تاريخ اسب به بيش از پنجاه ميليون سال پيش برمي گردد، كه با اسب هاي كنوني به لحاظ جثه تفاوت هاي بسياري داشت. اندام آنها بسيار كوچكتر ازاسب هاي كنوني بوده و هيكلي به اندازه روباه داشته است. اين حيوان ازخانواده Equidea است. اسب هاي يك ميليون و دويست هزار سال پيش شباهت زيادي به اسب هاي كنوني دارند. در عصر سنگ انسان هاي اوليه به شكار اسب ها پرداخته وگوشت آنها را مصرف مي كرده اند. اسب تاريخ تكامل طولاني دارد. گفته مي شود كه تنها هفت گونهً آن در آسيا و آفريقا تا كنون باقي مانده اند و 63 نژاد اسب وجود دارند.
در پژوهش كاوشگران و دانشمندان در محدودهً استپ هاي جمهوري هاي آسياي مركزي شوروي سابق، مناطقي وجود داشته اند، كه در آنجا حدود 6 هزار سال پيش براي نخستين بار اسب بدست شباناني كه دراين استپ ها زندگي مي كرده اند، اهلي شده بودند. به طورقطع مي توان گفت كه اين اسب ها همزمان نياي مستقيم وبلافصل اسب تركمن بودند..دراين منطقه گسترده، نژادهاي متنوع ماديان مانند: اسب هاي باريك اندام تركمن، كه از شرق درياي خزر تا كوه هاي تيان شان وجود داشته،كه درحقيقت ميتوان گفت ،اين اسب نياي اسب هاي سريع و چالاك امروزي شرق است؛ اسب سكايي با اندامي متوسط در ناحيه شمال ايران قديم تا سيبري و اسب هاي با جثه كوچك كوهستاني زيست داشته اند، كه اينها را يابو و اسب كوچك خزر ناميده اند. در مناطق غرب اين محدودهً وسيع ، اسب هاي عربي و در شرق آن اسب هاي وحشي مغولي به لحاظ آب و هواي جغرافيايي وجود داشته اند ،كه پاره اي از آنها با اسب هاي بيگانه اصلاح يافته اند. اسب هاي كُرد ، اسب هاي دوخوني خاور زمين هستند. اسب هاي دوخوني شرقي ازآميزش ماديان ( يابو ) با اسب تركمن است.
يكي از اسب هاي با نژاد و اصيل دنيا كه در نواحي شرق اين منطقه يعني در منطقه آلتايي مغولستان كشف شد، اسب
تركمن است. اين اسب كه سده ها پيش ازميلاد درگورستان هاي پازيرك آلتايي ( اين گورستان صد ها سال زير يخ واقع بوده است . در اين گورستان است كه نخستين فرش دستباف دنيا يافت شد.) كشف گرديد ، همانند امروز نمد پيچ شده بوده اند. نژاد اصلي اسب تركمن به لحاظ اينكه آميزش خوني نداشته ، بمثابه با نژاد ترين اسب ومادرِاسب هاي موجود در جهان شناسايي شده است. (منطقه اي كه تركمن ها در آنجا به پرورش اسب اشتغال داشتند ، با دتياي خارج تاپايان قرن نوزده به سختي در ارتباط بود، ازاين رو نمي توانست نژاد هاي ديگر اسب براسب تركمن تاثير بگذارند. به غير از اين،در اين منطقه نژاد هاي« بيگانه » اي كه دراصل نوع ديگر اسب هاي تركمن بودند، وجود داشتند.) اين اسب در نزد قوم ماد از اهميت بالايي برخوردار بوده است و گويا بدست اين قوم به نواحي شمال خراسان كنوني انتقال يافته است. اسب تركمن در كاوش هاي شهر فرغانه ازبكستان نيز يافت شد كه متعلق به هزار سال قبل از ميلاد مسيح بوده است.
اسب تركمن از ديرگاه در جنگ ها و پيروزي هاي شاهان ايراني پيش از اسلام تا دوران معاصر بويژه دوران نادرشاه ، نقشي مهم داشته است. مهمترين برتري اسب تركمن با ديگر اسب هاي دنيا ، بكارگيري آن در اصلاح نژاد ديگر اسب هاي جهان است. يكي ازبا نژادترين اسب تركمن كه به زيبايي و چابكي پرآوازه است آخال تكه نام دارد. آخال تكه اسبي است كه با ديگرنژاد اسب ها همسنگ وهمتازيانه نيست. چيني ها و سلسلهً دودمانِ هان نيز از اسب تركمن اطلاع داشته اند و شيفته اين اسب بودند و آنها را« اسب هاي آسماني » مي ناميدند و بخاطر تصاحب اين اسب ها جنگ هاي بسياري را با حكومت بلخيان به راه انداختند. اسب تركمن درهنگ سواره خلفاي بغداد مورد استفاده قرارمي گرفتند.
اسب تركمن اندامي كشيده، دُمي باريك، سر و گردن زيبا دارد. براي اسب هاي بانژاد تركمن درسال هاي گذشته ذخيره هاي ژنتيك اين اسب، تقاضاي جهاني يافته است. اسب تركمن در نزد تركمن ها پيشينه اي طولاني در سنن و زندگي صحرانشيني وجنگ وگريزها درگذشته داشته است. ازاين رو شاعران و سرايندگان تركمن دردرازاي تاريخ هماره درآثار خود ازاسب و خوي نيك آن بسيار نوشته اند. بقولي، يك تركمن درگذشته هاي دور پنجاه من بار برروي اسب گذاشته وخود نيز سوار برآن تا ده فرسخ راه را هم مي رانده است. اسب تركمن كه اسبي راهوار ويكه تازاست، از زيباترين اندام دربين نژادهاي اسب دردنيا برخورداراست.
نژادهاي شناخته شده اسب تركمن :
يمود ( يموت ): نوعي از اسب مشهور تركمن است و منشاء بسيار قديمي دارد. اسب يموت شكلي تنومند ، خوش اندام و هماهنگ دارد و امتياز آن در استقامت و سرعت است. نوع بسيار معروف آن « كور اوغلي » است. كور اوغلي اسبي است بردبار، تيزتك و سري خوش فُرم دارد. اسب يمود داراي يال بسيار ظريف و كم پشت ، بسيار محكم و طاقت گرماي شديد را دارد، باوقار و با نزاكت بالا، بويژه براي مسابقه و اسب سواري در مسافت هاي طولاني مناسب است. سرو گردني كوتاه و پايداري بسيار بالا و محصول آميزهً اسب تركمن با اسب هاي نواحي جنوب ايران مانند، فارس و خوزستان است، كه به منطقه تركمن صحرا آورده شد. اغلب به رنگ سفيد، رنگ پوست روباه و طلايي وجود دارد. اندازهً بلندي آن 147تا 155 سانتي متر است.
آخال تكه :
از نسل اسب هاي تركمن كهن و باستاني است، كه تا 2500 سال پيش نيز زيست داشته است. آخال تكه اسبي است با استعداد فوق العاده و همچنين منشي بسيار خودسر دارد. اسبي است با توانايي بالا، با سري راست ، گردني ظريف، طول متوسط، گاهي داراي شانه هاي اُريب. مچ پاي برجسته و كفل افتاده دارد. اسبي كشيده وبلند، پاهاي مقاوم با سمي سخت است. گاهي سينه كم عمق و باريك و گردني همانند گوزن وارونه وكش دار بويژه با توانايي يورتمه خوب، مستعد براي كوه و كُتل است. پوست و يال ظريف و ابريشمين دارد. اين اسب نزد قبايل تكه در استپ هاي شمال تركمن صحراي ايران و جمهوري تركمنستان موجود است. رنگ هاي اصلي آن كهر، خاكستري، سفيد، طلايي رنگ، سرخ و سياهِ كلاغي است. نام آن به لحاظ اينكه منطقه اي است كه تركمن هاي تكه در آنجا زيست دارند، خوانده شده است. بلندي اندام آن اغلب بين تقريبا، 150 و 160 سانتيمتر است. اسب آخال تكه دنباله اسب هاي كهن تركي است و از زماني كه انسان انديشمند وجود داشته ، در استپ هاي جنوبي روسيه و آسياي مركزي پرورش يافته ، شاخص و بمثابه نماينده سه نوع اسبِ ماقبل تاريخ، كه در دوران قبل از ميلاد وجود داشتند، است، كه تا چين قديم مشهور و هواخواهاني بسيار داشته است. اين اسب در جنگ ها و غارت ها تلفات بسيار داشته و در دوران حكومت تيمور لنگ ( 1336- 1405 ) شماري از آنها با ماديان هاي عرب اصلاح شد. نواحي پرورش اسب آخال تكه در تركمنستان ، كازاخستان،قيرقيزستان و ازبكستان است. اسب آخال تكه در اسب هاي اروپايي نيز در اصلاح نژاد پيش از همه در« تركمن آتي » تاثير خود را گذاشته است. پرورش اسب تركمن به نام «تركمن آتي» دراروپا درسال هاي 88 /1786 بنام پرورش اسب فريدريك ويلهلم شهر Neustadt- Dosse پايه گذاري شد.
چناران :
منطقه اي كه قبايل گوگلان در بخش شرقي صحراي تركمن سكني دارند، وجود دارد. اين نژاد در سال 1700 ميلادي با آميزش اسب نر ايراني و اسب تركمن ماده به وجود آمد. به گفته اي ديگردر دوران نادرشاه افشار براي تسخير هندوستان كه راهي دراز، دشوارگذر و ناهموار بود، از آميزهً سليمي هاي عرب و اسب تركمن به وجود آمده است. اسبي است نيمه خون وبلندي آن تا 152 سانتيمتر مي رسد. اسب چناران، باهوش و مهربان ، داراي گردني دراز، پشت و كمر متوسط و پا هاي قشنگ است. اندامي تنومند و سترگ، داراي استقامت بيشتر در آب و هواي گوناگون و براحتي راه طولاني را درمي نوردد. به رنگ هاي سفيد و قهوه اي وجود دارند.
قره باغي :
دراواسط قرن نوزده در پرورش واصلاح اسب قره باغ ( در قره باغ قفقاز ) ، نوعي اسب جديد به نام « جيران تكه » به وجود آمد. اين اسب ازآميزش نژاد « آخال تكه » با اسب قره باغ زاده شد. اسبي است با اندامي قوي ، تنومند وبردبار براي گرسنگي وخستگي و براي اسب سواري بسيار خوب است. به رنگ هاي نيلگون، طلايي، قهوه اي روشن و ابرش يافت مي شود.
تركمن:
اين اسب در اصل به مفهوم يك نژاد نيست، بلكه فرامفهومي است براي اسب هاي بسيار اصيل استپ هاي جنوب روسيه و مناطق هم مرز افغانستان و ايران . اسب هاي اين گروه امروزه به صورت آخال تكه، چناران و يمود معرفي مي شوند.
اين اسب دركل داراي اندامي زيبا، سريع و استقامت بالا هستند، كه از صد ها سال پيش رد پاي خود را در بسياري از حوزه هاي پرورش اسب در اروپا گذاشته است.
ازبين نژادهاي بالا بايد گفت كه آخال تكه يكي از نام آورترين آن با شهرت جهاني است كه ميليون ها دلار ارزش دارد.آخال تكه تنها اسبي است كه با اسب عرب ميتوانش سنجش كرد. آخال تكه اسبي است براي صحرا، مسابقه وگردش و تنها اسبي است كه لقب هاي افسانه اي درادوار كهن گرفته است. به نظر اسب شناسان آخال تكه كهن ترين نژادِ اسب دنيا است. براي نشان دادن مقاومت اين اسب ، درسال1935 از عشق آباد مركز جمهوري تركمنستان تا مسكو كه 4128 كيلو متر است و 960 كيلو مترآن ازصحرا واستپ تشكيل است، سواره مي فرستند. اين اسب اين مسافت را در 84 روز طي مي كند.
اين اسب همانطوركه گفته شد، درمنطقه اي تحت نام واحه آخال تكه در امتداد شمال نشيب هاي سلسله جبال كوپت داغ در جمهوري تركمنستان واقع است. آخال تكه دررشته تربيت درالمپيك سال 1960( رُم ) مقام نخست را كسب مي كند. درسال 1932 اصول و مقرراتي براي پرورش آن به تصويب مي رسد كه اصيل بودن اسب را ضمانت كند. از سال 1941 از سوي روس ها در مورد اين اسب هفت كتاب تحقيقي باعنوان ها ي مختلف منتشر شده است. همچنين انجمني بنام انجمن بين المللي پرورش آخال تكه در شهر مسكو وجود دارد كه درسال 1995 در روسيه به ثبت رسيد.نژاد هاي بسياري از جمله نژاد اصيل عرب ، انگليسي و امثال آن ، برمبناي بكارگيري از نژاد آخال تكه به وجود آمده اند. بويژه تاثير نژاد آخال تكه بر پرورش اسب هاي دُن ، قره باغ ، قره باير و ديگر نژادهاي اسب بسيار يزرگ بوده است.( بعداْ قره باير براي اصلاح اسب هاي دُن و در قرن هيجده ميلادي نژادهاي كازاخي و قرقيزي به وسيله قره باير اصلاح شد ) . اين اسب با آب و هواي كويري و نيمه كويري دمساز است. نژاد آخال تكه اكنون درجمهوري تركمنستان تكثير مي يابند و به گونه اي گسترده براي اصلاح و بهبود اسب سواري در استپ هاي جنوبي نواحي آسياي مركزي بكار برده مي شوند. اندازه هاي اسب آخال تكه برحسب داده ها چنين است:
بلندي گُرده 2،155 ، طول اُريب يا پهلو 155،6 ، دورسينه 169،2 ، دور مچ 19،8 .
در كل اندازه اين اسب ( به تناسب ) چنين است : 152- 159،2- 167،7- 18،2
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: شنبه، 30 مرداد ماه ، 1389 22:58:20 موضوع مطلب:
سواری در ایران باستان
از زمانیکه اسب توسط انسان رام شد، از آن برای سواری، بارکِشی و مسابقه استفاده میشود. اسب از چهارپایان مورد علاقه ایرانیان از زمانهای دور بوده است. اطلاع درستی از نحوه تربیت اسب و چگونگی استفاده از این حیوان قبل از ورود آریاییها در دست نیست.
اقوام آریایی در مدت زمانی در حدود هزار سال از شمال شرقی و شمال غربی به ایران نفوذ کردند. یکی از عوامل برتری آریاییها داشتن اسبهای خوب و تندرو بود. آنها با این وسیله نقلیه سریع و قوی، توانستند به هر دیار و سرزمین رخنه کنند و بر بومیها چیره شوند.
نخستین بار اسب توسط آریاییها به نقاط مختلف آسیا و اروپا برده شد. یکی از رسوم آریاییها این بود که موقع دفع اجساد مردگان، ابزار، آذوقه و اسبهایشان را نیز دفن میکردند.
دیودور سینیوری مورخ قرن اول قبل از میلاد در مورد دشت «نیسایه» که چراگاهی پر آب و علف در کشور ما بود مینویسد: «در روزگار اسکندر ۶۰۰۰۰ اسب در چراگاه نیسایه در چرا بودند و قبل از آن روزگار ۱۶۰۰۰۰ اسب در آنجا پرورش داده میشد.»
هرودوت در توصیف لشکرکشی سال ۴۸۰ ق.م. خشایارشاه به یونان مینویسد:
«... آنگاه هزار سوار برگزیده ایرانی و به دنبال آنان هزار نیزهدار برگزیده و پس از آن ده اسب مقدس که آنها را نیسایی خوانند و با زیباترین زینتها آراسته بودند، نمودار میشدند...
... پشتسر این ده اسب، گردونه مقدس که هشت اسب سفید به آن بسته بودند پدیدار گشت و فردی پیاده، لگام اسبها را در دست داشت زیرا کسی نباید در چنین گردونهای جای گزیند. به دنبال این گردونه، خود خشایارشاه در گردونهای که اسبهای نیسایی آنرا میکشیدند، نشسته بود. ...
... خشایارشاه هنگام جنگ با یونان به «تسالی» رسید و در آنجا شنید که اسبهای این سرزمین بهترین اسبهای یونانی هستند، خواست آنها را با اسبهای ایرانی بسنجد. در اسپریس (میدان اسبدوانی) فرمان مسابقه اسبدوانی داد. در این مسابقه اسبهای تسالی واپس ماندند.»
آثار متعددی وجود دارد که نشان از توجه خاص پادشاهان هخامنشی به اسبهای خود دارد. واژه اسب در اوستا و در فرس هخامنشی اسپ Aspa و در سانسکریت اسو Asva خوانده میشد. واژههای نسبتاً زیادی از کلمه اسپ مشتق شده است از جمله:
▪ اسپست: یونجه
▪ اسپهند: سردار سوارهنظام
▪ گرشاسپ: گرش اسپ: دارنده اسب لاغر و از کارافتاده
▪ طهماسب: دارنده اسب فربه و زورمند
▪ کوروش هم به پرورش اسب، اسبسواری و تیراندزای و ... اهمیت فراوانی میداد.
گزنفون در مورد اوامر کوروش مینویسد:
«به آنکس که عمل نیکی انجام داده است پاداش مناسب اعطا نمایید. در آبادی سرزمینهای بایر بکوشید و به پرورش حیوانات و احداث جنگل برای شکارگاه ساعی باشید. هیچگاه قبل از تمرینات بدنی به خوردن غذا مبادرت نورزید و اسبان را بدون اینکه کاری انجام دهند فربه و کامل نکنید. من به تنهایی ولو صاحب بزرگترین قدرت و توانایی انسانی باشم از عهده دفاع از شما و مال و زمینهای شما نیستم.»
تشکیل سوارهنظام در دولت هخامنشی توسط کوروش انجام گرفته است.
کوروش برای سوارکاران ورزیده مسابقه ترتیب میداد و به برندگان جایزه مناسب اهدا میکرد. از آشوریها، فرمانده آنان و از ارامنه، تیگران و از هیرکانیان، پسر پادشاه و در میان اهالی ساس یک سوار معمولی گوی سبقت را از همه ربود. این سوار زبده نیم میدان از همه جلو بود.
میگویند: کوروش از این جوان چابکسوار و ماهر، سوال کرد آیا حاضر است اسب خویش را در برابر پادشاهی یک ملک معاوضه کند. جوان جواب داد: «در برابر پادشاهی یک ملک حاضر به چنین تعویضی نیستم اما حاضرم در برابر جلب دوستی مرد شجاعی آن را تقدیم کنم.» کوروش گفت: «من به تو محلی را نشان میدهم که اگر مشت خاکی پرتاب کنی حتماً به مرد دلیر و شجاعی اصابت خواهد کرد.» مرد دست برد قطعه متراکمی از خاک برگرفت و گفت: «آن محل را نشان بده». کوروش گوشهای که دوستانش جمع بودند نشان داد. مرد چشمان خود را بست و قطعه خاک را پرتاب کرد. خاک به «فرولاس» اصابت کرد. فرولاس که مشغول انجام فرمان کوروش بود، بدون اینکه روی خود را برگرداند، همچنان به کار خویش پرداخت.
مرد جوان چشمان خود را باز کرد و سوال کرد: «به کدامیک اصابت کرد؟» کوروش جواب داد: «به هیچیک از حضار بلکه به آن کس که میبینی مشغول تاخت است برخورد.»
- پس چرا روی خود را به عقب برنگرداند؟
- در فکر کار خویش بود.
مرد جوان از شنیدن این جواب متحیر شد و به تاخت رو به «فرولاس» روان شد، مرد به او نزدیک شد، و چون به او رسید صورتش خاکآلود و از بینیاش خون جاری است. مرد به او نزدیک شد و سوال کرد آیا چیزی به صورت او اصابت کرده است؟
فرولاس جواب داد: بلی، صورتم مورد اصابت ضربه قرار گرفته.
مرد جوان گفت: پس این اسب به تو تعلق دارد، آنرا بگیر.
فرولاس پرسید: «به چه مناسبت»
جوان، برای او شرح ماوقع را بیان کرد و گفت: «میبینم که واقعاً مرد شجاعی را هدف قرار دادم.»
فرولاس جواب داد: «حق این بود که اسب خود را به مرد غنیتری اهدا میکردی. با امتنان اسب تو را میپذیرم و امیدوارم خدایان به من فرصت دهند که این کار نیک تو را جبران کنم و از کرده خویش پیشیمان نشوی. حال بر اسب من سوار شو و به محل خود باز گرد. کمی بعد من هم خواهم آمد.»
بدین ترتیب آن دو مرد اسبان خود را مبادله کردند.
سکاهای تیزخود، خراج سالیانه را از مرغوبترین کالای سرزمین خود که از آن جمله اسب است، به بارگاه داریوش کبیر اهدا می کردند.
در چند جای مختلف در تختجمشید، نقش اسب حجاری شده است.
در زمان ساسانیان اسبها را با زره «برگستوان» و وسایل دیگر و سلاحها مجهز میکردند که در واقع مثل یک تانک و زرهپوش به جلو حرکت میکرد و موجب شکست پیاده یا سوارنظام دشمن میشد. در طاق بستان مجسمه سنگی خسرو پرویز سوار بر اسب معروفش «شبدیز» هنوز پابرجاست. شاه عباس صفوی از سواری و راهپیمایی خسته نمیشد.
قدرت بدنی او به حدی بود که میتوانست یک شبانه روز بی یک شبانهروز بیخواب و خوراک سواری کند. می گویند در یک مورد حدود ۵۳۰ کیلومتر فاصله بین شیراز به یزد را در مدت ۲۹ ساعت پیمود. در هنگام گرفتن آذربایجان از ترکان عثمانی، شاهعباس با سواران و جوانان ورزیدهاش از اصفهان تا تبریز را در عرض یازده روز پیمود، آنچنان که مردم تبریز و «علیپاشا» حکمران تبریز از حمله ناگهانی او دچار حیرت گردیدند. در زمان حکومت رضاشاه پهلوی نیز مسابقات اسبسواری در میدانهای اسبدوانی تهران و شهرستانها در فصول مختلف سال برگزار میشد و برندگان به دریافت جوایز نائل میشدند.
● امدادی با اسب در دوران باستان:
شاید بتوان گفت که مبتکر مسابقات امدادی امروزی، ایرانیان چند هزار سال پیش بودهاند. گزنفون مورخ یونانی راجع به ایجاد چاپار که اصل و منشا مسابقات امدادی بود، چنین نوشته است:
... پس از تعیین مسافتی که یک اسب میتواند در یک روز طی کند. بدون آنکه از حد اعتدال خارج باشد، کوروش فرمان داد در راههای کشور اصطبلهایی بسازند که فواصل آنها با یکدیگر مساوی باشد. در هر یک از اصطبلها (چاپارخانهها) اسبان چابک به تعداد کافی معین نمودند و قاصدان همیشه آماده رساندن خبر بودند. در هر چاپارخانه مرد تیزهوشی مراقب بود که به محض رسیدن چاپاری با نامه، آن را تحویل گرفته به چاپار دیگری میداد و او را روانه میساخت و اسب و چاپار استراحت میکردند تا چاپار از سمت دیگر برسد و به مبدا برگردد.
بین مردم ضربالمثلی وجود داشت که: چاپارها در سرزمین پارس از بازهای شکاری سریعتر در حرکت هستند.
اگرچه در این جمله مبالغه به کار رفته است ولی نشان از انسجام، سرعت عمل و نظم چاپارها دارد.
هردوت تاریخ نویس یونان در این مورد مینویسد:
«... در میان موجودات فانی، موجودی نیست که زودتر از چاپار پارس به مقصد برسد. زیرا پارسها ترتیب این کار را بسیار ماهرانه دادهاند. گویند راه هر قدر طویل باشد، در آن آنقدر آدمی و اسب نگاه میدارند که هر یک روز را، یک چاپار و یک اسب طی طریق کند. نه برف و نه باران ممکن است مانع از حرکت چاپار گردد، و نه شب و نه گرما. چاپار اولی موضوع ماموریت خود را به دومی و دومی به سومی میدهد و همینطور به چارپارهای بعدی ...»
● ارابه رانی در ایران باستان
در بازیهای المپیک باستان گاهگاهی مسابقات ارابهرانی دو اسبه و چهار اسبه انجام میشد. اما خیلی پیشتر از آن ایرانیان به ارابه و ارابهرانی آشنایی داشتهاند.
در کتاب تمدن هخامنشی از علی سامی آمده است: ... آریاها با گردونههایی که اسبها آن را میکشیدند وزن و فرزند خود را از نقطهای به نقطه دیگر حمل میکردند.
در گنجینه جیحون- گنجینهای که کنار رودی منشعب از رود سیحون میان راه تاش و گرگان نزدیکی راه سمرقند کشف شده- ارابه زرینی است که نه تنها شاهکار زرگری مهمی است بلکه نمونهای از یک ارابه سلطنتی را نشان میدهد.
یکی از جالبترین مهرهای هخامنشی، مهر داریوش کبیر است که در موزه بریتانیا نگهداری میشود. نقش روی این مهر عبارتست از ارابه دو اسبه که اسبان آن در حال تاخت هستند و لاشه شیر کشتهای در زیر دست و پای اسبها به زمین افتاده است.
در ارتش پارت از ارابه برای حمل زنان غیرعقدی پادشاهان استفاده میکردند. ارابه در آن زمان جنبه تجملی و تفننی داشته نه جنبه جنگی و رسمی.
در زمان ساسانیان برای پیروزی در جنگ و حمله و دفاع از ارابه استفاده میکردهاند. این ارابهها با اسبهای مخصوصی کشیده میشدند.
با حمله اعراب به ایرانیان گردونهها از بین رفتند و دیگر در ارتش ایران دیده نشدند.
در کتاب کوروش نامه اثر گزنفون آمده است:
«... سپس کوروش فرمان داد مسابقه ارابهرانی آغاز شود و به هر یک از قهرمانان گاو فربهی اهدا شد تا قربانی کنند و ضیافتی برپا سازند. علاوه بر این جامهای متعدد پیروزی بین برندگان مسابقات توزیع نمودند. به کوروش نیز در ازای پیروزیاش گاو فربهی اهدا شد، گاو را پذیرفت ولی جامهای زرین را به «فرولاس» که در نظم امور دربار مهارت و مجاهدت بسیاری نموده بود بخشید.»