yazdan جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 700 امتياز: 1894 تشکر کرده: 981 تشکر شده 720 بار در 430 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 2 دي ماه ، 1389 21:16:43 موضوع مطلب: زبان ایلامی:پیوستگی و وابستگی با
دکتر سید محمدعلی سجادیه
با پیشرفت زمان، آگاهی های تازه ای از فرهنگ و زبان پیشینیان خود به دست می آوریم. این پیشینیان که در گستره¬ی ایران می¬زیستند، چه نژاد و زبانی داشته اند، اندکی تجسس و نگرش با عینک درست ما را به حقایق بزرگی که برای آینده و یگانگی ایران ارزش دارد، رهنمون می¬سازد. یکی از کهن¬ترین شهرهای جهان، شوش باستانی، پایتخت دیرینه¬ی ایران می¬باشد. در دایره المعارف لاروس کوچک /Bouse petitla که یکی از منابع مهم تاریخ تمدن جهان است، برای شهر شوش، قدمت شش هزار ساله قائل شده است. حال چگونه است که این شد که در قلب ایران جای داشته (و هنوز نیز در درون ایران است) و در زمان هخامنشی پایتخت و تخت شهر ایران زمین بوده، مورد توجه قرار نمی¬گیرد. بسیاری از نویسندگان، به عمد از تاریخ کهن آن می¬گذرند، گویی که چنین شهری وجود نداشته است. تمدن¬نویس¬ها و افتخار جریان، سخن از دو هزار و پانصد و سه هزار سال تاریخ باستانی ایران می¬کنند، در حالی که تاریخ تمدن ایران هزاران سال قبل از این حرف¬هاست. حتا یک نویسنده¬ی یونانی تاریخ تولد زرتشت را شش هزار پییش از جنگهای «تروآ»، یعنی کمی بیش تر از 800 سال قبل و این زمانی است که ایران از هنداد حکومتی منظم و ساختارهای مدون اجتماعی برخوردار بوده است. در واقع تاریخ ایجاد شهر شوش، بعد از این 8500 سال است.
حال به چند نکته توجه کنیم:
اروپاییان که با دیدگاه خاص خود جهان را بررسی می¬کنند، گمان کرده اند ساکنین اولیه¬ی ایلام و سراسر ایران آریایی بودند. آن¬ها برای این سخن، کوچک¬تذبن دلیلی ارائه نمی¬کنند. افزون بر آن، سندی در دست نیست که دو گونه «میمون» موجد دو گونه تمدن شود و یا دو گونه «فرزند آدم»، منشاء دو نژاد گردیده باشند. قراینی که در دست است، خلاف این گفته را نشان می¬دهد اساطیر ایرانی، «کی اوج» [1]، بنیان¬گذار خوزستان که نامی باستانی و ایرانی است، به علاوه روشن است که دولت وقت ایران، ایلامیان را خود شمرده و آن¬ها را بیگانه نمی¬دانسته، آن¬ها هم با طیب خاطر خود را اتباع ایران می¬شمرده¬اند. به دنبال مرگ بردیا داستان گئومات و زمامداری داریوش هخامنشی، منطقه¬ی ایلام نیز مانند دیگر مناطق ایران، دستخوش ناآرامی شود. در این میان، در ایلام مردمی با ظاهر ایلامی، ادعای شهر یازی می¬کند. سپاه برگزیده داریوش به جتگ وی می¬رود و او دستگیر می¬شود. این شخص که چندی هم به نام پادشاه ایلام حکومت کرده و خویش و تبار و اطرافیانی داشته، پس از دستگیری معلوم می¬شوداو ایلامی نبوده بلکه از اهالی پارس بوده است. همین مسأله قرابت و نزدیکی بیش از حد ایلامیان و پارس¬ها را نشان می¬دهد. شواهد این¬گونه بسیارند و ما در تاریخ هیچ¬گونه قیام ضد مادی یا پارسی، از سوی ایلامیان پیدا نمی¬کنیم. بلکه می¬بینیم، آن¬ها با دیگر اقوام ایرانی پیوند می¬خورند. در حقیقت این پیوند، پیوندی است خودی.
هیچ¬گونه آثار نژاد دورگه (نژاد زرد، سیاه و احتمالاً گونه غیر متعارف از نژاد سفید)، در لرستان و خوزستان و مناطق دیگر که پهنه ی ایلام را تشکیل می داده، دیده نمی شود. افزون بر آن هیچ برخورد نژادی در کار نیست. کورش کبیر به راحتی خود را «انشانی» اهل ایلام یاد می¬کند. پارسی و انشانی در دید او یک مفهوم یگانه دارند. مستشرقین، گاهی به واژه ها و کلمات ایلامی اشاره می کنند و ذکر می نمایند که این واژگان بیگانه هستند، یعنی منشاء غیر ایرانی دارند. اما، این هم ناشی از نادانی و عدم ژرف اندیشی آنان در فرهنگ ایران است. دو نمونه را ذکر می کنیم: یکی واژه /LAHA که معنی آن نابود کردن دشمن و یا خرد کردن و آرد کردن گندم است. این آقایان(و به ندرت خانم ها) عنایت نفرموده ان که این همان واژه «له» کردن خود ماست که هم دشمن را له می کنند و هم گندم را. آن ها برای این واژه، فلسفه ی دور و درازی تراشیده ودقیقاً متوجه کلمه و کاربرد اصلی آن در ایران نبوده اند. اسامی ایرانی مثل لهاک (کوبنده ی دشمنان)، الهاک و مانند آنان، از همین ریشه اند.در کتاب دیگری که گمان کنم، کتاب «ایران در سپیده دم تاریخ» جورج کامرون، سخن از واژه / Husame (هوسامِه)، به معنای چوب رفته است. با کمی دقت در می یابیم این همان واژه ی «هیزم» است که مستشرقین نفهمیده اند. وقتی به اسامی ایزدان ایلامی توجه کنیم نام آنها آشنا به نظر می رسند، مانند /Human (هومان) /Nahiti (ناهید) /Tir (تیر) / Mithra (میترا). در مورد سایر نامها باید کمی کنجکاو بود، زیرا مستشرقین، آن¬ها را با دیدگاه خاص خود دیده و در نتیجه بد فهمیده¬اند. پژوهش در همان نام¬ها، ریشه ایرانی آن¬ها را نشان می¬دهد. مثل نام /Nazi (نازی)، از ایزدان ایلامی که در «کاسی» و «کردی» و همه لهجه¬های ایرانی نمونه دارد. اگر کمی دقت به عمل آید، معلوم می¬شود، زبان ایلامی خیلی به فارسی نزدیک است. مانند فارسی امروز، مؤنث و مذکر و .. ندارد. حتا می¬توان گفت، ساده شدن زبان اوستایی و فارسی باستان و گرایش نوین زبان فارسی از آن منشاء گرفته است. بسیاری از وجوه دستوری این زبان، اکنون در فارسی دیده می شود، مثل پسوند /ASH «اش» یعنی مال او در حال حاضر هم می گوییم: دخترش، دفترش، خانه اش و... . دقت بفرمایید که آقایان و خانم¬های متشرق، از چه نکات مهم کلیدی دور بوده¬اند. حال سایر واژگان را بررسی می¬کنیم : به دنیایی از رابطه¬ها دست می¬یابیم. برای مثال، واژه «حون» یا «خون»، یعنی آب. اصل ریشه / Hu یا خد، بع معنی آب و عصاره است. در زبان امروزی فارسی به خون (مایع بدن) خون می گویند. حالا ریشه های «خوی» (زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست-حافظ) به معنی آب و عرق- خون(مایع اصلی بدن) خوید (به معنی جو و گندم که کنار جوی می آید) و خیزران و ده ها واژه دیگر در زبان فارسی که نشان دهنده ی پیوند آن ها با ریشه ایلامی است.حتا ریشه خانی (چشمه). خونی (مرداب گاوخونی = آب بزرگ) و امثال آن. باز توجه کنید این ریشه «خانی» به گونه /Kani «کردی» آمده و در اوستا هم هست. واژه ی خانی در اوستا به معنی چشمه می باشد. /Pitir یعنی دشمن، واژه ایلامی است. این همان واژه پهلوی پَتیره و پَتیاره می باشد و در اوستا هم ریشه دارد.
روزی خدمت استاد دکتر ارفعی که عمری را در مورد زبان و تمدن ایلامی سیر می¬کرده اند عرض کردم، مستشرقین این زبان را با عینک خاص نگریسته¬اند، و الا هر واژه ایلامی که ذکر شود، من شواهدی از آن را در فرهنگ ایران ذکر می¬کنم: زبان ایلامی، برف نبوده که با تابش خورشید آب شود و آثاری از آن باقی نماند. ایشان تعدادی از اوراق پرفسور/ HALLOCK «هالُک»شامل واژه¬های ایلامی را فتوکپی کرده و مرحمت فرمودند. من در برابر هر واژه، چندین نمونه در فارسی و کردی و بری و شوشتری و دیگر زبان¬های ایران نشان دادم. هرگاه با دید و عینک خاص ایرانی به قضیه بنگریم، مسأله معکوس می¬شود. مثلاً / KRAISHA «کریشا»، نام ایزد بزرگ ایلامی است.آیا پشت این واژه همان کلمه مأنوس کیارش وجود ندارد، اگر اتفاقاً این شباهت رخ داده آیا باز این اتفاق دم از یگانگی نمی¬زند. واژه¬ی / KIKUSIME «کیکوسمه» (بر وزن سراسیمه) را بنگریم. آیا شباهت این واژه¬ها با کلمه کیکاوس مطرح نیست. حال اگر / KIK را به گونه¬ی آسمانی معنی می¬کند در این صورت مسأله /KIK و کلمه فارسی کهکشان مطرح می¬شود. شاید یادمان رفته در آیینه فرهنگ ایرانی، صحبت از فَرَه کیانی و فروغ ایزدی و آسمانی مطرح است؛[2] نام ملکه / NAPIRASU ناپیراسو(که مجسمه¬ای بدون سر از او به دست آمده) در خور بررسی است. این مجسمه، آثار مجسمه سازان غربی و به خصوص ایتالیاییرا در خاطر زنده می¬کند. به عبارتی نشان می¬دهد که مجسمه و پیکرتراشی در غرب تا حد زیادی وامدار ایلامیان و اصولاً ایرانیان است. این واژه مشتق از دو کلمه / NAPIR یعنی ماه و / ASA یعنی مانند، معنی کرده اند(یعنی ماه¬آسا و ماه¬سیما). نخست آن¬که / NAP به معنی آسمانی و فروزان در فرهنگ ایران ریشه دارد. چنان¬چه کتاب آسمانی را / NAPI گویند مانند ماده نفت، یعنی ماده مشتعل و فروزنده، از همین ریشه آمده که ایران و به ویژه خوزستان دارای منابع زیادی از این ماده است. می-توان با اطمینان گفت واژه اروپایی / NEPTUN از این ریشه آمده است در اوستا کلمه «ایام نَپات» یعنی فرشته آب به معنی آناهیتا از همین ریشه آمده است و به عکس پندار نادرست مستشرقین، آب، نوه[3] ندارد.
واژه¬ی «ناپیرآسو» و نیز واژه¬ی (ماه¬آسا و ماه¬سیما) یک اصطلاح صد در صد ایرانی است، شباهت آسا و / ASU، جای انکار ندارد. از این¬ها که بگذریم، در فرهنگ فارسی واژه¬ی پیرایش / NAPIRASH مفهوم نزدیکی به واژه¬ی / NAPIRASU را می¬رساند. ملاحظه می¬فرمایید با نگاهی جست و جو¬گر، ده¬ها مانندگی پیدا می¬شود.
پی¬نوشت
1.کی اوج.
2.پس چه کتیوسیمه (سراسیمه) همان کیکاوس باشد، چه مفهوم آسمانی، آسمان آسا را ارایه دهد، در هر دو حال واژه ایرانی است.
3.مستشرقین اَیام نَپات را به معنی نوه آب ترجمه کرده اند نَپراش (بر وزن کفاش)
بن مایه:
مقاله زبان ایلامی:پیوستگی و وابستگی با دیگر زبان های ایرانی، دکتر سید محمد علی سجادیه، در آستانه فردا، دوره جدید-سال ششم (1380)، شماره 55، رویه25و26.
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: جمعه، 3 دي ماه ، 1389 19:13:04 موضوع مطلب:
با دورد بر جناب سجادیه و یزدان گرامی که آن را در تالار گذاشتند
باید بگویم که اصول و بنیاد زبان شناسی تاریخی که دانش آن از غرب به ایران رسیده و دانش نوپایی است بر اساس ریشه - ماده و ستاک است نه کل واژه و بر اساس همانندی خوشه ی آوایی است اگر بخواهیم این طور کلی بررسی کنیم ممکن خیلی از واژه ها از زبانهای گوناگون به مانند هم باشند و به بیراهه میرویم اگر ریشه و ماده را دربیاوریم و به اصطلاح واژه را تجزیه کنیم هرگز در پیدا کردن ردپای زبان نیاکان اشتباه نخواهیم کرد باسپاس از کوششهای این ابرمردان پژوهشگر که همه زندگی خود را در راه سربلندی مهین گذاشتند _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya
yazdan جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 700 امتياز: 1894 تشکر کرده: 981 تشکر شده 720 بار در 430 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 5 دي ماه ، 1389 14:49:24 موضوع مطلب:
بانو نیلوفر
منظورتان را میفهمم
اما آقای سجادیه به معنای واژگان نیز توجه داشته است _________________ یزدان صفایی-دبیر گروه تاریخ پایگاه پژوهشی هخامنشیان- دبیر گروه زبان و ادب ماهنامه الکترونیکی امردادنامه