کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 19 بهمن ماه ، 1390
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - ایران،وطنم....

ایران،وطنم....

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> داستان نویسی

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام


donyayeshirin
هموند ویژه
هموند ویژه

وضعيت: آفلاين
25 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 176
امتياز: 0
تشکر کرده: 21
تشکر شده 48 بار در 33 پست


ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 19 اسفند ماه ، 1388 11:10:24    موضوع مطلب: ایران،وطنم.... پاسخ همراه با اعلان

:می گم می خواهم فرار کنم !
:به کجا؟؟!
:می گم هر جا که شد فرقی نمی کنه یه جای دور.دور دور دور. به دور از هیاهو و دغدغه . می خوام یه جایی برم که به آرامش برسم.
:اما واقعا آرامش چیه.؟؟
:نمی دونم فقط می دونم می خوام دور بشم از اینجا از وطن!
"می روم و دور می شوم از هر آن چیزی که بوده ام و هستم."
:حالا به آرامش رسیدی؟
:بازم میگم نه....!
:آخه چرا؟!
:نمیدونم!!
:نمی دونی؟!
: نه! "سکوت می کند" چرا می دونم آخه اینجا آروم نیستم.
: حرفهای خنده دار می زنی از این آرومتر کجا می خوای بری؟
:نمی دونم اما می خوام برگردم.
:چی ؟برگردی؟چرا؟!
:آخه اینجا مال من نیست من به اینجا تعلق ندارم.
:اما اونجا که آروم نیستی....یادت رفته؟!
:نه. یادمه اما میدونی اونجا متعلق به منه...اونجا مال منه...فقط من!
"و بعد صدای خنده های مکرر دیوانه وارش سکوت ذهنی من را در هم می شکند و من باز به همان دور دور دور ذهنی ام در اندیشه های بیکرانم خیره می شوم!"
تا زمانی که بتوانم پایم را در خاک پاک ایران ، سرزمین زیباییها بگذارم .

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
کاربرانی که برای این ارسال از donyayeshirin تشکر کرده اند human, Ariyadokht
محل سكونت: ایران زمین

Ariyadokht
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
19 بهمن ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 401
امتياز: 1005
تشکر کرده: 522
تشکر شده 289 بار در 185 پست

محل سكونت: ایران زمین

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 19 اسفند ماه ، 1388 23:47:49    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین

همه دینشان مردی و داد بود
وز آن کشور آزاد و آباد بود

چو مهر و وفا بود خود کیششان
گنه بود آزار کس پیششان

همه بنده ناب یزدان پاک
همه دل پر از مهر این آب و خاک

پدر در پدر آریایی نژاد
ز پشت فریدون نیکو نهاد

بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم و بر ننگ بود

کجا رفت آن دانش و هوش ما
چه شد مهر میهن فراموش ما

که انداخت آتش در این بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان

چه کردیم کین گونه گشتیم خوار؟
خرد را فکندیم این سان زکار

نبود این چنین کشور و دین ما
کجا رفت آیین دیرین ما؟

به یزدان که این کشور آباد بود
همه جای مردان آزاد بود

در این کشور آزادگی ارز داشت
کشاورز خود خانه و مرز داشت

گرانمایه بود آنکه بودی دبیر
گرامی بد آنکس که بودی دلیر

نه دشمن دراین بوم و بر لانه داشت
نه بیگانه جایی در این خانه داشت

از آنروز دشمن بما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت

از آنروز این خانه ویرانه شد
که نان آورش مرد بیگانه شد

چو ناکس به ده کدخدایی کند
کشاورز باید گدایی کند

به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سر انجام بد داشتیم

بسوزد در آتش گرت جان و تن
به از زندگی کردن و زیستن

اگر مایه زندگی بندگی است
دو صد بار مردن به از زندگی است

بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم
برون سر از این بار ننگ آوریم

_________________
همه دنیا تن است و ایران دل
نیست گوینده زین کلام خجل
چون که ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
محل سكونت: ایران زمین

Ariyadokht
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
19 بهمن ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 401
امتياز: 1005
تشکر کرده: 522
تشکر شده 289 بار در 185 پست

محل سكونت: ایران زمین

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 19 اسفند ماه ، 1388 23:50:30    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

با سپاس از بانوی کوشای تالار شیرین...
همه جا سرای من نیست تنها ایران سرای من است...

_________________
همه دنیا تن است و ایران دل
نیست گوینده زین کلام خجل
چون که ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از Ariyadokht تشکر کرده اند donyayeshirin


niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان
گرداننده تالار گفتمان

وضعيت: آفلاين
24 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 2080
امتياز: 4825
تشکر کرده: 697
تشکر شده 1023 بار در 734 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 20 اسفند ماه ، 1388 00:33:33    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

اینجا دیگه کسی نیست !!!!!!!!!!!!

اما من در این بیابان برهوت چشم براهم !!!!

در پای سرچشمه ی خشکیده ی آب زندگانی

شاید که بیایند

و از زیر گامهای اهوراییشان چشمه ی بجوشد

و بهشتی از نو ببارد

و جان ما را نمناک کند

خدا را !!!تا کی ؟

جانمان به لب آمد ؟!!!

_________________
آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند donyayeshirin
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> داستان نویسی

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir