farzad555 هموند عادی وضعيت: آفلاين 12 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 26 امتياز: 80 تشکر کرده: 0 تشکر شده 20 بار در 11 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 30 دي ماه ، 1387 14:15:08 موضوع مطلب: نبرد قادسی
نبرد قادسیه
قادسیه یا قادسی نام قریه ای بود در پانزده فرسنگی شهر فعلی کوفه در عراق امروز . نبرد قادسیه بزرگترین جنگ ایران و عرب است که در سال چهاردهم هجری به وقوع پیوست .
تاریخ طبری دوم اسفندماه مطابق با 20/2/635 میلادی را تاریخ وقوع جنگ دانسته . اما با توجه به آنچه در شاهنامه آمده و مطالعه آرایش نجوم معلوم می شود که چهار ماه بعد از آن یعنی خردادماه مطابق با 20 /6/635 زمان شروع کارزار بوده است .
آن طور که در شاهنامه می خوانیم . این جنگ 30 ماه به درازا کشیده . یعنی دو سال ونیم .
به دین گونه بگذشت از ماه سی
همی رزم جستند در قادسی
بسی کشته شد لشگر از هردو سوی
سپه یک زدیگر نه برگاشت روی
اما مورخان این مدت را خیلی کوتاه تر می دانند . بعضی نوشته اند جنگ پس از 3 روز با کشته شدن رستم فرخ زاد خاتمه یافته و شکست ایران قطعی شده .
سه روز اندر آن جایگه جنگ بود
سر آدمی سم اسبان بسود
شد از تشنگی دست گردان زکار
هم اسب گرانمایه از کار زار
لب رستم از تشنگی شد چو خاک
دهن خشک و گویا زبان چاک چاک
دو بیت آخر بر این دلالت دارد . که گویا بستن آب بر سپاه رقیب جزو سنت و قوانین جنگی عرب بوده . چنانکه در جنگ بدر و در واقعه کربلا .
در مورد شیوه کشته شدن رستم فرخ زاد نیز اختلاف نظر است . شاهنامه شیوه قتل فرخزاد را در جنگ تن به تن می داند . و این گونه به تصویر می کشد .
خروشی برآمد به کردار رعد
از این سوی رستم و زآن سوی سعد
به رفتند هر دو زقلب سپاه
به یکسو کشیدند زآوردگاه
چو از لشگر آن هردو تنها شدند
به زیر یکی سرو بالا شدند
همی تاختند اندر آوردگاه
دو سالار هردو به دل کینه خواه
خروشی برآمد زرستم چو رعد
یکی تیغ زد بر سر اسب سعد
چو اسب نبرد اندر آمد به سر
جدا شد از او سعد پرخاشگر
برآهیخت رستم یکی تیغ تیز
بدان تا نماید بدو رستخیز
همی خواست از تن سرش را برید
زگرد سپه این مر آن را ندید
فرود آمد از پشت زین پلنگ
بزد بر کمر بر سر پالهنگ
بپوشید دیدار رستم زگرد
بشد سعد پویان به جای نبرد
یکی تیغ زد بر سر ترگ اوی
که خون اندر آمد زتارک به روی
چو دیدار رستم زخون تیره شد
جهانجوی تازی بدو چیره شد
اما سر پرسی سایکس از مشاهیر خاورشناسان انگلیسی این طور می نویسد . در روز چهارم یعنی روز آخر اعراب قلب لشگر ایران را متزلزل ساختند . در این هنگام باد سختی وزیدن گرفت که شن زیادی به سر و روی سپاه ایران می ریخت . اما برای اعراب که پشت به طوفان داشتند نقطه قوت بود .
رستم سردار ایران وقتی خود را در معرض طوفان می بیند . میان بارو بنه و قاطرها پناه می برد . در این گیرو دار یکی از بارها به زمین افتاده رستم را مجروح می سازد .
او مضطرب شده خود را در نهر آب می اندازد . تا با شنا از مهلکه دور شود . لیکن هلال بن علقمه پشت سر میان آب جسته وی را به قتل می رساند . او برتختش نشسته فریاد می کند به خدای کعبه که من رستم را کشتم .
فتحی كه بدينوسيله نصيب اعراب شد ، يك پيروزی قطعی بود . در اين نبرد درفش كاويانی پرچم مشهور ايران بدست دشمن افتاد . و موجب گرديد تا ايرانيان بكلی روحيه ی نظاميگری خود را از دست بدهند .
بموجب روايتی ، ضرار بن الخطاب كه پرچم مزبور را بدست آورده بود آنرا به سی هزار دينار فروخت ، در صورتيكه بهای واقعی گوهرهای آن به يكصد و بيست هزار دينار سر می زد.
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 6 بهمن ماه ، 1387 12:24:57 موضوع مطلب:
جناب فرزاد علاوه بر بستن آب از پشت خنجر زدن و حمله ی نا غافل از پشت سر نیز از ویژگی های بارز تازیان بود آنها در پیکار هیچ قانون و قاعد ه ای نداشتند اما ایران و روم دارای ارتش آراسته با رده های ارتشی و بسیار قانونمند بود ایرانیان در پیکار بسیار جوانمرد بودند و حمله (یورش ) از پشت سر را پیکار مردانه نمی دانستند . _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !