Ariyadokht سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 19 بهمن ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 401 امتياز: 1005 تشکر کرده: 522 تشکر شده 289 بار در 185 پست
محل سكونت: ایران زمین
ارسال شده در: دوشنبه، 4 مرداد ماه ، 1389 18:39:58 موضوع مطلب: اتهام زنستيزي در شاهنامه
درود بر خردمندان تالار
نوشتاری را خواندم که بسی خواندنی و زیبا بود ودریغم آمد شما هم از آن بی بهره باشید چرا که شاید بسیاری از ما دچار اشتباه بشویم.
خبرنگار امرداد – ميترا دهموبد: «گرفتاري ما اینجاست که از تفاوت میان «ایرانشناسی» بیگانگان و «خودشناسی» ایرانیان، غافليم. چشمگيرترین تفاوت ميان ايندو، نبود شناخت ریشهای و درونی بیگانگان از فرهنگ ایران است. بیگانهای که ميخواهد ایران را بشناسد، به سراغ منابع رفته و در رويارويي با هر چیزی، معنی ظاهری آنرا ميپذيرد و بازميگويند. شوربختانه، جهانيان نیز چون او را با نام «ایرانشناس» ميشناسند، نظر او کارشناسانه ميدانند.»
بهرام روشنضمير، پژوهشگر جوان كشورمان، در نشستي كه با نام زنستيزي در شاهنامه، در بنياد جمشيد برپا بود، با اشاره به سخن بالا، در ادامه چنين افزود: «همهي اینها درحالی رخ ميدهد که شاید یک ایرانی روستایی بیسواد از آنجايي كه در فضای فرهنگی ایران تنفس ميكند، همان بخشها را بتواند بهتر از آن پروفسور بيگانهي ایرانشناس دريابد.»
به گفتهي وي هنگاميكه ما دربارهي گوهرهای خود پژوهش نکنیم، باید چشمبهراه داوری بیگانگان دربارهي خود باشیم. یکی بزرگترین اين گوهرهای فرهنگی ما، شاهنامه فردوسی است. شاهنامهي فردوسی نیز همان سرنوشتی را داشته است که دیگر گوهرهای ما داشته اند. یعنی خود بیگانگان برايمان به شاهنامهپژوهي پرداختهاند و ما غافليم از آفتهای این خدمت بيگانگان. بهرام روشنضمير، چسباندن اتهامهای بیپايه و بن به شاهنامه را يكي از اين آفتها دانسته و گفت: «باخترزمينيها که در خاور را استبدادی میشناختند، شاهنامه را استبدادزده دانسته! و چون پیشفرض ذهنی آنان، یک فضای زنستیز در کشورهای جهان سوم است، شاهنامه را نیز دارای چنین فضایی دانستند.»
وي از ميان كساني كه دربارهي شاهنامه نظر دادهاند به «تئودور نولدكه» اشاره كرد. نولدكه دربارهي «زن» در شاهنامه چنین مینویسد: «در شاهنامه زنان نقش فعالی ندارد، تنها هنگامی نمود مييابند كه هوس يا عشقی در ميان باشد.»
به گفتهي روشنضمير شاهنامه نه یک قصهپردازی بلکه گزارشی از ایران باستان است. با اين پيشدرآمد آيا ميشود، چشم داشت كه فردوسي، دوران پدرسالاری _از 5 هزار سال پیش تا امروز_ را نادیده گرفته و نقشهای پررنگ جامعه را به زنان بدهد تا از سوی پژوهشگران امروز به زنستیزی متهم نشود؟!
روشنضمير در دنبالهي سخنش، گفت: «اما اگر نولدکه، جزو آن دسته بوده باشد که شاهنامه را قصهپردازی خود فردوسی میدانستهاند، بازهم تفاوتي نميكند چراكه فردوسی، هزار سال پیش میزیست، در روزگاري که نه تنها در ایران، بلکه در همهي جهان، نقشهای بیرون از خانه ویژهي مردان بود.
به گفتهي وي روشن نيست كه نولدکه، شاهنامه را با «ایلیاد و اودیسه» اثر هومر میسنجد يا با نوشتههاي برجستهي ادبی اروپای نوین، پس از رنسانس.
روشنضمير گفت: «چهكسي ميتواند ادعا كند كه در دو اثر هومر، زنان، نقشی پررنگتر از شاهنامهي فردوسی دارند؟!»
به باور وي، حتا در نگاشتههاي نويسندگان بنامي همچون «ویلیام شکسپیر»، «ویکتور هوگو» و «چارلز دیکنز» و ... نيز كه چند سده، دیرتر از فردوسی و پس از پیروزی جنبشهای آزادیگرایانهي اروپا، دست به نگارش زدهاند، زنان را در فضاهایی بیرون از «هوس» و «عشق» نمییابیم.
روشنضمير دراينباره گفت: «البته به اینها نیز نميتوان اتهامي بست چراکه کسی که تاريخ را مينويسد و یا قصه و رمان، باید آنچه که از گذشته شنیده و آنچه که امروز، میبیند را بنویسد.»
روشنضمير با اشاره به فمنيستها كه در گام نخست، آثار ادبی کلاسیک را زیر پرسش میبرند، گفت: «همهي اينها در حالي است كه با نگاهی به داستانها، فیلمنامهها و نمایشنامههای سدهي ٢٠ و ٢١ نیز هنوز، مردها، سوار بر اسب قدرت هستند.» وي پرفروشترین کتاب داستانی چند سال گذشته یعنی «هری پاتر» را گواه گفتارش آورد و گفت: «به راستی چرا قهرمان اين داستان یک دختر نيست. چگونه است كه خردهاي به اين نويسنده، نميگيريم ولی انتظار داریم در کتاب فردوسی كه بیش از 1000 سال پیش سروده شده، به جای رستم، اسفندیار، سهراب و زال، زنان را ببینیم.»
به گفتهي وي، گویا زور روشنفکران هوادار جنبش زنان، تنها به فردوسی میرسد.
روشنضمير، دوباره به خود شاهنامه بازگشت و در پاسخ به اين پرسش كه آیا به راستي حکیم توس، چشم خود را بر دلاوریها و نقشآفرینیهای بیرون از خانهي زنان، بسته است؟، به سرودن بخشهايي از شاهنامه كه گزارش دلاوريهاي گردآفريد و جنگش با سهراب، است و همچنين جنگ «گردیه»، خواهر «بهرام چوبین» با«خاقان» چين پرداخت و گفت: «آیا «گردآفرید» و «گردیه» برای هوس در شاهنامه حضور دارند؟»
اما زنان شاهنامهای تنها جنگاوران و لشکرداران نيستند، «فرانك» مادر فریدون با بهکارگیری سیاست، فرزند خود را پرورانده و او را برای رهايي ایران و ایرانیان از دست زهاک آماده میسازد و دیگر زنان شاهنامه نیز به باور روشنضمير، هرکدام نقشی کوچک یا بزرگ در رویدادهای سیاسی ایران بازی میکنند. در بخش ساسانیان شاهنامه زنان را در ميدان سیاست میبينيم. حتا شماري از زنان در اين روزگار به پادشاهي ميرسند.
روشنضمير در دنباله گفت: «حتا در همسنجی(:مقايسهي) داستانهاي عشقي شاهنامه نيز با نمونههای اروپاییاش _چه در اروپای باستان و چه در روزگار مدرن_ باز میبینیم که در نمونههای ایرانی، زنان «محترمتر»، «نیرومندتر» و به ویژه «فاعلتر» هستند. بهگونهاي كه حتا گاهی این زنان هستند که عشق خود را به مردان ابراز کرده و خواستگاری میکنند و مردان در جایگاه مفعول هستند.»
به گفتهي وي به هنگام نتیجهگیری دربارهي یک اثر بزرگ و سترگ نباید به یک گزينهي کوچک بسنده کرد، اینکه از شاهنامهي 60 هزار بیتی، یک بیت را برکشیده و با بهره از آن برای همهي شاهنامه حکم صادر کنیم، نه منطقی است و نه منصفانه.
روشنضمير با اشاره به اينكه كساني كه شاهنامه را زنستيز ميخوانند، سه اشتباه، كردهاند، گفت: «نخست اينكه اين افراد، بیتهای زنستیزانهي فرهنگ عامیانه که بر وزن شاهنامه است را از شاهنامه دانستهاند. دوم آنکه، بیتهایی زنستیزانه از نسخههایی گوناگون گردآوری كرده و كنار هم گذاشتهاند یعنی بیتهایی از يك نسخه و بیتهایی از نسخهي ديگر كه البته در دیگر نسخهها هم نیست تنها براي اين اتهام، کنار هم نهادهاند. سوم اينکه گهگاه بیتی معتبر از فردوسی برگزیده شده ولی به داستان نگریسته نشده و تنها یک بیت همچون تکهای بیسر و ته از دل شاهنامه کنده شدهاست، چون آنرا براي خواستهي خود مناسب ميديدهاند.»
به گفتهي وي كساني كه چنين ميگويند و به بيتهايي چنين گواهي ميدهند بايد در گام نخست از اينكه اين بيت از زبان فردوسي است و افزوده نيست، آگاهي يابند و راه آگاهي، چيزي نيست جز «نسخهشناسی» و «سبک شناسی».
روشنضمير در دنباله به چند بيت شاهنامه كه نمايي زنستيز دارند پرداخت و هريك را با توجه به واپسين ويرايش دكتر جلال خاقي مطلق، رد كرد، بيتهايي همچون:
زن و اژدها هر دو در خاك به/جهان پاك ازين هر دو ناپاك به
زنان را از آن نام نايد بلند/كه پيوسته در خوردن و خفتنند
دل زن همان ديو را هست جای/ز گفتار باشند جوينده رای
به اختر كس آن دان كه دخترش نيست/چو دختر بود روشن اخترش نيست
كرا دختر آيد به جای پسر/به از گور داماد نايد بدر
تو آن را جز از باد و بازی مدان/گزاف زنان بود و رای بدان
وي در پايان، بخشی از شاهنامه را كه گزارشي از زنان از زبان انوشیروان است، برخواند:
چنان دان كه چاره نباشد ز جفت/ز پوشيدن و خورد و جای نهفت
اگر پارسا باشد و رای زن/يكی گنج باشد پر آگنده زن
به ويژه كه باشد به بالا بلند/فرو هشته تا پای مشكين كمند
خردمند و هوشيار و با رای و شرم/سخن گفتنش خوب و آوای نرم _________________ همه دنیا تن است و ایران دل
نیست گوینده زین کلام خجل
چون که ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد