کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 4 خرداد ماه ، 1391
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - رویدادهای شاهنشاهی اشکانی

رویدادهای شاهنشاهی اشکانی

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> ایران بزرگ ( تاریخ ) -> پارتی ها ( اشکانیان )

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام
محل سكونت: Tehran

Souren
هموند ویژه
هموند ویژه

وضعيت: آفلاين
24 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 108
امتياز: 0
تشکر کرده: 285
تشکر شده 144 بار در 71 پست

محل سكونت: Tehran

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 18 دي ماه ، 1387 22:22:32    موضوع مطلب: رویدادهای شاهنشاهی اشکانی پاسخ همراه با اعلان

در اواخر پادشاهی میترادات بزرگ سرو کله رومیها در نزدیکیهای بین النهرین پیدا شد !
تیگران پادشاه ارمنستان با مهرداد پنت (سر سخت ترین دشمن روم ویکی از بزرگترین سرداران تاریخ که حتی او را از هانیبال سردار مشهور cartaj بزرگتر و بسیار باهوشتر میدانند. پنت سرزمینی بود که همه آسیای کوچک تا یونان را شامل میشد.مهردادپنت که یک ایرانی بود و گفته می شود که خانواده او از زمان خشایارشا هخامنشی و از طرف او در آن منطقه فرمانروایی می کردند-توانست که مدت سه دهه یکه و تنها در برابر رومیها ایستادگی کند و تقریبا برای رومیها به صورت یک کابوس درآمده بود. مهرداد پنت قادر بود به چند زبان سخن بگوید و می گویند که شمشیر او آنقدر سنگین بوده که یک انسان معمولی قادر به بلند کردن آن نبوده!
مهرداد حتی قصد حمله به روم را هم داشت! توضیح آنکه دسته هایی از سربازان ایرانی وسکایی و حتی یونانی تشکیل داده بود ومی خواست از راهی که هنوز هم برای هیچ کس مشخص نشده به روم حمله کند واگر توطئه کثیف پمپیوس سردار مشهور رومی در مورد او اجرا نمی شد و فرزندش به او خیانت نمی کرد چه بسا حتی روم را به تصرف در میاورد ولی تاریخ خواهان چیز دیگری بود!) اتحادی بر ضد روم بست.
گفته می شود که پس از مرگ مهرداد بزرگ پارت تقریبا در یک انحطاط فرو رفت!تیگران پادشاه ارمنستان به خود لقب شاهنشاه داد و حتی توانست که به سوریه دست یابد و اصلا به خطر روم هیچ توجهی نداشت!
پس از مرگ مهرداد تاریخ مبهمی در مورد پارتها وجود دارد ! چند نفری بودند که پس از مرگ او قدرت زیادی یافته بودند یکی از آنها به نام گودرز بود که از او در بیستون و سرپل ذهاب کنده کاری وجود دارد که گویا در زمان مهردادبزرگ به مقام ساتراپ ساتراپ ها رسیده بوده است ودر کنار مهرداد بزرگ ایستاده است گودرز خود را پسر گیو معرفی می کند!
احتمالا گودرز فرمانروایی بابل را به عهده داشته و در الواح بابلی از او وهمسرش یعنی ملکه اوعاشی آباتوم نام برده شده است(91 پیش از میلاد)
گودرز و ارد یکم با یکدیگر در حال جنگ بودند که گویا ارد یکم موفق به از میان برداشتن گودرز می شود. ارد یکم پادشاهی کوتاهی داشته و مشخص نیست چه اتفاقاتی در زمان او افتاده است ولی پس از مرگ او پادشاه دیگری به نام ارشکان یا همان سیناتروک به پادشاهی میرسد که گفته می شود دارای سن زیادی بوده است و مدت کوتاهی پادشاهی کرد که پس از او فرهاد سوم پادشاهی کرد.متاستفانه در این زمان رومیان موفق شدند که بخش زیادی از ارمنستان و تمامی سوریه را به تصرف خود درآورند!
رومیان توانستند در این زمان با توجه به بی کفایتی فرهاد سوم مهردادپنت را با توطئه ای کثیف از سرراه خود بردارند ودرنتیجه آن راه برای تصرف سوریه و ارمنستان بسیار فراهم شد و تیگران دوم پادشاه ارمنستان هم از رومیها شکست خورد!
پس از فرهاد سوم مهردادسوم به پادشاهی رسید و گویا اصلا کاردانی و زیرکی دو پادشاهی که همنام او بودند را نداشت و با برادر خود ارد دوم هم در جنگ و نزاع بود و از خطر روم غافل بود!
ارد دوم موفق به بر کنار کردن مهردادسوم از پادشاهی شد وتوانست که قدرت را در دست بگیرد.در همین زمان کراسوس از سوی سنای روم به حکومت سوریه رسید و این شخص در سر خود تصرف ایران را داشت و به نظر او پارتها هم مانند بقیه اقوام بدوی اروپایی بودند که روم توانسته بود آنها را شکست دهد و از نظر او شکست پارتها کاری بس آسان بود!
در 53 پیش از میلاد کراسوس و چهل هزار نفر از رومیها که بعدا تعدادی از گلهای وحشی(فرانک ها) هم همراه با پسر کراسوس به آنه اضافه می شوند از فرات گذشتند! ارد دوم خشمگین شد ونامه ای به کراسوس نوشت که آیا این تجاوز با اجازه سنای روم صورت گرفته و یا خود کراسوس دست به چنین کاری زده است؟!
کراسوس پاسخی بسیار توهین آمیز به ارد دوم داد وبه او گفت که در سلوکیه به این پرسش پاسخ خواهم داد!
نبرد حران یا کرهه
این توهین به بهای بسیار گزافی برای او و سایر رومیها انجامید برای اینکه ارد دوم در این زمان بزرگ ترین سردار پارتی به نام سورنا را برای جنگ با رومیها فرستاد.
در بعضی از کتابهای تاریخی سورنا را مردی بسیار زیباو شجاع توصیف کرده اند تا
جایی که رومیانی که او را می دیدند از زیبایی او در تعجب بودند!
تعداد سربازان پارتی را در این نبرد هشت هزار نفر گفته اند که بسیار کمتر از تعداد رومیها بوده است و شاید تعداد پارتها به مراتب از این هم کمتر بوده است.
سورنای دلیر و سربازانش توانستند با رشادتهای فراوان رومیان را شکست دهند
و کراسوس و پسرش هم در این نبرد کشته شدند.
گفته شده که از چهل هزار نفر رومی تنها ده هزار نفر توانستند از دست پارتها فرار کنند! قدرت پارتها از این زمان بر رومیها مشخص شد و فهمیدند که جنگیدن با پارتها ممکن است چه عواقبی برای آنها داشته باشد.
این پیروزی برای پارتها بسیار درخشان بود ونتایج خوبی در پی داشت که سوریه و ارمنستان و تمامی بین النهرین به دست آنان افتاد و پارتها بیش از هر زمان دیگری قدرتمند شده بودند.
بسیاری از اقوام سامی که تحت سلطه رومیها درآمده بودند خواهان پیروزی پارتها بر رومیها بودند و حتی قوم بنی اسرائیل به پارتها به مانند کورش بزرگ و سربازان پارسی و مادی در قرنها پیش می نگریستند و خواهان کمک پارتها برای رهایی بودند و این بهترین زمان برای پارتها به شمار می رفت و از طرف دیگر هم روم در این زمان داشت وارد جنگ داخلی می شد و دارای اختلافات زیادی در درون خود بود!
متاستفانه گفته می شود که سورنای بزرگ یک سال پس از این پیروزی درخشان در سال 52 پیش از میلاد در سن سی سالگی به دستور ارد دوم کشته شد! و چه بسا اگر ارد دوم مرتکب این اشتباه بزرگ نمی شد شاید تاریخ
بسیار پر شکوه تری در انتظار پارتها بود.
به هر حال پارتها خواهان پیشروی در غرب آسیا شدند از سوی ارد دوم پسر جوانش پاکر به فرماندهی لشکریان پارتی درآمد .پاکر جوان بسیار جنگجو وشایسته ای بود ولی نه به شایستگی سورنای بزرگ!
در طی ده سال آینده اتفا قاتی که افتاده دقیقا مشخص نیست ولی ارد دوم و پاکر تصمیم نهایی برای حمله به متصرفات رومیان را گرفتند. در این زمان لابینوس سفیر سابق بروتوس هم به خدمت پارتها درآمده بود.
قشون ایران بین لابینوس و پاکر تقسیم شد.لابینوس مامور عملیات جنگی به سوی شمال شد و قسمتهای زیادی از آسیای کوچک را گرفت.پاکر به سوی جنوب رفت و تمامی سوریه و فلسطین واسرائیل رل به تصرف خود درآورد و تقریبا در همه جا مورد استقبال مرد به خصوص قوم بنی اسرائیل قرار گرفت.
متاستفانه این پیروزی ها چندان دوام نداشت برای اینکه لابینوس در نبرد با رومیها کشته شد و به پاکر خیانت شد ودر نبردی بسیار شجاعانه کشته شد.
رومیان پس از این پیروزیها چنان رفتاروحشیانه ای با اقوام سامی و قوم بنی اسرائیل کردند که یاد و خاطره آشوریها برای این مردم زنده شد!
ارد دوم پس از مرگ پاکر دیگر قادر به پادشاهی نبود در نتیجه آن پسرش فرهاد چهارم به پادشاهی ایران رسید.
در این زمان هم یکی از مشهورترین نبردهای رومیان با ایرانیها صورت گرفت.
مارک آنتونیوس دوست صمیمی سزار که خواهان کسب قدرت بود ومی خواست به خواسته سزار که همانا تصرف ایران بود جامه عمل بپوشاند با یکی از بزرگترین قشونهای رومی به مرزهای ایران وارد شد به طوری که تعداد سپاهیان اورا بیش از یکصد هزار نفر گفته اند که فقط رومیها نبودند بلکه تعداد زیادی هم از اقوام وحشی اروپایی مانند گل ها آنها را همراهی می کردند در ضمن از طرف مصریان به خصوص کلئوپاترا مورد حمایت بود و از لحاظ تجهیزات نظامی و پول هیچ کمبودی نداشت!
سپاهیان پارتی به همراهی فرهاد چهارم در زمستان یعنی در فصلی که رومیها انتظار آن را نداشتند چنان حملات سنگینی کردند که رومیها مجبور به عقب نشینی شدند و گفته می شود خاطره نبرد حران در آنها زنده شد و حتی مارک آنتو نیوس با دیدن این وضع به گریه افتاد!!
رومیان این بار هم بدون هیچ گونه نفعی و شکست خورده باز گشتند.
کمی پس از این ناکامیها برای آنتونیوس اکتاویوس از فرصت استفاده کرد و قدرت را در روم در دست گرفت. در این زمان سیاست روم در قبال ایران بسیار تغییر کرد. اکتاویوس(آگوست) خواهان صلح با ایران شد!
ادامه دارد...

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از Souren تشکر کرده اند seyghaly, niloofarmehrzamin
محل سكونت: Tehran

Souren
هموند ویژه
هموند ویژه

وضعيت: آفلاين
24 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 108
امتياز: 0
تشکر کرده: 285
تشکر شده 144 بار در 71 پست

محل سكونت: Tehran

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387 12:18:51    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

پاسخ ايران به تصميم پمپي ژنرال رومي و ...
دهم ژانويه سال 62 پيش ازميلاد پمپي Pompey ژنرال رومي و يكي از اعضاي شوراي 3 نفري رياست امپراتوري روم اعلام كرد كه سوريه و مناطق اطراف آن ضميمه قلمرو روم خواهد بود. در آن زمان سوريه به مراتب بزرگتر از امروز و پايتخت آن انتاكيه (Antioch) و شامل جنوب غربي تركيه امروز, قسمتي از اردن امروز و لبنان بود. اين تصميم, چهل روز بعد توسط يك فرستاده ويژه به اطلاع امپراتوري ايران رسانده شد. پاسخ ايران اين بود: دست روم از مناطق ساحل شرقي مديترانه كوتاه. اين مناطق از جمله سوريه و ناحيه اورشليم بايد استقلال داشته باشند و يا تحت الحمايه ايران باشند.
اين پاسخ دندان شكن بر امپراتوري روم گران آمد و عزم جنگ با ايران را كرد. كراسوس ژنرال ديگر و يكي از اعضاي شوراي سه گانه رياست بر روم تداركات لازم براي اين جنگ را فراهم كرد و 9 سال بعد (53 پيش از ميلاد) با سپاهي انبوه وارد شرق مديترانه شد. ارتش ايران به فرماندهي سپهبد «سورنا» به حرکت درآمد و جنگ دو ارتش در منطقه حران (كارهه آن زمان – كنار رود فرات, مرز امروز سوريه و تركيه) آغاز شد. در اين جنگ سپاه روم درهم شكست, كراسوس و پسرش كشته و روميان به مديترانه ريخته شدند. اين جنگ بزرگترين پيروزي شرق برغرب در طول تاريخ بشمار مي آيد. مورخان نظامي علت پيروزي ايران را برتري اسلحه و تاكتيك جنگ و احساسات شديد ناسيوناليستي ايرانيان دانسته اند. شكست كارهه تحقير بزرگي براي امپراتوري روم بود.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
محل سكونت: Tehran

Souren
هموند ویژه
هموند ویژه

وضعيت: آفلاين
24 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 108
امتياز: 0
تشکر کرده: 285
تشکر شده 144 بار در 71 پست

محل سكونت: Tehran

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 26 دي ماه ، 1387 11:13:40    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

آگوست(اکتاویوس) در روم قدرت را در دست گرفته بود وسیاست او در قبال پارتها با سیاست گذشته رومیان بسیار تفاوت داشت!
آگوست خواهان دوستی با پارتها بود واین نه به خاطر این بود که اگوست مرد صلح طلبی بود بلکه برعکس به دلیل باهوش بودن آگوست برای پیش بردن اهداف روم در ایران ودیگری پرهیز از نبرد با پارتها بود برای اینکه خیلی خوب می دانست که نبرد با پارتها ممکن است چه عواقبی برای رومیان داشته باشد.
فرهاد چهارم پادشاه اشکانی از سیاست آگوست در رابطه با دوستی استقبال
کرد وحتی حاضر شد که عقابهای (درفش یا پرچم رومیان مانند هخامنشیان به شکل عقاب بود) رومیان را که در نبرد حران به دست پارتها افتاده بود را به روم باز گرداند برای اینکه گفته میشود رومیان پس از نبرد حران وشکست وحشتناکی که از ایرانیها خوردند وافتادن عقابهایشان به دست ایرانیان دیگر پیروزیهایشان را جشن نمی گرفتند!
آگوست رفتار بسیار دوستانه و زیرکانه ای در پیش گرفته بود و حتی یک زن رومی به نام موزا را به دربار فرهاد چهارم فرستاد! متاستفانه گفته می شود که فرهاد چهارم بسیار تحت تاثیر این زن قرار گرفته بود و این زن را هم به همسری خود گرفت! آگوست توانست از این فرصت به نفع روم استفاده کند تا جایی که حتی فرهاد چهارم قبول کرد که در ارمنستان یک پادشاه دست نشانده روم بر سر کار بیاید! این وضعیت اصلا مورد قبول بزرگان کشور نبود تا جایی که فرهاد چهارم از ترس کشته شدن فرزندانش آنها را به روم نزد آگوست فرستاد.
گفته می شود که فرهاد چهارم کشته شد وبه جای او فرزندش که به فرهادک مشهور است پادشاه شد که این فرزند از همان زن رومی بود. فرهادک بسیار مود نفرت بزرگان پارتی بود وآنها او را شایسته پادشاهی ایران نمی دانستند (2 سال پیش از میلاد مسیح) در نتیجه از پادشاهی برکنارش کردند.
بزرگان اشکانی از آگوست خواستند که فرزند فرهاد چهارم به نام ونون یکم را به ایران بفرستد. ونون به ایران آمد ولی چندین سال دوری از ایران وتربیت رومی چنان تاثیری در او گذاشته بود که خیلی زود مورد نفرت بزرگان اشکانی قرار گرفت در نتیجه از پادشاهی برکنار شدو گفته می شود که ونون به سوریه پناه برد ولی در آنجا کشته شد!
اردوان سوم به پادشاهی رسید او یکی از بزرگان پارت بود ودر گرگان خاندان او قدرت زیادی داشتند و پادشاه بسیار میهن پرستی بود واین امر برای روم با همه توطئه ها وبرنامه هایی که برای ایران در نظر گرفته بود بسیار گران تمام شد وبه منزله شکستی دوباره بود! گفته می شود در زمان همین پادشاه بود که زبان پهلوی زبان ملی ایرانیان شد و خط وزبان یونانی دیگر آن اهمیت سابق را نداشت.
در زمان او به تحریک و یاری رومیان سلوکیه در غرب مرزهای پادشاهی ایران در مدت بسیار زیادی در شورش و جنگ بود از طرف دیگر اردوان سوم با توطئه روم وتحریک برخی از پارتها کشته شد!
دوباره نا آرامی در درون خاندان پارتها شروع شد ورومیان در این امر با توطئه هایی که ترتیب می دادند نقش مستقیم را داشتند وگاهی از یک شاهزاده اشکانی یا گاهی از کس دیگری حمایت می کردند وبه همین دلیل هم است که برخی ها به پادشاهی می رسیدند وخیلی زود هم از قدرت کنار می رفتند این همان وضعی بود که رومیان آن را با جنگ نمی توانستند به دست بیاورند بلکه برعکس با سیاست نفاق و تفرقه قادر به دست آوردن آن شدند!
بلاش به پادشاهی اشکانی رسید و او یکی از پادشاهان نیرومند اشکانی است
در زمان این پادشاه نرون در روم قدرت را در دست داشت و مسئله ارمنستان به
شکل بسیار جدی مطرح شد به طوری که نبردهای بسیار سختی بین رومیان و پارتها در گرفت ولی در همه این نبردها پارتها بودند که از هر نظر بر قدرت نظامی روم چیره می شدند وبرتری خود را در جنگ بار دیگر به رومیها نشان دادند.
نرون نتوانست هیچ کاری از پیش ببرد بنابراین بار دیگر روم به سیاست آگوست برگشت و خواهان دوستی با ایران شد و از تیرداد برادر بلاش هم دعوت به عمل آمد تا به روم بیا ید وتاج پادشاهی ارمنستان را از دست نرون در یافت کند تا به اصطلاح احترام روم در این زمان حفظ شود!
برخی ها می گویند تیرداد در زمان رفتن به روم از راه خشکی رفت تا آب را آلوده نکند! حالا این گفته تا چه حد درست باشد مشخص نیست ولی تیرداد همراه با بیش از سه هزار نفر از اشراف و سربازان پارتی با شکوه واحترام فراوان وارد روم شد.(66 پس از میلاد)
ادامه دارد...

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از Souren تشکر کرده اند seyghaly, human
محل سكونت: Tehran

Souren
هموند ویژه
هموند ویژه

وضعيت: آفلاين
24 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 108
امتياز: 0
تشکر کرده: 285
تشکر شده 144 بار در 71 پست

محل سكونت: Tehran

ارسالارسال شده در: جمعه، 4 بهمن ماه ، 1387 13:12:02    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

تیرداد وارد روم شد وتاج پادشاهی ارمنستان بر سر او گذاشته شد.
دوستی بین ایران وروم برقرارشد واز این پس دوباره سلسله ای اشکانی در ارمنستان قدرت را در دست گرفت.
این آرامش و صلح در مرزهای ارمنستان تا حدود پنجاه سال دوام یافت ونشان داد که روابط ایران وارمنستان وبه خصوص پارتها وارمنیان تا چه اندازه محکم است.
در زمان بلاش یکم بود که در پشت سکه های اشکانی نقش آتشگاه با یک روحانی دیده شد وهمچنین این سکه ها با الفبای پهلوی اشکانی ضرب می شدند.سنتهای گذشته دوباره احیا شد و گفته می شود که در زمان همین پادشاه بود که متن اوستا جمع آوری شد.
بلاس یکم شهر بلاش آباد(Vologasia )را در نزدیک سلوکیه بنا کرد وشورش وناآرامی این شهر فرونشاند. گفته می شود که در زمان این پادشاه اقوام وحشی قفقازی به مرزهای ایران حمله کردند دقیقا مدت زمان حمله وحشیان قفقازی مشخص نیست ولی پارتها توانستند بار دیگر از مرزهای ایران در برابر هجوم اقوام بیگانه دفاع کنند.
گفته می شود که در زمان بلاش یکم بود که سر وکله کوشانها در شرق ایران بیشتر در نواحی افغانستان وپاکستان امروزی پدیدار شد .کوشانها یکی از شعب یوئچی ها یا تخارها بودند. وتقریبا از نیمه یکم قرن یکم پس از میلاد وارد تاریخ ایران میشوند که این زمان برابر با پادشاهی بلاش یکم است. نام شاه کوشانها در این زمان کوجولاکدفیزسkujulakadphises است.کوشانها توانستند بلخ را تصرف وپس از آن کابل و تا ساحل چپ سند پیش رفتند و برخی جاها گفته شده که حتی تا گرگان هم پیش رفتند!
مشخص نیست که چطور توانستند کوشانها این همه پیشروی کنند ولی به احتمال بسیار زیاد پارتها در این زمان یادر گیر جنگ سخت با رومیان برسر مسئله ارمنستان بودند یا اینکه مشغول نبرد در سلوکیه یادر حال جنگ با قفقازی های وحشی بودند یا دلایل دیگر که مشخص نیست! در هر صورت مشخص است که پارتها در حال نبردی سخت در جایی دیگر بودند یا مشکلاتی که مشخص نیست که چرا از ایالات شرقی غافل شدند و خطر کوشانها را جدی نگرفتند یا که به اندازه کافی نیرو به آن ایالات برای جلوگیری از کوشانها نفرستادند!
کوجولاکدفیزس تقریبا سراسر مسیر قابل کشتیرانی جیحون را تحت تسلط در آورد
وخود را به دروازه های دریای کاسپین(خزر) رسانید.پسر او به نام ویناکدفیزس
wina kadphises کارهای پدرش را دنبال کرد و از نبرد سخت پارتیان با رومیان استفاده کرد ودر مغرب هرات وسیستان ورخج را از پارتها گرفت ودر مشرق سراسر هند غربی را هم گرفت!
از نظر سیاسی ایران به جای اینکه یک رقیب قدرتمند در غرب داشته باشد از این پس یک رقیب قدرتمند هم در شرق پیدا کرده بود وپارتها بین کوشانها در شرق ورومیان در غرب قرار گرفته بودند! روم از وضع پیش آمده بسیار خشنود بود وحتی سفیرانی از کوشانها را هم پذیرفت و هر گونه کمک مالی یا نظامی را به آنان می کرد وهمه اینها برای یک منظور بود وآن شکستن یک سد محکم به نام پارتها بود.
مناطق مهم تجاری وراهای اصلی تجارتی مانند جاده ابریشم هم به دست کوشانها افتاد و سرزمین پهناور وثروتمندی مانند هند هم تقریبا در زیر نظر آنان بود
از هر لحاظ کوشانها در قدرت بودن چه از نظر کمکهایی که رومیان به آنها می کردند وچه از نظر در دست داشتن مناطق و راههای مهم تجارتی!
به نظر می رسید که پارتها بیش از پیش در خطر هستند برای اینکه از این پس
باید در چندین جبهه در شرق و شمال و غرب با دشمنان ایران به نبرد بپردازند.
همه این مشکلات از یک سو وٍ نفاق ودشمنی که رومیان دربرخی از زمانها می توانستند در بین پارتها بیندازند ازسوی دیگر با عث کم شدن توان پارتها گردیده بود که ترایانوس در روم قدرت را در دست گرفت ومی خواست که از فرصت بدست آمده به بهترین شکل ممکن استفاده کند و ارمنستان و نواحی بین النهرین را که مدت زمان زیادی از دست رومیان خارج شده بودند را به دست بیاورد و با عده بسیاری از سربازان رومی از سوی غرب و شمال غرب به مرزهای شاهنشاهی ایران حمله کرد!
ادامه دارد...

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از Souren تشکر کرده اند human
محل سكونت: iran

human
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
5 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 489
امتياز: 1069
تشکر کرده: 315
تشکر شده 540 بار در 345 پست

محل سكونت: iran

ارسالارسال شده در: جمعه، 4 بهمن ماه ، 1387 14:26:54    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

با درود بر پارتی گرامی سورن
اينرا هم بيافزايم ,شايد در آيينهای پر شکوه تاجگذاری تيرداد بود که لقب کی سر به نرون امپراتور روم داده شد .
چرا که ايرانيان زمامداران ميترايی را کی ميناميدند و کی سر همتای شاهنشاه زرتشتيان بوده است .
کيسر که نگارش آن در پارسی و يونانی يکيست در زبان رومی به سيزار و در عربی به قيصر دگرگون شد .


آخرين ويرايش توسط human در تاريخ جمعه، 18 تير ماه ، 1389 13:51:01; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از human تشکر کرده اند Souren
محل سكونت: Tehran

Souren
هموند ویژه
هموند ویژه

وضعيت: آفلاين
24 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 108
امتياز: 0
تشکر کرده: 285
تشکر شده 144 بار در 71 پست

محل سكونت: Tehran

ارسالارسال شده در: دوشنبه، 14 بهمن ماه ، 1387 23:53:48    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

ترایانوس به مرزهای شاهنشاهی ایران از سوی شمال غرب وغرب وارد شد (114 پس از میلاد مسیح).
در این زمان پادشاه اشکانی خسرو نام داشت.ترایانوس با ناجوانمردی پادشاه ارمنستان را که برای صلح پیش او آمده بود را کشت وتوانست باحیله ارمنستان را تسخیر کند. پس نیروهای خود را به سمت تیسپون(تیسفون) پایتخت اشکانیان گسیل داشت وگفته می شود که توانست تیسپون را تصرف کند و حتی دختر خسرو شاهزاده اشکانی اسیر رومیان شد !
پایتخت اشکانیان به دست رومیان افتاد و گفته می شود که رومیان در این زمان وحشی گری را به اوج خود رساندند و بسیاری از مردم تیسپون به دست آنان اسیر شدند. اما این پایان کار نبود و خسرو و پارتیان بار دیگر به رومیان حمله بردند ورومیان مجبور به ترک تیسپون شدند و عقب نشینی کردند.
ترایانوس به جبران این ناکامیها قصد تصرف بین النهرین و سرزمینهای اطراف خلیج پارس را داشت و می گویند در بابل در آن اتاقی که اسکندر گجستک در گذشته بود مراسم قربانی کردن در بزرگداشت او هم به جای آورد و می خواست که همانند او به کشور گشایی بپردازد ولی او بخت واقبال اسکندر در این راه را نداشت !
در این زمان اقوام سامی و ایرانیهایی که در بین النهرین بودند به خصوص در قلعه هاترا در آشور چنان مقاومت دلیرانه ای کردند که رومیان مجبور به عقب نشینی شدندو شورشی هم از وضع پیش آمده در بین رومیان پدید آمد و ترایانوس کشته شد!
ارمنستان هم دوباره به دست پارتها افتاد و رومیها دوباره شکست را پذیرا شدند.
پس از ترایانوس هادریانوس امپراتور روم شد وهادریانوس حاضر به جنگ با پارتها نبود بنابراین دختر خسرو و همه اسیرانی را که رومیان از تیسپون با خود برده بودند را به ایران باز گردانید. پس از خسرو برادرش بلاش دوم پادشاه شد که دوباره در این زمان سرو کله وحشیان آلبانی پدیدارشد وبه ارمنستان و آذربایجان حمله کردند. پارتها به مقابله با آنها شتا فتند وتوانستند آنها را شکست دهند ودلیرانه آنها را از مرزهای ایران دور کردند.
بلاش سوم به پادشاهی ایران رسید و یکی از پادشاهان بزرگ اشکانی است
پس از تجهیز سپاه ایران به ارمنستان که رومیان دوباره آن را تصرف کرده بودند حمله برد وتوانست بار دیگر ارمنستان را جزیی از خاک ایران کند و تیگران اشکانی را پادشاه آنجا کرد.
سپس متوجه سوریه شد وقصد تصرف آنجا را داشت و وارد خاک سوریه شد وقسمتهایی از سوریه را گرفت وبا استقبال اهالی سوریه مواجه شد. آنتونیوس رومی با عده بسیاری از رومیان به جنگ پارتها شتافت و می گویند که پارتها نتوانستند به پیشروی خود در سوریه ادامه دهند ودر دورا در سوریه شکست خوردند!
رومیها به پیشروی خود ادامه دادند و ارمنستان وسوریه دوباره در دست آنها افتاد وحتی تا تیسپون هم رفتند و بخشی از آن را تصرف کردند. در این هنگام مرض طاعون در بین النهرین پدیدار شد وتلفات بسیاری هم به پارتها و هم به رومیها وارد آمد. رومیها سریعا عقب نشینی کردند ودر نتیجه بین النهرین دوباره به دست پارتها افتاد.
می گویند که بلاش سوم با کونیشکا پادشاه کوشانها جنگید و او را هم شکست داده و توانست قسمتی از متصرفات کوشانها را در افغانستان و پاکستان از آنها باز پس بگیرد.
بلاش سوم در گذشت و بلاش چهارم به پادشاهی رسید. رومیان دوباره در فکر تسخیر ارمنستان ونواحی بین النهرین بر آمدند که در این هنگام سپتیوم سور
امپراتور روم بود و بار دیگر آتش جنگ بین پارتها و رومیها شعله ور شد!

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از Souren تشکر کرده اند human, seyghaly
محل سكونت: Tehran

Souren
هموند ویژه
هموند ویژه

وضعيت: آفلاين
24 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 108
امتياز: 0
تشکر کرده: 285
تشکر شده 144 بار در 71 پست

محل سكونت: Tehran

ارسالارسال شده در: شنبه، 26 بهمن ماه ، 1387 12:52:58    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

خبر لشکر کشی رومیان به پارتها رسید.
بلاش چهارم وسپاهیانش از دجله عبور کردند و توانستند که رومیان را شکست دهند. ایرانیان وارد سوریه شدند و رومیها عقب نشینی کردند و تعداد زیادی از آنها هم اسیر و یا کشته شدند.
بار دیگر سپتیوم سورس امپراتور روم با سپاهیانی بیشتر به بین النهرین یورش برد و گفته می شود که توانست پارتها را شکست دهد وبین النهرین و ارمنستان را تصرف کند و حتی به تیسپون پایتخت ایران رسید و توانست قسمتهای زیادی از آن را تصرف کند و به آتش بکشد!
ولی باز هم مانند دفعات پیش پارتها رومیان را وادار به عقب نشینی کردند و در
بین النهرین هم رومیها شکست خوردند ونتیجه ای نگرفتند و بنابراین به سوریه عقب نشینی کردند.
پس از بلاش چهارم پادشاهی بین پسران او بلاش پنجم (در برخی از منابع بلاش ششم !) و اردوان پنجم تقسیم شد.گفته می شود که دو برادر با یکدیگر در جنگ بوده اند وسرانجام اردوان پنجم که یکی از دلیر ترین و لایق ترین پادشاهان ایران است توانست که قدرت را در دست بگیرد و به شاهنشاهی ایران برسد.
در زمان او اتفاقات مهم و جنگهای سختی با روم پیش آمد. کاراکالوس امپراتور روم شد .کاراکالوس نامه ای به اردوان پنجم نوشت واز او تقاضای ازدواج با دختر زیبای اردوان و همچنین تشکیل یک سپاه مشترک از ایرانیان و رومیان را کرد!
بنابر روایت هرودیانوس مضمون نامه به این شرح است:
((چون دولت پارت(ایرانیان) و روم جهان را بین خود تقسیم کرده اند من قصد دارم که دختر شما را به همسری برگزینم که اگر این ازدواج شکل گیرد جدایی و دشمنی بین ایرانیان ورومیان از میان رفته و دوستی بین ما بر قرار میشود.
پیاده نظام روم بهترین پیاده نظام در جهان است و تیراندازان و سواران پارتی در جهان نظیر ندارند . اگر صاحبان این دو نیروی بزرگ با یکدیگر متحد شوند دیگر هیچ نیرویی در جهان توانایی برابری با آن را ندارد)).
ظاهر نامه کاراکالوس خوب و پسندیده بود ولی اهداف دیگری در نظر کاراکالوس بود. گفته می شود که اردوان با این در خواست مخالفت کرد وخیلی خوب می دانست یکی شدن ایرانیان و رومیان با دشمنی دیرینه ای که با یکدیگر دارند تقریبا غیر ممکن است.
هرودیانوس می نویسد که کاراکالوس پس از شنیدن پاسخ منفی اردوان هیاتی بلند پایه از روم همراه با پیشکشهایی به دربار اردوان فرستاد و در خواستگاری دختر اردوان پافشاری کرد تا اینکه اردوان با درخواست او موافقت کرد برای اینکه کاراکالوس سوگند یاد کرده بود از این پیوند زناشویی جز دوستی قصد دیگری ندارد! منتهی اردوان شرط کرد که خود امپراتور روم شخصا باید برای بردن شاهدخت ایرانی به ایران بیاید.
امپراتور با این درخواست موافقت کرد و بلافاصله به همراهی تعداد زیادی از رومیان وارد مرزهای ایران شد! بزرگان اشکانی و مردم ایران شادمان و در پی شکل دادن جشنی در خور ازدواج دختر شاهنشاه ایران وامپراتور روم بودند.
کاراکالوس به همراهی رومیان به نزدیکی تیسپون آمد ومردم و بزرگان اشکانی و حتی خود شخص اردوان در آنجا حضور داشتند .جشن و پایکوبی بی نظیری به راه افتاد و سربازان دلیر پارتی که هیچ گاه بدون شمشیر و تیردان و کمان و اسب
حرکت نمی کردند این بار با زیبا ترین لباسهای زربافت به جشن مشغول بودند و به همراه اردوان شاهنشاه ایران به دیدن امپراتور روم رفتند تا رسم مهمان نوازی ایرانیان را به جا آورند .اما کاراکالوس این حیله گر رومی که مانند سایر رومیان از راستی و درستی و مردانگی چیزی در وجودش نداشت زمانی که شاهنشاه ایران و بزرگان ایران به نزدیکی او رسیدند فرصت را مناسب دید و فرمان حمله به ایرانیان را صادر کرد!!
ایرانیان بهت زده شده بودند بسیاری از آنها که حتی خنجری هم برای دفاع از خود نداشتند قتل عام شدند! تعداد زیادی از بزرگان اشکانی کشته شدند.
خود اردوان با توجه به رشادتهایی که همراهانش از خود به خرج دادند توانست جان سالم از این سوقصد به در برد. رومیان همانند حیوانات وحشی به جان مردم بی دفاع که تعداد زیادی از آنها سرباز هم نبودند افتادند! تعدا زیادی اسیر وکشته شدند.
شهر ها و روستا های اطراف سوزانیده شد و رومیان وحشی گری را به اوج خود رساندند ودختران و زنان زیبای ایرانی به اسارت گرفته شدند. گوتشمید در سبب ناجوانمردی کاراکالوس می نویسد:
((پدرش الکساندر سورس در بستر مرگ به او وصیت کرد که تا میتواند سربازان خود را بنوازد و آنان را از خویش راضی کند و در مقابل به دیگر مردم به دیده حقارت بنگرد!)) بهتر از این هم نمی توانست کاراکالوس به وصیت پدرش عمل نماید!
اردوان در پی تجهیز سپاه بود که چه بسا دلیر ترین سرداران در آن سو قصد جان خود را از دست داه بودند و نبود آنها احساس میشد.می گویند که کاراکالوس از فرصت به دست آمده استفاده کرد و از سوی شمال وارد ایالت ماد که یکی از بزرگترین ایالتها بود شد ودر آنجا هم شروع به کشت وکشتار وحشیانه مردم کرد و همچنین از سوی شرق به ایالت اربیل(نزدیکیهای آشور) وارد شد که دیوکاسوس وبرخی از تاریخ نویسان عمل وحشیانه و نفرت انگیزی را هم به او
نسبت میدهند وآن این است که دستور داد به قبرها و آرامگاههای مردگان توهین کنند و استخوانها را از قبرها خارج کنند ودر زیر سم اسبان له کنند!!
این وحشیگری های بی اندازه کاراکالوس حتی تاریخ نویسان غربی رابه خشم آورده که گیبون او را دشمن بشریت خوانده است. کاراکالوس پس از این پیروزیهای ننگین گزارش کارهای افتخار آمیزش را به سنای روم داد و دستور داد که به افتخارش عبارت (( ویکتوری پارتیکا)) به معنای فاتح پارت!! در پشت سکه ها ضرب کنند. اردوان با سپاهی از دلیرترین پارتها وارد بین النهرین شد و توانست تعدادبسیاری از رومیان را شکست دهد.می گویند در این هنگام کاراکالوس در فاصله ای نه چندان دور از سپاهیان اردوان مشغول به خوشگذرانی از بابت پیروزیهایش بود که زمانی که قصد دیدار از معبد مشهور حران را داشت به دست جولیوس مارتیالیس که از نگهبانان او بود کشته شد.
پس از مرگ کاراکالوس- ماکرینوس قدرت را در دست گرفت. در این زمان هم اردوان در بین النهرین مشغول تنبیه سخت رومیان بود که ماکرینوس به اوپیشنهاد صلح داد و گفت که حاضر است همه اسیران را به ایران باز گرداند ولی اردوان در پاسخ به او گفت که باید همه شهرها و آبادیهایی که رومیان ویران ساخته اند
آباد شود و همه بین النهرین به ایران تعلق گیرد و غرامتی به مردم اربیل از بابت توهین و خراب کردن قبور مردگانشان پرداخت شود.
ماکرینوس این پیشنهاد را نپذیرفت و با سپاه بسیار از رومیان وارد بین النهرین شد.
اردوان و سپاهیان دلیرش به رویارویی با آنها شتافتند و یکی از سخت ترین و مشهورترین نبردهای بین ایرانیان و رومیان شکل گرفت.رومیان را در این نبرد بسیاری از مزدوران غیر رومی هم همراهی میکردند که یک دسته از آنها سواره نظام موریتانی بودند که از موریتانیا یا مراکش امروزی رومیان را همراهی میکردند.
تعداد رومیان به مراتب از ایرانیان زیادتر بود ونبرد سختی در گرفت و گفته می شود که این نبرد 3 روز طول کشید.
دلاوران پارتی چنان نبردی با رومیان کردند که خود ماکرینوس از محل جنگ گریخت
و از رومیان تعداد بسیاری کشته و زخمی شدند وماکرینوس که شرایط را این گونه دید دوباره پیشنهاد صلح را مطرح کرد ویکی از تاریخ نویسان به نام نیلسون دوبواز در تاریخ سیاسی پارت می نویسد که ماکرینوس با مبلغ بسیار گزاف در حدود دویست میلیون درهم سسترس مسکوک نقره صلح را خریداری کرد.
البته سنای روم برای اینکه به اصطلاح احترام روم حفظ شود دستور داد که درپشت سکه ها باز هم عنوان فاتح پارت را ضرب کنند!! ولی حتی خود ماکرینوس هم آن را قبول نکرد.
اردوان پنجم از بزرگترین پادشاهان ایران است در زمان او جنگهای بسیار سختی بارومیان شد ولی او توانست با درایت و فراماندهی خوبی که داشت پیروز از این نبردها بیرون بیاید. او آخرین پادشاه اشکانی است و تا سال 224 میلادی در ایران شاهنشاهی کرد ولی سرانجام به دست اردشیر پاپکان(بابکان) که ایالت های پارس وکرمان را در دست داشت و گفته میشود که حتی داماد اردوان پنجم بود در جنگ کشته شد!

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از Souren تشکر کرده اند human
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> ایران بزرگ ( تاریخ ) -> پارتی ها ( اشکانیان )

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir