کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 19 بهمن ماه ، 1390
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - پايان شاهنامه چيست..؟!

پايان شاهنامه چيست..؟!

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> دیدگاه ها -> پرسش های تاریخی

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام


parisa-s
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
12 فروردين ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 403
امتياز: 1169
تشکر کرده: 446
تشکر شده 438 بار در 237 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 6 شهريور ماه ، 1389 12:46:39    موضوع مطلب: پايان شاهنامه چيست..؟! پاسخ همراه با اعلان

درود بر دوستان ميهن دوست گرامي

پرسشي داشتم اگر كسي ميدونه خواهشمندم پاسخ مرا بده...!

تا كنون بارها اين مثل را شنيده ايم كه ميگويند : « شاهنامه پايانش خوش است »
كسي ميدونه پايان شاهنامه چيست...؟؟ !!
چون من هميشه در انديشه ي پاسخ اين پرسش بودم...

از دوستاني كه پاسخ مرا بدهند سپاسگزارم.. Smile

_________________
ايران من
با آن همه ستم هايي كه در خاكت نفوذ كرده
و تو را با بي رحمي خفه ميكند
من نفسم را به تو هديه مي دهم
تا تو زنده و پايدار بماني تا ابد....

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
کاربرانی که برای این ارسال از parisa-s تشکر کرده اند arya
محل سكونت: شیراز

arya
هموند بسیار کوشا
هموند بسیار کوشا

وضعيت: آفلاين
7 فروردين ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 87
امتياز: 455
تشکر کرده: 2442
تشکر شده 145 بار در 60 پست

محل سكونت: شیراز

ارسالارسال شده در: شنبه، 6 شهريور ماه ، 1389 13:08:07    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

«کنت دو گوبینو» می نویسد : «در پایان عمر شنیدن یکی از همین اشعار از دهان کودکی در بازار باعث مرگ فردوسی شد.» آیا حقیقت دارد؟ به درستی معلوم نیست . امّا در نهایت باید گفت که « شاهنامه آخرش خوش است .» زیرا وقتی که به آخر شاهنامه می رسیم و منظومه­ی هجاییه را در آخر شاهنامه قرائت می کنیم تازه متوجه می شویم که محمود غزنوی نسبت به سلطان ادب و ملیّت ایرانی تا چه اندازه ناجوانمردی و ناسپاسی کرده است.به همین جهت هر کس در ازمنه گذشته به قرائت شاهنامه می پرداخته­است قبلا به او متذکر می شدند تا زمانی که کتاب را به پایان نرسانده در قضاوت نسبت به سلطان محمود غزنوی عجله نکند زیرا « شاهنامه آخرش خوش است. » یعنی در آخر شاهنامه است که فردوسی محمود غزنوی را به خواننده کتاب می شناساند و با این قصیده­ی هجاییه ، حق ناسپاسی و رفتار توهین آمیز او را کف دستش می گذارد.


بر گرفته از سایت
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت


با تغییر و تصرف - نعیم حق شناس - همدان

_________________
چو ایران نباشد تن من مباد
بر این بوم بر زنده یک تن مباد

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از arya تشکر کرده اند parisa-s
محل سكونت: شیراز

arya
هموند بسیار کوشا
هموند بسیار کوشا

وضعيت: آفلاين
7 فروردين ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 87
امتياز: 455
تشکر کرده: 2442
تشکر شده 145 بار در 60 پست

محل سكونت: شیراز

ارسالارسال شده در: شنبه، 6 شهريور ماه ، 1389 13:18:36    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

با درود

بهتر وکاملتر این است
همه اصطلاح ”شاهنامه آخرش خوش است“ را شنيده‏ايم. واضح است كه اين عبارت كنايه است. زيرا آخر شاهنامه سقوط ايران به دست عربان است و كشته شدن رستم فرخزاد، ايران اسپهبد ساساني و گريز يزدگرد و در پايان كشته شدن يزدگرد و قطع اميد ايرانيان از بيرون راندن عربان.

يكي از بندهاي معروف آخر شاهنامه نامه‏ي رستم پسر فرخزاد يل ايراني، ايران اسپهبد و سپه سالار ايران به برادرش است كه بيشتر حالت پيشگويانه دارد و شايد فردوسي از زبان رستم شرح حال زمان خويش و آينده‏ي ايران را گفته باشد. رستم بعد از سپارش برادر به خدمت و پيروي از يزدگرد چنين مي‏گويد:

چو با تخت منبر برابر شود ------------------ همه نام بوبكر و عمر شود
تبه گردد اين رنج‏هاي دراز ----------------- نشيبي دراز است پيش فراز
نه تخت و نه ديهيم بيني نه شهر ------------ كز اختر همه تازيان راست بهر
بپوشند از ايشان گروهي سياه ----------------- ز ديبا نهند از بر سر كلاه
نه تاج و نه تخت و نه زرينه كفش -------- نه گوهر نه افسر نه رخشان درفش
برنجد يكي، ديگري بر خورد -------------- به داد و به بخشش كسي ننگرد
ز پيمان بگردند و از راستي ------------------ گرامي شود كژي و كاستي
پياده شود مردم رزم‏جوي ----------------- سوار آنكه لاف آرد و گفتگوي
كشاورز جنگي شود بي‏هنر ------------------- نژاد و بزرگي نيايد به بر
ربايد همي اين از آن، آن از اين ----------------- ز نفرين ندانند باز آفرين
نهاني بتر ز آشكارا شود ------------------- دل مردمان سنگ خارا شود
بدانديش گردد پدر بر پسر ----------------- پسر همچنين بر پدر چاره‏گر
شود بنده‏ي بي‏هنر شهريار ------------------ نژاد و بزرگي نيايد به كار
به گيتي نماند كسي را وفا ------------------ روان و زبان‏ها شود پر جفا
از ايران و از ترك و از تازيان ----------------- نژادي پديد آيد اندر ميان
نه دهقان نه ترك و نه تازي بود -------------- سخن‏ها به كردار بازي بود
همه گنج‏ها زير دامن نهند ---------------- بميرند و كوشش به دشمن دهند
چنان فاش گردد غم و رنج و شور ----------- كه رامش به هنگام بهرام گور
نه جشن و نه رامش، نه گوهر نه نام -------------- به كوشش ز هر گونه سازند دام
زيان كسان از پي سود خويش ---------------- بجويند و دين اندر آرند پيش
اما اساس این است

اگر شاهنامه با تحمل رنج سی ساله ی دهقان زاده¬ی طوس به وجود نمی آمد بی گمان تمام آثار و معالم تاریخی اسلاف و نیاکان ما دستخوش سیل حوادث می شد و بعید نبود که ما نیز اکنون مانند ملل آفریقای شمالی و بعضی از کشورهای خاورمیانه به زبان عربی سخن می گفتیم و لغات و کلمات شیرین پارسی را جز در کتابخانه ها و لابلای کتاب های قدیمی آن هم اگر با آن آب تعصّب و جهالت شسته نشده باشد، نمی توانستیم بیابیم.

اما ریشه تاریخی ضرب المثل بالا از آن جا سرچشمه گرفته است که نقل است فردوسی پس از سرودن هجانامه¬ای در مورد محمود غزنوی که به او جفای بسیاری روا داشت ، موفق گردید یک نسخه از هجانامه را به وسیله دوستان و طرفدارانی که در دستگاه سلطنت محمود غزنوی داشت مخفیانه به آخر شاهنامه¬ی موجود در کتابخانه¬ی سلطنتی الحاق و اضافه نماید و همین عمل موجب شد بعد ها که از شاهنامه¬ی کتابخانه¬ی سلطنتی به وسیله نسّاخان و خطّاطان به منظور تکثیر و توزیع نسخه ها برمی داشته اند قهراً آن هجانامه¬ی آخر شاهنامه را هم می نوشته اند.با این توصیف اجمالی که درست و غلط آن بر عهده راویان اخبار است سابقاً هرکس شاهنامه را مطالعه می کرد چون مکرّر به مدح و ستایش از سلطان محمود غزنوی برمی¬خورد به گمان خود همت و جوانمردانی سلطان را که مشوق فردوسی در تنظیم شاهنامه گردیده است از جان و دل می ستود و بر آن همه عشق و علاقه به تاریخ و ادب ایران آفرین می گفت ! بی خبر از آن که « شاهنامه آخرش خوش است. » زیرا وقتی که به آخر شاهنامه می رسید و منظومه¬ی هجاییه را در آخر شاهنامه قرائت می کرد تازه متوجّه می شد که محمود غزنوی نسبت به سلطان ادب و ملیت ایرانی تا چه اندازه ناجوانمردی و ناسپاسی کرده است.
به همین جهت هر کس در ازمنه گذشته به قرائت شاهنامه می پرداخت قبلا به او متذکّر می شدند تا زمانی که کتاب را به پایان نرسانده¬است در قضاوت نسبت به سلطان محمود غزنوی عجله نکند زیرا شاهنامه آخرش خوش است یعنی در آخر شاهنامه است که فردوسی محمود غزنوی را به خواننده کتاب می شناساند و با این قصیده¬ی هجاییه حق ناسپاسی و رفتار توهین آمیز او را کف دستش گذاشته¬است .

بی فایده نیست بدانید که فردوسی برای سرودن شصت هزار بیت شاهنامه نه هزار واژه به کار برده که فقط چهار صد و نود تای آن عربی است.

_________________
چو ایران نباشد تن من مباد
بر این بوم بر زنده یک تن مباد

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از arya تشکر کرده اند parisa-s, niloofarmehrzamin
محل سكونت: خوزستان

miladhamidavi
هموند کوشا

وضعيت: آفلاين
6 اسفند ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 47
امتياز: 0
تشکر کرده: 81
تشکر شده 48 بار در 25 پست

محل سكونت: خوزستان

ارسالارسال شده در: شنبه، 6 شهريور ماه ، 1389 13:27:04    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درودبر شما دوست گرامی
یکی از بهترین منابعی که می توانی از ان پاسخ خود را بگیری استاد عطایی فرد می باشد.
میلاد ایران پاد

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
کاربرانی که برای این ارسال از miladhamidavi تشکر کرده اند omidataeifard, parisa-s


omidataeifard
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
23 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 676
امتياز: 1740
تشکر کرده: 113
تشکر شده 803 بار در 420 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 6 شهريور ماه ، 1389 14:01:39    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

فردوسی پیش از تخت نشینی سلطان محمود درگزشت. بنگرید به:
منم فردوسی شاه شاعران
دیباچه شاهنامه / ویرایش و گزارش امید عطایی فرد
آشیانه کتاب/66463430

_________________
به سوی ایران بزرگ بر پایه میهنسالاری آریایی
omidataeifard.blogspot.com
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
!/profile.php?id=100001411667551&v=wall

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از omidataeifard تشکر کرده اند yazdan, parisa-s, arya


omidataeifard
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
23 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 676
امتياز: 1740
تشکر کرده: 113
تشکر شده 803 بار در 420 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 6 شهريور ماه ، 1389 14:29:03    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

شـاه نـامـه پـژوهـی

پایگاهی برای آشنایی با جهانبینی راستین فردوسی بزرگ و شناخت درست شاه نامه
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

_________________
به سوی ایران بزرگ بر پایه میهنسالاری آریایی
omidataeifard.blogspot.com
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
!/profile.php?id=100001411667551&v=wall

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از omidataeifard تشکر کرده اند parisa-s


parisa-s
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
12 فروردين ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 403
امتياز: 1169
تشکر کرده: 446
تشکر شده 438 بار در 237 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 6 شهريور ماه ، 1389 17:36:55    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود و سپاس از دوستان گرامي

جناب عطايي فرد من نوشته هاي شما را در پايگاه شاهنامه پژوهي ديدم . شما نوشتار جناب آريا را رد كردين و در پايگاه شاهنامه خواني اثبات آن را خواندم .
پس اكنون كه پايان شاهنامه چيز ديگريست شما ميتونيد به بنده بگوييد چرا از قديم گفته اند « پايان شاهنامه خوش است » ؟
پايان راستين شاهنامه چيست ؟ و خوشي آن در كجاست ؟
واقعا براي گرفتن اين پاسخ بسيار كنجكاوم
در ضمن اين كه فرمودين براي دريافت پاسخ بنگرم به «منم فردوسي شاه شاعران» ، از كجا بايد پيدا كنم و بخونم..؟

سپاس از شما و ديگر دوستان ميهن دوست

_________________
ايران من
با آن همه ستم هايي كه در خاكت نفوذ كرده
و تو را با بي رحمي خفه ميكند
من نفسم را به تو هديه مي دهم
تا تو زنده و پايدار بماني تا ابد....

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
کاربرانی که برای این ارسال از parisa-s تشکر کرده اند arya, miladhamidavi


omidataeifard
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
23 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 676
امتياز: 1740
تشکر کرده: 113
تشکر شده 803 بار در 420 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 6 شهريور ماه ، 1389 22:39:28    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

دو دیدگاه متضاد میتوان ارایه داد:
1. خوش بودن آخر شاهنامه بک کنایه و زهرخند است.
2. از دو فرد یاد شده که فردوسی را یاری داده اند و کمک مالی کرده اند: حی بن قتیب و ابودلف. اما من بر این باورم که این دو تن افزوده کاتب شاهنامه بوده و به این کاتب یاری شده نه فردوسی. زیرا اندکی قبل از این، فردوسی از زیانهای مالی خود اندوهگین است.
نشسته نظاره من از دورشان/ تو گفتی بدم پیش مزدورشان(!)
جز احسنت (؟) ازیشان نبد بهره ام/بکفت اندر احسنتشان(!) زهره ام
حیی قتیبه ست از آزادگان/که از من نخواهد سخن رایگان
ازویم خور و پوشش و سیم وزر/وزو یافتم جنبش و پای و پر
نی ام آگه از اصل و فرع خراج/ همی غلتم اندر میان دواج(!)
تن شاه محمود آباد باد/سرش سبز و جان و دلش شاد باد
بیتهای یادشده، الحاقی و از سوی یکی از کاتبان شاهنامه است. به ویژه ستایش محمود، مشکوک است زیرا چند بیت بعد (شماره 892) آورده:
همش رای و هم دانش و هم نسب/ چراغ عجم، آفتاب عرب
این بیت باز میگردد به حیی قتیبه حامی کاتب ناشناخته شاهنامه. همچنین پنج دستنویس از جمله قاهره و آکسفورد به محمود اشاره ای ندارند.
بزرگترین دلیل من در رد این بیتها، بجز سست بودن سخن و منش گوینده اش، این است که اندکی پیش از پایان داستان یزدگرد سوم، «فردوسی راستین» در بیتهای 739 به بعد چنین میگوید:
مرا دخل و خوردن برابر بدی/ زمانه مرا چون برادر بدی
تگرگ آمد امسال بر سان مرگ/ مرا مرگ بهتر بدی زان تگرگ
درِ هیزم و گندم و گوسفند/ ببسته این برآورده چرخ بلند
آیا در فاصله یکی دو روز ناگهان فردی عرب هویدا میشود و دخل و خرج فردوسی را حل میکند؟!! جالبست که این بیتها در ویرایش خالقی مطلق به حاشیه برده شده و در متن نیامده است:
کسی نیست اندر جهان کش به داد/ توان کرد پیش بزرگان به یاد
جهاندار اگر نیستی تنگ دست/ مرا بر سر گاه بودی نشست
بداندیش کش روز نیکی مباد/ سخنهای نیکم به بد کرد یاد
بر پادشا صورتم (چهره ام) زشت کرد/ فروزنده اخگر چو انگـِشت کرد
چنین پادشاهان و گردنکشان/ که دادم در این نامه زیشان نشان...

پس آخر شاهنامه به گمان بسیار یک تلخند است. مانند: جوجه را آخر پاییز میشمارند. امیدوارم خرسند شده باشید.

_________________
به سوی ایران بزرگ بر پایه میهنسالاری آریایی
omidataeifard.blogspot.com
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
!/profile.php?id=100001411667551&v=wall

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از omidataeifard تشکر کرده اند arya, yazdan, miladhamidavi, parisa-s, Ariyadokht


parisa-s
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
12 فروردين ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 403
امتياز: 1169
تشکر کرده: 446
تشکر شده 438 بار در 237 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 7 شهريور ماه ، 1389 12:19:57    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

سپاس از پاسختون ، جناب عطايي فرد

بله به نظر نمياد كه چيز ديگري جز اين باشد.
چه بد كه سروده هاي فردوسي بزرگ اين چنين دست خوش دگرگوني ها و تحريف ها شده است .
جناب عطايي فرد ، به ديد شما معتبر ترين كتاب شاهنامه كدام است ؟

_________________
ايران من
با آن همه ستم هايي كه در خاكت نفوذ كرده
و تو را با بي رحمي خفه ميكند
من نفسم را به تو هديه مي دهم
تا تو زنده و پايدار بماني تا ابد....

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل


omidataeifard
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
23 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 676
امتياز: 1740
تشکر کرده: 113
تشکر شده 803 بار در 420 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 7 شهريور ماه ، 1389 20:37:49    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

به همه ی شاهنامه پژوهان پیشنهاد میکنم ویرایش خالقی مطلق را تا گرانتر و نایابتر نشده خریداری کنند. همچنین نقد من درباره این ویرایش را در همین تالار بخوانید.
پاینده همای ایران

_________________
به سوی ایران بزرگ بر پایه میهنسالاری آریایی
omidataeifard.blogspot.com
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
!/profile.php?id=100001411667551&v=wall

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> دیدگاه ها -> پرسش های تاریخی

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir