کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 4 خرداد ماه ، 1391
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - آب زندگانی

آب زندگانی

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> نمادهای ایرانی

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام


niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان
گرداننده تالار گفتمان

وضعيت: آفلاين
24 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 2080
امتياز: 4825
تشکر کرده: 697
تشکر شده 1024 بار در 734 پست


ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 20 خرداد ماه ، 1388 21:07:45    موضوع مطلب: آب زندگانی پاسخ همراه با اعلان

در پی گیری نوشتار جمهوری در این بخش می خواهیم به ماهیت جمهوری یا می مغانه پی ببریم و فلسفه آن را که شا لوده ی دین مهری بر آن جای گرفته جویا شویم

نخست به سراغ شاهنامه می رویم تا ببینیم آب در شاهنامه به چه مانند شده و چگونه نماد پردازی شده:

به آب خرد چشم دل را بشست
زدانندگان استواری بجست
................................................

هر آن کس که او راه یزدان بجست
به آب خرد جان تیره بشست
....................................................

بهرام گور درباره ی پدر خود که به راه دیوان رفت می گوید:

پدر همچنان راه ایشان بجست
به آب خرد جان تیره نشست

یا
.........................................

به مرد خردمند و فرهنگ رای
بود جاودان تخت شاهی به پای
دلت زنده باشد به فرهنگ و هوش
به بد در جهان تا توانی مکوش
خرد همچو آبست و دانش زمین
بدان کاین جدا وآن جدا نیست این
............................................

ز بس باغ و ایوان و آب روان
برآمیخت گفتی خرد با روان
...........................................
بدو گفت ای شسته مغز از خرد
ز پر گوهران این کی اندر خورد
.............................................
پشیمان نشد هر که نیکی گزید
که بد آب دانش نیارد مزید
همچنانکه دیدید فردوسی آب را خرد و دانش انسان می داند اما این آب آب هر چشمه و کوهساری نیست این آب همان آب چشمه زندگی می باشد که در کیش مهری اساس و شالوده فلسفی زندگی یک رهرو بر اساس جستجو و کنکاش برای رسیدن به این چشمه ی اساطیری و مرموز و نوشیدن آن برای رسیدن به رستگاری می باشد و تمام مراسم مهرکیشان بر پایه باده نوشی ست:

همان اورمزد و مه و روز مهر
بشوید به آب خرد جان و چهر

در اینجا ببینید که چگونه بین اهورا مزدا و مهر که نمادهای روشنی هستند و ماه که نماد ناهید و آب می باشد به گونه ای زیبا نماد پردازی شده و سپس سخن از آب خرد رفته که نشان از پیوند و یگانگی اهوارا با ناهید دارد .

برای اینکه برای خوانندگان روشن شود که این آب همان آب چشمه ی خورشید می باشد ببینید که چگونه دانای توس در اینجا خرد را به روشنایی مانند می کند:

خردها فزون شد ز گفتار تو
جهان گشت روشن به دیدار تو
......................................
ز شمشیر دیوان خرد جوشنست
دل و جان داننده زو روشنست
........................................
خرد با دل روشن انباز کرد
به اندیشه بنهاد بر تخت نرد
............................................
خردمند باشید و روشن روان
نیوشنده و چرب و شیزین زبان
..............................................
سرمایه ی توست روشن خرد
روانت هم از خرد بر خورد
................................................
جوان بود و از گوهر پهلوان
خردمند و بیدار و روشن روان
................................................

خرد با روشنایی پیوند دارد همچناکه آب با روشنایی در پیوند است و همچنانکه ناهید را زاده ی اهورا روشنایی بیکران می دانند:

بدان چشمه که جای ماه گشته
عجب بین کافتاب از راه گشته
در بخش/ دیدن خسرو شیرین را در چشمه سار/ خسرو به خورشید(نماد اهورامزدا) و شیرین به ماه (نماد آب و برکت)مانند شده
نظامی در این گفتار نمادین و مذهبی می خواهد از رویگردانی خسرو از دیدن اندام برهنه ی شیرین سخن بگوید



آب و روشنی :
(شاهنامه)
چنین آمد از داد اختر پدید
که این آب روشن بخواهد دوید
...........................................
سوی چشمه ی روشن آمد بر آب
چو سیراب شد کرد آهنگ خواب
...........................................
همه آبها روشن و خوشگوار
همیشه بر و بوم او چون بهار
............................................
تو این آب روشن مگردان سیاه
که عیب آورد بر تو بر عیب خواه
..................................................
بر آن آب روشن سر و تن بشست
همی خواند اندر نهان زند و است
....................................................
بر آن آب روشن سر و تن بشست
نگه دار جز پاک یزدان نجست
.......................................................

تشبیه خرد به آب در شاهنامه می تواند با تجسم خرد به شکل آب در زند بهمن یشت در پیوند باشد : زرتشت از او بیمرگی می خواهد اورمزد نیز خرد همه دان خود را (علم غیب)را به شکل آب بر دست او می نهد و او را از آن می خوراند .(زمردی-1382)

به گفته ی حافظ :
گوهر مخزن اسرار همان است که بود
حقه ی مهر بدان مهر و نشانست که بود
این سخن حافظ نشان می دهد کسانی که از دست آناهیتا آب می نوشیدند و این جایگاه عرفانی را دریافت می کردند دارای حقه ی مهر می شدند


حال در این بیت بنگرید:

چو بر فرق آب می انداخت از دست
فلک بر ماه مروارید می بست
خسرو شیرین
همچنانکه که گفتیم مروارید نیز یکی از نمادهای آناهیتا می باشد.
و نماد پاکدامنی و بکارت آناهیتا می باشد و به رای امام صادق مروارید نخست نماد قرآن (وحی-علم شهودی-علم غیب)و دودیگر نماد حکمت است
همچنانکه آب زندگانی به انسان خرد و آگاهی می بخشد
آغاز داستان خسرو و شیرین :

گرامی دری از دریای شاهی
چراغی روشن از نور الهی
.....................................
چو شادروان مروارید گفتی
لبش گفتی که مروارید سفتی
......................................

در ین مشکین صدفهای نهانی
بسا درها که بینی از معانی
نوآیین پرده ای بینی دلاویز
نوای او نوازشهای نوخیز
کهن کاران سخن پاکیزه گفتند
سخن بگذار مروارید سفتند
.................................
کم گوی و گزیده گوی چون در
تا ز اندک تو جهان شود پر


چو بگرفتش از آب روشن شتاب
به پیش آمدش چشمه چون گلاب
(شاهنامه)
چشمه آب خوشبو نماد چشمه ی آب زندگانیست که سر پرستی آن را آناهیتا (پاک بانوی آبها ی روان) بر دوش دارد.

ابن سیرین گلاب را نماد تندرستی می داند همچنانکه در آبان یشت می خوانیم:

دوشیزه ای جوان بلند بالا نیرومند خوش اندام ....

که همگی این توصیفات نشان از شادابی و تندرستی آناهیتا دارد در در شاهکار نظامی خسرو شیرین می خوانیم :

چکیده آب گل در سیمگون جام
شکر بگداخته در مغز بادام

بنا به رای هاشم رضی از میان فلزات نقره با ناهید پیوند دارد (آیین مغان-ص 74). در اینجا هیکل شیرین به جام یا پیاله ای سیمگون به رنگ ماه مانند شده که سرشت آبگون آناهیتا در آن هلول کرده که نشان از پاکی و پاکدامنی شیرین دارد و بادام که اشاره به چشمان حوریه بهشتی دارد که این در آموزهای اسلامی آمده و در نمادهای مهری نشانی از آن ندیدم.امام صادق بادام را نشان از ثروت و خواسته ی پنهانی(برکت) و دیگر نماد شفا از بیماری (تندرستی ) می داند.

در بخش دیدن خسرو شیرین را در چشمه سار!

می خوانیم :
عروسی دید چون ماهی مهیا
که باشد جای آن مه بر ثریا
نه ماه آیینه ی سیماب داده
چون ماه نخشب از سیماب زاده
درآب نیلگون چون گل نشسته
پرندی نیلگون تا ناف بسته
همه چشمه زجسم آن گل اندام
گل بادام و در گل مغز بادام
در این پاره واژگانی چون ماهی- ماه- سیماب(جیوه- رنگ سیمگون)- در آب چون گل نشسته (نیاوفر آبی) -

همه نمادهای اردویسور آناهیتا می باشد و چنانکه می بینید دوباره نماد بادام و مغز بادام آورده شده است







شاید بتوان گفت که مراسم گلاب گیری در قمصر کاشان یک جشن بسیار کهن مهریست که در بزرگداشت آناهیتا دختر اهورامزدا آنجام می گرفته است. که در آن دو نمود آتش و آب و افشره ی گل که همگی از نمادهای کیش مهر می باشد در آن نمودار است و دور از ذهن نیست که بگوییم که چراضریح امام زادگان و مزار شهدا و از دست رفتگان ما با گلاب شتشو می شود و اینکه چرا بر سر سفرهای نذری مذهبی گلاب پاش می گذارند یا در مراسم روضه خوانی میزبان بر دستان میهمانان گلاب می ریزد و یا اینکه خانه ی خدا با آب گلاب شتتشو می شود و یا اینکه در غذاهای نذری به مانند شعله زرد و حلوا زعفران و گلاب می ریزند. و اینکه یکی از نذورات امام زادگان و مسجد جمکران گلاب می باشد .در مسجد جمکران رسم است که که مهراب مسجد را با گلاب شتشو دهند در حالیکه این رسم در بین سایر کشور های اسلامی عربی رایج نیست و این یک رسم ایرانی است (دیدگاه نگارنده)

زتاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل
بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرقچینم
(حافظ)

حال می خواهیم ببینیم جایگاه خرد در کیش مهری در شاهنامه چه بوده :


به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه بر نگذرد

همچنانکه که می بینید بنیاد دین مهری بر خرد و جان یا روح انسان استوار شده

در فرهنگ مهری جان همچون پیاله و خرد همچون می می باشد در نوشتار سپس زین به آن خواهیم پرداخت....
..............................................................................................................................
توانا بود هر که دانا بود
زدانش دل پیر برنا بود

اشاره به همان آب چشمه ی زندگانی می کند که آدمی را جوان و بیمرگ می سازد
........................................................................................
کنون ای خردمند وصف خرد
بدین جایگه گفتن اندر خورد
خرد بهتر از هرچه ایزد بداد
ستایش خرد را به از راه داد
خرد رهنمای و خرد دلگشای
خرد دست گیرد به هر دو سرای
نخست آفرینش خرد را شناس
نگهبان جان است و آن سه سپاس
.......................................
ستایش خرد در آغاز داستان اکوان دیو :

تو بر کردگار روان و خرد
ستایش گزین تا چه اندر خورد
...................................................

و آن را خلعتی ایزدی می داند :

خرد مرد را خلعت ایزدیست
زاندیشه دورست و دور از بدیست
...............................................
و در پرسش و پاسخی که موبد و بوذرجمهر آن را داد و ستد می کنند چنین بیان می دارد :
بپرسید پس موبد تیز مغز
که اندر جهان چیست کردار نغز؟
کجا مرد را روشنایی دهد؟
زرنج زمانه رهایی دهد؟
چنین داد پاسخ:که هر کو خرد
بیابد ز هر دو جهان برخورد
بدو گفت گر نیستش بخردی
خرد خلعتی روشن است ایزدی
بدو گفت گر راه دانش نجست
بدین آب هرگز روان را نشست
همچنانکه که می بینید در این پرسش و پاسخ روشن می شود که آب خرد همان آب زندگانیست که روان انسان آن را می نوشد و نه تن انسان!
...............................................................................................

از آنجا که در فرهنگ مهری سرپرستی آب خرد(علم غیب) یا چشمه ی زندگانی(آب بیمرگی)در دست ایزد بانوی پاکدامن می باشد پس بنابراین زنان در جوامع مهری نماد خرد و فرزانگیو پاکدامنی بودند و ما این نمود را در شاهنامه به گونه ای بارز می بینیم:
مادر سیندخت:

به مادر چنین گفت کای پر خرد!
همی مهر جان مرا بشکرد
......................................
چو مهراب شد شاد و روشن روان
لبش گشت خندان و دل شادمان
گرانمایه سیندخت را پیش خواند
بسی خوب گفتار با او براند
بدو گفت کای جفت فرخنده رای
بیفروخت از رایت این تیره جای
........................................
رای زدن فریدون با دختران جمشید:

که با دختران جهاندار جم
نشیند رای بر بیش و کم
.......................................
فرانک:

خردمند مام فریدون چو دید
که بر جفت او بر چنان بد رسید
........................................
سیندخت:
سخن ها چو بشنید از او پهلوان
زنی دید با رای و روشن روان
.....................................
تهمینه:
روانش خرد بود و تن جان پاک
تو گفتی که بهره ندارد زخاک
............................................
اشاره به سرشت آبگون آناهیتا دارد

جریره:
بر مادرآمد فرو د جوان
بدو گفت کای مام روشن روان
.........................................
فرنگیس:

فرنگیس مهتر ز خوبان اوی
نبینی به گیتی چنان موی و روی
هنرها و دانش زاندازه بیش
خرد را پرستار دارد به پیش
.....................................
کتایون:

یکی بود کهتر کتایون به نام
خردمند و روشن دل و شادکام
.....................................
همسر گشتاسپ:
زنی بود گشتاسپ را هوشمند
خردمند و ز بد زبانش به بند
...................................
همای فرزند گشتاسپ:

همای خردمند و به آفرید
که با د هوا روی ایشان ندید
...................................
همای فرزند بهمن:

دگر دختری داشت نامش همای
هنرمند و با دانش و نیک رای
به رای و به داد از پدر برگذشت
همی گیتی از دادش آباد گشت
..................................
حال در پایان یک سخن ار حافظ شیراز بشنویم :
هر آبروی که اندوختم زدانش و دین
نثار ره آن نگار خواهم کرد

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند Souren, erfan69, yazdan
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> نمادهای ایرانی

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir