کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 19 بهمن ماه ، 1390
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - تیرگان

تیرگان

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> جشن ها

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام
محل سكونت: تهران

seyghaly
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
8 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 920
امتياز: 2903
تشکر کرده: 372
تشکر شده 1053 بار در 598 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 13 آذر ماه ، 1387 19:32:11    موضوع مطلب: تیرگان پاسخ همراه با اعلان

جشن تیرگان
روز تیر از ماه تیر، سیزدهمین روز از تیر ماه باستانی ، ده تیر خورشیدی

سیزدهمین روز در هرماه باستانی ایران تیر یا تشتر نام دارد و در باور ایرانیان امشاسپند ( فرشته ) تشتر به باریدن باران کمک می کند . در تیر ماه هنگامی که روز تیر فرا میرسد آن روز را جشن تیرگان می نامند . تیرگان یکی از جشنهای بزرگ ایران است وگفته می شود در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی ایران زمین، چون افراسیاب تورانی بر منوچهر پیروز شد و او را در طبرستان محاصره نمود هر دو سو به سازش درآمده و قرار بر آن شد برای آنکه مرز دو کشور مشخص شود مردی از ایران ،از مازندران تیری به جانب خاور (خراسان) پرتاب کندوهر جا تیر فرو آمد همان جا مرز دو کشور باشد. آرش در میان ایرانیان بزرگ¬ترین کماندار بود و به نیروی بی¬مانندش تیر را دورتر از همه پرتاب می¬کرد. آرش دانست که پهنای کشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بسته است و باید توش و توان خود را در این راه بگذارد. آنگاه آرش تیر و کمان برداشت و بر بلندای کوه دماوند برآمد و به نیروی خداداد ، تیری به چله کمان نهاد و آن را رها کرد و خود بی¬جان بر زمین افتاد.
این تیر در کنار رودخانه جیحون بر تنه درخت گردویی نشست و مرز ایران و توران مشخص شد.
داستان دیگری که در باره جشن تیر گان آمده چنین است : در زمان ساسانیان و پادشاهی پیروز، هفت سال در ایران خشکسالی روی داد ودر چنین روزی مردم روی به بیابان آوردند و با نیایش خود از پروردگار آرزوی باریدن باران کردند و پس از آن بارش باران آغاز شد و به شادی آن در چنین روزی ایرانیان بر یکدیگر آب می پاشند که از آیین های این جشن است و به آب پاشان نامور (مشهور) است. از دیگر آیین های این جشن، ایرانیان شایسته می دانستند که خود را در آینه ببینند وبا گلاب چهره خود رابشویند ونقل ویژه این روز را بخورند که این آیین نیز بدست بانوان جوان ایرانی با پوشاک کهن ایرانی انجام می گیرد. از آیین های دیگر برگزاری جشن تیرگان بدین گونه است که در روز جشن، آب تنی نموده و آراسته در جشن شرکت می کنند . آنچه ویژگی این جشن است تار نازکی از ابریشم هفت رنگ به هم بافته شده است که تیرو باد نام دارد. ایرانیان این تار را در بامداد روز تیر به مچ دست خود می بندند و پس از ده روز در روزی که باد نام دارد آن بند را باز کرده و در جای بلندی مانند پشت بام به باد می¬سپارند تا آرزوها و خواسته¬هایشان را به عنوان پیام¬رسان به همراه ببرد.

تارنمای هخامنشیان
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

_________________
دبیر پایگاه پژوهشی هخامنشیان، رسول صیقلی

پاینده ایران زمین
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از seyghaly تشکر کرده اند nedaafarid, arya
محل سكونت: تهران

seyghaly
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
8 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 920
امتياز: 2903
تشکر کرده: 372
تشکر شده 1053 بار در 598 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: سه شنبه، 9 تير ماه ، 1388 12:41:18    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

جشن تیرگاه همایون باد
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

_________________
دبیر پایگاه پژوهشی هخامنشیان، رسول صیقلی

پاینده ایران زمین
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از seyghaly تشکر کرده اند arya
محل سكونت: تهران

seyghaly
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
8 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 920
امتياز: 2903
تشکر کرده: 372
تشکر شده 1053 بار در 598 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 3 تير ماه ، 1389 18:32:56    موضوع مطلب: دستبند تیر و باد پاسخ همراه با اعلان


دستبند تیر و باد

تیر و باد تار نازکی از ابریشم هفت رنگ به هم بافته شده است . ایرانیان آن را در بامداد روز تیر به مچ دست خود می بندند و پس از ده روز( با احتساب روز تیر ) در روزی که باد نام دارد آن بند را باز کرده و در جای بلندی مانند پشت بام به باد می سپارند تا آرزوها و خواسته هایشان را به عنوان پیام رسان به همراه ببرد و شاید یاد آوری باشد از تیر آرش کمانگیر که به یاری ایزدان، بخصوص ایزد باد، مرز ایران زمین را مشخص نمود.

از نکات جالبی که دور از چشم همگان مانده، تعداد رنگ ها و ریسمانهای این دستبند و نام دستبند است که به عدد سپندینه هفت می رسد ( ت ی ر و ب ا د ).

_________________
دبیر پایگاه پژوهشی هخامنشیان، رسول صیقلی

پاینده ایران زمین
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از seyghaly تشکر کرده اند niloofarmehrzamin, Ariyadokht, parisa-s, nedaafarid, arya


parisa-s
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
12 فروردين ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 403
امتياز: 1169
تشکر کرده: 446
تشکر شده 438 بار در 237 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 3 تير ماه ، 1389 20:30:07    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

جناب وهومن گرامي

بسيار جالب بود براي من...
من چنين چيزي رو نميدانستم....
اين دسبند رو مردم خودشان مي سازند يا از جايي ميخرند....؟؟؟
يعني روز دهم تير روز باد نام دارد...؟؟؟

_________________
ايران من
با آن همه ستم هايي كه در خاكت نفوذ كرده
و تو را با بي رحمي خفه ميكند
من نفسم را به تو هديه مي دهم
تا تو زنده و پايدار بماني تا ابد....

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
کاربرانی که برای این ارسال از parisa-s تشکر کرده اند arya, nedaafarid


sogand
کاربر تازه وارد

وضعيت: آفلاين
4 تير ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 2
امتياز: 5
تشکر کرده: 0
تشکر شده 6 بار در 2 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 4 تير ماه ، 1389 00:54:04    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود بر شما

این دستبند بیشتر بوسیله بانوان بافته می شود و روز دهم تیر ، تیر نام دارد و به همین شوند(یکی شدن نام روز با نام ماه) این روز جشن تیرگان نام دارد.

_________________
جاوید ایران زمین

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از sogand تشکر کرده اند parisa-s, arya
محل سكونت: ایران زمین

Ariyadokht
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
19 بهمن ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 401
امتياز: 1005
تشکر کرده: 522
تشکر شده 289 بار در 185 پست

محل سكونت: ایران زمین

ارسالارسال شده در: جمعه، 4 تير ماه ، 1389 18:37:35    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود بر دوستان
من از زبان دکتر نیکنام شنیدم که به شوند هفت رنگ رنگین کمان به جز(مقدس بودن عدد 7) می باشد.
راستی فال کوزه هم در تیرگان که توسط بانوان و دوشیزگان انجام میگیرد بسیار جالب است!!

_________________
همه دنیا تن است و ایران دل
نیست گوینده زین کلام خجل
چون که ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از Ariyadokht تشکر کرده اند nedaafarid, arya
محل سكونت: ایران زمین

Ariyadokht
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
19 بهمن ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 401
امتياز: 1005
تشکر کرده: 522
تشکر شده 289 بار در 185 پست

محل سكونت: ایران زمین

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 9 تير ماه ، 1389 14:10:50    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

منم آرش، سپاهي مرد آزاده،
به تنها تير تركش آزمون تلختان را
اينك آماده.
در اين پيكار
دل خلقي‌ست در مشتم؛
اميد مردمي خاموش هم پشتم.
به پنهان آفتابِ مهربارِ پاك‌بين سوگند
كه آرش جان خود در تير خواهد كرد.

* 10 تیر جشن فرخنده تیرگان شاد باد*

_________________
همه دنیا تن است و ایران دل
نیست گوینده زین کلام خجل
چون که ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از Ariyadokht تشکر کرده اند parisa-s, niloofarmehrzamin, arya, nedaafarid
محل سكونت: تهران

maralaryaee
هموند کوشا

وضعيت: آفلاين
8 اسفند ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 61
امتياز: 149
تشکر کرده: 21
تشکر شده 94 بار در 51 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: دوشنبه، 26 مهر ماه ، 1389 20:14:43    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

گردی یزد گوید: و تیرگان سیزدهم ماه تیر، موافق ماه است. و این آن روز بود که آرش تیر انداخت اندر آن وقت که میان منوچهر و افراسیاب

صلح افتاد، منوچهر را گفت: هر جا که تیر تو برسد، از آن تو باشد.

پس آرش تیر بینداخت از کوه رویان، و آن تیر اندر کوهی افتاد، میان فرغانه و تخارستان و آن تیر روز دیگر بدین کوه رسید، و مغان روز دیگر جشن کنند

و گویند، دو دیگر اینجا رسید.

و اندر تیرگان پارسیان غسل کنند و سفالینه و آتشدان ها بشکنند و چنین گویند که مردمان اندرین روز از حصار افراسیاب برستند، و هر کسی به سر

کار خویش شدند. و هم اندر این ایام گندم یا میوه بپزند و بخورند و گویند: اندر آن وقت همه گندم پختند و خوردند که آرد نتوانستند کرد، زیرا که

همه اندر حصار بودند.

سرشستن از بهر آن است که چنین گویند که چون کی خسرو از حرب افراسیاب بازگشت، بر سر چشمه فرود آمد تنها، خوابش برد.

پس بیژن بن گیو فراز رسید. او را خفته یافت. آب بر وی زد تا از خواب بیدار شد. و اندر این روز غسل کردن میان ایشان رسم بماند.

اما آبریزگان اصفهان، آن است که مردمان آب را بر آب دیگر ریزند. سبب این آن بود که باران از ایران باز ایستاد. و به روزگار فیروز بن یزدجرد،

جد نوشیروان و فیروز به آتشکده شد که آن را آذر خوره گویند- و بسیار پرستش کرد، و خیر به درویشان داد؛ و پیش ایزد تعالی فراوان جزع

و زاری کرد تا باران گشاده است. و هر گاه که اندر این روز باران آید، مغان آن روز شادی کنند و عیدی سازند

و این رسم به اصفهان تا بدین غایت مانده است.

شمس الدین صوفی دمشقی ( متوفا به سال 727) درباره ی تیرگان شرح کوتاهی دارد، برابر با آنچه گفته شد، حاکی از داخل شدن روایات و

منسوبات جشن ها در هم است. به گفته ی وی : دیگر از اعیاد ایرانیان ... تیرجان است که به گمان پارسیان روان های مردگانشان در این روز

برمی گردند و خوردنی و آشامیدنی ها را که برای آنها تهیه کرده اند، می خورند. این خوردنی ها و اشامیدنی ها را خوراک روان ها می نامند

و مقصود آنان همان روان مردگانشان است.(نُخبَةُ الدّهر فی عَجایِبُ البَرّ وَ البَحرص4-473).

تیر در اوستا تیشتریَه Tishtrya و در پهلوی تیشتَر ،Tishtar است. نام ستاره ای است که تازیان به آن شعرای یمانی و در زبان های اروپایی،

سیروس Sirius نامیده می شود و ستاره ی باران است. همچنین در اوستا نام یکی از ایزدان است، یعنی ایزد باران و ترسالی. در ضمن یَشت ها،

چهاردهمین یشت ویژه ی این ایزد است که همان شرح پیکار بسیار جالب و پرمعنایش را با دیو خشکی ، اَپَه اُشَهApa-Os̆a/Apaus̆a آپوش)

به شکل شاعرانه ای آورده اند.

به موجب یزدان شناسی مزدایی، تیر یا تِشتَر ستاره ی باران است و هر گاه که در آسمان پیدا شود و بدرخشد، مژده ی باران می دهد.

روز سیزدهم هر ماه منسوب است به این ایزد و و مطابق معمول و سنت ، در توافق نام روز و ماه، روز سیزدهم جشن تیرگان است و برای این

جشن در توجیه و آوردن علت ها و انگیزه ها نیز از کسان داستانی و تاریخی و رویدادهای کهن که دست مایه ی تاریخ دور ایران زمین است،

سود برده شده. مهم ترین این انگیزه ها، تعرض افراسیاب به ایران در زمان منوچهر است و اختلاف مرزی که موجب شد منوچهر مدتی با سپاه

ایران در محاصره ی تورانیان بماند و تیر انداختن آرش و تعیین مرز و پایان مناقشات.

افراسیاب چون به کشور ایران تاخت، منوچهر شاه را در تبرستان به محاصره در آورد. این محاصره مدتی دوام یافت، چنانکه شاه و سپاهش از

لحاظ معاش و خوراک در تگنا ومضیقه قرار گرفتند. در مذاکراتی که جهت صلح میان افراسیاب و منوچهر واقع شد، شاه ایران پیشنهاد کرد که

جهت تعیین مرز به اندازه ی مسافت پرتاب یک تیر از سوی تیراندازی از سپاهش موافقت شود. سرکرده ی تورانیان قبول کرد.

امشاسپند اِسپَندارمَذ به شاه ایران پیام آورد که دستور دهد کمانی با ویژگی های لازم بسازند و پرتاب کننده ی آن را نیز نام برد،چنانکه ماجرایش

در اوستا مسطور است( نام آرش در اوستا به گونه ی اِرِخشَ Erekhsha و داستان بسیار زیبایش در یشت هشتم آمده است. اما شکل داستان و

محل پرتاب و فرود تیر در اوستا با ماخذ متاخر تا اندازه ای متفاوت است.)

به فرمان شاه آن مرد را که آرش نام داشت، حاضر کردند. مردی بود دین دار و نیک کردار. منوچهر جهت را به وی نشان داد و گفت: باید این چوبه ی تیر

را با این کمان پرتاب کنی. آرش آماده گشت. پوشاک از تن به در آورد و خطاب به شاه و مردمان گفت: پیکر مرا ببینید که از هر زخم و عیبی منزه است.

می دانم که چون با همه ی نیرو تیر بیندازم، پیکرم پاره پاره خواهد شد و خواهم مرد. اما این کار را می کنم.

پس برهنه شد و آن کمان بزرگ و سنگین را با نیرویی که خداوند به وی بخشیده بود آن چنان کشید که تا نهایت، زه باز شد، و تیر رها ساخت.

آن گاه چنان که گفته بود بدنش پاره پاره شد و بمرد.

به فرمان خداوند، باد آن تیر را از کوه رویان به دورترین نقطه ی خراسان، جایی میان فرغانه و تبرستان برد و تیر به درخت گردویی بزرگ اصابت کرد.

مسافت چنان بود که گویند هزار فرسنگ می شد و منوچهر و افراسیاب بدین مرز با هم صلح کردند.

از آن گاه به بعد مردمان به یادبود چنین ماجرایی که در روز تیر از ماه تیر رخ داده بود، جشن تیرگان برپا کردند.

اما ابوریحان بیرونی و دیگران چون گَردیزی از دو تیرگان یاد می کنند: تیرگان بزرگ و تیرگان کوچک. روز سیزدهم یا تیر روز از تیرماه که تیر رها شد،

تیرگان کوچک است. تیر جهت طی مسافت شده، مدت یک شبانه روز در راه بود و روز بعد، یعنی گوش روز یا روز چهاردهم در زمینی میان فرغانه و

تخارستان فرود آمد و صلح برقرار شد و مردم این روز را نیز جشن ساخته و تیرگان بزرگ نامیدند.

از مراسمی که ابوریحان نقل می کند، میان پارسیان معمول بوده و در این دو روز انجام می دادند، پخش گندم و میوه بوده، به یادآوری آن ایام که در

محاصره قرار داشتند و به آرد کردن گندم نمی رسیدند و آن را همانگونه پخته و می خوردند و همچنین در تنگی و مضیقه قرار گرفته بودند از لحاظ خوراک،

و میوه های کال و نارس را می پختند و می خوردند. و در این روز آلات طبخ و آشپزی و تنورها و سفال ها را می شکستند، چون در این روز از محاصره ی

افراسیاب رهایی یافته و به کار و فعالیت های خود مشغول شده بودند.


توجیه دیگر از این جشن بر می گردد به دوران کیخسرو و هنگامی که از جنگ با افراسیاب باز می گشت. این تفسیر و باز گویی، گشاینده ی آن

است که چرا در چنین روزی مردم به هم آب می پاشند.

کیخسرو هنگام بازگشت از جنگ با افراسیاب، از ساوه عبور می نمود. به کوهی رسید که توجهش را جلب کرد. به تنهایی از کوه بالا رفت. به

چشمه ای رسید که از سنگ می جوشید و روان بود. کنار چشمه فرشته ای به وی نمودار شد، که کیخسرو بر اثر فروغش بیهوش گشت

( ایزد آناهیتا- ایزد آب ها و چشمه ها) و بیفتاد. چون همراهان شاه نگران بودند، بیژن پسر گودرز از کوه بالا رفت . شاه را مدهوش کنار چشمه

یافت. وی را به سنگی تکیه داد و از آب چشمه به چهره اش پاشید تا به حال آمد. کیخسرو از مقدسان و جاویدانان آیین مزدایی است

و زرتشتیان به وی بسی معتقد و دل بسته اند.چون در کنار آن چشمه به هوش آمد، مردم از آن روزگار به یاد آن واقعه که در تیر روز از تیرماه

واقع شده بود، در کنار آن چشمه و سایر چشمه ها و آب های روان، شست و شو و غسل کرده و به هم آب می پاشند.

ابوریحان بیرونی از مردم آمل در برپاداشت این سنت می گوید که در تیر روز از تیرماه به دریای خزر رفته و همه روز را به شنا و آب بازی می گذرانند.

ابوریحان همچنین این جشن را به هوشنگ نسبت می دهد. می گوید در این روز هوشنگ برادر خود را بزرگ گردانید و از روی احترام و دوستی مقام

دهقنه را که همان کتابت و دبیری است به او تفویض کرد و فرمود در این روز، مردم همه لباس کاتبان به پوشند و از آن روزگار تا زمان

گشتاسب جهت بزرگداشت امر کتابت، چنین رسمی هم چنان برقرار بود.
[/size]

_________________
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
بازجوید روزگار وصل خویش

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از maralaryaee تشکر کرده اند arya
محل سكونت: تهران

maralaryaee
هموند کوشا

وضعيت: آفلاين
8 اسفند ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 61
امتياز: 149
تشکر کرده: 21
تشکر شده 94 بار در 51 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: سه شنبه، 27 مهر ماه ، 1389 10:00:19    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

جشن آب پاشان میان ارامنه ی ایران

جشن همانندی که با مراسم آب پاشی به روی همدیگر همراه است، در ایامی همانند، میان ارامنه ی ایران، معمولا در ماه اوت

(تابستان) برگزار می شود. ارامنه ی ایرانی، بسیاری از آداب و رسوم ایرانی را از روزگاران باستان پذیرفته و با معتقدات دینی خود

آمیخته اندو این جشن را ناداسارتا می نامند که به زبان پهلوی ، یعنی سال نو. و جشن آب پاشان را یادگاری از سال نو می دانسته اند،

و آن هنگامی بوده که ایرانیان نیز سال نو را از آغاز تابستان جساب می کرده اند( بعدا در قسمت جشن نوروز به آن خواهم پرداخت)

در روز ناداسارتا ارامنه با مراسم شادی و تفریح، به روی هم آب می پاشند و برای انجام این مراسم در اوایل ماه اوت،

معمولا به کنار رودخانه می روند.
[/size]

_________________
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
بازجوید روزگار وصل خویش

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از maralaryaee تشکر کرده اند arya
محل سكونت: تهران

maralaryaee
هموند کوشا

وضعيت: آفلاين
8 اسفند ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 61
امتياز: 149
تشکر کرده: 21
تشکر شده 94 بار در 51 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: سه شنبه، 27 مهر ماه ، 1389 10:18:00    موضوع مطلب: تیر و جشن پاسخ همراه با اعلان

جشن تیرگان میان زرتشتیان و مراسم آن

جشن تیرگان از جمله جشن هایی است که با آداب و رسوم پیوسته به آن تا همین اواخر میان زرتشتیان ایران مرسوم بود.

اما متاسفانه با مهاجرت زرتشتیان از یزد و کرمان و اطراف به تهران- و پراکندگی و عوارض ناشی از زندگی شهر نشینی، چند گاهی

است که اجرای آن مراسم زیبا و رسوم، فقط در ذهن افراد مسن از نسل گذشته به شکل خاطرات باقی است.

این جشن میان زرتشتیان دوره ای ده روزه داشت، یعنی از تیر روز از تیرماه، روز سیزدهم شروع و به باد ایزد، یعنی روز بیست و دوم

پایان می گرفت. زرتشتیان تیرگان را تیر و جشن Tiru-Jashn می نامند. و برایش اهمیت فراوان قائل می شوند.

لباس و پوشاک نو و نقل و شیرینی و میوه و خوراک ها ی سنتی و ویژه می پزند.پیش از عید، خانه را خوب پاکیزه می نمایند.

بامدادان شست و شو غسل می کنند. خواندن دو نیایش نامی خورشید نیایش و مهر نیایش از اوستا بسیار نیکوست.به ویژه در

سرایش خورشید نیایش، هنگامی که در بند هشتم آن این عبارت: تِشتَر را یومند خرَهمَند را می ستاییم، می رسند، چندین بار

و به دفعات تکرار می کنند.

بیش از همه کس، در این جشن بچه ها بهره می برند. با تارهای نخی و رنگینی که به مچ دست می بستند، در کوچه ها و خانه ها و

بام ها می دوبدند و ترانه می خواندند و کنار نهرها و جوی ها و تالاب ها یه به آب می پریدند و یا به هم آب می پاشیدند.

از مهم ترین چیزهایی که در این جشن تدارک می دیدند، بندی بود از تارهای هفت رنگ ابریشم یا نخ که با رشته ای از سیم زرین و نازک

می بافتند. این بند را تیر و باد Tiru- bab می نامیدند. در این روز کله قند را در کاغذ های سبز رنگ بسته بندی کرده و دور آن را تیر و باد

می بستند و به خانه ی تازه عروسان و نودامادان پیش کش می فرستادند. از روزهای پیش از عید، تیر و باد در همه ی خانه ها مهیا

می شد. بامداد روز جشن از کوچک و بزرگ، به ویژه کودکان این بند را به مچ دست می بستند و یا به دگمه ی لباس و یا جایی از

پوشاک بند می کردند. این بند را با خوشی و شادمانی تا روز پایان جشن، یعنی باد روز – روز بیست و دوم با خود داشتند.

آنگاه در روز مذکور، به دشت یا بام خانه رفته، بند را باز کرده و با فریاد و بانگ شادمانی، به باد می سپردند.

این کردار، کنایت و اشاره ای دربر دارد از عمل آرش کمانگیر که تیر را رها کرد و مرز ایران زمین معین شد . جنگ و ستیزی طولانی پایان

یافت.که به فرمان خداوند، باد – یا ایزد باد، تیر را در آن مسافت دور برد. به همین جهت بر آن تمثیل این رسم انجام می شد که باد آن بند را

به یاد حادثه ی گفته شده، به دورها می برد. به همین جهت است که مبنا جشن را تیر روز و پایان آن را باد روز قرار داده اند.

بر این اندیشه که تیر در روز باد، پس ار ده روز از حرکت ایستاد.

دیگر از آداب این جشن در میان زرتشتیان فال کوزه می باشد. مقدمه ی فال کوزه، روز دوازدهم برگزار می شود، به این طریق که در مجلسی

که از پیش کسانی در آن دعوت شده اند، دختر نابالغی کوزه ای خالی یا پر از آب را دور مجلس می گرداند و هر کس نیتی که دارد چیزی در

آن می اندازد. چون این رسم که با ترانه خوانی و شادی همراه است، پایان یافت، کوزه را در جایی می نهند که زیر درخت مورد باشد.

پارچه ی سبز رنگی روی کوزه می کشند و آیینه ای روی آن می گذارند. این کوزه را زرتشتیان چَکودولَه C̆akodula می نامند.

آنگاه عصر روز تیر و جشن، همان دختر مراسم تطهیر انجام داده و کُشتی Koshti نو می کند و کوزه را برداشته و باج می گیرد –

یعنی ساکت و خاموش می ماند. در سر گذرگاه می نشیند. میهمانان روز پیش که با نیت هر یک چیزی در کوزه افکنده بودند، می آیند.

هر کس شعری می خواند و دختر دست در کوزه کرده چیزی بیرون می آورد، صاحب آن شی نیت خود را با شعری که خوانده شده سنجیده

و به آن فال گرفته و آن را شگون می داند.

برای مقایسه از چنین مراسم فال چِل بِیتو Cel-beytu در خراسان بسیار شایان توجه است. ( کتاب عقاید و رسوم مردم خراسان)

[/size]

_________________
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
بازجوید روزگار وصل خویش

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از maralaryaee تشکر کرده اند arya
محل سكونت: تهران

maralaryaee
هموند کوشا

وضعيت: آفلاين
8 اسفند ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 61
امتياز: 149
تشکر کرده: 21
تشکر شده 94 بار در 51 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 1 ارديبهشت ماه ، 1390 10:50:58    موضوع مطلب: سروده بانو شهریاری پاسخ همراه با اعلان

آرش و تيرگان (1)

از دوره‌هاي دور كه دوران رازهاست

در هر زمان نشان ز نشيب و فرازهاست

گاهي فروغ و پرتوي از جاره‌سازهاست

گه نيز جاي پاي بهين پيشتازهاست

آرش نژاده‌اي است دلاور از آن زمان

او داد آب و رنگ حماسي به تيرگان

گاه پگاه بود

روزي ز روزهاي خوش تيرماه بود

آغاز تير روز

زيبا و خاطره انگيز و دلفروز

البرز پر صلابت و با فرّ و جاه بود

همراه با سپيده دمان فروغمند

شد آشكار بر رخ خورشيد نو شخند

ماندست از آن طلوع رهايي به يادها

فرمان مينوي اهورا به بادها

كاي باد تندسير

سبكتاز

تيزرو

زين كوه زي كرانه جيحون روانه شو

تا تير جان آرش فرخ تبار را

بر ساقه تناور گردوبني بلند

نزديك مرو، ساحل جيحون، كنار رود

تا نيمروز گرم و دمان آوري فرود

آنگه سروش، پيك اهورائي از سپهر

اينگونه داد مژده به ايرانيان ز مهر

كز تير سرنوشت كه نيروي جان در اوست

زنجير و بندهاي اسيري و بندگي

از دست و پاي ملتي آزاده وا شود

آن شهرها كه خصم ز ايران زمين گرفت

بعد از فرود تير، ز توران جدا شود

اكنون براي زود رسيدن به اين هدف

تيرافكني است گرد و كمانگير و جان به كف

«آرش» همان دليرترين پهلوان شهر

در راه جاوداني ايران فدا شود

جان حماسه پرور و شور آفرين او

با تير سرنوشت به خاور رها شود

هان، باد، تير آرشي از عشق و آتش است

فرياد دادخواهي گردي كمانكش است

پاسش بدار چونكه در آن جان آرش است

آن روزهاي تار و غم انگيز و جانگذار

بخشي ز خاك پاك اهورايي وطن

هنگام جنگ در كف دشمن فتاده بود

ايران بسان مام ز فرزند مانده دور

دلشادي و توان خود از دست داده بود

زان سوز و درد شرح غمش را به خون نوشت

با خط سرخ بر ورق لاله‌گون نوشت

دوران جنگ بود

ايران دلش ز دوري فرزند تنگ بود

بهر وطن شكست ز بيگانه ننگ بود

چون مهد جم چراغ ره فرّ و هنگ بود

اين سرزمين تحمل خواري نمي‌كند

در تنگناي حادثه زاري نمي‌كند

با دشمن شناخته ياري نمي‌كند

پيش ستمگر آينه‌داري نمي‌كند

از چندگاه پيش در آن روزگار تار

در راه سازشي كه شود صلح برقرار

افراسياب بود و منوچهر شهريار

بستند عهدي آن دو به آئين و استوار

پيمان چنان بخواست كه تيرافكني دلير

پرتاب سازد از تبرستان به شرق تير

هر جا كه تير آمد و بر هر كجا نشست

آن جايگاه مرز و حريم دو كشور است

«آرش» كنار قله‌ي البرز سربلند

با قامتي بلند چو سرو فرازمند

در هاله‌اي ز نور سحرگاهي سپند

برپا ستاده بود

در چله‌ي كمان غرور آفرين خويش

تير از پي رهايي ميهن نهاده بود

با ياد و نام نامي دادار مهربان

سربرفراشت زمزمه خوان سوي آسمان

با نيروي خدايي و افزون‌ترين توان

تير از كمان كشيد

آن را نه از كمان، كه ز ژرفاي جان كشيد

تا تير جان خويش به باد و زان سپرد

شد پاره پاره پيكر و افتاد و جان سپرد

جان عزيز را به ره آرمان سپرد

اكنون هزاره‌ها سپري شد از آن زمان

آرش حماسه‌ايست به تاريخ جاودان

ايران به جاست همچو مه و مهر و آسمان

بادا هزاره‌هاي دگر باز در جهان.

هان اي جوان برومند هم‌وطن

اينك تو آرشي و چراغ ره وطن

با دانش و خرد و عشق خويشتن

مرز نوين بگستر و كن تازه‌تر سخن

تا نو شود حماسه شورآور كهن

_________________
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
بازجوید روزگار وصل خویش

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از maralaryaee تشکر کرده اند arya
محل سكونت: تهران

maralaryaee
هموند کوشا

وضعيت: آفلاين
8 اسفند ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 61
امتياز: 149
تشکر کرده: 21
تشکر شده 94 بار در 51 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 21 ارديبهشت ماه ، 1390 00:30:11    موضوع مطلب: تیرگان در گیلان پاسخ همراه با اعلان

محمد بشرا در نسک جشن ها و آیین مردم گیلان

تیرماه سینزه در گیلان

مراسم تیرماه سینزه ی گیلانیان و مازندرانی ها، گرچه در اول تابستان و در روز سیزدهم تیرماه برگزار نمی شد، اما بنابر همان سنت گاه شماری

قدیمی، در زمانی که نام روز و ماه با هم برابر می شد، یعنی سیزدهمین شب از تیرماه گاه شماری دیلمی.

تیرماه سال تبری و دیلمی با اندکی اختلاف به ترتیب برابر با دوازدهم و بیست و پنجم آبان ماه خورشیدی است. آغاز سال دیلمی ،

پانزده روز پس از آغاز سال طبری است.(هومند، ص91)

این جشن خجسته را تا حدود سال 1353 خورشیدی هجری ، در اغلب مناطق دامداری شرق گیلان و در واجارگاه، سلاکجان وارجارگاه ،

خان تپه ی اربوسرای رحیم آباد کرباس سرای رحیم آباد و کیارش اشکور، کورتاشیان ماچیان، دوگُل سر ، کبوتر آبکش چابکسر و ده جان سیس

کوه سیاهکل برگزار می کردند. این مراسم تا سال 1357 خورشیدی در پاره ای از آبادی های این مناطق انجام می شد.

در روستای کبوتر آبکش، این شب را شب حاجات می گفتند و برای آخرین بار در شب هجدهم آبان 1353 خورشیدی برگزار شد.

در بسیاری از روستاهای یاد شده نیز این شب را شب تبره گویی می نامیدند. گاه این جشن را در سه شب پی در پی برپا می داشتند.

(ده جان سیس کوه سیاهکل)

شاد روان محمود لنگرودی در مطابقت دادن ماه های دیلمی با خورشیدی دچار اشتباه شده است، زیرا اسناد وی در گاه شماری دیلمی به تحربرات

مرحوم سید حسن تقی زاده بود. تقی زاده نیز به گفته های موسی انثری همدانی، شادروان ناتل خانلری و کیا و هم چنین بعضی از داده های

تاریخی عبدالفتاح فومنی استناد کرده است (هومند: ص 93).

وی در کتاب آیین های کیل و دیلم، اجرای جشن سیزده را آبان ماه خورشیدی ذکر کرده است(ص 139) اما زمان دقیقی را مشخص نکرده است.

در گاه شمار باستانی مردمان مازنداران و گیلان آمده است: " پیشینیان با فرا رسیدن تیرماه و جشن تیرماه سیزّه شو، به تهیه ی خوراک،

خورش، شیرینی و میوه می پرداختند. شامگاه به گرمابه می رفتند یا سور می دادند.

هم چنین خانواده های قدیمی ، غروب روز دوازده تیرماه به گورستان و زیارتگاه ها می رفتند و یا به یاد در گذشتگان خویش، با خیرات و صدقات به

مستمندان کمک می کردند(هومند: ص65).

تمامی مراسمی که در گیلان تبری خوانی، لال شُوشَ زنی و فالگوش نامیده می شود، در گذشته با آداب دیگری در تیرماه سیزده ی شرق گیلان

اجرا می شد.

در عصر روز دوازده آبان ماه خورشیدی هجری، همه چیز برای برگزاری جشن تیرماه سیزده آماده بود.باور دارندگان این رسم دیرینه باستانی،

در آن شب غذای ویژه ای برای اهل خانه می پختند. این غذا به گندم باقلا معروف بود و از انواع حبوبات پخته می شد (کرباس سرای رحیم آباد، 1353)؛

از جمله گندم و باقلای مازندرانی . پختن میوه و گندم و جو و مرجی (عدس) در شب تیرماه سیزده، یادگار این جشن هشت تا

ده هزار ساله است(هومند ص 55).

غذا و میوه ی آنان در این شب و گاه سه شب متوالی، از سیزده غذا و میوه بود؛ برنج، نان، تخم مرغ، سیب زمینی، حلوا، شیرینی، پنیر،

شیر، ازگیل، به، سیب، هندوانه و پرتقال (سلاکجان، وارجارگاه و خان تپه ی اربوسرای رحیم آباد).

_________________
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
بازجوید روزگار وصل خویش

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از maralaryaee تشکر کرده اند arya
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> جشن ها

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir