کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 19 بهمن ماه ، 1390
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - کاوه - کابی (پیدایی فلز و فلزکاری)

کاوه - کابی (پیدایی فلز و فلزکاری)

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> ایران بزرگ ( تاریخ ) -> پیشدادیان

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام


yazdan
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
23 فروردين ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 685
امتياز: 1851
تشکر کرده: 974
تشکر شده 700 بار در 418 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 13 تير ماه ، 1389 10:11:16    موضوع مطلب: کاوه - کابی (پیدایی فلز و فلزکاری) پاسخ همراه با اعلان

به نام یزدان پاک

از: فریدون جنیدی
کتاب "زندگی و مهاجرت آریائیان بر پایه گفتارهای ایرانی



کاوه - کابی
پیدایی فلز و فلزکاری


سالهای آخر تسلط دشمن بر ایرانزمین، دو عامل عمده، یکی ضعف خود آنان و دیگری جنبش هایی که در اطراف و اکناف از طرف آریاییان به وقوع می پیوندد، آنان را وادار می کند که در روش خود تجدید نظر بکنند و این داستان در شاهنامه ها چنین است که ضحاک که از رویای خود در تشویش و اندیشه است سران و موبدان را جمع می کند و از آنان می خواهد که سندی بنویسند که گواهی دهد ضحاک دادگر است و راهی به جز راستی و نیکویی نسپرده است.. اما همان گاه مردی به نام کاوه به انجمن وارد می شود و از ظلم او و این که فرزندش را برای مارهای ضحاک گرفته اند می نالد، ضحاک دستور می دهد فرزند او را آزاد کنند و در مقابل از کاوه ی آهنگر می خواهد تا او هم این گواهی را تأیید کند و کاوه آن سند را پاره کرده به زیر پای می افکند و :

از آن چرم کاهنگران پیش پای ببندند هنگام زخم درای

از چرمی که آهنگران هنگام ضربه ی پتک بر پیش می بندند درفشی می سازد و مردمان را به انقلاب دعوت می کند.
پاره کردن محضر ضحاک بر دست کاوه نیز احتمالاً، خراب کردن نقش برجسته هایی در کوهستانها به وسیله ایرانیان بوده است که شخصیت او در سطور پایین روشن می شود.
شاهنامه های ایرانیان از این شخصیت با دو نام «کاوه» یا «کابی» یاد می کنند که بر طبق قوانین دگرگونی زبان، دو صورت تغییر یافته یک کلمه است.
در بعضی شاهنامه ها به شهر او اشاره ای نمی رود و برخی چون تبری و بلعمی او را مردی از اصفهان می نامند.
اما باید دانست که او نیز شخص واحدی نبوده بلکه این نام متعلق به قومی از مردمان ایرانزمین است که برای نخستین بار به مس دست یافتند، اما تا این زمان که با احتساب باستان شناسان، مربوط به نیمه ی اول از هزاره ی دوم قبل از میلاد، یعنی بیش از سه هزار و پانسد سال پیش است (؟) آهن پیدا نشده بود و بیشتر ابزار فلزی از مفرغ ساخته می شد که احتمال می دهند، ارزش آن از زر و سیم بیشتر بوده است.
باستان شناسان گمان دارند که نخستین بار این فلز در لرستان ساخته شده:
«... مفرغ لرستان که به همین اسم نامگذاری شده از قبیل شمشیر ها و زینت آلات و دهنه ی اسب با نقشهای زیبای حیوانات، گاهی با نوشته های میخی که به طور دقیق و صحیح، تاریخ گذاری شده منقوش و مجکوک است، تمدن لرستان با پیدایی آهن، که مبین انتقال به یک مرحله ی جدید عالیتر از مراحل پیشرفت جامعه است شهرت و اهمیت بسزایی دارد...» (ایران باستان، م.م دیاکونوف صفحه 57)

در این صورت «کاوه» نام ایرانی اساطیری قومی است که در لرستان سکونت داشته اند، اما همانطور که چند بار متذکر شدم، من شخصاً اعتقاد کامل به این اکتشاف باستان شناسان از دو جهت ندارم، یکی این که زمان پیدایی آهن نیز همچون زمان پیدایی سفال، ممکن است غیر از این باشد که آنان قبلاً گمان برده اند، دیگر این که اگر به ترتیبی که در لرستان به پژوهشهای باستان شناسی پرداخته اند در اصفهان هم عمل می کردند، احتمال می رفت که این فلز را در آنجا هم در زمان مذکور یا زمانی قبل از آن شناخته شده می دیدند، پس قضاوت قطعی به این اینکه «کاوه» از کدام منطقه ایرانشهر است تا تحقیقات اینده باستان شناسی به آینده موکول می شود، اما آن چه که از شاهنامه ها بر می آید این قوم در اصفهان اقامت داشته اند و می دانیم که طوایفی از هر دو نزدیکی اصفهان زندگی می کنند و اصفهان هم به لرستان بسیار نزدیک است و ظلمی که به این قوم شده این است که به علت نزدیکی به آتشفشان جوانان بسیاری برای قربانی به اژدها از دست داده اند، خواه کاوه اصفهانی باشد، و خواه کرمانی، این قوم که با دست یافتن به فلز در خود احساس برتری می کرد، جرأت این را یافت که برای نخستین بار با اتکاء به فلز علیه بیدادگری دشمن ایرانزمین بر آشوبد.(1)
در داستان کاوه و ضحاک هم یک بار به آهن اشاره رفته است و آن هنگامی است که بزرگان دربار ضحاک به او اعتراض می کنند که چرا به کاوه فرصت داد، تا چنین گستاخانه در مقابل او رفتار کند و ضحاک پاسخ می دهد:

که چون کاوه آمد ز درگه پدید دو گوش من آوای او را شنید
میان من و او در ایوان درست یکی آهنین کوه گفتی برست

و اگر چه ممکن است این کوه آهنین تشبیهی باشد، اما همین تشبیه خود از مشبهّ به نیز نشانی می دهد.
بالاخره یکی از اقوان نیمه آریایی یا آریایی انقلاب می کند و به سوی فریدون، (قبیله های آریایی که تبار اصلی نژاد اریا بودند که هر یک از گوشه ای بلند شده بودند) روی آورد.

خروشان همی رفت نیزه به دست که ای نامداران یزدان پرست
کسی کاو هوای فریدون کند سر از بند ضحاک بیرون کند
یکایک به نزد فریدون شویم بدان سایه ی فر او بغنویم

آریاییان از زمانهای دور به فر ایزدی و فر آریایی اعتقاد داشتند زیرا که خویش را زیباتر، خوش چهره تر، بلندبالاتر و سالم تر از دیگر فراد روی زمین می دیدند.
فر آریایی به زبان اوستایی «اَئیریَنِم خورنو» خوانده می شود و آن همان است که در چهره و رفتار یک آریایی مستتر است. در ادبیات پهلوی بسیار دیده شده است که صفت آزاد چهره برای کسی آمده و چهره به معنی نژاد و تخمه است که کم کم به معنی صورت نیز به کار رفته است.
آزاد و آزاده همانی آریایی و ایرانی است و آزادچهره یعنی کسی که در چهره از زیبایی و شکوه آریایی، نشان داشته باشد و از نژاد آریایی باشد.
بنابراین، اشاره در این داستان، این است که آشوبگران ایرانی که به فلز دست یافته اند نمیدانند فریدون کجا است:

ندانست خود کافریدون کجاست سر اندر نهاد و همی رفت راست

یعنی این که نمی دانستند که کدام یک از قبایل آریایی بایستی پس از دشمنان بر تخت پادشاهی ایرانیان بنشینند، تا آن که بالاخره همه بر گرد هم جمع می آیند و دستگاه و حکومتی درست می کنند، که با نام فریدون اثفیان از آن یاد می کنیم.
انقلابیون ایرانی به درگاه فریدون می رسند و او درفش کاوه را به انواع گوهر ها می اراید و به همراهی دیگر ایرانیان، مخفیانه عازم جنگ با دشمن می شود:

فریدون سبک ساز رفتن گرفت سخن را ز هر کس نهفتن گرفت

مادر آریایی که با نام «فرانک» کادر فریدون از آنان یاد می شود، اشک از دیده می ریزند و جوانان را بدرقه می کنند.

قبایل آریایی - کی و کوی

اینجا است که نام از دو برادر بزرگتر فریدون می رود، در حالی که تاکنون نامی از آنان به میان نیامده بود:

برادر دو بودش دو فرخ همال از او،هر دو آزاده، مهتر به سال
یکی بود زیشان کیانوش نام دگر نام پرمایه ی شادکام

ظهور این دو برادر آن هم بزرگتر از فریدون، جریان تاریخی این داستان ها را بهتر نشان می دهد، چرا که اگر «آبتین» یک فرد از افراد آریایی بود، قبل از فریدون دارای دو پسر بوده است و هم آنان می توانسته اند جای پدر را در انتقام از ضحاک بگیرند و دیگر احتیاجی به زادن فریدون و فرار او بقیه داستانها نبود.
فریدون با برادرات (جوانان قبایل آریایی) چنین سخن می گوید:

که خرم زئید ای دلیران، شاد
که گردون نگردد مگر بر بهی به ما بازگردد کلاه مهی
بیارید داننده آهنگران یکی گرز سازید ما را گران

قبایل آریایی، آهنگران را جمع می کنند و این اشاره به رواج دوره ی فلز و ابزار های فلزی در ایرانزمین است.
به دستور فریدون، گرزه ی گاو سری به عنوان انتقام از کشته شدن گاو پرمایه، یا گاوان رمه های آریایی، یا شکست قبیله ی پورترا ساخته می شود.
این گرز گاو سر، بعدها در داستانهای پهلوی و مذهبی، در دست سام نریمان یا گرشاسب نیز دیده میشود(1)و شخصیت این دو پهلوان در بسیاری از مطالب بر یکدیگر و بر شخصیت فریدون منطبق است به خصوص در نبرد با اژدها که در آن گرشاسب و سام، با فریدون آریایی در حکم یک نفرند، و این تداخل نیز نشان می دهد که مقصود از فریدون، نژاد آریا است، به خصوص که در همین داستان نیز از «یک آهنگر» نام برده شده نمی شود، بلکه به «آهنگران» اشاره می رود:

چو بگشاد لب، هر دو برساختند به بازار آهنگران تاختند
هر آن کس کز آن پیشه بد نامجوی به سوی فریدون نهادند روی

زیرا که اگر نظر به ساختن یک گرز بود، یک آهنگر برای آن بسنده می نمود و این که همه ی آهنگران بدین کار دست یازیدند، یعنی برای همه ی آریاییان گرزهای گاو سر ساخته شد.

پی نوشت:
1.اخیراً سازمان صنایع فولاد، در گل گهر کرمان نیز معدن آهن از دورانهای باستان کشف کرده است که گزارش آن را به باستان شناسی دادم. اما آن چه که جالب است این است که هنوز سه روستا در لرستان و نزدیکی خرم آباد با نام کاوه، و کاوه کالی و یک روستا در فریدون اصفهان به نام مشهد کاوه با این طول و عرض ها وجود دارد!

1-کاوه به طول 37-47 و به عرض 52-33.
2-کاوه به طول 13-47 و به عرض 33-33.
3-کاوه کالی به طول 47-47 و به عرض 59-33.
4- مشهد کاوه به سول 30-50 و به عرض 45-32.

طول و عرض ها نشان می دهد که این هر چهار روستا در نزدیکی یکدیگر قرار دارند و توضیح بیشتر آن که، طوایفی از ایل لر در اصفهان سکونت دارند.
«خوشبختانه اکنون که چاپ سیُم این دفتر به چاپخانه می رود آگاهی تازه ای درباره ی مس داریم که پیدا شدن 54 کوره ی آب کردن مس در «اَریسمان»کاشان در زمان ششهزار سال پیش سخن می گوید و گستره ی زندگی کاوه، یا خیزندگان ایرانی در برابر بابل، را به پیرامون کوهستان اُیورسن (زاگرس) می کشاند.
2.این گرزها بعدها به دست رستم و دیگر پهلوانان ایرانی هم می رسد، در داستان کشته شدن پیل سپید بر دست رستم:

دوان گشت و گرز نیا بر گرفت برون آمد و راه اندر گرفت

بن مایه: کتاب زندگی و مهاجرت آریائیان بر پایه گفتارهای ایرانی، فریدون جنیدی، رویه های161 تا 165.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از yazdan تشکر کرده اند Ariyadokht, niloofarmehrzamin
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> ایران بزرگ ( تاریخ ) -> پیشدادیان

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir