niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 3 مرداد ماه ، 1389 09:14:27 موضوع مطلب: آیین مهر
نویسنده: زنده رود
تنها يك روز در سراسر حيات كافيست.نگاه از گذشته بر گير و بر آن غبطه نخور.چرا كه از دست رفته.در غم آيند نيز مباش.چرا كه هنوز فرا نرسيده است.زندگي را در همين لحظه بگذران و آن را چنان زيبا بيافرين كه ارزش به ياد ماندن را داشته باشد(آيدا اسكات تايلور)آئين ميترا، آئين اسرار است. اسرار اين مسلك با پافشاري و اصرار حفظ ميشد و براي معدودي كه در درجات عالي ترقي ميكردند مكشوف ميشد. به همين جهت نوشتهيي از آنان در زمينه اسرار دين به دست نيامده است و تنها به جاي نوشتن، به نقاشي، تنديسگري و نقش برجستهسازي اكتفا ميكردند. در ميان پيروان آيين ميترا، روز بيست و پنجم دسامبر، روز تولد مهر بود كه آن را جشن ميگرفتند. مساله زايش مهر، با توجه به سابقههاي اساطيري، در واقع امري شگفت است. صخرهيي آبستن ميشود، و ميترا از دل آن صخره زاده ميشود. بيرون آمدنش از دل سنگ، با برهنگي است. اما كلاه شكسته مهري بر سر و به دستي خنجر و به دستي ديگر مشعل دارد. نقاشيها و نقش برجستههايي از اين صحنهها وجود دارد كه همه متفاوت است. آيين ميترائي در بنياد – زيربناي ايراني خود را در ثنويت حفظ كرد. اين ثنويت از شكل آيين زرواني متاثر بود. در آيين ميترايي، خداوند بزرگ زروان اكرنه يا زمان بيكرانه است. خدايي كه بدني چونآدمي و سري بهسان شير دارد و گرد بدنش ماري حلقه زده است. بعد از او چنان كه گذشت آسمان و زمين هستند و اقيانوس. خدايان ديگر از اين سه به وجود آمدند. آسمان اورمزد است كه همراه با فرشتگان خود با اهريمن كه عواملش ديوان هستند در يك پيكار دايي است. اورمزد، اهريمن و ديوها را با صاعقه و آذرخش آسماني ميزند. در اين آيين، ميترا مشهورترين جايگاه را دارد. وي از صخره سنگي زاده ميشود. شبانان براي پرستش وي ميآيند. ميترا در آغاز با خورشيد پيمان بسته و متحد ميشود. پس گاوي زورمند را در يك كش مكش طولاني دستگير كرده و به غاري ميبرد. گاو از غار ميگريزد. ميترا با ياري كلاغ كه پيك خورشيد يا اورمزد است گاو را يافته و به غار برده و با ضربت خنجر او را ميكشد. از محل جاري شدن خون گاو، خوشههاي گندم ميرويد و درخت انگور و ساير گياهان. از قرن چهاردهم ق.م در ايران و آسياي صغير از دين مهرپرستي نشانههائي در دست است در اسناد هيتي نام سه تن از خدايان اين دين ايراني آمده است. در مهرپرستي ميثره كه در آيين زرتشت نيز باقي مانده و نام آن امروز به كلمه "مهر" بدل شده است؛ ركن مهم اين آيين كهن بشمار ميرفته و از زمانهاي بسيار قديم جزو معتقدات آرياييان ايراني و هندي بوده است. اكنون دانشمندان معتقدند كه اين خدا يادگار روزگاريست كه آرياييان هندي و ايراني در يك جا با هم زيسته و تمدن و دين مشترك داشتهاند. خدايان ديگر آنها در ميان هندوان بنام "اسوره" و در اوستا بنام "دهوره" بوده است. آيين مهرپرستي پس از آنكه در هزاره دوم ق.م نخست در آسياي صغير و كتيبههاي هستي پديدار شده بيش از هزار سال در جهان متمدن رواج داشته است و از آسياي صغير و آسياي غربي به اروپا نيز رفته و در آنجا قرنها عده بسياري از مردم پيرو اين آئين بودهاند. بدين گونه ميتوان گفت نخستين ديني كه آرياييان ايراني پس از استقرار در ايران امروز و شهرنشين شدن تدوين كرده و به صورت شريعت مدوني درآوردهاند و از ايران بخارج رفته است. مهرپرستيست. پرستندگان مهر غالبا آئين پرستش را در دخمههايي كه در دل صخرهها ميكندند و به عنوان جايگاه مقدس برميگزيدند، برگزار ميكردند و ترجيح ميدادند كه اين پرستشگاهها در جاهايي باشند كه چشمهاي از خاكش ميجوشيد يا نهري از كنارش ميگذشت. محراب پرستشگاه، كندهكارياي از ميترا در حال قرباني كردن گاو داشت. كشتن گاو بدين صورت بود كه ميترا جانور وحي را رام ميكرد و پايش را گرفته و به درون غارش ميكشاند و آنگاه تيغي پهن در سينه حيوان فرو ميكرد. ميترا اين قرباني را به فرمان خورشيد ميكرد و فرمان را "راون" نزدش ميآورد. از كالبد بيجان قرباني بود كه همه گونه گياهان بيرون جهيدند. مهرپرستان در مراسم ديني صورتك بر چهره ميزدند و آرزوي برخورداري از جاودانگي شكوهمندي براي نو آيينيان كه پيروان آيين خود را به كار و كردار آگاهانه تشويق ميكردند و پشتيباني موثر آنان از كوشش و تلاش در زندگي بيگمان موجب شهرت واعتبار آنها مي گرديد. چون در دورهاي از دوران هخامنشي ميثره از خدايان بوده و نام او را با نام اهورمزده با هم آوردهاند و در يشتها نيز ذكري از ميثره هست معلوم ميشود كه دين زرتشتي يا مزديسني و يا بهدين را ميتوان دنباله مهرپرستي دانست و دين زرتشتي تقريبا اصلاحيست كه بعدها در مهرپرستي كردهاند و رسالت زرتشت تا اندازهاي اصلاح در مهرپرستي بودهاست. ميثره را خداي روشنايي و راستگويي و پرهيزگاري وعهدو پيمان و راهنماي نيكوكاري ميدانستهاند. در دوره هخامنشيان هنوز در ايران ميثره از خداوندان درجه اول بوده است و فرمانروايي كه دست نشانده هخامنشيان بودهاند نيز به آن اعتقاد داشتهاند. به همين جهت در سراسر آسياي غربي انتشار يافته است و در نواحي مختلف آسيا و حتي در يونان جانشين ربالنوع آفتاب شده است. به هر حال مهرپرستي يكي از اديان پر سابقه در مين مردم ايرن باسان بود، اين آئين را آرياها با خود آوردند و مهرپرستي به مدت دو هزار سال ديگر آئينها را تحتالشعاع خود قرر داد و بر اديان يهود، مسيح و زرتشت تاثير بسيار گذاشت. "ويدن گرن" در كتاب "ماني و تعليمات او" مينويسد: سلطه استثنائي مهر بحدي گسترش يافته بود كه پرستش آن از حدود و شعور ايران هم فراتر رفته بود. آئين بزرگداشت اين پرستش اسرار مهرپرستي نام داشت. مهر از قرار معلوم در نواحي دور دست ايرانيالاصل و زمينههاي كاملا مادي پرستش ميشد زيرا در تعبيرت زرواني كه براساس مذهب ملي ايراني بود مقام والائي داشت. زروان كه ارجمندترين خداوند آن زمان بود و خداوند زمان و سرنوشت شناخته ميشد داراي مقامي بالاتر از آن بود كه در كار بشر دخالت كند. پسر او اورمزد بود كه با اهريمن كه نيروي شيطاني شناخته ميشد ميجنگيد. بين اين دو، مهر كه جنبه ميانجي را داشت قرار گرفته بود و نجات بشر در دست او كه ميانجي نيرومندي بين نيكي و بدي بود قرار داشت. پس شخصيت و وجود مهر بود كه به عقيده نجات بشر، بستگي داشت. مهرپرستان هر سال درماه مهر، گاوي را زينت كرده و با جلال و جبروت به ميدان آورده، آن را ذبخ ميكردند. با اينكه بين روحانيون كلداني كه معرف عقايد و مراسم مذهب بودند با روحانيون آئين مهرپرستي اختلاف و تغيير اساسي وجود داشت، در عين حال در مراسم و اعمال مذهبي مهرپرستي، تغيير صورت نگرفت و سادگي اوليه خود را همچنان حفظ كرد. مراسم مذهبي مهرپرستي عاري از تزئين و آرايش معمول بود. مومنان به آيين، مراسم مذهبي را در غارها به جاي ميآوردند و معابد خود را نزديك چشمهها و يا آب روان قرار ميدادند تا غسل تعميد آسانتر انجام گيرد. روميان و يونانيان كه تحت تاثير آئين مهرپرستي قرار گرفته بودند، در داخل معبد و در انتهاي آن، مجسمه يا حجاري برجسته "مهر" را نشان ميدادند كه در حال كشتن "گاو" است و از بدن آن انواع نبات ميرويد. يكي از شاهدان عهد عتيق كه هشتاد سال پس از حضرت عيسي(ع) ميزيسته است، "ميترا" را اين گونه تعريف ميكند: خدائي كه زير صخره غارهاي ايراني چمباتمه زده، شاخهاي سركش خود را ميگرداند و باز ميگرداند. بنابراين ظهور اوليه "ميترا" در غاري از كوه بوده است. از اين رو پيروان "ميترا" معبدهاي "مهر"ي را در مغارههاي كوه يا در دل دخمهها بپا كرده و در آنجا به مراسم عبادت او قيام ميكردند. تصوير "مهر" در پيكر جواني نشان داده ميشود كه كلاه بلند مخروطي شكل كه نوك آن به جلو خم شده، پوشيده و موهاي پريشان گرداگرد صورت او را دربرگرفته و خنجري در پهلوي گاو نري فرو ميكند.
آخرين ويرايش توسط niloofarmehrzamin در تاريخ يكشنبه، 3 مرداد ماه ، 1389 09:29:26; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 3 مرداد ماه ، 1389 09:22:08 موضوع مطلب:
من باید نکته ای افزون کنم و آن اینکه من هم با استاد جنیدی هم راهم که آرییاییان با کوچ خود به جای جای جهان آیین مهر را نیز با خود برده اند و اینکه میگویند دزدان دریایی آیین مهر را به اروپا بردند و این قدر هم تاثیر گذار بوده براستی چه قدر خنده دار است _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 3 مرداد ماه ، 1389 09:24:48 موضوع مطلب:
در پيوند با روياها باش چرا كه با مرگ روياها زندگي چون پرنده ي بال شكسته اي است كه ياراي پروازش نيست.(لنگستون هيوز) آئين مهر را آريايي ها با خود به ايران آوردند. و بعد به هند نيز بردند.مهر پرستان هر سال در ماه مهر گاوي را زينت كرده و با جلال جبروت به ميدان مي آوردند و ذبح مي كردند.پس از عزا داري گوشت كاو را پخته و آن را مي خوردند.و فلسفه اين كار اين بود كه مي خواستند در و جودشان چيزي از معبود وارد گردد تا آنها را راهنمايي كند.و اين همان كاري است كه مسيحيان مي كنند.خوردن نان و شراب به معني خون و گوشت عيسي كه عشاء رباني نام دارد.و نيز ردپاي تكريم گاو در هند را نيز مي توان به همين موضوع وصل كرد.ميترا پس از كشتن آن گاو نر و حشي(ورزا –ورزو) به آسمان رفت و پس از بازگشت به مردگان نيروي قيام و رستاخيز داد.خوبان را از بدان جدا كرد(نيكو كاران از بد كاران).آنگاه گاوي را ذبح كرد و با شيره مقدس در آميخت و به دست عادلان قوم داد.هركس از اين معجون مي نوشيد جاودانه مي شد.مهر پرستان درسال اول ميلاد علنا به تبليغ مكتب خود پرداختند و آئين مهر به سرعت گسترش يافت.در سال 68 اين آئين به اروپاي مركزي راه يافت.و تا سال 107 تا شمال بالكان گسترش يافت. در سال 148 در روماني نيز طرفداراني پيدا كرد.در ايتاليا-آلمان-فرانسه و اطريش نيز ديده شد.در روم امپراطوران به آئين مهر گرويدند.در ارتش يونان مهر پرستي نفوذ كرد و همچنين اين عقيده در آنان و جود داشت كه ميترا مظهر خداي جنگجويان و پهلوانان است.در اين آئين (ميثر) مهمترين ايزد بوده.در اوستايي ميثر.در پهلوي ميتر يا ميهر خوانده مي شود كه بعدها به مهر تبديل شد.در اوستاي نو او را ايزد فروغ و روشنايي و پيمان شناسي ميدانند.و در بخشهاي پسين اوستا دوباره داراي اهميت ويژه اي مي گردد.در آئين زرواني بار ديگر تجلي هايي از ميترائيسم مشاهده مي شود.آئين زروان مكتبي بدعت آميز از دين زرتشت بود كه در اوخر عصر هخامنشيان به وجود آمد و به سرعت گسترش يافت.بنيان گذاران اين آئين گروهي از روحانيون زرتشتي بودند كه تحت تاثير انديشه هاي زمان به سه گانه انگاري در يزدان شناسي اعتقاد پيدا كرده بودند.آنها چنين مي پنداشتند كه اهورا مزدا و اهريمن براداراني همشكم هستند و زروان(خداي زمان) به عنوان برترين نيروي عالم زاينده آن دو است.كه پس از زايش آن دو و سپردن چهان بدانان خود عزلت گزيده است.اما همچنان برترين اراده در عالم است.اين آئين در زمان ساسانيان به اوج خود رسيد و همچنين لازم به ياد آوري است كه در آئين ماني خداوندگار به نام زروان مي باشد ضمنا دوستاني كه تمايل به ياد آوري يا ذكر نكته اي خارج از چهارچوب كامنت ها دارند مي توانند _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 3 مرداد ماه ، 1389 09:26:03 موضوع مطلب:
اين زندگي از آن توست براي امري كه قصد انجامش را كرده اي.به پا خيز و با شايستگي آنرا به انجام برسان. براي آنكه عاشق آنچه مي خواهي باشي.به پا خيز و عا شقي صميمي باش .براي آنكه در جنگل گام برداري و ذره اي از طبيعت باشي به پا خيز.تا مهار زندگيت را به دست گيري.هيچ كس ديگر را ياراي آن نيست كه اين مهم را براي تو به انجام رساند.به پا خيز تا زندگيت را شادمانه بسازي.(سوزان پوليس شوتز) در فرهنگ هاي مختلف از ميترا تعابير گوناگوني شده است به طوري كه در بابل خداي خورشيد بود.در آسياي صغير به هليوس پيوست.و با خدايان يونان در آميخت و در نهايت خداي خورشيد نام گرفت .به اين ترتيب مي توان ميترا را به دو نوع تقسيم كرد.ميترا اوستايي و ميتراي صادراتي.ميتراي آريايي سرانجام با عقايد هندي –رومي و يوناني در آميخت و سپس ميتراي مزدائي پا به عرصه گذاشت.قداست اعداد در بيشتر اديان كهن به چشم مي خورد و ميترائيسم نيز جزء آنان است .در ميترائيسم عدد هفت مقدس بود.هفت طبقه زمين-هفت مقام-هفت سياره و در معابد هفت پنجره-هفت در و ..........در مهرپرستي رسيدن به مقامات بالاي معنوي داراي شرايطي بود كه از آن جمله مي توان به يادگيري ستاره شناسي-رمل-اسطرلاب-طالع بيني-طب و ... اشاره كرد.در جات هفتگانه مهر پرستي عبارت بودن از:1-كلاغ منسوب به عطارد( تير يا مركوري) نماد:هوا و باد-2-همسر منسوب به زهره(ناهيد يا ونوس) نماد:آب-3-سرباز منسوب به مريخ(بهرام يا مراس)نماد:خاك-4-شير منسوب به مشتري(هرمز يا ژوپيتر) نماد:آتش-5-پارسا(پارسي)منسوب به قمر(ماه) نماد:؟-6-پيك خورشيد منسوب به مهر پيما(ستاره صبح)-7-پير مرشد منسوب به زحل(كيوان يا ساتورن).جوانان تازه وارد به پيشگاه ميترا معرفي مي شدند و آنگاه در مجلس به مقام نخست از مقامات هفتگانه دست مي يافتند و جزء كارگران و خدمتگذاران به حساب مي آمدند.ناگفته نماند كه هر يك از اين مقامات داراي وظايف خاصي بودند.مثلا مقام كلاغ مستلزم نوشيدن شراب(هوم)و نواختن (سرود مقامات) بود.مقام همسر فقط مختص مردان بود.زيرا آنان حق شركت در اين مراسم را نداشتند.همسران داراي روبند يا چارقد بودند كه علامت مشعل يا چراغ است.اين علامت مبين فروغ نوين است كه با ميترا خداي روشنايي رابطه دارد.مقام سرباز يعني پس از درك اسرار ورود به صف سپاهيان خدا بود.لباس سربازي به رنگ قهوه اي بود.مقام شير جامه ارغواني رنگ به تن دارد و كفگيري در دست كه آتش را جابجا كند. پارسا علامت مشخصه اي داشت كه آن جامه اي به رنگ خاكستري بود.پيك خورشيد جامه اي به رنگ سرخ داشت.كمربند زرد با دو گوي آبي.پير عالي ترين مقام و منصب در آئين ميترا و نماينده وي در زمين است.علامت مخصوص او حلقه و عصا بود. _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 3 مرداد ماه ، 1389 09:26:43 موضوع مطلب:
مبارزه هر قدر صعب صعود را ادمه بده شايد قله تنها در يك قدمي تو باشد(ديانا وست ليك) مهر پرستان به بقاي ابدي روح ايمان فراوان داشتند و در انجام عمل نيك اصرار مي ورزيدند تا بدين وسيله روح آنان جاوداني شود و جزاي نيك يابند.مهرپرستان در جامعه مذهبي خود با نقابي كه علامت درجه آنان بود حاضر مي شدند.مهرپرستان به تاثير ستارگان سعد و نحس در سرنوشت انسان معتقد بودند.و نيز به تاثير رو ياها در زندگي اعتقادي سخت داشتند.از اين رو بسيار به تفسير خواب بها مي دادند .به جرات مي توان گفت كه تعبير خواب ميراثي است كه از مهر پرستان باقي مانده.شايد بتوان گفت مهمترين علت پيشرفت سريع مهرپرستي در جهان آن روز جنبه اخلاقي و عملي آن بود.كلده در زمان اشكانيان زمين مقدس مهر پرستان بود.در بابل معبدي براي مهر بنا كردند.پس از اينكه عده اي از مغان(مغ از ريشه اوستايي موگو به معني كار بزرگ و بزرگي و شكوه گرفته شده است و معادل آن در سانسكريت مگهه است.در گاهان ردي از اين واژه نمي بينيم.مي توان گفت كه كاربرد آن تا زمان دوران تدوين اوستاي نو و شاخه غربي دين زرتشتي ديده شده.اما عاميانه ترين معادلي كه براي واژه مغ به كار مي برند مرد روحاني زرتشتي است) به آسياي صغير مهاجرت كردند به واسطه نفوذ روحاني آنان عقايد آريايي با عقايد سامي(ستاره پرستي كلداني) در آميخت.خرم آباد لرستان يكي از مراكز بزرگ مهر پرستي ايران باستان بوده.در حال حاضر در جنوب غربي شهرستان خرم آباد آثاري از دوران مهرپرستي به چشم مي خورد.در دره مشهور به بابا عباسي در كنار سفيد كوه دخمه اي بر سينه اين كوه وجود دارد كه يادگار دوران مهر پرستي است.اين دخمه داراي چند ستون و چهار ديوار مي باشد.مردم اين منطقه اين دخمه را كه مدعي اند قبري در آن وجود دارد به مقبره بابا عباسي مي شناسند.مردن بر اساس اعتقادات كهني كه دارند.نذوري همچون مهره هاي رنگارنگ و دستبند و....تقديم مي كنند و دخيل مي شوند.هر چند اثري از قبر در اين نواحي ديده نمي شود اما باور عامه آن نواحي بر اين است كه بابا عباسي در آنجا مدفون شده است.اغلب مهرابه ها در زمان ساساني به آتشكده تبديل شد و در عصر اسلامي تغييري كلي كرد.آوه يا آبه در فارسي گنبد را گويند مانند سردابه و گرمابه و....كلمه مهرابه بعدها به مهراب و سپس به محراب تغيير كرد. _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 3 مرداد ماه ، 1389 09:27:45 موضوع مطلب:
كاميابي تنها در اين است كه بتواني زندگي را به شيوه خود سپري كني.(كريستوفر مورلي) مراسم قرباني در ايران باستان قبل و بعد از ورود آريايي ها داراي شرايط و خصوصياتي بوده.شايد رسم قرباني يك رسم آريايي يا هندي باشد.ولي من به شخصه هيچ مدرك خاصي دال بر اين موضوع نيافتم.به هر حال كساني كه مي خواستند قرباني كنند بايد حيوان را به مكاني پاك مي بردند و آن را تزئين مي كردند.سر حيوان را تزئين مي كردند.(با گل).در هنگام قرباني ادعيه خاصي جاري مي شد.و فرد قرباني كننده مي توانست از خداياني كه قرباني را تقديم آنها مي كرد چيزي بخواهد.مهمترين نكته در اين خواست جنبه عمومي آن بود.يعني فرد قرباني كننده بايد تقاضائي كه جنبه شخصي داشت را به زبان نمي آورد و تقاضاي او در جهت سود عمومي مي بايست باشد.پس از مراسم قرباني سفره اي از نرم ترين گياهان(شبد ر) مي گذاشتند و تمام گوشت قرباني شده كه قطعه قطعه شده بود و پخته را بر روي آن قرار مي دادند.و سرودي در ستايش خدايان مي سرائيدند.پارسيان و مادها قرباني را در مكانهاي بلند انجام مي دادند.از آنجايي كه ايرانيان اعتقاد به اين داشتند كه خدايان تنها به روان و حقيقت قرباني نياز دارند.هيچ بخشي از قرباني را به خدايان اختصاص نمي دادند.(در فرهنگهايي در آمريكاي جنوبي قرباني انسان با آدابي مشابه نيز ديده شده).شراب مقدس ودائي يا همان شراب مقدسي كه در مسيحيت از آن نام برده شد را در بسياري از اديان و مذاهب مي توان ديد.در ميترائيسم به اين شراب (هوم) يا(ها ئوما) معروف است كه از گياه مقدسي ساخته مي شده.مهر پرستان بر اين باور بودند كه با نوشيدن اين شراب حالت روحاني يافته و بر اسرار غيبي دست مي يافتند.اين شراب به مذهب زرتشت نيز راه يافت.همانگونه به مسيحيت نيز راه يافت.به جرات مي توان گفت كه تاريخ استفاده از شراب به زمان مذهب ودائي مي رسد.هوم شرابي بود كه از عصاره گياهي به همين نام(واژه اي سانسكريت بود و يكي از مانترا هايي است كه در يوگا كاربرد دارد) گرفته مي شد.البته استفاده از محركات و مخدر ها براي رفتن به خلسه بسيار در ميترائيسم و زرتشتي ديده مي شود.مخصوصا زماني كه زرتشتيان در اطراف آتش شروع به نيايش خدا مي نمايند. _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 3 مرداد ماه ، 1389 09:28:29 موضوع مطلب:
گرامي ترين و زيبا ترين در جهان نه ديده مي شود و نه حتي لمس مي شود آنها را تنها بايد در دل حس كرد.(هلن كلر) . مسيحيت در اصل شاخه اي از يهوديت است ودر آسياي غربي واروپاي جنوبي مي توان عقايدي يكسان و شايد شبيه اين مكتب يافت.به طوري كه كلمه مسيح(مسح شده) را مصريان ساكن اسكندريه دويست سال قبل از ميلاد به كار مي بردند.به بقين آئين نصاري الهامات زيادي از آئين مهر گرفته است و به گمان بعضي از محققان آن را انشعابي از آئين مهر مي دانند.ميترا(خورشيد- نام فرشته موكل مهرو محبت)ايزد محبوب ايران بود.او در در اوستا بسيار ستوده شده.او را به صورت موجودي مجسم مي كنند كه داراي ده هزار چشم و يك هزار گوش مي باشد.به همين دليل گويند او نگهبان جهان مي باشد.هر چند ميترا الهه ايست كه قبل از زرتشت پا به عرصه گذاشته ولي هنوز زرتشتيان وقتي در برابر خورشيد مي ايستند سرودهاي مقدسي كه به نام خورشيد سروده شده همراه با سروده هاي كه براي ميترا سروده شده مي خوانند.از جمله شباهتهايي كه مي توان در باره آئين مهر وآئين نصاري(پيروان مسيح) اشاره كرد عبارتند از افسانه هاي مربوط به تولد و مرگ و رستاخيز عيسي بن مريم و ميتراو همچنين شباهات زيادي كه در برخي مراسم مذهبي وجود دارد.آئين مهر در ابتدا در ايران و سپس در آسياي صغير.سوريه و بين النهرين انتشار يافت.پمپي سردار بزرگ رومي موقعي كه دزدان دريايي سيليسيا را كه مهر پرست بودند مغلوب و آنها را به ايتاليا تبعيد كرد اينها مهر پرستي را به روميان ياد دادند.كم كم مهرپرستي در امپراطوري رم رواج يافت و تا 600 سال در آنجا رواج داشت.گاهي هم به صورت رقيبي خطرناك براي مسيحيان در مي آمد.اين حالت تا زماني كه قسطنطين بزرگ مسيحي شد و به نابود كردن مهر پرستي پرداخت. ميترا در روز بيستم دسامبر از يك صخره ي باكره در يك غار متولد شد.عيسي بن مريم نيز همين طور.اوزيرس(خداي خورشيد مصريها) در روز بيست و هفت دسامبر وديونيسيوس(خداي خورشيد يوناني ها) در روز بيست و شش دسامبر متولد شده اند و اين اختلاف جزئي را در محاسبه روز تولد را مي توان به اختلاف در محاسباتي نجومي مناطق مختلف مربوط دانست.هركول(ناجي در روم باستان).كريشنا(الهه اي در هندوئيسم).ميترا و عيسي خير خواهان بزرگ بشريت خوانده مي شوند.هركول نيز همچو عيسي به طور معجزه آسايي از پدري آسماني زاده شده.مانند كريشنا .هركول در زماني كه در گهواره بود ماري را كشت.هم ميترا و هم عيسي با برج حمل وابسته بوده اند.ترانبولوم ميترائي(مراسم حمام در خون كه مقصود از آن پاك كردن افراد تازه گرويده به آئين ميترا مي باشد)در مسيحيت اصلاح گشته و به صورت غسل تعميد در آمده است.و اين دومراسم حتي كاملا از نظر ساختارفلسفي نيز شبيه هم هستند.از نكات جالب ديگر مي توان به روز يكشنبه اشاره كرد كه در بين مهر پرستان و مسيحيان روز مقدسي بوده اشاره كرد.
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya
محل سكونت: iran
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 443 امتياز: 972 تشکر کرده: 311 تشکر شده 488 بار در 305 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: يكشنبه، 3 مرداد ماه ، 1389 12:57:38 موضوع مطلب:
کنستانتين امپراطور روم پس از مسيحی شدن از به هم چسباندن hesus يا horus و krishna نام دو تن از خدايان روم باستان نام خدای نوين روم را بوجود آورد .
hesus christ که در پيدايش آن گردونه خورشيد مهر آيينی را نميتوان ناديده گرفت پس از چند سده به jesus christ دگرگون شد .
hesus يا horus خدای خورشيد مصری بوده است .
خدايان روم باستان CAESAR ,KRISHNA ,MITHRA ,HORUS و ZEUS بودند که به آنهاها five prospects ميگفتند .
کاربرانی که برای این ارسال از human تشکر کرده اند arya
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 3 مرداد ماه ، 1389 13:55:58 موضوع مطلب:
جناب هومن درود بر شما
اگر میشود این نوشتار شما با روشن ساختن این خدایان ادامه دهید _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 443 امتياز: 972 تشکر کرده: 311 تشکر شده 488 بار در 305 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: دوشنبه، 4 مرداد ماه ، 1389 14:12:40 موضوع مطلب:
با درودی تازه گردان
اينکه چرا کنستانتين امپراطور روم نام اين دو خدای باستانی را بکار برد ،از ديد من برميگردد به ويژگيهايشان .
از ويژگيهای کريشنا که از بارزترين خدايان هندوست ،GOPALA يا نگاهبان گاو و GOVIDA يا پيدا کننده گاو که ويژگيهايی هستند وارون ميترا .
HORUS هم خدای خورشيد مصری بوده ،ويژگی همسان با ميترا .
ورود CAESAR به جمع خدايان رومی ،برامده از کوششهای جوليوس سزار در راه سربلندی روم بوده .
در باره ميترا يا ايزد مهر که سخن بسيار رفته است.
ميماند ZEUS خدای خدايان يونانی .
ZEUS از ديد من با دو نام همگونی بسياری دارد ،نخست نام ايزد که با پسوند نام يونانی us ميشود ايزدوس و ميبينيد که خيلی بيراه نيست و نام ديگر ديتی که چم آن در زبان هندی ميشود خدايگان يا ايزد ،که با پسوند us ميشود ديتوس که با گويشهای باستانی زيوس بسيار همخوانی دارد .