| نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي |
| نويسنده |
پيغام |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: يكشنبه، 9 اسفند ماه ، 1388 01:07:00 موضوع مطلب: اشاره ی قرآن به مانویان |
|
|
در چند آیه ی قرآن مجید به مانویان عربستان اشاره ای رفته است از جمله آیه ی 17 سوره ی حج و آیه ی 69 سوره ی مائده و آیه ی 62 سوره ی بقره
اما سرگذشت این مانویان که در قرآن بنام صائبین خوانده میشوند کجا بوده است ؟
پس از کشته شدن مانی یعنی در همان سده ی سوم میلادی بسیاری از مانویان از پیروان آرمان او زیر ستم و پیگرد سربازان قرار گرفتند و ناگزیر به ترک میهن و کوچ به سرزمین های دیگر از جمله عربستان شدند . در عربستان زندگی ایلی وجود داشت و نیز بیابانهاییکه در میان آبادیها گسترده بود , برای آنها یی که از سرزمین های دیگر به آنجا گریخته بودند جایی فراخور و بیگزند بشمار میآمد بدیسان در عربستان گروه بیشماری از ایرانیان نژاده که از مهریان یا میترائیان بودند گرد آمدند .
مندائیان را صائبین یا شستشو دهندگان (مغتسله) نیز میخواندند . بازماندگان این گروه اقلیت کیشی را در برمیگیرد که اکنون در جنوب عراق و خوزستان روزگار میگذراندند . شاپور پادشاه ساسانیان از مندائیان یا صائبین بود . در قرآن از صائبین سه بار سخن به میان آمده است و مضامین آنها همانند میباشد .
در دین مندائیان یا صائبین آب نقش مهمی بازی بطوریکه حتی مراسم عروسی نیز باید در آب انجام شود . و پیامبر آنها یحیی پسر خاله ی عیسی مسیح است و ماه برای آنها بسیار گرامی میباشد . |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: سه شنبه، 11 اسفند ماه ، 1388 11:31:37 موضوع مطلب: |
|
|
درود بر شما جناب شهریور
البته در حدیثی از پیامبر آمده که ماه علی است . اما اینکه خاندان پیامبر پیش از اسلام از یک مکتب مغتسله که مانی هم پیرو آن بود پیروی میکردند و ماه برای آنها گرامی بوده تردیدی ندارم و پس از اسلام نیز ماه برای آنها نماد مقدسی بود و همچنین شمشیر های هلالی شکل آنها و همچنین نام مهدی : مه +دی شاید با چم جایگاه ماه و حتی تقوم آنها نیز بر اساس گردش ماه است (ماه قمری)
و همچنین مکتب عرفان امام صادق بسیار بسیار شبیه به مکتب مانی است همه ی اینها نشان میدهد که آنها از یک دین کهن ایرانی پیروی میکردند که بیشتر در هند رواج داشت تا در ایران یعنی همان آب پرستان یا ناهید پرستان هندی _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: سه شنبه، 11 اسفند ماه ، 1388 23:02:13 موضوع مطلب: |
|
|
اما امام صادق دین مانی را رد میکند این نشان میدهد که شباهتی که بین عرفان امام صادق و سخنان مانی وجود دارد ناشی از اندیشه های مهر پرستی کهن است بخوانیم :
امام صادق : مانی جستجوگری بود که مقداری از باورها و دستورات دینی مجوسی را گرفت و با نصرانیت (مسیحیت) آمیخت , و در هر دو دین اشتباه کرد و به هیچ یک از دو دین نرسید و باور داشت که جهان ناشی از تدبیر دو خدا (دونگانه پرستی زروانی) نور و ظلمت است , و نور در حصاری از ظلمت است - آنسانکه که گفتم نصاری او را رد کرد و قوم مجوس او را پذیرفتند . _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 12 اسفند ماه ، 1388 14:16:16 موضوع مطلب: |
|
|
در نسک های تاریخ نویسان و زیست بوم شناسان (جغرافیدانان ) ایرانی و تازی در سده های میانی میلادی در نام مکانها به واژه ی ماه برمیخوریم به ویژه به برخی از نواحی غربی به مانند ماه نهاوند , ماه دینار , ماه شهریاران که این نواحی را زیست بوم شناسان تازی "جبال" نامیده اند . در داستان ویس و رامین به کشور "ماه و بوم" و "ماه آباد" و "زمین ماه" (که همه به یک کشور اشاره دارند ) برمیخوریم .نامهای دیگری مانند ماه البصره , ماه الکوفه , نیز داریم .
ادامه دارد ... _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 12 اسفند ماه ، 1388 14:57:32 موضوع مطلب: |
|
|
و اما واژه ی ذوکفل (قرآن ) و کتاب( کفالایا) ی مانی :
نخست به کتاب کفالایا میپردازیم :
کفالایا مجموعه ای از روایاتی است که به مانی نسبت داده شده است این روایات را شاگردان وی در زمان زنده بودن او گردآوری کرده اند . نسخه ی قبطی (مصری) آن به سرنام "کفالایا" یا رساله در دست است و قطعاتی از برگردان آن به پارسی میانه و پارتی و سغدی به دست آمده است .
ذوالکفل :
سومين پيامبر بعد از موسى ، حزقيل (ذوالكفل ) بود. حزقيل ، پيامبرى بود با خردى تابناك و صبرى شگرف در رديف ادريس و اسماعيل
ذوالكفل يكى از پيامبران بنىاسرائيل و فرزند ايوب است كه در روم سلطنت نيز داشت و چون مردم را به جهاد با دشمن دعوت كرد، بهانههايى آوردند. بعضى از مفسران نيز ذوالكفل را لقب حزقيال دانسته و مفاد آيات 244 و 245 سوره بقره را بهاو مربوط مىدانند كه مىفرمايد:
- و اسماعيل و ادريس و ذوالكفل را ياد كن كه همه از شكيبايان بودند. و آنان را در رحمت خود داخل نموديم، چرا كه ايشان از شايستگان بودند.
- و اسماعيل و يسع و ذوالكفل را به يادآور كه همه از نيكانند.
ویکیپدیا :
ذوالکفل(به معنی صاحب حصار) در قرآن و روایات اسلامی از پیامبران بنیاسرائیل دانسته شدهاست.محمد بن جریر طبری ذوالکفل را مرد نیکی دانستهاست که پیامبری نداشتهاست. بیدوی، ذوالکفل را با حزقیال پیامبر برابر دانستهاست. از عبدالعظیم حسنی روایت شده که امام جواد نام او را عویدیاء دانستهاست.[۱]از قصص انبیا نقل شدهاست که ذوالکفل پسر داوود و برادر سلیمان بودهاست. در قرآن او مردی شکیبا[۲] و نیکسیرت[۳] دانسته شدهاست. مقبره منسوب به ذوالکفل در عراق، در نزدیکی نجف در روستایی به نام کفل قرار دارد که یهودیان و مسلمانان آن را زیارت میکنند.
ادامه دارد ... |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 12 اسفند ماه ، 1388 15:03:28 موضوع مطلب: |
|
|
این پیامبر درست در مکانی فرمانروایی داشته که مانی رفت و آمد داشته مانی یک ایرانی زاده بود که با فرهنگ و عرفان و دین سامی ها پرورش یافته است او با اینکه از خاندان اشکانی بود بسیار به زبان آرامی رایج در بابل چیره بود . _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
محل سكونت: TEHRAN

hamidreza
کاربر تازه وارد
 وضعيت: آفلاين 11 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 4 امتياز: 18 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
محل سكونت: TEHRAN
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 12 اسفند ماه ، 1388 15:12:28 موضوع مطلب: |
|
|
خانم تحقيقات خوبي است بازماراراهنمايي كنيد _________________ LOVE |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 13 اسفند ماه ، 1388 02:28:47 موضوع مطلب: |
|
|
برگرفته از کتاب مذاهب ایران -برگردان : آشفته ی تهرانی
با سپاس
مهمترین کانون مکتب مغتسله یا مندایی پیروان عرفان gnosticue هستند ;ناحیه ی میشان یا میسان است که به آن میشون و دشت میشان و دشت میسان هم گفته اند نام پیشین ناحیه ای بوده است از خوزستان امروز در مصب رود دجله که در آن هنگام با فرات همراه نمیشده و جداگانه به خلیج فارس میریخته است و ظاهرا از جایی آغاز میشده که رود کارون به دجله میریخته است . در آغاز دوره ی اسلامی میسان را شامل نواحی واسط و بصره میدانستند و قصبه ی آن نیز میسان نام داشت . نام این ناحیه را یونانیان مسنه mesene و در زبانهای اروپایی مسن mesene گفته اند . در دوره ی ساسانیان نیز این ناحیه را میشان مینامیدند و افراد خاندانی که در آنجا فرمانروایی مورث داشته است همه لقب میشانشاه داشته اند . این ناحیه پس از ناتوانی پادشاهان سلوکی مستقل شد و فرمانروایان جداگانه داشت و ظاهرا تا حدود سال 225 میلادی مستقل بوده تا آنکه اردشیر بابکان آنرا جزو شاهنشاهی ساسانی کرد و ذکر میسان اشاره به دوره ای است که آریاییان ایرانی سراسر خوزستان را از تصرف دشمن پاک کرده و چیرگی عیلامیان را از آنجا برانداخته اند .
در آینده جای آن را در نقشه نشان خواهم داد ... _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 14 اسفند ماه ، 1388 01:21:45 موضوع مطلب: |
|
|
دین ماندایی یا مندایی دین بسیار چالش برانگیزی است اینکه سرچشمه و خاستگاه اصلی این دین از کدام قوم و فرهنگ بوده است ؟!!!(مهرزمین )
در زمینه ی زبان شناسی نیز تاثیر بخش ایرانی قابل ملاحظه است زیرا که براستی در زبان ماندایی (گویش آرامی خاوری و گویش بسیار نزدیک به آن تلمود بابل است ) بیش از 125 واژه یافت میشود که از زبان ایرانی به عاریت گرفته شده است و در میان آن واژه ها شمار قابل ملاحظه ای حتی مربوط به زمان پارت ها میباشد . به ویژه که دیده میشود که اسامی مربوط به لباس و اشیاء مربوط به آیین های مذهبی از سرزمین های گسترده ی ایران و سطی و تقریبا همیشه از سرزمین پارت میانه سرچشمه گرفته است و شاید همه ی واژه های زیر از مرکز پارت ریشه یافته است .
بورزنکا :/borzenka/ دستار
تاگا - تاگ : تاج
پنداما -پندام : /pendama/ تور جلوی دهان
اشتراگان -اشترگن : /ashtargan/ چوبدستی شوهر
مارگنا : چوبدستی زیتون
گاوازا یا گوازا : نی ,چوب خیزران
درفشا : /drafsha/پرچمی که به عنوان نماد مذهبی به کار برده میشده است .
همیانا : /himyana/ کمربند
شالوار -شلوار : شلوار
ادامه دارد ... _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 14 اسفند ماه ، 1388 12:14:20 موضوع مطلب: |
|
|
مسلما چنین به نظر میرسد واژه ی پاندا ما (پندام pandama) از مرکز مغان سرچشمه میگیرد ,زیرا که پیروان آئین مغ به هنگام برگزاری مراسم آتش ,تور برای جلوی دهان به کار میبردند . باید یادآور شد که سیمای این واژه دقیقا همانند سیمای واژه ی پارت میانه میباشد . به همین سان واژه ی مارگنا (maَrgena) که به شکل مارائینا(mََaraya na) , به معنی کشنده ی ماران , قرینه ی اصطلاح افاستریانا (xrafstrayana) به معنی ابزار یا وسیله ای که نوعا مادها به کار میبرند ,میباشد .ما به واژه ی درافشا (derafsha) به عنوان نماد فرهنگی که به وسیله ی جامعه های مردان به کار میرفته برخوردکرده ایم . و اما واژه ی گاوازا (gawَazَa) شگفتآور به نظر میرسد زیراکه از دیدگاه ادبی به معنی سیخک گاو است و در ادبیات ماندایی به ماده ی شیرین کننده ی دارو گفته میشود . نیز ,ملتی که به کار شبانی میپردازد میباید از آغاز یک چنین واژه ای دارا بوده باشد . اما این نابجاست که ماندایی هایی که در سرزمین های مردابی جنوب بابل زیست میکردند این واژه را دارا باشند همچنین است در مورد واژه ی شلوار که جز نزد مغان ماد و مردم پارت زبان پیش از آنکه بوسیله ی مندائیان به عاریت گرفته شود وجود داشته است . _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 14 اسفند ماه ، 1388 13:37:20 موضوع مطلب: |
|
|
یک دسته دیگر از واژه ها و برگردان های به عاریت گرفته شده ما را به اندیشه درباره ی یک مرکز پارتی هدایت میکند , اما به جای اینکه آنها مربوط به روحانیت باشند مربوط به وضع فئودالی زمانه اند . در واقع زبان مذهبی منداییان بدون گفتگو پندار یک ساخت بزرگ فئودالی جامعه را میآفریند . با طرح این مطلب , ما در مورد نهاد آموزش و پرورش دهندگان یا خوراک دهندگان به اندیشه میپردازیم , زیرا که این خود , به عنوان مثال , در کتاب مندایی گینزا قابل گفتگو است . این آموزش دهندگان یا خوراک دهندگان دقیقا جامعه بزرگ فئودالی ایران را مشخص میسازند .افزون بر آن باید خاطر نشان ساخت که برخی از اصطلاحات فنی همچون "یکی از ملتزمین رکاب " واژه ی پارتی "پاروانک;/paَrvَanak/ و دستیار "ادیاوار" دوست و برادر و شاگرد که همه دارای برابرهای ایرانی بوده , و به زبان فنی فئودالها تعلق داشته است . چند چیز ویژه در این زمینه دیده میشود , پیش از رفتن به سوی ژرفناها برای جنگ با گردنکشان بدسرشت ,کمربند و سلاحش را میبندد . در کانو نهای زمین داری ,پیوسته دیده میشود : رعیت یعنی مردی که جز اتباع یا خدمه , یا در التزام رکاب قرار دارد , به هنگام فراخوانده شدن پیش از رفتن کمربند خود را گره میزند . کمربند نشانگر وفای او به اربابش میباشد . از این روی شرح و توصیف مربوط به رزم آوری و نیز این پندار که جایگاه یاغیان پلید در یک دژ استوار است و جز آن و مثلا تقابل میان دو کوه , و تضاد بین سپیدی و تاریکی باید به کانو نهای ایرانی نسبت داده شود (اینها همان اصطاحاتی است که در متون مانوی به کار برده شده دیدگاه مهرزمین )
ادامه دارد ... _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 14 اسفند ماه ، 1388 16:29:46 موضوع مطلب: |
|
|
افزون بر آن فرهنگ مذهبی ایران واژه هایی مانند شپینزا به معنی میهمان خانه ی ییلاقی , از واژه ی پارتی سپینزspinzَ در اصطلاح فئودالی به معنی خانه است و جز آن را فراهم ساخته است . در زمینه های کاملا مذهبی بسیاری از پندار ها و یا آثار مشخص کننده , نفوذ مستقیم (فرهنگ ) ایران را گواهی میدهد . در میان اشیاء مورد پرستش و احترام باید از لباس سپید پیشوایان مذهبی ( که در هر حال دقیقا ارتباط تنگاتنگ دارد با رنگ لباس روحانیون هند و ایران است ) سخن به میان میآوریم , و نیز از جلوگیری در به کار بردن جواهرات ,و نیز خود داری از گریه و زاری به هنگام حمل جنازه (که عنصر زرتشتی نمود روشن دارد ) و انجام مراسم نماز پنجگانه در ساعت های معین روز و شب و سرانجام زشت شمردن قربانی کردن (که از جمله خصلت های نوین آیین زرتشتی است ) ذکر نماییم . این مراسم میتواند مربوط به آیین یهود و خیلی دقیق تر مربوط به آیین اسنی (esseَninen) نیز باشد . جزئیات به ویژه قابل توجه که برای بررسی باقی میماند عبارت است از : نقشی که تعمید آب و آتش و "پل" بازی میکنند , این عناصر براستی از نزدیک تماس مییابند با آیین های مذهبی و اعتقادات معادل آنها در ایران و به ویژه آیین و اعتقادات مربوط به مردگان و معراج روح که دوباره به آنجا میپیوندند , به ویژه اعتقاداتی یافت میشود که شالوده ی ایرانی بودن آنها کاملا آشکار است و مخصوصا به یاد بیاوریم که اهرمنان در پوشش های فناپذیر خود بر جای میمانند و روح به خزانه ی گنج باز میگردد و کارهای نیک توشه ی راه به شمار میآید و روح جفت خود را باز می یابدو بر آن پیراهن میپوشانند و تاج مینهند و بر اورنگ پادشاهی که در آسمان برای او آماده شده است مینشیند و در پایان الوهیت او را پذیرا میشود . همه ی این مطالب را که ما از دیر باز میشناسیم و به آن آگاهی داریم سرچشمه ی ایرانی دارند . نیز برداشت یکی از بزرگترین هنداد (نظام ) های مندائی گرایی (mandeisme) ایرانی است و به مکتب عرفانی "گنوسی سیستم" gnosticisme" نوع ایرانی تعلق دارد . ایرانی بودند و با همان نواخت , اعتقاد و تمرکز به نجات ناجی و اصول شریعت مربوط به آن در اینجا گرد میآیند . شورش پادشاه تاریکی (ظلمت) از هر لحاظ همانند آن چیزی است که ما در کتاب بندهش و زادَسپَرم خوانده ایم .
کتاب مذاهب ایران - نویسنده : L. JOSPIN - چاپ PAYOT- پاریس - 1968 _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
آخرين ويرايش توسط niloofarmehrzamin در تاريخ جمعه، 14 اسفند ماه ، 1388 22:24:15; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 14 اسفند ماه ، 1388 22:11:58 موضوع مطلب: |
|
|
درود بر همگی
این بخش گلی رنگ اشاره به جدا شدن روح و سرنوشت روان پس از مرگ دارد و جایگاه روان پیش از رستاخیز بهشت نو میباشد .
بخوانیم :
جملات زیر از ص 47 دائرالمعارف اکتا ایرانیکا گزارشی ست از مرگ مانی :
مانی آموخته است که هنگامیکه جان شخص نیکوکار از تن بیرون میرود ایزدی به پذیره ی او میآید که سه فرشته همراه اوست که یکی جامه ای و دیگری دیهیمی و سه دیگر پُساکی در دست دارد . جان نیکوکار جامه و دیهیم و پُساک (تاج گل) را میگیرد و از راه کهکشان به ماه و از آنجا به خورشید و سپس به بهشت نو میرود و در آنجا میماند تا پایان جهان . در پایان جهان بهشت نو به بهشت قدیم میپیوندد .
ایرانیکا ص 47 ج 9 _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 14 اسفند ماه ، 1388 22:48:48 موضوع مطلب: |
|
|
با سپاس از بانو آریا دخت من بخشی از نوشتار ایشان را با نام صائبین و مندائیان در این بخش میآورم :
مندائيان را مي توان از اولين آوارگان فلسطيني به شمار آورد كه نزديك 2000 سال پيش بر اثر برخورد با اقوام ديگر منطقه مجبور به ترك ديار خود ومهاجرت از آن شدند،آنان از فلسطين به ويژه از كناره هاي رود اردن به سوي شمال سوريه و بين النهرين و سپس به سوي خوزستان كه در حوزه اشكانيان بود كوچ كردند.
علت هجرت دسته جمعي صابئي ها به سوي اراضي مجاور دهانه رود كرخه در مغرب خوزستان،علاوه بر جنگ با اقوام موجود در فلسطين ،شرايط مساعد جغرافيايي اين نواحي بود،چون اين مناطق داراي زمينهاي حاصلخيز است و از همه مهمتر،رودخانه هاي پر آب اين نواحي با رسوم مندائيان كه بر تعميد در آبهاي جاري مبتني است،سازگار بود.
همه اين عوامل مساعد دست به دست هم داد تا مندائيان ، فلسطين را رها كرده به سوي ايران (در زمان اشكانيان ) رهسپار شوند.در قرآن همانطور كه از يهود و نصاري و مجوس سخن رفته ، از قوم صابئان نيز به عنوان يك قوم موحد و اهل كتاب تعريف شده است(سوره بقره آيه 62-سوره مائده آيه 69-سوره حج آيه 17).
مندائيان خود را از پيروان حضرت آدم،حضرت شيتل(شيث)،حضرت نوح،سام بن نوح و سر انجام حضرت يحيي بن زكريا مي دانند. _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 14 اسفند ماه ، 1388 23:38:09 موضوع مطلب: |
|
|
حال میخواهیم به سرچشمه در هم آمیختگی اقوام سامی و مردمان بومی فلات ایران و مادها برسیم و بدانیم از کی و کجا سامیان با ایرانیان کوچنده و بومی درهم آمیختگی داشتند ؟
ایران از آغاز تا اسلام -نویسنده گریشمن - انتشارات تهران - ص 93 تا 94
تیگلاث - پیلسر سوم علاوه بر آنکه جهانگیری بزرگ بود . ,جهانداری ممتاز به شمار میرفت ;وی بدون آنکه مملکت خود را از سکنه خالی کند , مستعمرات آشوری را در نواحی منضم ,به منظور ایجاد امنیت ,تاسیس کرد ; اقوام مغلوب را در مواضع دیگر جای داد , در حقیقت اختلاطی از اقوام ایجاد شده بود . وی از سفر خود به ماد 65000 اسیر آورد که آنان را در دیاله - در طول سر حد آشور خاص - مستقر ساخت , و به جای آنان , آرامیان را در نجد ایران جایگزین کرد . حتی بابل از این امر معاف نگردید , و وی آن را به مملکت آشور ملحق ساخت .
پادشاه جدید اورارتو , "روسای اول" کوشش کرد که به اتکای روءسای قبایل کوچکی که در طول ثغور وی بودند , شکست سابق را جبران کند , و در صد د بر آمد که ایشان را به صورت اتحادیه ای در آورد . سیاست جدید او بسیار پیشرفت کرد , و بر عده ای روءسای قبایل ماد فایق آمد که در میان آنان نام دیااکو نخستین بار به میان آمد . این شخص همان دیوکس است که مورخ یونانی هرودتوس او را موجد سلطنت ماد محسوب میدارد . حقیقت - آنچنانکه از سالنامه های آشوری مستفاد میشود - کم ارزشتر از آنست که گفته شد . ..
جلوس سارگن دوم (722-705.م.) با اسارت مردم سامره و متفرق ساختن تقریبا 300000 تن از بنی اسراییل در مملکت خویش مشخص است . در آن میان یک دسته از بنی اسراییل به شهرهای ماد منتقل و مستقر گردیدند . بدین وسیله به اختلاط اقوام در زاگروس , در پایان قرن هشتم ق.م . عنصر دیگری اضافه گردید که جامعه ای را به وجود آورد که تا به امروز بافی است . انحلال بابل موجب شد که شاهنشاهی آشور سرحدی مشترک با عیلام پیدا کند .
نکته : سامره شهریست که به مسافت 30 میلی شمال اورشلیم و 6 میلی شمال غربی شکیم واقع است , و آن جز سامره (سر من رای ) است که در بین النهرین است
با سپاس از بانو آریا دخت دوباره به بندی از نوشتار ایشان برمیگردیم :
كلمه مندا كه در آثار صابئيان ، به صورت مادا و آمادا آمده مادي و ماد گرفته شده است.نام جلگه ماهيدشت در ناحيه كرمانشاهان از وجود اين دشت بر روي سرزمين ماد و مادي حكايت دارد.صابيها بنا به آنچه خود روايت مي كنند،از كنعان به سوي شمال سوريه مهاجرت كرده به ناحيه حَران در حوضه رود فرات رسيدند كه جزو قلمرو مادي و يا آمادي (به تعبير خودشان)محسوب مي شد.
آنگاه عنوان مادايي يا ماندايي را براي خود برگزيدند* و در طول مدت 1800 سال ،همواره اين نام را براي خود حفظ كرده اند.صابيان ريشه خود را از مصر مي دانند و مي گويند كه مقارن هجرت يهود از مصر به كنعان ، آنان هم از مصر به كنعان آمده بودند،ولي خود را مانند بني اسرائيل و فلسطسني ها،بومي سرزمين كنعان به شمار نمي آوردند.
قدرت فرهنگي كنعانيها كه وارث فنيقي هاي مهاجر از خليج فارس به سوريه و فلسطين بودند،اينها را از نظر زبان و خط و فرهنگ ، چنان به زبان و خط و فرهنگ بومي كنعان پيوند داد كه بعدها هر سه قوم(صابي،اسرائيلي و فلسطيني) خود را سامي بومي و صاحب حق تقدم در ناحيه پنداشتند و امروز هم در تشخيص و تحديد نژادها ، هر سه قوم خود را سامي و كنعاني مي شناسند و مي شناسانند، در صورتي كه داستانهاي مندائي و عبري ،آنان را از مصرياني مي شناسد كه از نژادي غير سامي بوده اند.
آخرين ويرايش توسط niloofarmehrzamin در تاريخ شنبه، 15 اسفند ماه ، 1388 01:52:11; دفعات ويرايش در مجموع 5 مرتبه |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|