seyghaly مدیر سایت وضعيت: آفلاين 8 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 920 امتياز: 2903 تشکر کرده: 372 تشکر شده 1053 بار در 598 پست
محل سكونت: تهران
ارسال شده در: چهارشنبه، 13 آذر ماه ، 1387 19:32:11 موضوع مطلب: تیرگان
جشن تیرگان
روز تیر از ماه تیر، سیزدهمین روز از تیر ماه باستانی ، ده تیر خورشیدی
سیزدهمین روز در هرماه باستانی ایران تیر یا تشتر نام دارد و در باور ایرانیان امشاسپند ( فرشته ) تشتر به باریدن باران کمک می کند . در تیر ماه هنگامی که روز تیر فرا میرسد آن روز را جشن تیرگان می نامند . تیرگان یکی از جشنهای بزرگ ایران است وگفته می شود در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی ایران زمین، چون افراسیاب تورانی بر منوچهر پیروز شد و او را در طبرستان محاصره نمود هر دو سو به سازش درآمده و قرار بر آن شد برای آنکه مرز دو کشور مشخص شود مردی از ایران ،از مازندران تیری به جانب خاور (خراسان) پرتاب کندوهر جا تیر فرو آمد همان جا مرز دو کشور باشد. آرش در میان ایرانیان بزرگ¬ترین کماندار بود و به نیروی بی¬مانندش تیر را دورتر از همه پرتاب می¬کرد. آرش دانست که پهنای کشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بسته است و باید توش و توان خود را در این راه بگذارد. آنگاه آرش تیر و کمان برداشت و بر بلندای کوه دماوند برآمد و به نیروی خداداد ، تیری به چله کمان نهاد و آن را رها کرد و خود بی¬جان بر زمین افتاد.
این تیر در کنار رودخانه جیحون بر تنه درخت گردویی نشست و مرز ایران و توران مشخص شد.
داستان دیگری که در باره جشن تیر گان آمده چنین است : در زمان ساسانیان و پادشاهی پیروز، هفت سال در ایران خشکسالی روی داد ودر چنین روزی مردم روی به بیابان آوردند و با نیایش خود از پروردگار آرزوی باریدن باران کردند و پس از آن بارش باران آغاز شد و به شادی آن در چنین روزی ایرانیان بر یکدیگر آب می پاشند که از آیین های این جشن است و به آب پاشان نامور (مشهور) است. از دیگر آیین های این جشن، ایرانیان شایسته می دانستند که خود را در آینه ببینند وبا گلاب چهره خود رابشویند ونقل ویژه این روز را بخورند که این آیین نیز بدست بانوان جوان ایرانی با پوشاک کهن ایرانی انجام می گیرد. از آیین های دیگر برگزاری جشن تیرگان بدین گونه است که در روز جشن، آب تنی نموده و آراسته در جشن شرکت می کنند . آنچه ویژگی این جشن است تار نازکی از ابریشم هفت رنگ به هم بافته شده است که تیرو باد نام دارد. ایرانیان این تار را در بامداد روز تیر به مچ دست خود می بندند و پس از ده روز در روزی که باد نام دارد آن بند را باز کرده و در جای بلندی مانند پشت بام به باد می¬سپارند تا آرزوها و خواسته¬هایشان را به عنوان پیام¬رسان به همراه ببرد.
تارنمای هخامنشیان
کاربرانی که برای این ارسال از seyghaly تشکر کرده اند arya
محل سكونت: تهران
seyghaly مدیر سایت وضعيت: آفلاين 8 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 920 امتياز: 2903 تشکر کرده: 372 تشکر شده 1053 بار در 598 پست
محل سكونت: تهران
ارسال شده در: پنجشنبه، 3 تير ماه ، 1389 18:32:56 موضوع مطلب: دستبند تیر و باد
دستبند تیروباد
تیر و باد تار نازکی از ابریشم هفت رنگ به هم بافته شده است . ایرانیان آن را در بامداد روز تیر به مچ دست خود می بندند و پس از ده روز( با احتساب روز تیر ) در روزی که باد نام دارد آن بند را باز کرده و در جای بلندی مانند پشت بام به باد می سپارند تا آرزوها و خواسته هایشان را به عنوان پیام رسان به همراه ببرد و شاید یاد آوری باشد از تیر آرش کمانگیر که به یاری ایزدان، بخصوص ایزد باد، مرز ایران زمین را مشخص نمود.
از نکات جالبی که دور از چشم همگان مانده، تعداد رنگ ها و ریسمانهای این دستبند و نام دستبند است که به عدد سپندینه هفت می رسد ( ت ی ر و ب ا د ). _________________ دبیر پایگاه پژوهشی هخامنشیان، رسول صیقلی
parisa-s سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 12 فروردين ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 403 امتياز: 1169 تشکر کرده: 446 تشکر شده 438 بار در 237 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 3 تير ماه ، 1389 20:30:07 موضوع مطلب:
جناب وهومن گرامي
بسيار جالب بود براي من...
من چنين چيزي رو نميدانستم....
اين دسبند رو مردم خودشان مي سازند يا از جايي ميخرند....؟؟؟
يعني روز دهم تير روز باد نام دارد...؟؟؟ _________________ ايران من
با آن همه ستم هايي كه در خاكت نفوذ كرده
و تو را با بي رحمي خفه ميكند
من نفسم را به تو هديه مي دهم
تا تو زنده و پايدار بماني تا ابد....
کاربرانی که برای این ارسال از parisa-s تشکر کرده اند arya, nedaafarid
sogand کاربر تازه وارد وضعيت: آفلاين 4 تير ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 2 امتياز: 5 تشکر کرده: 0 تشکر شده 6 بار در 2 پست
ارسال شده در: جمعه، 4 تير ماه ، 1389 00:54:04 موضوع مطلب:
درود بر شما
این دستبند بیشتر بوسیله بانوان بافته می شود و روز دهم تیر ، تیر نام دارد و به همین شوند(یکی شدن نام روز با نام ماه) این روز جشن تیرگان نام دارد. _________________ جاوید ایران زمین
کاربرانی که برای این ارسال از sogand تشکر کرده اند parisa-s, arya
محل سكونت: ایران زمین
Ariyadokht سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 19 بهمن ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 401 امتياز: 1005 تشکر کرده: 522 تشکر شده 289 بار در 185 پست
محل سكونت: ایران زمین
ارسال شده در: جمعه، 4 تير ماه ، 1389 18:37:35 موضوع مطلب:
درود بر دوستان
من از زبان دکتر نیکنام شنیدم که به شوند هفت رنگ رنگین کمان به جز(مقدس بودن عدد 7) می باشد.
راستی فال کوزه هم در تیرگان که توسط بانوان و دوشیزگان انجام میگیرد بسیار جالب است!! _________________ همه دنیا تن است و ایران دل
نیست گوینده زین کلام خجل
چون که ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد
کاربرانی که برای این ارسال از Ariyadokht تشکر کرده اند nedaafarid, arya
محل سكونت: ایران زمین
Ariyadokht سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 19 بهمن ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 401 امتياز: 1005 تشکر کرده: 522 تشکر شده 289 بار در 185 پست
محل سكونت: ایران زمین
ارسال شده در: چهارشنبه، 9 تير ماه ، 1389 14:10:50 موضوع مطلب:
منم آرش، سپاهي مرد آزاده،
به تنها تير تركش آزمون تلختان را
اينك آماده.
در اين پيكار
دل خلقيست در مشتم؛
اميد مردمي خاموش هم پشتم.
به پنهان آفتابِ مهربارِ پاكبين سوگند
كه آرش جان خود در تير خواهد كرد.
* 10 تیر جشن فرخنده تیرگان شاد باد* _________________ همه دنیا تن است و ایران دل
نیست گوینده زین کلام خجل
چون که ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد
کاربرانی که برای این ارسال از maralaryaee تشکر کرده اند arya
محل سكونت: تهران
maralaryaee هموند کوشا وضعيت: آفلاين 8 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 61 امتياز: 149 تشکر کرده: 21 تشکر شده 94 بار در 51 پست
محل سكونت: تهران
ارسال شده در: چهارشنبه، 21 ارديبهشت ماه ، 1390 00:30:11 موضوع مطلب: تیرگان در گیلان
محمد بشرا در نسک جشن ها و آیین مردم گیلان
تیرماه سینزه در گیلان
مراسم تیرماه سینزه ی گیلانیان و مازندرانی ها، گرچه در اول تابستان و در روز سیزدهم تیرماه برگزار نمی شد، اما بنابر همان سنت گاه شماری
قدیمی، در زمانی که نام روز و ماه با هم برابر می شد، یعنی سیزدهمین شب از تیرماه گاه شماری دیلمی.
تیرماه سال تبری و دیلمی با اندکی اختلاف به ترتیب برابر با دوازدهم و بیست و پنجم آبان ماه خورشیدی است. آغاز سال دیلمی ،
پانزده روز پس از آغاز سال طبری است.(هومند، ص91)
این جشن خجسته را تا حدود سال 1353 خورشیدی هجری ، در اغلب مناطق دامداری شرق گیلان و در واجارگاه، سلاکجان وارجارگاه ،
خان تپه ی اربوسرای رحیم آباد کرباس سرای رحیم آباد و کیارش اشکور، کورتاشیان ماچیان، دوگُل سر ، کبوتر آبکش چابکسر و ده جان سیس
کوه سیاهکل برگزار می کردند. این مراسم تا سال 1357 خورشیدی در پاره ای از آبادی های این مناطق انجام می شد.
در روستای کبوتر آبکش، این شب را شب حاجات می گفتند و برای آخرین بار در شب هجدهم آبان 1353 خورشیدی برگزار شد.
در بسیاری از روستاهای یاد شده نیز این شب را شب تبره گویی می نامیدند. گاه این جشن را در سه شب پی در پی برپا می داشتند.
(ده جان سیس کوه سیاهکل)
شاد روان محمود لنگرودی در مطابقت دادن ماه های دیلمی با خورشیدی دچار اشتباه شده است، زیرا اسناد وی در گاه شماری دیلمی به تحربرات
مرحوم سید حسن تقی زاده بود. تقی زاده نیز به گفته های موسی انثری همدانی، شادروان ناتل خانلری و کیا و هم چنین بعضی از داده های
تاریخی عبدالفتاح فومنی استناد کرده است (هومند: ص 93).
وی در کتاب آیین های کیل و دیلم، اجرای جشن سیزده را آبان ماه خورشیدی ذکر کرده است(ص 139) اما زمان دقیقی را مشخص نکرده است.
در گاه شمار باستانی مردمان مازنداران و گیلان آمده است: " پیشینیان با فرا رسیدن تیرماه و جشن تیرماه سیزّه شو، به تهیه ی خوراک،
خورش، شیرینی و میوه می پرداختند. شامگاه به گرمابه می رفتند یا سور می دادند.
هم چنین خانواده های قدیمی ، غروب روز دوازده تیرماه به گورستان و زیارتگاه ها می رفتند و یا به یاد در گذشتگان خویش، با خیرات و صدقات به
مستمندان کمک می کردند(هومند: ص65).
تمامی مراسمی که در گیلان تبری خوانی، لال شُوشَ زنی و فالگوش نامیده می شود، در گذشته با آداب دیگری در تیرماه سیزده ی شرق گیلان
اجرا می شد.
در عصر روز دوازده آبان ماه خورشیدی هجری، همه چیز برای برگزاری جشن تیرماه سیزده آماده بود.باور دارندگان این رسم دیرینه باستانی،
در آن شب غذای ویژه ای برای اهل خانه می پختند. این غذا به گندم باقلا معروف بود و از انواع حبوبات پخته می شد (کرباس سرای رحیم آباد، 1353)؛
از جمله گندم و باقلای مازندرانی . پختن میوه و گندم و جو و مرجی (عدس) در شب تیرماه سیزده، یادگار این جشن هشت تا
ده هزار ساله است(هومند ص 55).
غذا و میوه ی آنان در این شب و گاه سه شب متوالی، از سیزده غذا و میوه بود؛ برنج، نان، تخم مرغ، سیب زمینی، حلوا، شیرینی، پنیر،
شیر، ازگیل، به، سیب، هندوانه و پرتقال (سلاکجان، وارجارگاه و خان تپه ی اربوسرای رحیم آباد). _________________ هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
بازجوید روزگار وصل خویش