sayeh دبیر کارگروه وضعيت: آفلاين 30 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 207 امتياز: 0 تشکر کرده: 4 تشکر شده 52 بار در 46 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 30 دي ماه ، 1388 10:25:58 موضوع مطلب: بختیاریها در تاریخ ایران
تاریخ شناسنامه و سرگذشت نیاكان و پیشینیان هر قوم و قبیلهای است كه به موزهی تاریخ پیوستهاند. سرزمین بختیاری، تاریخی بسیار شگرف دارد. سرزمینی كه وارث دو تمدن بزرگ و نخستین ایران یعنی تمدن ایلام و تمدن هخامنشی است كه خداوند بزرگ بهترین رودخانههای جهان یعنی كارون و زایندهرود و دز را در آن قرار داد تا مردمی شریف و نجیب در دو سوی رشته كوههای زاگرس و قلههای مرتفع آن «اشترانكوه» و «زردكوه» زمستان و تابستان خود را بگذرانند. مردمی كه زندگی كردن در چنین آب و هوای نیكویی كه از الطاف خداوند بخشنده است را جزو افتخارات خود میدانستند. اما افسوس كه این كوههای بلند و زیبا و این رودخانههای خروشان و جوشان در نهایت باعث جدایی بختیاری گردید و این ضربهی بزرگی بود بر پیر و انسجام ایلی كه روزگاران دراز سربازان و مدافعان كشور عزیزمان ایران بودهاند. مردمی كه شجاعت، رشادت، دلاوری و مردانگی آنها زبانزد خاص و عام است. هدف این مقاله بررسی سیر تاریخی سرزمین بختیاری با توجه به مراحل سهگانهی تاریخی از قبیل مرحلهای افسانهای، مرحلهی حماسی و مرحلهی تاریخی كه مورخان برای گذشتهی ملتهای بزرگ و پیشین درنظر گرفتهاند، میباشد.
این سه مرحله را بر اساس شاهنامهی فرزانهی طوس میتوان چنین تعبیر كرد:
مرحلهی افسانهای یا پیشدادیان، مرحلهی حماسی یا كیانیان و مرحلهی تاریخی یعنی اشكانیان و ساسانیان.
اما ارتباط این دوران با سرزمین بختیاری چیست؟ با توجه به جغرافیای باستانی سرزمین بختیاری كه از سمت شرق از منتهیعلیه استان چهارمحال و بختیاری كنونی شروع و از شمالشرق تا نزدیكی اصفهان یعنی مناطق شهرستان فریدن كنونی قبل از اسكان تركان و ارامنه و گرجیها در آن ناحیه (تركان و ارامنه و گرجیها در زمان شاهعباس صفوی بهعنوان حایل بین خاك بختیاری و پایتخت صفوی –اصفهان- بهصورت یك خط عرضی از «چمن سلطان» در نزدیكی الیگودرز تا «چغاخور» در نزدیكی بروجن استقرار یافتند كه بیشترین آنها در منطقهی فریدن ساكن شدند) و از شمال غرب به بروجرد منتهی میشد و از آنجا بهوسیلهی رودخانهای كه از میان شهر دورود كنونی میگذرد و در حوالی اندیمشك به رودخانهی دز منتهی میشد، جدا میشد و سپس از دزفول بهصورت یك خط عرضی به شوشتر و از آنجا به بهبهان و رامهرمز ختم میگردید و در نهایت از سمت جنوب شرقی به خاك كهگیلویه محدود میشد، فرض شود.
در این سرزمین نامهایی وجود دارد كه از سپیدهدم تاریخ ایران سرچشمه میگیرند. در شمال سرزمین بختیاری یعنی شهرستان الیگودرز كنونی دو منطقه یكی بهنام «آلورز» كه در واقع اختصار واژهی «آل گودرز» است كه الیگودرز از آن مشتق شده است و طایفهی گودرزی مقیم در الیگودرز انتساب خود را به گودرز «پهلوان شاهنامه» میرسانند و دیگری «آل كورز» میباشد كه در واقع این نیز اختصار واژهی «كیومرز» یا «كیومرث» است كه بنا به شاهنامهی فردوسی ایشان نخستین انسان و فرمانروا بوده كه در كوهها زندگی میكرد و حدود سی سال بر انسان و حیوان فرمانروایی نمود. «احمد رفعت» در كتاب لغت و جغرافیای تركی مینویسد: «كیومرث كه در سال 2415 از خلقت، سلطنت پیشدادیان را در ایران تأسیس نمود از سلالهی ایلام بود.» كیومرز مربوط به دوران پیشدادیان و گودرز مربوط به دورهی كیانیان هستند. نكتهی جالب توجه اینكه هوشنگ پیشدادی پسر كیومرز نخستین كسی بود كه در همین سرزمین بختیاری با زدن دو سنگ چخماق به یكدیگر از آن جرقه حاصل شد و بوتهای را به آتش كشید و از این زمان بود كه آتش كشف شد و هم او بود كه شیوهی استخراج فلزات را به بشریت آموزش داد و میدانیم كه نخستین كورهی ذوب آهن ایران در محلی بهنام «شلا» در حوالی سوسن در سرزمین بختیاری كه در زمان پیشدادیان ساخته شد و سنگ آهن در آن ذوب گردید. (“شلا” نام همسر اینشوشی ناك پادشاه ایلام در هزارهی دوم بود كه هر دو بهعنوان ربالنوع مورد پرستش بودند و بر آیین بابلی برتری داشتند.) اهمیت این موضوع بهقدری است كه باستانشناسان آلمانی و فرانسوی معتقدند كه «اگر ایرانیان سنگ آهن را ذوب نمیكردند و از آن وسایل مختلف نمیساختند احتمالا صنعت دنیا هزار سال عقب میافتاد.»
در شمال شرقی سرزمین بختیاری نیز مناطقی وجود دارد كه پیشینهی تاریخی دارند. یكی از آنها منطقهی فریدن شامل شهرستانهای فریدن به مركزیت داران، فریدونشهر و چادگان كنونی كه از دیرباز جزو ولایت بختیاری بودهاند و از زمان رضاشاه با تجزیهی خاك بختیاری ضمیمهی اصفهان گردیدند. و همچنین كوه «فردون» در بختیاری كه هر دو مشتق از نام فریدون نوهی جمشید پادشاه پیشدادی است و شاید این كوه همان كوهی باشد كه فریدون دوران كودكیاش را در آن گذراند.
و دیگری روستای «مشهد كاوه» كه در همین فریدن واقع گردیده است و آن را زادگاه و شهادتگاه كاوه آهنگر میدانند. چنانكه مبارزه با ظلم و ستم ضحاك تازی از سرزمین بختیاری به رهبری كاوه دادگر آغاز گردید و ضحاك را اسیر كرد و در كوه دماوند زندانی نمود. و فریدون را به پادشاهی ایران برگزید.
آثار و كتیبههای كول فره (فره یعنی شكوه و بزرگی) واشكفت سلمان و ویرانههای شهر سوسن در ایذه از دیگر نشانههای تمدن و مدنیت از دورهی ایلام در بختیاری است.
دورهی دوم، دورهی كیانیان یا دورهی حماسی است. مورخین در واقع این دوره را همان دورهی هخامنشیان میدانند و ارتباط این دوره نیز با سرزمین بختیاری نیز مشخص و مبرهن است. بهطوریكه بارون دوبد (debode) معتقد است كه اصطلاح “لر” مشتق از كلمات ایرانی است و میگوید واژهی “لر” مأخوذ از لهراسب است و همینطور میرزا آقاخان كرمانی در تاریخ ایران مینگارد كه : هفتم، سلالهی هخامنشی: اینان ابتدا در ایلام و پس از آن در فارس سلطنت داشتند. شاید “لهراسب” به معنی “لر بزرگ” باشد ، زیرا كه قبیلهی اینان از قوم لر بودهاند و مراد از لهراسب یكی از اولاد هخامنش است.
با توجه به شاهنامهی فردوسی نیز بعد از كیخسرو كه مورخین معتقدند همان كورش كبیر میباشد “لهراسب” به پادشاهی رسید. لذا باید خاطرنشان كرد كه نخستین سكونتگاه پارسها در سرزمین بختیاری یعنی “پارسوماد” بهچم مركز پارس و ماد بوده است. ( ماد کردستان و آذربایجان کنونی است ) نكتهی دیگری كه ذكر آن در این دوره اهمیت دارد درخصوص منطقهی “چلگرد” یا “چهل گرد” در استان بختیاری و چهارمحال كنونی است كه “رستم” پهلوان نامی ایران بهاران برای آموزش فنون رزمی به جوانان و گردان بختیاری به اینجا میآمد و مصداق این گفته شعر فرزانهی طوس دربارهی رستم دستان است كه میگوید: “ بهاران همیشه به دیمه بدی.”
از منظری دیگر نیز میتوان تاریخ سرزمین بختیاری را مورد ارزیابی و بررسی قرار داد. كنگل (1966، ص 220) “معتقد است كه در اواخر سالهای 3000 قبل از میلاد مسیح (ع) گوتیها از كوهستانها فرود آمدند و در سرزمینهای پست بینالنهرین سكنی گزیدند و پس از چندی به فتح بابل دست یافتند.”
دهخدا نیز مینویسد كه: “گوتی طایفهای از ساكنان قدیم زاگرس بودهاند. این گروه، نارامیس پادشاه آكد را شكست داده و بر بابل مسلط شدند.”
“تورایف” در كتاب مشرق قدیم صفحه 164 مینویسد كه : “اوگبارو” فرماندار گوتیها به دستور كورش بزرگ وارد بابل گردید و آنجا را فتح كرد و در سوم مرهشوان خود كورش وارد بابل شد و به شهر آرامش داد و اوگباروراوالی آنجا قرار داد.” آنچه مسلم است این است كه گوتیها همین طایفهی گوتوندی (گتوندی)های امروزی هستند كه طایفهای از بختیاریها میباشند. لولوبیها (شاید لولوییها) را در این زمان از همسایگان گوتیها میدانند. هر دو طایفه كه ریشه در نژاد هند-اروپایی داشتند و ساكن خوزستان بودند به مناسبت اهمیت شهرهایشان و فراوانی ثروت در آن شهرها مورد احترام مردمان خوزستان قرار گرفتند . (ایك اشتدت، 1961، ص 62) .
گرچه برخی از نویسندگان لولوبیها را به همهی لرها تعمیم میدهند اما باتوجه به پژوهشهای جامعهشناختی به این نتیجه رسیدم كه لولوبیها در واقع یكی از طوایف بختیاری كنونی بهنام طایفهی ململی هستند كه پس از گذشت پنج هزار سال هنوز بسیاری از آنها پسوند لولویی را در شناسنامههای خود حفظ كردهاند.
نخستین دولتی كه همزمان با ایلام در ایران پیش از اسلام تشكیل شد، دولت ماد بود. ارتباط این دولت با سرزمین بختیاری نیز زیاد بودهاست. بهطوریكه هرودوت مینویسد: “قبایل عضو اتحادیه ماد، شش قبیله بودند كه عبارتند از: بوسیان، پارتاكنیان، آستروكاتیان، اریزانتیان، بودیان و مغها (تاریخ ماد، ص 142).” از قبایل یادشده هماینك نام پنج تای آنها در بین طوایف بختیاری با تغییراتی به چشم میخورد كه عبارتند از: بوسیان= طایفهی بوساك یا بساك چهارلنگ، مغها= طایفهی موگویی یا مغویی چهارلنگ و جالبتر اینكه مورخین سكونتگاه قبیلهی ششم را نیز در جنوب اصفهان ذكر كردهاند كه منطقهی فریدن كنونی و پارتاكنا (پارتیكن) باستانی میباشد چرا كه درحال حاضر در نزدیكیهای داران پاركی بهنام پارك “پارتیكن” احداث گردیده است.
با ورود اسلام به ایران بسیاری از واژههای پارسی دستخوش تغییر و تحول فراوان گردیدند. مثلا تلفظ كلمهی زردتشت در پهلوی “زاراتهسترا” بوده و یونانیان “زارسترو” نوشتهاند. بنابراین نامهای یادشده نیز درگذر زمان بر اثر استفادهی زیاد بهصورت كنونی درآمدهاند، یا اینكه چون بیشتر مورخین خارجی بودهاند، لذا در هنگام یادداشت و یا هنگام ترجمه بهوسیلهی دیگران این اسامی به گونههای مختلف ثبت گردیدهباشند.
همچنین هرودوت در 800 قبل از میلاد در جای دیگری نوشت كه دشتهای دامنهی زاگرس و نواحی پیرامون پایتخت سوسا (شاید سوسن مالمیر یا شوش) به مردمان “آسكی تن” و “كی مر” متعلق بوده است.
همانطوریكه گفته شد نام قبایل به شیوههای مختلف ثبت گردیده است كه چنین استنباط میشود كه آسكیتن همان آستروكاتیان و نام طایفهی آستركی امروزین مشتق از آنهاست و نام طوایف “ایمری” زراسوند و “مری” موگویی نیز همان شكل تغییریافتهی “كی مر” میباشد. شاید این قبایل نخستین گروههای قوم پارس بودهاند كه همزمان با مادها به سرزمین كنونی بختیاری كوچ كردهاند و تا قبل از تشكیل دولت هخامنشی كه یكی دیگر از قبایل پارسی بود و بعدها به سرزمین بختیاری آمدند، عضو اتحادیهی ماد بودند، اما پس از آمدن دیگر قبایل پارسی كه به مرور منجر به تشكیل امپراتوری هخامنشی گردید، طوایف نامبرده نیز از متحدین حكومت پارسی كه نخستین پایههای آن در سرزمین “آساك” (كه این نام نیز با نام طایفهی آستركی (آسكیتن یا آستروكاتیان) شباهت نزدیك دارد) یعنی پارسوماش بعدی تشكیل شد محسوب میشدند و شاید هم این طوایف ماد بودند و مقهور پارسیان گردیدند. اما با توجه به اینكه پارسهای بعدی این منطقه را انتخاب كردند و به اینجا مهاجرت نمودند، این تصور وجود دارد كه قبایل بالا نیز پارسی بودهاند.
گیرشمن معتقد است كه پارسیان ابتدا در شمال غربی ایران در نزدیكی دریاچهی ارومیه مستقر شدند و احتمالا در حدود 700 قبل از میلاد آنان در محوطهی غربی جبال زاگرس تا مشرق شهر جدید شوشتر، در ناحیهای كه ایشان پارسواش یا پارسوماش نامیدهاند- و این نام در سالنامههای آشوری ذكر شده- اقامت گزیدند.
نامبرده در دنبالهی بحث خود اضافه میكند كه: “اما در باب پارسیان ایران باید گفت كه در حدود 700 قبل از میلاد آنها در پارسوماش در كوههای فرعی سلسله جبال بختیاری در مشرق شوشتر، ناحیهی واقع در دو سوی كارون نزدیك انحنای بزرگ این رود پیش از آنكه بهسوی جنوب برگردد، مستقر شدند. عیلام دیگر در این زمان آن قدرت را نداشت كه از استقرار آنان در این ناحیه ممانعت كند همین ناحیه كه همواره بخشی از مستملكات عیلام بود و پارسیان احتمالا سلطنت آنان را میشناختند. پارسیان تحت قیادت هخامنش حكومت كوچك خود را كه مقدور بود بزرگ گردد تأسیس كردند و نام خویش را بدان دادند. (ایران از آغاز تا اسلام، ص 124)
منطقه كوهستانی پارس (پرسید) باستانی در جنوب “پارتاكنا” بوده و از جنوب شرقی به درههای رود كارون و كرخه كه در میان دنبالهی رشتههای زاگرس قرار داشتند محدود بود. ناحیهی اخیرالذكر همان عیلام باستانی یا سوزیان (خوزستان، شوش) یكی از مراكز قدیمیترین تمدنها بوده و از جانب غرب خاك ایرانی ( آریایی ) ماد، با آشور هممرز بوده است.(تاریخ ماد، ص 82) بنابر كتیبهی بیستون از قرن هفتم قبل از میلاد در پارس خاندان هخامنشیان حكومت میكردند. بعد از مؤسس خاندان كه هخامنش نام داشت و پسرش “تئیسپ” یا “چیشپیش” این خاندان بر دو شاخه منقسم گشت كه هر دو در آن سرزمین سلطنت داشتند.
كورش اول، پادشاه پارسوماش و كمبوجیه اول پدر كورش دوم مؤسس پادشاهی پارس به شاخهی اول تعلق داشتند. آریا رمنه پسر دیگر چیشپیش از شاخهی دوم بودند. بنابراین چنین استنباط میشود كه این دو شاخه به بزرگ و كوچك تقسیم شدهاند. (یعنی پسر بزرگ و پسر كوچك) شاخهی بزرگ كه كورش به آن تعلق داشت و در پارسوماش حكمروایی میكرد، پس لر بزرگ پسوند “بزرگ” را از شاخهی بزرگ و مهتر هخامنشی كه اسلاف آنها بودهاند گرفته باشند و از سوی دیگر لر كوچك نیز پسوند “كوچك” را از شاخهی دوم هخامنشی یعنی شاخهی كهتر كه اعقابشان میباشند گرفتهاند. شایسته به بیان است كه پارسوماد (مسجدسلیمان) زادگاه جیشپیش، كورش اول، كمبوجیه اول و كورش بزرگ بوده است. همچنین نام “كر” بر روی چشمهای در كوهرنگ بختیاری كه درواقع سرچشمهی اصلی كارون میباشد یادآور نام كورش هخامنشی است كه در روزگار ما به نام چشمه “محمود كر” معروف شده است.
در دورهی اشكانیان و ساسانیان نیز این سرزمین از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. مجسمهی مرد پارتی در “شمی” ایذه كه بنابر اشتاین “شمی” به اقامتگاه تابستانی پارتها اطلاق میشد دلیل بر این مدعاست. همچنین عدهی خاندانهای بزرگی كه در دورهی اشكانیان مقام نخست را داشتند ظاهرا هفت بود كه از میان آنها، دو خاندان بعد از دودمان شاهی صاحب قدرت محسوب میشدند. یكی خاندان سورنا و دیگری خاندان كارن. خاندان كارن به بختیاریها متعلق بود و او حاكم ساتراپ بختیاری در آن دوره بوده است و نام رودخانهی بزرگ كارون در سرزمین بختیاری اقتباس از نام این سردار بزرگ بختیاری در آن دوره بوده است. از آثار دورهی ساسانیان میتوان به پل “فرهزاد” در ایذه كه یادآور نام مادر اردشیر بابكان و شهر اردشیرخوره در جایگاه ایذه كنونی و همچنین شهر استرآباد اردشیر یا بنهوار آستركی كنونی (بنهوار هفت و چهار) در 30 كیلومتری شرق لالی كه در دورهی صفویه بناهای باعظمتی به سبك معماری صفوی توسط امرای بزرگ بختیاری یعنی تاجمیرخان آستركی و پسرش میرجهانگیر خان و نوهاش خلیل خان آستركی بر بناهای پیشین آن ساخته شد، اشاره نمود. بنهوار از سال 924 تا سال 1203 هجری قمری مركز حكومت بختیاری هفتلنگ و چهارلنگ قرار گرفته بود. از اینروی به بنهوار هفت و چهار نیز شهرت دارد. در خصوص این مكان در كتب تاریخی چنین آمده است: “ از دودمان میرجهانگیر خان آستركی بختیاری، آثار و ابنیهی تاریخی معظمی در نقاط مختلف بختیاری بهجامانده است كه از آن جمله خرابههای سردشت نزدیك دزفول و بنهوار از توابع مسجد سلیمان در منطقهی گرمسیر و همچنین در دیمه و چغاگرگ در سردسیر میباشد كه گواه بارزی بر شوكت و جلال زیاد آنها بوده است.
sayeh دبیر کارگروه وضعيت: آفلاين 30 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 207 امتياز: 0 تشکر کرده: 4 تشکر شده 52 بار در 46 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 3 اسفند ماه ، 1388 11:02:05 موضوع مطلب: طوایف و تیرههای بختیاری
قوم بزرگ بختیاری به دو شاخهٔ هفت لنگ و چهار لنگ تقسیم میشود.
هفت لَنگ شامل چهار بابِ بهداروند، بابادی، دورکی و دینارانیو نوروزی است.
چهار لَنگ شامل پنج باب محمودصالح (ممصالح)، کینورسی، زلقی ذَلِکی، مَیوند (ممیوند) و موگویی است .
براساس سنتی که در ایل وجود داشته است، گردش حکومت بهوسیله مالیات سرانه ای بوده است که از دامداران می گرفتند و اقتصادِ حکومت خان ها براساس همین مالیات بود. این مالیات بر اساس میزان تولید فرآورده های دامی به نوع مراتع و وسعت آن و تعداد دام و تعداد نفراتی که در ایل قدرت کارایی در امر تولید دام و پرورش آن را داشته اند بستگی داشته است. همه بختیاری از لحاظ گرفتن مالیات به دو بخش تقسیم می شد:
از یک بخش که دام زیادتر و مراتع بهتر داشته اند مالیات بیشتری دریافت می شد و از بخش دیگر مالیاتِ کمتر. واحد گرفتن مالیاتِ دامی در ایل، بر حسب مادیان تعیین می شد . برای هر راس مادیان، سالانه مقداری پول از 10 ریال تا 30 ریال به معیار آن زمان دریافت می کردند. جدول اخذ مالیات به شرح زیر بوده است:
4راس گاو = یک راس مادیان = 10 ریال مالیات
4راس خر = یک راس مادیان = 10 ریال مالیات
1راس مادیان = یک راس مادیان = 10 ریال مالیات
چون یک راس مادیان برابر واحد گرفتن مالیات دامی به معنی چهارلنگ محسوب می شده ، افراد این منطقه که مشمول پرداخت این نوع مالیات بودند به چهار لنگ معروف شدند. گروه دیگر که قدرت مالی بیشتر داشتند همین مقدار مالیات را به اندازه هفت لنگ مادیان می داده اند یعنی دوراس مادیان(هشت لنگ) منهای یک لنگه یعنی هفت لنگ مادیان می داده اند یعنی دوراس مادیان(هشت لنگ) منهای یک لنگه یعنی هفت لنگ. روی این اصل مردم این منطقه بنام هفت لنگ معروف شدند. جدول زیر این طبقه بندی را نشان می دهد:
در مورد همین مالیات گرفتن، خوانین به دلایل سیاسی در خود ایل و نزدیکی و دوری طایفه ها به خوانین، بین طوایف فرق می گذاشتند و به بعضی ها امتیازاتی می دادند. گرفتن مالیات توسط کلانتران ایل انجام می گرفت و درعوض خود این کلانتران از پرداخت مالیات معاف بودند.
تقسیمات درون-ایلی بختیاری به ترتیب به این صورت است: ایل، قسمت، طایفه، تیره، تش، اولاد، خانوار.[۳]
اولاد را کُربَوو و کُردا هم میگویند و اولاد ممکن است به مال و بهون (سیاهچادر) هم بخش شود.
Ariyadokht سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 19 بهمن ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 401 امتياز: 1005 تشکر کرده: 522 تشکر شده 289 بار در 185 پست
محل سكونت: ایران زمین
ارسال شده در: دوشنبه، 3 اسفند ماه ، 1388 14:01:10 موضوع مطلب:
درود بر شما و سپاس از جستار نیکتان
سایه جان من بختیاری و از طایفه هفت لنگ هستم خرده ای به نگارشت ات وارد نیست چون آگاهم از ویکی پدیا است کامل و درست نیست.
و برای کاملتر شدن و آگاه شدن نگاشته شما می گویم :
دو باب در باب هفت لنگ در ویکی پدیا نادرست آمده است 1- دینارونی 2- جانکی سردسیر (که در نوشته آورده نشده بود)
و برای باب چهار لنگ : 1- محمد صالح است نه محمود صالح
2-کینورسی نیست کیان ارثی است
3-زلقی نادرست است و ذلقی درست میباشد.
4- میوند نادرست است و ممیوند درست است.
Ariyadokht سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 19 بهمن ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 401 امتياز: 1005 تشکر کرده: 522 تشکر شده 289 بار در 185 پست
محل سكونت: ایران زمین
ارسال شده در: دوشنبه، 3 اسفند ماه ، 1388 14:02:18 موضوع مطلب:
برای مالیات اینگونه نبوده است :
یکی از دلایل تقسیم بندی ایل بختیاری به 7لنگ و 4لنگ اختلاف مالیاتی بوده است.
لنگ به چم پا است.
پس هر مادیان 4پا یا لنگ دارد(لَنگ) و 3راس میشود12 از 12تا 7تا را برای 7لنگ و 4تا را برای 4لنگ می پرداختند و 1باقیمانده را می بخشیدند.
و 3راس نبوده 7راس معادل یک مادیان 10 ریال میشده است.
و دلیل جدایی این دو لنگ از هم مال و مادیان و ثروت و مراتع بیشتر بر اون دیگری است
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 3 اسفند ماه ، 1388 22:10:01 موضوع مطلب:
درود
با نام نویسی در ویکی پدیا می توانید نوشتارهای آن را بویرائید یا بر شمارشان بیافزایید. شوند ِ پیشرفت و همه گیر و همه جایی شدن ویکی پدیا همین است که همه کس می توانند با بن مایه و یا از خودشان ، بر نوشتار ها بیافزایند _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند