محل سكونت: تهران

seyghaly
مدیر سایت

 وضعيت: آفلاين 8 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 931 امتياز: 2934 تشکر کرده: 373 تشکر شده 1071 بار در 606 پست
محل سكونت: تهران
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 7 بهمن ماه ، 1389 21:23:56 موضوع مطلب: كرمان يا كارمانا |
|
|
كارمانا
«كرمان» يا «كارمانا» (Karmana)، در زبان فارسي باستان، نام منطقه اي باستاني در حدفاصل نواحي مركزي ايران و سرزمين «گدروزيا» (Gedrosia) است. بخش شمالي اين سرزمين، منطقه اي است بي نهايت فقير، چنان كه امروز نيز آن را «دشت لوت» يا بيابان تهي مي نامند، اما نيمه جنوبي آن چنان كه مورخان يوناني آورده اند، منطقه اي حاصلخيز و پر بركت بود و از جمله رودخانه «هيكتانيس» (Hyctanis) كه در اين منطقه داراي ذرات طلا بود، ضمن اين كه معادني از نقره نيز در اين محل يافت مي شد. مورخان يوناني، همچنين از مهم ترين شهر اين منطقه ياد كرده اند كه «هرمز» نام داشته و احتمالا برگرفته از نام «اهورامزدا»، خداي بزرگ در آيين ايراني است. امروزه نيز اين شهر اگر چه به نام «هرمز» شهره است، اما نام حقيقي آن «ميناب» است. در زمان «هخامنشيان» «كارمانيا» نيز بخشي از امپراتوري گسترده هخامنشي بود. سرزميني كه «كورش كبير» بنيان گذار شاهنشاهي هخامنشي از سال 530 – 559 پيش از ميلاد، آن را تحت فرمانروايي خود داشت. با اين همه ايرانيان باستان كه نام تمام كشورهاي مطيع و خراجگزار خود را فهرست كرده اند، «كرمانيا» در اين فهرست نامي نياورده و از آن غافل مانده اند. همچنين در كتيبه «بيستون»، يادگار «داريوش كبير»، و نيز در كتيبه «داوا» (Daeva)، كه آن نيز يادگار از فرزندش «خشايارشا» است، هيچ نامي از «كارمانيا» نيامده است، و البته جاي بسي شگفتي است كه اين كتيبه ها هر دو، فهرستي بلند از نام كشورها و سرزمين هاي فرمانبردار شاهان ايراني را در خود جاي داده اند. مي توان چنين برداشت كرد كه اين ناحيه در آن زمان به طور رسمي بخشي از ساتراپ نشين «گدروزيا»، و يا بخشي از سرزمين پارس به شمار مي آمده است. اما در ميان كتيبه هاي موجود، نخستين بار در كتيبه اي از شوش است كه از «كارمانيا» به عنوان محلي براي صادرات درخت يا چوب «ساج» ياد شده است. همچنين بنا بر الواح به دست آمده از «تخت جمشيد» نيز، امروزه با نام كاركي (Karki)، به عنوان يكي از نخستين واليان اين سرزمين، به خوبي آشنا هستيم، (در هيچ يك از الواح تخت جمشيد، از اين شخص به عنوان يك ساتراپ ياد نشده است.) ضمن اين كه بنا بر مندرجات موجود در بايگاني هاي تخت جمشيد، اكنون به خوبي روشن است كه جاده معروف به «جاده شاهي» از همين سرزمين، يعني «كارمانيا» عبور مي كرده است. البته در زمان نامشخصي، احتمالا در اواخر قرن پنجم يا اوايل قرن چهارم پيش از ميلاد، «كارمانيا» بايد به موقعيت ساتراپي دست يافته باشد، چرا كه مي دانيم «اسكندر كبير» پادشاه مقدوني، پس از غلبه بر اين سرزمين، «استاسپه» (Astaspes) ساتراپ قبلي «كارمانيا» را در مقام خود ابقا نمود و بعدها، در ادامه مسير جنگي اش، هنگامي كه اين منطقه را پشت سر مي گذاشت، در يك جا به جايي سريع، سايبرتيوس (Sibyrtius) و تلپموس (Tlepolemus)، دو تن از نامزدهاي اين مقام را كه بيشتر به آنها تمايل داشت، به جاي «استاسپه» برگزيد (زمستان 325 – 324 پ.م). اسكندر طي اقامتش در «كرمانيا» شهري را براي سربازانش پي ريخت و آن را «اسكندريه» ناميد. (شهري كه بعدها با نام «گولاشكرد (Golashkerd) معروف گرديد، اما هيچ يك از بررسي هاي انجام شده در اين زمينه قطعي نيست.) به هر روي اسكندر و سپاهيانش، در مسير جنگي خود از جانب شرق به «كارمانيا» وارد شده و از طريق بيابان «گدروزيا» به سفر خود ادامه دادند، سفري كه به قيمت جان بسياري از همراهانش تمام شد، تا هنگامي كه به جنوب كرمان رسيدند، و ديگر بار به غذاي كافي دست يافتند، (به ويژه كه بنا به گفته يكي از سرداران اسكندر، در آن هنگام، انواع محصولات كشاورزي، به جز زيتون، به وفور باز داده بودند.) پس از مرگ اسكندر، «كرمانيا» در رديف نخستين بخش هاي امپراتوري سلوكي جاي گرفت، اما در نيمه دوم قرن، تحت سلطه پارتيان در آمد تا در ربع اول قرن سوم پ.م كه امپراتوري پارتيان نيز فرو افتاد. با آغاز امپراتوري ساساني، كه از سال 224 به بعد بنياد نهاده شد، پايتخت از «كارمانيا» به «وه اردشير» (Veh-Ardeshir) منتقل شد. شهري نوبنياد، حد فاصل شوره زارهاي دشت لوت و كوه هاي غربي كه اكنون با نام «كرمان» شهره است. از آن جا كه شاهان ساساني بر آيين زرتشتي بودند و اهورامزدا را مي ستودند، يكي از سرزمين هاي مقدس آنها، منطقه اي به نام بم (Bam) بود كه بنا به آداب زرتشتي، مردگان خود را به طور آييني در محوطه هاي مرتفع آن قرار مي دادند. مكان مقدسي به نام «برج خاموشي» كه هنوز هم ويرانه هاي آن در «بم» قابل مشاهده است. نخستين اسقف نشين مسيحي در اين منطقه را نيز از ميان قرن هفتم در فاصله زماني كوتاهي قبل يا بعد از غلبه مسلمانان، مي توان تاريخ گذاري كرد. (646.م)
پونا ليندرينگ
میراث فرهنگی |
|