کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 20 بهمن ماه ، 1390
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - پیشینه خوزستان و اهواز

پیشینه خوزستان و اهواز

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> شهر سازی -> پیشینه و معماری شهر های ایران

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام


sayeh
دبیر کارگروه
دبیر کارگروه

وضعيت: آفلاين
30 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 207
امتياز: 0
تشکر کرده: 4
تشکر شده 52 بار در 46 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 17 بهمن ماه ، 1388 17:36:40    موضوع مطلب: پیشینه خوزستان و اهواز پاسخ همراه با اعلان

خوزستان یا «شکرستان» از دیرباز مهد تمدن و فرهنگ بوده و قابلیت‌های سرشاری در این زمینه داشته که تاریخ، گواه صادقی بر این مدعاست.

درباره واژه «خوزستان»، معانی و تعابیر فراوانی وجود دارد که قدمت و دیرینگی این خطه را آشکار می‌‌سازد. خوزی‌ها قوم اولیه ساکن این سرزمین بودند و با ایلامیان همتبار بودند.

ابن منظور به سال ۷۱۱ ه.ق. در «لسان العرب» اشاره دارد: و الخوز جیل من الناس، اعجمی معرب، یعنی: «خوز» قوم یا قبیله‌ای از مردم عجمند. از سوی دیگر «خوز» را به معنی «شکر» و «نیشکر» نیز معنا می‌کنند. زیرا خاک حاصلخیز و بارور خوزستان، استعداد ویژه‌ای برای رشد این گیاه داشته و آنجا بهترین محصول نیشکر را به دست می‌‌داده است.

خوزستان در دوران باستان، به‌ویژه‌، در دوره هخامنشی به دو ناحیه تقسیم می‌شد: بخش‌های شمال و شمال شرقی که انشان (انزان) نام داشت و سرزمینهای باصفا و کوهستانها و جنگلهای فراوانی را شامل بود، و ناحیه جنوبی که دارای آب و هوای گرم و مرطوب و دشتهای حاصلخیز و جلگه‌ای جنوبی که دارای آب و هوای گرم و مرطوب و دشتهای حاصلخیز و جلگه‌ای سرسبز و پرآب بوده که به قاره‌ای کوچک و مستعد می‌‌ماند. بخش‌های جنوبی که «عیلام» نام داشته یادآور تمدنهای دیرینه خوزستان است و بشدت تحت تأثیر فرهنگ «میان رودان»،عراق کنونی بوده و جغرافیای وسیعی را شامل می‌‌شده که حد فاصل لرستان و خوزستان و سواحل خلیج فارس امروزی است.

استرابون جغرافی‌دان عهد باستان، خوزستان را از حاصلخیزترین جلگه‌های جهان می‌‌داند. زیرا رودخانه‌های زیادی این دشت را آبیاری می‌‌کرده که امکان کشاورزی و آبادانی را در این منطقه میسر می‌ساخته ‌است.

در کتاب «مجمع التواریخ و القصص» خوزستان به نام «حجوستان» و«حبوجستان و اجار» آمده است که به نظر می‌آید، برگرفته از زبان پهلوی با عناوین «حبوجستان» و حوجستان است. همچنانکه در بعضی از گویشهای رایج در این استان لفظ لری بختیاری برای ادای حرف «خ» از «ح» نیز بهره می‌‌گیرند. بنابراین واژگان «اوج»، «هوز»، «هوج»، «حوز» و «خوز» در سیر تحول و تطور لفظی با پسوند «ستان» و «اوجستان» به تدریج بر اثر سایش تلفظ، از«هوجستان» به «خوزستان» تغییری یافته است. در گویشهای فارسی باستان و زبان پهلوی «او» به «هو» قابل تغییر است؛ مانند «اورمزد» - «هورمزد» و«اوشمند» - «هوشمند» همچنانکه «هورداد و حورداد» را «خرداد» و «خورتات» نیز گفته‌اند. البته تا سالهای اخیر این اسامی را با حرف (ح) نیز می‌نوشته‌اند. از سوی دیگر «یاقوت حموی» واژه «خوز» را با نامهای «خوز» و «هوز» و «اهواز» و«هویزه» هم ریشه می‌‌داند. «اهواز» محرف واژه «اواز» و«اوجا» نیز هست که در کتیبه داریوش بیستون آورده شده و این نام در کتیبه نقش رستم «خواجا» یا «خوجا» حک شده که هزار سال پیش، مرکز حکومت نشین استان خوزستان بوده است. پس از هخامنشی، در دوران اشكانی، ساسانی و تمام دوران اسلامی شوشتر مركز حكومتی خوزستان بوده است. در سال 1303 در پی شیوع بیماری وبا در شوشتر مركز حكومتی خوزستان بمدت یكسال به دزفول و سپس به اهواز منتقل شد و تا كنون نیز اهواز است.

برگرفته از تبیان

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از sayeh تشکر کرده اند Ariyadokht, SENATOR
محل سكونت: ایران زمین

Ariyadokht
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
19 بهمن ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 401
امتياز: 1005
تشکر کرده: 522
تشکر شده 289 بار در 185 پست

محل سكونت: ایران زمین

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 29 بهمن ماه ، 1388 17:40:50    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود بر شما
سپاسگزارم از نوشتارتان پیرامون خوزستان؛من هموندی از خوزستان هستم سایه جان؛مانای واژه خوز شکر هست ولی در درازای تاریخ به خوزستان شکرستان نگفتند برای تکمیل پژوهش نیکتان نگارشی پیوست میکنم.
پیروز باشید.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
محل سكونت: ایران زمین

Ariyadokht
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
19 بهمن ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 401
امتياز: 1005
تشکر کرده: 522
تشکر شده 289 بار در 185 پست

محل سكونت: ایران زمین

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 29 بهمن ماه ، 1388 17:42:51    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

تاریخچه و تمدن باستانی خوزستان - سوزیانا

نام خوزستان بر حسب کتیبه های مختلفی است که با اشکال گوناگون خطاب شده است . در دوره هخامنشیان در فهرست شهرهای ایران که به زبانهای یونانی - عیلامی - پارسی باستانی و بابلی از خوزستان به نام اواجیه - اوازیه - آواز - اوازن - هوج - خوج - سوز - هوز و . . . نامیده شده است . پس از اسلام خوز نامیده شد و به خوزستان که محل زندگی خوزی هاست مشهور شد .
مقدسی جغرافی دان ( ص 404) گفته است خوزستان از طرف کوهستان شامل شوشتر و بعد جندیشاپور و پس از آن عسکرمکرم و سپس اهواز و دورق است . در معجم البلدان یاقوت و زکریای قزوینی در آثار البلاد خوزستان یکی از مهم ترین شهرهای ایران نامیده شده است . که تاریخی بس کهن دارد .
حمزه اصفهانی از زبان ابن مقفع گفته است : زبان خوزی زبان پادشاه با محارم خود بوده و از دید نزدیکی به لهجه لری - شوشتری - دزفولی و پارسی بسیار نزدیک است .
مقدسی گوید : در سرزمین ایرانیان زبانی فصیحتر از خوزستانی ها نیست زیرا واژه های پارسی را به بمفردات عربی می آمیزند و قابل درک است .
یاقوت حموی از زبان ابوزید بلخی میگوید : مردم خوزستان هم پارسی می دانند و هم عربی و با خودشان به خوزی سخن میگویند که نه عبرانی است و نه سریانی .

ریشه و قومیت های موجود در خوزستان به شرح زیر است :
مهم ترین اقوام خوزستانی ایلامیها هستند که دولتی مقتدر و بزرگ داشته اند
کیسیها از اقوام خوزستانی است که استرابون و هرودوت نام خوزستان را مشتق شده از این قوم می دانند
پراتاکینها که به گفته استرابون جغرافی دان مشهور در خوزستان به زارعت و دامداری مشغولند
اوکسیها که به گفته استرابون در کوهستانهای خوزستان زندگی میکنند
صابیان که به گفته ابن ندیم و یاقوت حموی در خوزستان و عراق زندگی میکرده اند و به ستاره پرستی مشغول بوده اند .
هزاران یونانی در دوره هخامنشی پس از اسارت به خوزستان برده شدند و آنجا سکنی گزیدند و حاضر به برگشت به یونان نشده اند
هندیان که به گفته حمزه اصفهانی بهرام گور عده ای زیادی از آنان را برای شاد کردن مردم ایران به ایران کوچ داده بود تا در شهرهای مختلف سکنی گزینند و به شاد کردن مردم بپردازند
قبایل عرب که به خوزستان کوچ کرده اند . در کتاب ملکم جلد دوم ص 207 آمده است برخی اعراب از بیابانهای عربستان به کردستان و خراسان ایران کوچ کرده اند و سکنی گزیده اند . اعرابی دیگر به بلخ و بخارا و افغانستان رفته اند و زندگی میکنند . در قم و کاشان نیز عده ای خود را عرب میدانند . بنا به نظر هتوم - شیندلر اعراب ایران بیش از 60 هزار خانوار می باشند . که عده شان بیش از 400 هزار نفر می باشد که پس از لشگر کشی های تازیان در سال 641 پس از میلاد به مناطق بهتر کوچ کرده اند .

خوزستان پیش از اسلام

خوزستان محل یکی از پدیدآورندگان تمدن بشری در جهان محسوب می شود . یکی از تمدن های بشری در شش هزار سال پیش در خوزستان پایه گذاری شد و در حدود پنج هزار سال قبل شوش و مناطق اطراف آن را زیر نفوذ خود گرفت و خط در آنجا اختراع شد . الواحی که در شوش به دست آمده خوزستان را یکی از مراکز مهم تمدن جهانی نشان می دهد که با کشورهای اطراف روابط تجاری و سیاسی قوی داشته است . در پنج هزار سال پیش دولت ایلام در شوش بوجود آمد قدرت و عظمت آن پس از هزار سال به جایی رسید که که کشورهای منطقه را به زیر فرمان خود برد و این شکوه و عظمت را بیش از دو هزار سال استوار نگاه داشت . معبد زیگورات چغازنبیل از خوزستان که تاریخی بیش از 3200 سال را نشان می دهد یکی از آثار برجسته جهانی و جزو میراث فرهنگی بشریت است که سازمان یونکسو آن را به ثبت خود رسانده است . در نهایت در سه هزار سال پیش این حکومت پس از دو هزار سال فرمانروایی بر خاورمیانه به دست آشوریان رو به ضعف رفت و در سال 640 قبل از میلاد به دست پادشاه آشوربانیپال حکومت ایلام در هم شکسته شد .

در این دوره پیش از به قدرت رسیدن کوروش هخامنشی پدر وی و اجدادش ( هخامنش بزرگ - چیش پش - کورش اول - کمبوجیه اول ) بر خوزستان و نواحی اطراف آن شاهی می کردند . مردم خوزستان شهرشان را در دوره باستان به نامهای انزان - سوسوتکا - انشان - سوزیانا - می نامیدند . کوروش و اجدادش سالهای بسیاری شاه سرزمینهای انشان بودند . پس از انقراض آشوریان و حکمرانی اجداد کوروش بزرگ خود وی در سالهای 559 تا 528 پیش از میلاد همه این نواحی را از حالت حکومتهای کوچک و گروهی به زیر یک پرجم واحد و قدرتمند گردآورد که ایران بزرگ نام گرفت . داریوش بزرگ پس از کوروش هخامنشی در سالهای 522 تا 486 پیش از میلاد خوزستان را یکی از پایگاه های زمستانی حکومت خود قرار داد. کاخ داریوش بر فراز تپه شوش باستانی یکی دیگر از شکوه قدرتمند دولت هخامنشی است . شوش به گفته خاورشناسان برترین شهر متمدن جهان آن روز بوده است . خشایارشاه پس از داریوش بزرگ بناهای را در شوش ساخت . که اردشیر دوم آنها را کامل نمود . کاخ آپادانا شوش یکی از برجسته ترین معاری های ایران است .
در کتیبه بیستون یادگار داریوش بزرگ که یکی از شاهکارهای تمدن جهانی است و به ثبت سازمانی جهانی یونسکو هم در آمده است خوزستان به نام اراز یا اواجیه نامیده شده ا ست . در این متون مهم ترین - قدیمی ترین و معتبرترین شهرهای ایران زمین پس از ماد بزرگ ( عراق عجم و کردستانات ) و ماد خرد ( آذرآبادگان ) و پارس نام خوزستان است .

...............................................

بخشهایی از کتیبه جهانی بیستون داریوش بزرگ ( سالهای 522 تا 486 پیش از میلاد ) که نام خوزستان در آن موجود است :
بند 16 – داريوش شاه گويد : چون من گئومات مغ را کشتم پس از آن مردي آثرين ( آثرينا ) نام پسر او در خوزستان ( اووج ) برخاست . به مردم چنين گفت : من در خوزستان شاه هستم . پس از آن خوزيان نافرمان شدند . به طرف آن آثرين گرويدند . او در خوزستان شاه شد . و مردي بابلي ندئيت ب ئير ( نيدنيتوبل ) نام پسر ائين ئير او در بابل برخاست . چنين مردم را بفريفت [ که ] : من نبوکدرچرپسر نبتون ئيت هستم . پس از آن همه مردم بابلي به طرف آن ندئيت ب ئير گرويدند . بابل نافرمان شد . او شاهي را در بابل گرفت
بند 2 – داريوش شاه گويد : مادامي که من در بابل بودم اين [ است ] شهرهایی که نسبت به من نافرمان شدند . پارس ، خوزستان ، ماد ، آشور ، مصر ، پارت ، مرو ، ثت گوش ، سکاييه .
بند 2- داريوش شاه گويد : اين [ است ] آنچه من به خواست اهورا مزدا در همان يک سال پس از آن که شاه شدم کردم . 19 جنگ کردم . به خواست اهورا مزدا من آنها را زدم و 9 شاه دروغگو را گرفتم . يکي گئومات مغ بود . او دروغ گفت چنين گفت : من بردي ي پسر کوروش هستم . او پارس را نافرمان کرد . يکي آثرين نام خوزي . او دروغ گفت چنين گفت : من در خوزستان شاه هستم او خوزستان را نسبت به من نافرمان كرد .
يكي ندئيت ب ئير نام بابلي . او دروغ گفت چنين گفت من نبوکدرچر پسر نبون ئيت هستم او بابل را نافرمان كرد .
يكي مرتي ي نام پارسي . او دروغ گفت چنين گفت: من ايمنيش در خوزستان شاه هستم . او خوزستان را نافرمان كرد
...............................................
در کتیبه جنوبی شهر پارسه ( تخت جمشید ) اثر داریوش بزرگ خوزستان بر مادها نیز الویت داده شده و نام آن جلوتر از مادها ( کردستان و آذربایجان و عراق عجم ) آمده است . ولی در لوح سنگی یادگار خشایارشاه هخامنشی که در سالهای 486 تا 465 پیش از میلاد شاهنشاهی می نموده است نام ماد بر عیلام الویت داده شده است . در نقش رستم آرامگاه شاهنشاهان هخامنشی نام خوزستان بعد از ماد ذکر شده است .

کتيبه داريوش بزرگ در نقش رستم

به خواست اهورامزدا این است شهرهایی که جدا از پارس متعلق به ایران است . من بر آنان حکمرانی کردم . آنچه از طرف من به آنان گفته شد آنرا کردند . قانون من است که آنان را نگه داشت : ماد - خوزستان - پارت - هرات - بلخ - سغد - خوارزم - زرنگ - رخج - ث ت گوش - گندار - هند - سکائیهای هوم نوش - سکائیهای تیز خود - بابل - آشور - عربستان - مصر - ارمنستان - کپد و کیه - سارد - یونان - سکائیهای ماورای دریا - سکودر - یونانیهای سپر روی سر - لیبیها - حبشیها - اهالی مک - کارائیها
در سال 331 پیش از میلاد توسط اسکندر گجستک به آتش کشیده شد و میراث و طلاهای حکومتی آن به تاراج رفت . در دوره اشکانیان خوزستان دارای اهمیت خواصی داشت و پس از آنان در دوره ساسانیان شاهان ایرانی سدها و بناهای بسیاری در خوزستان ساختند . کشاورزی را گسترش دادند و در آبادانی شهر کوشش فراوان نمودند . بسیاری از ایلات و بیابان گردان خوزستانی در دوره ساسانی به شهر نشینی پرداختند و به حالت متمدن در آمدند . آبادانی خوزستان تا پیش از حمله اعراب به ایران زبان زد منطقه بوده است . در زمان شاهنشاهی شاپور اول ساسانی که در 20 مارس سال 242 پس از میلاد تاجگذاری کرد نام خوزستان بر حسب الویت مقدم بر میشان و پس از پارس آمده است . این کتیبه به زبان پهلوی در کعبه زرتشت در نقش رستم پارس موجود است . در زمان ساسانیان خوزستان مهد دانش و تمدن به حساب می آمد و مرکزش جندی شاپور یا گندی شاپور بود که نام ملکه شاپور ساسانی می باشد . دانشگاه جندی شاپور یکی از مراکز تحصیلی جهان آن روزگار است که از کشورهای مختلف در آنجا به تحصیل مشغول بودند .
خوزستان در همه دوره های تاریخی چه دوره عیلامیان و چه در دوره هخامنشیان و چه پس از اسلام در برابر تجاوز بیگانگان ایستادگی کرد و در سرنوشت ایران نقش به سزایی داشته است .

شهرهای باستانی خوزستان

ابواسحق ابراهیم اصطخری جغرافی دان مشهور در کتاب مسالک الممالک ( ص 90 تا 95 ذکر دیار خوزستان ) شهرهای و مکانهای مهم خوزستان را به شرح زیر نوشته :
هرمزد اردشير= اهواز
رام اردشير = رامشير در اهواز
رام هرمزد = رامهرمز در اهواز
دژپل = دزفول
وه انتيوك شاپور = گندى شاپور یا جندی شاپور

شوش اير كرت = شوش ساخته شده توسط ايرانى ها
ايران خوره كرت شاپور = شهرى در نزديكى شوش
ايران آسان كرت كواذ = شهرى در نزديكى شوش
سوسن كرت = سوسنگرد
شادگان ، دشت ميشان = دشت آزادگان
مهروبان = ماهشهر شادروان شوشتر
شادروان دژپل
بند شاپورى يا خدا آفريد در هرمزد اردشير
نام برخی پلهای مشهور باستانی خوزستان
پل كسرى در اطراف بهبهان
پل دختر ارجان در اطراف بهبهان
پل آب شور يا اوسور دزفول
پیرامون شهر آبادان و وجهه تسمیه آن

پیرامون اهواز و وجهه تسمیه آن

اهواز در زمان ساسانیان هرمزداردشیر نام داشته است . نام خود اهواز از واژه اوزایا ( اوجاما ) گرفته شده است . مهم ترین سند این گفته کتیبه داریوش بزرگ در بیستون کرمانشاهان است که به راستی اگر امروز نبود معلوم نبود بیگانگان چه سواستفاده هایی از شهرهای آریایی ما میکردند و برای خود سند سازی جعلی و عربی می کردند . مانند شاهنامه فردوسی که در سازمان ملل یکی از دهها سند ما ایرانیان در اثبات نام خلیج فارس ( دریای پارس ) بود و درخشش می کرد . علاوه بر بیستون در نقش رستم کتیبه ای وجود دارد که از واژه خواجا نام برده شده است . حمزه اصفهانی نیز گفته است : اردشیر بنای آبادانی شهر اهواز را گذاشت و فرمان به ایجاد دو شهر مهم داد که یکی مقر اشراف و بزرگان ایران است و دیگری محل بازاریان و تجار ایران که به زبان پهلوی هوجستان واجار ( خوزستان بازار ) گفته می شود . بنای اصلی شهر اهواز بسیار کهن تر از ساسانیان است . احتمال بسیار به زمان عیلامیان بر میگردد . زیرا شهری مهم در زمان عیلامیان ساخته شده بود که در حومه اهواز کنونی است به نام اوکسن .
اهواز بر طبق تمامی اسناد باستانی از واژه اوزیا یا اوجیا گرفته شده است ولی یاقوت حموی به اشتباه اهواز را از جمع هوز عربی دانسته است و از مردمان اهواز به بدی یاد کرده است که بدون شک فاقد ارزش تاریخی است . در کتیبه 2500 ساله بیستون از اهواز به نام اوزا یا اواجا نام برده شده است که محکم ترین سند بر این واقیعت آریایی است .
فارسیان نخستین کسانی بودند که ارجان را ساختند . قباد پسر فیروزه در زمانیکه ملک را از جاماسب پس گرفت و با رومیان جنگید پس از آن امر کرد شهری در میان پارس و خوزستان بنا کند
کاشی لعابدار کشف شده در شوش خوزستان متعلق به دوره پیش از شاهنشاهی هخامنشیان 600 پیش از میلاد

مجموعه کاخهای آپادانا از زمان داريوش بزرگ

مجموعه کاخهای هخامنشی شوش توسط داريوش کبير در سال ۵۲۱ قبل از ميلاد ( ۲۵۲۶ سال پيش ) بر پا گشت . اين مجموعه شامل کاخ آپادانا - دروازه - ديوارخانه و بخشهای ديگر است آپادانا ( تالار ستوندار ) سه ايوان ۱۲ ستونی و يک تالار ۳۶ ستونی با ارتفاع ۲۲ متر می باشد . ديوارها از خشت و ايوانها با آجر مينايی ( لعابدار منقوش ) مزين شده بود . در زمان اردشير اول دچار حريق گشت و اردشير دوم آنرا بازسازی کرد . مدت ۲۰۰ سال شوش ( در جنوب غربی ايران ) مرکز سياسی ايران و سرزمينهای تحت فرمانروايی هخامشيان بود که اين کشورها شامل بيش از ۲۵ کشور بوده است . سرانجام در سال ۳۲۳ قبل از ميلاد در يورش اسکندر مقدونی ويران شد . در اين مکان کتيبه های به زبان بابلی - ميخی و فارسی باستان کشف شد

کاخ شبيه سازی شده خشايار شاه

اين کاخ با الهام از اقتدار و عظمت شاهان ایران و سيستم بنا کردن کاخها يشان توسط فرانسويان در حدود 100 سال پيش در کنار کاخ داريوش بر فراز تپه ای که از چند کيلومتری به واضح مشخص ميباشد بنا گشت . اين مکان با عظمتی باور نکردنی و معماری فوق العاده ساخته شده که کاملا سالم و زيبا پا برجا می باشد
لیست برخی آثار کهن و ارزشمند خوزستان
مربوط به دوران محل بنا نوع بنا ثبت ملی نام بنا ردیف
شاهنشاهی ساسانی آسک آثاری از شهرهای باستانی ایران 42 آسک 1 -------


شاهنشاهی ساسانی

اهواز

آثاری از شهرهای باستانی ایران


43




ویرانه های شهر قدیم اردشیر بابکان


2
شاهنشاهی ساسانی بهبهان آثاری از شهرهای باستانی ایران 44 خرابه های ارجان 3
شاهنشاهی ساسانی رامهرمز آثاری از شهرهای باستانی ایران 45 آثار دورک 4
شاهنشاهی ساسانی شوشتر آثاری از شهرهای باستانی ایران 46 شهر باستانی جندی شاپور 5
شاهنشاهی ساسانی شوش کاخ 47 ایوان کرخه 6
شاهنشاهی ساسانی هندیجان آثاری از شهرهای باستانی ایران 48 آثار هندیجان 7
شاهنشاهی ساسانی ایذه آتشکده ایرانیان 49 آتشکده 8
شاهنشاهی ساسانی رامهرمز بنا باستانی 50 طاق نصرت 9
مربوط به 4500 سال پیش به این رو هفت تپه در نزدیکی شوش آثار و آرامگاه شاهان عیلامی 51 تپه های باستانی هفتپه 10
شاهنشاهی ساسانی شوشتر سد باستانی 78 بند قیصر 11
شاهنشاهی ساسانی دزفول پل باستانی 84 پل ساسانی 12
عیلامی و ساسانی ایذه نقش برجسته 133 حجاریهای سنگ کوه 13
شاهنشاهی اشکانی و ساسانی مسجد سلیمان آتش 300 آتشکده مسجد سلیمان 14
شاهنشاهی ساسانی خیر آباد آتشکده ایرانیان 371 آتشکده چهار طاقی 15
شاهنشاهی ساسانی میدان نفت آتشکده ایرانیان 372 آتشکده میدان نفت 16
شاهنشاهی اشکانی و ساسانی دستوا ویرانه های باستانی شهر 421 شهر قدیم دستوا 17
عیلامی نزدیکی هفت تپه معبد دینی و بزرگ منطقه 895 معبد باستانی زیگورات 18
شاهنشاهی هخامنشی شوش کاخ سطلنتی داریوش بزرگ - کاخ آپادانا 19
----------------------------------------------------------
بن مایه این نوشتار :
- سفرنامه ناصر خسرو قبادانی
- مسالک الممالک - ابواسحق ابراهیم اصطخری
- کتیبه های داریوش بزرگ و هخامنشیان - رلف نارمن شارپ
- دایره المعارف بزرگ ایران - استاد عبدالحسین سعیدیان
- جغرافی دانان و تاریخ نگاران پس از اسلام : یاقوت حموی - مقدسی - حمزه اصفهانی

برگرفته از تارنمای
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از Ariyadokht تشکر کرده اند SENATOR
محل سكونت: ایران زمین

Ariyadokht
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
19 بهمن ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 401
امتياز: 1005
تشکر کرده: 522
تشکر شده 289 بار در 185 پست

محل سكونت: ایران زمین

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 29 بهمن ماه ، 1388 17:45:45    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

هفت تپه

مجموعه تاريخی هفت تپه يکی ديگر از شگفتی های تمدن ايران ميباشد . اين مجموعه مربوط بدوره ايلامی ها ميباشد که بين سالهای ۱۵۰۵ تا ۱۳۵۰ قبل از ميلاد ساخته شده است . به اعتقاد کارشناسان نام ايلامی اين منطقه کاپی ناک بوده است . اين مجموعه شامل آرامگاه تپتی آهار پادشاه ايلامی - آرامگاه دسته جمعی ۲۳ نفری - حياط معبد - سکوی قربانگاه حيوانات به خدای خود و پرستشگاهها ميباشد . اين مکان ( آرامگاه تپتی آهار ) به عنوان اولين و قديمی ترين طاق هلالی جهان معرفی شد

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
محل سكونت: ایران زمین

Ariyadokht
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
19 بهمن ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 401
امتياز: 1005
تشکر کرده: 522
تشکر شده 289 بار در 185 پست

محل سكونت: ایران زمین

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 29 بهمن ماه ، 1388 17:46:00    موضوع مطلب: هفت تپه پاسخ همراه با اعلان

هفت تپه

مجموعه تاريخی هفت تپه يکی ديگر از شگفتی های تمدن ايران ميباشد . اين مجموعه مربوط بدوره ايلامی ها ميباشد که بين سالهای ۱۵۰۵ تا ۱۳۵۰ قبل از ميلاد ساخته شده است . به اعتقاد کارشناسان نام ايلامی اين منطقه کاپی ناک بوده است . اين مجموعه شامل آرامگاه تپتی آهار پادشاه ايلامی - آرامگاه دسته جمعی ۲۳ نفری - حياط معبد - سکوی قربانگاه حيوانات به خدای خود و پرستشگاهها ميباشد . اين مکان ( آرامگاه تپتی آهار ) به عنوان اولين و قديمی ترين طاق هلالی جهان معرفی شد

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
محل سكونت: ایران زمین

Ariyadokht
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
19 بهمن ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 401
امتياز: 1005
تشکر کرده: 522
تشکر شده 289 بار در 185 پست

محل سكونت: ایران زمین

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 29 بهمن ماه ، 1388 17:47:48    موضوع مطلب: معبد چغازنبيل (زيگورات - قلعه آتش پاسخ همراه با اعلان

معبد چغازنبيل (زيگورات - قلعه آتش ) :

نام باستانی آن دور اونتاش می باشد . نام شهری که در پايان هزاره دوم قبل از ميلاد توسط اونتاش نپيريشا پادشاه ايلامی ساخته شد است . اين پادشاه در قسمت مرکزی شهر معبدی مطبق که در آن زمان ذيقورات ناميده ميشده بنا می کند . . اين معبد رفيع و سه طبقه به اينشوشيناک و نپيريشا که از خدايان بزرگ ايلامی بودند اهدا گشته بود. محوطه صحن ذيقورات توسط ديواری احاطه گشته است
خارج از محوطه اين معبد بزرگ کاخها و آرامگاهها خانواده شاهی در منتهی اليه زاويه شرقی شهر بنا گشته است . به غير از دو ديوار نامبرده حصاری قطور تمامی شهر را محصور کرده است که مجموع طول آن حدود ۴ کيلومتر ميباشد . دور تا دور معبد با آجرهای پخته شده پوشيده شده است که اين آجرهای با خط ميخی زندگی پاž3;شاه را توصيف کرده است . درهای چوبی معبد و کاخها با قطعات شيشه ای تزئين می شده اند
يکی ديگر از شگفتی های اين معبد آن است که در پشت معبد در روی زمين جای پای انسان ( کودکی ) نقش بسته است که بعد از گذشت بيش از 5300 سال هنوز پابرجاست . محققين گفته اند در هنگام ساخت و آن زمانی که آجرهای نرم بوده است انسانی پا گذاشته است . اين جای پا واقعا ديدنی است

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
محل سكونت: ایران زمین

Ariyadokht
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
19 بهمن ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 401
امتياز: 1005
تشکر کرده: 522
تشکر شده 289 بار در 185 پست

محل سكونت: ایران زمین

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 29 بهمن ماه ، 1388 17:48:32    موضوع مطلب: تصفيه خانه آب چغازنبيل پاسخ همراه با اعلان

تصفيه خانه آب چغازنبيل

اين محل بعنوان اولين و قديمی ترين تصفيه خانه آب دنيا شناخته شده است که جهت آب شرب شهر دورانتاش با توجه به قابل شرب نبودن آب دز در اين محل ايلاميان با استفاده از يک کانال ۴۵ کيلومتری آب را از رودخانه دز به آنجا منتقل ميکردند . اين کار با استفاده از قانون ظروف مرتبط و ملاط قير طبيعی که بعنوان ملاط ديوارهای آجری در جداره کار گذاشته شده آب را تصفيه می نموده است

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
محل سكونت: ایران زمین

Ariyadokht
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
19 بهمن ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 401
امتياز: 1005
تشکر کرده: 522
تشکر شده 289 بار در 185 پست

محل سكونت: ایران زمین

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 29 بهمن ماه ، 1388 17:49:23    موضوع مطلب: شهر سلطنتی و تاريخی شوش پاسخ همراه با اعلان

شهر سلطنتی و تاريخی شوش

اين شهر در ردیف اولين شهرهای متمدن دنيا شناخته شده است . این شهر متجاوز از نیم قرن است که خاورشناسان و باستان شناسان فرانسوی و آلمانی را در خود راه داده است و آنان مشغول بررسی و کشف واقعیت های ایران هستند . این کاوش نیم قرنه در جهان بی سابقه و مهم شناخته شده است . خرابه های شوش در میان دشت وسیع و باشکوهی از نظز جغرافیایی قرار دارد . که ادامه دشت بین النهرین است و بر فراز چهار تپه مرتفع میباشد ( در جنوب غربی ایران ) . این دشت در حدود چهار کیلومتر وسعت دارد . 4000 هزار سال پیش از میلاد مسیح مردم فلات ایران از خشک شدن تدریجی دشت شوش استفاده کرده و از دره های مرتفع مشرف بر آن برای سکونت در دشت شوش استفاده نمودند . از آن پس 5000 سال متمادی شوش نامزد ایفای نقش مهمی در زندگی سیاسی و اجتماعی ایران بوده است . میسیون فرانسوی که پیشرفت تمدن از ابتدا تا کنون را قدم به قدم دنبال نموده است میگوید : در حدود 3000 سال قبل از میلاد مسیح امر تجارت و پیدایش خط و نوشتن کتاب یعنی شگفت انگیز ترین اختراعات بشری در جنوب ایران تحقق یافته است . در شوش زندگی شهر نشینی جالبی شکفته و این شهر به صورت پایتخت نیرومند امپراطوری های عیلام که تمدن آن مخلوطی از تمدن دولتهای سومر و آکاد بود و همچنین امپراطوری هخامنشیان قرار گرفت . در دل خاکهای شوش دهها کتیبه و نبشته های تاریخی توسط فرانسویان بدست آمد که در مورد مذهب و جنگهای تاریخی و تمدن بشری سخن گفته است و امپراطوری عیلامی ها را در ه;زاران سال پیش اثبات نمود . تمدن شوش در کنار اولین تمدنهای بشری بابلی و آشوری قرار دارد . ارتش پیروزمند عیلامیان فتوحات بسیاری را در غرب و شمال انجام دادند . عیلام رقیب سرسخت آشور بود و سرانجام در اثر ضربات سهمگین پادشاه آشور " آسوربانی پال " در هم کوبیده شد و کل شهر طعمه حریق ارتش آشوریان گشت آشوریان که به منتهی قدرت و جلال رسیده بودند 30 سال پس از شکست عیلامیان از هم پاشیده شد ند و نینوا پایتخت آن به سرنوشت شوش دچار گشت . بعد از عیلامیان داریوش کبیر که از جان و دل پایتخت جدیدش در شوش را دوست میداشت کاخهای باشکوهی در خرابه های عیلام بنا نهاد . در حال حاضر در موزه لوور فرانسه سرستونهای زیبایی به شکل گاومیش و همچنین صفحات گلین مینا کاری شده و همچنین نقش سربازان گارد شاهنشاهی ایران ( گارد جاوید ) که از شوش بدست آمده است قرار دارد . پس از شاهنشاهی پر افتخار هخام;شیان اسکندر شوش را از اهداف مهم خود قرار داد و تصمیم به فتح آن گرفت . وی شوش را کاملا تصرف کرد و غنائم بسیاری از آنجا بدست آورد . وی پس از بازگشت از هند با ارتشی نیرومند به شوش رفت و مدتی در آنجا بسر برد . همانجا دختر داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی را به همسری برگزید و در شوش مراسم باشکوهی از عروسی خود بر پاکرد . در شوش عده زیادی از سربازان یونانی دختران ایرانی را به همسری برداشتند و در آنجا اتحادی بین دو دنیای غرب و شرق رقم خورد . "مرگان" و جانشینش "کنت دومکنم"متونی شگفت اور به زبانهای عیلامی – بابلی – فرس قدیم; یونانی و پهلوی از شوش بدست آوردند همراه با ابزارها و اثاثیه های بسیاری کهن در کتابخانه های باستانی فرانسه بیش از 30 کتاب در مورد شوش و تمدن شوش وجود دارد
برگرفته از آثار باستانشناسان مشهور : " بازن" و "امیل بن و نیست" از استادان کلژدوفرانس

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
محل سكونت: ایران زمین

Ariyadokht
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
19 بهمن ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 401
امتياز: 1005
تشکر کرده: 522
تشکر شده 289 بار در 185 پست

محل سكونت: ایران زمین

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 29 بهمن ماه ، 1388 17:50:14    موضوع مطلب: چغامیش خوزستان شهر پنج هزار ساله پاسخ همراه با اعلان

چغامیش خوزستان شهر پنج هزار ساله ایران زمین

چغامیش در پناه کوه زاگروس و حاشیه شمالی شوش در میان رودخانه آب دز و کارون واقع شده است . کوزه ها و آثار باستانی بسیاری از این محل به دست آمد که نشان از قدمت آن دارد . موئسسه شرق شناسی شیکاگو در سالهای 1961 تا 1966 میلادی عازم این منطقه شدند که با کشف آثاری گزارش از شهری باستانی دادند . این گروه و گروهای بعدی که عازم منطقه شدند با شگفتی تمام از فرهنگ و تمدنی نام بردند که به 8 هزار سال پیش باز میگردد و تاکنون ناشناخته بوده است . نقاشی ها و تصاویر اژدها و حیوانات آن با حکاکی زیبا صوتر گرفته است . سطح شهر باستانی چغامیش در حدود 16 هزار هکتار می باشد . آثار بدست آمده نزدیک به تمدن بین النهرین بوده ولی با تغیراتی که در آن انجام شده نشان از نقوش باستانی و هویت ایرانی آن دارد . که شبیه به دشت باستانی پاسارگاد دارد . نقاشی های از گروهی مرد در این شهر بدست آمده که با پاهای نزدیک به هم به تصویر کشیده شده . باستان شناسان این تصویر را نمونه ای از گروه های نظامی شبه ارتشی برای دفاع از منطقه دانسته اند .

تارنمای آریارمن

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
محل سكونت: ایران زمین

Ariyadokht
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
19 بهمن ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 401
امتياز: 1005
تشکر کرده: 522
تشکر شده 289 بار در 185 پست

محل سكونت: ایران زمین

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 2 اسفند ماه ، 1388 23:24:18    موضوع مطلب: سرزمين بختياري در عهد هخامنشيان پاسخ همراه با اعلان

سرزمين بختياري در عهد هخامنشيان
تعيين دقيق اين امر كه قوم بختياري از چه نژادي بوده و چه زماني به اين منطقه آمده اند : بسيار مشكل و بحث بر انگيز است.
درباره خاستگاه بختياري دو نظريه وجود دارد.برخي از پژوهشگران و مردم شناسان، بختياري ها و لرها را ايراني الاصل مي دانند،از جمله لوريمر يكي از مستشرقين درباره زبان و لهجه بختياري ها پژوهش كرده ، بر اساس مشخصات جسمي و روحي و عادات ، ايشان را ايراني الاصل مي داند و معتقد است كه پناهگاه كوهستان بختياري ها از حمله اعراب محفوظ داشته است.1
همچنين بارون دوبد كه در زمان محمدشاه قاجار از منطقه بختياري ديدن كرده ،بر اساس زبان ايل بختياري بر اين باور است كه بختياري ها ساكنان اصلي اين خاك هستند و به اين علت معتقد است كه ايشان از اقوام لرند.2
غالب مورخين ، بختياري ها را از بازماندگاه نژاد آريايي يا ايراني دانسته كه قبل از حمله اعراب و يا اتراك و تاتار در ايران بوده اند.
در كتاب سيري در قلمرو بختياري...از قول لرد كرزن آمده است: ‹‹لرها كي هستند!و از كجا آمده اند؟و اين يكي از معماهاي لاينحل تاريخ است.اواز خود مي پرسد،آيا اينان كرد هستند؟...بختياري ها شايد از نژاد كلني هاي يوناني باشند كه از زمان اسكندر كبير در آسيا باقي مانده اند و دليلي كه براي اين فرضيه ارايه مي دهد آنست كه رقص بختياري ها از هر لحاظ به يوناني ها شباهت دارد.››3

1.سيد محمدعلي امام شوشتري، تاريخ جغرافياي خوزستان چاپ اول،موسسه اميركبير،1331،ص173
2.بارون دوبد،سفرنامه لرستان و خوزستان،ترجمه : محمدحسين آريا،علمي فرهنگي ،1371،ص294
3.لايارد و ديگران،سيري در قلمرو بختياري،ترجمه مهراب اميري،فرهنگسرا،1371،ص244

سردار اسعد در تاريخ بختياري مي نويسد: ‹‹مي توانيم از روي دقت و تجربه معلوم داريم كه اين ايل ، ساساني الاصل و ايراني نژادند،زيرا كه در طول اين مدت ،زبان شناسان مخلوط به عرب و ترك نشده و در اخلاق و حركات ايشان آن نجابت و اصالت ايرانيت معلوم و هويدا است.در حقيقت زبانشان همان زبان پهلوي قديم است كه كيانيان و ساسانيان به آن سخن مي گفتند.››1
اولين منبعي كه براي اولين بار كلمه بختياري در آن ذكر شده است.كتاب شرفنامه است،بر اساس نوشته هاي اين كتاب طوايفي كرد كه تقريبا چهارصد خانوار بوده اند،در قرن ششم هجري قمري از شام از طريق ميافارقين و آذربايجان به سرزمين لربزرگ مهاجرت كرده،در آنجا سكني گزيدند.
به بياني ديگر بختياري از اقوام مختلفي تركيب يافته است و قبل از ورود مهاجران از شام ،بومياني نيز در منطقه بختياري مي زيسته اند كه با مهاجران در آميخته اند.بدليسي نام بيست و نه طايفه ي عقيلي ،هاشمي ، استركي ، مماكويه ، بختياري ، جوانكي ،بيدانيان ، زامديان ،علاني ،گوتوند، بتوند،بوازكي،شنوند،راكي ،خاكي،هاروني، اشكي، كوي، ليراوي ، مويي، بحسفوي ،كمانكش ،ممابيني ،اومكي ،توابي،كداوي ،مديح ، اكورد و كولارد.2
بعدها عده اي كثير از تركان نيز توسط نادرشاه به منطقه بختياري كوچانده شدند.
شواهد بسيار نشان مي دهد كه احتمالا اقوام كرد ، لر و بختياري كه در كردستان ، لرستان و بختياري ساكنند داراي يك نژاد و يك زبان بوده اند زيرا آداب و رسوم و نزديكي لهجه ها به هم و روحيه سلحشوري كه در اين سه قوم وجود دارد بيانگر اين مطلب است. گروهي ديگر با توجه به واژه باكتريا و بختياري بر اين عقيده اند كه بختياري ها متعلق به اقوام باكتريا هستند كه بيشتر به اروپايي ها شباهت دارند.بختياري و بختياريان همان باختري و باختريان قديم بوده و محل سكونت آنها هم همين منطقه فعلي بختياري بوده است(سردار اسعد ص 20).

1.عليقلي و سردار اسعد،تاريخ بختياري،انتشارات اساطير،1372،ص490
2.امير شرف خان بدليسي ، شرفنامه يا تاريخ مفصل كردستان ،1343،ص42-47
زبان و مذهب ايل بختياري

زبان مردم بختياري يكي از گويش هاي لري است كه اصيل ترين و دست نخورده ترين زبان فارسي است و ريشه آن فارسي پهلوي است.زيرا بر اثر ويژگي خاص جغرافيايي سرزمين بختياري ،بيگانگان كمتر توانستند به اين سرزمين رخنه يابند.گويش بختياري به زبان پهلوي بسيار نزديك است چنانچه زبان شناسان آنها را مجزا از هم نمي دانند.بنابراين مي توان گفت كه گويش بختياري يادگاريست از زبان پهلوي.(سردار اسعد،پيشين ،ص20)
در كتاب فرهنگ بختياري آمده است كه :‹‹ليدو انگليسي مي نويسد بختياري ها با يك لهجه محلي ايراني كه معمولا به زبان لري معروف است تكلم مي كنند.اين لهجه بدون اينكه لغات تركي و عربي وارد آن شده باشد ،به گونه اي از يهجه تحريف شده فارسي قديم است كه بختياري ها آنرا حفظ كرده اند.››1
دين متداول در تمام سرزمين بختياري ،دين اسلام است و مذهي آن شيعه اثني عشري است.جامعه بختياري باورهاي پيشينيان خود را حفظ كرده و از نسلي به نسل ديگر انتقال مي دهند.

1.عبدالعلي خسروي ،فرهنگ بختياري ،چاپ اول ،فرهنگسرا،1368،ص292
از جمله اين باورها ،پرستش آتش،خورشيد،ماه و مردگان مي باشد كه به دوران مهرپرستي و زرتشتيان مي رسد.اين سنت ها از ريشه اي عميق در جامعه بختياري برخوردار است چنانچه با گذشت زمان هنوز بقايايي از اين باور دز ميان ايل بختياري پابرجا مانده اند.از جمله :
-ريختن آب در آتش گناهي بزرگ محسوب ميشود.
-به آفتاب ،ماه و آتش قسم ميخورند.(همان ،ص 125)

سرزمين و طريقه زندگي
قلمرو جغرافيايي بختياري ها كه در خود آن را خاك بختياري مي نامند ، شامل ارتفاعات زاگرس مركزي و بخش هايي از خوزستان و اصفهان مي باشد.اين منطقه تقريبا بين عرض هاي 31 و 34 درجه شمالي و طول هاي 49 و 52 درجه شرقي واقع شده است.
حدود آن از طرف شمال اصفهان و لرستان ، از طرف شرق كوه هاي كهگيلويه ، از طرف مغرب خوزستان و از طرف جنوب بهبهان مي باشد.درازا و پهناي آن را حدود دويست كيلومتر از شمال به جنوب و 180 كيلومتر از شرق به غرب نوشته اند.1
1.ايرج افشار ،مقدمه اي بر شناخت ايل ها،چادرنشينان و طوايف عشايري ايران،جلد اول،1366،ص461
سرزمين بختياري در دو استان واقع است:چهارمحال محل ييلاق و خوزستان محل قشلاق آنان است.طول مسير كوچهاي فصلي در بخش هاي مختلف ايل متفاوت است و به سيصد كيلومتر نيز ميرسد.موسم كوچ ،بهار است كه هوا و گياهان ، در مطلوبترين وضع هستند.مدت كوچ در بهار بيش از پاييز طول مي كشد.مسير كوچ بندرات تغيير مي كند.در اين ناحيه گذرگاه هايي از رشته كوه هاي زاگرس عبور مي كنند.
اين گذرگاه ها به توقفگاههايي منتهي مي شود كه محل آنها بر اساس عرف و سنت تثبيت شده و از دير باز تقريبا ثابت مانده است.
راه هاي اين ناحيه بسيار صعب العبورند و چادرنشينان هنگام عبور از گذرگاههاي پوشيده از برف و تنگ هاي سنگي يا رود كارون يا رودخانه هاي طغياني ديگر در زمان آب شدن برف ها از آن مي گذرند بارها دچار سانحه مي شوند و يا دام ها ي خود را از دست مي دهند. با وجود اين مشكلات ،كوچ فصل لازم است ؛ زيرا از مهر تا ارديبهشت ييلاق ،سرد و پوشيده از برف و از خرداد تا شهريور قشلاق ، گرم و بي آب است و غالبا تمام شدن علوفه در مراتع نيز مزيد بر علت مي شود.قطعا بقاياي نظام زندگي ايلاتي بختياري بر دو اصل مرتع و كوچ استوار گرديده استو با گذشت زمان تغيير نيافته است.
1.ديترمان،بختياري ها عشاير كوه نشين ايراني در پوپه تاريخ ،چاپ اول،مشهد،قدس رضوي،1367،ص130
سرزمين بختياري در عهد هخامنشيان
پارسيان حدود سال 700 ق.م شمال غربي ايران را ترك كردند و در كوه هاي بختياري در منطقه پارسوماش (مسجد سليمان و حومه) و انشان يا آنزان (ايذه) كه جزء منطقه ي عيلام بودند اقامت گزيدند.حكومت عيلام كه از جنگ هاي سخت با آشور كم سكنه و ناتوان شده بود ديگر آن قدرت سابق را نداشت كه از استقرار آنها در اين نواحي جلوگيري نمايد.(پيرنيا،ايران قديم از آغاز تا انقراض ساسانيان،ص70)
مدت ها بعد پارسيان به سركردگي هخامنش در اين نواحي حكومتي كوچك تشكيل دادند.بعد از مرگ هخامنش فرزندش چيش پيش (675-640 ق.م) عنوان پادشاه شهر انشان يافته و قلمرو پارسيان را تا شمال شرقي پارسوماش گسترش داد.وي بسياري از سرزمين ها را تصرف كرد.
به دنبال مرگ چيش پيش قلمرو او ميان دو فرزندش تقسيم گرديد.آريارمنه شاه پارس گرديد و كوروش اول (حدود 640-600) شاه بزرگ پارسوماش شد.
بر روي لوحي زرين متعلق به عهد هخامنشي كه در همدان به دست آمده ،سخني از آريارمنه به زبان ميخي نقل شده است :" اين سرزمين پارسان كه من مالك آنم ، داراي اسبان نيك و مردان نيك است ، خداي بزرگ اهورامزدا آنرا به من داده.من پادشاه اين سرزمينم."(گيرشمن، ايران از آغاز تا اسلام،ص126)
در همين زمان آشور بني پال تصميم گرفت كار عيلام را يكسره كند.لذا به سرزمين عيلام تعرض نمود و شهرهاي آن را يكي پس از ديگري طعمه ي حريق و عرضه غارت ساخت.سپاهيان آشور در ادامه فتوحات خويش در خاك عيلام به كوه هاي سلسله جبال بختياري رسيدند،كورش اول پسر چيش پيش سر انقياد فرود آورد و فرزند خود اوروكو را به عنوان گروگان به آشور سپرد و بدين گونه قلمرو خود پارسوماش را از گزند سپاه خونريز و بي رحم آشور در امان نگاه داشت.
با مرگ كوروش اول فرزندش كمبوجيه اول شاه پارسوماش و لنشان شد.در منطقه ي پارس پس از مرگ آريارمنه پسرش ارشامه جانشين او گرديد.محتمل است كمبوجيه اول بر ارشام غلبه كرده و پارس را ضميمه قلمرو خود نموده باشد.بعدها كمبوجيه ي اول پادشاه پارسوماش ، انشان و پارس با دختر استياگس پادشاه ماد ازدواج كرد و از ثمره آن كوروش دوم (كوروش كبير) بنيانگذار سلسله هخامنشي پديد آمد.بر اساس كاوش هايي كه گيرشمن در تپه مسجد سليمان و منطقه ي بردنشانده انجام داده است ممكن است نخستين قصبه هاي شاهي پارسيان- كه محتملا هخامنش يا چيش پيش بنياد نهاده بود- در اين مناطق تاسيس شده باشد.تپه پاسارگاد در فارس نيز ساختماني مشابه اينها بود و به شاهان شاخه ي خانواده ي هخامنشي كه با آريارمنه در فارس حكومت مي كردند تعلق داشت.بنابراين تپه مسجد سليمان و منطقه بردنشانده و نيز پاسارگاد ، اسلاف تپه تخت جمشيد هستند.(گيرشمن،ايران از آغاز تا اسلام ،ص130)

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> شهر سازی -> پیشینه و معماری شهر های ایران

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir