانش ستاره شناسی (که دفترها و نوشته های آن به دست دشمنان ایران نابود گردید) پایه ریزی شده اند که این نشان از همزیستی ایرانیان با این پدیده ها و گرامی داشتن آنها و خرد بالای نیاکانمان دارد .ایرانیان پس از رهايي از بيدادگري و ستم به پاسداشت بازيافتن آزادي، جشن برپا مي ساختند و پيروزي نيكي بر بدي و روشنايي بر تاريكي و داد(عدل) بر ستم را گرامي مي داشتند.شب چله نيز يكي از اين موارد است.
در دوران كهن، شب نماد تاريكي و تباهی بوده و تلاش بر آن بوده كه شب هنگام با افروختن آتش و افزودن نور، خانه روشن باشد. تا پليدي و تباهي در آن راه نيابد. همچنین چله شب رستاخیز(انقلاب) زمستانی می باشد که گرفتن جشن در این شب نشان از گرامی داشت پدیده های گاه شماری و ستاره شناسی نزد ایرانیان باستان می باشد.
پیوند جشن شب چله (که به نادرست یلدا گفته می شود) با آیین مهر(میتراییسم)
واژه " یلدا " که یک واژه سریانی است به نادرست جایگزین چله شده، از دفترها و نوشته های کهن این گونه برمی آید که چله شب زاد روز وآفرینش ایزد مهر یا میترا است. امشاسپند (فرشته ای) که در کیش مهر، آیینی ایرانی و کهن گرامی داشته می شده ودر کشورهای خاور وباختر(شرق وغرب) پرستش ودر دین مزد یسنا (یگانه پرستی) که اکنون زرتشتی خوانده می شود نیز این امشاسپند گرامی داشته می شود و بیشتر آیینهای دین مسیحیت همان آیین های کیش مهر می باشد که بر جای مانده و رد پای آن در دین و آیین کشورهای خاور( شرق) نیز دیده می شود.
در برخی دفترهای کهن آمده است که پس از مسیحی شدن رومیان (که پیش از آن مهر پرست بودند)، 300 سال پس از زایش عیسی مسیح، کلیسا جشن زایش مهر(جشن شب چله) را به عنوان زاد روز عیسی پذیرفت، زیرا زمان درست زاد روز وی در دست نبود. واین گونه است که شب چله که یک جشن آریایی وایرانی است با زایش عیسی مسیح برابر شده است . هنگامی که کیش مهر از تمدن ایران باستان به کشورهای دیگر جهان روانه شد در روم و بسیاری از کشورهای اروپایی و آسیایی روز 21 دسامبر به پاس داشت زاد روز میترا(فرشته مهر) جشن گرفته می شد ولی پس از سده(قرن) چهارم میلادی در پی اشتباه وکاستی در گاه شماری (تقویم) مسیحان، این روز به 25 دسامبر جابجا شد و از سوی مسیحیان به نام روز کریسمس جشن گرفته شد. از این روست که تا امروز بابا نوئل با لباس و کلاه موبدان نمایان می شود و درخت سرو و ستاره بالای آن هم یادگاری از آئین مهر زرتشتیان وایرانیان است.
نزد ایرانیان، زمستان به دو چله کوچک و بزرگ بخش می شود. چله بزرگ از اول دیماه تا 10 بهمن ماه را در بر می گیرد و از 10 بهمن به بعد را چله کوچک می گویند. جشن چله، شب نخست چله بزرگ است.
آيين های جشن شب چله
بازگويی گذشته ها و داستان گویی پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها نیز از آیین هایی است که شب چله را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر می کند. اما همه این ها ترفندهایی است تا خانواده ها گرد یکدیگر آيند و بلندترین شب سال را با شادی و خرسندی به سپيده برسانند .
يك آیین ديرين که همچنان در میان همه خانواده های ایرانی پا بر جاست ، شاهنامه خوانی و حافظ خوانی در شب چله است . در ميان خوردن ميوه و آجیل رنگارنگ ، شاه نامه ، این جاودانه دفتر سروده های پارسی فردوسی بزرگوار و ديوان حافظ شیراز به ميان مى آيد. بزرگ خاندان يا آنكه سروده های فردوسی و حافظ را بهتر مى خواند دیوان ها را می گشاید، حافظ يكى از آن چکامه های ( اشعار) نابش را هديه مى كند .و فرزانه توس نیز از شهریاران و پهلوانان خردمند و نیک منش ایران زمین و جان فشانی شان در راه این کهن دیار و سربلندی ایرانیان وفرهنگ با لنده مان چامه ناب می سراید و ما را به ایرانی راستین بودن فرا می خواند.
سفره شب چله
اين سفره كه کما بیش به سفرههفتسين نوروز می ماند، در اتاق گسترده ميشود، يكي دو لاله و چند شمع زيبا و نگين در آن گذاشته و روشن ميكنند. در کنار آن، در آتش دانی زيبا کمی اسپند یا عود ميگذارند و روي آن را آتشميريزند تا بوي آن در اتاق بپيچد. از ميوهها انار، پرتقال، نارنگی به ويژه هندوانه بايد در سفره باشد.
از آجیل ها نخودچي، كشمش، شیرین (حلوا) ارده،آجيل بخت(مشكل)گشا، رنگينک و ارده شيره خرما نيز در سفره گذاشته ميشود از ميوه هاي تازه مانند هندوانه، انار،انگور، سيب، گلابي، خرمالو و خربزه و به، ميوه هاي خشك مانند برگه زردآلو، برگه هلو، انجير خشك، سنجد، كشمش و آجيل شامل مغز گردو و بادام، پسته، فندق كه در بين زرتشتيان به آن « لرک » گفته می شود.
برخی از مردم ایران خوردن هندوانه در شب چله را بایسته (واجب) مى دانند و بر این باورند، كسى كه در اين شب اين ميوه را بخورد به فرنود (دلیل) ویژگی سرد بودن هندوانه بدنش در مقابل سرماى زمستان نیرومند می شود ( در دانش امروز پی به فراوانی " ویتامین ث " و آنتی اکسیدان ها در هندوانه برده اند که نیرومندی بدن و یاخته ها (سلول های) آن را در برابر سرما خوردگی افزایش می دهد. )
اين ميوها هريك بار مینوی (معنايي) نمادين با خود دارد، هندوانه كه قاچهاي گرد ميخورد چون خورشيد، يادآورگرماي تابستان و فرونشاندن عطش است. انار صندوقچه دانههاي مرواريد ، سرخ كه خود نماد باروری و زايش است .
خوراک شب چله
هر کد بانوی ايرانى درهر جايى به شیوه آیین نياكان خود براى چله شام می پزد. شام چله يكى از خوش خوراك ترين خوراک هاى تیره های ایرانی است. خوراک ویژه این شب ، خورشت فسنجان است . اما در برخی استانها خوراک های دیگری هم پخته می شود ، در شمال ايران گيلانى ها يا سبزى پلو درست مى كنند يا ترشى تره و در كنار آن بر سر سفره ماهى سفيد و يا ماهى دودى مى گذارند. اما در شيراز خوراک ويژه سفره چله هويج پلو است. شيرازى ها براى شب چله سفره شام پرباری پهن مى كنند و در كنار شام شب چله خوراکی های گوناگون این شب را نیز بر سرسفره مى گذارند.
درخت شب چله
درسده( قرن) هيجدهم "نوتران" آلمانى با پیروی از درخت شب چله پارسيان درخت كريسمس را به نماد آذینی (تزئينی) شب زادروز عیسی مسيح آورد. ( بالاتر چگونگی گزینش این روز به نام زادروز مسیح گفته شد) در روزگار ایران باستان در شب چله درخت سبزى را آذین می بستند كه نشانه سبزى هميشگى باشد. يعنى روز زایش وآفرینش خورشيد. دختران جوان آرزو مى كردند و پارچه هاى بافته شده از تار و پود سیمین( نقره ای) را به دور درخت مى بستند تا به خواسته خود برسند اما اين آیین آرام آرام دگرگون شد زيرا مسيحيان و پاپ لئو در سده چهارم براى از بين بردن اين آیین تلاش كردند و سرانجام پيروز شدند.يهوديان ايرانى ساكن كشورهاى دیگر نيز شب چله را در همين هنگام با نام"فستيوال درخت" جشن مى گيرند و در اين شب ميوه هاى تازه زمستانه به همراه خوراک باستانی خورده مى شود.
شب چله در روسیه
شب چله که جشنی ایرانی است در کشور روسیه همسایه شمالی ما نیز گسترش دارد. دکتر «داریوش کیانی هفت لنگ» مدیر سازمان اسناد ملی ایران درباره برگزاری چله در روسیه چنین می گوید:
« این جشن در روسیه نیز از دیر باز، از روزگاری که هنوز مسیحیت به آن جا راه نیافته بود، به مدت 12 روز پر سرور و پر آئین با آداب ویژه ای برگزار می شده است و گویا هنوز هم در میان ده گانان (دهقانان) و روستائیان گسترده است. در روسیه جشن چله ، جشن سالانه دهگانان و روستائیان بود. پختن نان شیرینی محلی به گونه آدم و جانوران ، بازی های محلی گوناگون، کشت و بذر پاشی به گونه نمادین و باز سازی آیین کشت، پوشانیدن روی کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجره ها، آویختن پشم از تاق، پاشیدن گندم درون سرا (حیاط)، ترانه خوانی و پایکوبی و آواز و مهم تر از همه قربانی کردن جانوران از آیین های ویژه این جشن در روسیه بوده و هست....یکی دیگر از آیین های شب های جشن در روسیه، فالگیری بود و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیین ها در روستاهای ایران نیز کم و بیش به چشم می خورند که نشان از همانندی جشن چله در ایران و روسیه دارند.»
کاربرانی که برای این ارسال از seyghaly تشکر کرده اند sharifi
sayeh دبیر کارگروه وضعيت: آفلاين 30 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 207 امتياز: 0 تشکر کرده: 4 تشکر شده 52 بار در 46 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 29 آذر ماه ، 1388 10:35:20 موضوع مطلب: نگاهی به آیین شب چله در چندین شهر
ايرانيان از هر گوشه ایران فارس،اذری،كرد،لر و بلوچ ،شب چله را شب جشن،شادي، دور همنشيني ، مهرورزي،دوستي و صداقت ميدانند. آنچه در اين ميان و برگزاري آيينهاي ويژه شب چله جالب است شباهتهاي جشن كريسمس به يلدا است، مورخان ميگويند اين جشن گرچه متعلق به مسيحيان است اما در اصل از ايران باستان و آيين"مهر"(ميترائيسم) گرفته شده و به همين دليل، با دي و شب يلداي ايراني همزادي و اشتراكات فراوان دارد.
شب يلدا در خراسان به " شب چله " معروف و داراي پيشنيه ديرينهاي است و مردم دراين شب با شركت در شب نشينيهاي طولاني و خوردن انواع ميوه و تنقلات سعي در بهتر گذراندن طولانيترين شب سال دارند. مردم اين منطقه براي استقبال نخستين روز از سردترين فصل سال تا آنجا كه توان مالي دارند ، در خريد ميوههاي مخصوص شب يلدا مانند هندوانه ، انار و خربزه كوتاهي نميكنند.
بردن هديه به خانه عروس با عنوان " شب چلهاي " از ديگر مراسم شب يلدا در استان خراسان به ويژه مناطق جنوبي اين استان است. در اين شب براي دختراني كه به تازگي نامزد شدهاند،ازسوي خانواده داماد، هدايايي فرستاده ميشود و خانوادههاي عروس و داماد دور هم جمع ميشوند. در اين شب افراد با جمع شدن در خانه بزرگ فاميل، خواندن شعر و داستان، خوردن شيريني ، آجيل و انواع تنقلات، بلندترين شب سال تا پاسي از شب بيدار ميمانند.
يكي از آيينهاي ويژه شب يلدا در استان خراسان جنوبي برگزاري مراسم "كف زدن" است. در اين مراسم ريشه گياهي به نام چوبك را كه در اين ديار به "بيخ" مشهور است، در آب خيسانده و پس از چند بار جوشاندن، در ظرف بزرگ سفالي به نام "تغار" ميريزند. مردان و جوانان فاميل با دستهاي از چوبهاي نازك درخت انار به نام "دسته گز" مايع مزبور را آنقدر هم ميزنند تا به صورت كف درآيد و اين كار بايد در محيط سرد صورت گيرد تا مايع مزبور كف كند. كف آماده شده با مخلوط كردن شيره شكر آماده خوردن شده و پس از تزيين با مغز گردو و پسته براي پذيرايي مهمانان برده ميشود. در اين ميان گروهي از جوانان قبل از شيرين كردن كفها با پرتاب آن به سوي همديگر و ماليدن كف به سر و صورت يكديگر شادي و نشاط را به جمع مهمانان ميافزايند.
اما در استان اصفهان نيز آيينهاي ويژهاي وجود داشته كه كم و بيش هنوز هم ادامه دارد.به باور اصفهانيهاي قديم ، زمستان به دو بخش "چله" و "چلهكوچيكه" تقسيم ميشد كه زمان چله از اول ديماه تا ۱۰بهمن بود اما "چله كوچيكه" از دهم بهمن آغاز ميشد و تا سي بهمن ادامه داشت. البته آيين برگزاري شب چله در اصفهان به دو نام"چله زري" (ماده) و"عمو چله"(نر) تقسيم ميشود زيرا از گذشته تاكنون همه موجودات و اشياء را بر اساس جنس مذكر و مونث تقسيم ميكردند. اصفهانيها دوشب را به عنوان شب چله برپا ميكردند و آيينهاي مخصوص به اين شب را به جا ميآوردند.آيين شب چله در شهر اصفهان خانوادگي برگزار ميشده است و خانوادههاي اصفهاني با پهن كردن سفرهيي با عنوان " سفره شب چله " ، اين شب را گرامي ميداشتند.
هندوانه بهعنوان نمادي كروي كه برونش سبز و درونش قرمز است و سمبل خورشيد محسوب ميشود،بهعنوان مهمترين ميوه بر سر سفره چله قرار ميگيرد. از ديگر بخشهاي اين آيين در اصفهان قديم پهن كردن تمام رختها و رخت خوابها در هواي آزاد بويژه در مقابل خورشيد با هدف خوش آمدگويي به "عمو چله" و "چله زري" بوده است.
در استان كرمانشاه نيز كه از شهرهاي باستاني و كهن ايران زمين است ، شب يلدا از جايگاه ويژهاي در ميان مردم برخوردار است و همواره با مراسم زيبا و با شكوهي همراه است. مردم استان كرمانشاه براساس آييني كهن در اين شب بيدار ميمانند تا با شعر خواندن، قصه گفتن، فال حافظ گرفتن و آجيل خوردن با مادر جهان در زادن خورشيد همراهي و همدردي كنند. ميوههايي نيز دراين شب خورده ميشود كه به گونهاي نمادي از خورشيد است مانند هندوانه سرخ، انار سرخ، سيب سرخ و يا ليموي زرد ، قصههايي از عشق جاودانه شيرين و فرهاد، رستم و سهراب، حكايت حسين كرد شبستري و خواندن اشعار زيبا و دلنشين شامي كرمانشاهي در گذشته نقل مجالس شب يلدا در كرمانشاه بود. آن روزها افراد فاميل بنا بر رسمي ديرينه به خانه بزرگترين فرد فاميل كه معمولا پدر بزرگ و مادر بزرگ بودند ميرفتند و باتكاندن برفهاي زمستان از لباس هايشان در گرماي آرامش بخش كرسي فرو ميرفتند. افراد فاميل بر سر يك سفره باهم شام ميخوردند و بر روي سفره مخصوص اين شب خوردنيهاي متنوعي چيده ميشد.
خوردنيهايي از قبيل آجيل ، مشكلگشا، شيريني محلي دست پخت مادر بزرگها به خصوص نان شيريني معروف " نان پنجرهاي، كاك و نان برنجي "، و ميوههايي چون انار، سيب و هندوانه كه نگين اين سفره بود. يكي از آداب زيبايي كه شب يلدا در استان كرمانشاه وجود دارد گرفتن فال حافظ است كه مردم با اعتقادات خاص خود رهنمودهايش را چراغ راه مشكلات خود در زندگي قرار ميدهند.همچنين دختران دم بخت با اين كار از باز شدن بخت خود در آن سال خبري ميگرفتند.
مردم استان زاهدان نيز براساس يك آیین دیرین در شب يلدا در خانه بزرگ قوم خويش گردهم ميآيند و به قصههايي كه پدربزرگها و مادر بزرگها برايشان نقل ميكنند گوش ميدهند.
برگزاري جشنها و نشستهاي خانوادگي همراهباگروهي از اعتقادات اسطورهاي، شبي خاطرهانگيزرابراي خانوادههاي زاهداني بهخصوص كودكان ونوجوانان فراهم ميكند. گفتن قصه ، گرفتن فال حافظ ، بازيهاي دستهجمعي نظير گل يا پوچ و بيان لطيفه و خاطره رااز سرگرميهاي شب يلدا در اين منطقه عنوان كرد.
استان آذربايجانشرقي نيز به عنوان يكي از خطههاي زرخيز ايران زمين براي زنده نگه داشتن اين شب بيادماندني براي خود آداب و رسوم ويژهاي دارند كه به پارهاي از آنان اشاره ميشود. اكثر مردم آذربايجان در شب يلدا "چيلله قارپيزي" (هندوانه چله) ميخورند و معتقدند باخوردن هندوانه، لرز و سوز سرما به تنشان تاثير نداشته و اصلا سرماي زمستان را حس نميكنند. در بيشتر شهرها و روستاهاي آذربايجان شرقي رسم بر اين است كه كساني كه نامزد هستند در دوران نامزدي در اين شب براي نامزدهاي خود " خوانچه " طبق ميفرستند و اقوام در هر چه بهتربودن اين خوانچهها كمك ميكنند. محتويات خوانچهها عبارتند از شيريني ، پرتقال ، سيب ، انار، هندوانه ، آيينه و پارچه كه با پولك و تور تزيين ميشود. هنگام غروب ،زنان فاميل هدايايي به رسم ياري به منزل داماد آورده و به جشن و پايكوبي ميپردازند. سپس طبقهاي آماده را بر سر افرادي كه معين شده قرار داده و روانه خانه عروس ميكنند و مادر عروس پس از تحويل طبقها، هداياي مانند پول، شيريني، جوراب و دستمال به آنها ميدهد. فرداي اين شب مادر دختر تمام طبقها را در اتاق ميهمان چيده و از زنان فاميل براي صرف ميوه و شيريني دعوت ميكند. همچنين علاوه بر فرستادن سهم چله براي نوعروس، در نخستين سال ازدواج زوج هاي تبريزي، پدر عروس قبل از غروب آفتاب سهم دختر و دامادش را كه شامل هندوانه، ميوه، آجيل، شيريني، يك قواره پيراهني باكفش و چادري روانه منزل آنها ميكند.
در آذربايجان سابقا كه ارتباطات به اين آساني نبود از اواخر تابستان مقدار زيادي هندوانه و خربزه در تور ميگذاشتند و آن را از سقف آشپرخانه آويزان ميكردند تادر هواي آزاد خراب نشود و يااينكه در كاه قرار ميدادند. هندوانه مهمترين خوراك شب چله مردم آذربايجانشرقي است. اغلب مردم در اين شب برنج، مرغ و آش شير پخته و بعداز شام نيز از تنقلات موجود در منزل شامل قاورقا (گندم برشته با شاهدانه)آجيل،لبو، هويچ، حلواي گردو انواع ميوه، خربزه، هندوانه و خشكبارهايي چون انگور، بادام و سنجد ميل ميكنند. ريشسفيد خانواده در حاليكه با چاقو هندوانه را ميبرد، ميگويد قادا بلاميزي بو گئجه كسدوخ (بلاياي خودمان را امروز بريديم) در تبريز پوستهاي ميوه و اشغالها را درآب روان ريخته و اين رفتار راخوب و خوش يمن ميدانند. بعد از خوردن تنقلات و ميوه در سابق بزرگان خانواده به نقل حكايات و داستانهايي از حماسههاي ملي اين سرزمين نظير، اصلي و كرم، باياتي خواندن و ضربالمثل پرداخته و تا پاسي از شب به صحبت و گفت و گو مشغول ميشوند. زنان معمولا تا پايان چله كوچك خانه تكاني نميكنند و اعتقاد دارند اگردر طول اين دو چله كسي خانه تكاني كند، چله او را نفرين ميكند و اگر چله كسي را نفرين كند به نكبت و بدبختي گرفتار ميشود.
اما آيين شب يلدا در استان مركزي از ديرباز در سه شب متوالي باعناوين شب " چلهبزرگه"، "چله میانی" و" چلهكوچيكه" برگزار ميشده و خويشان و دوستان سفرهاي از مهر را ميگشودند و از هر دري سخني ميگفتند. يكيازآيينهاي ويژه يلدا، در استان مركزي ديدار و بزرگان و سالخوردگان فاميل بودهاست. در شبهاي چله افراد فاميل در همايشي صميمي دور كرسي چوبي جمع ميشدند و به قصههاي بزرگترها گوش ميدادند. زنان و دختران روستايي در گرگ و ميش شبهاي چله در تكاپو و هيجاني خاص ملزومات غذا و تنقلات ويژه اين شب را مهيا ميكردند وبراي گذران ساعات خوش در كنار فاميل لحظه شماري ميكردند. آنان درسينيهاي قديمي مسي درفضاي دودهگرفته آشپزخانههاي قديمي، انواع ميوه و تنقلات به ويژه هندوانه،انگور،تخمه و نخودچي كشمش، و خرما را مهيا ميكردند.دراين شب استثنايي پس از صرف شام و خواندن دعاي شكر درپاي سفره، همگان در كنار هم،از شاديها و غمها، موفقيتها ، اعتقادات، اميدها و بيمهاشان ميگفتند. بزرگترها و ريش سفيدان فاميل در اين شب علاوه بر خواندن اشعار حافظ ، سعدي و فردوسي خاطرات و داستانهاي كهن ايران زمين را براي اعضاي خانواده نقل ميكردند.
در شب يلدا، بزرگترها با كودكان هم بازي ميشدند،"پر يا پوچ"دزد بازي و مشاعره از جمله بازيهايي است كه در شب چله در مناطق مختلف استان مركزي با مشاركت همه اعضاي خانواده رواج داشت. اين رسومات تا ۵۰سال پيش در شهر اراك و ساير مناطق استان مركزي به شكلي فرا گير وجود داشت اما اكنون به ندرت ميتوان چنين جلوههايي را به چشم ديد.
شب چله تهران قديم نيز با ميوههاي تازه فصل پاييز ، ميوههاي خشك شده تابستان آجيل مخصوص ، شيريني و هندوانه به صبح ميرسيد. تهرانيان قديم درهمه اعياد خود سنت حسنه جمع شدن افراد خانواده در منزل بزرگتر خانواده را منظور ميداشتند و همه فرزندان خانواده در منزل مادر و پدر جمع ميشدند. از سنن يلداي تهران ، صرف ميوههاي تابستاني از جمله هندوانه است كه به دليل نزديكي اين مراكز كشاورزي با تهران ، ميوه هندوانه در خوراكيهاي شب يلداي تهرانيان قرار گرفتهاست. آجيل شب يلدا نيز از ديگر مصروفات تهرانيها است كه تركيب آن نشاني از اعتقاد و تجربه اهالي تهران قديم به خواص گوناگون ميوههاي خشك شده است كه با عنوان " آخشيج "(تضادها)كاربرد داشته است. ولي تهرانيها شب يلدا را همه ساله جشن ميگيرند تا سنتهاي زيباي قديم در لابلاي زندگي مدرن شهرنشينيشان حفظ شود.
مردم استان قزوين نيز همچون ديگر هموطنان ايراني، اين آيين كهن را با رفتن به خانه بزرگترها ميگذرانند. به عقيده بزرگترها آوردن ميوههاي مختلف خشك و تر و ميوههاي سرخ فام كه به "شب چره" معروف است، همراه با خوراكيهاي ديگر شگون داشته و زمستان پر بركتي را نويد ميدهد. در بعضي مواقع كه مادر بزرگها در آوردن تنقلات تاخير ميكنند كوچكترها شعر "هر كه نيارد شب چره - انبارش موش بچره" سر ميدهند، كه مادربزرگ در آوردن "شب چره" تعجيل ميكند. دراين شب اغلب مردم قزوين با خوردن سبزي پلو با ماهيدودي و سپس هندوانه، انار، انواع تنقلات از جمله كشمش، گردو، تخمه، آجيل مشگلكشا و انجير خشك، شب نشيني خود را به اولين صبح زمستاني گره ميزنند. به عقيده مادر بزرگهاي قزويني اگر دراين شب ننه سرما گريه كند باران ميبارد، اگر پنبههاي لحاف بيرون بريزد برف ميآيد و اگر گردنبند مراوريدش پاره شود تگرگ ميآيد. يكي ديگر از آداب و رسوم "شب يلدا" فرستادن "خونچه چله" از سوي داماد به عنوان هديه زمستاني براي عروس است. در اين خونچه براي عروس پارچه، جواهر، كلهقند و هفت نوع ميوه مثل گلابي هندوانه، خربزه، سيب، به با تزئينات خاصي فرستاده ميشود.
کاربرانی که برای این ارسال از ariyorad تشکر کرده اند yasaman1374
donyayeshirin هموند ویژه وضعيت: آفلاين 25 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 176 امتياز: 0 تشکر کرده: 21 تشکر شده 48 بار در 33 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 30 آذر ماه ، 1388 11:09:32 موضوع مطلب:
مراسم ویژه در شب چله:
هرچند مراسم شب یلدا در سراسر کشور به آجیل و هندوانه و انار ختم می شود اما در برخی نقاط ایران مردم مراسم ویژه ای برای این شب دارند.
1-بسیاری از مردم برای شب یلدا برای تازه عروس سفره یلدا می برند.این مراسم در خانه عروس برگزار می شود و بستگان و نزدیکان داماد با در دست داشتن آجیل ، میوه و شیرینی تزیئن شده به دیدن تازه عروس می روند. اما آنچه سید ابوالقاسم انجوی شیرازی در کتاب " جشن ها و آداب و معتقدات زمستان " از آداب و رسوم ویژه شب یلدا در برخی نقاط کشور آورده، یکی آدابی است که در " همدان " اجرا می شده و نام آن " فال سوزان " است و شرح آن در کتاب انجوی شیرازی اینگونه است: " وقتی خوردن ها و بگو بخندها تمام شد ، یک تکه پارچه تازه آب ندیده می آورند، یک نفر از زنان مسن و با کمال که شعر از حافظ دارد، شعر می خواند و دختر کوچک روی همان پارچه آب ندیده سوزن می زند. حاضران مجلس در دل نیت می کنند ، خواندن هر شعر که تمام شد ، کسی که نیت کرده ، شعر را جواب نیت خود می داند.
2-وی در کتابش آورده که زنان آذر شهر تا پایان چله کوچک خانه تکانی نمی کنند و معتقدند اگر در طول این دو چله کسی خانه تکانی کند چله او را نفرین می کند و اگر چله کسی را نفرین کند به نکبت و بدبختی گرفتار می شود. آنها شب چله بالای بامها اتش روشن می کنند و معتقدند که با روشن کردن این آتش سرما به کلی از آبادیشان می رود و نفس گرم به زمین می رسد.
3-از دیگر مراسمی که در این شب برگزار می شود "شال انداختن " است ، به این ترتیب که جوانان محل یک دستمال بزرگ را چهار گره می زندد و به سر طنابی گره می زنند و بر بالای بام خانه ها می روند. دستمال چهار گره را از بالای بام به صحن خانه یا اتاق آویزان می کنند و با چند لگد به بام خانه می زنند. صاحب خانه مقداری آجیل و شیرینی در دستمال می گذارد و دستمال را تکان می دهد .صاحب دستمال می فهمد که توی دستمال چیزی ریخته اند و آن را بالا می کشد و به بام خانه های دیگر می رود.
Ariyadokht سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 19 بهمن ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 401 امتياز: 1005 تشکر کرده: 522 تشکر شده 289 بار در 185 پست
محل سكونت: ایران زمین
ارسال شده در: سه شنبه، 30 آذر ماه ، 1389 17:39:27 موضوع مطلب:
فرا رسیدن شب چله بر ایران دوستان شاد باد. _________________ همه دنیا تن است و ایران دل
نیست گوینده زین کلام خجل
چون که ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد