کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 20 بهمن ماه ، 1390
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - گاهشماری-زمان درست جشن ها

گاهشماری-زمان درست جشن ها

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> دیدگاه ها

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام


sharifi
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
14 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 654
امتياز: 1511
تشکر کرده: 180
تشکر شده 261 بار در 185 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 30 بهمن ماه ، 1388 10:50:28    موضوع مطلب: گاهشماری-زمان درست جشن ها پاسخ همراه با اعلان

درود
همواره درباره ی زمان برگزاری جشن های ایرانی "اختلاف" دیدگاه ها به چشم می آید. گاه این "اختلاف" ها بسیار ریشه ای می شود و گروهی ، گروه دیگر را دروغ پرداز و دشمن فرهنگ ایران می خوانند! آنچه که پیش از آغاز این جستار گفتنی می دانم این است که از روز ِ برگزاری این جشنها کرامندتر ، خود ِ برپا داشتن آئین های نیاکان پاکمان بوده. این گونه دو دسته گی ها ، خوراک ِ خوبی برای دشمن ِ همیشه گی ایران و فرهنگ ایرانی خواهد بود. برای جشن اسپندارمذگان که دیروز (29 بهمن) برگزار شد و تارنماهای زیادی هم به پراکنش روز راستین این جشن از نگاه خود پرداختند ، با دوستانی سخن راندم که بن مایه ی شان از گرفتن این جشن در پنجم اسپند ، سخنانی از مرادی غیاث آبادی بود. نوشتاری که در پی می آید ، برگرفته از روزنامک است. جستاری فراگیر درباره ی گاهشماران. از دوستان می خواهم که آنرا نیک و ریز بخوانند تا بتوانیم با یکدلی جشن های ایرانی را در یک روز یگانه برپا داریم و دیگر میان کسانی که به آئین نیاکانشان ارج می نهند دودستگی نماند. ایدون باد

_________________
به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از sharifi تشکر کرده اند yazdan, erfan69


sharifi
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
14 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 654
امتياز: 1511
تشکر کرده: 180
تشکر شده 261 بار در 185 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 30 بهمن ماه ، 1388 10:51:21    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

چارچوبی برای بازیابی جشنهای کهن آریایی (بخش نخست)
بهرام روشن ضمیر
به هنگام نگاشتن جستاری با نام جشن زمستانی درباره چیستی و چرایی و فلسفه وجودی یلدا یا جشن چله و همگونی و همزادی آن با دیگر جشنهای جهانی زمستانی، ناگزیر شدم تا کمی به گاهشماری باستانی ایران و نقدها و نظرگاههای نوین درباره آن بپردازم. نخست از این جهت که در سالهای اخیر که جنبشی مردمی و خودجوش برای زنده گردانی جشنهای کهن آریایی ایجاد شده اشکالات و ایراداتی درباره زمان برگزاری جشنها پیدا گشته است و دوم اینکه جشن یلدا یا چله وسیله‌ای شده است برای گمراهی سهوی یا عمدی یک گروه. ضمن اینکه از مدتها پیش دوستم مسعود لقمان پیشنهاد چنین جستاری را به من داده بود. بنابراین تصمیم گرفتم تا به پژوهشی مستقل ولی اجمالی درباره گاهشماری باستانی ایران بپردازم. به هنگام این کار متوجه شدم که تا ما اصلا ندانیم که گاهشماری چیست؟ و سالنامه‌های تاریخی کدامهاست؟ و هرکدام چه ویژگی هایی دارند؟ سخن از گاهشماری و سالنامه ایرانی بی‌فایده است. امید که توانسته باشم گامی کوچک در این راه بزرگ برداشته باشم.
گاهشماری چیست؟
گاهشماری (1) عبارتست از دانش و فن تعیین و نگهداری حساب زمان در ابعاد بزرگتر.
چندان روشن نیست که نخستین بار کدام ملت به چنین دانشی دست یافته است. ولی نیک میدانیم که از روزگاران دیرین باستانی ملتهای گوناگون زمان را میشناختند و تلاش میکردند تا آنرا کرانمند کنند مهمترین تکه زمانی در گاهشماری، سال است. و میتوان گفت بزرگترین نتیجه‌ای که از دانش گاهشماری بدست می‌آمده و می‌آید این است که بدانیم یک رویداد در چه سالی رخ داده و چند سال از آن میگذرد.
گاهشماری‌ها به دو گروه کلی بخشبندی میشوند. گاهشماری خورشیدی که سال خود را بر یک دور حرکت زمین به دور خورشید (که در باستان آنرا حرکت خورشید به دور زمین میپنداشتند) میگذارد. در این گاهشماری واحد کوچکتر یعنی ماه یا برج قراردادی است. درحالیکه در گاهشماری مَهی _قمری_ ماه بر اساس حرکت کره ماه تعیین شده و سپس سال به صورت قراردادی _12 ماه_ تعریف میشود. نوع سوم گاهشماری خورشیدی – مهی است که هر دو حرکت را در نظر میگیرد. (2)
واحد دیگر هفته است که واحدی است قراردادی و به نظر میرسد اختراع اقوام سامی بوده و سپس به مرور در میان دیگر ملتها گسترش یافته است و امروز تقریبا در همه جهان پذیرفته شده است.
کوچکترین واحد گاهشماری روز یا بهتر بگوییم، شبانه‌روز است. که اساس سنجش آن بر حرکت زمین به دور خود یا با کلام ساده تر تاریک و روشن شدن هوا میباشد. اگر دقت کنیم در فارسی واژه روز که در اصل نیمی از زمان شبانه‌روز است را برابر شبانه‌روز میگیریم. و همچنین است واژه Day در انگلیسی که هم برابر روز و هم برابر شبانه‌روز است. و همچنین است در دیگر زبانهای آریایی. دلیلش شاید اهمیت فراوان روشنایی برای آریاییها و بی‌علاقگی آنان به تاریکی باشد. و نیک میدانیم که ایرانیان باستان آغاز شبانه‌روز را از برآمدن خورشید و روشنایی میگرفتند. یعنی در نظر آنان حتا پس از نیمه شب نیز جزو دیروز به شمار می‌آمد و امروز از بامداد آغاز میگشت. درحالیکه در فرهنگ سامی درست وارون بر این، شبانه‌روز با فروگشت خورشید و تاریک شدن هوا آغاز میگردد. (3)
مدار چرخ کند آگهم ز لیل و نهار مسیر چرخ خبر گویدم ز صیف و شتا
(مسعود سعد سلمان)
بخشبندی شبانه روز به واحد کوچکتری به نام ساعت نیز کاملا قراردادی است. و همچنین بخشبندی‌های کوچکتر. و بر این اساس امروز جهانیان آغاز شبانه‌روز را نیمه شب و ساعت 24 یا 0 میدانند. (4)
واحدهای بزرگتر از سال، مانند دهه و سده و هزاره و ... نیز قراردادی هستند. بنابراین فقط سال و روز در گاهشماری‌ها و همچنین ماه در گاهشماری مهی، قابل محاسبه بوده و در دانش گاهشماری میگنجند.
در اینجا فهرستی از گاهشماری‌های شناخته شده را از نظر میگذرانیم :
گاهشماری آشوری و بابلی و سومری، گاهشماری اوستایی، گاهشماری یونانی، گاهشماری دوازده حیوانی، گاهشماری شصتگانی چینی، گاهشماری یهود، گاهشماری مصر باستان، گاهشماری اقوام مایا، گاهشماری رومی، گاهشماری اسکندری، گاهشماری هندی، گاهشماری اعراب باستان، گاهشماری خراجی، گاهشماری یزدگردی، گاهشماری مسیحی یا گریگوری، گاهشماری انقلابی فرانسه، گاهشماری هجری مهی، گاهشماری جلالی – خیامی یا هجری خورشیدی و ...
کبیسه
در گاهشماری‌هایی که سال نه قراردادی، بلکه حقیقی است، تعداد روزهای سال یک عدد کامل و صحیح نیست. برای نمونه طول سال اعتدالی که مبنای تعریف طول سال خورشیدی متوسط است، برابر است با 24219879/365 روز یا 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 975456/45 ثانیه (5).
درحالیکه تعداد روزهای سال عرفی یا تقویمی باید یک عدد کامل و صحیح باشد. برای نمونه در سال خورشیدی 365 یا 366 روز و در سال مهی 354 یا 355 روز. بنابراین سال حقیقی – نجومی با سال عرفی – تقویمی متفاوت خواهد بود. و از این رو از دیرباز ملتهای گوناگون که نه سال نجومی که سال عرفی را رسمی کرده بودند، روشی برای جبران انحراف که سال به سال تشدید میشود در نظر گرفته بودند که امروز ما به آن کبیسه‌گیری میگوییم. روشن است که در گاهشماری مهی که سال قراردادی است و تعداد روزهای آن 355 یا 354 روز کبیسه‌گیری _به این معنا که سال خورشیدی را تکمیل کند_ وجود ندارد و در نتیجه سال بر فصلهای طبیعی استوار نبوده و مدام در گردش است (برای نمونه هجری مهی).
امروز بسیاری از ما به نادرستی تصور میکنیم که کبیسه‌گیری امری است آسان و کافی است سه سال پیاپی سال را 365 روز دانسته و سال چهارم را 366 روز بگیریم و بدین ترتیب هیچ انحرافی نخواهیم داشت. درحالیکه کسر سال نه 25/0 بلکه 24219879/0 است. پس حتا با کبیسه چهارساله هم مشکل حل نخواهد شد. بلکه فقط شتاب انحراف ما کند خواهد بود. به همین جهت در دوران باستان که مبنا را همان سال 365 روز و یک چهارم روز میدانستند و بیشتر آنان سه سال در میان یک سال را 366 روز میگرفتند، و برخی مانند ایرانیان باستان 120 سال یکبار یک ماه 30 روزه افزون میکردند، نیز انحراف باقی میماند و پس از گذشت نزدیک به 128 سال، سال نجومی یا حقیقی یک روز از سال عرفی جلو می‌افتاد و با گذشت سده‌ها، برای نمونه آغاز بهار طبیعت یا اعتدال بهاری از فروردین به سوی اسفند پیش میرفت. یا در گاهشماری میلادی آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی از 22 دسامبر به سوی آغاز دسامبر پیش میرفت. پس کبیسه گیری به همین آسانی که امروز ما تصور میکنیم نیست.
کبیسه گیری در تاریخ
در گاهشماری مصر باستان کبیسه را همان چهار سال یکبار گرفتند. یعنی فرمول 4n + 3 به کار میرفت که در آن n شماره کبیسه و عدد بدست آمده سالی که کبیسه خواهد بود را نشان میدهد.
در گاهشماری ایران باستان که آنرا با نام اوستایی و مزدیسنی نیز میشناسیم کبیسه چنین نیست. چراکه در این گاهشماری هر روز نامی داشته و تقدس خود را از امشاسپندان، ایزدان یا نیروهایی ستوده میگیرد و بدین ترتیب شایسته نبوده تا یک روز در این گاهشماری وجود داشته باشد که هر چهارسال یکبار پیدا شود. بنابراین نیاکان ما به جای روز کبیسه از ماه کبیسه بهره گرفته و هر 120 سال یکبار یک ماه را می‌افزودند و آنرا بهیزک بزرگ در برابر بهیزک کوچک که همان پنجه است، مینامیدند. و به گمان میرسد که گویی فروردین دو بار تکرار میشده است. و مردمان در آن سال سد و بیستم پس از پایان فروردین دوباره نوروز میگرفتند و مدتها در جشن و شادی و سرور بودند. و حتا میگویند که این ضرب المثل که "امیدوارم 120 ساله شوی یا 120 سال عمر کنی" ریشه در همین ماجرا داشته است. (6)
در گاهشماری یهود که یک گاهشماری خورشیدی – مهی است. مبنا بر شناخت ماه از روی حرکت کره ماه است. ولی به حرکت خورشید نیز توجه شده و تلاش میشود تا فصل های طبیعی در سالنامه ثابت بمانند. روش کار هم به این صورت است که یک دوره نوزده ساله وجود دارد که بر اساس آن سالهای 3، 6، 8، 11، 14، 17 و 19 دارای یک ماه افزون هستند و دیگر سالها دوازده ماه دارند. بنابراین متوسط درازای سال در گاهشماری یهود 8684/364 روز است. پس میبینیم که این گاهشماری با همه تلاشها از 365 روز هم کسری دارد، چه برسد به اینکه بخواهد راهکاری برای کسری یک چهارم روز (25/0) داشته باشد.
نوع دیگری از گاهشماری خورشیدی – مهی بدست آمده است که بر اساس آن یک دوره هشت ساله مورد نظر است و سال هشتم نه 12 ماه که 15 ماه دارد. که بر این اساس متوسط درازای سال 4410513/365 روز است. یعنی میبینیم که باز هم شتاب انحراف بسیار بیشتر از همان گاهشماری مصری‌ها و ایرانی‌هاست.
در یونان باستان گویی پس از بازیهای المپیک دقیقا همان روش کبیسه‌گیری مصری مورد بهره برداری بوده است.
در گاهشماری رومی یا ژولیانی از همان روش مصر و یونان باستان بهره گرفته شد. و سپس در قرون وسطا نیز به همان اتکا شد. تا اینکه متوجه شدند که در سال 1582 اعتدال بهاری 10 روز عقب افتاده است و بنابراین به دستور پاپ گریگوریوس سیزدهم در این سال 10 روز از سالنامه حذف شد تا فصلهای طبیعی به جای درست خود بازگردند و پس از آن روشی برای کبیسه‌گیری ساخته شد که دیگر این مشکل ایجاد نگردد. در گاهشماری نوین که گریگوری خوانده شد قرار گشت تا آن دسته از سالهای آغازگر سده که بخش‌پذیر بر عدد 400 نیستند (1700، 1800، 1900، 2100 و ...) کبیسه تلقی نگردند. تا بدین شکل روزهای افزون شده در دوره 128 ساله به نحوی جبران گردند. با اینحال این گاهشماری باز هم انحرافی بسیار کند دارد. به طوریکه لازم است در هر 3320 سال یکروز حذف گردد.
نوروز در گاهشماری ایرانی
پژوهنده نامه باستان که از پهلوانی زند داستان
چنین گفت کائین تخت و کلاه کیومرث آورد کو بود شاه
چون آمد به برج حمل آفتاب جهان گشت با فر و آیین و تاب
بتابید ز انسان ز برج و بره که گیتی دوان گشت از او یکسره
به جمشید بر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین بر آسوده از رنج تن دل ز کین
به نوروز نو شاه گیتی فروز بر آن تخت بنشست فیروز روز
چنین جشن فرخ از آن روزگار بمانده از آن خسروان یادگار
(شاهنامه فردوسی)
بیرون از بحث استوره شناسی، نیک میدانیم که در گاهشماری اوستایی، نوروز را در آغاز بهار میدانستند. (7) بر اساس گزارشات تاریخی شاهان ساسانی بر اساس سنت ایرانی در روز نوروز تاجگذاری میکردند. برای نمونه میدانیم که شاپور یکم در نوروز سال 240 میلادی تاجگذاری کرده است. ولی منابع غربی این روز را 12 آوریل که برابر با 23 فروردین است گفته‌اند.(Cool من این موضوع را چنین توجیه میکنم که شاهان ساسانی میخواستند تاجگذاری خود را بر اساس سال نجومی انجام دهند و نه عرفی. همچنانکه در بخش کبیسه‌گذاری دیدیم، ایرانیان هر 120 سال یکبار یک ماه به سال می‌افزودند. این یعنی نیک میدانستند که هر چهار سال یکبار یک روز باید افزون گردد تا اعتدال طبیعی در نوروز ثابت بماند. و بنابراین پس از گذشت مثلا 80 سال از آن سالی که کبیسه بوده، دانشمندان میدانستند که اعتدال طبیعی و بهار طبیعت نه در نخستین روز فروردین (اورمزد روز) بلکه در بیستمین روز (ورهرام روز) روی میدهد. و این گزارش به گمان من نشان میدهد که در سال آغاز پادشاهی شاپور حدود 96 سال از کبیسه‌گذاری گذشته بوده و شاه ساسانی تصمیم گرفته تا نوروز شاهنشاهی را بر اساس سال نجومی و حقیقی برگزار کند و نه سال بهیزکی و عرفی. (9)
__________________

_________________
به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند


آخرين ويرايش توسط sharifi در تاريخ جمعه، 30 بهمن ماه ، 1388 11:24:21; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از sharifi تشکر کرده اند yazdan


sharifi
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
14 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 654
امتياز: 1511
تشکر کرده: 180
تشکر شده 261 بار در 185 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 30 بهمن ماه ، 1388 10:52:15    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

گاهشماری ایران پس از اسلام
مهمترین رویدادی که پس از سرنگونی ساسانیان در زمینه گاهشماری افتاد، بی‌توجهی به کبیسه‌گیری بود. اگر کبیسه‌گیری به شیوه افزودن یک روز در چهار سال میبود، در نبود دولت ایرانی در چند سده آغازین، حتا مردمان عامی و عادی نیز میتوانستند آنرا محاسبه کرده و نزدیکی نوروز سالنامه به اعتدال بهاری را نگه دارند. ولی کبیسه‌گیری به شیوه هر 120 سال یکبار، در نبود دولت دلسوز، باعث فراموشی نسلها گشت. همین باعث شد تا سال نجومی با شتاب فراوان از سال عرفی فاصله بگیرد. بر اساس محاسبات رضا عبدللهی می‌بایست در سال 701 میلادی کبیسه ایرانی انجام میشد. یعنی در این سال اعتدال بهاری برابر با نخستین روز اردیبهشت سالنامه ایرانی بود. و این کار نشد.
رویداد جالبی که رخ داد این بود که خلفای بیگانه برای دریافت مالیات و باج و خراج از ایرانیان که هنوز اکثرا نامسلمان بودند، به گاهشماری ایرانی استناد میکردند تا در هر سال یکبار خراج بستانند. ولی گردش این گاهشماری باعث گردیده بود تا آن زمانی که می‌بایست خراج ستانده میشد، حرکت کرده و به پیش از فصل برداشت محصول که زمان بدست آوردن درآمد برای بیشینه مردمان بود، بیفتد و مردم پولی برای پرداخت نداشته باشند. همین باجگیران را بر آن داشت تا از ساماندهی گاهشماری ایرانی پشتیبانی کنند. و برای ساماندهی هر گاهشماری خورشیدی کافیست تا آغاز سال نجومی را بیابیم. (10)
گویا این گاهشماری که خراجی نامیده شد، و کبیسه‌گیری‌اش برداشت شده از کبیسه‌گیری گاهشماری ژولیانی (چهار سال یک روز) بود نیز عملا در تثبیت جایگاه نوروز بهاری شکست خورد. ولی تا زمان اختراع گاهشماری جلالی – خیامی وجود داشت و پس از آن گاهشماری دیگری بدست آمد.
باید توجه کنیم که این گاهشماری فقط به درد ستاندن خراج میخورد. وگرنه مردمان کاری بدان نداشتند.
اما گاهشماری مهمی که پس از اسلام سرشناس بوده است، گاهشماری یزدگردی میباشد. برای شناخت گاهشماری یزدگردی ما دو راه داریم، نخست رجوع به گزارشها و روایات کهن و دوم پژوهش در آنچه در روزگار معاصر به عنوان گاهشماری یزدگردی میبینیم. اگر به گزارشها توجه کنیم، گاهشماری یزدگری که برخی آنرا با نام مجوسی _با 20 سال اختلاف در مبدا تاریخ_ میشناختند، در اصل همان قوانین گاهشماری ایران باستان که امروز آنرا اوستایی میخوانیم را داشته است. پس روی کاغذ می‌بایست کبیسه‌گیری به شیوه 120 سال میداشته است. ولی اگر آنچه با نام گاهشماری یزدگردی در روزگار معاصر میشناسیم را مورد بررسی قرار دهیم، آنگاه باید بگوییم گاهشماری یزدگردی، گاهشماری است در عمل بدون کبیسه. و به همین جهت بی‌توجه به فصلهای طبیعی. چراکه در این گاهشماری در هر 120 سال، فصلها یک ماه در طول سالنامه حرکت میکنند و پس از 1440 سال یک دور در کل سال میچرخند. همچون گاهشماری مهی که در هر 33 سال، فصلها یک دور در کل سال میچرخند.
پس باید بگوییم که از زمان سرنگونی ساسانیان تا زمان ملک شاه سلجوقی و خیام نیشابوری، یعنی در درازای چهار سده، این گاهشماری‌ها در ایران رواج داشته است.
1- گاهشماری یزدگردی که بیشتر مردم ایران که زرتشتی بودند آنرا تمام و کمال اجرا میکردند. ولی یا کبیسه را نمیگرفتند و یا اشتباه گرفته بودند و به همین جهت ماههای عرفی آنان با ماههای طبیعی و حقیقی منطبق نبود. و طبعا نوروزشان در اعتدال بهاری نبود.
2- گاهشماری هجری – مهی که اقلیت مسلمانان که البته در شهرهای بزرگ و مهم اکثریت بودند آنرا میشناختند. ولی فقط برای حج و روزه _رمضان_ و دو سه مناسبت دیگر. و همین مردمان نیز برای نگاهداشت فرهنگ ایرانی خود به گاهشماری یزدگردی یا مجوسی مینگریستند.
3- گاهشماری خراجی که برای پرداخت مالیات و خراج به کار می آمد. و البته ده‌ها گاهشماری محلی و غیر رسمی که وجه مشترک همه آنها این بود که با طبیعت ناهماهنگ شده بودند.
در این شرایط بود که در زمان سلطان جلال الدوله ملکشاه سلجوقی، حتا در گاهشماری خراجی که مورد مراقبت ویژه دانشمندان و پشتیبانی دولتها بود نیز اعتدال بهاری برابر با 19 فروردین سالنامه بود. پس ایجاد یک گاهشماری دقیق و دانشیک در زمان او با پشتیبانی خواجه نظام الملک وزیر فرزانه ایرانی و به دست حکیم عمر خیام و یارانش آغاز گشت. و نخستین کار رصد خورشید برای یافتن زمان درست اعتدال بهاری بود. کاری که گویا حتا تا پایان عمر سلطان پایان نیافت. ولی به گفته نویسنده نوروزنامه _که احتمالا خیام است_ این کار پس از او به پایان رسید و گاهشماری که از دل آن استخراج شد به احترام آن سلطان، جلالی یا ملکی یا ملکشاهی یا سلطانی نامیده شد. نخستین روز از نخستین ماه از نخستین سال گاهشماری جلالی را جمعه یکم، فروردین ماه سال 458 خورشیدی (1079 میلادی) گفته‌اند (11) لحظه تحویل سال نخستین سال گاهشماری جلالی را هر دانشمندی در یک زمان یافته است. ذبیح بهروز آنرا 9:14 بامداد (12) و تقی زاده 6:09 بامداد (13)، ریاحی آنرا 6:03:32 به افق اسفهان (14) و اکرمی 9:11:49 میداند.
درباره ماههای گاهشماری جلالی باز میتوان به دو صورت نگریست. یکی نگاه به گزارشهای کهن درباره آن و دیگری آنچه بعدا در عمل به دست آیندگان رسید. من با نگاه به نوشتار نویسندگان کهن چیزی سر در نیاوردم. چراکه یکی از ماههای 30 روزه به همراه پنجه دزدیده سخن میگوید (درست همانند گاهشماری اوستایی یا یزدگردی) و یکی خرداد را 32 روزه و اسفند را 30 روزه میداند!! و گروهی دیگر نیز چیز دیگری میگویند! ولی آنچه بعداً در عمل به دست ما رسیده است، این است که گاهشماری جلالی که آنرا منسوب به حکیم عمر خیام میدانند، عبارتست از 6 ماه 31 روزه به علاوه 5 ماه 30 روزه پسین و اسفند 29 روزه. و به شکل خلاصه، میتوان گفت که 5 روز پنجه میان ماهها پخش شده است. اینکه تصور کنیم تعداد روزهای ماهها در گاهشماری خیامی حقیقی است، اشتباه کرده‌ایم، چراکه اگر به طول راستین برجها نگاه کنیم، خواهیم دید که همه آنها اعشاری‌اند و نه عدد صحیح. و اگر بنابر گرد و رند کردن هم باشد، دی میبایست 29 روزه باشد و نه اسفند. منتها برای زیبایی بیشتر، ماههای دو فصل بهار و تابستان را یکسره 31 روزه گرفته و اسفند 29 روزه شده تا بدین ترتیب آمادگی داشته باشد برای 30 روزه شدن برای سالهای کبیسه‌دار. بنابراین تعداد روزهای ماه همچون دیگر گاهشماری‌های خورشیدی از جمله اوستایی، کاملا قراردادی است و نه حقیقی.
وارون آنچه بیشتر ما تصور میکنیم، گاهشماری جلالی – خیامی هیچ موضع روشنی درباره کبیسه ندارد و بدین ترتیب آنچه به عنوان بهترین و دقیق ترین گاهشماری جهان از آن یاد میکنیم، در این زمینه ناقص است. بدین معنی که در این گاهشماری سازندگان پی برده بودند که کبیسه "4 سال یک روز" ایراد دارد (450 سال زودتر از اروپاییها) و راه حل را در آن یافته بودند که کبیسه‌گیری به جای اینکه همواره پس از 4 سال گرفته شود گاهی باید پس از 5 سال گذارده شود. ولی هیچ فرمولی برای اینکه بدانیم کی 4 سال و کی 5 سال را باید در نظر گرفت داده نشده است. البته دکتر اکرمی و برخی دیگر باور دارند که حتما فرمول و راهکاری بوده ولی به دست ما نرسیده است. و دکتر رضا عبداللهی آنرا ناشناخته برای ما میداند. در حالیکه روانشاد تقی زاده چنین می‌اندیشید که از آغاز چیزی نبوده است که ناشناخته بماند. عبدالعلی بیرجندی در شرح خود بر زیج الغ بیک اثر خواجه نصیر الدین توسی و با بهره گیری از نوشتار خواجه مینویسد که تنها راه یافتن کبیسه در گاهشماری جلالی رصد میباشد. تقی زاده علاوه بر بحث تاریخی، در بحث نجومی نیز وجود فرمول و روشی ثابت برای محاسبه کبیسه چهار یا پنج ساله را رد میکند. همچنین است دکتر ایرج ملک پور که تنها راه را رصد میداند، هرچند فرمولهایی برای کشف لحظه تحویل سال نجومی و یافتن طول حقیقی سال ارائه میدهد (15) . و محمد رضا صیاد _تقویم شناس و ستاره شناس نامی_ یک دوره 33 ساله را پیشنهاد میدهد که در آن 5 کبیسه 4 سالی پیاپی گرفته شده و سپس باید کبیسه‌ای 5 ساله در نظر گرفت. ولی حتا خود ایشان نیز باور دارند که اندازه سال از قاعده منظمی پیروی نمیکند. (16) ذبیح بهروز و دکتر بیرشک یک دوره 2820 ساله را پیشنهاد میدهند که دیگران آنها را رد کرده اندو ریاحی و اکرمی و دیگران هر یک تلاشهایی در این زمینه کرده‌اند. و تقریبا هیچکدام نظر یکدیگر را نپذیرفته‌اند.
دکتر اکرمی میگوید که هرگاه تحویل سال نو میان 6:11 بامداد و 12 نیمروز باشد، آن سال کبیسه خواهد داشت (مانند سال 87).
ما را در اینجا کاری با دانش کیهان شناسی و شناخت اندازه سال نیست. ولی ناگفته پیداست که گاهشماری امروزین که ادامه گاهشماری خیامی است بر رصد سالیانه استوار است و نه بر یک قانون و نظم. بزرگترین ویژگی آن این است که ما لحظه تحویل سال نو را میدانیم و آنرا جشن میگیریم و این بسیار جالب است که لحظه سال نو برای ایرانیان یک لحظه کیهانی و طبیعی و حقیقی است و نه لحظه‌ای قراردادی و جعلی مانند ساعت 12 شب 31 دسامبر که غربیان و مسیحیان و به تقلید از آنان دیگران آنرا جشن میگیرند. ولی همچنانکه دکتر اکرمی نیز باور دارد، گاهشماری خیامی با توجه به اینکه به رصد محتاج است، نمیتواند پیشبینی کند که در یک سال معین، اسفند چند روزه و سال چند روزه خواهد بود و بنابراین از آن زمان تا امروز یا تا یک زمان مشخص دیگر چند روز فاصله است. یا نمیتوان پیشبینی درستی کرد که در یک سال معین، یک روز معین چه روزی از هفته است (چراکه اگر ندانیم که باید کبیسه 4 ساله را به شمار آوریم یا 5 ساله، همه اینها نامعین خواهد بود). و بنابراین با این شرایط باید گفت گاهشماری خیامی یک گاهشماری ناقص است.
به هر روی گاهشماری جلالی – خیامی در همان زمان نیز رسمیت نیافت و در زمان سیطره مغولها گاهشماری‌های دیگر نیز به کار گرفته شد و البته گاهشماری هجری – مهی گاهشماری رسمی همه سرزمین های اسلامی بود. با اینحال گاهشماری جلالی با تثبیت جایگاه نوروز باعث شد تا ایرانیان نوروز و برخی از دیگر جشنهای ملی خود (سیزده بدر، چله و سوری) را در زمانی تقریبا درست به جا آورند.
بر اساس مصوبه سال 1289 مجلس مشروطیت سالنامه‌ای مبتنی بر گاهشماری جلالی – خیامی با مبدا تاریخ هجری (سالشماری هجری) رسمیت یافت و نام تقویم هجری – خورشیدی به خود گرفت. ولی ماههای این سالنامه از سالنامه دوازده حیوانی – ختایی گرفته شده بود. بر اساس مصوبه مجلس در سال 1304 سالنامه هجری – خورشیدی با ماههای فارسی – اوستایی به رسمیت شناخته شد (17). و در این زمان پس از 1300 سال یک سالنامه و گاهشماری کاملا ایرانی (به جز مبدا تاریخ) در ایران رسمیت یافت. در سال 1355 برای اصلاح تنها بخش ناایرانی گاهشماری ایران یعنی مبدا تاریخ آن نیز فکری شد. بدین ترتیب که آغاز پادشاهی کوروش بزرگ، بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی که نخستین دولت ملی _نه قومی_ و فراگیر _نه محلی_ ایران بود (559 پیش از میلاد)، به عنوان مبدا تاریخ گذاشته شد که بر اساس آن سال 1355 هجری – خورشیدی برابر با سال 2535 شاهنشاهی بود. ولی در سال 1357 این مبدا تاریخ به هجرت پیامبر اسلام برگردانده شد. و تا امروز تغییر دیگری در گاهشماری رسمی ایرانی روی نداده است.
ادامه دارد...
بهرام روشن ضمیر
اسفندگان 3745 زرتشتی
برابر با 29 بهمن 1386 خورشیدی

پی نوشت و بن مایه
(1) واژه گاهشماری را نخستین بار روانشاد حسن تقی زاده که از پیشگامان کرنولوژی در ایران بود، برای این دانش به کار برد و سپس مورد پذیرش همگان قرار گرفت.
(2) ناگفته پیداست که ایرانیان از نخستین مردمانی بودند که نه تنها پی به کروی بودن زمین برده بودند، بلکه حرکات گوناگون زمین از جمله گردشش به دور خود و به دور خورشید را نیز کشف کرده بودند. این درحالی است که نه تنها غربی‌ها چند سده پیش پی به گردش زمین و دیگر کرات به دور خورشید بردند، بلکه اقوام دیگری در همسایگی ما هستند که حتا کروی بودن زمین را نیز نمی‌دانسته و آنرا مسطح فرض میکردند.
(3) برای نمونه در اعیاد اسلامی و همچنین مسیحی میبینیم که شب پیش از یک روز ویژه را جشن میگیرند. درحالیکه در جشنهای باستانی ایرانی اگر قرار بر جشن گرفتن در شب باشد، باید شب پس از آن روز ویژه جشن گرفته شود و نه شب پیش.
(4) کیهان شناسان ساعت 12 زمان تقویمی 31 دسامبر سال 1899 را صفر ژانویه 1900 می‌نامند. و طول سال را بر آن اساس محاسبه میکنند. چنانکه در کنفرانس بین المللی دوبلین در 1955، تعریف شبانه‌روز خورشیدی متوسط، بر پایه سال اعتدالی در سال 1900 صورت گرفت.
(5) محاسبات از دکتر موسا اکرمی در کتاب گاهشماری ایرانی.
(6) بی‌گمان بسیاری از داشته‌های فرهنگی ما برگرفته از دیگر تمدنهاست. ولی بیرون از دایره تعصب صادرات فرهنگی ما بر وارداتمان چربش داشته است. درباره گاهشماری گفته میشود که سال 12 ماهه که در آن هر ماه 30 روز دارد و سپس افزودن 5 روز افزون به نام "پنجه دزدیده" را ایرانیان در دوره هخامنشیان از مصریان برداشت کرده‌اند. ولی وجود همین مورد اختلاف در زمینه کبیسه‌گیری نشان میدهد که یا اصلا چنین نیست و منشا گاهشماری ایرانیان، مصریان نیستند و یا اگر هستند، این برداشت همراه با یک تطبیق بسیار هوشمندانه با فرهنگی خودی بوده است و نه یک تقلید محض.
(7) نگاه کنید به جشن زمستانه از این نگارنده "اینجا" و "اینجا"
(Cool تاریخ تاریخ در ایران _ رضا عبداللهی. همین گزارشات یک دروازه بزرگ برای پژوهشهایی ژرف به روی ما میگشاید و نشان میدهد که به راستی چقدر آگاهی ما از گذشته خودمان کم و ناقص است.
(9) دکتر موسا اکرمی دو گاهشماری بهیزکی و عرفی را جداگانه میداند. او به نقل از دکتر رضا عبداللهی مینویسد که در سال 461 میلادی (دوره ساسانی) آذرماه عرفی برابر با بهار طبیعت و فروردین بهیزکی بوده است. هر دو اینها میگویند که در سال عرفی نیز پنجه یا اندرگاه (5 روز افزون) وجود داشته است و در این سال پنجه را از پایان اسفند به پایان آبان برده‌اند. پس دلیل انحراف سال عرفی مورد نظر اینان پنجه نیست. بلکه کبیسه‌گیری است. میتوان تصور کرد که در گاهشماری عرفی اصلا کبیسه‌گیری نداشتیم. بر این اساس همچنانکه گفتیم هر 120 سال، بهار یک ماه به عقب میرود. حال برای اینکه بهار به آذر برسد 8 تا 120 سال لازم است. یعنی 960 سال. و این یعنی از زمان داریوش بزرگ (501 پیش از میلاد) گاهشماری عرفی بدون کبیسه پایه گذاری شده است و در این یک هزاره که 4 دودمان متفاوت با ایدئولوژی های گوناگون بر این سرزمین حکم رانده‌اند، همچنان گاهشماری عرفی به شکل یکدست و هماهنگ و با یک قانون جلو رفته است که این امر نمیگویم بعید، بلکه محال به نظر میرسد. اگر هم بگوییم گاهشماری عرفی کبیسه‌گیری داشته ولی خطای کبیسه‌گیری آن (همان کسر عدد 25/0) باعث این جابجایی شده، باز هم با توجه به اینکه در هر 128 سال فقط یک روز به جلو حرکت میکند. باید 120 تا دوره 128 ساله (15360 سال!!) بگذرد تا بهار به آغاز آذر برسد! بنابراین من محتمل نمیدانم که گاهشماری عرفی چیزی جدا از همان گاهشماری بهیزکی بوده باشد. مسئله دیگر این است که اگر گاهشماری عرفی بدون کبیسه بوده است، پس این همه سخن از دوبار نوروز گرفتن در سال کبیسه و جشن و شادی و سرور مردمان در آن دوران یعنی چه؟! چراکه گاهشماری عرفی یعنی آنچه در کوچه و بازار شهرها و روستاها جریان دارد و نه دربار شاهان. پس گاهشماری عرفی همان بهیزکی است و گاهشماری دوم، نجومی است که شاهان فقط برای یافتن نوروز طبیعی که در یک دوره 120 ساله، 0 تا 29 روز با اعتدال بهاری فاصله داشته، از آن گاهی بهره میبردند.
(10) البته روانشاد حسن تقی زاده باور داشت که گاهشماری خراجی اصلا خورشیدی نبود، بلکه مهی بود. ولی دیگران چنین باوری ندارند.
(11) گاهشماری ایرانی _ موسا اکرمی
(12) تقویم و تاریخ در ایران _ ذبیح بهروز
(13) گاهشماری در ایران قدیم _ حسن تقی زاده
(14) شرح تقویم های مختلف و مسئله کبیسه های جلالی _ تقی ریاحی
(15) تقویم 5 هزار ساله هجری شمسی _ دکتر ایرج ملک پور
(16) دستاورد بررسی های روش محاسبات تقویم رصد نیمروزی و جدول خیامی _ فصلنامه فرهنگ _ بهار تا زمستان 78 _ محمد رضا صیاد.
(17) پیشنهاد این مصوبه بسیار سودمند را روانشاد تقی زاده داد. روانش شاد که به راستی خیام عصر جدید بود. و درود بر خیام که فردوسی دیگری برای زنده گردانی فرهنگ ایران بود.

_________________
به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند


آخرين ويرايش توسط sharifi در تاريخ جمعه، 30 بهمن ماه ، 1388 11:24:53; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب


sharifi
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
14 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 654
امتياز: 1511
تشکر کرده: 180
تشکر شده 261 بار در 185 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 30 بهمن ماه ، 1388 10:53:06    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

بخش دوم
چارچوبی برای بازیابی جشنهای کهن آریایی (بخش دوم)
بهرام روشن ضمیر
گاهشماری زرتشتیان
بخش نخست این جُستار
همچنانکه دیدیم تا پیش از سرنگونی ساسانیان، گاهشماری ایرانیان، اوستایی بود. گاهشماری خورشیدی با 12 ماه 30 روزه و 5 روز افزون با نام پنجه دزدیده و کبیسه 120 ساله. همچنانکه در جستار جشن زمستانه (بخش 1)، (بخش 2)اشاره کردم، گاهشماری رسمی هخامنشیان هم ساختار و هم نام ماههایش همانندی با گاهشماری اوستایی ندارد. گاهشماری اوستایی با گاهشماری مصر باستان همانند است و گاهشماری هخامنشیان با گاهشماری بابل. برخی ادعا میکنند که گاهشماری اوستایی در دوران هخامنشی در میان مزداپرستان رایج بوده است. (1) به هر روی آنچه مطمئنیم این است که از سده‌های پایانی دوران اشکانی ماهها، اوستایی بوده و در دوره ساسانی همین ساختاری که به عنوان اوستایی می‌شناسیم رواج داشته است.
سالشماری ایرانیان در دوره ساسانیان نیز بدین شکل بود که سال بر تخت نشستن یک پادشاه را مبدا سالشماری میگرفتند (در عمل یکم فروردین آن سال را). (2) هرچند که شمار سالشماری دودمان ساسانی از آغاز سلسله، نیز در دست دانشمندان بود. با کشته شدن یزدگرد سوم، این دودمان به پایان رسیده و پس از آنها تا مدتها ایران در اشغال بیگانگان بود. و ایرانیان در یک دوره کمتر از 200 ساله فرمانروای ایرانی نداشتند. اما حتا پس از به فرمانروایی رسیدن ایرانیانی همانند طاهریان و صفاریان و سامانیان و زیاریان و بوییان و دیگران، نیز زرتشتیان آنان را به عنوان شاه به رسمیت نمیشناختند. (3) بنابراین عملا مبدا تاریخ بر روی یزدگرد سوم که در 632 میلادی بر تخت نشست، باقی مانده و گاهشماری اوستایی که مورد بهره گیری بیشتر ایرانیان آنزمان بود با نام یزدگردی شناخته شد. منتها یا کبیسه 120 ساله را فراموش کردند و یا آنرا اشتباه به کار بردند. بنابراین خیلی زود سالنامه یزدگردی انطباق خود با فصلهای طبیعی را از دست داد. پس از چند سده که زرتشتیان به جهت کشتار، تغییر دیانت و مهاجرت به هند، در کشور خودشان به اقلیت تبدیل شدند، برای محافظت از خود به دور خود دیواری از جدایی کشیدند و بیشتر منزوی شدند.
بدین ترتیب در زمان ملکشاه سلجوقیکه خیام دست به کار اصلاح گاهشماری ایرانی و کشف اعتدال بهاری و نوروز طبیعی زد، ایرانیان مسلمان از آن پیروی کردند ولی گویا زرتشتیان همچنان گاهشماری یزدگردی بدون کبیسه خود را رسمیت میدادند. تا اینکه در سال 1304 گاهشماری خورشیدی با ماههای اوستایی در ایران به رسمیت رسید. و از این زمان زرتشتیان ایران که در مشروطیت و تحولات ملی پس از آن نقشی پررنگ داشتند، این گاهشماری را در میان خودشان نیز به رسمیت شناختند. چراکه نیک میدانستند این گاهشماری زمان مناسبت‌ها را در جای درست خود روشن میکند. درحالیکه گاهشماری یزدگردی به دلیل محاسبه نکردن کبیسه‌ها یا اشتباه محاسباتی، این ویژگی را از دست داده است. با اینحال سالنامه یزدگردی همچنان در میان عوام زرتشتی رایج بود تا اینکه آنان تصمیم گرفتند سالنامه خود را با گاهشماری هجری – خورشیدی تطبیق داده و ایرادات آنرا رفع کنند.
این بهینه سازی بسیار ساده انجام گرفت. چراکه همه کارها در ساختن گاهشماری هجری – خورشیدی انجام شده بود. بر این اساس گاهشماری نوین زرتشتیان ایران شکل گرفت که ویژگی‌هایش چنین است :
1- آغاز سال یا نوروز همزمان با بهار طبیعت میباشد و بر این اساس این گاهشماری از همان قواعدی که گاهشماری رسمی ایران (هجری – خورشیدی) دارد پیروی میکند.
2- ماههای 12 گانه آن همانند ماههای هجری – خورشیدی همان ماههای یزدگردی و اوستایی می‌باشند.
3- در کبیسه‌گیری گاهشماری نوین زرتشتیان ایران از گاهشماری رسمی ایران پیروی میکند.
4- با توجه به اینکه برای برپایی جشنها و مناسبت‌های مورد نظر زرتشتیان باید همان سامانه 12 ماه 30 روزه و 5 روز افزون به پایان سال با نام پنجه که در گاهشماری اوستایی و یزدگردی وجود داشته، به کار گرفته شود، بنابراین بزرگترین تفاوت گاهشماری زرتشتیان ایران با گاهشماری رسمی همین تعداد روزهای ماه خواهد بود.
5- در این سالنامه همچون سالنامه یزدگردی، روزها به نام ایزدان و امشاسپندان و عناصر مقدس نامزد است و نه عدد و شماره. هرچند که زرتشتیان به جهت زندگی در این کشور مجبورند تا به هفته توجه کرده و شماره روزها را به کار برند.
6- با توجه به اینکه گاهشماری زرتشتیان در سده‌های گذشته جنبه‌ای دینی داشته و امروز هم نشانگر هویت متمایز دینی آنان با دیگر ایرانیان میباشد (چراکه زرتشتیان جز دین هیچ تفاوتی با دیگر ایرانیان ندارند) بنابراین مبدا تاریخ این گاهشماری یا سالشماری آنان باید به اشو زرتشت پیوند داشته باشد و نه به یزدگرد یا هرکس دیگری. از طرف دیگر زرتشتیان که ادعا داشته و دارند که دینشان نخستین و کهنترین دین بشر میباشد، شایسته نبوده و نیست که سالشماری‌شان عدد کوچک و بی‌مقدار 1376 یزدگردی را نشان دهد. بنابراین گاهشماری نوین زرتشتیان با هماهنگی و اتفاق نظر همه بزرگان جامعه زرتشتی ایرانی مبدا تاریخ خود را بر سال 1738 پیش از میلاد که بهترین زمان پیشنهادی برای زرتشت بزرگ است، گذاشت. (4)
دلسوزی برای گاهشماری یزدگردی
شاید این کار باعث شده باشد تا گروهی حقیقتا برای گاهشماری یزدگردی دل بسوزانند و کنار گذاردن آنرا نوعی سنت شکنی از سوی زرتشتیانی که 1400 سال با خون جگر سنتهای خویش را نگه داشته‌اند، تلقی کنند (5).
نخست اینکه همچنانکه دیدیم، بحث سالشماری از گاهشماری جداست. یعنی یک گاهشماری میتواند چند مبدا تاریخ داشته باشد. یا چند گاهشماری میتوانند مبدا تاریخی یکسان داشته باشند.
بهترین نمونه، سالشماری هجری و گاهشماری خورشیدی و مهی است. اگر مبدا تاریخ را دلیل یکی بودن تقویم بدانیم آنگاه باید گاهشماری رسمی ایران امروز را با گاهشماری هجری – مهی یکی بگیریم! درحالیکه این دو تقویم بیشترین اختلاف و تناقض ممکن را در میان گاهشماری‌های جهان دارا هستند. و سازندگان آن از خیام تا تقی زاده و همراهانشان با ساختن این گاهشماری براستی خود را در کنار فردوسی به عنوان شکل دهنده هویت مستقل ایرانی در میان مسلمانان شناساندند. و از آن طرف گاهشماری جولیانی تا پایان قرون وسطا در جهان غرب حاکم بود، درحالیکه در این 15 سده تاریخنگاران غربی از مبداهای تاریخی متنوعی از اسکندر و جولیوس سزار گرفته تا عیسا مسیح و ... بهره بردند. استقرار هجرت پیامبر اسلام به عنوان مبدا تاریخ مسلمانان نیز مدتی پس از این رویداد انجام گرفت. پیش از آن مبعث را مبدا تاریخ میگرفتند. درحالیکه مسلمانان از آغاز کار خود گاهشماری _ با ماههای مشخص _ داشته‌‌‌اند که تا امروز تفاوتی نکرده است. با اینحال گاهشماری‌ها را با مبدا تاریخشان نامگذاری میکنند. به گاهشماری گریگوری میگوییم مسیحی. به گاهشماری اسلامی میگوییم هجری. و به گاهشماری ایران باستان، پس از اسلام گفتند یزدگردی.
بنابراین گاهشماری یزدگردی، چیزی جدا از مبدا تاریخش است. حال ببینیم که گاهشماری یزدگردی آیا اصلا قرار است کنار گذاشته شود که گروهی برایش دل بسوزانند یا خیر؟
این گاهشماری در زمان یزدگرد و پس از اسلام ساخته نشده است. بلکه همان گاهشماری ایران باستان است که پژوهشگران آنرا اوستایی میخوانند. میان گاهشماری یزدگردی و گاهشماری اوستایی کوچکترین تفاوتی که باعث شود بگوییم این دو ساختاری متفاوت دارند، وجود ندارد و هیچ ایرانشناس و منجمی چنین چیزی نگفته است. و همگان تاکید داشته و دارند که گاهشماری یزدگردی ادامه همان گاهشماری اوستایی است با مبدا تاریخی جدا که باعث شده نامی جدا هم برایش در نظر بگیرند. بنابراین اگر سخن از کنار گذاشتن گاهشماری یزدگردی از سوی زرتشتیان بزنیم، این یعنی زرتشتیان میخواهند گاهشماری اوستایی را کنار بگذارند. درحالیکه با توجه به آنچه از گاهشماری اوستایی ایران باستان میدانیم و آنچه امروز زرتشتیان آنرا به عنوان گاهشماری نوین زرتشتیان ایران به رسمیت شناخته‌اند، باید بگوییم که گاهشماری امروزین زرتشتیان نیز همان اوستایی است. در هر دو، سال از نوروز آغاز میشود. در هر دو 12 ماه 30 روزه داریم و 5 روز پنجه. در هر دو، نام ماهها و ترتیبشان یکسان است. در هر دو روزها به نام ایزدان و امشاسپندان و دیگر عناصر مقدس نامزد شده و نه با شماره و عدد. و این نامها و ترتیبشان نیز در هر دو یکسان است. جشنها در هر دو در یک زمان برگزار میشود. یعنی همچنانکه فروردینگان در ایران باستان در روز 19 از سال و مهرگان در روز 196 از سال برگزار میشد. در سالنامه نوین زرتشتیان ایران نیز اگر بنگریم، دقیقا چنین است.
اما تنها اختلاف مربوط است به کبیسه‌گیری. کبیسه گیری در گاهشماری اوستایی و یزدگردی بر اساس دوره 120 ساله بوده است که پس از آن یک ماه به سال می‌افزودند. درحالیکه سیاست کبیسه‌گیری در گاهشماری امروزین زرتشتیان، پیروی از گاهشماری رسمی ایران امروز است که به اندازه کافی درباره‌اش بحث کردیم. این را میگویند اصلاح گاهشماری و نه کنار گذاشتن گاهشماری کهن و جعل گاهشماری نوین! (6). شاید بپرسیم که چرا چنین کاری کردند؟ آیا بهتر نبود که سنت کبیسه 120 ساله نگه داشته میشد؟ پاسخ اینجاست که زرتشتیان پس از 1300 سال انزوا که با هدف حفظ ایشان از خطر نابودی بود، پس از مشروطیت که حق شهروندی همه ایرانیان بی‌توجه به دین به رسمیت شناخته شد، تصمیم گرفتند تا دیوارهای دور خود را فرو بریزند. و میدانیم که مهمترین و شاید حتا تنها وجه مشترک یک ملت باید فرهنگ آن ملت باشد. بهره‌گیری از سنت کبیسه‌گیری اوستایی یا همان کبیسه 120 سال یکبار، یعنی اینکه در طول 120 سال فقط 4 سال نوروز و سیزده بدر و ... در میان زرتشتیان و دیگر ایرانیان همزمان خواهد بود و سپس در 116 سال دیگر، هر 4 سال یکبار یکروز از هم دور میشود تا اینکه در 4 سال آخر نوروز زرتشتیان در آغاز اسفند ایرانیان خواهد بود. زرتشتیان بر اساس سفارش پیامبرشان خرد را بر تعصب بیجا، ترجیح داده و چه در ایران و چه در هند از پیشگامان مدرنیسم و نوگرایی و رنسانس بوده‌اند. به علاوه همواره ملیت خود را حتا بر سنتها و آیینهای گروهی خود اولویت داده‌اند. بنابراین کاملا طبیعی است که درک کنند که هدف از کبیسه‌گیری برگزاری نوروز در آغاز بهار است و بس. بنابراین اکنون که بیش از 99 درسد ایرانیان که زرتشتی نیستند از کبیسه 4-5 ساله بهره میگیرند، چه لزومی دارد که زرتشتیان کبیسه 120 ساله به کار برده و نوروزشان با باقی ایرانیان متفاوت باشد؟ نوروزی که در این 1400 سال نماد یکپارچگی ملت ایران بوده و حتا در دوره‌هایی که ایران سیاسی وجود نداشت، نوروز در کنار زبان فارسی خار چشم دشمنان ایران بود و به جهت همواره پیروزمند بودن و فناناپذیری و امردادی‌اش آنرا نوروز پیروز میخوانند.
بنابراین همچنانکه دیدیم، سالنامه امروز زرتشتیان ایران هیچ پدیده نوینی نیست، بلکه در ادامه گاهشماری یزدگردی و اوستایی و بهتر بگوییم گاهشماری ایران باستان است. و تنها تفاوت آن در کبیسه‌گیری میباشد. و مبدا تاریخ اساساً ارتباطی ارگانیک با سالنامه ندارد. همچنانکه در بخش تاریخچه گاهشماری خیامی دیدیم که در زمان مشروطیت مبدا تاریخ را از زمان ملکشاه به هجرت بردند و سپس آنرا به آغاز پادشاهی کوروش انتقال داده و سپس دوباره هجرت را برگرداندند و در هیچکدام از این موارد، گاهشماری و سالنامه خیامی تغییری نکرد.
تقویم قدیمی زرتشتیان
همچنانکه گفتم گاهشماری یزدگردی ادامه اوستایی ایران باستان بوده و می‌بایست کبیسه 120 ساله را در نظر میگرفت. ولی آنچه در دوران معاصر نزد زرتشتیان ایران و هند دیده شده است، این است که هیچ توجهی به کبیسه‌گیری نداشته و آنرا فراموش کرده‌اند. حال کی فراموش کرده‌اند؟ خدا میداند. من از هرکس که در این زمینه پرسش کردم، گفتند که گاهشماری یزدگردی کلا کبیسه‌گیری را فراموش کرده و احتمالا هرگز کبیسه‌گیری در این 1400 سال انجام نشده است. و در کتابها نیز چیزی وارون بر این نخواندم. ولی نتوانستم خودم را قانع سازم. چراکه عادت دارم هرچیزی را شخصاً محاسبه کنم. بر اساس پژوهش دانشمندان از روی گزارشهای تاریخی، همچنانکه در بخش پیشین هم دیدیم، در سال 701 میلادی میبایست کبیسه‌گیری انجام میشد. بنابراین در این سال بر اساس شتاب حرکتی که در آنجا ارائه کردم، سال نجومی یکماه در سال عرفی عقب افتاده بوده است. یعنی اردیبهشت سالنامه یزدگردی برابر با اعتدال بهاری بوده است. در سال 821 آغاز خرداد چنین وضعی داشته است. اتفاقا در گزارش تاریخی میبینیم که در زمان خلیفه معتضد عباسی دیدند که اعتدال بهاری در خرداد است و نه فروردین. پس تا اینجای کار درست است. بر این اساس 9 دوره کبیسه 120 سالی که بشماریم، به سال 1901 (1280 هجری – خورشیدی) میرسیم. پس در این زمان، سال نجومی یا حقیقی باید 9 ماه دیگر حرکت کرده باشد. یعنی اعتدال بهاری از آغاز خرداد به آغاز اسفند در سالنامه یزدگردی رسیده باشد. و اگر 108 سال (27 تا دوره 4 ساله) دیگر هم به آن بیافزاییم، اعتدال بهاری در سال 2009 باید برابر با بیست و هفتمین روز از اسفند یزدگردی یعنی آسمان روز از اسفندماه باشد. درحالیکه اگر از زرتشتیان بپرسیم که امسال (2008) اعتدال بهاری یا نوروز رسمی کشور ایران در کجای تقویم قدیمی زرتشتیان _که هنوز در روستاهایشان از آن بهره میبرند_ قرار دارد، به شما پاسخ داده خواهد شد که در آغاز آذرماه میباشد!! نزدیک به 4 ماه اختلاف است. اگر بگوییم که کبیسه 120 ساله در دوران ساسانی هم یک یا چند بار گرفته نشده بوده آنگاه اختلاف نه کم، بلکه بیشتر از 4 ماه خواهد شد. مگر اینکه بگوییم کبیسه در دوران ساسانی بیش از اندازه برگزار شده بوده است که نمیشود. تنها راه حلی که به ذهن من میرسد این است که یا کبیسه در این 1400 سال 4 بار گرفته شده است و یا اینکه یکبار گاهشماری یزدگردی اصلاح شده و نوروز آن بر اعتدال بهاری قرار گرفته است.
همچنانکه گفتم در هر 120 سال، شاهد یک ماه حرکت هستیم. پس در سال 821 آغاز بهار برابر با خرداد و در سال 941 برابر با تیر و در سال 1061 برابر با امرداد یزدگردی خواهد بود. حال برای من شگفت انگیز است که درست در همین زمان در دوره ملکشاه سلجوقی دست به کار یافتن جایگاه درست اعتدال بهاری شده‌اند. حال اگر من فرض کنم که زرتشتیان در این زمان که با محاسبات من اعتدال بهاری مطابق امردادشان بود، سالنامه‌شان را بهینه کرده و 4 ماه به عقب بازگشته باشند، ولی دوباره _به جهت یورشهای سهمگین ترکان و مغولان و تاتاران یا هر دلیل دیگر_ به کبیسه‌گیری بی‌‌توجهی کرده باشند، در این صورت با کمال شگفتی خواهیم دید که پس از 7 دوره 120 ساله (1901 میلادی)، اعتدال بهاری به آبان یزدگردی رسیده و با افزودن 27 روز دیگر که برابر 108 سال دیگر است امروز اعتدال بهاری باید به پایان آبان یزدگردی برسد و امروز اتفاقا اعتدال بهاری نزدیک به این زمان است.
آنچه از این محاسبات میخواستم به آن برسم
گاهشماری یزدگردی در عمل به کبیسه بی‌توجهی کرده است. ولی این گاهشماری به فصلها کاملا بی‌توجه نبوده است. چراکه اگر میبود، همچنانکه در محاسبات من دیدید، امروز اعتدال بهاری میبایست برابر با اواخر اسفند یزدگردی میبود، درحالیکه برابر با آذر یزدگردی است. و این یعنی یا 4 بار کبیسه گرفته شده است و یا یکبار برای بازیابی جایگاه فصلها، سالنامه اصلاح شده و 4 ماه به گذشته بازگشته‌اند. اگر حالت دوم درست باشد، پس بر زرتشتیان است که یکبار دیگر همانند دوران خیام، گاهشماری خود را اصلاح کرده و فصلها را درنظر بگیرند که چاره‌اش آغاز سالنامه با اعتدال بهاری (= نوروز رسمی ایران امروز) است. کاری که مدتهاست انجام شده است و بر همه زرتشتیان چه در شهر و چه در روستا و چه در درون ایران و چه بیرون از ایران است که آنچه تقویم قدیمی میخوانند را کنار گذارند. تا آنجا که من میدانم آنچه به تقویم قدیمی موسوم است فقط برای جشن پنجه در برخی روستاهای یزد به کار میرود. وگرنه همه زرتشتیان همه رویدادهای دیگر را بر اساس سالنامه نوین که هم هماهنگ با طبیعت است و هم وفادار به سالنامه ایران باستان و هم یکدل و یکرنگ با سالنامه رسمی ایران امروز، برگزار میکنند.
و اگر حالت نخست درست است، یعنی 4 بار در این سالیان دراز کبیسه گرفته شده ولی در دیگر زمانها فراموش شده، پس بر زرتشتیان است که دوباره کبیسه‌گیری را آغاز کنند. منتها نه به این صورت که از امسال دوره 120 ساله به جای آورند. بلکه به این صورت که کبیسه‌هایی که فراموش شده را همه با هم یکجا اعمال کنند. (اروپاییها هم هنگامی که فهمیدند، کبیسه‌شان انحراف داشته، یکجا همه را اعمال کردند، نه اینکه فقط بخواهند از آن پس درست رفتار کنند!) در این حالت همچنانکه با هم دیدیم، اکنون اعتدال بهاری برابر با روزهای پایانی اسفند یزدگردی خواهد بود و سال 2021 سال کبیسه‌گیری خواهد بود. یعنی گاهشماری یزدگردی به جای خود بازگشته و نوروز یزدگردی باید در این سال برابر با اعتدال بهاری باشد. پس در هر دو صورت، هیچ توجیهی برای تعصب ورزیدن یا اشک ریخت و دلسوزی برای چیزی که در اشتباه بودنش تردیدی نداریم، وجود ندارد. و بزرگان جامعه زرتشتی ایرانی مدتهاست که خودشان دست به کار بهینه‌سازی شده‌اند، نه اینکه لازم باشد دیگران به آنها گوشزد کنند.

_________________
به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند


آخرين ويرايش توسط sharifi در تاريخ جمعه، 30 بهمن ماه ، 1388 11:25:28; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب


sharifi
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
14 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 654
امتياز: 1511
تشکر کرده: 180
تشکر شده 261 بار در 185 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 30 بهمن ماه ، 1388 10:53:50    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

بازیابی جشنهای کهن
مسئله‌ای که در چند سال گذشته با کوششهای بعضاً ناروای برخی ایجاد شده است، این است که ایرانیان فرهنگ دوست و جوانان ایرانگرا که به برگزاری نوروز و سیزده بدر و چله و سوری بسنده نکرده و خواهان برگزاری دیگر جشنهای کهن و اصیل و ملی ایرانی میباشند، آیا باید برای یافتن زمان این جشنها به سالنامه زرتشتیان نگاه کنند و یا اینکه از راه دیگری بهره جویند؟
تا چند دهه پیش چون هیچ انجمن و گروهی در صدد برگزاری جشنهای کهن ایرانی بر نمی‌آمد، طبیعی بود که هرکسی میخواست این جشنها را برگزار کند می‌بایست به نزد زرتشتیان میرفت. ولی چندیست که انجمن‌ها و نهادها در درون و برون ایران مستقل از زرتشتیان دست به کار زنده گرداندن این جشنها شده‌اند. و به همین دلیل جریانی تازه به پا خاسته سر برون کرده است که تکیه به سالنامه زرتشتیان ایران را نمی‌پذیرد. (7)
مخالفان برگزاری جشنهای کهن ایرانی از روی سالنامه زرتشتیان که همان سالنامه باستانی ایران است، خود بر دو گروه عمده هستند. گروهی که آنرا برای امروز نامناسب و برگزاری جشنها از روی آنرا برای ایرانیان نازرتشتی ناکابردی می‌پندارند و گروه دوم که بر کلیت آن شبهه وارد کرده و حتا از زرتشتیان میخواهند که گاهشماری باستانی خود را کنار نهاده و از شبه گاهشماری "من درآوردی" اینان پیروی کنند!!
گروه نخست کسانی هستند که جنبه آیینی این جشنها را امروز برای ایرانیان بی‌اهمیت دانسته و میگویند که مهم آن است که روزی به این نام جشن گرفته شود. آثار الباقیه ابوریحان بیرونی سند تاریخی ما برای برگزاری این جشنهاست و در آنجا گفته شده که برای نمونه مهرگان در شانزدهم مهر برگزار میشود. پس ما هم امروز مهرگان را شانزدهم مهر تقویم خود میدانیم. اینان به اینکه مهرگان باید مهر روز از مهرماه باشد، بی‌توجهی نشان میدهند. درحالیکه مهم همین برابری روز و ماه است و نه شماره روز. خرده‌ای بر بیرونی نمیتوان گرفت که او خودش فلسفه وجودی جشنها و نام روزهای ماه را میدانست. ولی او به زبان عربی برای مسلمانان مینوشت و مجبور بود که بر اساس فرهنگ سامی، روی شماره روز تاکید کند. بی‌گمان اگر بیرونی از گاهشماری خیامی که پس از او ساخته و پرداخته شد، آگاهی داشت، گوشزد میکرد که در گاهشماری خیامی این روزها، در جای دیگری قرار میگیرند. پس هنگام نگرش به گزارش بیرونی دقت کنیم که بیرونی گاهشماری اوستایی و یزدگردی را میشناسد و نه خیامی را.
تصور کنید که امروز ما گاهشماری بسازیم که بر مبنای آن ماههایی با همین نام وجود داشته باشند ولی 6 ماه نخست 32 روز، 5 ماه بعدی 30 روز و اسفند 23 روز باشد. حال به گمان شما در آن سالنامه برآمده از آن گاهشماری، در چه روزی باید نوشته شود "سالگرد آزادسازی خرمشهر از چنگال رژیم بعث عراق" ؟ سوم خرداد بنا بر اسناد تاریخی یا سالگرد راستین که برابر با 1 خرداد میشود؟ استناد به آثار الباقیه و التفهیم اثر بیرونی و برابر نهادن زمان مورد اشاره او با گاهشماری امروزین، درست مانند همین است. (تازه شاید بتوان گفت که مهم این است که یک روز در سال را به یاد آزادسازی خرمشهر جشن بگیریم و اینکه دقیقا آن روز باشد مهم نیست. ولی درباره مهرگان و تیرگان و اسفندگان که جنبه آیینی هم دارند نمیتوان چنین گفت.) با توجه به اینکه همه جهان میدانند که گاهشماری نوین ما در زمان ملکشاه سلجوقی ساخته شد، بنابراین مناسبتهای باستانی و حتا اشارات بیرونی را باید با سالنامه برآمده از گاهشماری خیامی تطبیق داد و نه آنکه بی محابا آنها را بدان تزریق کرد!! با خود فکر میکنم اگر یکی از جشنهای بزرگ ایران باستان در سی اُمین روز از اسفند (اسفند نیز مانند همه ماهها در ایران باستان 30 روز داشت) روی میداد و ابوریحان بیچاره بنابر سیاست امانت داری آنرا ضبط و گزارش میکرد، آنگاه اینان چه میکردند؟ و چطور بدون تطبیق، گزارش بیرونی را به گاهشماری امروزی تزریق میکردند؟ درحالیکه امروز 30 اسفند نداریم! آیا آنگاه می‌بایست این جشن را 4 سال یکبار برگزار میکردیم؟ کسی که نظمی را ارائه میدهد باید همه جوانب احتمالی و فرضی را در نظر بگیرد و من پرسش میکنم که اگر در نتیجه پژوهشها یا یافته‌های باستانشناسی یا نسخه یابی پی بردیم که رویدادی بزرگ در 30 اسفند وجود داشته است، آنگاه آنرا بدون تطبیق چطور میخواهیم در سالنامه بگنجانیم؟!
نکته دیگر درباره پنجه است. 5 روز پنجه دزدیده یا خمسه مسترقه یا پنجه کوچک یا بهیزک یا وهیژک یا بهیجک یا اندرگاه یا اندرجاه یا گاهانبار آفرینش انسان که هر روزش مزین به یک بخش از گاتهای زرتشت _اهنود، اشتود، سپنتمد، وهوخشتر، وهیشتوایشت_ بود، پس از اسفند بوده و در بزرگی و باشکوهی‌اش هیچ گمانی نیست. به طوریکه حتا پس از مسلمان شدن ایرانیان، آنان برای زنده نگه داشتن آن، روح آنرا به کالبد جشن سوری و چندین جشن محلی دیگر که امروز در آستانه فراموشی هستند، دمیدند. با توجه به اینکه همه گزارشها مبتنی بر آن است که این 5 روز جزو هیچ ماهی نبودند، چطور میخواهیم آنرا در سامانه خود بدون تطبیق جای دهیم؟ حتما این دسته خواهند گفت که چون آنزمان این روزها بخشی از ماههای 12 گانه نبوده، امروز هم در ماههای 12 گانه جایی نخواهند داشت و باید حذفشان کرد!! و شاید بگویند که پنجه جشنی است دینی و نه ملی و به درد نازرتشتیان نمیخورد که بخواهند بگیرند. پرسش من اینجاست که آیا 5 گاهانبار دیگر رنگ دینی ندارند؟ آیا فروردینگان غیر دینی است؟ آیا دیگان‌ها غیر دینی هستند؟ پس همه اینها را باید حذف کنیم؟
بنابراین پی میبریم که راه حل این دسته پاک کرده صورت مسئله است! که بیگمان مورد پذیرش فرهنگ دوستان نخواهد بود.
تنها ایراد تطبیق از دید گروه نخست
تنها ایراد تطبیق دادن در این است که برخی از جشنهای ماهیانه در ماه مورد نظر خود نمی‌افتند. و این به دلیل اختلافی است که از اردیبهشت به بعد ایجاد میشود و ماه باستانی زودتر از ماه خیامی آغاز میشود. این بزرگترین بهانه این دسته است که میگویند، شایسته نیست که جشن یک ماه در ماهی دیگر برگزار شود. و از جنبه زیبایی بهتر آن است که هر جشن در ماه خود برگزار شود و نه در ماهی دگر.
ولی باید گفت که بر خلاف این جار و جنجال، خوشبختانه از میان 15 جشن برابری روز و ماه (دی 4 جشن دارد) 11 جشن در ماه خودشان افتاده‌اند و مشکلی از این جهت ندارند و فقط 4 جشن در ماههای پیشین افتاده‌اند. شهریورگان در امرداد، دیگان یکم در آذر، بهمنگان در دی و اسفندگان در بهمن. باز خوشبختانه جشنهای بزرگی مانند تیرگان و مهرگان و آبانگان این مشکل را ندارند. تا آنجا که من میدانم تا امروز نه زرتشتیان و نه دیگران جشن بایسته‌ای برای شهریورگان و بهمنگان و دیگان نگرفته‌اند که بر سر زمان آن مشکلی پیش بیاید. فقط اسفندگان میماند که اتفاقا آنهم به دست خود زرتشتیان در همین چند سال گذشته با شکل و شمایلی مدرن به عنوان روز مادر احیا شده و در 29 بهمن جا افتاده است. و این بهانه اساسا بی‌معناست.
گروه دوم از کسانی که در برگزاری جشنهای ایران باستان دوگانگی ایجاد کرده‌اند چنین میگویند که گاهشماری اصیل ایران همان گاهشماری خیامی (جلالی) است که در آن 6 ماه نخست سال 31 روزه و 5 ماه دیگر 30 روزه و اسفند 29 روزه است! این تئوری ویرانگر از چندین جهت مختلف همه دانسته‌های ما از گاهشماری باستانی ایرانیان را به هم ریخته و همه اصول تایید شده آکادمی‌های ایرانشناسی جهانی مبنی بر 30 روزه بودن ماههای ایرانی، نامزد بودن روزها به 30 ایزد و امشاسپند، وجود 5 روز افزون بر ماهها، وجود نداشتن چیزی به نام هفته و ... را نادیده میگیرد!
شبهه گروه دوم
این گروه برای اثبات نظریه خود از زمان جشنهایی چون یلدا و سده (چله بزرگ و کوچک) بهره میگیرند. همچنانکه میدانیم سده یا چله کوچک باید 40 روز پس از یلدا باشد. از دید تاریخی، ابوریحان بیرونی، یلدا را 90 روز مانده به نوروز خوانده است. بر این اساس یلدا در 30 آذر و سده در 10 بهمن خواهد بود. با توجه به اینکه در مورد زمان جشن سده، فقط به 10 بهمن اشاره شده است و نه به نام روز، زرتشتیان سده را در دهم بهمن از گاهشماری خیامی برگزار میکنند و از این نظر اختلافی درباره جشن سده وجود ندارد (همچون نوروز).
ولی مشکل از اینجاست که این دسته از مخالفان گاهشماری باستانی، از اینجا اینطور نتیجه میگیرند که حالا که یلدا و سده همچنانکه ابوریحان میگوید در 30 آذر و 10 بهمن باید برگزار شود، پس تیرگان و مهرگان و آبانگاه و ... نیز باید همانطور که ابوریحان میگوید در همان تاریخها برگزار شود و نیازی به تطبیقش با گاهشماری خیامی نیست. پاسخ اینجاست که یلدا و سده و نوروز که اینان از آنها برای ساماندهی نظریه بهره میگیرند، فلسفه وجودی دیگری دارند و از نظر ماهیت با جشنهای دیگر تفاوت دارند. همچنانکه گفته شد، ماهیت اصلی نوروز آغاز بهار است و امروز دانش روشن میکند که نوروز چه زمان است. ما همان زمان را جشن میگیریم. حتا اگر اگر خیامی وجود نمیداشت تا نوروز بهاری به ایرانیان شناسانده شود، امروز با کمک دانش کیهان شناسی نوروز طبیعت یافت میشد و آنگاه ما ایرانیها آنرا آغاز سال میکردیم. یلدا درازترین شب سال است و دانش به آسانی روشن میکند که درازترین شب سال کدام شب است و ما آن شب را یلدا یا چله بزرگ میگیریم که همان شامگاه 30 آذر است. حال همه اشارات و گزارشهایی که از جشن سده شده است، چنین مینماید که سده 40 شبانه‌روز پس از یلدا و 50 روز + 50 شب (50 شبانه‌روز) مانده به نوروز میباشد. و ما به آسانی پی میبریم که این جشن در روزی جز 10 بهمن از گاهشماری خیامی نمیتواند برگزار شود. ولی درباره جشنهایی چون تیرگان، مهرگان و آبانگاه و آذرگان چنین نیست. و مخالفان گاهشماری باستانی ایران بر خلاف ادعاهایشان نمیتوانند از نوروز و سده و یلدا برای مردود دانستن این گاهشماری بهره برند. چراکه جایگاه اینها را دانش روشن میکند و نه این گروه و آن گروه. و جشنهای برابری روز و ماه ارتباط ارگانیک با جشنهای دیگر ایرانی ندارند. (Cool
نام این جشنها چراغ راه ماست. جشنهای برابری روز و ماه. بنابراین هرگاه که روز با ماه برابر شد باید جشن گرفته شود و نه اینکه بگوییم ابوریحان یا هر گزارشگر دیگری یا فلان استاد یا پروفسور گفته است دهم یا شانزدهم.
ضمن اینکه نقدی که بر گروه نخست وارد کردم، بر گروه دوم هم وارد است. یعنی این گروه اگر ادعا میکنند که جایگاه همه جشنها را روشن کرده‌اند، بگویند که "پنجه" که بیرونی _ یگانه سند اینان_ فراوان به آن اشاره داشته است، در چه زمانی قرار میگیرد؟ چطور به خود اجازه میدهند که پنجه را حذف کنند؟!
روش تست سالنامه نوین زرتشتیان
میخواهیم ببینیم که جشن مهرگان در سالنامه رسمی ایران در چه روزی باید قرار بگیرد؟ آیا همچنانکه در سالنامه زرتشتیان میبینیم برابر با 10 مهر است؟ و یا آنچنانکه مخالفان میگویند در 16 مهر؟
به گمان من بهترین راه این است که ببینیم جشن مهرگان در دوران باستان چندمین روز سال بوده است؟ چراکه در صورتی که سال را یک مجموعه 365 روزه بدانیم (در هر دو سالنامه خیامی و اوستایی چنین است)، آنگاه بی‌توجه به تعداد روزهای هر ماه (سبب اختلاف دو سالنامه) خواهیم توانست با به کار گیری شماره روز در سال، آنها را با هم انطباق دهیم.
آنچنانکه از گزارشها و اسناد و منابع میدانیم، مهرگان در روز 196 از سال برگزار میشده است. مخالفان گاهشماری زرتشتی هم که ابوریحان بیرونی را دربست می‌پذیرند، میدانند که ابوریحان میگوید مهرگان در شانزدهمین روز از هفتمین ماه برگزار میشود و ابوریحان در همانجا میگوید که ماهها 30 روز دارند (196=16+30×6). اکنون با تقسیم 196 بر 31 (ماههای 31 روزه)، خارج قسمت 6 خواهد بود و باقیمانده 10. خارج قسمت تعداد ماههای 31 روزه را نشان میدهد که 6 ماه نخست سالنامه خیامی است و باقیمانده عدد 10 یعنی روز دهم از ماه هفتم خیامی. همان چیزی که در سالنامه امروزین زرتشتیان ایران نمایان است. دهم مهر.
اسفندگان چطور؟ باز طبق اسناد مورد پذیرش مخالفان، اسفندگان در پنجمین روز از واپسین ماه (اسفند) برگزار میشده است. و همه آن اسناد ماهها را 30 روزه دانسته‌اند. پس به عدد 335 میرسیم (335=5+30×11). چون مهر وارون ماههای پیشینش در سالنامه خیامی، 30 روزه است. پس هنگام به کارگیری این فرمول، روزهای بالاتر از 216 را باید نخست منهای 31×6 یعنی 186 کرد. (149=186- 335) کافیست تا 149 را بر 30 تقسیم کنیم. خواهیم دید که خارج قسمت 4 خواهد بود. یعنی جشن پس از چهارمین ماه 30 روزه است، یعنی بهمن. و باقیمانده عدد 29 را نشان میدهد. یعنی روز 29 بهمن در سالنامه خیامی، اسفندگان خواهد بود که در سالنامه زرتشتیان نیز چنین میباشد. (9)
حتا بدون نگاه کردن و نیاز داشتن به سالنامه زرتشتی و فقط با دانستن آنچه ابوریحان گفته نیز میتوان به آسانی به روز درست در سالنامه رسمی ایران (خیامی) دست یافت.
(سالنامه خیامی= m-1))- گزارش ابوریحان) که در اینجا m ماه است. یعنی اگر گزارش ابوریحان درباره شهریور بود 6=m است و باید 5 روز از ابوریحان کاست. اگر اردیبهشت بود m=2 است و باید یک روز کاست. و اگر درباره فروردین بود، گزارش ابوریحان = سالنامه خیامی خواهد بود.
در 6 ماه دوم سال کار خیلی ساده است : (سالنامه خیامی= 6 – گزارش ابوریحان)
باز هم به همگان تاکید میکنم که ابوریحان _معاصر سامانیان و غزنویان_ پیش از اصلاح گاهشماری ایرانی به دست خیام در زمان ملکشاه سلجوقی میزیست. پس این طبیعی است که گزارش ابوریحان را مستقیم نپذیرفته و با گاهشماری خیامی تطبیق دهیم. همچنانکه دیگر گزارشات تاریخی کهن را نیز در همه جهان با گاهشماری امروزینشان تطبیق میدهند.

_________________
به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند


آخرين ويرايش توسط sharifi در تاريخ جمعه، 30 بهمن ماه ، 1388 11:26:05; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب


sharifi
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
14 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 654
امتياز: 1511
تشکر کرده: 180
تشکر شده 261 بار در 185 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 30 بهمن ماه ، 1388 10:54:18    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

بخش پایانی
ایرادات دیگر به گاهشماری ایران باستان
اینان از تعدد گاهشماری‌های دوران باستان برداشتهایی نادرست کرده و گاهشماری زرتشتیان را چیزی جز یک گاهشماری محلی حساب نکرده و برای فراموشی گاهشماری یزدگردی به عنوان یک گاهشماری محلی!! اشک میریزند. هنگام بررسی گاهشماری‌های محلی ایران باید توجه داشت که اینها به دلیل نبود یک دولت دلسوز فرهنگ پرور در درازای سده‌های فراوان پس از اسلام از جایگاه خود بیرون شده و به خطا افتاده‌اند. باید اینها را کاوید و از دل آنها گنجهای نهفته فرهنگ بومی آن سرزمین را دریافت. ولی هرگز نباید انتظار داشت تا این گاهشماری‌های محلی آنهم با این وضعیت بیرون شده از سامانشان کاربردی شوند. چراکه منشا و اساس همه اینها یک گاهشماری ملی در ایران باستان بوده که بر اساس آن در یک زمان همه ملت ایران، نوروز و مهرگان و سده را برگزار میکردند.
نکته دیگر در خلط شدن مبحث اینجاست که اینان گویی تفاوت گاهشماری و سالشماری (مبدا تاریخ) را نمیدانند. با مطرح کردن اختلاف در سالشماری، حقانیت گاهشماری را زیر پرسش میبرند! و تغییر مبدا تاریخ را جعل تقویم میخوانند! که به اینها در بخشهای پیشین پرسش داده شد.
یا چنین شبهه وارد میکنند که این تقویم _سالنامه نوین زرتشتیان_ دارای پیشینه و سابقه نیست. و از پیشینه آن بیش از 20 - 30 سال نمیگذرد. باز توضیح دادم که تغییر مبدا تاریخ به معنای تغییر گاهشماری نیست. همچنانکه در پیش از انقلاب یک مورد تغییر مبدا تاریخ از هجرت به آغار پادشاهی کوروش بزرگ را دیدیم که بر بنیاد همان گاهشماری خیامی بود. فقط با جایگزینی مبدا ملی به جای مبدا دینی. همچنین است جایگزاری زرتشت به جای یزدگرد سوم. بنابراین گاهشماری نوین زرتشتی اختراعی و جعلی نیست، بلکه همان یزدگردی و اوستایی است که جایگاه فصلهای آن به سامان شده و کبیسه‌گیری اش اصلاح شده است. همچنانکه گاهشماری ژولیانی نیز دقیقا در همین دو مورد بهینه شده و گاهشماری گریگوری از دل آن بیرون آمد. بدون آنکه کسی گاهشماری گریگوری را جعلی و تازه ساز و اختراعی بخواند!!
سخن از اینکه پنجه گویا در ایران باستان در دوره‌ای از پس از اسفند به پس از آبان رفته است، نیز ایرادی بر گاهشماری امروزین زرتشتیان نیست. آنزمان زرتشتیان چنین قرارداد کردند که پنجه را به هر دلیلی که برای ما ناشناخته است، به پس از آبان برند ولی پس از اسلام در گاهشماری یزدگردی، پنجه در همان جایگاه اصیلش یعنی پس از اسفند گذارده شده و امروز نیز زرتشتیان میخواهند که در گاهشماری نوین و بهینه شده‌شان پنجه پس از اسفند باشد. و شاید در آینده تصمیم دیگری بگیرند. که به بحث ما مربوط نیست.
و سرانجام که ثابت میکنیم که گاهشماری زرتشتیان همان گاهشماری ایران باستان است، و اثری از هفته در آن نیست، آنگاه چنین داد سخن سر میدهند که این گاهشماری در دوران ساسانی رسمی بوده و نباید گاهشماری رسمی ساسانیان را گاهشماری ملی ایرانیان باستان دانست! چراکه ساسانیان در همه زمینه‌های فرهنگ ایران تحریف روا داشته‌اند!! من نمیدانم چطور میتوان گاهشماری رسمی ایران در درازای 450 سال دوران ساسانی که بیگمان ریشه در دوران پیش از آن دارد را گاهشماری ملی ایرانیان باستان ندانسته و آنگاه دست به دامن گاهشماری‌های همسایگان ایران چون چینی‌ها و هندی‌ها و سوریانی‌ها و عربها و عبری‌ها شد و با حدس و گمان و تخیل و تاریخ سازی چیزی به جای آن ارائه داد؟
سخن پایانی
هدف من در این جستار کمک به تثبیت هماهنگی و یگانگی ایرانیان در برگزاری جشنهای کهن ایرانی بود. تا زمانی که در زمان جشنها دوگانگی باشد، نمیتوانیم آنها را زنده گردانیم. و از کجا بدانیم که هدف کسانی که چندین سال است همه زمان و توان خود را برای ایجاد دوگانگی و چندگانگی در این ماجرا صرف کرده‌اند هدفشان جلوگیری از زنده شدن این جشنها نباشد؟ برای این منظور لازم بود تا تاریخچه گاهشماری ایرانی و اساس و سامانه جشنها و مناسبتها در آن مورد بررسی قرار گیرد. و در این راه تلاش کردم تا از تکرار آنچه در بیشتر جستارهای اینچنینی از جمله جستار دو بخشی نگارنده با نام جشن زمستانه، بپرهیزم و نکاتی نو عرضه دارم. و آنگاه بهتر دیدم که برای آشنایی با تاریخچه و ساختار و سامانه گاهشماری یا بهتر بگویم گاهشماری‌های ایرانی کمی وارد بحثهای علمی و نجومی شوم تا هنگام سخن گفتن از سال و ماه و روز و سالنامه و سالشماری و اعتدال بهاری و سال خورشیدی و مهی و کبیسه و انحراف و خطا و سال نجومی و عرفی و ... خواننده بهتر پی به مفاهیم ببرد. چراکه در میان ما کمتر کسی یافت میشود که حوصله و زمان خواندن کتابهای چند سد برگی در این زمینه را داشته باشد. من باور دارم هرچه آگاهیهای درست را پراکنده کنیم، مجال برای کسانی که هوس ماهیگیری از آب گل آلود کرده‌اند، تنگ‌تر میشود.
باز یادآوری میکنم که هدف ما از پشتیبانی از گاهشماری باستانی و سالنامه زرتشتیان فقط یافتن جایگاه درست جشنها و یگانگی ملی در جشن گرفتن است، نه اینکه بخواهیم گاهشماری خیامی و تقویم رسمی ایران را کنار گذاشته و گاهشماری باستانی را جایگزینش گردانیم.
بهرام روشن ضمیر
اسفندگان 3745 زرتشتی
برابر با 29 بهمن 1386 خورشیدی
پی نوشتها:
(1) دکتر احمد بیرشک _ گاهشماری ایرانی
(3) این را نباید فقط به حساب تنگ نظری زرتشتیان گذاشت. توجه کنیم که این حکمرانان اصلا خودشان هم علاقه‌ای به گرفتن لقب شاه ایران نداشتند. برخی مانند طاهریان و بوییان حتا در جنایت، ویرانی و دشمنی با زرتشتیان اعراب را رو سفید گرداندند. برخی دیگر مانند سامانیان با همه فرهنگ پرور بودنشان، خود را خدمتگذار خلیفه و امیر میدانستند و نه شاه. انگشت شماری همچون یعقوب لیث و مرداویج و ... که هم غیرت ایرانی داشتند و هم خلیفه ستیز بودند در مبارزه خود کامیاب نشده و نتوانستند بر ایرانشهر حکومتی دلخواه سامان دهند. از زمان محمود غزنوی به بعد هم که دوباره بیگانگان بر ایران سلطه داشتند. بنابراین اینکه زرتشتیان پس از یزدگرد سوم شاهی را به رسمیت نمیشناختند نه دلیل تنگ نظری آنان که جبر زمانه بود.
(4) استاد ذبیح بهروز با بهره گیری از همه گزارشها و روایات و همچنین تطبیق آنها با دانش زبانشناسی و مردم شناسی و باستانشناسی توانست زمان زایش زرتشت را در سال 1767 پیش از میلاد بدست آورد. بیشینه اوستاشناسان ایرانی و جهانی، زرتشت را در هزاره دوم پیش از میلاد میدانند و از جمیع جهات سال پیشنهادی ذبیح بهروز هرچند که نمیتوان آنرا 100 درسد حقیقی دانست ولی بهترین زمان سمبلیک است. با توجه به اینکه بر اساس سنت ایرانی، مبدا تاریخ را نه زادروز که تاج گذاری و تخت نشینی میگیرند، مبدا تاریخ زرتشتیان نه بر سال 1767 پیش از میلاد _زادروز زرتشت_ که بر سال 1738 که برابر با 29 سالگی اشو زرتشت و آغاز پیامبری است، گذارده شده است. جالب است بدانید که آنان که مبدا تاریخ و سالشماری هجری – مهی را در صدر اسلام ساختند نیز یا ایرانی یا زیر تاثیر ایرانیان بودند. چراکه نه از فرهنگ مسیحی بلکه از فرهنگ شاهنشاهی ایرانی تقلید کردند و مبدا تاریخ را نه میلاد و نه بعثت پیامبر که هجرت ایشان به مدینه _در اصل به حکومت رسیدن ایشان_ گرفته‌اند.
(5) در این میان گرگهایی در لباس میش هم هستند که اشک تمساح میریزند. به گمان من اینها میخواهند طلا را ستانده و نقره به جایش بدهند. همچنین هستند آن دسته از ایرانستیزانی که در چند سال گذشته مدام برای تاریخ ایران پیش از هخامنشیان اشک ریخته و با شعار ایراندوستی!! از ملت ایران میخواهند که دست از ابراز علاقه به هخامنشیان و تخت جمشید که آنها را ساخته استعمار میدانند!! بردارند. توجه کنیم که ایرانستیزی در محتواست و نه در شعار و سخنگویی. و هیچکس علناً نمیگوید که میخواهد ایرانستیزی کند.
(6) بدبختانه برخی که از نردبان زرتشتیان بالا رفتند، آنرا تخریب کردند. اینان ادعا میکنند که هیچکس در این سده‌ها هیچ از گاهشماری نفهمیده جز ایشان!! و بدین ترتیب در جزئی‌ترین امور دینی زرتشتیان _برای نمونه گاهانبارها_ نیز دخالت کرده و همه رفتارهای آنان را جعلی میخوانند!! درحالیکه خودشان در جعل شهره شهرند. جالب اینکه هنگامی که به ایشان ثابت میکنیم که فلان مورد دقیقا منطبق بر سنتی است از زمان ساسانیان، آنگاه میگویند، ساسانیان نیز تحریفگر بودند!!
(7) لازم به ذکر است که در نوشتارهای استادان بزرگی همچون روانشاد پورداوود نیز به هنگام سخن از جشنها روایت باستانی گفته شده است و بس. برای نمونه اینکه مهرگان شانزدهمین روز مهر است و اسفندگان پنجمین روز اسفند. ولی توجه کنیم که در آن دوره زرتشتیان نیز برخی از جشنها همچون اسفندگان را برگزار نمیکردند و پورداوود حتا در راه شناسایی این جشنها به خود زرتشتیان گام برمیداشت. دیگر جشنها را نیز آنان بر اساس تقویم قدیمی خود که زمانی کاملا جداگانه در طول سال داشت جشن میگرفتند. آنزمان گاهشماری نوین زرتشتیان نبود و این استادان با اشاره به جایگاه درست فصلی تلاش داشتند تا این گمراهی را اصلاح کنند. در آن دوره اصلاً تطبیق موضوعیتی نداشت. بنابراین اینکه استاد پورداوود یا دیگر استادان در کتابهای فراوان خود مدام به پنجم اسفند به عنوان اسفندگان اشاره داشته‌اند همه مبنی بر اشاره به ماه باستانی و تکرار گزارش ابوریحان است و ارتباطی به بحثی که امروز مخالفان در بحث تطبیق با گاهشماری خیامی ارائه میکنند، ندارد. استاد پورداوود وارون این مخالفان امروزی، شیفته و دلسپرده دودمان ساسانی بوده و مدام آن دوران را دوران طلایی تاریخ باستان میدانست. بنابراین من حدس میزنم که اگر استاد روانشاد امروز در میان ما بودند، هرگز با این گروه ساسانی ستیز همراه نمیشدند و گاهشماری که از دوران ساسانی به ما ارث رسیده را میپذیرفتند. با این حال توجه کنیم که این بحث باید در منطق و بحث حل شود و نه با سفسطه "تشخص به اتوریته" و اینکه آن فرد و این استاد چنین گفته است.
(Cool برای آگاهی از همه جزئیات زمانی یلدا نگاه کنید به جستار جشن زمستانه (بخش 1)، (بخش 2) از این نگارنده.
(9) برای اعداد کوچکتر و مساوی 216، روز مورد نظر را بر 31 تقسیم میکنیم، خارج قسمت ماههای پیش از ماه مورد نظر ما را نشان میدهد (خارج قسمت بعلاوه 1 میشود ماه مورد نظر) و باقیمانده روز در آن ماه خیامی را نشان میدهد. برای اعداد بزرگتر از 216 نخست آنرا منهای 186 (6 ماه نخست) کرده و سپس حاصل را بر 30 تقسیم میکنیم. خارج قسمت به علاوه عدد 7 مساوی است با ماه خیامی مورد نظر و باقیمانده نیز روز در آن ماه خیامی. تعجب میکنم که اخترباستانشناسان!! ریاضیات و حسابشان اینقدر ضعیف است!!

_________________
به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از sharifi تشکر کرده اند Ariyadokht, seyghaly


erfan69
هموند کوشا

وضعيت: آفلاين
11 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 56
امتياز: 242
تشکر کرده: 120
تشکر شده 143 بار در 46 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 1 فروردين ماه ، 1389 18:45:17    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود
من با ایشان همرای هستم.بسیار روشنگرانه گفته اند.درواقع در این زمان که ایران از همه سو در محاصره است،ضربه ی کاری را گرگهایی در لباس میش خواهند زد.مواظب دام و دانه ی تاریخدانهای جیره خوار باشیم.
من اعتقاد دارم ارجمند اوستا و نگهبانانِ راستین اش، زرتشتیانِ عزیزو گرامی شهنامه، باید مِلاک و معیار باشند.سپاس.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از erfan69 تشکر کرده اند human


yazdan
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
23 فروردين ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 686
امتياز: 1854
تشکر کرده: 974
تشکر شده 700 بار در 418 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 1 فروردين ماه ، 1389 20:00:44    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود یاران
بنگرید به :
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

_________________
یزدان صفایی-دبیر گروه تاریخ پایگاه پژوهشی هخامنشیان- دبیر گروه زبان و ادب ماهنامه الکترونیکی امردادنامه

تارنما:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از yazdan تشکر کرده اند erfan69
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> دیدگاه ها

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir