
sayeh
دبیر کارگروه

 وضعيت: آفلاين 30 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 207 امتياز: 0 تشکر کرده: 4 تشکر شده 52 بار در 46 پست
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 22 بهمن ماه ، 1388 09:10:44 موضوع مطلب: قلم زنی از پیش تا اکنون |
|
|
آنچه امروز به نام قلمزني شناخته ميشود و ساخته های فراواني شامل مس و برنج بهوسيله آن تزيين ميگردد، در ايران داراي سابقهاي بسيار کهن است.
این هنر گرانمایه و زیبا كه بیانگر فرهنگ و تمدن قوم ایرانی است ابتدا به صورت حجاری در بدنة كوهها و روی سنگهای ساختمانی كاخهای پادشاهان و بناهای تاریخی و حتّی در دوران غارنشینی دیده شده است. بعدها هنر حجاری، تبدیل به حكاكی و سپس قلمزنی گردیده و نقوش و تصاویر از روی سنگهای ساختمانها و بدنه كوهها به روی سنگهای قیمتی مخصوصاً عقیق منتقل گردید و «حكاكی» نامیده شد. عاقبت فلزات از جمله طلا و نقره و مس و برنج و فولاد زمینه اصلی این نقوش و خطوط زیبا و دلپسند قرار گرفته و هنر «قلمزنی» نام گرفت.
هنر قلمزنی سوابق ممتد و طولانی دارد. این هنر گرانمایه و زیبا كه بیانگر فرهنگ و تمدن قوم ایرانی است ابتدا به صورت حجاری در بدنة كوهها و روی سنگهای ساختمانی كاخهای پادشاهان و بناهای تاریخی و حتّی در دوران غارنشینی دیده شده است. بعدها هنر حجاری، تبدیل به حكاكی و سپس قلمزنی گردیده و نقوش و تصاویر از روی سنگهای ساختمانها و بدنه كوهها به روی سنگهای قیمتی مخصوصاً عقیق منتقل گردید و «حكاكی» نامیده شد. عاقبت فلزات از جمله طلا و نقره و مس و برنج و فولاد زمینه اصلی این نقوش و خطوط زیبا و دلپسند قرار گرفته و هنر «قلمزنی» نام گرفت.
لفظ «قلمزنی» معنای متعددی دارد. این لغت در فرهنگ معین چنین معنا شده است: «نویسندگی، نقاشی و یكی از هنرهای زیبا است و آن ایجاد نقوش جانوران و گیاهان و طرحهای مختلف است بر روی نقره یا فلزات دیگر. در هنگام عمل، استاد به وسیله قلمی فلزی و یا منقاش نوك تیز فولادی كه دارای دستهای چوبی است كار میكند. دكتر معین پس از این تعریف، این بیت را از «زلالی» آورده است:
به طرح خویش حیرت زند دست كه از هیچش قلمزن نقش چون بست
پرویز بهنام باستان شناس ایرانی، قدمت برنزهایی را كه نقوش زیبا بر روی آن نقش بسته و در حفاریهای باستانشناسی به دست آمده مربوط به اقوامی دانسته كه قبل از هخامنشیان در ایران زندگی میكردهاند. او نوشته است كه این اشیاء بیشتر در نواحی لرستان و كردستان یافت شده و محل كشف آنها را كه اغلب از جنس سفال یا فلز منقش بوده، علاوه بر ناحیة لرستان، مربوط به دامنههای كوههای زاگرس دانسته و اضافه كرده است كه در زمان فرمانروایی ایلامیها، اطراف كوههای زاگرس به نام ناحیة «آنزان» شناخته میشده كه به چهار قسمت تقسیم شده بود.
حال با توجه به این سخن پرویز بهنام و همچنین اعتقاد هرتسفلد مستشرق آلمانی كه گفته است ابتدا، نام اصفهان «آنزان» بوده و سپس به «گابیان» تبدیل یافته و از زمان هخامنشیان به بعد ابتدا به «گی» و سپس به «جی» تبدیل شده است؛ اگر این دو آنزان یكی باشد، سندی معتبر از قدمت هنر حكاكی و قلمزنی در اصفهان محسوب میشود كه از دوران قبل از هخامنشیان، بدان میپرداختهاند و این سخن با یادآوری اینكه زردكوه بختیاری نیز جزو ارتفاعات شرقی جبال زاگرس یعنی همان «آنزان» (به گفتة پرویز بهنام) به حساب میآید؛ بیش از پیش به واقعیت نزدیك میشود.
دوران ساسانیان نیز اشیاء فلزی نفیس زیادی در موزههای مهم جهان موجود است كه نقوش بسیار زیبایی از حیوانات و پرندگان و گیاهانی و مجالس بزم و رزم و رقاصهها و نوازشگران متعددی با آلات موسیقی سنتی آن عصر بر روی طلا و نقره نقش بسته است كه مایه اعجاب و تحسین هنرشناسان جهان است.
محمدتقی مصطفوی، رئیس موزة ایران باستان در مجله «نقش نگار» نوشته است كه از ظروف نقره فراوان عهد ساسانی كه نقوش شاهنشاهان و صحنههای رزم و شكار و بزم و موضوعهای مختلف دیگر را در بردارد، مجموعهای افسانهای مشتمل بر بیش از هزار پارچه، در موزة «ارمیتاژ» لنینگراد نگهداری میشود و نمونههای مختلف دیگری هم در موزههای اروپا و آمریكا و تعداد نوزده قطعه نیز در بیست سالة اخیر، یعنی تا سال 1336 در موزة ایران باستان جمعآوری شده است كه از مهمترین نفایس تاریخی موجود در داخل كشور باستانی ایران به شمار میرود
در بین این ظروف چهار ظرف بسیار نفیس وجود دارد كه لباس و آلات موسیقی و حركات رامشگران عهد باستان را نشان میدهد. یكی از این چهار ظرف تنگ نقره بسیار زیبایی به ارتفاع 5/26 سانتیمتر است كه قطر دایرة قسمت بزرگتر تنگ 25/14 سانتیمتر است
و در چهار سمت تنگ، چهار حالت مختلف از بانوی هنر پیشهای را در هنگام رقص مینمایاند:
1- در یك حالت شاخه گلی در دست راست و ظرفی محتوی دانههای میوه بر دست چپ گرفته و در دو طرف وی روباه و قرقاولی دیده میشود.
2- در تصویر دیگر حلقهای به دست راست و گلی در دست چپ بانو قرار دارد و با توجه به اینكه در این تصویر، حالت رقص با نوك پا مجسم گردیده به خوبی میتوان پنداشت كه حلقههای دست راست چون قاشقكی به كار میرفته كه با آهنگهای مقطع متناسب با چنین رقصی مینواختهاند.
3- تصویر دیگر شاخة بلند درختی دارای گل و برگ، در دست راست و عودسوزی به دست چپ گرفته است در دو طرف وی نیز كبك و تذروی ترسیم شدهاند.
4- تصویر چهارم پرندهای را در دست راست، به سمت بالا نگاه داشته و با دست چپ روباهی را از دُم گرفته و آن را حركت میدهد. در این حالت باز هم تصویر كبك و تذرو در دو جانب وی دیده میشود. حاشیههایی از برگهای مو دور و بر هر چهار تصویر نقش بسته است و این توّهم را ایجاد مینماید كه در موسم انگور چینی مجلس بزمی در تاكستان ترتیب داده شده و روباه را كه آفت انگور است، به دام انداخته و ضمن حركات مختلف رقص، تنبیه میكند. حركت رقص هنرپیشه نوعی عملیات بندبازی توأم با بازی با حیوانات را نمایش میدهد كه طی آن حیوان را در هوا پرتاب كرده و دوباره میگیرد.
از ویژگیهای هنر قلمزنی در دورة ساسانی كه بیشتر به صورت برجسته بر روی طلا و نقره بوده، نقش حیوانات بالدار یا سرِ شیر و اژدها و انواع گل و مرغهای مختلف و صورت رقاصهها در حال رقص با آلات موسیقی و نوازشگران و مجالس رزم و بزم و شكارگاههاست.
قلمزنی در دوران بعد، یعنی در دوران اسلامی تغییرات قابل توجهی نكرده و از نظر جنس و طرز كار و نقوش و بلكه فرم، با قرنهای گذشته و حتی دوره ساسانی تفاوت فوقالعادهای نداشته است تحول جزیی آن نیز به طور آرام و ملایمی صورت گرفته كه هر بینندة صاحب ذوقی به آسانی میتواند تداوم روشها را در سراسر دوران اسلامی و قبل از آن در اشیاء دریابد. در دوران دیلیمیان در نقوش قلمزنی، نوع پیچیدگی به صورت حلقههای مجزا یا متداخل پیدا شد كه در داخل آنها نقوش حیوان و گیاه القا گردیده است. در دوران بعد نیز حیواناتی بهصورت روبهرو یا پشت به پشت، در طرفین درخت دیده میشوند. موضوع حملة شیر به گاو یا حیوانات دیگر نیز از دورة ساسانی باقی مانده است. در دوران صفوّیه و قاجاریه نیز جز نقوشی از شاهنامه و نظامی گنجوی و آثار و بناهای تاریخی و اشعار كوتاه اعم از غزل و رباعی تغییر قابل توجهی نداشته و اصل نقوش، به همان صورت اسلیمی، در طرحهای مختلف و گل و مرغ و حیوان و انسان خلاصه شده است. اما به جای خط میخی یا اوستایی و پهلوی از خط زیبای نستعلیق و به مناسباتی هم از نسخ استفاده شده است كه خط نسخ بیشتر در نوشتن ادعیه یا جملاتی از قرآن كریم و نقوش دینی و اسلامی دیگر كاربرد داشته است.
هنر قلمزنی از دیرباز در اصفهان رواج كامل داشته و اشیاء قلمزده قدیمی از دوران های مختلف زینت بخش موزه ها و مجموعه های خصوصی است. این هنر در حقیقت نوعی حكاكی بر روی فلزات است. در این صنعت دیرپای دستی نقوش یا طرح هائی بر سطح اشیاء فلزی كنده می شود. ابزار كار هنرمند قلمزن تعدادی قلم های مخصوص و چكش است. قلمزنی در ایران از سابقه ای طولانی برخوردار است.
با توجه به بررسی های پژوهشگران سابقه تاریخی این هنر به (سكاها) می رسد كه در حدود پنج هزار یا هفت هزار سال پیش در قفقاز زندگی می كرده اند. از این قوم آثار بسیاری بدست آمده كه اكثر از طلا و نقره و برنز می باشند.
از اساتید برجسته این هنر حاج محمد تقی ذوفن، حاج سید محمد عریضی، ابراهیم دائی زاده را می توان نام برد. استاد رجبعلی راعی نیز از هنرمندان خلاق و مبتكر این هنر است كه تابلوهای بسیار مشهور و نفیسی در زمینه داستانهای قرآنی، تاریخی و آثار حماسی و برجسته كردن برخی كارهای كمال الملك بوجود آورده است. در حال حاضر، اشیاء قلمزده هنرمندان اصفهانی مانند سینی و گلدان و مجموعه های بزرگ مسی و برنجی و قوطی سیگار و جای نمك و قاب عكس و انواع ظروف بشقاب كه با طرحهای بسیار زیبا بصورت جُندكاری قلمزنی شده موزه ها و مجموعه های خصوصی را زینت می بخشند.
بن مایه :
تارنمای نقش قلم
با سپاس از دوست گرامی سینا رعیت دوست |
|