کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 19 بهمن ماه ، 1390
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - آشنایی با مغان

آشنایی با مغان

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> دین، عرفان و فلسفه -> آیین های مغانه

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام
محل سكونت: تهران

maralaryaee
هموند کوشا

وضعيت: آفلاين
8 اسفند ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 61
امتياز: 149
تشکر کرده: 21
تشکر شده 94 بار در 51 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 11 شهريور ماه ، 1389 10:48:32    موضوع مطلب: آشنایی با مغان پاسخ همراه با اعلان

هرودوت و استرابو مغان و آیین مغانه را دیانتی ویژه معرفی می کنند، آیینی که ویژه است و با آیین پارس ها متفاوت می باشد.

بعضی از پژوهشگران، مغ ها را آریایی نمی دانند و این ناشی از عدم هماهنگی عقاید و رسوم و باورهای آنان است با آیین ها و مذاهب

آریایی. از دیگر سو، مادها از اقوام غیر آریایی در جامعه ی خود پذیرا بودند و یکی از اقوام و یا قبایل با نفوذ مادی، همین مغان مغان بودند.

بنا به گفته ی هرودوت، مغان قبیله ایی از قبایل شش گانه ی مادی می باشند- بنا به تحقیقات تازه، گروه ویژه از مادها به شمار می رفتند

که کهانت ویژه ی آن ها بود و یا طبقه یی که " شاه- کاهنی " موروثیِ آنان شناخته می شد - که سرپرستی امور دین با آنان بود. در اجتماع

شکل و کاستی بسته داشتند، با غیر از گروه خود ازدواج نمی کردند و مناصب " شاه- کاهنی " میان آنان به توارث بود. شاهان مادی و

هخامنشی در بازسازی های سیاسی و اجتماعی، قدرت شاهی (=فرمانروایی) را از آنان گرفته و محدود کردند ( شاید قیام گئومات مَغ

برای باز پس گرفتن همین جز از دست رفته، بوده باشد) و جنبه ی کهانت برایشان باقی ماند و در دو شاهنشاهی مذکور، کاهنان از میان

این گروه، فقط و انحصارا برگزیده می شدند.


آنگاه مسئله ی رواج دین زرتشتی در شاهنشاهی و گرایش هخامنشیان به آیین نو و بهتر به میان آمد. مغان که ضعیف شده بودند از در

سیاست وارد شدند و جهت صیانت و حفظ مقام خود، نسبت به آیین تازه مدارا و حتی رافت و پذیرش نشان دادند و قبولی ضمنی را اعلام

کردند. از نظرگاه سنن و حقوق این طبقه ی اجتماعی، با این نیرنگ، حق انحصاری کهانت را برای خود نگه داشتند و اما به زودی اصول

اعتقادی و رسوم و سنن و شعایر و آداب خود را به عنوان معتقدات و سنن و رسوم و شعایر زرتشتی در عدم تقارن طبقات و نظام طبقات

اجتماعی و مراسم قربانی و بسا از رسوم و معتقدات دیگرشان در بطن آیین تازه رسیده اهمیت پیدا کرد.


مغان به هر شیوه ای که بود، پس از حادثه ی قیام یا کودتای گئومات، موقعیت مطلوب را مدتی نه چندان طولانی پس از حادثه ی شورش

بر هخامنشیان باز یافتند. پس از مرگ داریوش، کم کم با جرح و تعدیل ظاهری در تعصبات خود، و گرایش هایی به دین زرتشتی که مورد

حمایت، اما نه مورد قبول عام هخامنشیان بود، موقعیت خود را مستحکم ساختند و به عنوان کاهنان دینی زرتشتی شناخته شدند.


از لوحه های ایلامی تخت جمشید و کتیبه ی بیستون چنین دریافته می شود که مغان در میان پارسی ها ناشناخته نبودند. هرودوت (107/1)

می گوید که مغ ها در دربار مادها رایزنان و خواب گزاران با نفوذی بودند. پس مغان در میان پارسی ها و مادها و شاید در مشرق ایران

مردمی فعال بودند. ایشان به هنگام قربانی کردن دعا می خواندند (هرودوت 132/1 ) و این کار را در زمان وحدت ماد می کردند و شاید پیش

از آن نیز می کرده اند. کارهای دیگر ایشان از قبیل نهادن لاشه ی آدمی در دسترس مرغان و جانوران لاشه خوار

" خورشید نگرشنی" (هرودوت 140/1) و کشتن جانوران زیانکار "خرَفستَ ان Xrafstar " و مانند آنها همه با دین زرتشتی سازگار بوده است.


مغان دارای مشخصات و چنبه های مختلف بودند، چنانکه نویسندگان روم و باستان آن را به صورت مغی Magi به کار برده اند و واژه ی Magie

به مفهوم معجزه و سحر و جادو و Magician به معنی جادوگر برای کاهنان بین النهرین به ویژه به کار رفته است. و نباید از این که در دوران

عظمت یونان و روم واژه ی Magi را برای روحانیان میترایی و بسیاری از دین ها و مذهب های دیگر به کار می بردند، به گمراهی بیفتیم.


می توان فرض کرد که مغ ها قومی بوده اند از مادها که وظیفه انجام دادن تشریفات دینی با ایشان بود. در دوران عظمت شاهنشاهی

مادها این طایفه در سراسر سرزمین های زیر فرمانِ آنان پراکنده شدند و از آنجا که شغل روحانیت در آن زمان در یک خانواده حفظ می شد،

این مردم همه به این کار دست یازیدند.سرودهای نیایشی که ایشان می خواندند باستانی و از ریشه ی باستانی آریایی بودند که مادها و

پارسی ها نیک در نمی یافتند، ولی به علت کهنه بودن، در مردم موثر واقع شد.


با توجه به کاست و طبقه ی مغان که جهت قدرت و سیطره ی فکری بر حکومت ها و مردم، بسته ترین طبقه ی اجتناعی بود، مسئله ی

بسیار با اهمیت ازدواج های صُلبی و هم خون یا ازدواج با محارم درجه ی اول، میانشان قابل توجیه می شود که نمی خواستند هیچ

بیگانه ای را در کاست خود بپذیرند و در قدرت شریک کنند.


اما پس از برافتادن سلسله هخامنشی، بغض و کینه ی پارسیان که متوجه سلوکیان بود به پارت ها منتقل شد. مغان نیز در این شمار بودند و

با پارت ها که از پارس ها نبودند و بر خلاف انتظار اخلاف پارس ها و مغان حکومت را به دست گرفته بودند و با نفوذ فرهنگی یونانی سازش

داشتند، به مخالفت پرداختند. این مخالفت در کتاب وندیداد (Vandidad) " وی- دئو – داتَه Vi –daevo-dȃta " که قانون نامه ی مقدس مغان

بود، آشکار است. کتاب وندیداد که به وسیله ی مغان گردآوری شد، با حساب زیرکی، آمیخته یی است از پاره ای مسائل اخلاقی زرتشتی

و قوانین و مسائل طهارت و نجاست در فقه مغانه که مغان به این وسیله مورد قبول زرتشتیان نیز تا اندازه یی واقع شدند.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از maralaryaee تشکر کرده اند human
محل سكونت: iran

human
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
5 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 443
امتياز: 972
تشکر کرده: 311
تشکر شده 488 بار در 305 پست

محل سكونت: iran

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 11 شهريور ماه ، 1389 18:35:28    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

با درود
خويشکاری مرا بران داشت تا برای دريافت بهتر جايگاه مغان پاسخی بر نبشته بالا بنگارم .
نخست آنکه ما مغان را يکی از گروه های ماد بناميم آنهم بر پايه آورده های هردوت گجستک که برخی او را دروغ پردازترين تاريخ نگار جهان ميشناسند برای دانايان اين وادی بيشتر به يک شوخی زشت ميماند .
برای آگاهی ,رده مغان در تمام کيشهای ويدايی جدای از زرتشتيان نيز از جايگاهی ويژه برخوردارند .
مغ به کسی گفته ميشود که به جايگاه بيداری يا موجه رسيده باشد و به ديگر سخن ،در سير راه آگاهی ،مغ يک رده يا مقام است .
مغ در زبان يونانی با افزودن پسوند ويژه نام us به مگوس magus دگر شد که جمع آن ميشود magi .
عرب نيز مگوس را به مجوس دگر کرد .
پيشنهاد ميکنم برای دريافت بهتر به نسک اوپانيشاد که برای شاخه های گوناگون هندو بسيار سپند ميباشد و همچنين جستار رده فرهنگی همين تارنما سری بزنيم تا يکبار و برای هميشه از اين برداشت کودکانه دست برداريم .
سخن ديگر آنکه اشو زرتشت سپنتمان خود از انجمن مغان بوده که برأی آوردن آگاهی به ميآن مردمان از آنها جدا شد و پس مدتی به ياری برخی از آنان ,زير نام انجمن برادری مغان ,کيش اهورايی خود را پی ريزی کرد .
رويدادهای بالا را اشو زرتشت در سپند يسناهای گاتها به زيبايی هر چه تمامتر آورده است و من بخشی از آنرا اينجا می آورم .
11/51
“ای مزدا
دوست زرتشت سپنتمان کيست ؟
آن کس که
با راستی در پرسش و در گفتگوست
و روی به پارسايی دارد
و با راستی و انديشه نيک و پارسايی ،
هواخواه انجمن برادری مغان است “
پدرود

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از human تشکر کرده اند niloofarmehrzamin
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> دین، عرفان و فلسفه -> آیین های مغانه

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir