کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 20 بهمن ماه ، 1390
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - نژاد پرستی از نوع پارسی

نژاد پرستی از نوع پارسی

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> بوم شناسی ایران بزرگ ( جغرافیای تاریخی )

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام


sayeh
دبیر کارگروه
دبیر کارگروه

وضعيت: آفلاين
30 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 207
امتياز: 0
تشکر کرده: 4
تشکر شده 52 بار در 46 پست


ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 5 اسفند ماه ، 1388 16:34:24    موضوع مطلب: نژاد پرستی از نوع پارسی پاسخ همراه با اعلان

نژاد برای ایرانیان یک سرشت پاک و دوراز هر گونه فخر فروشی بر دیگران بود .
برای هر نژاد و رنگ وعقیده ای احترام روا میداشتند .سرشت ایرانی احترام به عقاید و دوری از اهانت به تقدسات ورسوم دیگران بود در تفکر ایرانیان اتحاد و برادری میان انسانها تنها راه از بین بردن کینه و دشمنی بود . به دلیل همین سرشت پاک بود که ایرانیان برای سالها سرور ملتهای بسیار بودند و اگر ما به این دوران افتخار میکنیم به خاطر حس آزادی تمام اقوام وشاد زیستس ملتهای تابعه بود.ما تمام قوانین حقوق بشر را رعایت کردیم و آنان آزادگی داددیم .

داریوش خود را آریایی میدانست و آن را یک نوع برتری میدانست آما او معنای حقیقی این واژه را درک کرده بود و آن در بین اقوام دیگر نیافته بود همان گونه که من نگارنده دربین شما نمی یابم داریوش نژاد خود را وسیله ای برای سرکوبی تفکرات دیگران قرار نداد اگر واقعا کسی میخواست به خود و نژاد خو ببالد بالا تر از کورش نبود که این کار را نکرد ودر کتیبه خود به همگان ثابت کرد که انسان باید به آزادی و آزادگی بها بدهد و به آن افتخار کند پس آزاد و آزادگر باشیم و زور و ستم را براندازیم.


برگرفته از :تمدن ایرانی فرهنگ باستانی

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از sayeh تشکر کرده اند arya


farzad55
هموند عادی

وضعيت: آفلاين
25 فروردين ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 21
امتياز: 56
تشکر کرده: 1
تشکر شده 25 بار در 14 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 5 اسفند ماه ، 1389 19:06:11    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

عامل نژادي – شكاف عميق ثروت بين غرب سفيد پوست و آفريقاي سياهپوست از يك سو و تفاوت فاحش فن آوري در شرق و غرب آسيا از سوي ديگر اين شبهه را در ذهن القا مي كند كه آيا ريشه نژادي مي تواند سند برتري باشد ؟ و اين كه عامل اصل و نسب تا چه ميزان در سعادت بشري ايفاي نقش مي كند ؟

اصولا نژاد به گونه هاي متنوعي از گياه و جاندار اطلاق مي شود كه صفات و خصوصيات مشترك دارند . و انسان نيز از اين قاعده مثتثني نيست . نژاد انسان از نظر رنگ پوست به چهار دسته تقسيم مي شود . سفيد پوست . سياه پوست . سرخ پوست . و زرد پوست .

وجه تمايز نژادها تنها در رنگ پوست نيست . بلكه عوامل ديگري مثل رنگ مو . رنگ چشم . زيبائي . صفات خلقي . خصائل روحي . ضريب هوشي . قواي بدني . تناسب اندام و خيلي چيزهاي ديگر نيز در تعين هويت نژادي دخالت دارند .

علم ژنتيك به اين حقيقت دست يافته كه ارتباط نژادي میان یک نسل و نسل بعدی بوسيله سلولهای جنسی برقرار می شود . و ژن هاي چسبيده بر كروموزوم نقش انتقال صفات وراثتي را به عهده دارند . كروموزوم خود از كرومانتين حاصل مي شود و كرومانتين از DNA كه مخزن اطلاعات وراثتي مي باشد .

با اين همه ساختار نژادي يك قوم براي هميشه ثابت و پايدار باقي نمي ماند . چراكه به پيروي از شرايط مكاني و زماني تغيير مي كند ؟

از نظر علمي ثابت شده كه فاكتورهاي متعددي درشكل گيري و يا استحاله نژاد دخالت دارند . از قبيل موقعيت جغرافيائي . آب و هواي منطقه اي . شرايط زيست محيطي . ميزان باران . نورآفتاب . نوع خوراك . حاصلخيزي سرزمين . نيازهاي مادي و معنوي و ديگر عوامل ريز و درشتي كه از حوصله بحث ما خارج است .

رنگ تيره بوميان آفريقائي براثر تراكم ملانين ها در پوست آنان بوجود مي آيد تا در برابر تابش شديد آفتاب مقاوم باشد . اين صفت اكتسابي با گذشت زمان طي چند نسل به صفات ژنتيكي تبديل مي شوند . فرضا اگر يك گروه سفيد پوست اروپائي به منطقه هاره آفريقا مهاجرت كند . پس از چند نسل رنگ پوستش به تيرگي مي گرايد .

براين اساس آب و هوا ي گرم آفريقا سبب پرورش نژادسياه و هيكل درشت آنان مي گردد . در حاليكه سرزمين معتدل و حاصل خيز اروپا نژاد سفيد و خوش استعداد را مي پرورد .

يوهان گري گور مندل كشيش و دانشمند زيست شناس اتريشي كه پدر دانش ژنتيك نوين لقب گرفته . توانست قانون حاكم بر صفات وراثتي را با آزمايشات متعدد روي گياه نخودفرنگي شناسائي كند .
در عصرحاضر اصلاح نژاد تكنيكي است موثر و امري متداول در جهت حذف ژن نامطلوب و تثبيت ژنهاي مفيد در گياه ودام و طيور . تا بستر مناسب بهره وري از رشد يك گونه نژادي خاص فراهم آيد .

فرضا براي افزايش توليد گوشت گوسفند ژنهاي نژادگوشتي را در كرموزمهاي آن تعبيه و تثبيت مي نمايند . و براي افزايش توليد پشم ژنهاي نژاد گوسفندمرينوس را .

در مورد انسانها نيز كليه صفات براساس قانون شناخته شده وراثت توسط ژنها از يك نسل به نسل ديگر منتقل مي شود . كه گاهي نهفته مي ماند و زماني بارز مي شود .

پسر كو ندارد نشان از پدر
تو بيگانه خوانش نخوانش پسر (فردوسي)

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از farzad55 تشکر کرده اند arya


farzad55
هموند عادی

وضعيت: آفلاين
25 فروردين ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 21
امتياز: 56
تشکر کرده: 1
تشکر شده 25 بار در 14 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 8 اسفند ماه ، 1389 13:08:49    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

با وجود اينكه هر نژاد ويژگي هاي خاص خود را دارد . اما همه صفات نيك در يك نژاد مجتمع نمي شود . بلكه نيك و بد درهم است . براي مثال ممكن است دلاوري و شجاعت در يك نژاد بروز كند و هوش و استعداد در نژادي ديگر .

اكنون به موضوع اصلي باز مي گرديم كه چرا نژاد سفيد اروپائي و زرد ژاپني در كليه جنبه هاي تمدن پيش تازند ؟ درحاليكه ساير كشور ها عموما عنوان جهان سوم دارند . و ما كه به اتكا درآمد نفت نيم نفسي مي كشيم . چند قدمي نسبت به كشورهاي گرسنه آفريقائي جلوتريم .

جا دارد با نگاهي انتقادي از خود بپرسيم . با وجودي كه ما نيز همانند اروپائيان از نژادسفيدپوستيم . چرا در رديف جهان سوم جاي گرفته ايم ؟ درپي يافتن پاسخ ناچار بايد اندكي در اصل و ريشه خود مطالعه كنيم .

اصولا مردم يك سرزمين خود را وابسته به نژادي مي دانند كه در ابتدا به آن مرز و بوم كوچيده اند . چنانكه ايرانيان منتسب اند به نژاد آريا . آيا مشكل عقب ماندگي ما به نژاد آريائي مربوط مي شود ؟ و اصولا از اقوام اوليه آريائي چه مي دانيم ؟

در مورد خاستگاه آرياها نظريات مختلفي اظهار شده . و موطن اصلي آنان را از شمال اروپا تا جنوب روسيه حدس زده اند . درقذيم كه تورات و كتاب مقدس مهمترين منبع اطلاعات به شمار مي رفت . آرياها را از نسل يافث يكي از پسران نوح مي دانستند .

از اواسط قرن نوزدهم كه مطالعات زبان شناسي و مردم شناسي توسعه يافت . و بررسي علمي جانشين باورهاي اسطوره اي گرديد . نظرات متنوعي مطرح شد كه خلاصه آن به قرار زير است .

ماكس مولر محقق و متفكر آلماني اواخر قرن نوزدهم . موطن آرياها را آسياي مركزي دانسته .

دارابوا دوژبن ويل فرانسوي و بسياري ديگر از دانشمندان اواخر قرن نوزدهم منشا اين اقوام را در حوزه سيحون و جيحون حدس زده اند .

هاكسلي طبيعي دان و فيلسوف و محقق مشهور انگليسي اواخر قرن نوزدهم . محدوده وسيعي بين آرال و درياي شمال را زادگاه اقوام آريائي دانسته است . هانيه گلدرن آلماني . در پايان قرن نوزدهم . جنوب روسيه درمحدوده شمال درياي مازندران را خاستگاه اين قوم پيشنهاد مي نمايد .

بنابر آنچه نوشته اند . اقامت گاه اوليه اقوام آريائي به ظن قوي آسياي ميانه بوده . در سرزمين پامير و در كوههاي سربه فلك كشيده اي كه مردمان قرقيز و تاجيك آنجا را بام دنيا ناميده اند . زمان مهاجرت آنان به تحقيق معلوم نيست . برخي 1500 و برخي 2500 سال پيش از ميلاد مي دانند .

اولين گروه آريائي درجريان مهاجرت خود از كوههاي هندوكش گذشته به پنجاب رسيدند. و به كرانه رود يمونه (جمنا) و گنگه (گنگ ) در آمدند . جائي كه هندوان امروزي وارثان آن گروه هستند.

گروه دوم آريائي كه نياكان ما باشند در آسياي ميانه كناره رود مقدس آمويه يا جيهون فرود آمدند و اين ناحيه را ائيرينه ناميدند . يعني سرزمين تخمه و نژاد ايراني .

داريوش در كتيبه بيستون نياكان خود را چنين بر مي شمارد . پدر من گشتاسب بود . پدر گشتاسب ارشامه و پدر ارشامه . اريارمنه (ariyaramana) و پدر او چيش پيش و پدر چيش پيش هخامنش بود . از اين روي ما هخامنشي خوانده شديم .

دير گاهي است كه ما از آزادگان و از تخمه شاهانيم . هشت تن از خاندانم پيش از من شاه بوده اند و من نهمين آنانم . بار ديگر داريوش در سنگ نوشته نقش رستم . خود را آريائي و پسر گشتاسب و پارسي و يك آريائي نژاد مي خواند .

در فصل اول ونديداد . از شانزده سرزمين آريائي چون سغد . مرو . بلخ . نسا . هرات . كابل . قندهار . هلمند . گرگان . ري ياد شده و آمده كه هريك از اين سرزمين ها را اهورامزدا نيك و نغز و بي آلايش آفريد ولي اهريمن بدكنش در هريك از آنها از روي ستيز و كين آسيبي وارد آورد .

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از farzad55 تشکر کرده اند arya


farzad55
هموند عادی

وضعيت: آفلاين
25 فروردين ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 21
امتياز: 56
تشکر کرده: 1
تشکر شده 25 بار در 14 پست


ارسالارسال شده در: دوشنبه، 9 اسفند ماه ، 1389 19:20:18    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

به گواهي دوكتاب ديني . اوستا و ونديداي هردو ملت ايران و هند از نژاد آريا هستند . اين دو تيره روزگاري دريك سرزمين و دركنار هم زيسته اند . داراي يك زبان و يك آئين بودند با رسوم مشترك . اخلاق و خصايل ملي يكسان و داستانهاي همانند داشتند . طرزفكرشان يكي بوده . و در همه نوشته هاي ديني سانسكريت و نوشته هاي ديني پهلوي نيز وجه تشابه ميان اين دو گروه هويداست .

تغييراتي كه بعدها ميان اين دو دسته روي داده از جمله آميختگي فرهنگي و آميزش جنسي با اقوام مهاجم آنان را متفاوت ساخته . در اوستايي كه هم اكنون در دست داريم چهار بار از هندوستان ياد شده است .

به دور از خودستائي و به استناد آثار تاريخي موجود . ايران باستان شانه به شانه چين و روم داشته و يكي از دو ابرقدرت جهاني به شمار مي آمده .

وسعت ايران باستان چندين برابر وسعت امروزي آن بوده به طوري كه در شرق با كشور چين هم مرز و در غرب با روم باستان مرز مشترك داشته . بيش از 10 كشور در شرق و غرب و شمال و جنوب كه امروز ادعاي استقلال دارند روزگاري جزو استانهاي ايران بوده اند .

قوم آريا در اكثر زمينه ها از جمله استعداد ذاتي . قدرت بدني . جنگ آوري ومدنيت شهرت جهاني داشته . و سهم قابل توجهي در غناي تمدن بشري ايفا نموده . و خلاصه اينكه نژاد آريايي در مقايسه با ساير نژادها اگر نه برتر كه پست ترهم نبوده .

آثار برجاي مانده ازفرهنگ وتمدن ايران باستان جلوه اي است از غناي انديشه و خلاقيت . در هر زمينه از تاسيسات عمراني تا قدرت نظامي و هنرهاي دستي . ايرانيان سرآمد عصرخويش بوده اند.

براي اثبات اين گفته كافي است .آثار باستاني ايران را با آثارباستاني مصر و يونان و روم و چين مقايسه كنيم . آنگاه منصفانه به قضاوت بنشينيم تا معلوم شود كدام گوياي هنر و عظمت بيشتر است ؟

از ميان انبوه آثارباستاني كه برجاي مانده . فقط همين مخروبه تخت جمشيد كافي است تا به تنها تن خويش شكوه ايران باستان را به نمايش بگذارد و طعم برتري خود را به كام ديگرآثار تمدن جهاني بچشاند .

همه قرائن و شواهد نشان مي دهد كشور ايران در دوران باستان از نظر وسعت . قدرت و شوكت با سرزمين چين و اروپا رقابتي تنگاتنگ داشته . و فاصله عقب ماندگي ما آنقدر نبوده كه امروز هست . شايد آنچه سبب شده تمدن اروپا پيشي بگيرد و گوي سبفت از ما بربايد در وقايع تاريخي نهفته باشد .

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از farzad55 تشکر کرده اند arya


farzad55
هموند عادی

وضعيت: آفلاين
25 فروردين ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 21
امتياز: 56
تشکر کرده: 1
تشکر شده 25 بار در 14 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 13 اسفند ماه ، 1389 11:10:33    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

در اين راستا مي توان به دو عامل عمده اشاره كرد . نخست مربوط مي شود به انقلاب و تحول فكري دوران رنوسانس كه با جانفشاني روشنفكران . انديشمندان . دانشجويان و طبقه آگاه اروپائي رخ داد . و طي آن مردم از فضاي بسته و تاريك استبداد ديني رهائي يافتند . كه ما نتوانستيم .

دوم مربوط مي شود به موقعيت جغرافيائي و طبيعت استراتژی ايران زمين . كه در مقاطع مختلف تاريخ مورد تاخت و تاز و آماج تهاجم اقوام بيگانه از جمله اسكندر . عرب . مغول . ترك و تاتار قرار گرفته . و در جريان حوادثي خونبار نژاد آريا با نژاد بيگانه درآميخته . درحاليكه هيچگاه پاي سپاه بيگانه به سرزمين غرب و يا شرق دور يعني سرزمين ژاپن نرسيد . و نژاد آنان بكر و خالص باقي ماند .

رستم فرخزاد در هنگامه نبرد قادسی . دل مشغولي و نگراني خويش را از مخلوط شدن نژاد ايراني چنين ابراز مي دارد .

از ايران و از ترک و از تازيان نژادی پديد آيد اندر ميان
نه ايران نه ترک و نه تازی بود سخنها و کردار بازی بود
شود بنده بي هنر شهريار نژاد و بزرگي نيآيد بكار (فردوسي)

بعدها آنچه را كه او واهمه داشت به وقوع پيوست . قبايل متعددي از نژاد عرب به ايران مهاجرت كردند و در نواحي مختلف قم نيشابور طوس و تقريبا بيشتر بلاد ايران رحل اقامت افكندند .

گرچه اين مسئله می تواند نقطه ضعف باشد اما نقطه قوت نيز هست . نقطه ضعف از اين جهت كه هم دلي و اتفاق درجامعه ناهمگون كم رنگ مي شود . و نقطه قوت اين که تنوع استعدادها در تركيب نژادها جلوه مي كند . و سبب تکامل می شود . موارد زيادي وجود دارد كه نژاد تركيبي يا به اصطلاح دو رگه توانسته كارآئي بيشتري از خود بروز دهد .

از ميان تهاجمات بيگانه . يورش اعراب بيش از همه زيان بار بوده . زيرا دگر گوني گسترده اي كه در باور دلها نشانيد . و زخمي كه بر روح و روان و فرهنگ قوم آريا وارد آورد چندان عميق بود كه هرگز اليتام نيافت .

سه اصل كردار وگفتار و پندارنيك با ضربات ويرانگر تازيان متلاشي شد . تقيه دروغ مصلحتي بر قداست راستگوئي فائق آمد . شوق يگانه پرستي در دلها پژمرد . و ترس از عذاب دستمايه تقوا شد . منش آزادگي رنگ تملق گرفت و نوانديشي زنداني سنت گرديد . علو طبع و اعتماد به نفس از ميان رفت و روحيه باختگي و سرخوردگي جاي آن نشست .

اعراب كه به انگيزه جنگ عقيدتي و با وعده مساوات و برابري به سرزمين ما تاختند . چيزي نگذشت كه به انگيزه تعصبات قومي نژاد عرب را برعجم برتر داشتند . چندانكه ايرانيان را عموما موالي به معناي بردگان مي خواندند .

عربها حق داشتند غلام عجم داشته باشند اما عکس آن ممكن نبود . عربها حق داشتند دختر از عجم بگيرند اما عکس آن ممكن نبود . سوار عرب حق داشت از ميان خيل ايرانيان با عزت و احترام عبوركند . اما عكس آن ممكن نبود . سوار ايراني مي بايد در مقابل عرب از اسب پياده شود . احترام بگذارد و پياده بگذرد .

پياده شود مردم جنگجوي
سوار آنكه لاف آرد و گفتگوي (فردوسي)

در دوران خلافت اموي همه امتيازات مادي و معنوي و مقام هاي حكومتي در اختيار و در انحصار اعراب بود . بيش از ششصد سال حاصل دست رنج ايرانيان بارشتران مي شد و به دربار دارالخلافه مي رفت . و اين روند تحقيرآميز تا زمان قيام ابومسلم ادامه داشت .

ضربات سهمگيني كه طي اين دوران بر روحيه قوم آريا وارد آمد چندان بود كه از آن پس ديگر نژاد ايراني كمر راست نكرد و نتوانست عزت نفس خويش بازيابد تا بر خود حكومت كند .

از اين جهت است كه مي بينيم به جز چند سلسله انگشت شمار مثل طاهريان .صفاريان . سامانيان . افشاريان . زنديه . و درقرن اخير پهلوي ها . در بقيه موارد كساني بر ايران حكومت كردند كه ريشه ايراني نداشتند . از جمله اعراب . مغولان . تركان . تركمن ها و غيره .

درحاليكه حاكمان بيگانه جز قتل و غارت و خونريزي مدنيت چنداني نداشتند تا راه و رسم كشورداري بدانند . لذا اغلب اداره امور مملكت را بر عهده وزيران ايرانی مي گذاشتند . مثل يحيی برمکی وزير هارون . خواجه نصير وزير هلاکو و خواجه نظام الملک وزير ترکان سلجوقی .

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از farzad55 تشکر کرده اند arya
محل سكونت: همه جاي ايران سراي من است

bahram
هموند عادی

وضعيت: آفلاين
11 شهريور ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 24
امتياز: 53
تشکر کرده: 31
تشکر شده 12 بار در 10 پست

محل سكونت: همه جاي ايران سراي من است

ارسالارسال شده در: دوشنبه، 8 فروردين ماه ، 1390 19:01:06    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود..داشتم داشتم حساب نیی ..دارم دارم حسابه..نه نژاد مونده واسمون نه ابرووو...سپاس

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> بوم شناسی ایران بزرگ ( جغرافیای تاریخی )

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir