sayeh دبیر کارگروه وضعيت: آفلاين 30 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 207 امتياز: 0 تشکر کرده: 4 تشکر شده 52 بار در 46 پست
ارسال شده در: سه شنبه، 29 دي ماه ، 1388 15:36:16 موضوع مطلب: عظمت دانش پزشكي دانشگاه جندي شاپ
مكتب هاي پزشكي ، بهداشتي ، درماني و تندرستي در ايران باستان در ايران باستان به چند مكتب پزشكي بر مي خوريم كه دليل توجه فراوان ايرانيان به دانش پزشكي است :
مكتب دانش مزديسني تاريخ نسبي اين مكتب به 1700 ( پ م ) مي رسد . رهبر اين مكتب زردشت ( پيامبر ، فيلسوف ، ستاره شناس ، سرودگوي و درمان دهنده ) ، به عهده داشته است . زردشت در سرود گاتاها مي فرمايد : در جهان هستي خاكي ، دو نيروي هم زاد ، سپنتا مينو و انگره مينو وجود دارد . سپنتا مينو نماد نيكي ، راستي ، پاكي ، شادي و تندرستي و … است و انگره مينو نماد بدي ، تاريكي ، دروغ ، درد ، بيماري ، بدبختي و … است . آدمي مي بايد با انگره مينو ستيز كند و خود را به پايگاه سپنتا مينو برساند تا در جهان به درستي زندگي كند و با خرد خود با پايه ي كمال دست يابد و سپس در جهان مينوي به امرداد ، يعني به جاودانگي برسد . زردشت مي فرمايد : اهورا مزدا بزرگ ترين بهي بخش و درمان دهنده است . در مكتب مزديسني ، زردشت خود را « زئوتر » مي نامد . در نسك زردشت نامك آمده كه او ( زردشت ) از نيروهاي نابخرد و از كاهنان دروغگو و خرافي پرهيز مي كند و به آن چه با خرد سازگار است مي پردازد . پس براي هر دردي درمان است و بايد از گياهان سودمند ، از آب هاي گوارا ، از هواي تازه ، از پرتوهاي به جاي خورشيد ، از كلام مانتره ، از ورزش و چوگان و اسب سواري و … نيازمندان را كمك كرد . در مكتب مزديسني به پاكيزگي محيط توجه مي شود و بهداشت فردي و گروهي را پايه ي اصلي تندرستي و شادي مي داند . در اين مكتب پزشك ارج دارد ولي بايد با اخلاق باشد و با دَئنا ( وجدان ) نيازمندان را راهنمايي نمايد . در مكتب مزديسني چند گونه پزشك وجود داشت ، كه عبارتند از :
1) اشوبئيشه زو ( درمان با آشوبي و پاكي و راستي )
2) داتوبئيشه زو ( درمان با داد ، پزشك قانوني )
3) كره توبئيشه زو ( درمان با كارد ، جراح )
4) مانتروبئيشه زو ( درمان با گفتار ، روان پزشك و روانكاو )
5) اروروبئيشه زو ( گياه درماني يا درمان با گياهان سودمند )
در بخش اوستاي سروش باز چنين مي آيد : از براي او باد هزار بار تندرستي و ده هزار بار تندرستي در دينكرد مباحث بهداشتي و درماني وجود دارد ، به ويژه رعايت بهداشت محيط و بهداشت تن و جامه و مكان ستوده شده . به طور كلي مكتب مزديسني پر از اندرزهاي پزشكي و بهداشتي و تندرستي است .
مكتب دانش 100 ( سد ) پس از زردشت پيروان او با توجه به مكتب اصلي مزديسني ، ديگر مكتب هايي را آغاز كردند كه در همه ي آن ها تندرستي از اهميّت ويژه اي برخوردار بود . يكي از مكتب ها ، مكتب 100 ( سد ) بود كه 100 سال پس از زردشت به وسيله ي موبدي به نام « سئين » پسر « اهوم ستوت » پايه گذاري شد . اين موبد از پيروان انجمن مغان ( برادران ) بود كه يك سد سال پيش ، خود زردشت برپا نموده بود . از شگفتي ها اين كه موبد سئين خود تا 100 سال زندگي كرد و در مكتب او 100 نفر پذيرفته شدند و تا 100 سال نيز دوام داشت . اساس اين مكتب ، آموزش و ارج به دانش هاي فلسفي ، ديني ، پزشكي و نجوم بود كه خود كه خود موبد به آن ها عالم بود . وي در نسك سرگذشت رجال از مورخ يوناني و ايراني و مصري و سرياني كه به فرهنگ پزشكي و بهداشتي ارج مي نهادند ، ستايش شده است . ضمناً از قول سردار يوناني تمسوكلن مي نويسند كه او نيز به مكتب پزشكي 100 راه يافته و از دانش هاي اين مكتب بهره برد و حتا مي گويد كه برخي از دانش آموختگان اين مكتب به تعاليم اوليه ي رياضي و نجوم و شايد روش هاي شبيه فيثاغورس مي پرداختند .
مكتب دانش اكباتان نزديك به هزرا سال پس از زردشت ، مكتب اكباتان به وجود آمده كه زيربناي آن مكتب مزديسني بود . اين مكتب از نيمه ي دوم سده ي هفتم ( پ م ) با فرمانروايي مادها آغاز شد . اين مكتب به وسيله ي گروه پزشكان روحاني با همان برنامه هاي پزشكي و بهداشتي مكتب مزديسني اداره مي شد . از جمله رده پزشك درمان كننده مي بايست عالم باشد و حتا با گذراندن دوره اي ، پروانه ي كار دريافت كند . خاورشناسان برآنند كه پروانه ي كار پزشكي در اين دوره يكي از شگفتي هاي فرهنگي جهان بوده و ثبت در تاريخ پزشكي است . در اين مكتب يك پزشك مي بايست پاك منش ، پاك چشم ، انسان دوست و قانع باشد . در نسك دينكرد آمده : پزشك در ايران باستان مي بايست بيمار را به دقت معاينه كند ، كتاب بسيار بخواند ، از اعضاي بدن آگاه باشد و گياهان درماني را بشناسد . يادآوري مي شود كه دوره ي مكتب اكباتان در ايران مصادف با رنسانس علمي در سرزمين يونان بود . به همين دليل روابط فرهنگي بين اين دو سرزمين برقرار شد . تاريخ گويا است كه برخي از فلاسفه ي يونان از فرهنگ زردشت يعني از مكتب مزديسني بهره برده اند و در آثار شماري از آن ها به اين حقيقت اشاره شده كه چند تن از آن ها پيرو فلسفه ي زردشت بوده اند .
مكتب دانش هخامنشي اين مكتب از فرمانروايي كورش بزرگ ( 559-28 پ م ) آغاز و تا 350 ( پ م ) با كيفيتي برتر از گذشته ادامه داشته و تا آغاز مكتب گندي شاپور ( 250 م ) دنبال شده است . در اين مكتب دانش پزشكي در فلات ايران پا به پاي تمدّن دوران هخامنشيان پيش رفت و تا جايي رسيد كه داريوش بزرگ پس از تصرف مصر ، دستور داد نخستين مدرسه ي طب در شهر سائيس ( شهر باستاني مصر سفلي در كنار نيل و خاور منهور ) بر پا گردد . در اين مدرسه پزشكان و فلاسفه و رياضي دان هاي جهان از آن جمله رياضي دان بزرگ ايراني اُستانس ( مَس مغان ) تدريس مي كردند . ( اُستانِس در شهر ممفيس كنار نيل كه خرابه ي آن نزديك شهر عين الشمس قرار دارد ، سكونت داشت ) . در دايره المعارف گزنفون ( شاگرد سقراط ) ( 340-355 ) درباره ي كورش چنين آمده كه كورش به دانش پزشكي آگاه بود و در بسياري موارد پرستاري از بيماران خانواده ي شاهي را خود به عهده مي گرفت .
زاده پاک اهـــورا، از نژاد آريـــانم
تير آرش در کمانم، نام ايران بر زبانم، سرکشم چون کوه آتش،
آتشم، آتشفشانم چون سياوش پاک پاکم، همچو رستم پهلوانم،
کاوه ام تارپود کاويانم، من ز ماد و از هخايم، از ارشک، ساسانيانم،
مازيارم،بابکم ، من رهبر آزادگانم، جشن يلدا، جشن نوروز هم مهرگانم