بوستان میهن
میهن ما بوستانی پُر نگار ** بوستان بی رنگ گل، نآید به بار
چون که گرد آید درون اش هر گلی ** نرگسی و سوسنی و سنبلی
لاله و نیلوفر و یاس سپید ** گُلبُن سرخ و بهار و شَنبَلید
در کنار رُز نشیند، نسترن ** دست در دست بنفشه، یاسمن
رنگ در رنگ است و فردوس بَرین ** گوشه ای از باغ جنت بر زمین
تالشان لاله، بلوچان شنبلید ** ارمنی و آذری، یاس سپید
گیلکان رُز، بختیاری یاسمن ** وان بنفشه کُرد، لُرها نسترن
اسپهان و پارس یا کرمان و خوز ** در شگفت از شیدشان، گیتی فروز
یا خراسان بزرگ و آریان ** شهر تهران و دگر ایرانیان
سنبل و یاس و بهار و سوسن اند ** گُلبُن سرخی ز باغ میهن اند
ریشه در خاک دلیران کرده اند ** جان فدای، مُلک ایران کرده اند
کشور ایران بود گلزار پاک ** گر خزان آید به سویش، زان چه باک؟
تا زمانی که به هم پیوسته ایم ** از گزند هر خزانی، رسته ایم
دختر و پور ِ فریدونیم و بس * مهتر و کهتر نباشد هیچ کس
(سروده ای از محمد رضا محسنی: محسنی، محمد رضا 1389: "پان ترکیسم ایران و آذربایجان" صفحه 292)