
yazdan
جانشین گرداننده تالار

 وضعيت: آفلاين 23 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 700 امتياز: 1894 تشکر کرده: 981 تشکر شده 720 بار در 430 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 19 شهريور ماه ، 1389 15:02:11 موضوع مطلب: خاستگاه و نژاد سکاها |
|
|
نویسنده: یزدان صفایی
خاستگاه و نژاد سکاها
این قوم در زمان هخامنشیان و پیش از آن در پیرامون ایران میزیسته اند. قوم سکا در ازمنه ٔ تاریخی از درون آسیای وسطی یعنی از ترکستان چین تا دریای آرال و خود ایران و از این نواحی با فاصله هایی تا رود دُن و از این رود تا رود عظیم دانوب منتشر بودند. در بخشهای مختلف این صفحات وسیع و دشتهای پهناور نام آنها تغییر میکرد.(1)
سکاها از ترکستان امروزی و سیبری غربی آمده اند و کیمری ها را در استپ ها و دشت های روسیه جنوبی میزیستند، بیرون راندند و خود در آنجا ساکن شدند.(2) و تا سده سوم پیش از میلاد، مالک استپ های روسیه بوده اند.(3)
از اشیایی که در «مارتونوشا» Martonocha و «ملگونوف» Melgounov بدست آمده، بر می آید که سکاها بدو شک جنوب اوکراین را در تصرف داشته اند.این ناحیه شامل «دنی پر» سفلی و «بوگ» سفلی است و این تسلطف پیوسته و کامل نبوده و کمال آن میان سالهای 55 تا 450 پیش از میلاد است. به باور تالگرن، در همین سالهاست فرهنگ سکایی تمام اوکراین را در برمیگیرد و در سالهای 250-35- پیش از میلاد به اوج پیشرفت میرسد. شمالی ترین ناحیه ای در اختیرا سکاها قرار گرفت در حد شمالی استپ های جنگلی جای دارد، کمی در جنوب شهر «کیف» Kiev و در منطقه ی شهر «ورونژ» Voronej. در بخش شمال شرقی گسترش نفوذ سکاها در مسیر رودخانه ولگا است و به «ساراتوف» میرسد.(4)
بسیار از دانشمندان یونان باستان، به اشتباه، سکاها را کهن ترین نژاد جهان دانسته اند. تروگوس پومپئیوس Trogus Pompeius، مورخ سده اول پیش از میلاد، تأکید کرده است که سکاها همیشه در نظر همگان، به جز مصریان، که از مدتها پیش با این نظر مخالف بودند، کهن ترین نژاد جهان به شمار می رفتند. نگرش مصریان درست تر به نظر می رسد زیرا سکاها مدت ها پیش از سده ی هشتم پیش از میلاد، موجودیت ملی قابل تشخیصی نداشتند.(5)
تشخیص هویت این قوم شناخت نام آنها در کتیبه ی اسرحدون آشکار می شود که در آن سکاها با نام ایشکوز Ishkuz یا شکوزرا Shkzra در سالنامه ی همان شاه آشوری سخن رفته و نیز نام یک سرکرده ی سکایی به نام ایشپاکا Ishpaka که متحد ماناها بوده به کار رفته است.(6)
این اقوام را یونانیان اسکوت می نامند یونانی ها این اسم را از این جهت باین مردمان داده بودند که (اسکوت ) در زبان یونانی به معنی پیاله است و افراد این مردم همیشه پیاله با خود داشته اند(7) همان هایی هستند که نزد آشوریان اشکوازی Sshkuazai و پارس ها Saka و هندیان چاکا Chaka می نامند.(8 )
سکاها در واقع، قوم عمده ای از یک گروه بزرگ بیابانگرد بودند که طوایفشان را نمی توان با اشارات نویسندگان پیشین به آنها از یکدیگر باز شناساند. اصل و منشأ آنها را به طور دقیق نمیتوان مشخص کرد.(9)سکاها با توجه به برخی شواهد و اسناد، برابر با تورانیان در شاهنامه هستند که به نادرست ترک خوانده می شوند. دیاکونف اقوام تور را سکایی و سرزمین آنان را «ایران شرقی» دانسته است. آبایف با استناد به نوشتۀ اوستا، فریانه را متعلق به قوم تور و درستتر گفته شود، سکاییان دانسته، و یادآور شده است که وجود این نام و دیگر نامهایی از اینگونه در میان سکاییان مفهوم و روشن است(10) او اقوام سکایی را ایرانی میداند.(11) تورانیان را از تیره های سکایی دانسته اند.(12)
استرابون، منطقه ی دوبروجا Doubrudja را «سکائیه کوچک» نامید و حال آن که سراسر نواحی جلگه ی واقع در شمال و شمال شرقی دریای سیاه را «سکائیه شرقی» نام گذاشت.(13)
قوم «سکا» تا دوردست ترین نقطه یعنی قرقیزستان و به طور دقیق تا کوه های تیان شان، تالاس و آلای و نیز منطقه ی دریاچه ی ایسیک کول Isik.Kul پراکنده بودند.(14)
نخستین باری که اثری از این قوم ایران شمالی، در روسیه اروپایی پدیدار میشود، مربوط به کشف گورهایی در «خوالینسک» Khvalinsk می باشد.(15)
بلینتسکی درباره ی پراکندگی قوم سکا می نویسد که گروه دیگری از آریاییان که از همان نژاد آریایی هند و ایرانی بودند در پایان قرن هشتم پیش از میلاد، پس از تشکیل دولت ماد از همان سرزمین اصلی بیرون آمده و در شمال آسیای مرکزی و جنوب سیبری امروز و شمال دریای کاسپی (مازندران) و مغرب آن تا پشت کوههای قفقاز در دشت های پهناور این ناحیه بسیار وسیع پراکنده شدند و تا آغاز سده دوم پیش از میلاد در مغرب بودند. نژاد و زبان و افکارشان کاملاً آریایی بوده است. این گروه بزرگ آریاییان سکا Saka خوانده می شوند.(16)
رنه گروسه معتقد است که به گواهی علم نام شناسی، کاها به نژاد ایرانی تعلق داشتند اینان از ایرانیان شمالی بودند که به حالت صحرانوردی در موطن اصلی ایرانیان و استپ های ترکستان روسیه ی کنونی می زیستند و تا اندازه زیادی از نفوذ تمدن مادی و آشوری و بابل دور مانده بودند(17). در فهرست نام های هخامنشی از سکاهای haumavarka (هوم آشام) سخن می رود که با سکاهای خاص ساکن در فراغنه و کاشغر سکونت داشتند. سکاهای Tigrakhauda (تیزخود) که در اطراف دریاچه ی آرال و سیردریا ساکن بودند و نیز سکاهای Tradraya (آن سوی دریا) که در اینجا از آنان سخن می رود.(18 )
از سکاها، گورهای باستانی در سیبری، اکتشاف شده است. رادلوف Radlov ، در کاوش هایش در سال 1865 به کاتاندا Katanda در جنوب آلتایی کشیده شد و نخست به تپه ی منجمدی برخورد و هنگام کاوش دریافت که بسیاری از اجساد و اشیایی که زیر یخ مانده بودند، به خوبی حفظ شده بودند، اجسادی که کشف شد، بخش هایی از لباسهایشان نیز به خوبی باقی مانده و لوازم خانگی آنها دست نخورده مانده بود.(19)
«دایوش بزرگ» در سنگ نبشته ی خود از سه گروه سکایی یاد کرده است: «هورم ورک»، «تیگر خئودا»، «تئی ترادریا».(20)
در واقع به نشانه هایی از نام قبیله یا نام - نژاد «رپه» به طور پراکنده در آسیای مقدم بر می خوریم که اطلاعات جالب توجهی درباره سرگذشت مهاجرت سکاها در اختیار ما میگذارد. بنا بر روایت «کتزیاس» نخستین شاه ماد: اربسس(به زبان ایرانی: اربکه، ارپه) نامیده می شد..
می توان کوههای «ریپه ای»، «تَه ریپیه» یا « ریپیه اُریس» را ذکر کرد که یونانیان چند سلسله کوه را در ارتفاعات شمال می خواندند.
در دوره های مختلف کوههای ریپه ای را با سلسله های مختتلف کوههای کو و بیش ناشناخته شده از سرزمین های «سرمت» های آسیایی تا «آلپ» یکی دانسته اند. به نظر می آید که بعدها این نام برای نامیدن قسمتی از سلسله کوه های «اورال» به کار رفته است.. محل دیگری به نام ارفه{عرفات؟} در لبنان وجود دارد. رودخانه ای به نام رباس(ریوه) به دریای سیاه می ریزد. نمی دانم آیا این نامها نوعی پیوستگی با قبیله ی «رپه» دارد یا نه؟(21)
پانویس.
1-لغت نامه دهخدا، زیر واژه سکا.
2-امپراطوری صحرانوردان، رویه 33.
3-امپراطوری صحرانوردان، رویه 35.
4-امپراطوری صحرانوردان، رویه 40.
5-قوم های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران، رویه 101.
6-Dyakonov,I.M.1951 “Assiro-Vavilonskie istocniki po istorii urarto “, VDI. No .2,3,4.
7-لغت نامه دهخدا، زیر واژه سکا
8-امپراطوری صحرانوردان،رویه 33.
9-قوم های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران، رویه 101.
10- ایران و ترکان در روزگار ساسانیان، رویه 62.
11-ایران و ترکان در روزگار ساسانیان، رویه 63.
12-ایران بزرگ، رویه 93.
13-The Scythians . p.21.
14-باستان شناسی در آسیای مرکزی، رویه 56.
15-امپراطوری صحرانوردان، رویه 32.
16-امپراطوری صحرانوردان، رویه 34.
17-خراسان و ماوراءالنهر، رویه 123.
18-امپراطوری صحرانوردان،رویه 34.
19-قوم های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران، رویه 102.
20-ایران بزرگ، رویه 93.
21-نخستین انسان و نخستین شهریار، به نقل از ایران بزرگ، رویه 94. |
|