donyayeshirin هموند ویژه وضعيت: آفلاين 25 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 176 امتياز: 0 تشکر کرده: 21 تشکر شده 48 بار در 33 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 28 دي ماه ، 1388 14:52:39 موضوع مطلب: نقوش پرنده در هنر ایران باستان
1- شاهین یا عقاب:
در اساطیر ایران شاهین (عقاب) جایی مخصوص دارد . در افسانه های آفرینش به نام پیک خورشید معرفی شده که در کشتن گاو نخستین با مهر همکاری کرد. در برخی توصیف ها ،اهورا مزدا به سر عقاب تشبیه شده که شاید مقصود همان سئنه (سیمرغ) در اوستا باشد.
در ایران قدیم شاهین ، مرغی خوش یمن و مقدس به شمار می رفته است و در افسانه های باستانی مظهر آسمانی بوده است.
باز یا شاهین ، با ایزد موسیقی همراه است و در فرهنگ نفیسی به معنی" نی" که چوپان می نوازد ، امده است.
غقاب زرین از قدیم نشانه علم ایرانیان بوده است و در شاهنامه مکرر از درفش عقاب پیکر ایران یاد شده است و در ادبیات دری ایران ، عقاب علامت قدرت و اقتدارو و پادشاهی مشخص شده و به خصوص شاهان از این پرنده هنگام شکر استفاده می کردند.
در دوره "هخامنشی" پرواز عقاب به فال نیک گرفته شده و از این رو پرچمی زرین با نقش عقاب همواره در پیشاپیش سپاهیان هخامنشی با شکوه و جلال اهتراز بوده است .
در هنر"پارت " و "ساسانی" عقاب نشانه خدای آفتاب (میترا) بوده است و بزکوهی مظهر آب و گیاه به شمار می رفت.
روی بشقاب نقره ای ساسانی ، که در موزه " ارمیتاژ " نگه داری می شود ، نقش عقاب در حال حمله بز کوهی نشان داده می شود . آنچه از ترکیب نقش عقاب و بز کوهی به دست می آید تداوم و بقایای حیات است.
درباره نقوش مربوط به عقاب ، تصویری از نشانه قدرت را می توان در یکی از سر ستون های تخت جمشید یافت که به صورت سمبل عقاب شیر نمایان است.
از نمونه های دیگر درباره نقش عقاب ، بشقابی از طلا مربوط به هنر هخامنشی است که عقاب را به صورت کامل نشان می دهد و به طبیعت هم نزدیک است و حالت شانه ای بودن بال های عقاب باعث شده که این پرنده در آن زمان سمبل آب شناخته شود.
از دیگر آثاری که می توان به آن اشاره کرد سگک طلایی مشکوفه از نهاوند متعلق به دوره پارت و ساسانی است که نقش غقاب روی آن تصویر شده است.
2-طاووس:
معنای سمبلیک این حیوان به معنی، تزئینات، تجمل،تکبر ، جلال و شکوه، خودبینی، رستاخیز، زندگی همراه با عشق، زندگی درباری، زیبایی،سلطنت، مقام ، شهرت و غرور دنیوی فنا ناپذیر، و مورد ستایش همگان است.
در باورهای قومی و اساطیری به اعتقادات پیشینیان طاووس نابود کننده مار است و به همین دلیل آن را عامل حاصلخیزی زمین می دانستند.
در ایران طاووس از قدیم الایام شهرت داشته و موضوع نقش بعضی مهرهای ساسانی و نقاشی های دوران اسلامی بوده است .یک نقش طاووس روی لباس دوره ساسانی در طاق بستان پیدا شده است.
آخرين ويرايش توسط donyayeshirin در تاريخ دوشنبه، 28 دي ماه ، 1388 15:19:21; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 28 دي ماه ، 1388 15:02:58 موضوع مطلب: Re: نقوش پرنده در هنر ایران باستان
donyayeshirin مي نويسد:
1- شاهین یا عقاب:
در اساطیر ایران شاهین (عقاب) . . .
درود
گران-بانو ، شاهین با عقاب یکی نیست و این دو ، پرنده هایی جدا از هم اند ، هر چند در جاهایی این دو را یکی پنداشته و انگاشته اند.
برای روشنگری ، از واژه نامه ی دهخدا :
شاهین . (اِ) ۞ پرنده ای باشد شکاری و زننده از جنس سیاه چشم . (برهان قاطع). پرنده ای است که بدان شکار کنند. (شرفنامه ٔ منیری ). یکی از مرغان شکاری بسیار جسور و باشهامت است و با وجود آنکه از قوش کوچکتر است بعلت جسارتی که دارد گاهی بعقاب و قوش حمله میکند. این پرنده ٔ هوشیار و چالاک در همه جا دیده میشود، بویژه در سرزمینهای بیشه زار و کوهستانی ناگزیر ایران هم نشیمنگاه این مرغ بوده و هست و دیرگاهی است توجه ایرانیان به این هوانورد گستاخ کشیده شده است و پرش آن را بفال نیک میگرفتند. این مرغ دوبار بنام «سئن » ۞ در اوستا یاد گردیده است و اوستاشناسان اروپایی آن را بمعنی عقاب برگردانده اند از اینکه سئن همان شاهین (عقاب ) است مورد شک نیست . و صفت شاهین از واژه ٔ شاه درآمده و این پرنده بمناسبت شکوه و توانایی و تقدس خود شاه مرغان خوانده شده است . (فرهنگ ایران باستان ص 396 ببعد). در کلیه ٔ فرهنگها عقاب در فارسی «آله » نامیده میشود و در بسیاری از لهجه های کنونی ایران نیز چنین آمده است و در لهجه ای بهیأت شائین ۞ بجای مانده . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). در وجه تسمیه ٔ این پرنده بشاهین گویند چون در سیری و گرسنگی نهایت اعتدال را نگاه دارد بشاهین ترازو در اعتدال تشبیه شده است . درباره ٔ بهترین نوع این پرنده گفته اند که : باید سرخ رنگ ، عظیم الجثه ، با چشمهای درشت و تیزبین ، گردن بلند، موی بر روی پیشانی افشانده و درشت منقار و سینه فراخ با رانهای فربه و گوش و پاهای کوتاه و پنجه ٔ باز با بالهای بلند و دم کوتاه پرپشت باشد و بعضی گویند که رنگ اصلی این پرنده سیاه بوده است لذا سیاهرنگ آن بهتر باشد. گویند اول کسی که این پرنده را بدست آورد قسطنطین قیصر رم بود چون سرعت و بلندپروازی و شکار پرنده را بدید او راخوش آمد و دستور داد او را شکار کنند و در شکارها شاهین را بر روی دست خود نگاه میداشت . مؤلف «المصایدو المطارد» گوید: رسم و عادت پادشاهان روم بر آن بود که هنگام حرکت شاهینها بر فراز سر آنان پرواز میکردند و هر آنجا که شاه فرود می آمد آنها نیز فرود می آمدند و یکی از علایم عظمت و بزرگی در نزد سلاطین عرب بود که هنگام حرکت موکب شاهینها را بر فراز خود بپروازدر می آوردند.
عقاب از همان واژه نامه :
عقاب . [ ع ُ ] (ع اِ) مرغی است و عقاب تیزچنگال . (منتهی الارب ). مرغ شکاری سیاه . (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). پرنده ای است از جوارح و چنگال داران که عرب آن را کاسر نامد. و گویند عقاب «سیّد» پرندگان است و نسر «عریف » آنها. عقاب را «خداریة» نیز نامند و او را چشمانی تیزبین است ، لذا در مثل گویند أبصر من عقاب . ماده ٔ آن را «لقوة» گویند، و برخی لقوه را عقاب تیزپر دانند. عقاب را «عنقاء مغرب » نیز دانند زیرا از اماکن دور دست می آید. و برخی عقاب را بر نر و ماده اطلاق کنند. (از اقرب الموارد).یک نوع مرغ شکاری که اُلْه و اُلَّه و یا ججا نیز گویند و قسم سیاه آن را دال و دالمن گویند. (ناظم الاطباء). طایر سبعی معروف است و به فارسی الوه و به ترکی قراقوش نامند. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). مرغی شکاری و ناپاک است و کوچکترین آن را رخم یا مرغ فرعون نامند، و اشتباهاً آن را لاشخور نامیده اند. (قاموس کتاب مقدس ).عقاب به صورت مؤنث بکار رود و مذکر نباشد و از بزرگترین جوارح است رنگ اصلی آن سیاه باشد. و گویند نر آن را «غرن » نامند و برخی نر آن را از جنسی دیگر غیراز عقاب دانسته اند. عقاب ، آهو و روباه و خرگوش و گاهی گورخر را نیز شکار می کند. برای شکار گورخر، عقاب خود را به آب می زند سپس در خاک می غلطد و به پرواز درمی آید و چون به گورخر رسید بالهای خود را تکان می دهدتا خاکهای آن به چشم گور رود و از حرکت بازایستد و شکارچی آن را شکار کند. عقاب عادةً خود در پی شکار نمی رود، بلکه بر بلندی می ایستد و چون پرنده ای را ببیند که شکاری کرده است به سمت او می رود و آن پرنده از بیم جان شکار خود را رها می کند. و می گریزد و عقاب آن شکار را برمی دارد عقاب جوجه های خود را بیش از دیگر پرندگان مخفی می دارد. و گویند نخستین کسانی که عقاب را شناختند و آن را به بازی گرفتند اهل مغرب و رومیان بوده اند. انواع مختلف عقاب در کوهها و صحراها و جنگلها و اطراف شهرها مسکن می کنند. و رنگ آنها سیاه ، سیاه مایل به سرخی ، شفتالوئی ، سفید و بور است . در شرع اسلام خوردن آن حرام است چون از پرندگان چنگال دار می باشد و کشتن آن را برخی مستحب دانند و برخی استحباب و کراهت آنرا، نفی کرده اند. (از صبح الاعشی ج 2 ص 53 و 65). پرنده ای است از راسته ٔ شکاریان و از دسته ٔ شکاریان روزانه که دارای جثه ای نسبتاً بزرگ و پنجه و منقاری بسیار قوی است . این پرنده بسیار جسور و پرجرأت است و نسبت به دیگر پرندگان شکاری قدرت و شجاعتی مخصوص دارد، بطوری که برخی خلبانان گزارش داده اند عقاب حتی به هواپیماهای کوچک حمله می کند و گاهی نیز موجب خطراتی می گردد. به همین جهت عقاب را به نام «سلطان پرندگان » می نامند. در یونان قدیم عقاب نشانه ٔ ژوپیتر بود و رومیان عقاب را نماینده ٔ قدرت خارق العاده می دانستند و روی چوبه های درفش ملی خود مجسمه ٔ او را به عنوان یک قدرت شکست ناپذیر نصب می کردند. ایرانیان باستان نیز آن را شعار و مظهر قدرت خویش قرار داده بودند. پرواز این پرنده به قدری زیاد است که ساعتهای متمادی می تواند به پرواز خود ادامه دهد و مسافات طولانی را به سهولت طی کند و تا ارتفاع بسیار زیاد اوج بگیرد. منقار عقاب بسیار قوی و برنده است و دارای پنجه هایی پرقدرت و ناخنهایی بسیار تیز و خمیده است . عضلات پنجه و پای وی به قدری نیرومند و پرقدرت است که می تواند حیوانات قوی جثه از قبیل روباه و بچه گوزن و بره های نسبةً بزرگ را به سهولت و سادگی از زمین برباید. در گرسنگی پرطاقت است و تا چند روز می تواند تحمل گرسنگی کند. قدرت دید این پرنده نیز بسیار است و از مسافات بسیار بعید کوچکترین حرکت از نظرش پوشیده نمی ماند. عقاب دارای کبر و غرور خاصی است و برای اینکه همواره به شکار خود تسلط داشته باشد عموماً در ارتفاعات زیاد پرواز می کند. در محوطه ٔ پرواز او دیگر پرندگان شکاری قدرت پریدن و تعقیب شکار را از دست می دهند و به مجرد دیدن عقاب شکار خود را رها کرده به منظور حفظ جان خود به گوشه ای پناه می برند. عقاب دارای انواع مختلف است که از نظر رنگ و بزرگی و کوچکی و شجاعت و دلاوری با هم تفاوت دارند، از قبیل عقاب شاهی ۞ که از عقابهای دیگر قوی تر و شجاعتر و چابکتر و بلندپروازتر است و در قلل مرتفع آلپ وپیرنه بومی است . دیگر عقاب پیگارگ ۞ که در سواحل دریاها می زید و به همین جهت به نام عقاب دریا نیز موسوم است . دیگر عقاب هلیااتوس لوکوسفالوس ۞ که به نام عقاب آمریکایی نیز مشهور است ، که این نوع آن در سال 1872م . طی قانونی در دومین کنگره ٔ آمریکا، به عنوان علامت رسمی دولت آمریکا شناخته شده است . (از فرهنگ فارسی معین ). کلمه ٔ عقاب مؤنث است . جمع قله ٔ آن أعقُب وجمع کثرت آن عِقبان و عقبان است . (از منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ج ، عَقابین . (از اقرب الموارد). اَلُه . (مهذب الاسماء). ابوالاشیم . ابوالحجاج . ابوحسبان . ابوالدهر. (مرصع). ابوقرة. ابوالهیثم . (دهار). اَلُه . ام الحوار. ام الشفوة. ام طلبة. ام کیح . ام لوح . ام الهیثم . (مرصع). أنوق . جَجا. حُباشیّة. خُدارّیة. (منتهی الارب ). دالمَن . ذولقوَة. سَتَل . سَهوک . شَفواء. (دهار). صومعة. عُبر. عُثر. عَزیبَة. عَزیزَة. عَنس . غَرَن . کاسِر. کَفَر. (منتهی الارب ). لَقوَة. (بحر الجواهر). لقیة. (دهار). کمّاعَة. (منتهی الارب ). مردارخوار. (زمخشری ). نُساریّة. (منتهی الارب ). تُلَج و تُلد، چوزه ٔ عقاب . خاتیة؛ عقاب که بر صید فرود آید. دَلوف ؛ عقاب تیزپرواز. شَقذاء و شَقَدی ̍؛ عقاب سخت گرسنه . عَبَنقاء و عَبَنقاة؛ عقاب تیزچنگل . عَجزاء؛ عقاب کوتاه دم و عقابی که در دم او پر سپید باشد. عَقَنباة؛ عقاب تیز چنگل . عَنز؛ ماده عقاب . فتخاء؛ عقاب فروهشته بال . قَیعَلة؛ عقاب که بر سر کوه جای گیرد. لَخواء؛ عقاب که منقار بالایش از زیرین بزرگ باشد. لَقوة؛ عقاب ماده . هَیثم ؛ چوزه ٔ عقاب
[/size] _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند