human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: شنبه، 3 اسفند ماه ، 1387 12:44:38 موضوع مطلب: نادرشاه و پيرمرد
با درود به روان پاک جانباختگان و همه آنانی که در راه سرفرازی اين مرز و بوم اهورايی از هستی خود گذشتند
آيا تا کنون از انديشه تان گذشته که ايرانيان آسيب پذيريشان کجاست ؟
هر چند چرايی فرازها روشن هست اما به چرايی فرودها همواره نگرشی گمراه کننده داشته ايم .
برای ورود به جستار ميخواهم داستان آموزنده اي را که بر ميگردد به زمان نادر شاه جهانگشا بازگو کنم .
يک روز در ميانه کارزار با دشمن نگاه نادر شاه افتاد به پيرمردی که بيباکانه شمشير ميزد و سربازان دشمن را تار و مار ميکرد ،پس از پايان کار و برافراشته شدن درفش پيروزی ايرانيان نادر پيرمرد از جان گذشته و ميهن پرست را فرا خواند و پس از ستايش دلاوريهای شگفت انگيزش از او پرسيد که تو با اين تواناييهای بالايت در زمان تازش افغانها به ايران کجا بودی ؟
با وجود چون تويی چگونه يک مشت راهزن بر ايران چيره شدند ؟
پيرمرد رزمنده پاسخی کوبنده همتای فرزانگان داد و همه را شگفت زده کرد .
پيرمرد گفت سرورم در آن زمان تاريکيها من بودم اما شما نبوديد .
پاسخی کوتاه و ژرف .
از نگاه من زمامداران اگر به اين داستان خوب بينديشند و آموزه های ارزشمند آنرا آويزه گوش کنند ديگر هرگز ايرانيان رنگ شکست ،خواری و زبونی را نخواهند ديد .
اين در ايرانيان نهادينه شده است ،اگر راستی ببينند از همه چيز خود ميگذرند تا راستی را بر کرسی بنشانند و اگر دروغ ببينند وانمود به همکاری ميکنند اما سر بزنگاه همه چيز را رها کرده ميدان را به دشمن واميگذارند .
به اين ويژگی اهورايی اگر زمامداران ارزش دهند ، ايرانيان ايشانرا بر چکاد پيروزی جای ميدهند و اگر به آن بها ندهند زير سم ستوران دشمن رهايشان ميکنند تا پامال شوند ،در اين راه به سود و زيان خود نيز نمی انديشند .
کسانی که تاريخ را ارج نمی نهند وادار ميشوند آنرا برای چندمين بار بيازمايند .
براستی برای چه برخی آزموده را باری ديگر می آزمايند ؟
براستی چرا ؟