کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 4 خرداد ماه ، 1391
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - وجه تسمیه قصران (نام کهن ری و تهرا

وجه تسمیه قصران (نام کهن ری و تهرا

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> بوم شناسی ایران بزرگ ( جغرافیای تاریخی )

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام


vatan
هموند ویژه
هموند ویژه

وضعيت: آفلاين
19 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 106
امتياز: 269
تشکر کرده: 6
تشکر شده 136 بار در 84 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 1 مهر ماه ، 1389 00:41:56    موضوع مطلب: وجه تسمیه قصران (نام کهن ری و تهرا پاسخ همراه با اعلان

وجه تسمیه قصران (نام کهن ری و تهران کنونی)

قصران بی گمان معرب واژه ای فارسی است که آن واژه به چم «کوهستان» است ، و با واژه «قصر» عربی مناسبتی ندارد ، و به گمان متاخم به علم ، متعلق به زمانی است که اعراب به نواحی کوهستانی و مسیرهای دشوار آنجا راه یافتند ، و این دوره جزء دوره ی خلافت عباسیان نتواند بود ، چون مردم قصران شمالی تا بدان زمان به کیش زرتشتی بودند.
این منطقه (جز قسمتی از دامنه جنوبی توچال) کوهستانی است ، چنانکه «مسعر بن مهلهل» به عهد آل بویه ، و از معاشران صاحب عباد ، «قصران» را مطلقا کوه دانسته و در رساله ی ثانیه گفته است : «از ری است آن رستاق (روستا) که قصران گفته میشود ، و آن قصران کوههای بسیار بلند و مرتفع است.»
نامهایی که در زمانهای پیش از اسلام بر آن حدود می نهاده اند با مفهوم «کوه» مناسبت داشته است ، و بدین جهت می توان چنین پنداشت که در ترکیب واژه فارسی که «قصران» معرب آن است لفظ «کوه» وجود داشته و «کاف» آن در تعریب به «ق» تغییر یافته است ، چنانکه در «کوهستان» و «قهستان» نامی است ، ولی نام ویژه ای برای آن حدود از آن عهد بدست نیست ، پس می توان گفت به حکم گواه هایی چند که بیاید آن واژه «کوه سران» بوده است ، به شوند کوهستانی بودن محل.
الف و نون در پایان ، خود کلمه ای جداگانه است و برای نسبت بکار میرود ، چنانکه در نامهای بسیاری از اماکن مانند : گیلان ، اصفهان ، زنجان ، طالقان و ... اینها آمده است. و «کوه سر» را با اسقاط برخی واکه ها (حروف) به تعریب «قسر» گفتند ، و سپس «س» را به «ص» تغییر داده اند و «قصر» به کار بردند ، و تبدیل «س» به «ص» را گواه های فراوان است ، مانند : صرخ به جای سرخ ، صاغرج به جای ساغرج و صغد به جای سغد و مصمغان به جای مسمغان و وصعتر به جای وسعتر و اصپهبد به جای اسپهبد و...
واژه قصر چون پسوند «ان» را بدان بپیوندند «قصران» میشود. در منابع باستانی هر دو صورت «قصر» و «قصران» درج افتاده است ، در المسالک و الممالک استخری از نوشته های نیمه نخست سده چهارم هجری در ذکر ری چنین آمده است : «از دهستانهای مشهور آن قصران داخل و قصران خارج است.»
ابن حوقل در صوره الارض ، که آن را در آغاز نیمه دوم سده چهارم نوشته درباره ری نوشته است : «از دهستانهای مشهور آنجا قصر داخل و قصر خارج است.» (دراینجا چنانکه ملاحظه میشود به جای قصران واژه قصر درج آمده است.)
این گمان را که «قصران» یا «قصر» معرب «کوه سران» یا «کوه سر» به چم ناحیه کوه (که امروز نیز در مازندران نام آبادی است.) بوده است چندین شوند تایید می کند :
 نخست اینکه این صورت مناسبترین صورتی است که هم وضع کوهستانی بودن محل را نشان میدهد و هم در تعریب با تصرف کمتر به صورت «قصران» یا «قصر» درمی آید.
 دوم اینکه در ناحیه ری و تبرستان ، نامهای مناسب با وضع اماکنی که مانند «کوه سر» با پسوند «سر» ترکیب یافته باشد بسیار است که هم در بن مایه های کهن و هم در بن مایه های جدید به چشم میخورد ، که به ذکر چند مورد می پردازد :
جزیره «دهستانان سر» ، در حدودالعالم در ذکر جزیره ها آمده است : «...جزیره دیگر هست اندرین دریا (خزر) ولی گوشه ای از آن به خشک پیوسته برابر دهستانست ، آنرا «دهستانان سر» خوانند....»
محله »چلاوه سر» ، در تاریخ رویان اولیاءالله آملی در ذکر محل مسجد مالک ذکر گردیده : «در شهر آمل در محله چلاوه سر ، برابر کوچه سماکی نهاده است.»
«تمشان سر» ، در تاریخ گیلان و دیلمستان مرعشی نوشته شده : «... تمشان سر که قریب سرحد ولایت آمل است...»
قلعه «گرزمان سر» ، در تاریخ گیلان و دیلمستان مرعشی درج افتاده : «در آن ایام به موضعی که مشهور است به گرزمان سر حصنی بود حصین.»
دیه «کندسر» ، نیز در تاریخ گیلان و دیلمستان مرعشی آمده : «.... به ولایت دیلمان به قریه ی کندسر درآمده لشکرگاه کردند.»
قلعه «لمسر» ، ذکر این نام نیز در تاریخ گیلان و دیلمستان بارها آمده است.
در نسکهای متاخران نیز برای این نوع گواه ها ، فراوان است ، از جمله ، این نامها در نسک مازندران و استرآباد رابینو درج آمده است : کنارسر ، بازارسر ، گرمابسر ، بامسر ، یانسر ، کتابسر ، لپه سر ، چورسر ، شورابسر ، لوسر ، کوره سر ، بورامسر ، مشهدسر ، نوسر ، دشت سر. در بن مایه های دیگر نیز مانند «فرهنگ جغرافیایی ایران» و «از آستارا تا استرآباد» و «فرهنگ آبادیهای ایران» از این نمونه فراوان می توان یافت ، و اماکنی نیز مانند رودسر ، سنگسر ، گچسر ، رامسر و بابلسر به شوند نامی بودن نیازی به بحث نیست ، و نیز هم اکنون در قصران شمالی دهی آباد و بزرگ به نام «دربندسر» وجود دارد.
ذکر این نکته از سودمندی خالی نمی نماید ، که هر چند واژه ی «کوهسار» و یا «کوهساران» نیز ممکن است برای اصل «قصر» و «قصران» مانند «کوه سر» یا «کوهسران» مناسب باشد ، ولی با کمی ژرفنگری وجه برتری «کوه سر» و یا «کوهسران» را به راحتی می توان دریافت ، چه واژه «کوه سر» که با تصرف کمتر به صورت «قسر» درمی آید خود نیز در چم «کوهسار» است. شادروان دکتر معین در حواشی و تعلیقات برهان قاطع می گوید : «کوهسار از کوه +سار (سر ، پسوند مکان) به چم ناحیه کوه ، کوهستانی...»
که سار در اینجا همان سر و به چم ناحیه است ، و از این نوع است ، «سنگسر» و «سنگسار».
ناصرخسرو «سنگسار» را به چم «سنگسر» و زمین سنگلاخ بکار برده و چنین نوشته : «...گویند که در گورهای(؟) مصر طلب گنجینه ها و دفینه ها کنند ، و از همه مغرب و دیار مصر و شام ، مردم آیند و هر کس در آن گورها(؟) و سنگسارهای مصر رنجها برند و مالها صرف کنند....»
و نیز از این گونه است «چاه سر» و «چاه سار».

فردوسی در داستان بیژن و منیژه سروده :

منیژه بیامد بدان چاه سر دوان خوردنیها گرفته به بر


و نیز در همین داستان است :

سوی خانه رفتند از آن چاه سار به یک دست بیژن به دیگر زوار


ولی چون «سر» خفیف تر از «سار» است ، در ترکیب نام بسیاری از اماکن به صورت مختلف بکار رفته که نمونه ای از آنها درج آمده ، در صورتیکه در پهنه ی ری و تبرستان به ندرت مکانی یافته می شود که نامش با پسوند «سار» ترکیب یافته باشند همانند «کوهسار» در چهاردانگه ی هزار جریب در مازندران. «کوه سر» بنابه مندرجات فرهنگ آبادیهای ایران در چابهار نیز نام آبادی است.
 سوم از شوندهایی که نشان دهنده این حقیقت است که نام «قصران» (کوه سران) به شوند کوهستانی بودن محل است اینکه جز قصرانِ ری در بلاد دیگر نیز که محلی بدین نام داشته آن محل کوهستانی بوده است ؛ چنانکه در نسک «عجایب المخلوقات» زکریای قزوینی آمده است : «..... قصران کوهی است به زمین سند ، و قصران نام شهری است. شیخ الریس گوید. عسل به جبال قصران همچون تلی بیفتد....».
 چهارم آنکه در آغاز اسلام ذکر این محل به صورت «کهستان ری» در بن مایه ها آمده است ، چنانکه اولیاءالله در تاریخ رویان ، در ذکر آمدن سادات علوی به دیلمان و تبرستان و ری ، گفته است : «چون خبر غدری که مامون با حضرت رضا کرده ، به راه به سادات رسید هرجا که بودند ، پناه به کوهستان دیلمان و تبرستان و ری نهادند.»
دولتشاه در ذکر بندار رازی نوشته : «... به سه زبان سخنوری می کند : عربی و فارسی و دیلمی ، و از کوهستان ری است...»
و این مهم خود این حقیقت را تاییدی تواند بود که قصران باید نامی باشد که بر کوهستانی بودن دلالت کند.
 پنجم آنکه لفظ داخل و خارج در قصران داخل و قصران خارج خود شوند آن است که قصران نامی است به چم کوه سران یا کوهستان ، چون قصران داخل در داخل کوهستان و قصران خارج در خارج کوهستان است و اگر چنین نباشد ، داخل و خارج را مفهومی نتواند بود.

بن مایه : نسک «قصران (کوهسران) مباحث تاریخی و جغرافیایی و اجتماعی و مذهبی و وصف آتشگاه منطقه کوهستانی ری باستان و تهران کنونی«پاره نخست» (جلد اول) / نوشته : دکتر حسین کریمان / انتشارات انجمن آثار ملی / به سال 2536 شاهنشاهی

_________________
تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم.....

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از vatan تشکر کرده اند niloofarmehrzamin, parisa-s, arya
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> بوم شناسی ایران بزرگ ( جغرافیای تاریخی )

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir