
sayeh
دبیر کارگروه

 وضعيت: آفلاين 30 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 207 امتياز: 0 تشکر کرده: 4 تشکر شده 52 بار در 46 پست
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 29 بهمن ماه ، 1388 13:43:03 موضوع مطلب: زنداني مخوف در عصر صفويان |
|
|
دژ قهقهه (زنداني مخوف در عصر صفويان)
دژ قهقهه در دهستان یافت از بخش هوراند شهرستان اهر، نزديك روستاي گنجويه و قره آغاجلو بوده و در فاصله 75 کیلومتری شمال مشکین شهر (استان اردبيل) قرار دارد. دژ قهقهه در منطقه قره داغ و با ارتفاع تقریبی 2500 متر از سطح دریا، دیوارهای بلند طبیعی و در میان صخرهها واقع شده است. دور تا دور دژ پرتگاه خطرناک و عمودی شکل طبیعی بوده، که گويی به دست بشر صخرهها پیرایش یافته است.
وقایع و حوادثی که مورخین در مورد دژ قهقهه ذکر کرده اند بیشتر مربوط به دوران صفويه است اما این بدان معنی نیست که اين دژ در دوره صفویه ساخته شده است. طبق تحقیقات باستان شناسی به عمل آمده استقرار در این دژ به دوران قبل از اسلام می رسد.
اين دژ در عصر شاه طهماسب اول صفوي، يكي از پر رونقترين اعصار خود را گذرانده است.
اين دژ تبعيدگاه مجرمان سياسي و به عنوان زنداني مهم در عصر صفويان مورد استفاده قرار ميگرفته است. ازمعروفترين زندانيان اين دژ ، القاص ميرزا، اسماعيل ميرزا (شاه اسماعيل دوم)، سامميرزا (برادر شاه طهماسب) و خان احمد گيلاني (حاكم گيلان) را ميتوان نام برد.
شايد هيچ يك از پادشاهان صفوي، به اندازه شاه طهماسب از اين دژ استفاده نبرده باشد. شاهطهماسب نيز همچون ساير حكام ايران، فردي مستبد و خودكامه بود، به طوري كههيچگونه مخالفت يا خيرهسري را تحمل نميكرد و هر كس را به كوچكترين سوءظنّ وسوءتفاهمي گرفته و كشته يا راهي دژ مخوف قهقهه ميكرد. وي حتي از كشته وزنداني كردن بستگان خود ابايي نداشت، بهطوري كه القاصميرزا، سامميرزا، بهرامميرزا و حتي فرزند خود اسماعيل ميرزا را به بهانههاي واهي، راهي زندان قهقهه نمود. از ديگر كساني كه به امر شاه طهماسب در بند قهقهه گرفتار آمد، بايد از خان احمد گيلاني نام برد كه به دليل سركشي و طغيان به قهقهه فرستاده شد.
پیشینه نام دژ قهقهه
از دید کلمه قهقهه به معناي آواز بلند در خنده و نيز به معناي آواز كبك ميباشد، چنانكه حافظ ميگويد:
ديدي آن قهقهه كبك خرامان حافظ كه ز سرپنجه شاهين قضا غافل بود
قهقهه، احتمالا نام برخي از مكانهاي ديگري نيز بوده است، چنان كه دهي از دهستان ميان ولايت حومه شهر مشهد نيز به همين نام است.
در كتاب تاريخ گيلان اثر ملاعبداللّه فومني گيلاني، از اين قلعه بهعنوان قلعه ماران ياد شده است. وي مينويسد: « . . . و آن قلعه را، قلعه ماران نيز ميگفتند. وجه تسميه آنكه هر زنداني را كه بدان قلعه ميفرستادند، ماري عظيمالجثه و قويمالخلقه، از ديوار آن حصار بيرون آمده آن شخص را به نيش زهرآلوده، از پاي در آورده، شربت فوات چشانيدي.»
این دژ را کهندژ (دژ قدیمی) نیز گفته اند.
خصوصيات دژ قهقهه
دژ قهقهه همچون ساير قلاع ايران، داراي خصوصيات و ويژگيهايي است كه از بسياري جنبهها چون قرار گرفتن بر ارتفاع كوهي بلند، مصالح به كار برده شده در ساخت دژ و مانند آن، مشابهت زيادي با قلعههاي ديگر دارد. يگانه تفاوت عمده اين دژ ـ كهآن را از ساير متمايز ميكند ـ استواري و تسخيرناپذيري آن بوده است، كه اينموضوع از چشم پادشاهان صفوي دور نمانده و همواره با بهرهبرداري از اين برتری زیاد دژ ،از آن همچون دژي تسخيرناپذير در جهت رسيدن به آمال و اهداف خود سود جستهاند، چنانكه مؤلف تاريخ عالم آراي عباسي در اينباره مينويسد: «هيچ پادشاه ذيشوكت، كمند همت بر كنگره تسخير آن حصن بلند اركان نينداخته و آرزوي گرفتن آنعاليبنيان در مخيله هيچ يك از سلاطين كشورگير صورت نبسته.»
راه ورودی این قلعه از ضلع شمالی آن می باشد که به عنوان یک دژ نظامی مطرح بوده است.
دژ قهقهه از سه حصار متداخل و حصارها بر تعيين حدود قلعه جهت تشكيل ديواره هاي سنگي كوه تعبيه شده است. طوريست كه دژ بر كوه استوار است و عبور به قلعه را دشوار مي نمايد. هر حصار داراي دروازه است و حصار اصلي آن داراي 4 برج بوده و دروازه آن دو برج 5 ضلعي با طاق هلالي بعداز دروازه راهروي درازي به اتاق هلالي دارد. زندان دژ فضايي است در بدنه بالايي كوه كه 3 قسمت آن به پرتگاه و به سوي دره اي 80 متري است . دژ داراي 5 استخر است و ديده باني 8 ضلعي در شمال غرب با برج 8 ضلعي دارد.
از سال 1380 با همت مدیران میراث فرهنگی استان و میراث فرهنگی شهرستان در جهت احیاء و مرمت دژ گامهای موثری برداشته شده که اصلاح مسیر صعود به دژ و مرمت سردر ورودی آن، از جمله این اقدامات اساسی و حفاظتی است.
کاوش های باستان شناختی دژ جهت دسترسی به پلان تاسیسات درون قلعه و مرمت برج ها و باروهای دفاعی آن از جمله برنامه های آتی میراث فرهنگی است.
همچنين این دژ تحت شماره 6192 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.
با سپاس از بابك گنجيزاده
بن مایه ها :
|
|