yazdan جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 685 امتياز: 1851 تشکر کرده: 974 تشکر شده 700 بار در 418 پست
ارسال شده در: سه شنبه، 5 مرداد ماه ، 1389 11:14:56 موضوع مطلب: آزاده، ایر
به نام یزدان پاک
از: فریدون جنیدی
کتاب "زندگی و مهاجرت آریائیان بر پایه گفتارهای ایرانی"
آزاده، ایر
مفهوم و معنای «ایر» آزادگی است، شاید به علت آن که اینان تنها مردمان آن هنگام بوده اند که با زراعت و گله داری روزگاری گذرانده اند و چپاول و غارت و آتش سوزی و گروگان و دزدی از آداب و آیینشان نبوده است.
مورخان غربی در تواریخ خود، یعنی از هنگامی که به تاریخ مدون (1) ایران می رسند «آزاده» را آن گروه از ایران معرفی می کنند که در دربار شاهی روزگار می گذرانده اند.
البته این لقب هم در مقابل «بنده» آن چنان که برخی مورخان تصور کرده اند نبوده، و در ابتدای امر همه ایرانیان لفب «ازاده» داشته اند و گواه آن هم بیت فردوسی است که قبلاً در مورد چهار گروه شدن مردمان آوردم:
چه گفت آن سخنگوی «آزاده مرد» ------------ که «ازاده» را کاهی بنده کرد
یعنی «ایر» و «آزاده» یا آریایی ای که تن به تنبلی داد و دست از کشاورزی ئ پیشه وری برداشت تا در دربار شاهان بوده باشد، به صورت «بنده» در آمد. و در اینجا به خوبی معلوم می شود که «آزاده» صفت آریایی و ایرانی است و بر عکس از نظر یک انسان متفکر همچون فردوسی، آن آزاده ای «بنده» است که در دربار شاهان است و برخی مورخان غربی گمان برده اند، که او «آزاد» و دیگران «بنده» بوده اند.
در هر صورت آزاده یعنی ایرانی و آزادگان به معنی ایرانیان است، و این بیت که در شکست یزدگرد سوم آمده نشان دهنده ی آن است:
از «آزادگان» پاک ببرید مهر ------------ دگرگونه شد چرخ گردون سپهر
و این بیت در گفت و گوی گشتاسب، اسفندیار است در مورد رستم:
به گیتی نداند کسی هم نبرد ------------- ز توری و رومی و آزاد مرد
یا در جنگ کاوس و شاه مازندران:
به توس و به گودرز کشوادگان -------------- به گیو و به گرگین و «آزادگان»
بفرمود تا لشگر آراستند -------------- سنان و سیرها بپیراستند
ز «آزادگان» این نباشد شگفت ------------------- ز ترکان چین یاد نتوان گرفت
و این آزادگی به عنوان میراثی برای ایرانیان بوده است که در قرون بعد نیز ادان اشاره می شد، چه پیش از اسلام، و چه پس از اسلام.
این بیت در مهمانی بهرام گور در خانه ی «ماهیار» توسط دختر ماهیار که «آرزو» نام داشته با چنگ و سرود برای بهرام خوانده شده:
تویی چون فریدون «آزاده خوی» --------------------- منم چون پرستار و نام آرزوی
یا در گفت و گوی دختر با پدرش، که او را نیز آزاده خطاب می کند.
چنین گفت با ماهیار، آرزوی ------------ که ای پیر آزاده ی نیک خوی
در همان مهمانی هنگامی که بهرام گور بر اثر مستی خواستار دخترِ ماهیار می شود ماهیار او را از چنین خواستاری نهی می کند:
به مستی بزرگان نبندند بند --------------- به ویژه زنی کاو ببود ارجمند
بمان تا برآید بلند آفتاب --------------- سر نامداران بر آید ز خواب
بیاریم پیران داننده را ---------------- شکیبا دل و نیز خواننده را
شب تیره از رسم بیرون بود --------------------- «نه آیین شاه آفریدون بود»
و همین ابیات نشان می دهد که ایرانیان همواره آیین های دوران جمشیدی یا سه بهره شدنِ نژاد اریا را در نظر داشته اند.
در اشعار پس از اسلام نیز به «آزاده» و «آزادگی» بسیار اشاره رفته است و این شعر از اشعار رودکی است:
شادی بوجعفرف احمد بن احمد ------------------ آن مه «آزادگان» و مفخر «ایران»
آن ملک عدل و آفتاب زمانه ---------------------- زنده بود داد و روشنایی کیوان
و نیز این بیت از همو است در دلداری امیر سامانی از رنجوری و مریضی او:
دیر زیاد آن بزرگوار خداوند------------------- جان گرامی، به جانش اندر، پیوند
دایم بر جان او بلرزم، زیراک ------------------- مادر «آزادگان» کم آرد فرزند
و نیز این شعر در وصف شراب از او است در پاسخ کسانی که می گفته اند شراب، بدخویی و بدمستی می آرد:
می،آرد شرف مردمی پدید ---------- «آزاده نژاد» را از درم خرید
می «آزاده» پدید آرد از بد اصل----------- فروان هنر است اندرین نبید
و اشاره ی رودکی به بد اصل یا درم خرید، غلامان تاتار نژادی بوده اند که در زمان سامانیان وارد دستگاه دولتی شدند و لاخره هم همانان حومت ایران را ربودند.
در غزنین شاعری ایرانی بوده است به نام جمال الدین ناصر که به «کافرک غزنوی» تخلص می کرده. این شاعر که بسیار از اطوار محمودی و اوضاع سخت حاکم بر زمانه – زمانه ای که عنصری در آن دیگدان نقره می زد- و شاعران آزاده در آن رنجور بودند، همواره اشعار هزل می سرود. و البته تخلصی که برای خود انتخاب کرده باید اندازه گرفت که تا چه حد با محمود و محمودیان عناد داشته است، زیرا که محمود خود را مبشر اسلام می دانست و هندیان بی ازار در خانه های خود از بیم تیغ خونریزش بر خویشتن می لرزیدند آن وقت او در غزنین خود را کافرک می نامید!
از جمله اشعاری که از او باقی مانده این دو بیت است که در آن به محنت «آزادگان» در دوران تاتارها اشاره می کند.(2)
تا ولایت به دست ترکان است ---------------------- مرد «ازاده» کنده تنبان است
جهد کن تا دریده کون باشی ----------------- دو، دور دریده کونان است!
و این رباعی خیام که از رنج ایرانیان در دستگاه ترکان سلجوقی به ستوه بوده است اشاره به همین معنا می کند:
گر دست بدی بر فلکم چون یزدان ------------------ برداشتمی من این فلک را از میان
وز نو فلکی دگر چنان ساختمی -------------------- که «آزاده» به کام دل رسیدی آسان
پانویس
1.از آن جهت تاریخ ایران از زمان مادها را مدون برای غربیان نام می برم که همه ی تاریخ ایران به طوری که در همین نامه دیدیم مدون است اما برای غربیان فقط از دوره ی ماد به این سوی، تاریخ ما مدون و بر جای مانده! زیرا که مورخان آنان فقط از همین دوران نوشته اند.
2.باز برای چندمین بار توضیح می دهم که آذربایجانیان گمان نبرند که «ترک» هستند، آنان آذربایجانی اند و به زور شمشیر ترکان ناچار شده اند به زبان نیمه ترکی نیمه فارسی سخن بگویند! و پژوهش در این واقعیت، از شادروان احمد کسروی تبریزی شروع گردید. و گرچه محققان دیگر آن سامان دنباله ی این تحقیق را گرفته اند اما ممکن است برخی جوانان از این پژوهش ها بی اطلاع باشند. رساله ی مولانا روحی انارجانی که در زبان تبریزیان از قرن یازدهم بر جای مانده نشان می دهد که آذربایجانیان تا سده ی یازدهم به زبانی شیرین، نزدیک به زبان پهلوی سخن می گفته اند. و خوشبختان در این سالها از سوی بنیاد نیشابور پژوهش هایی شده است که به چاپ رسیده.
بن مایه: زندگی و مهاجرت آریاییان بر پایه گفتارهای ایرانی، فریدون جنیدی، رویه های 225 تا 228.