atrin هموند کوشا وضعيت: آفلاين 29 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 38 امتياز: 111 تشکر کرده: 39 تشکر شده 66 بار در 31 پست
ارسال شده در: جمعه، 15 خرداد ماه ، 1388 08:56:38 موضوع مطلب: گوشه ای از رفتار محمود غزنوی
محمود سبکتگین با بینشی قبیلهای به دین مینگریست و به شدت زیر تاثیر فقیهان عربتبار خراسان بود. وی از سرسختترین دشمنان آزادی اندیشه بود و اسلام ایرانی را - که اسلام معتزلی و «اخوان الصفا»یی بود - خطرناکترین دشمن اسلام میدانست.
حمله به سومنات - که مقدسترین شهر هندوستان بود - و ویران کردن کامل شهر و معبد، کشتار همگانی بیش از پنجاه هزار تن از مردم شهر، و به غنیمت گرفتن دهها میلیون درهم طلا و نقره در سال ۴۰۴ خ. / ١٠٢۴ م. را مورخان مسلمان با شور و شوق و خوشحالی فراوان ثبت کردهاند. سلطان محمود بت سومنات را در هم شکسته و پنجاه هزار تن از مردم شهر را از دم تیغ گذراند.
(Somnath در پارسی به صورت سومَنات خوانده میشود)
این هم گزارش سلطان محمود غزنوی به خلیفهی بغداد از یکی از لشکرکشیهایش به هندوستان:
غلامتان روز شنبه ١٣ جمادی الثانی سال ٩ [از سلطنت محمود = ١٠ آبان ٣٩٧ خ] با دلی مالامال از شوق شهادت و جانی مشتاق به وصول به مقام شهدا حرکت کردم و دژها و باروهای بسیاری را گشودم. حدود بیست هزار تن از بتپرستان را مسلمان کردم. یک میلیون درهم پول نقره و سی حلقه فیل از آنها گرفتم و پنجاه هزار تن از آنها را کشتم. [/color[color=red]]غلامتان یک شهر را که دارای هزار کاخ عظیم و هزار بتخانه بود مورد حمله قرار دادم. بیش از هزار بت از نقره را برکنده و از آنها ٩٣ هزار و ٣٠٠ مثقال نقره به دست آوردم. بت بزرگی نیز در این شهر بود که آن جاهلان میگفتند سی صد هزار سال پیش ساخته شده است. ده هزار بت در پیرامون این بت قرار داده بودند. غلامتان این شهر را به کلی ویران کردم و مجاهدان اسلام در آن آتش افکندند و هیچ اثری از آبادی در آن برجا نماند. پس از فراغت ا ز حساب کردن اموالی که به دست آمده بود، مبلغ غنایم به بیست میلیون درهم، شمار اسیران به سی صد و پنجاه هزار تن، و شمار فیلان به سی صد و پنجاه و شش حلقه بالغ شد.
سلطان محمود غزنوی در ری به جنایتهای فجیعی دست زد که شنیدن آن پشت هر انسان نیکاندیشی را خواهد لرزاند. او دهها هزار تن را به اتهام رافضی بودن و معتزلی بودن و قرمطی بودن گرفته و قتل عام کرد یا زنده زنده به آتش کشید. تمام تاسیسات علمی ری را، که بازماندهی دوران برمکیان بود و امیران دیلمی آنها را بازسازی کرده بودند، منهدم کرد. کتابخانهی ری را، که دهها هزار عنوان کتاب در زمینههای مختلف علمی داشت، ویران کرد.
این هم گزارش حمله به ری:
[color=orange]سلام بر سید و مولایمان امام امیرالمومنین «القادر بالله». غلامتان این نامه را در روز اول جمادی الثانی سال ٢٠ [از سلطنت محمود = دوم تیرماه ۴٠٨ خ] از اردوگاهش در کنار شهر ری به حضورتان میفرستد.....
روز دوشنبه ششم جمادی الاول پرچمهای غلامتان به کنار دیوارههای ری رسید. دیلمیان به گناهشان اعتراف نموده اقرار به کفر و رافضی بودن خودشان کردند. دربارهی آنان به آرای فقها مراجعه کردم. و اتفاق بر آن رفت که همهشان از طاعت بیرون شده و اهل فسادند و راه عناد در پیش گرفتهاند...
یک ناحیه از سرزمین ری به قومی از مزدکیان اختصاص یافته بود. اینها تظاهر به مسلمانی میکردند و شهادتین میگفتند. ولی فاشافاش ترک نماز و روزه و زکات و غسل کرده بودند و گوشت مردار میخورند. حمایت از دین خدا اقتضا میکرد که اینها از باطنیه متمایز باشند. پس در کنار خیابان شهری که مدتها آن را اشغال کرده و املاکش را میان خودشان قسمت کرده بودند بردار آویخته شدند. ...
آنگاه به اندوختههای رستم دیلمی پرداختم و حدود ٥٠٠ هزار دینار جواهرات و ٢٣٠ هزار دینار نقدینه و ٣٠ هزار دینار زیورآلات طلا و ۵٣٠٠ دست رخت و معادل ٢٠ هزار دینار پارچه حاصل گردید. اعیان دیلمی ٢٠٠ هزار دینار پرداختند.
پنجاه بار شتر کتاب به خراسان حمل کردم ولی آنچه از کتابهای معتزلی و فلاسفه و رافضیها بود، چون که اصل بدعت بود، همه را در زیر دارهایی که اجسادشان بر آنها آویخته شده بود به آتش کشیدم.[/color]
در دوران تسلط او بر خراسان، بخش بزرگ دانشمندان و فرزانگانی که در عهد سامانی در مدرسههای نیشابور و بخارا تحصیل کرده بودند به درون ایران گریختند. شخصیتهای بزرگی از جمله بوعلی سینا به اتهام کافر بودن مورد تعقیب او بودند. بوعلی رباعی معروف خود را به همین خاطر سروده که:
کفر چو منی گزاف و آسان نبُوَد -------- محکمتر از ایمان من ایمان نبود
در دهر چو من یکی و آن هم کافر؟ -------- پس در همه دهر یک مسلمان نبود
کتابخانهی نیشابور در عهد سامانی یکی از بزرگترین کتابخانههای ایران – و شاید جهان – بود و دهها هزار جلد کتاب در آن نگهداری میشد. پس از به قدرت رسیدن سلطان محمود غزنوی، دیگر خبری از آن نیست. به نظر میرسد که – همان طور که در گزارش بالا نابودسازی کتابخانهی ری را خواندیم – کتابخانهی نیشابور نیز به دست محمود و به فتوای فقیهان عربتبار خراسان نابود شده باشد.
مطالب بالا را از تاریخ غزنویان نوشته امیر حسین خنجی آوردم. برای بیشتر دانستن، به خود نسک مراجعه کنید به نشانی زیر:
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: جمعه، 15 خرداد ماه ، 1388 14:52:43 موضوع مطلب:
جناب آترین درود بر شما
من هنگامیکه این گزارشها را می شنوم با خود می گویم چگونه ما پس از هزاران سال ایرانی ماندیم؟واینکه مسلمانان این کشور چگونه مسلمانانی هستند؟ گاهی هنگامیکه درباره ی دین پژوهش می کنم آنقدر اندیشه های ایرانی در آن می بینم با خود می گویم آیا امام صادق ایرانی بود؟ یک روز از زبان پیره زنی یه نام دین اسلام مطالبی شنیدم که می اندیشیدم او آنها را از روی اوستا خوانده در حالیکه او بیسواد بود و در دین اسلام بسیار با ایمان بود نمی دانم چه بگویم ؟
با سپاس فراوان _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند atrin, erfan69
atrin هموند کوشا وضعيت: آفلاين 29 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 38 امتياز: 111 تشکر کرده: 39 تشکر شده 66 بار در 31 پست
ارسال شده در: جمعه، 15 خرداد ماه ، 1388 16:01:42 موضوع مطلب:
با درود.
بانو نیلوفر،برای من شوند شادمانی است که با فرزانه ای مانند شما و دیگر فرزانگان در تارنمای هخامنشیان، هم صحبت بشوم و بتوانم از شما بیاموزم. براستی اینها که فرمودید، را باید واکاوی کرد که چگونه فرهنگی است فرهنگ ایرانی که در گذر زمان و پشت سر گذاشتن بسیار ناملایمات، نه تنها کاهش نیافته، بلکه هنایش آن بر دیگر اندیشه ها و دیگر مردمان به اندازه ای است که گاه، به این اندیشه می افتیم که آیا آن اندیشه بیگانه، همان اندیشه های ایرانی ما نیست؟
همه کسانی که بر این سرزمین و بر نابودی اش نظر داشته اند، در فرهنگ این سرزمین حل شده اند. تازیان، مغولان و حتی هلنی ها و ... همه در این فرهنگ فرو رفته اند. اسلام در آغاز، همان بود که محمد آورد و بالندگی اش را به ایران وامدار است. در سده های نخستین اسلام، تازیان که از کشورگشایی فارغ شده بودند، به جایی رسیدند که باید کشورهایی را که به هر وسیله، شکست داده و به سرزمین های اسلامی پیوستشان کرده بودند، را اداره کنند.
در این راه، تازیان هیچ تجربه ای نداشتند. پیش از اسلام، هرگز آنها در امور کشورداری آزموده نشده بودند. پس برای این کار، دست بدامان ایرانیان شدند. از اینرو که ایرانیان سده های پی در پی، بر خاور میانه حکمرانی کرده و می دانستند چگونه باید کشورداری کرد.
به همین شوند، نفوذ ایرانیان و زبان ایرانیان و فرهنگ ایرانیان، در دستگاه خلافت اسلامی و در خود دین اسلام و در سرزمین های اسلامی به پایگان بلندی رسید که هیچ کدام از کشورهای دیگر، بدان پایگان ها که ایرانیان رسیدند، دست نیافتند.
ایرانیان بخوبی می دانستند که راه حل های نظامی، از آن دست که سلطان محمود غزنوی ملقب به سیف الاسلام از آنها استفاده می کرد، همیشگی نیست و بگونه ای پیش رفتند که توانستند دستگاه های حکومتی بیگانه غزنوی، و سلجوقی را در دست خود بگیرند. همانگونه که دستگاه تازیان در دست ایرانیان بود.
من بر این باورم که فرهنگ ایرانی بر همه ناملایمات، پیروز گشته و از اینرو ایرانیان همواره در پایگانی بلند در شهریگری بوده اند.
حتی در اطراف امامان تازی، بسیار ایرانیان با فر و دانش و هوش باشنده بودند که برای رهایی از چنگال تازیان، از خود دین آنها استفاده کردند. بر ماست که بشناسیم فرهنگمان را که بر همه مهاجمان پیروز گشته است و امروزه هم با قدرت به کار خود ادامه می دهد.