donyayeshirin هموند ویژه وضعيت: آفلاين 25 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 176 امتياز: 0 تشکر کرده: 21 تشکر شده 48 بار در 33 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 12 بهمن ماه ، 1388 14:00:59 موضوع مطلب: تزيينات و نقوش سفالينه( قسمت اول)
سفالينه ايراني در آغاز بدون نقش و ساده ساخته مي شد، ولي درطول زمان ذوق و علاقه سفالگران منجر به ترسيم نقوش و
طرحهاي گوناگون بر روي سفالينه گرديد. اين نقوش ذوق، تفكر و هنر سفالگران است كه در طول زمان، معمولا با الهام از
طبيعت، روي گل شكل گرفته است. در بين طرح و نقوش سفالينه اوليه تا عصر حاضر نقوش انساني از اهميت ويژه اي برخوردار
است. بشر اوليه طبيعت گراست، طبيعت است كه آذوقه او را فراهم مي كند، سرپناه او را مي سازد، به او پوشاك مي دهد. ارتباط
عوامل گوناگون، سفالگر اوليه با تجربه اي كه از نقاشي در پناهگاهها كسب كرده بود. اين بار بر روي ديگر دست ساخته اي
خود، يعني سفال نقش آفريني مي كند.
قديمي ترين نقوش انساني بر روي سفال را بايد بر روي قديمي ترين خانه و كاشانه بشر اوليه، يعني غارها جستجو كرد. يكي
ازاين سكونتگاهها كه از قديمي ترين آن به شمار مي رود تمدن تپه سيلك است كه متعلق به هزاره پنجم پيش از ميلاد است.
نقوش انسان در حال رقص بر روي سفالينه نقش مي بندد با اين تصور و بر پايه باورهاي مذهبي كه خدايان نيز در آسمان و
زمين به رقص مشغولند.
نقوش انساني ( زن و مرد) در تمامي ادوار سفالگري بر روي سفالينه حائز اهميت فراوان است، سفالينه مشكوفه از محوطه هاي
باستاني، نقوش انساني را در حال نيايش ، شكار، عروسي، ضيافت، رقص، دعا و نواختن موسيقي نشان مي دهد. براي مثال مي
توان نقش زن متعلق به هزاره دوم در تورنگ تپه گرگان، زن و مرد در حال سوگواري، شكار و ضيافت در سفالينه مكشوفه از
مرو، درحال نيايش در تپه اي در كرمانشاه، در حال رقص در سفالينه شوش و تپه موسيان، تل جري در نزديكي تخت جمشيد را
كه در برابر آتش به رقص مشغولند نام برد.
همچنين صحنه هاي رقص به صورت انفرادي و گروهي در سفالينه هاي مكشوفه در تپه موسيان، چشمه علي ري، تل باكون و
ديگر نقاط باستاني شرق و غرب ديده شده است، از زيباترين نمونه هاي سفالين پيش از تاريخ مي توان كاسه سفالي مكشوفه از
گيلان را نام برد كه تصوير دوازده انسان را در حال نيايش و نواختن موسيقي نشان مي دهد.
نقوش انساني به شكل پيكره هاي گلي زن و مرد در دوران تاريخي از اهميت ويژه اي برخوردار است. در مراكز مهم سفالگري
مانند شوش، هگمتانه، گرگان و ديگر مراكز مهم سفالگري، پيكره هاي گلي بسياري به دست آمده است. از موارد مهم در دوران
تاريخي، بويژه اشكاني و ساساني، توسعه و استفاده از لعاب سربي در رنگهاي آبي و فيروزه اي مي باشد.
ساخت تابوت سفالين و ظروف ويژه نگهداري خاكستر مردگان ( دوره ساساني) و پيكره ها و هداياي سفالين براي مراسم مذهبي
و تدفين متداول شد. ظروف سفالين قبل از لعاب با نقوش كنده، قالبي، مهرزده و افزوده برجسته تزييني مي شد . مدارك باستان
شناسي حاكي از آن است كه لعاب قليايي را اشكانيان از طريق مبادلات بازرگاني با سلسله هان بر روي سفالينه چيني منتقل
كردند. همچنين در مورد سفالينه اشكاني و ساساني كه داراي نقوش انساني باشد، مي توان به كاسه سفاليني كه در موزه عشق
آباد تركمنستان موجود است، اشاره كرد. در اين كاسه نقوش، و طرح شكار، بزم و رزم ديده مي شود.
از ديگر نقوش انساني در دوره اشكاني مي توان به نقش انساني كه در حال تيز اندازي است، اشاره كرد. نقوش انساني در
سفالينه هاي ادوار اسلامي از اهميت ويژه اي برخوردار است. بسياري از محققان زيبايي و اهميت سفالينه هاي اسلامي را در
نقوش انساني آن كه حالات گوناگون زندگي روزمره را نشان مي دهد، مي دانند. هنرمندان و سفالگران اين دوره از فرهنگ و
تمدني پيشرفته برخوردار بوده اند.
نقوش انساني در دوره اسلامي تقريبا در انواع سفالينه ياد شده، ديده مي شود، مانند: ظروف سفالين يكرنگ، زرين فام، مينايي،
رنگارنگ و نقش كنده. نقوش انساني زماني با سرحيوان و بدن انسان ديده مي شود كه نشان از باورهاي مذهبي دارد. به نظر
مي رسد هدف از ترسيم اين نقوش ترجماني از افكار، آداب، رسوم و فرهنگ عامه باشد كه هنرمند با انديشه ها و باورها و افسانه
هاي زندگي خود و همنوع خود را به تصوير مي كشد.
خط و ادبيات در دوره قرون وسطي اسلامي ( سلجوقي – خوارزمشاهيان) كه بر مبناي ادبيات زمان خود رونق مي گيرد، به
هنرمند سفالگر الهام مي بخشد كه از داستانهاي ادبي، اسطوره اي بهره گرفته، مضامين ادبي را با نقوش انساني و انواع خطوط
به زيباترين وجه به تصوير در آورد. داستانهايي از شاعراني چون فردوسي، خيام، حافظ، مولانا، بابا افضل كاشاني، ظهير فاريابي و
ديگر اديبان ادوار اسلامي، تفكر سفالگر را به آفرينش نقوش انساني با بهره گيري از داستانهاي ادبيات سوق مي دهد. در سده
هاي چهارم و پنجم هجري داستانهاي فردوسي بر روي سفالينه به تصوير كشيده شد. نقش سواركاران، ضحاك مار دوش روي
سفالينه ها ديده مي شود. داستانهايي نظير بهرام و آزاده، خسرو و شيرين، ليلي و مجنون را به هنگام شكار و رقص نشان،
مسائل نجومي و صور فلكي داده مي شود. ذكر اين نكته ضروري است كه نقوش انساني در ظروف سفاليني دوره اسلامي
هماهنگي زيبايي با تصاوير مربوطه، مانند طبيعت، حيوانات ، پرندگان و آبزيان دارد.
تصاوير انساني برروي سفالينه، با آرايش هاي گوناگون ، البسه متفاوت، حالات مختلف نشان داده شده است و موضوعي كه
جالب توجه است اينكه عموما تصوير گرايي نقوش انساني اغلب حالت تفكر يا غمگيني را نشان مي دهد و نقوش انساني در
حالت خوشحال يا شادي كمتر ديده شده است، حتي در ظروفي كه زن يا مرد در حال نوازندگي هستند.
جالب توجه است اينكه عموماً تصوير گرايي نقوش انساني اغلب حالت تفكر يا غمگيني را نشان مي دهد و نقوش انساني در
حالت خوشحال يا شادي كمتر ديده شده است، حتي در ظروفي كه زن يا مرد در حال نوازندگي هستند.
لازم است يادآوري مي شود كه محققان ، با توجه به نقوش انساني كارگاههاي سفالگري ايران، آنها را در سبك هاي گوناگون
تقسيم بندي كرده اند كه سبكهاي كاشان، ري، سلطان آّباد، ساوه از آن جمله اند. نقوش انساني چه زن، چه مرد در هريك از
مراكز ياد شده داراي ويژگيهاي متفاوتي هستند.
از ديگر صحنه هاي رزمي و بزمي كه در سفالينه دوره اسلامي ديده مي شود، شخصيت هاي مهم نظير سياوش، ضحاك
ماردوش، كيومرث و ديگر داستانهاي چون يوسف و زليخا ، بهرام و آزاده نقوش بسيار زيبايي است كه در سفالينه نوع زرين فام
و مينايي ديده مي شود.
هنرمند سفالگر در به تصوير كشاندن واقعيات زندگي روزانه ، از نقش رقص درويشان، رقص و سماع صوفيان، اجراي
موسيقي ،حتي به تصوير كشاندن واقعه و شهداي كربلا به بهترين وجه موفق است هنرمندي مي تواند خلق كند كه با علوم
رياضي، داستانهاي اسطوره اي، عرفان آشنا باشد و بالاخره از علوم گذشته و حال بهره مند بوده باشد تا بتواند خالق اين همه
هنرمندي بر روي ظرفي گلي باشد.
تصوير گرايي انسان بر روي سفالينه ادوار اسلامي گرچه از سده هاي نخستين اسلامي آغاز مي شود، ولي تكامل آن متعلق به
دوره خوارزمشاهيان سده ششم هجري است بسياري از ظروف سفالين با نقوش انسان داراي تاريخ ساخت و نام سفالگر است كه
608 به دست معروفترين هنرمندان سفالگر سده -604 - 583 و 600 - از جمله مي توان به قديمي ترين آن كه در سالهاي 575
هاي ششم و هفتم هجري مانند خاندان ابوطاهر و ابوزيد ، ساخته شده، اشاره كرد.
بهرحال از سده هاي نخستين اسلامي نقوش انسان در سفالينه به تصوير در مي آيد كه از آن ميان مي توان به نقوش سفالينه
هاي قالبي نيشابور اشاره كرد و در سده هاي بعد در بيشتر مراكز سفالگري، نقش انسان بر پايه داستانهاي ملي مانند شاهنامه
رواج مي يابد.
ضحاك مار دوش بر روي سفالينه هاي اورميه يا جنگ سواران بر روي سفالينه هاي جرجان در قرن ششم و آغاز سده هفتم
هجري، اين هنر را نشان مي دهد. نقوش انساني در دوره ايلخاني يا تيموري با ويژگيهاي زمان خود ادامه مي يابد و در اين
زمان نقوش انسان همانند نقاشيهاي نسخ خطي، كاشي و نقوش فلزي قابل مقايسه هستند.
نقوش انسان بر روي سفالين دردوره متاخر ( صفوي – قاجاريه ) با ويژگيهاي متفاوت از دوره هاي متقدم ادامه پيدا كرد. در اين
دوره نيز همانند گذشته سفالگر هنرمند با توجه به زمان و مكان و نوع سفالينه متداول به نقش آفريني بر روي سفال و كاشي
مي پردازد كه در مراكز سفالگري شهرهاي قم، اصفهان، كرمان ،مشهد، يزد و برخي از جزاير خليج فارس مانند هرمز وجود دارد.
در اين ظروف نقوش انساني با طرحي جديد مشاهده مي گردد كه در مواردي اين نقوش قابل ملاحظه با نقوش سفالين ساخت
كشور چين است. طرح و نقوش انساني ( زن – مرد ) بيش از همه در ظروف سفالين معروف به نوع آبي و سفيد مشاهده ميشود
miladhamidavi هموند کوشا وضعيت: آفلاين 6 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 47 امتياز: 0 تشکر کرده: 81 تشکر شده 48 بار در 25 پست
محل سكونت: خوزستان
ارسال شده در: جمعه، 7 اسفند ماه ، 1388 18:42:36 موضوع مطلب:
طرحهاي هندسي ساده بصورت زيگ زاگ وخطوط موازي كه در پاره از اوقات بيانگر تعيين حدود زمينهاست در ابتدا بروي سفالها منقوش ميگرديد و با گذشت دوره هاي مختلف بهمراه نفوش هندسي نمادهاي خاصي نمايان گرديدوبدنبال ان در دوره انتهاي مس وسنگ سفالهيي بانقوش تركيبي انسان گياهان وحيوانات پديدار شدنند.
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: شنبه، 8 اسفند ماه ، 1388 17:01:29 موضوع مطلب:
درود بر شما کاربر گرامی
البته خطوط زیگزاگ نماد آب و کوه نیز میتواند باشد و در خطوط اندیشه نگاز نیز به کار رفته است . و ما میدانیم که خود کوه ها نیز نماد آب میباشند . و ما در اندیشه ی ایرانی چنین اندیشه ای را داریم _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !