vatan هموند ویژه وضعيت: آفلاين 19 خرداد ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 104 امتياز: 262 تشکر کرده: 6 تشکر شده 134 بار در 82 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 1 شهريور ماه ، 1389 19:42:33 موضوع مطلب: صنعت ذوب فلزات در تاریخ ایران
صنعت ذوب فلزات در تاریخ ایران
برپایه داستانهای کهن ایران زمین ، هوشنگ نخستین کسی بود که آهن را از دل خاک بیرون کشید و آهنگری و روش ساختن تبر و اره و تیشه را به جهانیان آموخت. فردوسی در این باره چنین آورده است :
نخستین یکی گوهر آمد به چنگ/ به دانش ز آهن جدا کرد سنگ
سرمایه کرد آهن آبگون/ کزان سنگ خارا کشیدش برون
چو بشناخت آهنگری پیشه کرد/ کجا زو تبر ، اره و تیشه کرد
ایران افزون بر اینکه در کشاورزی و صنایع وابسته به آن سرآمد سایر کشورها بود. در صنعت ذوب فلزات نیز پیشگام بود.گواه های باستان شناسی نشان می دهد و می پذیرد که ایران کهن ترین کانون ذوب فلزات است.
دکتر «جوزف کالدول» فرنشین (رییس) هیت حفاری تل ابلیس (در 14 کیلومتری کرمان) با پژوهش آثار باستانی آنجا می گوید که ایرانیان نخستین کسانی هستند که عصر فلزات را آغاز نموده و با کشف این ماده به دوران سنگی پایان داده اند. باارزش ترین بخش در کشفیات تل ابلیس کشف کوره ی ذوب فلزات است. در این کوره که به ریخت ویژه ای در پناه دیوار ساخته شده مردم آن دوره ی کهن سنگ های معدن را ذوب می کردند و از آنها فلز بیرون می کشیدند. معادن مس که مورد بهره برداری این مردم قرار می گرفته هنوز در پیرامون تل ابلیس واقع است. برخی از معادن گفته شده تا 150 متر ژرفا گودبرداری شده و این حفاری ها که در هفت هزار سال پیش روی داده است نشانه تلاش نخستین کسانی است که کوشش کرده اند سنگ معدن را از دل زمین بیرون آورند.
مس
مس یکی از نخستین فلزاتی است که بشر موفق به ذوب و قالبگیری آن شده است. برپایه پژوهش های که شده است سنگ کربنات مس که ذوب آن آسان تر از سایر سنگ های معدن های مس است بیشتر در منطقه کوه سهند و رشته کوه های قره داغ واقع در آذربایجان واقع شده ولی بیشتر سنگهای معدن مس ایران به صورت سولفید می باشد و ذوب آنها به آسانی ذوب کربنات مس نیست. برای ذوب سولفیدهای مس دو گامه (مرحله) نیاز است : نخست سنگ معدن را به اصطلاح بایستی سرخ کرد و سپس آن را ذوب نمود.
از بن مایه های آشوری چنین برداشت می شود که ایرانیان سنگ معدن سولفید مس خود را پیش از ذوب سرخ می کرده اند و کوره ای که برای سرخ کردن سولفید مس داشته اند دو متر بلندی داشته است و حال آنکه برای به دست آوردن مس ناب در گامه پسین (مرحله بعدی) در کوره هایی عمل ذوب انجام میشده که به مراتب بلندی و قطر آن کمتر بود. در سال 1935 شماری کوره های پیش از تاریخ در ناحیه انارک (در نزدیکی یزد) کشف شده که نشان می دهد که کوره ی اصلی ذوب مس قطرش 9 اینچ و بلندی اش 18 اینچ بیشتر نبوده است (هر اینچ 2.54 سانتیمتر است) و در برخی از آنها هنوز آثاری از مس و مواد زاید یافت شده است. در این کوره ها از دم دستی برای افزایش میزان گرما بهره می برده اند. از سویی صنایع مس پیشرفته در لرستان برخی از پژوهشگران را بی اختیار برای کشف خاستگاه ذوب فلزات به ویژه مس به سوی آن منطقه می کشد.
به هر روی یک چیز روشن است و آن اینکه انسان تنها در منطقه هایی می تواند سود فلزات را کشف کند که فلز در آنجا موجود باشد. فلات ایران از دید وجود مواد معدنی و فلزات بسیار غنی است. برخلاف کانون های تمدن های پیشرفته ی دیگر همانند مصر و میان رودان جنوبی و دره سند و فرارود (ماورالنهر) با همه پیروزهایی که به دست آوردند نمی توانستند نخستین کانون ذوب فلزات باشند چون گواه های باستان شناسی نشان می دهد که آغاز پویایی در مورد ذوب فلزات در این مناطق نسبتا دیر آغاز شده است و افزون براین مواد معدنی موردنظر در این مناطق موجود نیست.
«سرآرتور کیت» و «دکتر ارنست هرتسفلد» بر این باورند که جایگاه اکتشاف فلز را می توان در نواحی شمال باختری ایران یا در ارمنستان (که جزو فلات ایران است) دانست. «آندره گدار» بر این باور است که شاید خاستگاه صنعت ذوب فلزات در رشته کوه های است که فلات ایران را دربرگرفته است.
گفته میشود که مس نخستین فلزی است که کشف و ذوب شده است و آهن یکی از واپسین فلزات اصلی است که ذوب شده و مورد بهره قرار گرفته است.
در صنعت ذوب مس دست کم چهار کشف مهم نیاز بوده است انجام شود تا از ذوب مس به روش درست بهره برداری شود :
1. کشف اینکه مس توانایی چکش خواری دارد.
2. کشف اینکه مس ذوب میشود.
3. کشف اینکه می توان مس ناب را از سنگ های معدنی ویژه ای به وسیله ذوب آنها استخراج کرد.
4. کشف اینکه با آمیختن فلز دیگری به مس می توان آلیاژهای قویتر و سخت تر و بادوام تری به وجود آورد.
ادامه دارد... _________________ تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم.....
apadana هموند ویژه وضعيت: آفلاين 20 مرداد ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 139 امتياز: 394 تشکر کرده: 273 تشکر شده 146 بار در 91 پست
محل سكونت: يزد
ارسال شده در: دوشنبه، 1 شهريور ماه ، 1389 21:32:40 موضوع مطلب:
درود برشما
نوشتار خواندنی بود
مخصوصا آنکه از یزد محل زندگی من هم حرف مختصری به میان آمده بود.
فکر کنم بن مایه نوشتار را فراموش کرده اید _________________ منم فرزند کوروش،برادر کامبوجیه،از خویشان داریوش بزرگ/پس ذاتم آریایی،خونم آریایی،دینم آریایی/ پروردگارا من و تمام دیگر هموندان رانیک بدار
کاربرانی که برای این ارسال از vatan تشکر کرده اند arya, apadana
محل سكونت: يزد
apadana هموند ویژه وضعيت: آفلاين 20 مرداد ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 139 امتياز: 394 تشکر کرده: 273 تشکر شده 146 بار در 91 پست
محل سكونت: يزد
ارسال شده در: دوشنبه، 1 شهريور ماه ، 1389 22:34:55 موضوع مطلب:
پارسه جان پوزش میطلبم
چشمانم ضعیف نشده
عجله داشتم نتوانستم به طور کامل بخوانم
از طرفی چون به دنبال ذوب فلزات و صنعت آهن گری در ایران باستان بودم خواستم به طور کامل از منبع بخوانم
باز پوزش میطلبم _________________ منم فرزند کوروش،برادر کامبوجیه،از خویشان داریوش بزرگ/پس ذاتم آریایی،خونم آریایی،دینم آریایی/ پروردگارا من و تمام دیگر هموندان رانیک بدار
کاربرانی که برای این ارسال از vatan تشکر کرده اند apadana, arya
vatan هموند ویژه وضعيت: آفلاين 19 خرداد ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 104 امتياز: 262 تشکر کرده: 6 تشکر شده 134 بار در 82 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 22 شهريور ماه ، 1389 10:22:47 موضوع مطلب:
کشف اینکه مس توانایی چکش خواری دارد هنگامی کشف شد که اتفاقا سنگ مس نسبتا ناب را اشخاص کوبیدند و کشف نمودند که با این کار مس را می توان از سنگهای دیگر جدا کرد و با کوبیدن آن را به صورت صفحاتی درآورد. در هزاره پنجم پیش از زایش مسیح در کهن ترین بخش سیلک که عهد نخست سیلک یا سیلک1 نامیده میشود نخستین اشیا کوچک مسین که هنوز چکش کاری می شد یافت شده است به طوریکه دکتر گیرشمن می نویسد انسان غارنشین تازه داشت نخستین فلزی را که می بایست به کار برد می شناخت که دریافت مس نرم و قابل چکش خوری است ولی هنوز روش ذوب کردن آن را نمی دانست. این دوره درست در پایان دوره پایانی نوسنگی است.
کشف دوم که ارزش بسیاری دارد ذوب مس در کوره است. مس در اثر گرما مانند گل کوزه گران نرم میشود و اگر گرما به قدر کافی به آن داده شود (نزدیک به 1200 درجه سانتیگراد) مس ذوب شده و اگر آن را در قالبی بریزند پس از سردشدن شکل قالب را به خود می گیرد. مسی که بدین ترتیب ساخته میشود افزون بر دارا بودن همه کاربردهای موادی مانند چوب و سنگ و استخوان که فقط میشد جزیی را از کل جدا کرد و ریخت ویژه ای به آن داد. مس را مانند گل گوزه گری می توان به هم وصل نمود و در کوره نهاد و یک شی واحد از آن به وجود آورد ، به عبارت دیگر برای نخستین باز انسان وسیله ای به دست آورد (پس از گل گوزه گری) که می توانست از جز به کل برسد. در عمل بیشتر قالب است که ریخت پایانی مس ذوب شده را تعیین می کند و این قالب بیشتر از گل رس ساخته می شود و مس مذاب در درون آن ریخته میشود تا اینکه همه حفره موجود در درون قالب گلی را پر سازد. مهار عمل ذوب فلز تنها در اثر یک رشته اختراعات و اکتشافات پرشمار و مرکب ، شدنی گردید. برای به دست آوردن گرمایی برابر با 1200 درجه که برای ذوب مس لازم است نیاز به دم هست بدین معنی که برخی از ابزارها باید اختراع میشد تا بتواند جریان هوا را با فشار بر شعله بدمد و سبب افزایش گرما به اندازه دلخواه گردد و دم تنها راه حل درست این کار بود. کوره و بوته و انبرهایی که بتواند مواد مذاب را حمل کند بایستی اختراع میشد. قالبگیری فلز مستلزم داشتن قالب است. برای به وجود آوردن چیزهایی که بایستی هر دو سوی آن برجسته باشد قالبی لازم است که دو تکه باشد تا بتوان دو نیمه کامل برابر آن را به وسیله چیزی به هم پیوند داد و در میان چنین قالبی جنس مذاب را ریخت. انسان در هزاره چهارم و سوم در فلات ایران فکر هوشمندانه و شگرفی کرد و آن اینکه روش موم گم شده (Cire Perdue) را کشف کرد. برای این کار ابتدا یک الگو از شی دلخواه را با موم می ساخت و سپس آن را با یک پوشش از گل رس می پوشانید و گل رس را با موم درون آن در کوره گرما میداد تا اینکه گل رس به سفال دگرگون شود ، در حالیکه با قرار دادن سوراخی در زیر این سفال اجازه میداد که موم مذاب از زیر این سفال بیرون رود آنگاه پس از اینکه سفالی سرد میشد قالب دلخواه به دست آمده بود. در این قالب بود که فلز مذاب را از سوراخی که در بالا ایجاد می کردند می ریختند تا جای الگوی مومی را در درون قالب سفالی کاملا پر سازد. وقتی فلز سرد میشد قالب سفالی را می شکستند و فلز به صورت دلخواه از میان قالب سفالی پدیدار میشد که نیاز به سوهان کاری و صافکاری داشت. صنعتگر این دوره کاملا صافکاری و صیقل کاری و پرداخت را می شناخت. در قالبگیری دقت بسیاری لازم بود تا فلز اکسید نشود و یا به قالب نچسبد و یا در یک قالب بسته و سرپوشیده حباب های هوا تشکیل نشود چون حبابهای هوا در میان فلز مذاب قرار می گرفت و سبب تردی و شکنندگی و ضعف قالبگیری میشد.
در دروه سوم سیلک در هزاره چهارم پیش از زایش مسیح دکتر گیرشمن پی به وجود فلزات ذوب شده و قالبگیری شده برده است وی می نویسد : صنعت فلزکاری نیز به پیشرفت خود ادامه داد و مس را ذوب و ریخته گری می کردند و شمار و گوناگونی چیزهای مسین بیش از پیش بود. و همچنین چیزی که سبب شناختن شیوه موم گمشده است گفته گیرشمن است که می گوید : "کوزه گر این دوره به فن قالب ریزی آشنا بود و برای مجسمه همه نوع جانوران ، اسباب بازی برای کودکان و یا هدایای نذری به پیشگاه رب النوع موکل بر حمایت از اغنام و احشام قالب سازی می کرد."
چیزی که بیشتر ما را بر آن می دارد که خاستگاه صنعت ذوب فلزات را در ایران جستجو کنیم این است که چنانچه دیده شد برای اینکه ذوب فلز عملی شود مردمی لازم است که با صنعت کوزه گری و سفال سازی آشنایی کامل داشته باشند چون برای برداشتن فلز مذاب از کوره و ریختن آن در قالب نیاز به قاشق ها یا وسایلی است که در برابر گرمای بسیار مصون از ذوب شدن باشد و این کار در سفال موجود است. همچنین قالب سفالی باز وسیله بسیار مناسبی برای قالبگیری فلز مذاب است و کوزه گری چنانکه می دانیم پیش از هر جا در ایران پیشرفت نمود و بر همین پایه می توان گمان برد که صنعت ذوب مس نیز که ادامه آنست در همین فلات ایران آغاز شده است. افزون بر این در همین منطقه معادن مس بسیار غنی وجود دارد.
کشف سوم یعنی جداکردن مس ناب از سنگهای معدنی ، مس این فلز عالی در دنیای کهن بسیار کم به صورت ناب یافت میشد و بر همین پایه انسان از همان وقتی که پی به ارزش مس در زندگی روزمره ی خود برد و کمیابی مس ناب را در طبیعت دریافت به فکر افتاد که به وسایل دیگری بر میزان فلز قابل بهره خود بیفزاید و روشن نیست که آیا ذوب شدن اتفاقی سنگی که در کناره ی معدن قرار داده بودند سبب کشف این حقیقت شده و یا بشر به فکر آن بوده که سنگ های دیگر را نیز ذوب و مورد بهره برداری قرار دهد که به کشف سنگهای معدن مس که به صورت اکسید و کربنات و سیلیکات و سولفید موجود است موفق شد و از آنها مس ناب به دست آورد. کشف اینکه می توان از این سنگها پس از ذوب در کوره مس ناب به دست آورد سبب شد که بر میزان موجودی مس ناب در جهان کهن به میزان بسیاری افزوده شود و این امر در دوره سیلک سوم در ایران شناخته شده بود و از روی این اختراع مردم خاورمیانه و نزدیک به فکر ذوب قلع ، نقره و سرب و سایر فلزات افتادند و سرانجام این امر سبب کشف دیگری شد و آن ساختن آلیاژ مس است که از دید ویژگی از خود مس به مراتب پردوام تر و محکمتر می باشد.
کشف چهارم یعنی ساختن آلیاژ مس یا مفرغ. کم کم مردم فلات ایران در هنگام عملیات ذوب مس پی بردند که اگر مقداری آنتیموان ، ارسنیک ، سرب یا قلع به مس بیفزایند قالبگیری آسان تر و فرآورده پایدارتر خواهد شد.
اشیا مسی هزاره چهارم پیش از زایش مسیح را که تجزیه کرده اند متوجه شده اند که هر یک از آنها دارای مقدار گوناگونی از نقره ، طلا ، آرسنیک ، سرب ، آنتیموان ، آهن ، قلع و روی است و می توان گمان برد که چون صنعتگران ذوب کننده فلزات در آن دوره هر نوع سنگ معدنی را موردبهره برداری قرار می دادند آنها به طور اتفاقی برخی آلیاژها را با نسبت گوناگونی از فلزات بسته به آنکه در سنگ معدن مورد بهره برداری چه نوع فلز و چه میزان آمیخته با مس وجود داشت به دست می آوردند. ولی وقتی اشیا مسی به عنوان نمونه در «تپه کوی» را از 2500 پیش از زایش مسیح به این سو مورد تجزیه قرار می دهیم متوجه میشویم که نخست این اشیا مسی دارای 5 درسد روی هستند و این درسد در درازای هزار سال پس از آن به 10 درسد افزایش می یابد. این میزان روی مداوم و یک اندازه که در همه حال از یک اندازه معینی بالاتر نبود ما را بر آن می دارد که اطمینان پیدا کنیم که در این هنگام مردم فلات ایران برنز را به عنوان یک آلیاژ شناخته شده مس کشف کرده بودند.
دکتر فریدون فرشاد که در امور باستان شناسی پژوهش های بسیاری دارند هنگامی که درباره اشیا مفرغی که در شهر سوخته در نزدیک سیستان کشف شده صحبت می کند می گویند که راست است که ایرانیان با برنز یا مفرغ در آن هنگام آشنایی داشته اند ولی مهم تر این که ایرانیان نخستین قومی هستند که از پنج هزار سال پیش از زایش مسیح به آلیاژ مس و قلع پی برده و با مفرغ یا برنج اشیایی ساخته اند چون سنگهای معدن مس مانند مالاکیت ، کالکوپیریت ، آزوریت و کالکوسیت در بیشتر نواحی ایران از جمله در میانه ، سبزوار ، کرمان ، رفسنجان و انارک شناخته شده و ایرانیان آن زمان به دقت در پی اکتشاف و استخراج معادن مس برمی آمدند.
قلع که درآلیاژ مفرغ به کار می رفته است در برخی از نقاط ایران (پیرامون یزد) و برخی از نواحی دیگر شناخته شده و یکی از واردات باارزش در زمانهای بسیار دور بوده است که از چین حمل می گردیده است.
در ایران ابزار و ادوات مفرغی زیادی مانند خنجر ، شمشیر ، قیچی ، انگشتر ، گوشواره ، دستبند ، سنجاق ، سوزن ، پیاله و ظروف گوناگون در نقاط مختلف کشور مانند کاشان (سیلک) ، گرگان (تورنگ تپه) ، قاین (خونک پای گدار) ، ایلام (گل چوار) ، املش ، رضاییه و اردبیل کشف گردیده است که این خود بیانگر آشنایی کامل تیره های مختلف ایرانی آن روزگار با مفرغ می باشد. جای هیچ گونه تردید نیست که آلیاژ مس و قلع و ساختن مفرغ یا برنز نخستین بار توسط ایرانیان ساکن فلات ایران انجام گرفته است.
واژه مس به نحوی که امروز ما به کار می بریم یک معماست چون که در بیشتر قاموس ها به چم مس یا قلع گداخته آمده و دکتر معین در زیرنویس صفحه مربوط می گوید که روی سرخ رنگ را (rōdik) ، (roodhitā) و مس سرخ رنگ را (rōyīn) و (roi) و (rôd) و بلوچها (rod) می گفتند و محققا واژه (red) انگلیسی و (rot) آلمانی به چم سرخ از همین ریشه است. در «التفهیم» بیرونی مس و سپیدروی جداگانه آمده است ولی روی تنها نیامده است. به هر روی اینکه مس از کی و از کجا وارد زبان فارسی شده قابل توجه و پژوهش است.
باستان شناسان ایرانی و بلژیکی که در سال 1346 در پشتکوه لرستان حفاری هایی انجام داده اند به روشنی می گویند که لرستان مهد تمدن مفرغ بوده و مفرغ لرستان در برخی از تمدن های باستانی میان رودان تاثیر گذارده است. به باور این گروه پژوهشی ، تمدن مفرغی لرستان در هزاره چهارم پیش از زایش مسیح (3500 پ.ز) با پیدایش مفرغ در آغاز به صورت آلیاژی از مس و قلع و سپس ترکیبی از مس و روی گام به عرصه وجود گذاشت. تمدن مفرغ از سه دوره ی مشخص از هم تشکیل شده است :
1 – مفرغ کهن از 3500 تا 1900 پ.ز
2- مفرغ میانی از 1900 تا 1600 پ.ز
3- مفرغ جدید از 1600 تا 500 پ.ز
ادامه دارد... _________________ تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم.....
کاربرانی که برای این ارسال از vatan تشکر کرده اند arya
vatan هموند ویژه وضعيت: آفلاين 19 خرداد ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 104 امتياز: 262 تشکر کرده: 6 تشکر شده 134 بار در 82 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 1 مهر ماه ، 1389 00:35:40 موضوع مطلب:
آهن و فولاد
بلعمی در ترجمه تاریخ طبری می نویسد که هوشنگ نخستین کسی است که کانهای زر و سیم و آهن را بیرون آورد. در تاریخ های کهن ایران کاوه که بر علیه ضحاک شورید آهنگر بوده است. وی پیش بند چرمی خود را بر سر چوب کرد و پس از شوریدن بر ضحاک و شکست او ، فریدون را به پادشاهی نشانید و از آن تاریخ پیش بند چرمی او درفش کاویانی یعنی درفش میهنی ایرانیان گردید و این امر از یک دید خیلی جالب است بدین معنی که نشان می دهد پایه های ملیت ما بر صنعت نهاده شده است. ایرانیان در آماده سازی آهن و به ویژه فولاد سهم بسزایی دارند. گرچه درباره ی اینکه اکتشاف آهن مربوط به کدام تیره و قبیله است باورهای گوناگونی ابراز شده است ولی چیزی که مورد پذیرش همه است این است که آهن نخستین بار در فلات ایران و قفقاز کشف شده است. مصری ها کانون آهن را ارمنستان خوانده اند و کوره های ذوب آهن کهن که به تازگی در رشته کوه های قره داغ نزدیک تبریز کشف شده که آهن آن از نوع هماتیت است. همچنین در رشته کوه های البرز و رشت و ماسوله در مازندران آثاری از معادن کهن آهن به چشم می خورد.
آهن را نخست مانند مس به ریخت طبیعی آن از سنگ های آسمانی که به زمین می افتاد با چکش زدن به دست می آوردند. ولی میزان آن خیلی کم بود. پس از آن مانند مس ذوب کردن سنگ آهن آغاز شد ولی چون گرمای کوره آن اندازه نبود تا آهن را به خوبی ذوب کند ، یک فلز اسفنجی شکل از کوره به دست می آمد که باز ناچار بودند با چکش مواد زاید و غیر خالص آن را جدا کنند و آهن باقیمانده را به هم جوش داده و یک تکه آهن یکپارچه به دست آوردند. تکه هایی از آهنی که به دست انسان ساخته شده هم اکنون در دست است که مربوط به نیمه نخست هزاره سوم پیش از زایش مسیح است و در 1500 پیش از زایش مسیح آهن در امپراتوری هیتیت ها رایج بوده ولی شوربختانه تا این اواخر به شوند اینکه این اشیا آهنی زنگ زده و از هم پاشیده شده بود هیچ یک از باستان شناسان توجهی به آن نداشته اند و اگرچه بیشتر آهنی که تا آن تاریخ شناخته شده از جنس آهن معمولی است ولی پیش از هزاره نخست زایش مسیح مردم فلات ایران روش ساختن فولاد را از این آهن ها آموخته بودند. آقای دکتر «سیریل اسمیت» می نویسند که فولاد عالی محققا بدست آهنگران لرستان (در کوه های واقع در باختر ایران) در تاریخی نزدیک به هزار پیش از زایش مسیح (با اختلاف دو سده بالا و پایین) تهیه می گردید و گرچه تاکنون مفرغ لرستان در همه موزه های جهان به معرض نمایش گذاشته شده ، شوربختانه از این موفقیت های متالوژی بی مانند آنها هیچ ذکری نیست و خیلی کم کسی از وجود آن آگاه است. وی در اثر آزمایشی که از یک دسته کوتاه فولادی قمه ای به عمل آورده می نویسد که سختی و پایداری آن بیش از 400 کیلوگرم در میلیمتر مربع است. وی می نویسد که در گورهای لرستان فولادهایی با سختی و پایداری 250 کیلوگرم در هر میلیمتر مربع بسیار فراوان بود و مانند این است که این فولادها را پس از گرم کردن کم کم سرد کرده اند. ایرانیان از آغاز بین آهن های گوناگون فرق می گذاشتند و هماره دو نوع آهن را از یکدیگر جدا می دانسته اند. نخستین را نرم آهن و مونث و دومی را شاپورگان و مذکر می خواندند. به باور آنها هنگامی بهترین آهن به دست می اید که این دو گونه آهن با یکدیگر آمیخته شوند.
دمرگان باستان شناس فرانسوی در نسک «تمدن های اولیه» ضمن بحث درباره ی صادرات ایران در دوره هخامنشی از صادرات آهن گیلان و مازندران و همچنین صادرات آهن باختر دریاچه ارومیه نام می برد. در معادن آهن «ابرکا» در بلوک نانیج در نور و معدن آهن کلاردشت هم اکنون آثار و بقایای بهره برداری کهن دیده میشود. جالب آن است که در اینجاها به واسطه وجود سوخت کافی از درخت های جنگلی ، بهره برداری از آهن به راحتی میسر بوده است.
برخی از دانشمندان بر این باورند که آهن از واژه آسن به چم سنگ ریشه گرفته و واژه های (Eisen) آلمانی و (iron) انگلیسی از آهن ریشه گرفته اند. ولی برخی دیگر بر این باورند که شاید آهن به زبان اوستایی که آسن نامیده میشود از واژه آسمان گرفته شده باشد و شوندی که برای آن می آورند این است که این فلز را از آغاز از سنگهای آسمانی به دست می آوردند.
یکی از کهن ترین معادن آهن که در دوره های کهن هاتا (حتی) پیش از دوره هخامنشی مورد بهره برداری بود معدن آهن در «درفارد» است که امروزه به آن «دلفارو» می گویند. این معدن در کوه های بارز در نزدیکی جیرفت واقع است
الکندی که در سده سوم هجری می زیست این نوع فولاد را به اصطلاح ایرانیان «فرند» که معرب «پرند» است می خواند.
از یک بن مایه چینی موسوم به کوکویااو (ko-ku-yao) چنین برمی آید که در زمان ساسانیان فولاد از ایران به چین وارد میشده است. در این نسک به ویژه اشاره به نقش های مارپیچ و خطوط زیبای روی سطح فولاد ایران شده است و می رساند که این فولاد وارده از ایران در واقع همان پرند یا فولاد آبداده و جوهردار ایرانی بوده است.
ادامه دارد... _________________ تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم.....
کاربرانی که برای این ارسال از vatan تشکر کرده اند apadana, arya
vatan هموند ویژه وضعيت: آفلاين 19 خرداد ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 104 امتياز: 262 تشکر کرده: 6 تشکر شده 134 بار در 82 پست
ارسال شده در: جمعه، 28 آبان ماه ، 1389 12:06:42 موضوع مطلب:
تیغه های شمشیر نامی به «دمشقی»
دکتر «سیریل ستانلی اسمیت» در تاریخ متالوگرافی خود می نویسد که این نام از محلی که برای نخستین بار اروپاییان با این نوع شمشیر روبرو شدند گرفته شده نه در محل ساخت و خاستگاه آن.
بهترین این نوع شمشیرها در ایران با فولاد هندی ساخته میشد. جالب است که اروپاییان مدت ها از پی بردن به راز به وجود آمدن این شمشیرهای آبداده ناتوان بودند. بارها اروپایی ها تلاش کردند که از فولاد هندی برای ساختن شمشیرهای آبداده استفاده کنند با شکست روبرو شدند و آهنگران اروپایی با فولاد هندی نامی به ووتز (Wootz) هر چه کردند نتوانستند شمشیری مانند شمشیرهای ایرانی و شرقی درست کنند و سالها این امر ادامه داشت تا سرانجام در 1821 «بره آن» که بازرس ضرابخانه پاریس بود موفق شد یک فولاد خوب بهمان روش فولادهای آبداده و جوهردار ایرانی بسازد. از سویی «آنوسوف» و «ماسالسکی» در سده نوزدهم از شمشیرسازان بخارا اسرار ساختن فولاد و آب دادن به روش ایرانی را آموختند و پولاد را روس ها به همین روی «بولات» می گویند.
تکنیک جوهر دادن آهن از ایران به عربستان و میان رودان و دمشق و سرانجام به اسپانیا رسید. «پرنس آندره زونیگو رودسکی» در یادداشت های خود از گفته شاه عباس گوید : " سلاح و کلاه خودها و چهار آیینه های نظامیان در کشور ایران ساخته میشود و ما پولاد را تنها از سرزمین های شاهنشاهی خود در هند فراهم می کنیم و زره های ظریف و شفاف را از ممالک چرکس (قفقاز) می آوریم."
این امر باور «نیدهام» را تایید می کند که می گوید : " تکنیک نقش و نگار دادن روی فولاد و به وجود آوردن فولاد سخت و نیرومند که سبب برتری این نوع شمشیر بر سایر شمشیرهای فولادی میشده بایستی از ایران یا هند باشد." ایرانیان که خود آهن خوب نداشتند آن را از هند وارد می کردند. این آهن های واردشده از هند را که به صورت گوی یا شمش مکعب بود ، در کوره های ویژه ای به روش ویژه ای شمشیرسازان ایرانی با آهن نرم می آمیختند و شمشیرهای بی مانند فولادی را به وجود می آوردند.
ادامه دارد... _________________ تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم.....
کاربرانی که برای این ارسال از vatan تشکر کرده اند arya
vatan هموند ویژه وضعيت: آفلاين 19 خرداد ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 104 امتياز: 262 تشکر کرده: 6 تشکر شده 134 بار در 82 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 18 دي ماه ، 1390 13:45:25 موضوع مطلب:
سرب
سرب یکی از سنگ های معدنی است که در دوره های پیش از تاریخ همراه مس شناخته شده است. ابوریحان در نسک «الجماهر فی معرفه الجواهر» می نویسد که سرب را به عربی «آبار» یا «ابار» و به فارسی «آنک» (Anak) می گویند. وی می گوید ابار سریانی است و «اسرب» معرب سرب است. سنگ سرب به صورت کربنات سرب (سروزیت) و سولفور سرب (گالن) یافت می شود ولی معمولا در روزگاران کهن فقط از سنگهای کربنات سرب بهره برداری میشده است. یکی از معادن سرب که در زمانهای کهن هم شاید مورد بهره برداری قرار گرفته باشد همان معدن سرب نخلک در نزدیکی انارک می باشد.
سرب را از روزگاران کهن به عنوان ملات در کارهای سدسازی و پل سازی و برخی کارهای ساختمانی مصرف می نموده اند. افزون بر این برای آسانی عمل ذوب از آن در کوره ذوب آهن بهره می برند و با مس از آن آلیاژ مفرغ می ساختند. از آثاری که در نواحی راور و شهرستان های سیرجان و بافت کرمان به دست آمده روشن میشود که فن استخراج معادن و ذوب فلزات چندین هزار سال پیش در سرزمین کرمان رواج داشته است. چند سال پیش در یکی از معادن سرب و روی بخش راور کرمان در هنگام اکتشاف یا استخراج معدن دو جسد کشف شد که از هزار سال پیش باقی مانده و فاسد نشده بود و هاتا (حتی) لباسهای آنها هیچگونه پوسیدگی پیدا نکرده بود. در یکی از معادن اسفندقه در هنگام استخراج یک معدن ، تونل های پرشماری پیدا شد و از درون تونل ها میزان بسیاری «کدو» به دست آمده که در پژوهش های بعدی نشان داده شده است که این تونل ها چندین هزار سال پیش برای استخراج معدن کنده شده و کدوهای مکشوفه نیز به جای کلاه معدنچیان و یا به جای ظرف آب کارگران معدن به کار می رفته است.
ابزار استخراج معادن کرمان در آن زمان عبارت از شاخ بز یا گاو یا چکش های سنگی بوده که برای حفاری معدن به کار می رفته و همین کار نشان دهنده ی این است که این حفاری ها به دوره های نخستین کشف فلزات برمی گردد که هنوز چکش و وسایل کار فلزی و آهنی موجود نبوده است. در آن دوره سنگ های معدن را با سبدهای حصیری که از برگ خرما می ساختند از معدن خارج می کردند. برای تهویه تونل های درون معادن به سیستم کار مقنی های امروزی از چراغ بهره می بردند به این صورت که چراغ معدنی را که عبارت از پیه سوز کوچک گلی بود و نمونه هایی از آن ظرف چند سال گذشته در هنگام حفاری ها و اکتشافات معدنی به دست آمده است در ژرفای تونل های معدن روشن می کرده اند. در شعاع این چراغ ها حفاری ادامه می یافته و بر اثر شعله ی چراغ هوای تونل گرم میشده و بالا می رفته و هوای سرد و تازه جانشین هوای گرم میشده و به این ترتیب جریان هوا در درون تونل های قدیمی معادن مزبور برقرار می گشته است.
ادامه دارد.... _________________ تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم.....