niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 12 اسفند ماه ، 1387 21:26:00 موضوع مطلب: راز مرگ آرش (3)
آرش برهنه شد و بدن خویش به همگان بنمود و گفت : ای پادشاه !(منوچهر) و ای مردمان ! بنگرید بدنم را ! مرا زخم و بیماری نیست اما باور دارم که پس از انداختن تیر پاره پاره خواهم شد پس از آن دست به چله ی کمان برد و به نیروی خدا داد تیر از شصت رها کرد و خود جان به جان آفرین داد .
امام صادق در بیان نماد کمان گوید : کمان نخست نشان از سفر باشد و در جایگاه ششم نشان از مردم دوستی دارد و دانیال نبی گوید : تیر نماد مردیست راستگو که از آن کس خیر به
مردم رسد . و ابراهیم (؟) گوید: رها شدن تیر از چله ی کمان نشان از جدا شدن جان از تن خاکیست . همچنان که گفتیم تیر که همان شعاع آفتاب باشد نموداری از روح آفریگار که به
موجودات هستی جان می بخشد . در فرهنگ مهری هر انسان با ایمانی در دل خود یک خورشید دارد که در تن خاکی اسیر است و با مرگش این نور که همان فروهر باشد از تن جدا
شده و به سرچشمه ی آفرینش باز می گردد. امام صادق در بیان این مفهوم می فرماید : خداوند انسان با ایمان را از نور خود آفرید و او را در مهر خود شناور ساخت ... پس انسان
باایمان برادر انسان باایمان است پدرش نور و مادرش عشق است . امام صادق در پاسخ پرسش یکی از شاگردانش درباره ی روز رستاخیز و بازگشت
مردمان نیکو کار به سوی سرچشمه ی آفرینش می فرماید : خبر ده مرا از پیکانهایی از گوی خورشید که از آن تابش میکند . آیا هنگام بر آمدن آفتاب پیکانهای آفتاب با خورشید پیوند دارد
یا از آن جدا هستند ؟
شاگرد پاسخ داد : از او جداست (پاسخ نادرست بود)
امام صادق فرمود : مگر نه اینکه هنگام فرو شدن خور شید و پنهان شدن آن پیکانهای نور به خورشید می پیوندند آنسان که بود
شاگرد پاسخ داد : بلی
امام پاسخ داد : به خدا سوگند که چنین است . شیعیان ما (ایرانیان به ویژه) از نور آفریده شدند و به آن باز می گردند .
یاداشت : امام صادق اولین کسی بود که سنگ بنای عرفان اسلامی را بنیان نهاد عرفانی که همانندی شگفت انگیزی با عرفان مهری داشت و شاید بتوان گفت:که او عرفان
مهری را از شکل اسطوره ای و نمادین آن به بیان فلسفی و عقلانی درآورد. و نخبگان ادیب ایرانی همچون حافظ شیرازی -سعدی -مولانا -عطار -خیام -بابا طاهر عریان و....دیگران از این هماهنگی بی مانند و چشمگیر بسیار بهره بردند و پس از اسلام یک خیزش و جنبش عرفانی در سرزمین مهر (ایران زمین ) به هستی آوردند و نام ایران را به نام سرزمین عرفان بلند آوازه کردند .( نگارنده در پی نوشتاری به این سوژه خواهد پرداخت )
حال دوباره به داستان آرش بر می گردیم : طبری این کماندار را آرش شا تین می نامد و به گمان نولدکه این واژه برابر با خشوری ایشو باشد با چم خداوند تیر شتابنده و برخی ارخش را رخش و رخش را همان رخشان با چم تابان می دانند .
در داستان آمده : فرشته ی نگهبان زمین (اسفندارمذ) تیر و کمانی به آرش داد و گفت : این تیر دور پرتاب است لیک هرآنکه او را بیفکند به جای بمیرد .در این گفتمان نمادین اسفندار مذ
جان آرش را در کف دست او نهاده که همان نماد پیکان آفتاب است که در سخنان امام صادق بیان آن گذشت . در ادمه می خوانیم : پس از رهایی تیر خدا ایزد باد ر را فرمان داد که تیر را
را بردارد و به خور آسان (جایگاه برآمدن خورشید ) برد . و مهر دارنده ی دشت های فراخ و سایر امشاسپندان راه را برای او مهیا ساختند از پی آن تیر (آرش) اشی نیک بزرگ و پارند سوار
گردونه ی سبک وچست روان شدند تا مدتی که آن تیر پران به کوه خوانونت فرود آمد و در خوانونت به زمین رسید. (دانشنامه ی مزدیسنا) این گزارش در بند های 6- 37- و 38 تیشتر یشت آمده .
در این داستان نمادین آرش که نماد یک جانبازنده در راه میهن است زندان تن را پاره می کند و به سوی شرق جایگاه نوزایی خورشید(برآمدن ) پرواز می کند .
جان خود را در تیر کرد آرش
کار صد هزران تیغه ی شمشیر کرد آرش (سایت آرش کمانگیر)
در بخش دیگر به جایگاه تیر و کمان در فرهنگ پهلوانی می پردازیم .
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند Souren, nedaafarid, arya
nedaafarid هموند عادی وضعيت: آفلاين 13 شهريور ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 7 امتياز: 22 تشکر کرده: 49 تشکر شده 22 بار در 7 پست
ارسال شده در: شنبه، 17 مهر ماه ، 1389 10:45:27 موضوع مطلب:
استاد بهرام بیضایی در برخوانی آرش .اسطوره ی آرش را میشکند و او را ستور بانی قرار میدهد تا به ما به زبانی دیگر سخن بگوید و یاد آوری کند که هریک از ما آرشی میتوانیم بود با تیر و کمانی که هرگز تیر انداختن نمیدانیم ودرست این است که خود تیر در کمان نهیم نه آنکه چشم به راه آرشی باشیم که ما را برهاند.