miladhamidavi هموند کوشا وضعيت: آفلاين 6 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 47 امتياز: 0 تشکر کرده: 81 تشکر شده 48 بار در 25 پست
محل سكونت: خوزستان
ارسال شده در: يكشنبه، 7 شهريور ماه ، 1389 23:12:45 موضوع مطلب: به یاد جان باختگان زلزله سمنان
با درود
زمین لرزه در ایران
قرار گرفتن ایران در یکی از مناطق لرزه خیز جهان و احتمال وقوع زلزله های مخربدر همه نقاط کشور، شناخت سرشت لرزهای ایران را از دیدگاه لرزهخیزی با اهمیت ساختهاست. ایران کشوری لرزه خیز است و بر روی یکی از دو کمربند بزرگ لرزهخیزی جهانموسوم به «آلپا» قرار دارد و هر از گاهی زمین لرزههای بزرگی در آن به وقوع میپیوندد. از سال 1340 تاکنون زمین لرزههای مختلف و در مواقعی ویران کننده مناطق مختلف کشور را با خسارات و تلفات سنگینی روبه رو کرده است که آخرین آنها، زمین لرزه شهرستان بلده در استان مازندران می باشد.از دیگر زمین لرزههای دلخراش در ایران زلزله ای بود که در سال 1379 و در دو استان زنجان و قزوین با قدرت 2/5 در مقیاس ریشتر به وقوع پیوست؛ مناطق طارم، خدابنده، ابهر، خرمدره و سلطانیه و همچنین بویین زهرا را لرزاند وخسارتها و تلفات سنگینی ببار آورد. بیش از 500 نفر بر اثروقوع این زمین لرزه کشته شدند. بزرگترین زمین لرزهای که در سالهای اخیر در ایران به وقوع پیوست مربوط به 31 خرداد 1369 در استانهای گیلان و زنجان با قدرت هفت و سه دهم در مقیاس ریشتر بود. این زمین لرزه بیش از 40 هزار کشته برجای گذاشت که خونبارترین زمین لرزه در ایران به حساب می آید. این زلزله در عرض چند ثانیه حدودهزار و 100 کیلومتر مربع که 27 شهر و 1871 روستا را در برمی گرفت، ویران کرد. این در حالی است که دیگر کشورهای منطقه مانند، ترکیه، سوریه، ارمنستان و یا افغانستان نیز به دلیل قرار گرفتن در این خط زلزله با تعداد بیشماری از این قبیل زمین لرزهها رو به رو هستند. دانشمندان گفتهاند که دلیل این پدیده در بستر اقیانوسها که نشانه های حرکت شبه قاره هند به سمت قاره های آسیا و اروپا را آشکار می سازد، نهفته است.قاره هند از 30 میلیون سال گذشته با سرعتی معادل 10 سانتی متر در سال به سمت قاره های اروپا و آسیا حرکت کرده است و در زمان حاضر این سرعت به پنج سانتی متر درسال کاهش پیدا کرده است.به گفته کارشناسان امور شهری مقاوم سازی ساختمانها و تقویت سازه های ساختمانی در امور شهرسازی و احداث بنا در شهرها و استفاده مناسب ازتحقیقات در حوزه زمین شناسی و اقلیمی اساسی از جمله مولفههای بسیار مهمی است که در کاهش خسارت و تلفات زمین لرزههایی از این دست میتواند نقش مهمی داشته باشد.
این واقعیت که ایران در کمربند زلزله جهانی قرار دارد و استفاده ازتجربیات دیگر کشورهای زلزله خیز و موفق در ساماندهی به امور شهری و مقاوم سازی شهرها در مناطق زلزله خیز بیش از گذشته احساس میشود. کارشناسان فن معتقدند درصورتی که هزینههای گزاف امداد رسانی و جبران خسارتهای مادی و معنوی حوادث طبیعی نظیر سیل و زلزله در مسیر بازسازی و ایجاد تغییرات بنیادی در حوزه شهرسازی وتمهیداتی لازم برای پیشگیری از حوادث غیر مترقبه قرار گیرد، نتایج به مراتب بهتر ازگذشته خواهد بود.پیشاپیش از مسئولان این امر خطیر برای خدمات بی شائبه شان تشکر میکنیم.در چارچوب جهانی، فلات ایران در محل تلاقی صفحههای عربستان (عربستان- آفریقا)، هند(هند- استرالیا) و اوراسیا(اروپا- آسیا) واقع شده است. تلاقی این صفحهها باعث شده است تا پوسته فلات ایران که در کل ضعیفتر از صفحهای یاد شده است، تغییر شکل پیدا کند و توسط چینخوردگیها و رشته کوههایی چون زاگرس در غرب، البرز و کپهداغ در شمال و شمال شرق و کوههای شرق ایران و مکران به ترتیب در شرق و جنوب شرق احاطه شود. کوهها و چین خوردگیهای پوسته فلات ایران هنوز به وضعیت پایدار خود نرسیده اند، بنابرانی با تداوم حرکت صفحهها شاهد فعالیتهای لرزهای در اغلب نقاط ایران بخصوص نواحی کوهستانی هستیم. وقوع زمین لرزههایی چون زمین لرزه 1357 طبس یادآور این مطلب است که حتی منطقههای نزدیک به ایران مرکزی به علت نیروهای وارده در معرض خطر زمین لرزه می باشند. نقاط مختلف ایران، به دلیل شرایط متفاوت، رفتار لرزهای مشابه را نشان نمیدهند. در منطقه زاگرس که در واقع منطقه برخورد صفحه عربستان با ایران است، نیروها فشاری است. وجود لایههای شکلپذیری تبخیری چون نمکهای هرمز در این منطقه باعث شده است تا زمین لرزهها اغلب دوره بازگشتی کوتاه را نشان دهند و در نتیجه به علت فاصله زمانی کوتاه بین رویداد زمین لرزهها، انرژی انباشته شده در حدی نیست که زمین لرزههای با بزرگی بالا را سبب شود. به این ترتیب زمین لرزههای زاگرس اغلب فراوان، با بزرگی متوسط وبیشتر بواسطه وجود سازندهای تبخیری کم و بدون شکستگی سطحی (گسله) میباشند. منطقههای البرز و کپهداغ که در جنوب صفحه اوراسیا واقع شدهاند عموماً رفتار لرزهای متفاوتی را در مقایسه با زاگرس نشان میدهند. زمین لرزهها در این منطقه فراوانی کمتری را نشان میدهند و نسبت به زاگرس انرژی بیشتری را رها میسازند. زمین لرزههای بزرگ آن قسمت را میتوان اغلب به شکستگیها (گسلها) نسبت داد. منطقه ایران مرکزی که بین زاگرس و کپهداغ واقع شده است. لرزهخیزی ناپیوستهای را نشان میدهد و اغلب زمین لرزههای بزرگی را به همراه دارد. این زمین لرزهها معمولاً دوره بازگشتی طولانی دارند و میتوان آنها را به گسلههای بارزی نسبت داد. منطقه مکران که در جنوب شرقی ایران واقع شده است در واقع متأثر از فرو رفتن پوسته اقیانوسی به زیر صفحهایران است. فعالیت لرزهای این منطقه در مقایسه با زاگرس کمتر است و در قرن حاضر دو زمین لرزه با بزرگی بیش از 7 در آنجا واقع شده است.