omidataeifard جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 676 امتياز: 1740 تشکر کرده: 113 تشکر شده 803 بار در 420 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 2 بهمن ماه ، 1387 14:46:17 موضوع مطلب: [align=center]پرویز رجبی کیست؟
[align=center]پرویزرجبی:وارثبیسرمایه[/align]
پرویز رجبی در گفتگو با روزنامه همشهری (۱/۱۱/۸۷: وارث هینتس در ایران) سخنانی نادرست از اینگونه به زبان آورده است:
۱. <داریوش در تاریخ ایران اولین مورخ به حساب می آید... پس از کتیبه داریوش ما تا قرنها مورخی در فرهنگ خودمان نداشته ایم و چیزی قریب به هزاروپانسد سال طول میکشد تا در دوره مغولان تاریخنویسانی پیدا شوند که درباره تاریخ ایران کتابی بنویسند>.
پاسخ: خدا را شکر که مغولها به ایران حمله کردند تا مکتب تاریخنگاری در این کشور پدید بیاید! آقای دکتر رجبی که شوربختانه کتابهایش در دانشگاه تدریس میشود، آگاهی درستی از تاریخ ایران و تاریخنویسی ندارد وگرنه جوانان کم سن و سال ما میدانند که یورشهای مقدونی و عرب، بسیاری از کتابهای تاریخی ما را نابود کرده است. همه میدانند که دفتری به نام «خدای نامه» و سپس کتابهایی به نام شاهنامه بوده است. اگر هم برخلاف سخن فردوسی، شاهنامه را افسانه و دروغ بدانیم، جناب رجبی درباره بخش ساسانیان چه میگوید؟ و بیفزایید در این باره، فهرست مورخان قبل از مغول، مانند طبری و بلعمی و ابوریحان بیرونی و غیره را!
۲.<مبرزترین شاه ایران که سلسله هخامنشی را بنیان مینهد داریوش است نه کورش>.
پاسخ: کینه رجبی به کورش بزرگ را در کتاب تاریکش (هزاره ها...) میتوان دید. و پاسخ به گفته بالا را بر دوش شما خوانندگان میگزارم.
۳.<ما حتا یک جزوه تالیفی درباره دوره هخامنشی نداریم. آنچه هست تنها ترجمه است که تازه وقتی سراغ آنها هم میرویم میبینیم فاجعه است>.
پاسخ: به راستی آیا ترجمه های استاد محمد مقدم (تاریخ شاهنشاهی هخامنشی) و امثال آن فاجعه است؟ آیا تالیفات و پژوهشهای ارزندهی علی سامی، شهبازی، بختورتاش و غیره در حد یک جزوه نیست؟ در یکی از نشستها، رجبی به استاد استادان: «امیرمهدی بدیع» که بزرگترین اثر را درباره هخامنشیان نگاشته (یونانیان و بربرها)، میتازد و او را یکسونگر میخواند. خوشا به آقای رجبی که مانند یک شاگرد خوب، تمامی گفتارهای فرنگیان را وحی منزل دانسته و به ایرانیان حق هیچگونه اظهار نظر درباره تاریخشان نمیدهد.
{امید عطایی فرد omidataeifard.blogspot.com}
yazdan جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 685 امتياز: 1851 تشکر کرده: 974 تشکر شده 700 بار در 418 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 5 مهر ماه ، 1388 10:11:03 موضوع مطلب:
درود
گمان میکنم گزینه دوم را از کس دیگری نیز شنیده باشم
براستی جای تاسف دارد
پیشنهاد میکنم در تالار نسک شناخت،هر یک از دوستان که کتابهای آقای رجبی را خوانده اند به نقد آن بپردازند تا در این باره روشنگری شود.
سپاس _________________ یزدان صفایی-دبیر گروه تاریخ پایگاه پژوهشی هخامنشیان- دبیر گروه زبان و ادب ماهنامه الکترونیکی امردادنامه
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 7 بهمن ماه ، 1388 15:21:29 موضوع مطلب:
يادداشتي پيرامون گفتوگوي دكتر پرويز رجبي
سخنان بحثبرانگیز و نه چندان منطقی دكتر پرويز رجبي
بهرام روشنضمیر- دکتر «پرویز رجبی»، نویسندهي چندین کتاب دربارهي تاریخ و فرهنگ ایران در گفتوگوي روز 12 آبانماه با روزنامهي «اعتماد» سخنانی بحثبرانگیز و نه چندان منطقی بر زبان راندهاند.
دیدگاه انتقادی دکتر پرویز رجبی در همین گفتوگو، وظیفهي مورخ را بیوطنی میدانند
تاریخ ایران چیزیست که هرکسی که اندک آگاهی دربارهي تاریخ ایران داشته باشد، بدان آگاه است.
ولی بهراستی این گفتوگو از جنس دیگری بود. تحلیل، آسیبشناسی، انتقاد دیدگاه رایج و حتا ایراد سخنان جنجالی و بحثبرانگیز، یک چیز است و پریشانگویی چیزی دیگر. به گمان من و دوستانم چاپ این سخنان و پخش آن کافی است تا یک عمر اعتبار علمی دکتر پرویز رجبی را بر باد دهد. من به شخصه با همهي انتقادات وارده، به موی سپید دکتر رجبی و اینکه او به هر رو در زمینه ایرانشناسی عمری را گذاشتهاند، احترام گذاشته و امیدوارم تا ایشان سخنان سراسر آشفتهي آن روز خود را تکذیب کرده و یا آنرا تصحیح کنند.
جدا از نقد محتوایی گفتارهای ایشان، میتوان به نقد فنی و شکلی آن پرداخت. دکتر رجبی در این گفتوگو از هر فرصتی برای تمسخر و استهزای اندیشههایی که با آن مخالفند، بهره جستهاند. بیشتر جملههايشان نیشدار و کنایهآمیز است. با هم نگاهی به بخشي از گفتارهای دكتر رجبي بیندازیم تا بهتر بتوانیم آنرا بررسی كنيم:
دكتر پرويز رجبي ميگويد: «نمايندگان اين حکومت ]ساسانی[، «کرديز» نام داشتند. ماموري که علامت قيچي روي کلاهش است. حتما مثل قيچي ميبريد و جلو ميرفت. مردم تحت فشار ماليات و عذابهاي ديگر بودند. همينها کمر مردم را شکسته بود. داستان خسروپرويز و کفشگر را حتما شنيدهايد. به هر حال الان هم در ايران از اين طبقهبنديها داريم؛ ايران اولين کشوري است که صنف سنديکا درست کرده است. به همين راستههاي بازار توجه کنيد. راستهي موبايلفروشان و کامپيوتر که به سرعت تشکيل ميشود و با آخرين سرعت بدون امکانات ارتباطي تمام اخبار بينالمللي و داخلي مربوط به صنف خود را متوجه ميشوند. اين طبقهبندي، به گذشتهي تاريخي ما برميگردد. شمال شهر و جنوب شهر و دهها نمونه در اين زمينه، هميشه جلوي چشمانمان است.»
- روشن نیست ایشان واژهي «کردیز» را از کجا آوردهاند و چگونه میان نشان قیچی روی نگاره با رفتار او پیوند برقرار ساختهاند. داستان خسروپرویز و کفشگر نمیدانم کدام است. آیا منظور داستان انوشهروان و کفشگر است؟ چه پیوندی میتوان میان سندیکا و صنف راستههای بازار موبایل و کامپیوتر امروز و طبقات دوران باستان در نظر گرفت؟
در ادامهي این گفتوگو میخوانیم: «امروز واژهي «مغ» در تمام دنيا هست. همان قلم و ماژيک که جادو ميکند و مينويسد. ما اهل جادو و جنبل بوديم. بعدها مهستان به شکلهاي مختلف ادامه يافت و به فراموشخانه و فراماسون و فراماسونري رسيد. به اعتقاد تاريخ، بخشي از زرتشتيان امروز از همان زرتشتيگري هستند.»
- حال پرسش اين است که از نام ماژیک چگونه میتوان به این رسید که ایرانیان باستان بیش از دیگر مردمان، اهل جادو بودند؟ مهستان چه پیوندی به فراموشخانه و اینها چه پیوندی به فراماسونی دارند؟
دكتر رجبي فرمودهاند: «ببينيد چه در زمان هخامنشي و چه در زمان ساساني، صدايي جز دربار، شنيده نميشد ولي چه ميشود که با ورود اسلام از هر روستايي يکي بلند ميشود. در مورد کتابخانهها و کتابسوزي با توجه به نظام کاستي و طبقهبندي در مورد تحصيل نبايد اين اتفاق را باور کرد. تازه در کنار آن با توجه به خط پهلوي شکستهي 11 حرفي، هيچ آثاري نداشتيم. به هر حال ما ملتي روايي هستيم و استناد به شنيدهها ميکنيم و هيچ وقت دنبال مدرک و سند نميرويم. مردم مکه و مدينه آدمهاي صادقي بودند. امروز هم همان وضع است. آنها غني بودند و فشاري روي آنها نبود. ايران به هر حال بدتر از آنها بود. اعراب، فاتحان نيکوسرشتي بودند. اهل ياد گرفتن بودند و به فرهنگ و داشتههاي ملت مغلوب توجه ميکردند. اين حرکت به ايران آمد. به غير از آن با ورود اسلام سيستم تکصدايي و کاستي از ميان رفت و عالمان، دانشمندان، شعرا و اهالي فرهنگ و ادب و ساير علوم از تمام نقاط ايران بلند شدند. دانشمندان يوناني فرار کردند و به ايران آمدند و وارد دارالحکمه شدند. اين نهضت دارالحکمه سبب رنسانس در اروپا شد. مارکس و انگلس با اين رنسانس آمدند. به نقش مثبت و منفي کمونيسم کاري ندارم ولي يکي از اثربخشترين حرکات بشري بود. تاريخ ما را در نخستين سدههاي هجري، مورخان عرب نوشتند. اعراب نوشتن را دوست داشتند. آنها ملتي عاشقپيشه بودند. رئوف و عاطفي بودند. سفر که ميکردند در موقع استراحت، سنگ برميداشتند و روي سنگ شعرهاي عشقي مينوشتند و پرتش ميکردند. تاريخ اول ما را هم اين اعراب نوشتند.»
- دکتر رجبی در اين گفتوگو، نگفتهاند که برپايهي کدام منبع و سند، خط پهلوی 11 حرفی شده و اگر هیچ آثاری نداشتیم و روایی بودیم پس این همه آثار سنگی و گلی و دفترهای باستانی و انبوه آثار برگردان شدهي ایرانی به زبان عربی از کجا آمده است؟. دانشمندان یونانی آیا پیش از اسلام به ایران گریخته بودند یا پس از اسلام؟ و این چه پیوندی به مارکس و انگلس و کمونیسم دارد؟
دكتر رجبي در بخش ديگري از گفتوگو، گفتهاند كه: «شکوفاترين عصر تاريخنويسي ايراني در زمان مغول است و کمکم ايرانيان به نوشتن علاقهمند شدند. البته فراموش نکنيم که در آغاز با بهبهالتواريخ و چهچهالتواريخ شروع و نوشته ميشد.
- شايد اين پرسش، پرسش شما هم باشد که اگر تاریخنویسی ایرانی تازه در زمان مغول آغاز میشود پس تاریخنویسانی چون بلعمی و ابنبلخی و بیهقی و ... و تاریخنگاران ایرانی که به زبان عربی مینوشتند و فردوسی که تاریخ را به نظم کشید، كه بودند؟
در ادامهي اين گفتوگو آمده : «استوانه کوروش يکي از ارزشمندترين اشياي جهان است. ولي منشور آزادي و حقوق بشر نيست. اگر اين طور بود پس کوروش بزرگ در بينالنهرين چه کار ميکرد که آزادي بدهد. او سه امپراتوري بزرگ جهان را از بين برد. آخر چرا فراموش ميکنيم، اين ادعاي بزرگي است که کوروش نخستين فرمان آزادي بشر را صادر کرد.»
- با توجه به اين بخش، پرسش اين است که اگر کوروش به بابل نمیرفت و بردگان را نمیرهاند، منشور آزادی را در کجا میبایست صادر میکرد؟ آزادی در عرصهي عمل جاری میشود و نه تنها روی کاغذ و کوروش کسی بود که نخست ملتها را آزاد کرد و سپس منشور آزادی، داد.
دكتر در بخشی دیگر ميگويد: «تپههاي قيطريه يکي از باستانيترين تپههاي جهان است و قدمت سيلک را دارد. همه جاي ايران همين است. آب نداريم ولي عتيقه داريم. يک باستانشناس خوب به صورت علمي ثابت کرده اين رطوبت براي پاسارگاد خوب است. در اصفهان هم ميگويند نبايد مترو احداث شود چون باعث تخريب زايندهرود ميشود. متاسفانه همان طور که اشاره کردم هنوز روايي هستيم و روي شنيدهها هياهو ميکنيم. به نظر من مورخ در تاريخنويسي بايد بيوطن باشد و بدون تعصب و احساس به هر دو طرف بنگرد.»
به هر روي بر ما روشن نیست که چگونه قیطریه، پيشينهي سیلک را دارد؟ و از کی تا به حال ایرانشناسی نامی، از اصطلاح عتیقه برای یافتههای باستانی بهره میبرد؟ نام آن باستانشناس خوب که میگوید رطوبت برای پاسارگاد خوب است، چیست؟ و چه کسی گفته در اصفهان اصلا نباید مترو ساخت؟. و پرسش پایانی اینکه چه کسی روایی است؟ و بدون مدرک و سند سخن میگوید؟ چه کسی هیاهو میکند و چه کسی با تعصب و احساس و یکطرفه مینویسد؟. _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 443 امتياز: 972 تشکر کرده: 311 تشکر شده 488 بار در 305 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: پنجشنبه، 8 بهمن ماه ، 1388 00:56:58 موضوع مطلب:
با کمی ژرف نگری بسادگی ميتوان دريافت که پرويز رجبی به زبان پارسی نعل وارونه ميزند و به زبان عربی در باره تاريخ اين مرز و بوم برخوردی منافقانه دارد .
اين ياوه بافيهای ايشان نه سودی برأی لابی عربدوستان دارد و نه برأی سرفرازی ايران و ايرانی .
ايشان پيرو خوانش ويژه اي از اسلام انقلابی هست که سالها پيش از اين سرزمين رخت بربسته و به ديار فراموشی کوچ کرده است .
ايشان و همپالگيهای رويا پرورشان از بيم امواج خروشانی که ميهنپرستان راستين در اين مرز پر گهر به پا کرده اند ،به اين پرت و پلا گوييها روی آورده اند .
اما پرويز رجبی و ياران نابخردش بدانند که دستشان برأی انديشمندان و فرهيختگان نژاده ايران سرفراز رو شده و فرجامی جز سرنگونی در زباله دان تاريخ ندارند .
ديگر دوران اينگونه سياه بازيها به سر آمده .
خدا را سپاس که دشمنان اين سرزمين اهورايی را نادان آفريد