کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 4 خرداد ماه ، 1391
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - پیدایی آتش

پیدایی آتش

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> ایران بزرگ ( تاریخ ) -> پیشدادیان

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام


yazdan
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
23 فروردين ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 700
امتياز: 1894
تشکر کرده: 981
تشکر شده 720 بار در 430 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 15 خرداد ماه ، 1389 11:56:15    موضوع مطلب: پیدایی آتش پاسخ همراه با اعلان

به نام یزدان پاک

از: فریدون جنیدی
کتاب "زندگی و مهاجرت آریائیان بر پایه گفتارهای ایرانی"


پیدایی آتش

داستان پیدایی آتش در افزوده های شاهنامه چنان است که روزی هوشنگ، ماری در کوه می بیند که:

دو چشم از بر سر چو دو چشمه خون ز دود دهانش جهان تیره گون

و در همان دوران برای کشتن مار، سنگی را به طرف او پرتاب می کند که سنگ به سنگ آتش زنه دیگری میخورد و از برخورد آنها آتشی می جهد و همان آتش را قبله می کنند و جشن سده از همان اوقات بر پا میشود.
یک تصور دیگر هم میتوان کرد، و آن این است که محال است بشر تا آن زمان «مار» ندیده باشد، و من گمان دارم که مقصود از مار، در این داستان همان آتش فشان باشد که در بخش اژدها راجع بدان مفصاً سخن راندم و معلوم شد که در آریاویج ، آتشفشانی بوده است که در یسنا به نام اژی سرخ و در مینوی خرد به نام پتیاره ی مار از آن یاد شده.
و همین بیت نشانه ای از آتش فشان است که : «ز دود دهانش جهان تیره گون» بنابراین میتوان حدس زد که آتش را با افروختن چوبی به وسیله سیاله های آتشفشان به دست آورده اند تا واقعیت چه باشد؟، اینجا بیتی است که به صورت متعارف داستانها در جشن، به صورت حشو، در این داستان آمده.

یکی جشن کرد آن شب و باده خورد سده نام آن جشن فرخنده کرد

در حالی که هنوز، می به دست بشر ساخته نشده است و ساختن می، وقتی ممکن میشود که ظرفی به وجود آمده باشد و هنوز از ساختن ظرف و سرشتن گل برای جام و خم سخنی به میان نیامده.
از این داستان افزوده که بگذریم، شاهنامه، در یک سخن کوتاه داستان پیدایی آتش را چنین آورده است:

به سنگ اندر، آتش از او شد پدید کزو در جهان روشنی گسترید

پیدا است که دوره ی هوشنگ آغاز به کارگیری سنگ است، و نیز پیدا است که از برخورد سنگها با یکدیگر نخستین جرقه های آتش دیده شده، و سالها و سالها بر آن گذشت تا انبوه این جرقه ها بر توده از گیاه خشک، آن را برافروخت، و اینچنین، آتش بر دست مردمان مهار گردید!
با پیدایی آتش بسیاری از مشکلات حل شد که نخستین آنها نگهبانی از انسان در مقابل زمستان دیو بود.
و در همین دوران از میان جانداران برخی را از دیگران برای خدمت به بشر جدا کردند.

بدان ایزدی فر و جاه کیان ز نخجیر، گور و گوزن ژیان
جدا کرد، گاو و خر و گوسپند به ورز آورید آنچه بد سودمند

که در این مصرع به علت ضرورت شعری گوسپند در آخر آمده است اما تصور می رود، ابتدا گوسفند و بعد، خر، و آنگاه گاو به وسیله انسان اهلی شده است، اشاره به گوسفند در حقیقت اشاره به «گاو اسفند» بوده اما بعدها، جانوری به نام میش را به نام گوسفند خوانده اند.
از این جانوران جفت جفت نگهداری شد، و از شیر آنان برای تغذیه استفاده می بردند.(زیرا که هنوز بشر، گوشتخوار نشده بود.)
آنگاه از پویندگان چون سنجاب و روباه و سمور که پوست گرم داشتند پوست برآهیختند و بر تن کردند.

قانون
از هوشنگ در اوستا با لقب پَرَذاتَ یاد شده.
«پَرَ» همان است که هنوز در ترکیبات پریروز و پریشب، پریر، پارسال، پیرار سال و به خصوص در واژه ی بسیار زیبای پرندوش باقی مانده:

چنین داد پاسخ که بر کوه و دشت سواری پرندوش بر من گذشت(فردوسی)

دیدم از باقی پرندوشین شیشه ای نیمه در کناره طاق(انوری)

«ذاتَ» هم به معنی داد و عدل و قانون را میدهد. ترجمه ی فارسی پرذات،پیشداد است که همان معنی اوستایی را دارد و بر روی هم معنی «داد پیشین» یا «فانون پیشین» و «قانون نخست» را دارد.
البته پیدا است که چرا در این دوره برای نخستین بار، قانون به میان آمده. زیرا که خانه ساخته شده، و اولین مرزها به وجود آمد و نگهبانی از این مرزها و وسایلی که در خانه ها نگهداری میشد، وجود قانون را ایجاب می کرد.
در شاهنامه اگر چه، از هوشنگ، با صفت «پیشداد» یاد نشده، اما یکی از شعر های آن به خوبی این معنی را یادآور میشود:

وز آن پس جهان یکسر آباد کرد همی روی گیتی پر از داد کرد

در اوستا، به طوری که روانشاد پورداود توجه کرد همه جا «پرذات» همراه هوشنگ آمده است مگر در فقره نخست از فرگرد 20 وندیداد که «پرذات» به صورت مستقل آمده و تفسیر پهلوی اوستا برای توضیح این واژه، در آن فقره چنین است:
«نخستین کسانی که قانون گذاشه اند، مثل هوشنگ»

و این خود تایید دیگری است بر این که، داد و قانون، در دوره ای به وجود آمده که ما از آن به نام هوشنگ یاد می کنیم و کسانی در پیدایی و تکامل «داد» سهیم بوده اند، نه یک کس.
بنابراین، دوره هوشنگ را دوره ی پیشداد نیز میتوان نامید، زیرا ه این هر دو پدیده یعنی خانه و داد در یک دوران به وجود آمد...

کتاب زندگی و مهاجرت آریائیان بر پایه گفتارهای ایرانی، فریدون جنیدی، رویه 71 تا 73.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از yazdan تشکر کرده اند arya, parisa-s
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> ایران بزرگ ( تاریخ ) -> پیشدادیان

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir